فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۸۱ تا ۵۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
زایش و باروری به عنوان کلان محور در زندگی بشری به شمار می آیند و در میان اقوام و ملل، اساس زندگی و تداوم نسل انسان هستند. در ادبیات عامه و آیینی ایران زمین، توجه به باورها و آداب و رسوم زایش از گذشته تاکنون با شکل های مختلفی همراه بوده است. در جویم فارس به عنوان شهری تاریخی، آداب و رسومی در ارتباط با زایش و باروری مشاهده می شود و برخی از این آداب با شهرهای دیگر ایران اشتراکاتی نیز دارد. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی سعی بر این گردیده با تمرکز بر آداب و رسوم مردم جویم، آیین های زایش به عنوان نمونه مادی ادب عامه، از رهگذر مراحل سه گانه «نظریه گذار» وَن جنپ مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، شخصیت مادر برای دریافت هویت جدید در سه مرحله «زن- همسر- مادر» و دریافت تشرّف، تحلیل می-شود. دریافت حیات شخصیتی زن و استحاله شخصیتی وی، مهم ترین وقایع زندگیش را با شکل گیری آیین ها، همراه دارد. نتایج نشان می دهد گذر شخصیتی زن مطابق با نظریه ون جنپ در آداب و رسوم مردم جویم، به وضوح مشهود است و آداب در سه مرحله گسست، گذار و پیوندی دوباره نشان داده می شود و این استحاله شخصیتی و قدسی درگرو به جا آوردن این رسوم است؛ زیراکه بسیاری از این آداب با رمزهای کیهانی و معنوی همراه هستند که دستاوردشان استحاله و دگردیسی شخصیتی است. بسیاری از این آداب و رسوم، شکل سنتی خود را از دست نداده اند و همچنان در باور و پایبندی مردم جویم حضور دارند.
تحلیل جنبه های تعلیمی «قصه های مجید» بر مبنای نظریه هوش های چندگانه گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
100 - 127
حوزههای تخصصی:
«قصه های مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیت های داستانی و روایت صمیمانه اش و هم به جهت برخورداری از لایه های عمیق تربیتی، روان شناختی و اجتماعی در شخصیت پردازی قهرمان اصلی اش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوش های چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میان فردی, درون فردی و طبیعت گرا، و مؤلفه های گوناگون ادبیات تعلیمی پرداخته ایم. در ادامه، جلوه های هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیت های کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستان ها، مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوش های کلامی-زبانی، میان فردی و درون فردی است و نویسنده به طور ماهرانه ای از این هوش ها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوه ای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصه های مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذات پنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد.
تطبیق اشعار انتقادی «صائب» با نظریه «توماس اسپریگنز»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
109 - 132
حوزههای تخصصی:
«صائب»، یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی و سرآمد شاعران عصرِ صفوی و سبک هندی است. وی به عنوان یک اندیشمند و اصلاح گر اجتماعی، آسیب ها و ریشه های معضلات زمانه خویش را می بیند و از شعر به عنوان یک ابزار فرهنگی، برای بیان اندیشه های انتقادی خود بهره می برد. در این پژوهش که با روش توصیف و تحلیلِ کیفی انجام شده است، اشعار انتقادی و اصلاح گرایانه صائب، با کاربست نظریه «اسپریگنز» (مشکل شناسی، علت شناسی، آرمان شناسی و راه حل یابی)، چرایی، چگونگی، راهکار و برون رفت از مشکلات اجتماعی زمان شاعر بررسی می شود. داده های پژوهش نشان می دهد که صائب، معضلات سیاسی و اجتماعی عصر خود را در فرار مغزها، خودخواهی ، خرافه پرستی، ریاکاری و تظاهر، فقر و روحیه تسلیم می بیند. او همچنین علّت را در وضعیت خاص حاکمیّت و ایدئولوژی سیاسی و مذهبی، تحقیر و به حاشیه رانده شدنِ اهل هنر و آزاداندیشان، تقدّس سازی و تقدیرگرایی، استبداد، تنگ مشربی حاکمان، توسعه شهری و تبعات ناشی از آن می داند. صائب، جامعه آرمانی را در هند با شهروندان و حاکمانی وسیع مشرب، آزاداندیش، دگراندیش و هنردوست می یابد. او در نهایت راه حل را در اخلاق گرایی، انتقادپذیری و مدارا، عشق و خردگرایی و پرهیز از تملق می داند.
مقایسه کارکرد عاطفی تصاویر غنایی غزلیات جهان ملک خاتون و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
81 - 96
حوزههای تخصصی:
شعر غنایی به واسطه بازتاب عاطفه شخصی شاعران، تصاویر لطیف و اغراق آمیزتری را در راستای بیان عاطفه غلبه یافته ارائه می دهد. تصاویر غنایی در غزلیات، به واسطه محتوای غالب غزل که عاشقانه است، بیشتر یافت می شود. مهم ترین این نوع تصاویر، توصیف چهره معشوق، عشق، وصال، توصیف طبیعت، بهار و تصاویر مرتبط با باده است. جهان ملک و سعدی، در غزلیات خود از این نوع تصاویر غنایی بهره برده اند؛ بیشتر این تصاویر، ملموس، حسی و از جنس تشبیه، استعاره، مجاز و پارادوکس هستند. این تصاویر، منعکس کننده عواطفی هستند که نگرش و احساس شاعر را نسبت به هستی نشان می دهد. نگارندگان در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی، چگونگی کارکرد عاطفی تصاویر مشترک میان غزلیات جهان ملک و سعدی را تحلیل و بررسی کرده اند. از نتایج این پژوهش می توان به تأثیرپذیری جهان ملک از سعدی و گسترش عواطف غلبه یافته توسط جهان ملک اشاره کرد. تصاویر در شعر جهان ملک، آشکارتر و در شعر سعدی، به شکلی مضمر و غیرمستقیم به کار رفته اند.
تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در مجالس سبعه مولانا: مطالعه ای بر مبنای نظریه تولمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
19 - 32
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل بلاغی و استدلالی زبان اقناعی در کتاب مجالس سبعه مولانا بر مبنای نظریه استدلالی استیون تولمین (Stephen Toulmin) می پردازد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیلی توصیفی و مبتنی بر تحلیل متن است که ازطریق یادداشت برداری کتابخانه ای ادعاها، دلایل و استثناهای موجود در استدلال های متن مجالس سبعه بررسی می شود. هدف اصلی این پژوهش، کشف نحوه استفاده مولانا از انواع ادعا، دلیل و استثنا در استدلال های موجود در مجالس سبعه است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که مولانا در مجالس سبعه با طرح ادعاهایی مبتنی بر مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی، از دلایل نقلی و شهودی برای تقویت این ادعاها بهره می برد. ادعاهای او به دو دسته تفسیری و علّی تقسیم می شود که اولی بر تأویل پدیده های طبیعی و دومی بر روابط سببی میان علت های ظاهری و غایی تأکید دارد. در این راستا، استثناها نیز عملکردی کلیدی دارد و به استحکام و انعطاف پذیری استدلال ها کمک می کنند و امکان تفسیرهای متنوع و عمیق تر از مفاهیم مطرح شده را فراهم می کند. در نهایت، یافته های این پژوهش نشان می دهد که مجالس سبعه مولانا، متنی است که در آن به طرز مؤثری از عناصر بلاغی استدلال برای اقناع مخاطب استفاده شده و در نتیجه، غنای فلسفی و عرفانی آن را افزایش یافته است.
نگاهی انتقادی به پژوهش های مبتنی بر رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف در مجلات علمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل گفتمان انتقادی در سالیان اخیر در پژوهش های ادبی و غیرادبی کاربرد زیادی یافته و مقالات متعددی که رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف را به کار گرفته اند در مجلات علمی-پژوهشی ایران منتشر شده اند. این پژوهش در پی آن است تا با اتخاذ روش فراتحلیل به ارزیابی توصیفی و کیفی این پژوهش ها بپردازد. به همین منظور، تعداد 87 مقاله علمی-پژوهشی و همایشی را که در بازه زمانی 1380-1402 در مجلات علمی معتبر ایران چاپ شده و از تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف برای تحلیل موضوع مورد پژوهش شان استفاده کردند انتخاب شد. سپس با ابزارها و مقولات برگرفته از روش فراتحلیل به ارزیابی این مقالات در دو بخش توصیفی و تحلیلی پرداخته شد. یافته های توصیفی پژوهش در شش مقوله دسته بندی و موردبحث قرار گرفتند و به صورت جداول و نمودار خلاصه شدند. یافته های نظری پژوهش هم با نظرات و روش تحلیلی فرکلاف که در آثارش بیان شده اند مقایسه شد. یافته های نظری نشان داد که بیشترین پژوهش ها در حوزه ادبیات انجام شده و کمترین در حوزه مسائل اجتماعی. غالب پژوهش ها از نوع چگونگی (براساس شاخص های سه گانه بلینسکی) بوده و اکثر پژوهش ها وجه غیرگفتمانی روش فرکلاف را نادیده گرفته اند که این امر باعث تقلیل پژوهش ها به تحلیل متنی-مضمونی شده است. در پایان و براساس یافته های پژوهش توصیه ها یی درمورد ضعف ها و قوت های رویکرد فرکلاف و شیوه درست کاربست آن ارائه شده است.
نگاهی به ویژگی های مناسب فرامرزنامه برای اقتباس بازی رایانه ای
حوزههای تخصصی:
اقتباس از ادبیات کلاسیک فارسی برای ساخت بازی های رایانه ای، یکی از بزنگاه های مناسبی است که با تکیه بر غنای محتوایی و تناسب استاندارد ساختار آثار حماسی با شیوه ی بیان مرسوم در این هنر صنعت، این ظرفیت را دارد که با ترکیبی از هنرهای سینما، موسیقی و گرافیک، در بستر فناوری مدرن، به تولید محصولاتی با گستره ی وسیع مخاطب داخلی و خارجی منجر گردد. با این توصیف هدف مقاله ی پیش رو، این است که با بررسی و تحلیل اثر حماسیی فرامرزنامه، به روش توصیفی تحلیلی به این پرسش پاسخ داده شود که در آثار حماسی و خاصه متن برگزیده، چه شاخص هایی شرایط اقتباس را برای بازی رایانه ای مناسب نموده و با تکیه بر چه عناصری می توان از این متون در بازتولید محصولات پرمخاطب بهره بردای کرد. از این زاویه، به نظر می رسد ویژگی هایی مانند وجود داستان مصور، روایت پرهیجان، نقش آفرینی ابرقهرمان های خیر و شر، تعدد انواع شخصیت های جذاب انسانی و موجودات شگفت انگیز با ظرفیت ایجاد تعامل در گستره ای از انواع چالش ها و وجود توصیفات پرجزئیات اغراق شده در این متن و نمونه های مشابه، این آثار را به انتخاب هایی مناسب برای تولید بازی های رایانه ای اقتباسی تبدیل می نماید.
نشانه شناسی اجتماعی رمان این خیابان سرعت گیر ندارد بر اساس نظریه پیر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
19 - 34
حوزههای تخصصی:
رویکرد نشانه شناسی اجتماعی از زیر شاخه های علم نشانه شناسی است که با تبیین نشانه ها، معانی نهفته در متن را آشکار می سازد. این رویکرد بر دو حوزه رمزگان های هویت و نشانه های آداب معاشرت تکیه دارد. از آنجا که رمان این خیابان سرعت گیر ندارد یک رمان اجتماعی است، برای بررسی نشانه شناسی به ویژه با رویکرد اجتماعی ظرفیت زیادی دارد. هدف پژوهش حاضر این است که با تحلیل رمزگان ها و نشانه های اجتماعی اطلاعات ارزشمندی از بافت جامعه شهر نویسنده و وضعیت زنان این جامعه دریافت گردد. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی با استناد به منابع کتابخانه ای با رویکرد نشانه شناسی پی یرگیرو به این رمان پرداخته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که مریم جهانی، نویسنده ای است که با بهره گیری از نشانه های اجتماعی، سعی دارد مشکلات و رنج زنانی که در بند جامعه ای زن ستیز گرفتار شده اند، بیان کند و آنان را نسبت به حق و حقوق خود آگاه سازد. بهره گیری نویسنده از نشانه های هویت و آداب معاشرت از مهم ترین نشانه ها برای بیان اعتراض نویسنده به مسائل اجتماعی و حاکمیت جامعه مردسالار است. شهره به عنوان شخصیت اصلی در مقابل تمام قوانین و سنت های مردسالارانه، ایستادگی می کند. بارزترین نقض هنجار در میان نشانه های اجتماعی، انتخاب شغل راننده تاکسی برای شخصیت اصلی است.
بررسی تطبیقی مشکلات و شخصیت زنان در دو نمایشنامه سایه نوشته رزا جمالی و نمایشنامه زبان تمشک های وحشی نوشته نغمه ثمینی با استفاده از روش تحلیلی جامعه شناسانه ادبیات لوسین گلدمن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
21 - 36
حوزههای تخصصی:
دو نمایشنامه سایه نوشته رزا جمالی و زبان تمشک های وحشی نوشته نغمه ثمینی به روش تطبیقی، واکاوی می شود تا با مطالعه مسائل زنان دهه نود از دید دو نمایشنامه نویس زن، روشن شود کدام یک بیشتر با مشکلات زنان جامعه، آشنا بوده، چه اندازه برای نشان دادن آن تلاش نموده و راه حل مناسب تری برای برون رفت از مشکلات داده اند. هدف، شناسایی مسائل، مشکلات و شخصیت زنان با رویکرد «ساختارگرایی تکوینی» گلدمن است. این پژوهش ضمن معرفی مفاهیم نقد ساختارگرایی تکوینی گلدمن در نقد جامعه شناختی، به ارزیابی این مفاهیم در دو نمایشنامه مورد بررسی می پردازد. بر اساس یافته های این پژوهش مشخص می گردد از لحاظ کلیت واقعیت اجتماعی، نمایشنامه سایه ، تعداد بیشتری از زنان را می تواند با خود همراه کند چراکه زنان در دهه نود بیشتر، درگیر مسائل اقتصادی و نابرابری جنسیتی بوده اند؛ اما در نمایشنامه زبان تمشک های وحشی ، مشکلات حول محور اوضاع سیاسی می گردد؛ اوضاعی که باعث شد زندگی امن زن نمایشنامه، ناامن شود. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به شیوه اسنادی با تشریح تئوری و کاربرد ساختگرایی تکوینی گلدمن انجام شده است.
Heideggerian Space and Time in Ted Hughes’s and Allen Ginsberg’s Poems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The purpose of the present study is to explore the two concepts of time and space in postmodern lyric poetry of the two poets of the 1950s through the lens of the Heideggerian existential theory of time and space, which regards time as a horizon for understanding Being and distinguishes three different types of space: (1) world-space, (2) regions , and (3) Dasein's spatiality. To fulfill this objective, some selected poems of the two poets, including Allen Ginsberg and Ted Hughes, were analyzed temporally and spatially. The findings suggested that the two poets tend to treat time and space existentially and reject eternality. It was revealed that they are existential poets whose existence is manifested in their quest for identity within the immediate world or the global world as well as their concerns for their homeland and ideals. In their poems, time and space are intermingled with Being and reflect each individual’s relationship with the world. The result of the analysis of poems showed that their poetry is not just the language of imagination and perception, but also the language of existence. The world is regarded as an existential space-time continuum and being-in-the-world is the fundamental ontological situation for Dasein. Accordingly, the world, like poetry, is a disclosure of things in nearness or distance, which matters to human beings
واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
63 - 90
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
طبقه بندی انواع خواستگاری در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
241 - 285
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه عاشقانه است. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. این روایت ها برآمده از روابط میان دو قطب اصلی، یعنی عاشق و معشوق اند و تحلیل تعاملات میان این دو سویه، ابزار مناسبی برای واکاوی ساختار روایی آن ها به دست می دهد. در این میان، کنش بنیادین عاشق که معمولاً در پی نخستین مواجهه با معشوق رخ می دهد، ورود به فرایندی است که می توان آن را به مثابه گره افکنی مرکزی روایت در نظر گرفت؛ کنشی که با برقراری تمنای وصال، رخدادهای بعدی داستان را در پی می آورد. در چنین فرایندی، کنش «خواستن دیگری» نه صرفاً به عنوان مرحله ای از تعامل انسانی، بلکه به منزله یکی از گره های روایی دارای بار معنایی و کارکردی قابل تأمل مطرح می شود. همین کنش اولیه، جایگاه عاشق و معشوق را در منظومه تثبیت می کند؛ عاشق را به فاعل پی جوی وصال و معشوق را به مفعول مطلوب بدل می سازد و سلسله ای از رویدادها را حول این رابطه شکل می دهد. می توان با تکیه بر رویکردهای ریخت شناسانه و ساختارگرایانه، به بازشناسی و تحلیل این مرحله کلیدی در روایت های عاشقانه پرداخت. در پژوهش حاضر پس از ارائه تبیینی نو از ساختار روایت های عاشقانه منظوم در ادب فارسی، با برگزیدن سی رابطه از دل این منظومه ها، یکی از مهم ترین مراحل این روابط، یعنی مرحله خواست معشوق از سوی عاشق از نظر انگیزه خواست، شکل خواست، چگونگی خواست و انواع پاسخ خواست ها بررسی شده است.
بررسی شناختی شیوه مفهوم سازی زشتی و زیبایی در گلستان سعدی با بهره مندی از نظریه موضع(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تجربه زیبایی، پدیده ای پیچیده و مربوط به ادراک حسی است که تحت تأثیر مؤلفه های ارتباطی، فرهنگی اجتماعی و کنشی زبان مفهوم سازی شده، در قالب عبارت های زبانی ساختاری می شود. تحقیق حاضر به شیوه تحلیلِ مضمون و با هدف بررسی چگونگی مفهوم سازی زیبایی و زشتی در گلستان سعدی در چهارچوب معناشناسی شناختی و با بهره مندی از نظریه موضع دو بوآ (Du Bois, 2007) شده است. داده ها با مطالعه گلستان سعدی و یادداشت برداری از عبارت های بیان کننده زیبایی و زشتی جمع آوری و بر مبنای مؤلفه های ذهنیت و بیناذهنیت، استعاره و تصویرسازی، عناصر فرهنگی اجتماعی و ادراک حسی تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد که بسیاری از عبارت های بیان کننده زیبایی (مه پاره، عابد فریب، ملائک صورت) و زشتی (کریه منظر، صَخرُ الجّن، غُراب) در گلستان برگرفته از بازتولید گفتمان مذهبی، ادبی و اجتماعی فرهنگی عصر سعدی بوده است. سعدی با به کارگیری این عبارت ها، ضمن بیان ارزیابی عینی و ذهنی خود، به جبهه گیری و بیان موضع نیز پرداخته است. به علاوه، توصیف زیبایی و زشتی از جنبه شناختی، عاطفی و ارزشی ازطریق فرایند بیناذهنیت محقق شده است. در ضمن، بخش عمده ای از مفهوم سازی زیبایی و زشتی از مجرای حس بینایی (سبز، زرد و سیاه)، بویایی (مردار به آفتاب مرداد)، چشایی (شیرین، ترش روی و تلخ)، شنیداری (حلق طیب الادا) و با بهره مندی از استعاره و مجاز مفهومی، فضای آمیخته، اغراق و طنز بیان شده است.
بررسی و مقایسه سیمای پیامبران در غزلیات امیر خسرو دهلوی و بیدل دهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
65 - 86
حوزههای تخصصی:
شاعران فارسی زبان باتوجه به آموزه ها و تعالیم مقدس دین اسلام، با علوم قرآنی آشنا شده و مضامین وحیانی را در اشعار خود آورده اند. یکی از مضامین حائز اهمیت در شعر فارسی که به طور گسترده شاهد کاربرد آن هستیم، داستان پیامبران و مضامین برگرفته از قرآن و کتب تاریخی و دینی است که در آثار و اشعار شاعران نمود پیدا کرده است. امیرخسرو دهلوی و بیدل دهلوی، دو شاعر شاخص و صاحب سبک، در فاصله زمانی چهار قرن از همدیگر زیسته اند. شعر این دو شاعر از جهات مختلف قابل بررسی است. یکی از موارد قابل پژوهش و مقایسه، بازتاب داستان پیامبران در غزلیات این دو شاعر است که اِشراف و بهره گیری آنان را نسبت به تلمیحات و اشارات قرآن و قصص انبیا و دیگر کتب دینی و تاریخی، در نگرش عاشقانه و عارفانه نشان می دهد. هدف این پژوهش آن است که بازتاب سیمای پیامبران و مضامین و اشارات وحیانی و قرآنی را در غزلیات امیرخسرو و بیدل، به شیوه تحلیل محتوا و با رویکرد کتابخانه ای مورد بررسی قرار دهد و ضمن ارائه بسامد و میزان کاربرد نام و القاب پیامبران در قالب نمودار، آگاهی دو شاعر نسبت به مضامین و نحوه بیان، ذوق و هنر آنان را نشان دهد.
هوش مصنوعی و سرآیندگی؛ تأملی فلسفی - اخلاقی در بازتولید شعر مفاخر ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پرسش هایی پیرامون امکان و جواز اخلاقی تولید محتوا توسط مدل های زبانی می پردازد. یکی از پرسش های اساسی این است که آیا یک مدل زبانی می تواند به صورت اخلاقی مجاز باشد که اشعاری را به شاعری بزرگ، مثلاً خیام، بسراید؟ این اقدام چه تأثیری بر میراث تاریخی و منحصربه فرد خیام دارد که می تواند به مثابه یک وجود تکین، تکرارناپذیر و تمام شده تلقی شود؟ در این راستا، این پژوهش به بررسی این مسئله می پردازد که آیا چنین فعالیتی به نوعی نقض مالکیت فکری خیام محسوب می شود یا خیر. باتوجه به این مسائل، این مقاله به ارزیابی جواز انتشار مجموعه ای از اشعار می پردازد که توسط یک مدل زبانی و به سبک شاعری دیگر تولید شده است. همچنین، این پژوهش به این پرسش می پردازد که آیا جامعه به دوره ای وارد می شود که لازم است رویکرد خود را نسبت به تاریخ مندی چهره های بزرگ ادبی تغییر دهد. این مقاله، که پژوهشی فلسفی است، از برخی روش های رایج در حوزه مطالعات فلسفی، ازجمله تحلیل مفهومی، استدلال ورزی و آزمایش های فکری بهره می برد. افزون بر این، برای تکمیل این بررسی، از یک آزمایش تجربی در تعامل با مدل زبانی نیز استفاده شده است. در بحث های فلسفی، از نظریه هایی که بر عاملیت غیرانسان ها، به ویژه در فناوری ها، متمرکز هستند، مانند نظریه کنشگر - شبکه در مطالعات علم و فناوری، استفاده می شود. مباحث اخلاقی مطرح شده در این مقاله در حوزه اخلاق کاربردی قرار می گیرند؛ بااین حال برای تدوین استدلال ها از نظریه های اخلاقی هنجاری نیز استفاده می شود. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی قادر است نگاه ما را به تاریخ مندی آثار و مفاخر ادبی تغییر دهد و از منظر اخلاقی- فلسفی می توان فضا را برای بازتولید موجه و مشروط آثار و مفاخر ادبی فراهم کرد. این نتیجه گیری، ضرورت تدوین سیاست هایی برای تنظیم گری هوش مصنوعی در حوزه بازتولید آثار ادبی را برجسته می سازد. در پایان این مقاله، به برخی از این سیاست ها اشاره خواهد شد.
تحلیل پیکرگردانی اسطوره سیمرغ به قو در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
193 - 208
حوزههای تخصصی:
پیکرگردانی اسطوره ها، تحت تأثیر عوامل درون متنی و برون متنی در بستر روایت ها شکل می گیرد که یکی از مهم ترین این عوامل، تغییر مکاتب ادبی است. گذار از ادب غنایی به رمانتیسم، موجب دگرگونی اسطوره ها، ازجمله اسطوره سیمرغ شده است. در این تحول، سیمرغ که در شاهنامه به عنوان رابط آسمان و زمین و در منطق الطیر به عنوان فرمانروای پرندگان، معرفی و ستایش می شود، در متون رمانتیک معاصر، به پیکره هایی چون بوف، ققنوس و قو تغییر شکل داده و با از دست دادن قدرت و قطع ارتباط با آسمان، ناتوان از تحقق آرمان های فردی، به سوی نابودی سوق می یابد. مسئله پژوهش حاضر، این است که تغییر نوع ادب غنایی به رمانتیسم، چگونه بر پیکرگردانی اسطوره سیمرغ تأثیر گذاشته و چه ویژگی های جدیدی را در آن ایجاد کرده است. بدین منظور، این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و بر اساس مطالعات کتابخانه ای، تغییرات اسطوره سیمرغ را از منظر پنج عنصر روایی شامل شخصیت پردازی، گفتار، کنش، زمان و نیز مکان بررسی می کند. نتایج نشان می دهد که در گذر از ادب غنایی به رمانتیسم، اسطوره ها از نظر جثه، کوچک تر، از لحاظ کنش، گفتار و زمان، محدودتر، و از منظر مکان، در فاصله ای بیشتر از آسمان قرار می گیرند.
نقش شاعران و انجمن های ادبی در برپایی جشن های هزاره فردوسی و کنگره ۱۳۱۳ شمسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
206-234
حوزههای تخصصی:
در اوایل حکومت رضاشاه برگزاری کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن های فردوسی در ایران و دیگر کشورها با ایده طراحان فرهنگی رضاشاه جهت تحکیم پایه های ملّیت بود و در نشریات داخل و خارج از کشور انعکاس زیادی داشت. در کنگره هزاره فردوسی هشتاد و یک دانشمند و پژوهشگر خارجی و ایرانی شرکت داشتند. این کنگره در کنار دستاوردهای علمی و فرهنگی آن به لحاظ تبلیغی و نقش و حضور شاعران ایرانی و خارجی نیز حائز اهمیت است. نویسندگان این مقاله با بررسی منابع تاریخی و ادبی دوره رضاشاه به این فرض می رسند که در این بین نقش و نگرش شاعران و انجمن های ادبی در تقابل با کنشگری رجال سیاسی نادیده انگاشته شده است. در این جستار نویسندگان در پی آن هستند که به شیوه تحلیلی به بررسی علل و عواملی بپردازند که موجب شده است تا نقش شاعران و انجمن های ادبی کمتر نمود پیدا کند و جهت اثبات مدّعای خود به شرح و توصیف پنجاه و چهار شعر از شاعران ایرانی و خارجی و عملکرد ده انجمن پرداخته اند و در پایان داده های کمی جامعه آماری با رسم نمودار آمده است. ناآگاهی از نقش و حضور شاعران در جشن های فردوسی و کنگره 1313 و فراوانی ستایش سروده ها، معلول عواملی ازجمله بدبینی رضاشاه نسبت به کارگزاران دولتی، تبعید و عزل آنان و فرمایشی بودن فعالیّت برخی انجمن های ادبی است. از دستاوردهای این پژوهش تثبیت نقش و حضور فعّال شاعران و انجمن های ادبی در حاشیه کنگره ۱۳۱۳.ش و جشن هزاره فردوسی در شهرها و مراکز فرهنگی است.
بررسی هنجارگریزی آوایی و واژگانی در تحفه الاحرار جامی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
124 - 148
حوزههای تخصصی:
یکی از شگردهایی که موجب برجستگی متن ادبی، حتی در میان آثار هم نوع خود می شود، آشنایی زدایی و هنجارگریزی است؛ یعنی شگردی که زبان شعر را برای مخاطب، بیگانه می سازد و با عادت های زبانی مخالفت می کند. آنچه از دیدگاه فرمالیست ها حائز اهمیت است، فعال کردن هنرسازه های غیرفعال و آشنا است. جامی در تحفه الاحرار، برای بیگانه کردن مفردات و ترکیبات، دست به آشنایی زدایی و برجسته سازی زده است که بررسی آنها در این مثنوی با دو شیوه هنجارگریزی آوایی و واژگانی صورت گرفت. در هنجارگریزی آوایی شگردهای «حذف، تخفیف، ادغام، تسکین، ابدال، اشباع و تشدید» به کار گرفته شد، و مشخص گردید جامی برای رعایت وزن شعر در بحر سریع که لازمه آن سرعت و شتاب در بیان است، از شگرد «حذف» بیشتر بهره برده است. دو روش «تخفیف و ادغام» نیز از بسامد بالایی برخوردار بود که شگردی مناسب برای کوتاه کردن واژه ها و ترکیبات است. در شیوه هنجارگریزی واژگانی، برای برجسته سازی، مفردات و ترکیبات جدیدی برساخته که بررسی ها مشخص کرد این ترکیبات و مفردات پیش از او به کار نرفته، و بسیاری نیز پس از او بکر باقی مانده است. از مجموع 133 مورد مفردات و ترکیبات جدید، ترکیب اضافه تشبیهی (57 مورد) و صفات مرکب (46 مورد) بیشترین بسامد را دارند. جامی دَه مورد ترکیب اضافه استعاری، دَه مورد واژه وندی، هفت مورد ترکیب اضافه اقترانی و سه واژه وندی – مرکب ابداع کرده که بسیاری از آنها پس از او مورد استفاده قرار نگرفته است.
کانون ادبی قُهستان؛ تبلور ادبیاتِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از کانون های مهم شعرِ شیعی در قرن هشتم و نهم هجری در بلادِ قهستانِ کهن قرار داشت. قهستانِ بزرگ و ولایاتِ آن از دیرباز جایگاه و خواستگاهِ تفکّرات شیعی بوده است. ظهورِ اسماعیلیان و پایگاه ساختنِ قهستان پس از الموت نقشه بسزای در گسترش شیعه در این دوره داشته است. حجم چشم گیرِ شعرِ شیعی و شمارِ شاعرانِ شیعی در این منطقه، قهستان را به کانونِ شعرِ شیعی در غرب خراسانِ بزرگ بدل ساخته است. مدح و منقبت رسول اکرم(ص) و ائمه (ع) که در قرن هشتم آغاز شده بود در قرن نهم به اوج خود رسید. پدید آمدنِ گونه های متنوّعِ ادبی که پیش از این در تاریخِ ادبی نظیر ندارد از ویژگی های این کانونِ ادبی است. تطوّر شعر شیعی به سه دوره ی آغاز، دوره ی تکوین ادبیاتِ شیعی و دوره ی تثبیت تقسیم بندی شده است. اقلیم شناسیِ شعرِ شیعی می تواند به فهمِ چگونگی، شکل گیری و گسترشِ آن در ادوار مختلفِ تاریخِ ادبی یاری رساند.
بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
128 - 146
حوزههای تخصصی:
مفهوم رهبری بیش از هر چیز نفوذ شخصیتی و اجتماعی یک فرد را در میان مردم به ذهن می آورد. این پژوهش به بررسی تطبیقی اندیشه های سعدی و فنلون درباره رهبری می پردازد. سعدی، در آثار خود به ویژه گلستان و بوستان، و فنلون، نویسنده فرانسوی، در تلماک، اصول مشترکی را درباره رهبری جامعه مطرح کرده اند. روش تحقیق این پژوهش توصیفی- تحلیلی و تطبیقی است. یافته ها نشان می دهد که سعدی و فنلون، با وجود فاصله زمانی و جغرافیایی، در مبانی رهبری همسو هستند: هر دو رهبر را خدمتگزار مردم می دانند، عدالت را شرط حکمرانی می شمرند و بر ارتباط بدون ترس مردم با حاکم تأکید می کنند. همچنین، هر دو از جنگ طلبی و ستمگری پرهیز داده و رهبری مبتنی بر اخلاق و خرد را ترویج می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که رهبری مطلوب از نگاه این دو اندیشمند، نه بر پایه زور، بلکه بر مهرورزی استوار است. این اصول می توانند الگویی مناسب برای مدیریت امروز در عرصه های سیاسی و اجتماعی باشند.