ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۲۱ تا ۶۴۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۶۲۱.

«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۴۴
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
۶۲۲.

کاربست تعلیمی نظریه ژان ژاک روسو در مطالعه رمان «به هادس خوش آمدید» اثر بلقیس سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۱۰۱
به هادس خوش آمدید داستانی واقع گرا و در بافت خانواده با محوریت شخصیت زن اثرِ بلقیس سلیمانی است. این رمان در زمان جنگ و با توجه به اجتماع دهه شصت ایران ترسیم شد ه است. روسو ناقد «واقعیات جامعه» از انسان، عدالت و حق به صورت فلسفه سیاسی بحث می کند. او انسان ایده ال / بالغ را حاصل تربیتی بر محوریت قانون و آزادی اخلاقی می داند. پژوهش پیش رو با روش کتاب خانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی درپیِ بررسی تعلیم و تربیت در بستر خانواده و نشان دادن آسیب های موجود در این بستر و بازتاب آن در آینده فرزندان است. در این رمان، شخصیت اصلی یا قهرمان سرخورده می شود؛ زیرا در خانواده ای رشد کرده که قانون آن را پدری سنتی و مستبد تدوین کرده و با زور و ارعاب حق انتخاب را از اعضای خانواده و فامیل گرفته است. براثر نظام فئودالی، گفتمان غالب با پدر است و بر خاندان و ایل نفوذ دارد. اعضای خانواده تعلیم و تهذیب نشده اند، لذا به آزادی اخلاقی تن نمی دهند. از طرف دیگر قانون بدون در نظر گرفتن منفعت عمومی و بدون رضایت اعضا تدوین شده است. شخصیت های داستان که نسخه ای از افراد جامعه هستند، در گذر زمان استحاله می شوند و این تغییر به سوی سراشیبی و خسران است. خانواده پرآسیب و غیرایمن و اعضا بالغ نیستند. از این رو عقوبت و مجازات در شخصیت های داستان به ویژ قهرمان داستان دیده می شود.
۶۲۳.

از مطرودیت تا تقدس: بازنمایی بدن متفاوت در داستان «نمازخانه کوچک من» از هوشنگ گلشیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۵ تعداد دانلود : ۱۳۵
در این مقاله به سراغ بررسی نحوه بازنمایی مؤلفه ای جسمانی، معلولیت، در داستان کوتاه «نمازخانه کوچک من» رفته ایم. هدف از انجام چنین پژوهشی تأکید بر اهمیت بازنمایی معلولیت به مثابه امری طردشده در جهان داستانی است. برای این منظور، داستان انتخابی را با رویکردی بینارشته ای بررسی کردیم: از یک سو، ملاحظات جامعه شناختی را با تمرکز بر مطالعات معلولیت در تحلیل وارد کردیم و از سوی دیگر، مؤلفه های روایت شناختی همچون شخصیت پردازی، نوع راوی و شیوه کانونی سازی را مدنظر قرار دادیم. یافته های ما نشان می دهد که نحوه پرداخت این عناصر روایی نقش بسزایی در شکل دهی به بازنمایی شخصیت معلول دارد. به طور خاص، در این داستان همزمانی راوی و شخصیت معلول (راوی خودداستان) امکان ارائه تصویری ناب و بی واسطه از تجربه زیستن با بدنی متفاوت را فراهم می آورد. به عبارتی، به کارگیری شگردهایی چون کانونی سازی شخصیت معلول و روایت کیفی ظاهر و احوال او از زبان خودش، گامی مؤثر به سوی خلق بازنمایی ای غیرکلیشه ای و تجربه محور از معلولیت به شمار می آید. راوی و شخصیت اصلی این داستان در یک تک گویی طولانی، خطاب به مخاطب گاه به طور ضمنی و گاه آشکار به نقد گفتمان های طردکننده می پردازد. از این جهت داستان «نمازخانه کوچک من» در بازنمایی معلولیت به مثابه بدنی متفاوت، ناهمسو با گفتمان های پزشکی و دیگری ساز است و معلولیت را نه همچون امری زشت و نامطلوب، بلکه همچون خصیصه ای زیبا، مطلوب و شخصی بازنمایی می کند.
۶۲۴.

زیبایی شناختی سروده های آیینی با قرائت های سیاسی، اخلاقی و عرفانی (با تکیه بر شعر: علی معلم دامغانی، قیصر امین پور و سیدحسن حسینی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
پژوهش پیش رو تحت عنوان «زیبایی شناختی سروده های آیینی با قرائت های سیاسی، اخلاقی و عرفانی» در نظر داشته است تا با مطالعه موردی شعر تنی چند از شاعران و سخنوران این حوزه یعنی: علی معلم دامغانی، قیصر امین پور و سیدحسن حسینی، ضمن بررسی جاذبه های ادبی (بدیع و بیان) سروده های انتخابی، زاویه نگاه شاعران به این موضوع را مورد توجه و تحلیل قرار داده و در یک مقایسه ضمنی ارزش ادبی و محتوایی این سروده ها را به رؤیت خواننده برساند. آنچه از جستجوی انجام شده به دست آمد نشان می دهد که: شاعران جامعه پژوهشی این تحقیق دست نیرومندی در انشای سروده های آیینی و مدح و ثنای پیامبر اسلام (ص) و ائمه هدی (ع) داشته اند. همچنین هر یک از شاعران یاد شده در برخی نمونه ها مثل: «تاوان این خون تا قیامت ...» از: علی معلم دامغانی، «ظهر دهم عاشورا» از: قیصر امین پور و «راز رشید» از: سیدحسن حسینی، سرآمد بوده و این نمونه ها را با عناصر ادبی زیبایی مثل: تشبیه، استعاره، کنایه، تکرار و مانند آن برای همیشه در تاریخ شعر و ادب فارسی ثبت و ضبط کرده اند. و بالاخره «آشنازدایی» (آرایه های برساخته و غیرمعهود) عنصر ادبی و خیال انگیز دیگری است که شاعران یاد شده برای برجسته کردن قرائت های سیاسی، انتقادی، فلسفی و عرفانی از آن بهره های فراوان برده اند.
۶۲۵.

تحلیل بلاغی شعر فارسی بر اساس خوانشی شناختی از زمانمندی زبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۳
. یکی از اندیشه های کلیدی سوسور تاکید بر اهمیت زمانمند یا خطی بودن زبان و کارکردهای آن در ساحت های گوناگون است که در سال های اخیر گروهی از زبانشناسان بر اساس آن نحو زمانمند را به عنوان نگرشی نو بنیاد نهاده اند. از طرف دیگر توجه به زمانمندی حلقه های زنجیره ی سخن باعث تمرکز و دقت خاصی در چینش و جایگاه تک تکِ اجزای سخن می شود که هر کدام از آنها نقش مهمی در ایجاد زیبایی و بلاغت شعر فارسی دارند. نوشتار حاضر براساس این اصول و با توجه به این که نحو زبان فارسی به ویژه در شعر آزادی بیشتری به سرایندگان می دهد کوشیده است نوعی تحلیل بلاغی تازه را پیشنهاد کند. این روش در مرحله ی اول با الهام از علوم ادبی سنتی و رویکرد فرمالیسم به عنوان دو شیوه ی مهم سنتی و نوین تحلیل زبان شعر، با دقت بسیار علل ادبی و بلاغی را در جزئی ترین تغییرات جایگاه هر عنصر را جستجو می کند. در مرحله ی دوم این روش جدید با بهره گیری از اصول و شیوه های شعرشناسی شناختی می کوشد نقش هر کدام از این تغییرات را در معنا و تاثیری که مخاطب از شعر دریافت می کند به دقت نشان دهد. نتایج همگون تحلیل های نمونه نشان می دهد که این شیوه ی پیشنهادی به دلیل انسجام منطقی خود قادر است ساختارهای بلاغی مبتنی بر زمانمندی در شعر را که در زمینه هایی چون آموزش فارسی عمومی و تخصصی، گویندگی، خوانندگی، تصحیح متون ادبی و ترجمه کاربرد بسیار دارند بیابد و تجزیه و تحلیل کند.
۶۲۶.

بازنمایی های کودک و جهان کودکی در آثار چوبک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
کودکی مفهومی فرهنگ مبنا است و در جوامع و ادوار مختلف تعاریف متفاوتی از آن ارائه شده است. برای دست یابی به شناختی کلی از کودکی، می توان از دانش های مختلف بهره گرفت. در این پژوهش، با روش تحلیل محتوای کیفی محتوایی ، مفهوم کودکی را در آثار صادق چوبک تحلیل می کنیم و تلاش می کنیم در کنار الگوهای شناخته شده جامعه شناختی از کودکی، الگوهای فرهنگی جامعه ایران دوره پهلوی دوم نیز معرفی شود. اگرچه این دوره تاریخی، دوره شکوفایی مفهوم کودکی است؛ اما چالش هایی نظیر فقر، کار کودکان و نابرابری همچنان وجود دارد و سهم کودکان فرودست از امکانات همچنان ناچیز است. چوبک در آثارش با توجه به سبک ناتورالیستی ، توجهی ویژه به کودکان طبقه فروتر دارد و دردها و رنج های آن ها را به شکلی عمیق و عریان به تصویر می کشد.کودکان طبقات متوسط و فراتر اگر در داستانی هم حضور دارند، برای نشان دادن تقابل طبقاتی با کودکان فرودست است. در آثار داستانی چوبک بیش از آن که مسائل اجتماعی عصر پهلوی و راه های برون رفت از فقر و ظلم به تصویر کشیده شود، مطابق با مؤلفه های داستان های ناتورالیستی،کودکان قربانیانی هستند که همچون بزرگسالان روان رنجور در چنبره سرنوشت شوم خود گرفتارند و گریزی از بدبختی و جبر محیط و سرنوشت ندارند. این کودکان معصوم و قربانی در معرض انواع آسیب های جسمی و روانی و اسیر در سنت ها و خرافات پوسیده-اند. تنها در داستان رئالیستی «تنگسیر» فرزند قهرمان در مسیر ظلم ستیزی پدر گام برمی دارد.
۶۲۷.

شیوائیسم و عرفان اسلامی در درّه کشمیر: با تکیه بر مقایسه اندیشه های لِلّادِد و شیخ نورالدّینِ رِیشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۶
دره کشمیر، یکی از مناطق مهم فرهنگی و دینی در آسیا محسوب می شود که همواره سکونتگاه ادیان مختلف، ازجمله شیوائیسم کشمیری و اسلام بوده است. پژوهش حاضر، به شیوه توصیفی-تحلیلی، به تبیین آرای لِلّادِد به عنوان یکی از شخصیت های مهم آیین شیوائیسم کشمیری و نیز شیخ نورالدّین رِیشی، و مقایسه اندیشه های آن دو پرداخته است. آرای عرفانی للّادِد و نورالدّین را می توان به صورت کلی در سه حوزه خداشناسی، سلوک عملی و رویکرد اجتماعی دسته بندی کرد. نتایج پژوهش حاکی از تعامل و ارتباط شیخ نورالدّین رِیشی با للّادِد است؛ چنان که نورالدّین از واژه «دِوا» و اسم «شیوا» که خدای اصلی آیین شیوایی است، در کنار لفظ «الله» استفاده کرده است. همچنین برخی عبارات مشابه در اشعار هردو شخصیت دیده می شود. البته مضامین مشترک دیگری در اشعار نورالدّین و للّادِد وجود دارد که مختص آیین شیوائیسم کشمیری و طریقت رِیشیّه نیست؛ بلکه در سایر سنت ها و طریقت های عرفانی نیز چنین اندیشه هایی وجود دارند. ازجمله این اعتقادات می توان به ریاضت های شدید، ترک خانواده، تجرد، امتناع از مصرف گوشت، آزار نرساندن به حیوانات، مراقبه، سیر انفسی، سیر و سلوک، انتقاد از ظاهرپرستی و توجه به باطن اعمال، و روحیه تسامح و مدارا با دیگران اشاره کرد.
۶۲۸.

نقش اقلیم در داستان های پایداری فرهادحسن زاده(مطالعه موردی داستا ن های نوجوان ماشو در مه، مهمان مهتاب، حیاط خلوت و هستی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۱۲۳
ادبیات اقلیمی، آثاری را دربرمی گیرد که فرهنگ، باورها و آداب و رسوم یک زیست بوم خاص را بازتاب می دهد. مقاله حاضر داستان های پایداری «ماشو در مه»، «مهمان مهتاب»، «حیاط خلوت» و «هستی» اثر فرهاد حسن زاده (آبادان، 1341) را که بین 1373 تا 1389 برای نوجوانان به چاپ رسیده اند و جوایز متعدّدی کسب کرده اند، از نظر مؤلفه های ادبیات اقلیمی حاصل از هویت و دلبستگی مکانی بررسی می کند. نگارندگان با شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر متن داستان ها با پاسخ به این پرسش ها که بسامد فراوان عناصر اقلیمی گوناگون خوزستان در داستان های منتخب حسن زاده در چه عواملی ریشه دارد و این عناصر از چه زوایایی بر متن، فضاسازی، تجسّم حوادث، ارتباط مخاطب و جذابیت داستان های حسن زاده اثرگذاشته اند؛ دریافته اند بسامد بسیار و همه جانبه عناصر اقلیمی در داستان های بررسی شده، حاصل هویت مکانی و دلبستگی حسن زاده به زادبوم خویش است؛ به گونه ای که نویسنده، تحت تأثیر تعلّق خاطر به خوزستان به عنوان بخشی از هویت خویش و به کارگیری تمام انواع هویت مکانی در داستان های خویش، پایداری و مقاومت در عرصه های جنگ تحمیلی را که بین زیست بوم خوزستان و ساکنان آن مشترک است، نشان می دهد. به کارگیری مؤلفه های اقلیمی این زیست بوم در طرح داستان ها، عنوان روایت ها، شخصیت ها و زمینه داستان ها، ساخت های واژگانی و تصویرهای تشبیهی و استعاره های زبانی در جذابیت و قوّت داستان های حسن زاده بسیار مؤثّرند؛ چنانکه نگاه بوم محورانه حسن زاده همراه با آگاهی عمیق وی نسبت به عناصر زیست بوم های زادبوم خود و بازنمایی آن ویژگی ها در ژرف ساخت و روساخت داستان های خویش، بین حوادث داستان و مخاطب نوجوان پیوندی محکم ایجادکرده است تا به کمک فضاسازی های حاصل از تصاویربرساخته از زیست بوم مصنوعی جنگ و ابزار جنگی و زیست بوم های طبیعی و اجتماعی خوزستان که حوادث در آن اتفاق افتاده؛ داستان هایی ملموس، جذّاب و باورپذیر برای مخاطب نوجوان آفریده که می تواند مفهوم پایداری در برابر بیداد داخلی و خارجی را به بهترین وجه، احساس و درک کند.
۶۲۹.

تحلیل سبک شناختی کاهش ترکیبات اضافی و نقش آن در ایجاد توازن نحوی در منطق العشاق اوحدی مراغه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۱ تعداد دانلود : ۱۱۸
ساختار نحوی و موسیقایی از مهم ترین ویژگی های سبکی هر متن ادبی به شمار می رود، زیرا این دو لایه بنیان اصلی شکل گیری ریتم و آهنگ زبانی و سازمان معنایی اثر را فراهم می سازند. در این چارچوب منطق العشاق اوحدی مراغه ای نمونه ای شاخص است که در آن نحوه چینش اجزای نحوی و پیوند آن با موسیقی کلام جلوه ای ویژه یافته است. یکی از ویژگی های برجسته در این اثر پرهیز شاعر از کارگرفتِ گسترده ترکیبات اضافی است؛ گرایشی که نه تنها در سطح معنایی و نحوی، بلکه در سطح موسیقایی نیز انعکاس آشکاری دارد. این پژوهش با رویکردی تلفیقی از سبک شناسی ساختاری و شناختی که از روش توصیفی_ تحلیلی نیز بهره برده است، به بررسی و تحلیل پیامدهای این ویژگی می پردازد. از منظر ساختاری کاهش ترکیبات اضافی موجب ساده تر شدن روابط نحوی-معنایی، افزایش بسامد جملات متوازن، و ایجاد نوعی نظم پایدار در متن می شود. از دیدگاه شناختی نیز این امر با اصل اقتصاد زبانی و کاستن از بار پردازشی مخاطب ارتباط مستقیم دارد، به گونه ای که شفافیت معنا و سهولت دریافت مفاهیم تقویت می شود. یافته ها نشان می دهد که پرهیز اوحدی از ترکیبات اضافی علاوه بر ارتقای وضوح و انسجام زبانی، نقش مهمی در تثبیت آهنگی یکنواخت و موسیقایی، و افزایش احتمال ایجاد توازن نحوی ایفا کرده است. بدین ترتیب، سبک شاعر نتیجه تعامل پویا میان عوامل نحوی، شناختی و آوایی تلقی می شود.
۶۳۰.

آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.
۶۳۱.

بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه فردوسی بر اساس نظریه فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۷۶
شاهنامه فردوسی، داستان بلند پهلوانی های قهرمانان است که ظاهراً در آن، قدرت طلبی برخاسته از «حرص» و «آز»، ریشه بسیاری از جنگ ها دانسته شده است؛ اما بررسی علل جنگ طلبی ها در شاهنامه، نشان از آن دارد که بسیاری از جنگ ها، می تواند ریشه در عللی به جز حرص و طمع داشته باشد. در این پژوهش که با هدف شناخت هرچه بهتر نقش قدرت طلبی در جنگ های خاندان های پهلوانی شاهنامه انجام شده است، به شیوه توصیفی-تحلیلی و براساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، به بررسی گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه پرداخته شده و تلاش شده است تا بدین پرسش اساسی پاسخ داده شود که مهم ترین مؤلفه گفتمان قدرت در خاندان های پهلوانی شاهنامه، کدام است؟ بدین منظور، گفتمان های موجود در قدرت طلبی بین تعدادی از خاندان های پهلوانی شاهنامه شامل گرشاسپیان و تورانیان، گرشاسپیان و کیانیان، گودرزیان و نوذریان، ساسانیان و اشکانیان، و کشوادگان و ویسگان، مورد بررسی قرار گرفت. نتیجه این پژوهش، نشان از آن دارد که قدرت طلبی در خاندان های پهلوانی شاهنامه را به ترتیب اهمیت، می توان در سه گفتمان اصلی ستیز تجدد و سنّت، طبقه اجتماعی و کین خواهی، و همچنین در بیست ودو خُرده گفتمان قرار داد که خرده گفتمان کین کشی، پراهمیت ترین آن ها است.
۶۳۲.

زیباشناسیِ اکنون در جهان بودلر: وارونه سازیِ تعالیِ افلاطونی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
مقاله حاضر با روش کتابخانه ای و رویکرد بینارشته ای بر رابطه دیدگاه افلاطون و بودلر درباره اثر زیباشناختی متمرکز است. اعتقاد افلاطون به «هنر همچون بازنمایی» قرون دراز بر تفکر غربی حاکم بوده است. این نظریه، زیبایی را تابع حقیقت و بازنمایی آن می سازد. اگر حقیقت نزد افلاطون کلی و ثابت و ابدی است، آنگاه زیبایی اصیل نیز باید همین ویژگی ها را داشته باشد. بودلر نخستین متفکری بود که با اعتقاد به جنبه فرّار و گذرایِ زیبایی، علیه سنت طولانی افلاطونی شورید. هنرمندِ بودلری شکاف افلاطونی میان امر ابدی و امر زمانمند را انکار می کند، دقیقاً همان چیزهایی را درآغوش می کشد که افلاطون سایه و شبح می نامید. ابدیت و زمان به آشتی می رسند. از دید بودلر، برخلاف نظر افلاطون، زیبایی به معنای تعالی از امر اینجایی و اکنونی نیست. برعکس، زیباییِ هرچیز ریشه در «حال بودن» آن دارد. بودلر مفهوم «تعالی همچون حلول» را دربرابر مفهوم افلاطونی از «تعالی همچون فراروی و تفوق» می نهد. بدین معنا، هر سنتی مدرنیته خودش را دارد و هنرمند اصیل کسی است که این مدرنیته خود را کشف کند. بودلر با نظریه افلاطون درباره «هنر همچون بازنمایی» مخالفت می ورزد، زیرا امر نو یا همان امر خاص و منحصربه فرد نمی تواند محصول بازنمایی باشد. نظر منفیِ بودلر نسبت به عکاسی را باید در همین مخالفت با بازنمایی دانست. در نگاه بودلر، رابطه افلاطونیِ فلسفه و هنر وارونه می شود و این فلسفه است که جنبه زیباشناختی پیدا می کند.
۶۳۳.

بررسی تأثیر جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم بر آرمان خانواده در اتوبیوگرافی مثلاً برادرم اثر اووه تیم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۴ تعداد دانلود : ۱۹۶
ادبیات معاصر آلمان به گونه ای چشمگیر با جنگ جهانی دوم و حاشیه های آن گره خورده است، جنگی که بسیاری از آلمانی ها در ابتدا شور و اشتیاق وافری به آن نشان دادند و آن را "ملی گرایی خاص آریایی" قلمداد و پس از پایان جنگ آن را یک اشتباه فاحش تاریخی نامیدند. موضوع جنگ جهانی دوم تا سالیان متمادی یکی از ارکان مهم ادبیات معاصر بوده و در این میان نویسندگان برجسته ای ظهور کردند که به عینه شاهد جنگ و خرابی های آن بودند. از جمله ی این نویسندگان، اووه تیم است که با اثر خود مثلاً برادرم، زندگی خانواده ی خود را که تحت تأثیر مستقیم جنگ جهانی دوم و پیامدهای آن قرار دارد به چالش کشیده و با زبانی صریح و در عین حال نیشدار تأثیر مخرب این پدیده را بر روابط خانودگی به تصویر می کشد. در این اثر، برادر اووه تیم، محور اصلی داستان است، ولی سرگذشت پدر و مادر و خواهر وی نیز با سرنوشت او عجین شده است. اووه با آنکه هنگام فوت برادر، سه ساله بوده و تنها تصاویر مبهمی در ذهن دارد، با استفاده از عکس ها و نامه هایی که برادرش از میدان جنگ با خانواده ی خود ارتباط برقرار کرده، کمک گرفته تا این اثر را خلق نماید. جستار ذیل بر بستر تصویر بینش یک خانواده ی آلمانی به جنگ ناسیونالیستی جهانی دوم در اثر مثلاً برادرم، تأثیر جنگ بر روابط خانوادگی بین اعضای خانواده ی تیم را که به تبعیض بین فرزندان از طرف والدینش منجر می شود، مورد مداقه قرار داده است.
۶۳۴.

آرزوی رفتن به جهنم؛ توضیحی درباره یک داستان در بوستان سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۷
در داستان پنجم باب دوم بوستان، آمده است: مرا شیخ دانای مرشد شهاب یکی آن که در جمع بدبین مباش شنیدم که بگریستی شیخ زار شبی دانم از هول دوزخ نخفت چه بودی که دوزخ ز من پر شدی کسی گوی دولت ز میدان ربود دو اندرز فرمود بر روی آب دوم آن که در نفس خودبین مباش چو بر خواندی آیات اصحاب نار به گوش آمدم صبحگاهی که گفت مگر دیگران را رهایی بدی که در بند آسایش خلق بود (سعدی، 1363: 171) در بیت پنجم، شیخ آرزو کرده است که کاش جهنم از وجود من پر شود تا جایی برای عذاب دیگران باقی نماند. این آرزوی شیخ که در قالب یک جمله استفهامی به منظور خواهش و تمنا آمده است از شطحیات عارفانه ای است که با معیارهای مادی و دنیایی سازگاری ندارد و در یک فضای معنوی و عرفانی تفسیر می یابد[1]. از آن جا که چنین مضمونی در فرهنگ اسلامی و قرآنی وجود ندارد لازم است سرچشمه های فکری آن را در منابع ایرانی جستجو کنیم. این آرزو یادآور داستان زندگی بزرگمهر و به زندان رفتن اوست. . در این آرزو با وجود لطافت و والایی بی نظیر، یک درک غلط و بشری از صفات حضرت حق دیده می شود. این که خداوند را دچار احساس کنیم تا به خواست ما عمل کند، نشانه این است که صفات انسانی را به خداوند نسبت داده ایم، صفاتی که توأم با احساس است و موجب تجدید نظر، بازنگری و در نتیجه تغییر موضع و تصمیم خداوند است. در داستان های رایج بین مردم که گاه در مقام نصیحت گفته می شود آمده است: نابکاری آخرین شب زندگی را مهمان چوپانی بود. این چوپان هنگام صبح که با جنازه مهمان گناهکار خود روبرو می شود دست به دعا برمی دارد و می گوید: خدایا من در حد وسع و توان خود، یک گوسفند برای این مهمان ذبح کردم. توقع دارم تو هم از او به شایستگی پذیرایی کنی. فردای آن روز فرزندان میت در عالم رؤیا، پدر خود را در اثر توصیه چوپان، بخشوده از همه گناهان، در بهشت دیدند.
۶۳۵.

حس آمیزی به مثابه استعاره مفهومی: بررسی الگوی حس آمیزی در شعر سهراب سپهری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقاله حاضر نگاهی به پدیده حس آمیزی از دیدگاه نظریه استعاره مفهومی است و به تحلیل حس آمیزی های موجود در شعر سهراب سپهری پرداخته است. بعضی از پژوهشگران علوم شناختی، با پیش چشم داشتن سلسله مراتب حواس اولمان، حس آمیزی را گونه ای از استعاره مفهومی دانسته اند؛ همچنان که در ساخت استعاره مفهومی، یک حوزه مفهومی عینی بر یک حوزه مفهومی انتزاعی افکنده می شود تا آن را روشن سازد، در حس آمیزی نیز عناصر مربوط به حواس ضعیف تر به حیطه حواس قوی تر برده می شوند تا موجب درک بهتری از مفهوم شوند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی کوشیده است از منظر متفاوتی به صنعت پرتکرار حس آمیزی در شعر سپهری نگاه کند و جسمانیت مستتر در ظاهر انتزاعی آثار او را نشان دهد. نتیجه حاصل از بررسی حدود 100 نمونه در اشعار سپهری، نشان می دهد که تقریباً تمام حس آمیزی های موجود در شعر او، استعاره هایی مفهومی هستند که از سلسله مراتب حواس اولمان تبعیت می کنند. به عبارت دیگر، سپهری همواره در حس آمیزی هایش مفهوم انتزاعی را به عینیت و تجسم نزدیک کرده است. این نکته نمایانگر آن است که شعر او برخلاف ظاهر انتزاعی، باطنی جسمیت یافته و کاملاً زمینی دارد.
۶۳۶.

بازشناسی دو الگوی روایی از متون زردشتی در بیتی از شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۳۸
این پژوهش بر آن است تا از بیت «به رشک اندر اهریمن بدسگال / همی رای زد تا بیاگند یال» از داستان کیومرث در شاهنامه تفسیری تازه ارائه دهد. ازاین رو با ذکر بیت مذکور و نگاه انتقادی به تفاسیر ارائه شده آغاز می شود. سپس با تکیه بر دو کلیدواژه «رایزنی» و «قوی شدن»، به منابع زردشتی رجوع می کند و شواهدی را از حضور دو الگوی روایی در این متون موردبررسی قرار می دهد. جمع آوری، بررسی، تحلیل و مقایسه ساختاری شواهد مذکور با رویکردی توصیفی-تحلیلی نشان می دهد الگوی نخست از سه مرحله 1-انجمن شدن، 2-رایزنی 3- اقدام و الگوی دوم از پنج مرحله 1-اطلاع از سرنوشت، 2-بیهوشی/بی حرکتی، 3-برانگیختن، 4-هوشیاری/حرکت 5-اقدام تشکیل شده است. سپس در نتیجه تحلیل و تفسیر مفهوم بیت مذکور بر اساس الگوهای فوق، آشکار می شود که این الگوها با پشت سر گذاشتن تحوّلاتی به بیت مذکور راه یافته اند. مفهوم این بیت درواقع اهریمن را توصیف می کند که برای آشفتن روزگار کیومرث، فرزندش سیامک و مردم، به رایزنی و مشورت با دیوان می نشیند. او به واسطه این رایزنی و طرح پیشنهادهایی با هدف آشوب، کشتار و ویرانی از جانب دیوان، قدرت می گیرد و سپس با تصویب نقشه حمله، فرزندش خزوران را با سپاهی از دیوان برای عملی کردن این نقشه راهی می کند. هم چنین در توجیه ادغام دو الگوی مذکور در این بیت می توان گفت احتمالاً این الگوها به سبب هم پوشانی برخی عناصر در هم ادغام شده و در این بیت به صورت الگوی نهایی چهار مرحله ای 1-اطلاع، 2-انجمن شدن، 3-رایزنی و 4-اقدام درآمده اند.
۶۳۷.

تحلیل نمودهای سرمایه اجتماعی در رمان همسایه ها براساس نظریه پاتنام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۶۵
از میان پژوهش های بینارشته ای،جامعه شناسی ادبیات یکی از گرایش های نوین در نقد ادبی است که به بحث درباره تعامل جامعه و ادبیات می پردازد. این پژوهش درصدد است بر پایه آرای پاتنام، یکی از مسئله های اجتماعی را در رمان «همسایه ها» بکاود. روش این پژوهش، توصیفی _ تحلیلی است که با استقصای در متن و استناد به آن تجزیه وتحلیل صورت می گیرد. این مقاله به تحلیل نمودهای سرمایه اجتماعی در رمان همسایه ها پرداخته و به این پرسش ها پاسخ داده که وضعیت سرمایه اجتماعی ای که محمود روایت می کند، ریشه در چه عواملی دارد و مؤلفه های سرمایه اجتماعی (اعتماد، مشارکت و هنجار) چگونه بازتاب یافته اند. نتایج بیانگر آن است که در این رمان مؤثرترین عوامل بر سرمایه اجتماعی، وقایع ملی شدن صنعت نفت و شکل گیری و فعالیت احزاب مختلف در ایران ازجمله حزب توده است و مؤثرترین عوامل بر شکل گیری مؤلفه های ضد سرمایه اجتماعی اشغال خوزستان توسط نیروهای انگلیسی و حذف قدرت مجلس، کابینه، سران مملکتی و احزاب توسط محمدرضا پهلوی و ناکارآمد شدن دولت در سطوح و نهادهای مختلف است. مؤلفه اعتماد و زیرمولفه های آن (اعتماد بنیادی، بین شخصی و انتزاعی) به صورت منفی، یعنی بی اعتمادی گسترده بازتاب یافته است. زیرمولفه همیاری مثبت است که نشان از وفور نوع دوستی و انسانیت در جامعه ایرانی است. زیرمولفه همکاری مثبت است و در راستای اهداف ملی و رنگ و بوی میهنی دارد. زیرمولفه های حمایت اجتماعی، احساس اثرگذاری و کارایی اجتماعی و وساطت اجتماعی با درصدهای مختلف مثبت است. مثبت بودن این زیرمولفه ها بیانگر تعاملات مثبت و ارزش های اخلاقی و انسانی والا در جامعه ایرانی است.
۶۳۸.

L'Art de la Dualité: Exploration du Bonheur et de la Tristesse dans l'Œuvre de Mowlânâ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۰۹
این مقاله به بررسی دوگانگی شادی و غم در آثار مولانا، شاعر و عارف نامدار ایرانی، می پردازد. مولانا شادی را حالتی می داند که به طور ذاتی با عشق الهی پیوند خورده است، درحالی که غم را مرحله ای ضروری در مسیر تحقق معنوی تلقی می کند. او نشان می دهد که این دو احساس متضاد، به جای آنکه یکدیگر را نفی کنند، در ارتباطی متقابل قرار داشته و هر یک موجب غنای دیگری می شود. مولانا با بهره گیری از نمادهای قدرتمندی چون باغ، گل و موسیقی، همزیستی زیبایی و درد را به تصویر می کشد. از دیدگاه او، غم نه تنها پدیده ای منفی نیست، بلکه به عنوان عاملی برای دگرگونی فردی و تعالی روحی عمل می کند. در این راستا، عشق عرفانی به عنوان کلید دست یابی به شادی راستین و پایدار معرفی می شود. در نهایت، مولانا خواننده را به درک و پذیرش غنای تجربه انسانی فرامی خواند، چراکه شادی اصیل اغلب از دل رنج و مبارزه زاده می شود. این مقاله بر اهمیت نگرشی کل نگر به احساسات در مسیر جستجوی معنا و شکوفایی فردی تأکید دارد.
۶۳۹.

Former les traducteurs à la post-édition: enjeux, défis et stratégies pédagogiques à l’ère de l’intelligence artificielle(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۰ تعداد دانلود : ۱۸۲
Les avancées des technologies d’intelligence artificielle, y compris des outils de traduction automatique tels que Google Translate, DeepL et ChatGPT, ont profondément transformé le domaine de la traduction et fait de la post-édition une compétence essentielle pour les traducteurs modernes. Cet article examine les défis et opportunités liés à l’enseignement de la post-édition aux étudiants en traduction. Cette étude analyse les performances de 30 étudiants en licence et master de traduction dans le domaine de la post-édition. Ces étudiants ont travaillé sur des traductions automatiques de textes techniques, littéraires et culturels, et les résultats ont été évalués en termes de qualité linguistique, de cohérence stylistique et d’adaptation culturelle. Les résultats montrent que la post-édition a permis des améliorations significatives des traductions automatiques, avec des scores passant de 3,2 à 4,4 pour la qualité linguistique, de 2,8 à 4,0 pour la cohérence stylistique et de 2,5 à 4,1 pour l’adaptation culturelle. Cette recherche souligne l’importance d’intégrer des exercices créatifs, l’utilisation d’outils avancés de traduction et une réflexion sur les enjeux éthiques dans la formation. Face au rôle croissant de l’intelligence artificielle, il est impératif de préparer les futurs traducteurs à la post-édition afin d’optimiser la productivité tout en maintenant une qualité professionnelle élevée.
۶۴۰.

نگاهی تازه به یکی از اختلاف قرائت های شعر حافظ: بررسی موردی، سواد سِحر یا سواد سَحَر؟(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۹۸
یکی از انواع ایهام در اشعار حافظ که کمتر به آن پرداخته شده، چندگانه خوانی یا چندمعنایی های حاصل از "اختلاف قرائات" است. امروزه با تعداد کثیری نسخه خطی کهن از اشعار حافظ مواجهیم که اختلاف ضبط و قرائات گوناگون نسخه نویسان در آن ها موج می زند. هرچند این خود مهم ترین عامل به وجودآمدن ضبط ها و تصحیحات گوناگون از برخی ابیاتِ محل بحث است، اما گاه این چندگانگی و چندخوانگی نه حاصل اختلاف نسخ، بلکه محصول اختلاف های مخاطبان و خوانندگان در نحوه قرائت یک واژه یا عبارت است که این خود می تواند محملی برای کشف نوع دیگری از ایهام در اشعار خواجه شیراز باشد. در این مقاله تلاش می شود با تکیه بر نظریه دریافت و دیدگاه های خواننده محور هرمنوتیک که قائل به دخالت آگاهانه و ناخودآگاهانه مخاطب در معناپردازی متن است و برداشت ها و تفاسیر و قرائات گوناگون را ممکن و حتی غیرقابل اجتناب می داند، به مسئله اختلاف قرائات در اشعار حافظ نگاهی تازه انداخته شود و این مسئله بررسی شود که آیا می توان به جای به گزینی مرسوم میان شارحان، با پذیرش امکان درستی چند قرائت برای یک عبارت، به نوع کمتر پرداخته شده ای از ایهام در اشعار حافظ دست یافت؟ تحلیل موردی یکی از این موارد اختلاف قرائت (سواد سِحر/سَحَر) آشکار می سازد که چگونه دخالت خواننده در انتخاب یا ترکیب قرائت ها، گونه ای از ایهام نو را شکل می دهد که در آن، مؤلف و مخاطب هر دو در تولید معنا سهیم اند. بر این اساس، اختلاف قرائت ها در دیوان حافظ چه ناشی از انتخاب آگاهانه شاعر و چه حاصل ظرفیت های زبان و گفتگوی خواننده محور، می تواند به جای مانع عنصری کلیدی در ایجاد متنی باز و تأویل پذیر، و بستری برای گشودگی معنایی و چندصدایی متن تلقی شود. متنی که با هر خوانش تازه، افقی نو از معنا را می گشاید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان