۱.
حکایت ها و آموزه های عرفانی همواره بیانگر سیر تکاملی و رشد درونی انسان بوده اند. انسان در جهان مادی باوجود تمام پستی وبلندی ها و واقعیت های تلخ، همواره به دنبال سعادت و آسایشی کامل بوده است. بر همین مبنا، امید یکی از کلیدی ترین مفاهیم در زندگی بشر به شمار می آید. فلاسفه، اندیشمندان و نظریه پردازان بسیاری در گستره مفاهیم ادبی، از امید به مثابه میل درونی انسان سخن گفته اند. در این میان، امید و باور به آرمان شهر موضوعی است که ارنست بلوخ، معروف به «فیلسوف امید»، بدان پرداخته است. در این پژوهش، با روش توصیفی تحلیلی دو داستان «شیخ صنعان» و «پیرچنگی» از عطار نیشابوری، باتکیه بر «اصل امید» ارنست بلوخ بررسی شده است. یافته ها نشان می دهند که انسان همواره با امید و میل به زندگی و رسیدن به جهانی والاتر، از واقعیت ها می گذرد و با گذر از ناامیدی، با درک عمیق آرمان شهر به آن نزدیک تر می شود. این همان اصل «نه هنوز» بلوخ است؛ اصلی که بنیان حرکت به سوی اتوپیا و حرکت دیالکتیک پیش رونده نامیده می شود؛ یعنی انسان هنوز آن چیزی نیست که باید باشد. ازاین رو، همه پدیده ها «نه هنوز» هستند که برای دست یافتن به غایت خود دگرگون شده اند تا به امید و آرمان جایشان در انتهای زمان واصل شوند. همسو با این نظریه، عطار با اشعار عرفانی خود و ارائه جهان بینی عمیقی از تجارب روحی و عرفانی و با دیدگاه جدانبودن بنده و خالق، تمامی رنج ها را بی معنا می داند و ایمان، عشق و امید را تنها راه نجات و نیروی محرک و انگیزه ای برای داشتن آینده ای بهتر معرفی می کند. او همچنین امید و درد را به عنوان دیالکتیک تز و آنتی تز، از عناصر کلیدی برای رسیدن به کمال یا وحدت می داند.
۲.
کتاب کشف الاسرار و مکاشفات الانوار از مهم ترین آثار روزبهان بقلی شیرازی (522 6060 ق) و از خاص ترین نوشته های صوفیانه در فرهنگ اسلامی است. این کتاب، گزارشی از رؤیاها و مکاشفه های او یا به تعبیری زندگی نامه باطنی این عارف بزرگ است. تاکنون چهار تصحیح و ترجمه کامل و نیز یک ترجمه فارسی مستقل (بدون متن اصلی) از این اثر منتشر شده است. این مقاله با روش تحلیلی توصیفی به مقایسه این چهار تصحیح ازنظر روش شناسی و دقت در انتخاب و ویرایش کلمات می پردازد. همچنین، فهرستی از برخی اغلاط موجود در ترجمه های چهارگانه ارائه شده است. درمجموع، باتوجه به اهمیت این اثر، نیاز حتمی به تصحیح دوباره این کتاب احساس می شود. بااین همه، در میان آثار موجود، تصحیح مهدی فاموری بهترین گزینه به شمار می رود. ویراستِ فیروزه پاپان متین ازنظر فضلِ تقدم و در اختیار داشتن نسخه پاریس دارای اهمیت است. تصحیح مریم حسینی هم توانسته برخی اغلاط متن را به درستی اصلاح کند. درنهایت، تصحیح محمّد خواجوی دارای کمترین اصالت است و ترجمه امیرحسین اللهیاری نیز اثری مفید اما نابسنده ارزیابی می شود.
۳.
فطرت از مباحث مهم حوزه کلام و عرفان است که تعاریف و کارکردهای متعددی دارد. بررسی متون عرفانی قرن چهارم تا ششم هجری نشان می دهد که این موضوع در آثار عارفان به نقل قول های پراکنده از مشایخ محدود شده است. بااین حال، در آثار برخی عارفان ازجمله روزبهان بقلی (متوفی 522ق.) نگرش خاصی به آن دیده می شود. روزبهان مبحث مستقلی را به فطرت اختصاص نداده؛ اما با بررسی اشارات متعدد در آثارش می توان به دیدگاه های او دراین باره دست یافت. این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام شده، تلاش کرده است تا با مطالعه سیزده اثر از آثار روزبهان، افزون بر بررسی بسامد و تنوع معانی واژه فطرت، دیدگاه های عرفانی او را دراین باره مشخص کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که واژه فطرت در آثار روزبهان معانی گوناگونی دارد؛ ازجمله آفرینش، موجودات جهان، سرشت انسانی، غریزه، نفس امّاره و... . از منظر عرفانی، روزبهان برای فطرت چهار رکن در نظر گرفته که اصل آن فعل اراده حق است. آدم (ع) ، بدیع فطرت و مصداق فطرت اوّل و صورت حق ّتعالی است. فطرت انسانی ویژگی هایی دارد و تغییر می کند. فطری بودن اموری همچون استعداد معرفت، بندگی، ایمان و عشق، و نیز تعریف برخی اصطلاحات عرفانی با استفاده از مفهوم فطرت، از دیگر مباحث مطرح شده در آثار اوست.
۴.
جستار حاضر نقد و بررسی فرایند فرهنگ نویسی دهخدا درخصوص اصطلاحات حوزه عرفان و تصوف است. فرهنگ ها از ضرورت نقد و بررسی نظام مند معاف نیستند. در این مقاله به شیوه کمی، توصیفی و تحلیلی تلاش شده است تا با استخراج 662 اصطلاح تصوف از میان حدود 343 هزار مدخل لغت نامه دهخدا، کم وکیف تعاریف براساس اصول ارزیابی فرهنگ نگاری تحلیل شود. نتایج پژوهش نشان از آن دارد که باوجود خلاقیت های دهخدا در زمینه هایی مثلِ آوانگاری، گردآوری جامع و مدون اصطلاحات و امانت داری در استفاده از منابع؛ نظام مدخل گزینی اصطلاحات تصوف در فرهنگ او معیارهای مشخصی ندارد. نحوه علامت گذاری اصطلاحات تصوف نیز یکدست نیست و در مواردی، مشخص نیست که چگونه مدخلی اصطلاح قلمداد شده است و مدخلی دیگر نه. در مقدمه مفصل لغت نامه، شیوه نامه دقیق درباره اصطلاح پردازی مغفول مانده است. تعریف اصطلاحات نیز بیشتر بر متون منثور کهن و اصطلاح نامه های قدیمی استوار است و از شواهد شعری کمتر استفاده می شود. این تعاریف مفصل، با زبان کهنه، دیریاب و دشوار و بعضاً به زبان عربی بیان شده اند. بنابراین، در این مقاله تلاش می شود با ارائه آمار دقیق از تعداد اصطلاحات، منابع استفاده شده و شواهد شعری و متنی، به بررسی کمّی و کیفی تعریف اصطلاحات عرفانی در این لغت نامه پرداخته شود.
۵.
شعر قلندری یکی از شاخه های مهم ادبیات عرفانی است که بن مایه های آن با شعر سنایی به شعر عرفانی راه یافته است. پس از سنایی، عطار و عراقی با قلندر خواندن خود، اصول قلندری را در شعر خویش بیان کرده اند. مغربی، شاعر عارف سد ه های هشتم و اوایل نهم هجری نیز با بزرگداشت نام این سه شاعر عارف در دیوان اشعارش، بر تأثیرپذیری خود از آنان، به ویژه عراقی، صحه می گذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی سیمای قلندر در شعر این چهار شاعر، با روش توصیفی تحلیلی و پژوهش متنی انجام شده است. نتایج پژوهش حاکی از آن است که قلندر و آیین قلندری در نگاه این شاعران، گاه چشم اندازی مشابه و گاه سیمایی متفاوت دارد. یافته ها نشان می دهد که قلندریات در نگاه سنایی و عطار از یک سو، و عراقی و مغربی ازسوی دیگر، در اصولی همچون «توبه شکنی سریع و مکرر» و «گریز از مظاهر صلاح به فساد» مشترک است و در مؤلفه هایی نظیر «منفور یا مقبول دیدن چهره قلندری»، «طول مسیر میان مسجد و میخانه» (به منزله پایگاه صلاح و فساد) و... با هم تفاوت دارد.
۶.
این مقاله به بررسی داستان کشتی یعقوب با خدا در کتاب مقدس می پردازد. این داستان با رویکرد نو و از منظر علم الاسماء الهی در سنت عرفان اسلامی مورد تحلیل قرار گرفته است. مفسران کتاب مقدس، هماورد یعقوب در این داستان را خدا، فرشته و یا عیسو در نظر آورده اند و برخی این واقعه را رویایی پیامبرانه دانسته اند. فارغ از اینکه هماورد یعقوب که بوده، همچنان که در نظرگاه سنت عرفان اسلامی، عالم هستی و همه مخلوقات مظاهر اسماء الهی هستند و در همه آنات، خلق و مقدرات و مسائل عالم با روابط میان اسماء، تدبیر و نمایان و جاری می شوند. از همین منظر، می توان این واقعه را در آینه علم الاسماء الهی و با الهام از قاعده تخاصم و تناکح اسماء بررسی کرد. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد پدیدارشناسانه مبتنی بر نظرگاه عرفانی به این داستان از کتاب مقدس نظرکرده و فهم تازه ای از آن ارائه داده است. غلبه یعقوب در مقام انسان کامل و «تجلی جامع اسماء الهی» در عصر خود و هماورد او در شأن «جلوه ای از اسماء الهی جزئی»، همان غلبه اسم جامع بر اسم جزئی الهی است؛ بنابراین، این واقعه را می توان صورتی از تخاصم و تناکح اسماء الهی دانست که به سبب تفاوت مراتب اسماء الهی و احاطه و برتری بعضی بر بعضی دیگر رخ نموده است. این نوشتار بر آن است تا براساس قاعده ای در مبانی سنت عرفان اسلامی، امکان گشایش باب جدیدی در رجوع به متون ادیان کهن فراهم آورد.
۷.
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
۸.
محمود فاریابی در اواخر قرن ششم هجری کتاب دایره المعارف گونه خود را با عنوان خالصه الحقایق تألیف کرد. او در این اثر موضوعات متعددی را در دانش های گوناگون به تصویر می کشد و به تبیین دیدگاه های دیگران درباره موضوع مورد بحث می پردازد. در این پژوهش تلاش شده است تا افکار نویسنده درباره برجسته ترین «مقامات طریقت» (توبه، ورع، زهد، فقر، صبر، توکل و رضا) شناخته آید. پرسش های پژوهش به تحلیل دیدگاه نویسنده مبنی بر چیستی مفاهیم «مقامات طریقت» تمرکز می کند و رویکرد شناخت شناسی مؤلف را درباره موضوع حاضر از نظر می گذراند. این کار ضمن معرفی خالصه الحقایق در مضمونی ویژه، سبب آشنایی با رویکرد نویسنده و تعیین گفتمان غالب در تألیف کتاب می شود و شناخت دقیق تری نسبت به زمینه مسلط آن فراهم می آورد. روش پژوهش بر مبنای رویکرد معرفت شناختی است. «مقامات طریقت» از منظر دقت های ویژه نویسنده و باتوجه به برخی از آثار منثور فارسی بررسی شد. نتایج نشان داد که هرچند فاریابی در بخش های سه گانه هر فصل از ابواب کتاب، نوعی هم ترازی را در نقل سخنان متشرعه و صوفیه پدید می آورد، اما درنهایت از میان مشرب های اخلاقی، کلامی، شرعی و عرفانی در مسیر گفتمان غالب می رود و تفسیر عرفانی از موضوعات مذکور را بر رویکردهای تشریحی دیگر مرجح می داند و تلاش های وی در تعیین دقیق ترین تعاریف «مقامات طریقت» از نظرگاه عارفان، بر همین معنی دلالت می کند.
۹.
نشانه شناسی تنشی، برآیند چرخش رویکرد از تقابل های گسسته به تفاوت های تنشی و نوسانی است. مطالعه گفتمان های ادبی از منظر نشانه شناسی تنشی، افق های تازه ای را درباره معنا و فرایند تولید آن می گشاید. این الگو، بازنمودی از ساختار و فرایند تنشی گفتمان ارائه می دهد که بر تعامل دوسویه نیروهای فشاره ای (عاطفی) و گستره ای (شناختی) استوار است و وجهی سیال دارد. مقوله ایمان در مثنوی مولوی یکی از چالشی ترین مضمون هایی است که وضعیتی تنشی برای گفتمان رقم زده است و «رخدادی تنشی» نامیده می شود. براین اساس، در پژوهش حاضر با بهره گیری از رویکرد نشانه شناسی تنشی، فرایندهای گفتمانی «ایمان« تحلیل می شود. این تحلیل در بستر سه سطح گفتمانی (نشانه شناسی گفتمان)، تجربه عاطفی (بیان عاطفی و نظریه احساس) و معنایی عرفانی انجام می گیرد و از این منظر به تحلیل دو روایت برجسته از دفتر اول مثنوی با عنوان: «حکایت پادشاه جهود دیگر که در هلاک دین عیسی سعی می نمود» و «تفسیر قول حکیم...» می پردازد. پرسش اصلی پژوهش این است که الگوی رخدادی تنشی ایمان در مثنوی چه سازوکارهایی دارد و در بستر کدام عملیات و کارکردهای گفتمانی شکل می گیرد؟ هدف از پژوهش نیز بررسی چگونگی شکل گیری معنای سیال ایمان در بستر گفتمان های تنشی، نحوه تعامل ساختارهای زبانی، عاطفی و شناختی در این دو روایت و تأثیر آن بر فرایند تولید و گسست معنا است. تحلیل انجام شده بر پایه طرح واره های تنشی (اوج/ افت فشاره و گستره)، نظریه گسست پیوست گریماسی و تعامل دوسویه وجوه گفتمانی و عاطفی احساسی سامان یافته است. این روش تلاش دارد تا نحوه شکل گیری وضعیت رخدادی ایمان را در بستر تنش های درونی روایت و تعامل آن با ساختارهای ادراکی حسی مخاطب نشان دهد. یافته ها حاکی از آن است که در هر دو روایت، رخداد ایمانی در فرایندی دینامیک و فشاره ای و با جهت گیری نیروهای تنشی شکل می گیرد. این تحلیل، همچنین ظرفیت های غنی متون عرفانی فارسی را برای پذیرش خوانش های نوین نشانه شناختی آشکار می سازد.
۱۰.
باتوجه به توانمندی هوش مصنوعی مولد در تحلیل داده ها، سنجش رویارویی این ابزار با مفاهیم پیچیده متون عرفانی، می تواند در شناخت و شیوه بهره مندی از آن یاریگر باشد. هدف اصلی این نوشتار آن است که با روش توصیفی تحلیلی و بهره گیری از یکی از برنامه های کاربردی مبتنی بر هوش مصنوعی، یعنی «چت جی پی تی»، به بررسی یکی از مؤلفه ها و گزاره های عرفانی، یعنی حسرت، بپردازد. ازاین رو، با مقایسه آنچه این ابزار درخصوص حسرت عرفانی ارائه می دهد، با نتایج مطالعات کتابخانه ای و سندکاوی انجام شده در این زمینه، به واکاوی میزان توانمندی ابزار هوش مصنوعی «چت جی پی تی» در مواجهه با گزاره های عرفانی می پردازد و میزان تسلط آن در فهم نمادهای عرفانی را درک و ارزیابی می کند. نتایج حاصل از این پژوهش، نشان می دهد که ابزار هوشمند چت جی پی تی، درک دقیق و بسیار درستی از مفهوم حسرت، بر مبنای آموزه های عرفانی ارائه داده است. تسلّط هوش مصنوعی بر مبنای عرفانی و درک ابعاد مختلف مفهوم حسرت از نظر عارفان، حائز اهمیت است و می تواند در لایه های زیرین متن، واکاوی شود. این ابزار توانسته است براساس مؤلفه هایی که در قالب مفاهیم عرفانی حسرت، آتش اشتیاق، فنا، وصال و بقا به آن داده شد، به ارزیابی بسیار دقیقی بپردازد. ازآنجاکه بهره گیری از این ابزار، روزبه روز گسترده تر می شود و با پیشرفت علم و فناوری، توانمندی آن نیز افزایش می یابد؛ ازاین رو، لزوم توجّه به بهره گیری از این امکانات در پردازش و ادراک متون عرفانی ضروری تر به نظر می رسد.