فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۸۱ تا ۶۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
479 - 510
حوزههای تخصصی:
This article examines how the narrative disruptions characteristic of literary Modernism—fragmentation, non-linear storytelling, and unreliable narration—are reinterpreted and extended through contemporary cinematic adaptations of literary texts. Drawing on canonical Modernist techniques, the study explores their resonance in films such as TThe Great Gatsby (2013), The Hours (2002), and Atonement (2007), which adapt both Modernist and non-Modernist literary works. It argues that these films mirror the Modernist rejection of linear coherence by employing fragmented, multi-perspective storytelling to address contemporary cultural concerns. The article situates these disruptions within the theoretical frameworks of Modernist literary innovation and media theory, highlighting parallels between early 20th-century narrative experimentation and present-day cinematic storytelling. These case studies illustrate the evolving forms of narrative subjectivity and temporality, reimagining Modernist themes of time, memory, and identity through cinematic techniques like rapid montages, anachronistic soundscapes, and subjective voiceovers. By demonstrating that Modernist narrative techniques remain relevant in contemporary film, this study calls for an expanded Modernist canon that includes cinematic adaptations, underscoring the enduring impact of Modernist aesthetics on contemporary culture.
بررسی و نقد پسااستعماری رمان های هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی و گوری، اثر جومپا لاهیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نظریه پسااستعماری به طورکلی به بررسی روش هایی می پردازد که استعمارگران می خواهند از طریق آن، به ملت های استعمارزده بقبولانند که فرهنگ استعمارگر بر فرهنگ آنان برتری دارد. از آن جا که این روش ها متعدد و بررسی کنندگان متنوع اند، نظریه پسا استعماری در عمل دامنه ایی وسیع می یابد. یکی از ابزارهای بازنمود و برملاکننده شگردهای استعماری، ادبیات و به ویژه رمان است: رمان پسااستعماری. موضوع مقاله حاضر بررسی دو رمان از حوزه ادبیات پسااستعماری و مشخصاً ادبیات مهاجرت است. نویسندگان این داستان ها که رضا قاسمی در رمان «هم نوایی شبانه ارکستر چوب ها» و جومپا لاهیری در رمان «گوری» کوشیده اند بسیاری از مسائل کشورهای استعمارزده را در خلال روایت داستان خود در معرض دید خواننده بگذارند. داده های این پژوهش با روش کتابخانه ای فراهم آمده و پس از مقوله بندی با بهره گیری از روش تحقیق کیفی توصیف و گزارش شده است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که دیالکتیک من/دیگری همچنان ادامه دارد و با توجه به قدرت روزافزون استعمارگر، دگرگون کردن این رابطه کاری به غایت دشوار خواهد بود.
بررسی و تحلیل نشانه های اساطیری در رباعیات خیام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اسطوره پیش و بیش از آن که روایتی درباره آفرینش و آغاز تمام اجزای هستی باشد، یک باور است. باور به این که اسطوره می تواند وضع جهان را دست کم برای اسطوره باوران، تبیین کندو برای هر چه در آن روی می دهد، دلیلی قانع کننده ارائه نماید. این توجیهات ازآن سوی قانع کننده اند که، اسطوره در همه جا با آیین در پیوند و به همین دلیل مقدس است. اسطوره در زبان شکل می گیرد و روایت می شود. بنابراین بهترین جلوه گاه آن ادبیات به ویژه شعر است. زیرا عنصر بنیادین اسطوره و شعر تخیل است. خیام در آثار فلسفی و علمی خود، از هیچ اسطوره یا طرز نگاه اسطوره ای استفاده نکرده است، اما در رباعیات خود، به دلایل مختلف، از جمله برای تعمیق اندیشه هایش، به سراغ اسطوره می رود، مثلاً چهره ی اساطیری کیخسرو را مشبهٌ بهی گویا و قدرتمند برای بازنمود راستین ناپایداری جهان و ناتوانی انسان در برابر مرگ می یابد. گذشته از شخصیت ها، حیوانات و اشیاء و زمان اساطیری، بینش اسطوره ای خیام هم در غالب رباعیات او مشهود است. او با چنین بینش و بصیرتی است که، در کوزه و گل و سبزه، کون و فساد عالم را می بیند و به وسیله آن ها سیر پایان ناپذیر آمدن، بودن و رفتن انسان و اجزای هستی را نمادین می کند. اطلاعات مربوط به موضوع مقاله حاضر از طریق مطالعه کتابخانه یی گردآوری و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی، تحلیل و توصیف شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که خیام از هر دو ساحت عقلی و عاطفی وجود خود در رباعیات، به خوبی استفاده کرده و به رغم دانش باوری اش، تأثیر عمیق اسطوره را بر ذهن و زندگی بشر، انکار نکرده است.
مطالعه تطبیقی «شگردهای متعارف سازی» در زمین سوخته و نخل های بی سر براساس نظریه جاناتان کالر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
136 - 181
حوزههای تخصصی:
اغلب آثار ادبی دارای ساخت و معنی منحصر و خاصی است که می توان آنها را به شیوه های گوناگون خواند و تعبیر کرد. ساخت و معنی به مثابه دارایی های بالقوه و نهفته در متون، پژوهشگران را در بررسی گفتمان، سطوح توصیفی و واقعی نمایی آنها یاری می رساند. براین اساس در پژوهش حاضر دو شگرد متعارف سازی در رمان های زمین سوخته و نخل های بی سر بحث و بررسی شده است. روش پژوهش دراین تحقیق برپایه تحلیل محتوا و رویکرد مورد استفاده توصیفی تحلیلی است. نتایج نشان می دهد که عملکرد صمیمانه، دقیق و موشکافانه احمد محمود در توصیف ها (رسوب توصیفی)، انتقال اندیشه ها،عمق بخشی و نمایشی کردن صحنه ها، همذات پنداری و همراهی خوانندگان را در پی دارد در حالی که فراست با عملکرد ادیبانه و کلی، در این محور موفقیت چندانی ندارد. بررسی سطح واقعی نمایی اجتماعی دو رمان تحت عناوین مردم شناسی و آسیب ها و معضلات اجتماعی در رمزگشایی سطوح داستانی و ایجاد تصاویر زیبا، زشت، خنثی، قدرتمند، ضعیف، عامی یا روشنفکر، قوی یا ضعیف، پاک یا پلید، سفید، سیاه یا خاکستری، امیدبخش یا ناامیدکننده، آرمانی درباره جنگ و مردمان آن روزگار، در ذهن مخاطب، بسیار مؤثر بوده است.
تحلیل تطبیقی اسطوره های جمشید و میترا و پیوند آن ها با خورشید در چارچوب نظریه های الیاده و یونگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
77 - 108
حوزههای تخصصی:
اسطوره ها به عنوان یکی از بنیان های فرهنگی و معنایی تمدن های باستانی، در شکل گیری ساختارهای فکری، اجتماعی و روانی جوامع نقش کلیدی داشته اند؛ ازاین رو بررسی تطبیقی اسطوره ها و نمادهای کهن، ابعاد تازه ای از هویت، نقش های اجتماعی و نگرش های کیهانی را نمایان می کند. در اساطیر هندو-ایرانی، شخصیت های «جمشید» و «میترا» پیوندی نمادین و کارکردی با «خورشید» دارند که در دو بستر متفاوت متجلی شده اند. در این راستا، این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تطبیقی و بهره گیری از نظریه تقدس و نمادپردازی میرچا الیاده و نظریه کهن الگوی کارل گوستاو یونگ، به بررسی و تحلیل این پیوندهای نمادین پرداخته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که «خورشید»، فراتر از یک پدیده طبیعی، به عنوان نمادی از بازگشت جاودانه و امنیت روانی، نظم کیهانی و معنویت، در ارتباط با این اساطیر ظاهر می شود. در این میان، «جمشید» تجلی اقتدار زمینی، قدرت سیاسی و تمایل انسان به نظم بخشی به جهان مادی و پیوند با نیروهای ایزدی و طبیعت است؛ در حالی که «میترا» با الگوی ناجی و معنوی، نماد عدالت الهی، نیاز انسان به رشد روحانی و رهایی از قیود دنیوی به شمار می رود. ازمنظر تحلیل روان شناختی یونگ، این تفاوت های بنیادین، منعکس کننده تمایل عمیق انسان به امنیت، روشنایی و امید در برابر آشفتگی های درونی و بیرونی است و خورشید را به عنصری محوری در بازتعریف هویت های فرهنگی و آیینی تبدیل می کند.
نقش قوه خیال در رابطه مرید با مراد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مفهوم خیال یکی از مفاهیم پیچیده و چندوجهی است که در زمینه های مختلف معرفت شناسی، هستی شناسی و انسان شناسی بررسی شده و نقش و جایگاه ویژه اش در هر یک از این حوزه ها بیان شده است. رابطه میان مرید و مراد، از جمله روابط مهم در حوزه عرفان به شمار می رود. ما در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی، نقش قوه خیال را در رابطه میان مرید با مراد بررسی می کنیم. نتایج حاصل از این پژوهش حاکی از آن است که مرید از طریق خیال، می تواند طریق درست را از مراد یاد بگیرد و براساس آن قدم بردارد؛ همچنین طهارت، برجسته ترین ویژگی مرید است. مرید، طهارت ظاهری و باطنی را از مراد دریافت می کند و این دریافت، از طریق قوه خیال امکان پذیر است. مراد، از طریق خیال می تواند بر مرید، چه از لحاظ ظاهری و چه از نظر باطنی تسلط کامل در سلوک داشته باشد.
تحلیل محتوایی گفت وگو در داستان سهراب، با تکیه بر تقابل اصلی شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفت وگوف بهترین ابزار انسان برای هم سنجی و هم فکری با دیگران و به این اعتبار یکی از لوازم ضروری زندگی اجتماعی است. اگر داستان را تصویری از زندگی بدانیم، شخصیت های آن ناگزیر برای ایجاد ارتباط با یکدیگر از گفت وگو استفاده می کنند. اما گاه گفت وگو، در داستان، نسبت به عناصر دیگر، نقش محوری دارد. در این صورت تمام اندیشه های داستان پرداز به مخاطب انتقال می یابد. این پیام ها از طریق داستان، بر بنیاد تقابل ها بنا می شودد. اما تمام تقابل های هر داستان از جمله داستان رستم و سهراب، از یک تقابل اصلی شاهنامه است که می توان آن را به تقابل نور و ظلمت، فروکاست این بررسی نشان می دهد که تقریبا تمام تقابل هایی که غالبا ندانسته بر زبان اشخاص جاری می شود، ناشی از نگاه فردوسی به رویارویی ایرانیان با اقوام بیگانه است. اطلاعات مقاله از طریق روش کتابخانه ای گرد آمده و با استفاده از روش کیفی توصیف شده است.
تحلیل استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استقبال از سروده های شاعران دیگر و جواب گفتن به آنها، یکی از شگردهای شاعران در سرودن شعر است؛ حافظ از شاعرانی است که اشعار او مورد استقبال شاعران بخصوص شاعران سده نهم قرار گرفته یکی از این شاعران جامی است که در میان تقلید کنندگان حافظ، یگانه و ممتاز است به گونه ای که برخی محققان، سبک غزلهای جامی را سبک حافظانه نامیده اند. از میان غزلهای حافظ، عزل اوّل دیوان او، بیش از همه مورد توجه جامی قرار گرفته و او هفت بار به استقبال این غزل رفته و آن را جواب گفته است که در این مقاله مورد بررسی قرار گرفته است.روش پژوهش، توصیفی تحلیلی و براساس منابع کتابخانه ای است و هدف از انجام آن، بررسی استقبال های جامی از غزل اوّل دیوان و تحلیل چگونگی و چرایی توجه جامی به این غزل است. فرض نگارندگان بر این بوده که جامی توجه خاصی به غزل اوّل حافظ داشته است؛ مبتنی بر این ایده و براساس تعریف استقبال در کتابهای بلاغی و وام گیری از نظریه بینامتنیت، چگونگی و چرایی توجه جامی به غزل اوّل حافظ بررسی و این نتیجه حاصل شده است که جامی علیرغم تقلید ظاهری از حافظ و ستایش شعر او، در باطن، نوعی حسّ رقابت و معارضه با حافظ را داشته است به گونه ای که نسبت به برخی معانی و مضامین حافظ با نوعی آشنایی زدایی معنایی برخورد کرده است.
The Improvisation of Power and Shakespeare’s Second Tetralogy: A Greenblattian Approach(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The current research examines Stephen Greenblatt’s theories on the improvisation of power as well as tyranny in William Shakespeare’s second tetralogy to investigate the complex network of non-violent psychological domination of human being’s mind, by the manipulation of symbolic order through the stages of displacement and absorption. It examines how the Western psychic mobility and its embodiment in empathy and the improvisation of power affect the represented English society in the Medieval era and how the consequential power relationships impact on the ways of ruling the country. The improvisation of power deconstructs the vertical and hierarchical power relations and makes them more diagonal, horizontal or even upward. The represented Medieval English court is a dark labyrinth of conspiracy, intrigue, treason, and complicity. This duality roots in religious fundamentalism of Roman Catholic church. The tension between the two paradigms of court and church causes turbulence and chaos. The result is the absolute submission of the majority through the improvisation of power, which paves the ground for the Machiavellian minority to exert power and gratify their personal self-interest-driven plans, which are mostly tyrannical. Through the improvisation of power, the course of history could change.
تحلیل آرکه تایپی قصه «ملک ابراهیم و دختران پاشاه مصر»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
167 - 201
حوزههای تخصصی:
قصه های پریان به عنوان بخش بزرگی از ادبیات روایی و شفاهی عامه، سرشار از رمز و رازهای نمادین هستند. کشف این رمز و رازها ما را به جهان بزرگ درون انسان، هدایت می کند. این مقاله بر آن است تا با روش توصیفی تحلیلی، نقش ها، نشانه ها و رویدادهای نمادینِ قصه پریانِ «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» از قصه های عامه لرستان را به شیوه تحلیل آرکه تایپی یونگ، بررسی کند. ساختار کلی در ابتدای قصه، به تسلط وجه نرینه و غیبت عنصر مادینه اشاره دارد و درنهایت چگونگی ظهور مادینه غایب در پایان قصه را نشان می دهد. چهار عملکرد روانی انسان، یعنی تفکر، احساس، دریافت حسی و شهود در قالب شخصیت های این قصه نمایان می شوند. این قصه چون دیگر قصه های پریان، بازتابی از آرکه تایپ های درونی است. مرگ شاه و جانشینی پسر کوچک، ضرورت نو شدن مداوم خویش را از طریق تماس با جریان رویدادهای روانی در ضمیر ناخودآگاه، انعکاس می دهد. آنیما نیز نقش پلی را دارد که به قصد تمامیت روان، به سوی لایه های عمیق تر ناخودآگاه و خود راه می یابد. نتیجه این پژوهش نشان می دهد نقش ها، رویدادها و چهره ها در قصه پریان «ملک ابراهیم و دختران پادشاه مصر» به شکلی نمادین، نیاز ما را برای نیل به ضمیر برتر یا خویشتنی والاتر آشکار می کنند؛ امری که با آگاهی از نیروهای ناخودآگاه و آرکه تایپ ها میسر می شود.
بررسی کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی؛ گذر از لفظ به معنا در گلشن راز شبستری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
زبان و ادب فارسی دانشگاه آزاد سنندج سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۲
108 - 136
حوزههای تخصصی:
گلشن راز شبستری اشتمال بر منظومه افکاری دارد که تحت تأثیر مکتب ابن عربی و نماینده تمام عیار اندیشه شیخ اکبر در شرق اسلام است. در این مقاله با روش توصیفی تحلیلی برآنیم تا با تکیه بر اصول نظریه زیبا شناختی شعر، گذر از مرحله لفظ به ساحت معنا را در گلشن راز بررسی کنیم تا به این سوال بنیادی پاسخ دهیم که روش کاربرد استعارات عرفانی وحدت وجودی و فرآیند گذر از لفظ به معنا در این اثر چگونه است؟ براساس نتایج تحقیق، شبستری با استعانت از رمز، شکل استعاره های مبتنی بر «تأویل عرفانی» را از عناصر وحدت وجودی مکتب ابن عربی به عاریت گرفته و فرایند گذر از لفظ به معنا را تفسیر کرده است. او تأکید دارد که قدرت تشخیص سالک منجر به معناشناسی استعاره های شعری می شود و با تکیه بر این قوه ممیزه، می تواند معانی واقعی را که در صور خیال مبتنی بر جهان مادی کشف می شود از مرحله الفاظ فراتر برده، «معانی» را بفهمد. در این مقاله، نگارندگان براساس اصول روش تحقیق ملزم به تحدید دامنه پژوهش و تمرکز روی محور بحث هستند؛
بازتاب مسائل اجتماعی در شعر شاعران سوسیالیستی افغانستان (مطالعه موردی مجله ژوندون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
67 - 82
حوزههای تخصصی:
ادبیات سوسیالیستی واقع گرا در افغانستان، یکی از برجسته ترین و اثرگذارترین جریان های ادبی در تاریخ ادبیات معاصر این کشور به شمار می آید؛ جریانی که به واسطه غنای محتوایی و هنری، توانسته جایگاهی درخشان در منظومه ادبیات افغانستان به خود اختصاص دهد. این مکتب، با تأکید عمیق بر مسائلی چون عدالت اجتماعی، باورهای ایدئولوژیک و دغدغه های مردم محور، در عین حال نوآوری های ساختاری و محتوایی چشمگیری را نیز به نمایش بگذارد. بازنمایی هوشمندانه و هنرمندانه مفاهیم اجتماعی، سیاسی و طبقاتی در شعر، از ویژگی های ممیز آن است. شعر سوسیالیستی واقع گرا، نه تنها در مقام یک آفرینش ادبی، بلکه به عنوان ابزار انتقال آگاهی، بیان مقاومت، و بازتاب آرمان های جمعی، در بستر فرهنگی و اجتماعی افغانستان نقشی تعیین کننده ایفا کرده است. بر همین اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی بازتاب مسائل اجتماعی در شعر سوسیالیستی افغانستان، به واکاوی کیفیت بازتاب مفاهیم اجتماعی در آثار شاعران برجسته این حوزه با تکیه بر اشعار منتشرشده در نشریه معتبر ژوندون پرداخته است. یافته های این تحقیق نشان می دهد که مضامینی چون تمجید از نیروی کار و منزلت کارگر، تجلیل مبارزان پایبند به اندیشه های مارکسیستی، ستایش آزادی و برابری، نکوهش تبعیض های طبقاتی، تأکید بر همبستگی اجتماعی، همزیستی مسالمت آمیز و مخالفت با فقر و نابرابری، به شکل برجسته ای در اشعار نویسندگانی چون اسدالله حبیب، دستگیر پنجشیری، سلیمان لایق، رحیم الهام، نصرالله رها، شربت باقری، علی شاه ناشاد، غریب نواز، نسیم کامجو، حشمت ربی و ذکیه رستگار بازتاب یافته است؛ و این امر نشانگر پیوند وثیق میان ادبیات و ایدئولوژی در فضای فرهنگی آن دوران است.
سیمای زنان شرقی در آثار آلکساندر پوشکین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
299 - 314
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به موضوع جایگاه زنان مشرق زمین در آثار آلکساندر پوشکین، مِهر ادبیات روسی می پردازد. داستان های کهن شرقی از قصه های کتاب های مقدس گرفته تا قصه های هزار و یک شب شهرزادِ قصه گو همیشه مورد توجه شاعران و نویسندگان روس بوده است. عطش شناخت فرهنگ مشرق زمین از سوی ادیبان روسی شگفت آور است. برخی با سفر و عده ای نیز با بهره از نوشته ها و شنیده ها، اشعاری با مضامین شرقی سروده اند که نقش زنان در آنها کلیدی است. پوشکین، شاعر و نویسنده سده زرّین ادبیات روسی با بهره گیری از فرهنگ شرقی آثاری آفرید که در آنها به حال و هوای زن شرقی جلوه ویژه ای داده است. هدف پژوهش حاضر پاسخ به این سؤالات است: پوشکین از چه منظری به موضوع زن شرقی در آثار خود پرداخته است؟ او در آثارش زنان شرقی را مورد ستایش و تمجید قرار داده یا نکوهش؟ آیا هدف او از توصیف شخصیت زنان ایجاد گفت و گوی بینافرهنگی است؟ با بررسی موتیو زن شرقی در آثار این شاعر و نویسنده روس به این نتیجه می رسیم که ابعاد گوناگون زندگی فردی و اجتماعی زنان برای او مهم بوده است. او بنا به اقتضای حال و هوای درونی و شرایط خود دست به خلق آثاری درباره زنان شرقی زده است. موضوع زن شرقی، گاهی با بهره گیری از کهن الگوهای کتاب های مقدس، در زمینه های سیاسی، تاریخی، دینی - عرفانی، اجتماعی، اخلاقی و عشق زمینی- احساسی پس زمینه اصلی برخی از آثار او است. آثار پوشکین کمک شایسته ای در شناخت زنان شرقی در ابعاد گوناگون داشته و تأثیر عمیقی بر جامعه روسی گذاشته است.
تلمیعات حدیثی در مناقب نبوی و علوی دیوان ابن حسام خوسفی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بیشتر اشعار محمد بن حُسام خوسفی، شاعر شیعه مذهب قرن نهم، در مناقب و مدایح اهل بیت(ع) است. دیوان او دربردارنده مجموعه ای از احادیث مهم مذهب شیعه است. او با تسلطی که بر احادیث و روایات داشته است، در اشعار خود به مقتضای سخن، احادیثی از اهل بیت (ع) را نقل کرده تا جایی که می توان دیوان او را حدیث نامه نامید. صنعت دو زبانگی که در بدیع آن را تلمیع نامیده اند آن است که شعر در دو زبان یا گاه بیشتر، سروده شده باشد. پژوهش حاضر کوشیده است با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، به این سؤالات پاسخ دهد که تلمیعات دیوان ابن حسام از چه نوعی است و مترتّب بر چه مضامینی می باشد و شاعر با چه هدفی از آن بهره برده است؟ از این رو به بررسی تلمیعات حدیثی دیوان ابن حسام و کارکرد درون متنی آن می پردازد. در دیوان او از همه انواع تلمیع، سروده خود شاعر یا قرآنی، حدیثی، مَثلی نمونه هایی بسیار یافت می شود. بررسی انجام شده نشان می دهد که بیشترین تلمیع به کار رفته در دیوان ابن حسام از نوع تلمیعات قرآنی و حدیثی است. شیعه بودن ابن حسام و اعتقاد راستین او به ولایت مولا علی(ع) باعث شده تا احادیثی که به مقام والای آن حضرت و مسئله جانشینی ایشان اشاره دارد، دست مایه بسیاری از تلمیعات دیوان او باشد. تلمیعات حدیثی او حول پنج محور معنایی آمده است: 1-اوصاف پیامبر(ص) و مقام والای ایشان 2-اوصاف حضرت علی(ع) 3-مسئله جانشینی پیامبر(ص) 4-احادیث پیامبر(ص) 5-احادیث حضرت علی(ع). ابن-حسام هر کجا احساس کرده است آوردن اصل حدیث تأثیر بیشتری بر مخاطب دارد از صنعت تلمیع استفاده کرده -است.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
37 - 65
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
98-117
حوزههای تخصصی:
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
افسانهه 1301 (داستان کوتاه فارسی: جمال زاده یا هدایت؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
190-205
حوزههای تخصصی:
عموم پژوهشگران یکی بود و یکی نبود (1300) محمدعلی جمال زاده (1270-1276) را نخستین مجموعه داستان فارسی فرض کرده اند. برخی نیز سال 1301 را نقطه تحول ادبیات در هر سه حوزه شعر، داستان و نمایش دانسته اند با آثاری چون «افسانه» نیما یوشیج، مجموعه داستان کوتاه یکی بود و یکی نبود جمال زاده، رمان تهران مخوف مشفق کاظمی و نیز نمایش نامه جعفرخان از فرنگ آمده حسن مقدم. در این مقاله با رد اهمیت ویژه این سال، زنده به گور (1309) صادق هدایت (1281-1330) نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی خوانده شده است. برای این کار به تحلیل کلی داستان های هر دو مجموعه در زمینه های زبان، ایدئولوژی، شکل، نظام روایی، شخصیت و مکان پرداخته ام. دست آخر هم در کنار بررسی گونه محور مختصر داستان ها، شباهت های درون مایه ای آنها را با یکدیگر مطالعه کرده ام. همچنین با توجه به ترتیب تألیف داستان ها در قیاس با ترتیب درج آن ها در مجموعه، کوشیده ام حدس هایی درباره روال کلی کار هر نویسنده در زمینه داستان کوتاه بزنم.
L’imaginaire du Harem et le discours(anti ?) colonial de Marga d’Andurain(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Le harem, lieu de splendeur et d'enchantement, alimentant les fantasmes liés à l'Orient, constitue un pilier de l'Orientalisme tel que théorisé par Edward Said. Ce stéréotype, longtemps fondé sur des témoignages masculins, est remis en question par la redécouverte et l’étude des récits de voyage féminins depuis la fin du XXe siècle ; ceux-ci nuancent voire contredisent le canon masculin. Marga d'Andurain (1893-1948), voyageuse et aventurière, s'installe à Palmyre puis décide de partir en Arabie Saoudite pour participer au pèlerinage du Hajj et rejoindre le Golfe Persique. Cependant, les autorités saoudiennes ne l'autorisent pas à accomplir son projet et, dès son arrivée, elle est cloîtrée dans le harem du sous-gouverneur de Djeddah. Cet article vise à analyser la représentation du harem dans son récit rétrospectif, Le Mari Passeport, à la lumière de la thèse d'Edward Said tout en tenant compte des évolutions critiques postérieures. Nous chercherons à déterminer si ce récit s'inscrit dans le champ intertextuel orientaliste ou s'il propose une vision plus subtile et originale du harem. Notre étude révèle que si Marga d'Andurain, comme d’ailleurs d’autres voyageuses ayant eu accès au harem, offre un regard plus nuancé que ses prédécesseurs masculins sur le monde oriental, son témoignage, traversé par des schémas interprétatifs coloniaux, ne parvient pas à décoloniser totalement sa représentation.
پرتویی از عرفان و تصوف در اشعار منقبتی قرن های هشتم و نهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
11 - 52
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، پیوند آموزه های عرفانی با اشعار منقبتی قرن های هشتم و نهم نشان داده می شود. برای دست یابی به این هدف ابیات شاعرانی مدّنظرقرار گرفته که در این دوره پیرامون اهل بیت(ع) اشعاری سروده اند. اما برای تأثیر بیشتر کلامشان بر مخاطب سعی دارند از آموزه های عرفان اسلامی نیز استفاده کنند. این آمیختگی (عرفان و منقبت) می تواند دلایل مختلفی داشته باشد: مشرب فکری شاعر، بهره مندی او از خطّ فکری خاص، ویژگی شاخص محتوایی این دوره که بهره مندی از مضامین عرفانی است. عجین شدن مبانی عرفانی با منقبت اهل بیت(ع) سبب شده است درک ابیات برخی از این شاعران مانند شاه نعمت الله ولی و آذری اسفراینی دشوار شود و شیوه منقبت گویی آن شاعران را برجسته تر از دیگران نشان دهد.شاعران مدّنظر در این جستار عبارتند از: شیخ حسن کاشی، شاه نعمت الله ولی، آذری اسفراینی، عصمت بخارایی، جامی.در گام نخست، به معرفی مختصری از شاعران نام برده خواهیم پرداخت و سپس بحث ابیات مطرح خواهد شد. در بخش بررسی ابیات ابتدا به بازگشایی اصطلاحات عرفانی آن ها و در صورت لزوم اشاره های قرآنی و روایی مربوط به اهل بیت(ع) پرداخته شده و سپس ابیات براساس دقیقه های عرفانی و احادیث یا سخنان اهل بیت(ع) شرح شده است.
«داش آکل» از منظر روایت های جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
71 - 107
حوزههای تخصصی:
داش آکل، پهلوان مشهور شیرازی، یکی از شخصیت های برجسته در ادبیات عامه و رسمی ایران است که روایت های مختلفی از زندگی و شخصیت او در فرهنگ عامه مردم شیراز وجود دارد. صادق هدایت با الهام از این روایت ها، داستان کوتاه «داش آکل» را در سال 1311ش نوشت. مهارت های داستان نویسی هدایت و شهرت گسترده او موجب شد تا روایت او به تدریج به روایت غالب و تثبیت شده ای از داش آکل تبدیل شود، به طوری که سایر روایت های محلی به مرور فراموش شدند. تغییراتی که هدایت در روایت این داستان ایجاد کرد، تأثیر عمیقی بر شکل گیری تصویری جدید از داش آکل داشت. در این تصویر، داش آکل، قهرمانی بی عیب و نقص است که با آرمان های مردانگی و پاکدامنی اخلاقی درهم آمیخته است. تغییراتِ هدایت نه تنها شخصیت داستان را بازآفرینی کرد، بلکه بازتابی از تحولات فرهنگی و اجتماعی ایران در اوایل قرن بیستم بود که به طور گسترده توسط روشنفکران و نویسندگان پیگیری می شد. در مقاله حاضر تلاش شده با فاصله گرفتن از روایت تثبیت شده هدایت، به بررسی روایت های جایگزین از داش آکل که در منابع محلی در شیراز بازتاب یافته اند، بپردازیم. این روایت ها غالباً با نسخه هدایت تفاوت های اساسی دارند و ویژگی هایی چون وضعیت جسمانی، روابط عاشقانه و نحوه مرگ داش آکل را به شکلی متفاوت از روایت غالب هدایت بازگو می کنند. این مقاله به بررسی انگیزه های فرهنگی و ادبی پشت تغییرات هدایت می پردازد و نشان می دهد که چگونه او با ایدئال سازی شخصیت داش آکل، تصویری جدید از قهرمان اساطیری ساخت که نه تنها با تحولات فرهنگی زمانه اش هم راستا بود، بلکه از گفتمان های عرفانی، اساطیری و روشنفکری ایران نیز متأثر بود. این بازسازی نه تنها پیوند میان روایت های مسلط و تغییرات فرهنگی را آشکار می کند، بلکه نگاهی تازه به فرایند تطبیق فولکلور با چارچوب های ادبی مدرن ارائه می دهد.