فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
145 - 168
حوزههای تخصصی:
معمولاً مخاطبان ایرانی، گابریل گارسیا مارکز را با «صد سال تنهایی» و صرفاً با سبک رئالیسم جادویی می شناسند؛ در حالی که او در طول دوران پربار زندگی اش، مسیر نوشتنش را در عین نگه داشتن همان سبک، تغییر داد. هدف اصلی این تحقیق، نشان دادن آبشخورهای اصلی آثار او و پاسخ به این پرسش اساسی است که آیا نگاه او در روایت داستان هایش، می تواند خواننده را به نوعی تاریخ گرایی و اومانیسم، هدایت کند؟ اغلب، مارکز را حاصل تحولات قرن نوزدهم و آمریکای لاتین دانسته و دلیل استقبال اکثر ایرانی ها از آثار آمریکای لاتین در ایران را نیز وجود شباهت های تاریخی، سیاسی، اقتصادی و... بین ایران و آمریکای لاتین دانسته اند؛ در حالی که نگارندگان، می کوشند نشان دهند که ریشه های فکری نوشته های این نویسنده، به قرن شانزدهم و آثار کسانی همچون دسیدریوس اراسموس و فرانسوا رابله برمی گردد و آثار نویسندگان آمریکای لاتین، ادامه آثار بزرگ اروپایی و آمریکایی و روس، ازجمله گوستاو فلوبر، ویلیام فاکنر، ژان-پل سارتر، آلبر کامو، ارنست همینگوی، لئو تولستوی، فیودور داستایفسکی و... است. این نوشته نمی خواهد جنبه اصلی آثار مارکز را که نویسندگی، قصه گویی، داستان نویسی و روایت، در حد اعلاست، به تاریخ یا فلسفه سیاسی تقلیل بدهد. بی شک، ارزش داستان گویی مارکز، از دیگر جنبه ها و ابعاد آثار او بیشتر است؛ اما می توان گفت که آثار او فقط منعکس کننده سبک رئالیسم جادویی نیست و برخی آثار او همچون «ژنرال در هزارتوی خویش»، «خزان خودکامه» و حتی برخی قسمت های «صد سال تنهایی» را می توان از منظر تاریخ گرایی کهن و تاریخ گرایی نوین، خواند و به نتایجی جالب رسید.
شعر کودک (رده ی سنی الف و ب) و نیاز آن به فرانمایی احساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احساس دردسترس ترین و کاربردی ترین عنصر برای برقراری ارتباط با جهان فکری و درونی کودک در عرصه ی هنر و ادبیات و سایر فعالیت های مرتبط با شناخت و اثرگذاری بر ساحت های ذهنی ادراکی کودک است. مفهوم سازی تصویر و تعبیر احساس، پیش و بیش از تعقل و ایدیولوژی، تجربیات فراگیر از جهان زیسته ی کودک و روحیه های روانی خاص کودکی را برای او تداعی می کند. ازاین رو کار با سازه های احساس برانگیز در شعر کودک، جزو اصول و مبانی پایه ای است. سؤال اصلی تحقیق حاضر بررسی اشکال، انواع، دلایل و ابزار شیوه ی فرانمایی احساس (که جهان را بیشتر از طریق عواطف و احساسات می نگرد و تأثرات شخصی از وقایع را تعبیر و تفسیر می کند) در شعر کودک بوده است. این تحقیق برمبنای نظریه ی فرانمایی احساس و به روش توصیفی تحلیلی انجام یافت و جامعه ی آماری تحقیق اشعار رحمان دوست، شعبان نژاد، شعبانی، قاسم نیا و کشاورز بوده است. نتایج حاصل از تحقیق بدین قرار است: ویژگی های اصلی هنر فرانمودی، نظیر تعریف، تفسیر و بزرگنمایی احساسات و هیجانی ترکردن تجربه های حسی، جزو ویژگی های اصلی شعر کودکانه (رده ی سنی الف و ب) است. انسانی بودن، عدول از واقع گرایی، تفرد، اعتراضی و انتقادی بودن، اضمحلال فرد در تیپ و سنخ که از مبانی نظریه ی فرانمایی است، در شعر کودک بسیار دیده می شود. همچنین در شعر کودک از انواع فرانمودهای کلامی (نام آواها، شبه جملات، قیود تأکید و هیجان، افعال مبین حرکت و هیجان، تکرار) فرانمود روانی (خواب و رویا، فراروی از واقعیت، فانتزی) و فرانمود تصویری (اغراق، استعاره، اسطوره، اعداد و وابسته های عددی مبین کثرت) به منظور فرانمایی و گزاره سازی احساس استفاده می شود .
واکاوی اشعار عربی بختیارنامه (لمعة السراج لحضرة التاج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
« لمعه السِّراج لِحَضر هِ التّاج» یک بازنویسی از داستان روزگار ساسانیان «بختیار نامه»، در اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری است که نویسنده آن ناشناس است. قصه، حکایت از گرفتاری های یک شاهزاده دارد که محسود ده تن از وزیران پدر افتاده و پادشاه در صدد قتل اوست. او در ده شب با بیان ده قصه جذاب، شاه را سرگرم کرده، مرگ خود را به تأخیر می اندازد. هدف قصّه ها تبیین دیدگاه های اخلاقی است که با نثری متکلّف نوشته شده و سرشار از ابیات عربی است. بعضی از ابیات به واقعه ای تاریخی مربوط می شوند که نویسنده، آن را برای تأیید مدّعا می آورد و تعدادی از آن ها در جایگاه تمثیل برای پند و اندرز ذکر شده است. در این مقاله سعی بر این است که صحت و سقم ابیات عربی و ترجمه آن ها با مشخص کردن شاعر و دوره او و ارتباط معنایی و بلاغی آن ابیات با نثر داستانی، مشخص شود.
تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
273 - 300
حوزههای تخصصی:
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
تحلیل آسیب های ساختاری غزل آوانگارد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غزل آوانگارد که نخستین نشانه های آن در دهه هفتاد در شعر فارسی دیده شد با نام های متعددی مطرح شده است. غزل فرم، غزل پست مدرن، فراغزل، غزل متفاوط، غزل خودکار ، غزل متن و... که هر کدام بخشی از آوانگاردیسم در غزل را اجرا می کنند. اصلی ترین ویژگی همه این انواع غزل این است که در ساختار و فرم عادی غزل کلاسیک تغییراتی را لحاظ کرده اند و مدعی ایجاد ساختاری نو و تازه در غزل هستند. این مقاله به بررسی آسیب های ساختاری غزل آوانگارد می پردازد و به این سوال پاسخ می دهد که آسیب های ساختاری چه تاثیری بر فروش مجموعه غزل های مرتبط با این جریان ها داشته است. برای بررسی این سوال از پرسشنامه ای مولف ساخته استفاده شد و با نرم افزار آماری spss ورش تی تست تک متغیره داده ها تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که تغییر قالب غزل و آوردن الفاظ نامناسب و زبان هنجار شکن مهمترین آسیب هایی ست که بر اقبال مخاطبان تاثیر گذاشته است
بازنمایی فرهنگ و سنت عرفانی در رمان طوبا و معنای شب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و سنّت عرفانی، از گفتمان های مهمی است که از گذشته در فرهنگ ما رواج داشته و روایی خود را حفظ کرده است. این فرهنگ، به تأثیر از تحولات فضای مدرن و پسامدرن، دچار دگرگونی شده و فضاهای جدیدی را رقم زده که گاه با نگاه سنتی به عرفان متفاوت است و گاه آن را به نقد می کشد. گزاره هایی از این فرهنگ نیز در دنیای معاصر به حیات خود ادامه داده اند. فرهنگ و سنّت عرفانی در ادبیات معاصر نیز بازتاب دارد و جلوه های آن به تصریح و گاه غیر مستقیم در ساختار و محتوای برخی رمان های معاصر قابل بازیابی است. رمان طوبا و معنای شب، اثر شهرنوش پارسی پور است که رنگ و بوی عرفانی دارد و مؤلفه های عرفانی در آن نمود دارد. در این رمان، فرهنگ و سنّت عرفانی از فضاهای سنتی فاصله گرفته و به شکل های دیگری بروز یافته است. در پژوهشِ حاضر با روش توصیفی- تحلیلی تلاش شده تا گزاره های مرتبط با این فرهنگ در این رمان، شناسایی و تبیین گردد تا از این طریق، نحوه مواجهه انسان معاصر با میراث عرفانی و داوری او نسبت به آن، نشان داده شود. با این بررسی، می توان برخی از شاخص های مربوط به جریان شناسی مقوله عرفان را از منظر ادبی ارائه داد.
واکاوی نهادِ نهانِ کتاب ارداویراف نامه بر اساس نظریه جامعه شناسی شناخت کارل مانهایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
132 - 107
حوزههای تخصصی:
اَرداویراف نامه یکی از مهم ترین کتاب های نگارش یافته در عصر ساسانی است که روایت این کتاب پیرامون جهان پس از مرگ است. این کتاب در پی بروز تردیدهای دینی و شیوع جنبش های نوپدید دینی به دستور نظام حاکمیت دینی نگارش پیدا کرد. هرچند این کتاب، متنی مذهبی و در زمره متون مکاشفه ای است، اما با دقت در آن می توان به این نکته دست یافت که بیان کننده سیاست و سایه سنگین دین در عصر ساسانی است. پژوهش حاضر، با استفاده از نظریه جامعه شناسی شناخت مانهایم، واکاوی چگونگی نگارش و تحلیل و بررسی مضامین به کاررفته در این کتاب است. مانهایم در نظریه جامعه شناختی شناخت خود به دنبال چگونگی اندیشیدن نخبگان است و این مهم را در لایه های زمانی و مکانی که تفکر و اندیشه در آن به وجود آمده موردبررسی قرار می دهد. در این تحقیق نشان دادیم که با کمک این نظریه، چه عوامل تاریخی و سیاسی در شکل گیری و نگارش این کتاب تأثیر داشتند. ارداویراف به عنوان نماینده طبقه موبدان، با سفر به جهان مینوی به تحکیم بنیان های اخلاقی و اعتقادی پرداخته و نشان داد که اطاعت از حاکمیت، موبدان و گزاره های دینی بهترین انتخاب و افراد جامعه در صورت مخالفت و اعتراض به این زیست به عذاب های سخت و دشوار در جهان پسین مواجه خواهد شد.
محمدرستم بدخشی و نقش و جایگاه آثار او در تاریخ نویسی فارسی در شبه قاره(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
میرزا محمد رستم حارثی بدخشی (درگذشته: 1161ق) از دولتمردان، مورخان و رجال برجسته بدخشانی تبار شبهقاره بود. در میان آثار او که به زبانهای فارسی و عربی نوشته شده است، دو کتاب فارسی تاریخ محمدی و عبرتنامه از جایگاه ویژهای برخوردارند. این پژوهش با هدف شناسایی چهره این مورخ کمتر شناخته شده و بررسی و تحلیل ساختار و محتوای این دو اثر معروف او و جایگاه آنها در تاریخنویسی فارسی در شبهقاره صورت گرفته است. دستاورد پژوهش حاکی از آن است که اشراف مؤلف به منابع، روش هدفمند و اصولی در تألیف، تعهد او به خلق آثاری جامع و بدون خطا، مناصب دولتی که این امکان را به او میداد تا از نزدیک شاهد بسیاری از رویدادهای این دوره باشد، استفاده از منابع شفاهی موثق، نگاه چند بعدی او به مسائل پیرامونش که این آثار را برای مطالعات ادبی، زبانی، جامعهشناسی، مردمشناسی و جغرافیایی نیز مفید میسازد و به ویژه کمبود منابع تاریخی برای این دوره از مواردی هستند که این آثار را منحصر به فرد میکنند. در کنار این ویژگیها نثر شیوا و روان فارسی و استفاده از واژههای هندی، اردو، عربی و حتی ترکی نیز که بر تسلط مؤلف بر این زبانها صحه میگذارد، نشان از تلفیق فرهنگهای مختلف در این دوره از تاریخنویسی شبهقاره دارد.
بررسی و تحلیل مولفه های رمان کلاسیک و مدرن در بوف کور صادق هدایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
237 - 258
حوزههای تخصصی:
رمان نو شکل نوینی از نوشتار است که همواره در پی یافتن احساسات، تاثرات روحی مبهم و فرار انسان ها و سپس انتقال آن ها از زاویه دید عینی و بی طرفانه ای که به روایت گر و خواننده تعلق ندارد. نوشتاری که شفافیت، تبیین ارزش ها اصول دستور سنتی، توصیف های انسان مدرانه، سیاست و... از ساحت آن رخت بربسته است. در رمان کلاسیک ماجرا با درک دنیایی نظم یافته مطابقت دارد، ولی در رمان نو داستان درهم می ریزد و جذابیت موضوع و تسلسل منطقی حوادث و شخصیت های داستان برای نویسنده اهمیتی ندارد. بنابراین رمان بوف کور صادق هدایت رمانی مدرن به شمار می آید که مولفه هایی مانند عدم قطعیت، پیرنگ گسسته، ابهام، زمان و مکان ناهمگون، فرم گرایی، شخصیت های تحقق یافته، سیلان ذهن، حضور جدی خواننده، فرجامی گشوده از مولفه های آن است. هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل مولفه های رمان مدرن در بوف کور صادق هدایت است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. نتایج پژوهش نشان می دهد از میان این شاخصه ها، عدم قطعیت، ابهام، پیرنگ گسسته از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
Echoes of Trauma: Unraveling Atonement through Freudian-Virilian Perspectives on Reenactment and Redemption(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
111 - 134
حوزههای تخصصی:
This interdisciplinary study examines Ian McEwan's Atonement by combining narrative analysis with the theories of Sigmund Freud and Paul Virilio. It looks closely at narrative techniques, time-related complexities, and cultural meanings in Atonement , linking Freud's idea of repetition compulsion with Virilio's views on technology and perception. Briony Tallis represents both Freudian traumatic re-enactment and Virilio's concept of the integral accident. Her ongoing guilt, like a rosary, symbolizes the repetitive nature of trauma. Using Virilio's gestalt theory, the study offers a new way to understand the novel's focus on perception. This research fills a gap in existing literature by bringing together Freud's psychoanalytic perspective and Virilio's technological insights to analyze Atonement . This combination of theories is a new approach that provides fresh insights into how McEwan's narrative structure reflects the interplay between trauma, technology, and cultural reception. For example, the study explores how the novel's fragmented narrative mirrors Briony's fractured psyche and how technological advancements during the wartime setting influence characters' perceptions and actions. This study of Ian McEwan's Atonement demonstrates how stories can help individuals understand their feelings and experiences better. It uses psychology and technology to explore how storytelling affects the understanding of trauma, perception, and the modern world.
بررسی تاثیر افزایش مضامین بر تحول شبیه زینب در نسخ خطی تعزیه نامه تکیه دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
143-172
حوزههای تخصصی:
یافتن عوامل موثر بر تحوّل شبیه زینب از منظر افزایش مضامین با روی کردی توصیفی-تحلیلی و با استفاده از منابع کتاب خانه ای بررسی می شود.اسناد و شبیه نامه های به جا مانده از آن دوران، مهّم ترین منابع موثق بر تاثیر افزایش مضامین و داستانک های مستقل بر شبیه زینب در نسخ خطی مربوطه است. گاه لازم است تا برای نشان دادن تاثیر و میزان رشد متغیّیرها در یک قیاس و تطبیق شکلی و معنایی، نقش زنانه شبیه زینب در کنار شبیه مردان مورد بررسی قرار گیرد. مضامین در طی گذر زمان و پیش رفت شبیه نامه نویسی در دوران ناصری، ابعاد متنوّع تری پیدا می کند و حضور شبیه زینب را گسترش می دهد. افزایش مضامین در راستای گسترش روایت ها و داستانک های نمایشی راه را بر تحوّل شبیه زینب به سمت شبیهی پویا باز کرده است و شبیه مجال بیش تری برای معرفی خود به مخاطب پیدا می کند و در نتیجه مضمون های متنوّعی بروز می یابد. عمل کردهای متفاوت شبیه زینب، سیر تحوّل و دگرگونی این شبیه/شخصّیت را آشکار می کند.
بررسی سوژه مسئله مند زن در پیوند با خویشکاری پری در رمان های شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
191 - 217
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
نقد کهن الگویی منظومه عامیانه «طالب و زهره»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
203 - 243
حوزههای تخصصی:
ادبیات، به ویژه ادبیات عامه، بستری مناسب برای ظهور انگاره های کهن الگویی به شمار می رود، زیرا قریب به اتفاق افسانه ها و داستان های عامه تا حد زیادی در فعالیت های ناخودآگاه جمعی انسان ریشه دارد. نقد کهن الگویی، رویکردی تلفیقی و میان رشته ای است که نشان دهنده چگونگی حضور ناخودآگاه جمعی یونگی در آثار ادبی است. درواقع، بشر از دیرباز تاکنون به وجود و نقش اسطوره و کهن الگو، معتقد بوده که این امر موجب شده کهن الگوها در پستوی ضمیر ناخودآگاه جای گیرند؛ از این رو آثار شکل گرفته در این حوزه، یکی از مناسب ترین تجلی گاه های کهن الگوها محسوب می شوند. همسو با این اصل، منظومه طالب و زهره، یکی از قصه های بومی برخاسته از فرهنگ عامه مازندران است که بن مایه های آن، دارای عمق تاریخی و اساطیری است. در بین مردم عامه مازندران، برخی این منظومه غنایی را سرگذشت طالب آملی، شاعر بلندآوازه سبک هندی، دانسته اند. با توجه به اشتراکاتی که میان این منظومه و کهن الگوها مشاهده می شود، در این پژوهش به بررسی آن براساس نقد کهن الگویی به روش تحلیل کمّی و کیفی و براساس آرای کارل گوستاو یونگ پرداخته شده و ضمن آوردن تعاریفی نسبتاً گویا و جامع از کهن الگوها و نمادهای کهن الگویی، میزان و چگونگی بهره گیری شاعر از کهن الگوهایی چون آنیما، نقاب، سایه، سفر و آب سنجیده شده است.
مضمون شناسی گناه شهریار در اساطیر زرتشتی و متون پهلوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
117 - 157
حوزههای تخصصی:
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
تجلی فرهنگ و ادب فارسی در شعر معاصر عربی (مورد مطالعه: اشعار نزار بنی المرجه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
91 - 104
حوزههای تخصصی:
فرهنگ و ادب عربی و فارسی در گذر دوره های مختلف تاریخی، به دلیل ارتباطات فراوان مردمان این دو سرزمین با یکدیگر، تعامل زیادی با هم داشته اند. اثر پذیری شاعران ایرانی و عرب از فرهنگ و ادبیات یکدیگر، از نمایان ترین جلوه های این تعامل است. نزار بنی المرجه، از شاعران معاصر سوری است که تحت تأثیر این تعامل ادبی، رنگ و بوی فرهنگ و ادب فارسی را در اشعار خود نمایان کرده است. وی در سروده های خویش، از شاعران ناموری چون سعدی، حافظ و خواجوی کرمانی به نیکی یاد کرده و به توصیف برخی از شهرها و مکان های تاریخی و باستانی ایران پرداخته است. نگارندگان در این پژوهش، به روشی توصیفی-تحلیلی، به بررسی شخصیت ها و مکان های ایرانی در شعر نزار بنی المرجه پرداخته و از تأثیرپذیری این شاعر سوری از فرهنگ و ادب فارسی سخن به میان آورده اند. همچنین پربسامدترین نمادهای ادب فارسی را در اشعار او شناسایی و تحلیل کرده اند. فرهنگ و ادب فارسی، به دلیل غنا و بار معنایی فراوان خود، از مرزهای جغرافیایی کشور ایران گذشته، با احساسات لطیف شاعر معاصر عرب درآمیخته و در قالب سروده های زیبا تجلّی یافته که اشعار نزار بنی المرجه، مصداق بارز این تأثیرپذیری و تعامل فرهنگی است.
تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله ودمنه» به عنوان یک اثر ادبی باریشه های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت ها و ارائه حکایات آموزنده، می تواند به تجزیه وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند. روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت ها و نتایج داستان ها استخراج و ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به طور مؤثری در قالب شخصیت ها و حکایات خود بازنمایی می کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه ها و لزوم گفت وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می آموزد که دگراندیشی نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله ودمنه» با تأمل در دیدگاه های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می تواند به عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه ها به ما کمک می کند تا دگراندیشی را در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.
بررسی فولکلور مادی زایش در جویُم فارس با تکیه بر نظریه گذار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زایش و باروری به عنوان کلان محور در زندگی بشری به شمار می آیند و در میان اقوام و ملل، اساس زندگی و تداوم نسل انسان هستند. در ادبیات عامه و آیینی ایران زمین، توجه به باورها و آداب و رسوم زایش از گذشته تاکنون با شکل های مختلفی همراه بوده است. در جویم فارس به عنوان شهری تاریخی، آداب و رسومی در ارتباط با زایش و باروری مشاهده می شود و برخی از این آداب با شهرهای دیگر ایران اشتراکاتی نیز دارد. در این پژوهش توصیفی- تحلیلی سعی بر این گردیده با تمرکز بر آداب و رسوم مردم جویم، آیین های زایش به عنوان نمونه مادی ادب عامه، از رهگذر مراحل سه گانه «نظریه گذار» وَن جنپ مورد بررسی قرار گیرد. در این پژوهش، شخصیت مادر برای دریافت هویت جدید در سه مرحله «زن- همسر- مادر» و دریافت تشرّف، تحلیل می-شود. دریافت حیات شخصیتی زن و استحاله شخصیتی وی، مهم ترین وقایع زندگیش را با شکل گیری آیین ها، همراه دارد. نتایج نشان می دهد گذر شخصیتی زن مطابق با نظریه ون جنپ در آداب و رسوم مردم جویم، به وضوح مشهود است و آداب در سه مرحله گسست، گذار و پیوندی دوباره نشان داده می شود و این استحاله شخصیتی و قدسی درگرو به جا آوردن این رسوم است؛ زیراکه بسیاری از این آداب با رمزهای کیهانی و معنوی همراه هستند که دستاوردشان استحاله و دگردیسی شخصیتی است. بسیاری از این آداب و رسوم، شکل سنتی خود را از دست نداده اند و همچنان در باور و پایبندی مردم جویم حضور دارند.
تحلیل جنبه های تعلیمی «قصه های مجید» بر مبنای نظریه هوش های چندگانه گاردنر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
100 - 127
حوزههای تخصصی:
«قصه های مجید» به عنوان یکی از آثار برجسته و کلاسیک ادبیات کودک و نوجوان ایران، هم به دلیل جذابیت های داستانی و روایت صمیمانه اش و هم به جهت برخورداری از لایه های عمیق تربیتی، روان شناختی و اجتماعی در شخصیت پردازی قهرمان اصلی اش، مجید، همواره مورد توجه ویژه مخاطبان و منتقدان قرار گرفته است. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و به کارگیری ابزار تحلیل محتوای کیفی، ابتدا به معرفی دقیق و تفصیلی نظریه هوش های چندگانه گاردنر، شامل هوش کلامی-زبانی، منطقی-ریاضی، فضایی، بدنی-جنبشی, موسیقایی, میان فردی, درون فردی و طبیعت گرا، و مؤلفه های گوناگون ادبیات تعلیمی پرداخته ایم. در ادامه، جلوه های هر یک از این انواع هوش در شخصیت پیچیده و در حال رشد مجید و همچنین سایر شخصیت های کلیدی داستان، و نیز در ساختار روایی و محتوای غنی داستان ها، مورد بررسی و تحلیل قرار داده ایم. نتایج پژوهش حاکی از آن است که شخصیت مجید، تجلی بسیار بارزی از هوش های کلامی-زبانی، میان فردی و درون فردی است و نویسنده به طور ماهرانه ای از این هوش ها برای انتقال مفاهیم تعلیمی و تربیتی، به شیوه ای غیرمستقیم و تأثیرگذار، بهره برده است. «قصه های مجید» با ارائه الگوهای رفتاری مثبت و منفی، طرح مسائل اخلاقی و اجتماعی در بستری واقعی و قابل همذات پنداری، و استفاده از زبانی ساده، روان و در عین حال غنی، کارکردهای اساسی ادبیات تعلیمی را به بهترین شکل به نمایش می گذارد.
تطبیق اشعار انتقادی «صائب» با نظریه «توماس اسپریگنز»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
109 - 132
حوزههای تخصصی:
«صائب»، یکی از برجسته ترین شاعران سبک هندی و سرآمد شاعران عصرِ صفوی و سبک هندی است. وی به عنوان یک اندیشمند و اصلاح گر اجتماعی، آسیب ها و ریشه های معضلات زمانه خویش را می بیند و از شعر به عنوان یک ابزار فرهنگی، برای بیان اندیشه های انتقادی خود بهره می برد. در این پژوهش که با روش توصیف و تحلیلِ کیفی انجام شده است، اشعار انتقادی و اصلاح گرایانه صائب، با کاربست نظریه «اسپریگنز» (مشکل شناسی، علت شناسی، آرمان شناسی و راه حل یابی)، چرایی، چگونگی، راهکار و برون رفت از مشکلات اجتماعی زمان شاعر بررسی می شود. داده های پژوهش نشان می دهد که صائب، معضلات سیاسی و اجتماعی عصر خود را در فرار مغزها، خودخواهی ، خرافه پرستی، ریاکاری و تظاهر، فقر و روحیه تسلیم می بیند. او همچنین علّت را در وضعیت خاص حاکمیّت و ایدئولوژی سیاسی و مذهبی، تحقیر و به حاشیه رانده شدنِ اهل هنر و آزاداندیشان، تقدّس سازی و تقدیرگرایی، استبداد، تنگ مشربی حاکمان، توسعه شهری و تبعات ناشی از آن می داند. صائب، جامعه آرمانی را در هند با شهروندان و حاکمانی وسیع مشرب، آزاداندیش، دگراندیش و هنردوست می یابد. او در نهایت راه حل را در اخلاق گرایی، انتقادپذیری و مدارا، عشق و خردگرایی و پرهیز از تملق می داند.
مقایسه کارکرد عاطفی تصاویر غنایی غزلیات جهان ملک خاتون و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
81 - 96
حوزههای تخصصی:
شعر غنایی به واسطه بازتاب عاطفه شخصی شاعران، تصاویر لطیف و اغراق آمیزتری را در راستای بیان عاطفه غلبه یافته ارائه می دهد. تصاویر غنایی در غزلیات، به واسطه محتوای غالب غزل که عاشقانه است، بیشتر یافت می شود. مهم ترین این نوع تصاویر، توصیف چهره معشوق، عشق، وصال، توصیف طبیعت، بهار و تصاویر مرتبط با باده است. جهان ملک و سعدی، در غزلیات خود از این نوع تصاویر غنایی بهره برده اند؛ بیشتر این تصاویر، ملموس، حسی و از جنس تشبیه، استعاره، مجاز و پارادوکس هستند. این تصاویر، منعکس کننده عواطفی هستند که نگرش و احساس شاعر را نسبت به هستی نشان می دهد. نگارندگان در این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی، چگونگی کارکرد عاطفی تصاویر مشترک میان غزلیات جهان ملک و سعدی را تحلیل و بررسی کرده اند. از نتایج این پژوهش می توان به تأثیرپذیری جهان ملک از سعدی و گسترش عواطف غلبه یافته توسط جهان ملک اشاره کرد. تصاویر در شعر جهان ملک، آشکارتر و در شعر سعدی، به شکلی مضمر و غیرمستقیم به کار رفته اند.