فنون ادبی

فنون ادبی

فنون ادبی سال 17 پاییز 1404 شماره 3 (پیاپی 52) (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

حس آمیزی در شعر صائب تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک هندی صائب تبریزی هنجارگریزی حس آمیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۶
حس آمیزی یکی از آرایه های ادبی و شگردهای تصویرسازی در آثار ادبی است که در زبان و ادبیات فارسی اهمیت ویژه ای دارد. در این آرایه، امور مربوط به یکی از حواس با امور و وابسته های حس دیگری در هم می آمیزد و منجر به خلق نوعی هنجارگریزی می شود. صائب تبریزی به عنوان برجسته ترین شاعر سبک هندی، با کاربست حس آمیزی پُربسامد در شعر خویش موجبات ترویج آرایه زیبای بدیعی را در سبک هندی و توسعات و تأثّرات زبانی، معنایی و زیبایی شناسی در شعر فارسی فراهم آورده است. در این پژوهش تلاش شده است با روشِ توصیفی تحلیلی، انواع حس آمیزی، نحوه و میزان استفاده از این آرایه در غزلیات صائب تبریزی توجه شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حس آمیزی های صائب تبریزی چه ازنظر ترکیب حواس و چه ازنظر مفاهیم، نمونه بارزی از حس آمیزی های سبک هندی به شمار می آید و همراهی این آرایه با آرایه هایی چون مراعات النظیر، استعاره و به ویژه اسلوب معادله، هم بر تخیّل تصاویر شعری صائب افزوده است و هم بر انسجام و زیبایی سخن وی.  
۲.

سبک شناسی فکری در مجموعه داستان پنج داستان جلال آل احمد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک شناسی فکری نثر فارسی داستان کوتاه جلال آل احمد مجموعه داستان پنج داستان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۴۱
نثر فارسی همانند شعر فارسی از دوره مشروطه در ساحت های ساختاری، محتوایی و انواع ادبی تغییراتی ریشه ای یافت. «داستان کوتاه» یکی از گونه های پُرشماری است که پس از مشروطه به نثر فارسی افزوده شد. این نوع نثر فارسی را نخستین بار سید محمدعلی جمال زاده در ایران بنا نهاد و پس از وی داستان نویسان دیگری آن را توسعه دادند. جلال آل احمد از پیشگامان و سرآمدان داستان کوتاه فارسی به شمار می آید که در چند شاخه دیگر از نثر فارسی هم فعالیت داشته و در هر شاخه آثاری ارزشمند آفریده است. این نویسنده به اعتبار شاخصه های زبانی، ادبی و فکری منحصربه فردی که در داستان هایش دارد از صاحب سبکان نثر داستانی ادبیات معاصر ایران است. آخرین مجموعه داستان کوتاه آل احمد پنج داستان نام دارد که شامل پنج داستان کوتاه است. بیشتر حجم این مجموعه (سه داستان)، بازسازی خاطراتی از دوران کودکی و نوجوانی نویسنده است. داده های این پژوهش توصیفی تحلیلی از اسناد و منابع کتابخانه ای به دست آمده و در آن سبک فکری سه داستان نخست مجموعه داستان نامبرده بررسی و تحلیل شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که در این سه داستان بسیاری از مبانی سبک فکری آل احمد به کار رفته است. این مبانی عبارت است از: 1. انتقاد از نظام آموزشی؛ 2. بازنمایی رویدادهای سیاسی؛ 3. تأثیرپذیری از تقابل سنت و مدرنیته؛ 4. توجه به فرهنگ عامه؛ 5. رویکرد شرح حال گونگی در داستان ها؛ 6. طرح مسائل و مشکلات زنان؛ 7. نکوهش فقر و فلاکت؛ 8. نگاه نوستالژیک به دوران کودکی و نوجوانی.
۳.

بررسی و تحلیل استعاره مفهومی «خرد» در شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه فردوسی استعاره مفهومی نگاشت خرد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۳۲
خرد و واژه های مشتق از آن، واژه ای کلیدی و پرکاربرد در شاهنامه فردوسی است. موضوع این نوشتار بررسی و تحلیل بازنمودهای زبانی عینی و ملموس از مفهوم مجرد و انتزاعی خرد در شاهنامه است. این گفتار در تحلیل استعاره مفهومی با حوزه مقصد «خرد» در شاهنامه فردوسی، کوشش خواهد کرد با استفاده از شیوه استقرای تام و به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش ها پاسخ دهد: 1. در شاهنامه فردوسی حوزه مقصد خرد در قالب کدام نوع استعاره مفهومی، عینی شده است؟ 2. در شاهنامه فردوسی برای عینی و ملموس شدن مفهوم خرد از چه واژگانی استفاده شده است؟ دستاورد پژوهش نشان می دهد که مفهوم انتزاعی «خرد» در شاهنامه در قالب استعاره های مفهومی هستی شناختی و جهت مند، ملموس شده است. در شاهنامه عینی کردن مفهوم «خرد» با منطق شعر حماسی و جهان ممکن حماسه منطبق است و شاعر، خرد را اشیایی شاهانه همچون «تاج» و «تخت» یا پهلوانی نظیر «کمان»، «رایت» و «تبر» انگاشته است.
۴.

مضمون سازی با عناصر بیانی و بدیعی در غزلیات نظیری نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سبک هندی عناصر بیانی عناصر بدیعی تشخیص نظیری نیشابوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
از اواخر قرن دهم هجری، حرکتی عظیم در شعر فارسی به وجود آمد و مضمون آفرینی در جایگاه وجه غالب شعر شاعران سبک هندی تحولاتی چشمگیر در ادبیات فارسی ایجاد کرد. سخنوران این سبک، با دقت و ژرف نگری در عناصر استفاده شده شاعران دوره های قبل، روابطی تازه و بدیع میان پدیده ها ایجاد کردند. این روابط تازه را در ابعاد و اسلوب های گوناگون می توان بررسی کرد که یکی از آنها بهره گیری از عناصر بیانی و بدیعی است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، شیوه های مضمون آفرینی در غزلیات نظیری نیشابوری بر اساس عناصر بیانی و بدیعی بررسی شده است. نتایج نشان می دهد، نظیری نیشابوری یکی از پیشگامان این سبک ادبی، در آفرینش مضامین نو، نقشی برجسته ایفا کرده است. او در ساختن مضامین تازه در چهارچوب آرایه های بیانی و بدیعی، دست به ابتکاراتی زده که حاصل آن، آفرینش تصاویر شگفت انگیز و نوینی بوده است. شعر او، ضمن داشتن ویژگی های سبک عراقی و مکتب وقوع، پذیرای مختصات تازه ای است که بعدها این شگردها، دست مایه شاعران بزرگی همچون صائب تبریزی شده است. در غزلیات او، از میان عناصر بیانی، تشبیه و تشخیص و در میان عناصر بدیعی، اسلوب معادله، تمثیل، پارادوکس، حُسن تعلیل و اغراق، بیشترین بسامدها را در ساخت مضامین تازه شعری دارد و از منظر سبکی، متفاوت و برجسته تر از بسیاری از شاعران هم عصر او بوده است.
۵.

تحلیل لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی بر اساس نظریه بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظامی بهرام اردبیلی عشق تأثیرپذیری بینامتنیت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۱
بهرام اردبیلی در هفت سروده با عنوان هفت پیکر، از لیلی و مجنون نظامی تأثیر پذیرفته است، او از زاویه دید لیلی و مجنون ، برش هایی از این منظومه غنایی را بازخوانی کرده است، خوانشی که در آن، خواننده وجهه ای فعال به خود می گیرد، شاعر با ایجاد معناهای چندگانه و تصویری تر کردن مفاهیم، ارائه تصاویر تودرتو با نظامی، قابلیت چندمعنایی در متن ایجاد می کند که مخاطب با تأویل آن، گویی دوباره شعر را می نویسد. در این پژوهش به شیوه ای توصیفی و تحلیلی، به روابط مشترک و متقابل در تصاویر و مفاهیم لیلی و مجنون نظامی و هفت پیکر بهرام اردبیلی خواهیم پرداخت، همان گونه که در نظریه بینامتنیت، روابط تقلیدی و تقابلی در ساختار دو متن، بررسی خواهد شد. اردبیلی در فرایند این تأثیرپذیری با تکیه بر شعر نظامی، شعری تصویری تر و سنّت شکنانه ارائه داده است که یادآور تفکر تصویرگرای نظامی در شعر است. همچنین، اردبیلی در دیدگاه خود در مفاهیمی چون اتحاد عاشق و معشوق، مرگ دوستی درراستای وصال با معشوق، امید به وصال و اشاره به بخش هایی از روایت اصلی لیلی و مجنون از نظامی تأثیر پذیرفته است.
۶.

بلاغتِ «تعلیق» در داستان رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: شاهنامه داستان رستم و سهراب عناصر داستان براعت استهلال تعلیق (هول و ولا)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۴
پژوهش های فنی و تخصصی اروپاییان در ادبیات داستانی، راه بردنشان به شگردهای گوناگون داستان نویسی و شناسایی عناصر داستان به شکلی اندام وار و استوار، هم فراهم آورنده زمینه واکاوی سنّت قصه گویی و قصه نویسی ایرانی برای یافتن ایده ها و آرا پیرامون این مسائل بوده است و هم فراهم آورنده زمینه ارزیابی متون منظوم و منثور داستانی مان از نگرگاه هنر داستان نویسی و شکل کارکرد عناصر داستان در آنها. در این راستا جستار پیشِ رو که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با تکیه بر منابع کتابخانه ای به سرانجام رسیده است، به قدر خود دریچه ای دیگر بر عنصر داستانی «تعلیق» (Suspense) و کارکرد آن در یکی از نام بُردارترین داستان های شاهنامه حکیم ابوالقاسم فردوسی (329-416ق) -به مثابه قدکشیده ترین کوهموج داستان پردازی منظوم رزمی در ادب پارسی- گشوده است. پس از شناساندن عنصر داستانی «تعلیق» (هول و ولا یا حالت انتظار)، توجه های نظری بدان در سنّت قصه گویی و قصه نویسی اسلامی-ایرانی ریشه یابی و بازخوانی شده است. سپس ازآنجاکه داستان «رستم و سهراب» از نگرگاهِ بهره گیری از توانش این عنصر داستانی بسیار قوی و غنی ظاهر شده و در اندازه خود، بخشی از ابعاد وسعت و عظمت هنر داستان پردازی فردوسی را آینگی نموده است، به گونه ای فنی چگونگی بازتاب تعلیق در این داستان واکاوی و نشان داده شده است که فردوسی چگونه در پی رنگی استوار با ایجاد زنجیره ای از تعلیق ها و هول و ولاها، خواننده را تا پایان داستان درگیر با «بعد چه می شود؟» و در بی قراری پی گرفتن رویدادها و گشوده شدن معمای کنش ها نگاه داشته است. در ابتدا و انتهای تنه اصلی جستار نیز، «براعت استهلال» داستان رستم و سهراب و نیز «معمای زندرزم»، هردو از نگرگاه تعلیق آفرینی شان در خواننده داستان، بررسی شده است.
۷.

پیوندهای ساختاری نماد در شعر نئوکلاسیک و بازنمود آن در غزلیات محمد سعید میرزایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نماد شبکه های نمادی نماد ارگانیک نماد کلان محمد سعید میرزایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
نماد و نمادپردازی تلاشی برای ابهام آفرینی، عمق بخشی، شرکت دادن خواننده در آفرینش معنا و حرکت از تک معنایی به سوی چندمعنایی است. ورود به عصر مدرنیته، آشنایی با جریان های شعری غرب و مکتب سمبولیسم و نیز غلبه جوّ اختناق بر فضای سیاسی و اجتماعی پس از مشروطه هرکدام به نوعی در تغییر کمّی و کیفی نماد تأثیرگذار بوده است. در این میان، پژوهشگران نیز کوشیده اند با عمق بخشی به تحلیل بلاغی نمادها به رهیافت های جدیدی در این حیطه دست یابند. ارتباط و هم افزایی نمادها و کشف ارتباط ساختاری آنها و پدید آمدن اصطلاحاتی چون «نماد کلان» و «نماد ارگانیک» حاصل این تلاش هاست. پژوهش حاضر، بر آن است تا به شیوه توصیفی تحلیلی، رابطه ساختاری نماد و شبکه های نمادی را در سروده های محمد سعید میرزایی به عنوان مهم ترین مؤلفه سبکی او بررسی کند. به این منظور پس از طرح مباحث نظری و سپس استخراج نمادهای خُرد (به عنوان کمیّت پایه ای)، نمادهای کلان و ارگانیک به عنوان شبکه های ساختاری نماد در سروده های او کاویده شده است. حاصل آنکه میرزایی شاعری است که نمادهایش در پیوند شبکه ای و ساختاری معنا می یابد و در این میان غلبه با آمیختگی نماد ارگانیک و نماد کلان است؛ به این معنا که شاعر، همان نمادهای کلان و پُربسامد را در یک یا چند غزل محور قرار داده و از آن به عنوان نماد ارگانیک بهره برده است.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۵۱