فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
93 - 110
حوزههای تخصصی:
در عاشوراپژوهی دو رکن مهم و اساسی دین اسلام، یعنی امامت و امر بهمعروف و نهی از منکر مورد توجه است. یزید بهعنوان خلیفة معاصر امام حسین، این دو فریضه را مانع پیشبرد اهداف خویش میدانست؛ زیرا ضمانت اجرایی در اصول دین به امامت و قوام شریعت بر پایة امر بهمعروف و نهی از منکر استوار است. براین اساس، یزید در آغاز حکومت بهبهانة بیعت، نقشة حذف امامت را از جامعة اسلامی طراحی نمود. حادثة عاشورا بهمثابة نماد امامت است. یزید بهظاهر توانست با حذف و انزوای امامت، سپس با ایجاد خفقان شدید، امر بهمعروف و نهی از منکر را تضعیف نماید. سپس بهسراغ گام دوم، یعنی حذف آثار و احکام اسلامی و هتک حرمت نبوی برود؛ از اینرو فاجعة حره را که بهمثابة نماد نبوت است، رقم بزند. در نهایت بهسراغ هدف غایی خود، یعنی حذف اسلام و باورهای توحید رفت؛ زیرا هتک حرمت مکه بهمثابة نماد توحید است. اثرگذاری حکومت سهسالة یزید چنان شد که حاکمان جائر توانستند ائمه را از آغاز امامت امام سجاد تا شروع غیبت صغری در انزوا و حاشیه نگه دارند و خود در قدرت بمانند.
تحلیل مقایسه ای–انتقادی مبانی معرفت شناختی در اندیشه ملاصدرا و مرلوپونتی(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن بهار ۱۴۰۵ شماره ۱۰۵
175-203
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی تطبیقی به بررسی مبانی معرفت شناسی ملاصدرا و مرلوپونتی می پردازد. نتایج نشان می دهد که ملاصدرا ادراک را حرکتی تکاملی از حس به عقل و شناخت وجودی می داند، در حالی که مرلوپونتی آن را تجربه ای بدنی و زیسته در پیوند مستقیم و پیشاتأملی با جهان معرفی می کند. در حوزه ی خودشناسی و ادراک دیگری، مرلوپونتی بر هم زیستی و تعامل بدنی تأکید دارد، اما ملاصدرا آن را امری روحانی و عقلانی در مسیر کمال نفس می بیند. همچنین معنا در نگاه مرلوپونتی محصول تجربه ی زیسته است، در حالی که در اندیشه ی ملاصدرا بر پایه ی مراتب نفس شکل می گیرد. با وجود این تفاوت ها، هر دو فیلسوف بر اصالت تجربه و وجود، نقش بنیادین بدن در شناخت و تعامل فعال انسان با جهان تأکید دارند. تفاوت رویکرد فلسفی آنان در روش نیز مشهود است: مرلوپونتی با تکیه بر پدیدارشناسی و تجربه ی مستقیم، و ملاصدرا با بهره گیری از عقل، شهود و وحی. در نهایت، این مطالعه چشم اندازی نو برای بازخوانی و تطبیق فلسفه ی اسلامی و پدیدارشناسی غربی در حوزه ی معرفت شناسی معاصر فراهم می کند و زمینه ی گفت وگوی میان سنت ها را گسترش می دهد.
پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی منطبق بر مبانی فقهی امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
13-32
حوزههای تخصصی:
هدف: اهمیت برنامه ریزی مطلوب فرهنگی برای دانشگاه به عنوان یک سازمان پویای فرهنگی و لزوم پژوهش در ابعاد مختلف به منظور ارتقا و تسهیل این امر موجب شد پژوهش حاضر با هدف واکاوی پیشران های مؤثر بر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه منطبق بر مبانی فقهی امامیه انجام شود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع آمیخته است. بنابراین، از روش تحلیل مضمون به منظور تحلیل داده های کیفی و روش دلفی فازی به منظور تحلیل داده های کمّی استفاده شد. شیوه گردآوری داده ها مطالعات کتابخانه ای و میدانی است. بدین منظور، در مرحله کیفی برای تحلیل مضمون از دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در مرحله کمّی از پرسشنامه خبره سنجی استفاده شد. جامعه نظری پژوهش صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه بودند که 25 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی شامل 12 مضمون سازنده و 90 مضمون پایه است. همچنین استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار به عنوان پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه شناسایی شدند. نتیجه : در نظر گرفتن پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی توسط مدیران و برنامه ریزان دانشگاه می تواند موجب تسهیل و ارتقای برنامه ریزی فرهنگی و افزایش اثربخشی آن شود.
بررسی فقهی- حقوقی تصدی و بهره گیری از ظرفیت کفّار در حکومت اسلامی، مبتنی بر ارائه رویکردی نو در تفسیر آیه نفی سبیل (نساء/ 141)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
33-43
حوزههای تخصصی:
قاعده نفی سبیل در شرع اسلام و نظام حقوقی جمهوری اسلامی از مهم ترین قواعد کاربردی به شمار می آید. در این قاعده، مطلقِ تسلط کفار بر مسلمین، در عموم عرصه های فردی و اجتماعی، نفی شده است که نتیجه اولیه این امر مستلزم عدم بهره گیری از عده و صنوف آنان در مناسباتی است که موجب چیرگی بر مسلمانان می شود. در این تحقیق، مفهوم فرازِ آخرینِ آیه 141 نساء، که دلیل اصلی این قاعده برشمرده شده، تدقیق و بررسیده می شود و به دنبال آن، با توجه به بازخوانی ادله و نیز تطبیق دانش تجربی و فهم این ها با مقتضیات حاکم بر جهان، آرای مفسرین و فقها نقد و تفسیر تازه ای از متن شریعت ارائه می شود. ازاین رو، در سایه ارائه این رویکرد نو، حکومت اسلامی می تواند بدون هیچ منع شرعی و در چارچوب های حکمرانی خود از ظرفیت های غیر مسلمانان در حل چالش ها و همچنین جهت افزایش توان و قدرت مملکت در عرصه های مختلف علمی و فناوری که تأثیر مستقیمی بر اقتدار اسلام و مسلمین دارد بهره برداری کند.
مطالعه تطبیقی اصل علیت در نظریه جهان های چندگانه و فلسفه اسلامی معاصر با تکیه بر تقریر آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۶۶)
45-59
حوزههای تخصصی:
اصل علیت، همچون اصل امتناع تناقض، از ارکان بنیادین معرفت شناسی و هستی شناسی است که نقض یا انکار آن ها، به ویژه در نظریه های چندجهانی، چالش هایی جدّی در فهم فلسفی ایجاد کرده است. این جستار با رویکردی تحلیلی توصیفی و تطبیقی جایگاه اصل علیت را در دو منظومه فکری بررسی می کند: نخست، نظریه های چندجهانی در قالب جهان های ممکن و موازی که با تقلیل علیت به روابط فیزیکی یا ساختارهای ریاضی از ابعاد متافیزیکی آن غفلت کرده و گاه کلیت آن را نقض کرده است؛ دوم، خوانش وجودشناختی فلسفه اسلامی با محوریت آرای آیت الله مصباح یزدی که با تکیه بر «علم حضوری»، «ربط وجودی علل»، و «سلسله طولی» کلیت علیت را تثبیت کرده و پاسخگوی چالش های نظریات موازی، حبابی، و کوانتومی است. این مقاله با تلفیق تحلیل های غربی و اسلامی گامی نو در مطالعات تطبیقی برداشته و به واکاوی کاربردهای اصل علیت در نظریه های برجسته چندجهانی پرداخته است.
معرفی کتاب: سید حیدر موسی الحسینی، تسمیه من بقی حیا من اصحاب الإمام الحسین (ع) بعد استشهاده، کربلا: العتبه الحسینیه، 1444 ق/ 2023 م.
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
143 - 145
حوزههای تخصصی:
مانی و فرشته همزاد، فرستاده یزدان و ولیعهد عیسی مسیح: مقایسه منابع و بازنگری برخی دیدگاه های پیشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر در یک بررسی فقه اللغوی و متن شناختی می کوشد پس از ارزیابی و سنجش منابع مختلف سریانی و فارسی میانه و پارتی و یونانی و لاتین و قبطی و چینی، نشان دهد مانی با چه مفاهیمی و تحت چه عناوینی خود را با فرشته همزادش، توم (نرجمیگ)، یکی در نظر می گرفت و چگونه می توانست از نظر الهیاتی خود را فرستاده یزدان و همان پَساگریو یا فارقلیطی بخواند که زمانی عیسی مسیح بشارت داده بود پس از او بیاید و مفسر کلام او باشد. مانیِ «بَغ چهر» با همین انگاره بود که می توانست خود را ولیعهد و آنگاه جانشینِ شهریار ملکوت (عیسی) بنامد. مقاله بر این باور است که لفظ ایرانی میانه frys/štg اگرچه هم به معنای «فرستاده/رسول» است و هم «فرشته/مَلَک»، اگر در رابطه با شخص مانی به کار رفته باشد ترجمه «فرستاده» (رسول) ارجحیت دارد. مقاله نه تنها نشان می دهد عنوان مانی، «فرستاده یزدان»، باید در دوره اسلامی و تحت تأثیر عنوان «رسول الله» شکل گرفته باشد، بلکه گویای این نکته نیز هست که فارقلیط و مانی و همزاد/همتای آسمانی اش از نظر الهیاتی بیانگر یک حقیقت بودند.
مفهوم شناسی استثنا از حکم وجوب سکونت مطلقه رجعیه در آیه اول سوره طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
57-67
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مورد بحث در انحلال خانواده مسئله باقی ماندن معتده رجعیه در منزل طلاق است که بر اساس آیه اول سوره طلاق امری واجب است. بر اساس این آیه، تنها استثنایی که بر این حکم آمده جایی است که زن مرتکب فاحشه مبینه می شود. در اینکه فاحشه مبینه چیست اختلاف وجود دارد و دیدگاه ها از آزار زوج و خانواده وی تا ارتکاب جرایم منافی عفت و حتی خروج بر امام متفاوت است. در این نوشتار که به روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده است، با استناد به آیات و روایات و نظرات فقهای عظام، به بیان دیدگاه ها در مورد فاحشه مبینه می شود و به این نتیجه می رسد که مراد از فاحشه مبینه در قرآن هر عمل زشت آشکاری است که شرع از آن نهی کرده. اما در خصوص این آیه که تعبیر فوق استثنا بر حکم بقا در منزل طلاق است شامل هر گناهی نیست؛ بلکه مراد گناهانی است که یا حق زوج و اهل او را با ایذا و امثال آن پایمال کند یا گناهانی که مستوجب حد است و باید برای اجرای حد از خانه خارج شود؛ بنابراین با ارتکاب گناهان دیگر حق سکونت وی از بین نمی رود.
دیالکتیک عبادت و یقین در قرآن: تبیین پراکسیس هستی شناختی فهم و پاسخ به اشکال دور هرمنوتیکی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۶۶)
73-85
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی فلسفی-قرآنی، به تبیین رابطه دیالکتیکی عبادت و یقین در منظومه معرفتی قرآن می پردازد. فرضیه اصلی آن است که قرآن، فهم را نه یک امر نظری محض، بلکه معرفتی می داند که در پراکسیس (کنش وجودی) عبادت تحقق می یابد. با تحلیل آیات کلیدی، استدلال می شود که عبادت به مثابه یک «پراکسیس هستی شناختی»، با تغییر «شیوه بودن» انسان، شرط امکان دستیابی به یقین است و یقین حاصل شده، به نوبه خود، کیفیت عبادت را تعمیق می بخشد. چالش محوری این نظریه - که چگونه می توان پیش از حصول یقین، به عبادت متعهد شد - مورد بررسی قرار گرفته است. در پاسخ به آن، با تفکیک سطوح معرفت (از علم الیقین تا حق الیقین) و با تکیه بر مفاهیم فطرت و پیش فهم، نشان داده شد که این رابطه یک دور باطل نیست، بلکه یک حرکت مارپیچی صعودی است که با حداقلی از معرفت گزاره ای و انگیزش وجودی آغاز شده و در سیر التزام عملی، به معرفتی وجودی و تام می رسد. این خوانش، الگویی اصیل برای نسبت سنجی علم و عمل در معرفت شناسی دینی ارائه می دهد.
بازاندیشی در سیره حسینی و نهضت عاشورا با رویکردی انتقادی و عَصری
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
35 - 52
حوزههای تخصصی:
در دنیای پرشتاب معاصر، فهم عمیق و کاربردی از میراثهای فکری و عملی تمدن اسلامی، بهویژه سیرة معصومین، ضرورتی اجتنابناپذیر است؛ زیرا چالشهای پیچیده اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اخلاقی امروز، بازخوانی این الگوهای متعالی را از منظری نو، اجتنابناپذیر میسازد. هدف از این پژوهش، تحلیل و تبیین وجوه مغفول یا کمتر تبیینشده از سیرة امام حسین و نهضت عاشورا با رویکردی انتقادی و با بهرهگیری از ابزارهای تحلیلی علوم اجتماعی، فلسفة تاریخ و هرمنوتیک معاصر است. این مطالعه، از روش کیفی با تکنیک تحلیل محتوای متون اصیل تاریخی، کلامی و حدیثی (مانند لهوف، ارشاد، تاریخ طبری) و همچنین مقایسة تطبیقی با نظریههای مدرن جامعهشناختی بهره میبرد. یافتههای اصلی پژوهش حاضر نشان داد که نهضت عاشورا نهتنها یکرویداد تاریخی صرف، بلکه الگویی پویا و چندوجهی برای مواجهه با چالشهای عصر حاضر است؛ این سیره، مبانی نظری و عملی بیبدیلی را برای اصلاحطلبی اجتماعی، مقاومت در برابر ستم و تبیین مفهوم عدالت در جهان امروز ارائه میدهد و با تأکید بر بعد اخلاقی و معرفتی آن، راهگشای بسیاری از معضلات جهانی است.
تحلیل الگوی مدیریت امام حسین (ع) در نظارت و کنترل از منظر قرآن
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
111 - 138
حوزههای تخصصی:
نظارت و کنترل، یکی از وظائف مهم مدیران در سازمان است. این مفهوم در سیرة مدیریتی امامحسین جایگاه ویژهای دارد که ریشههای آن را در آموزههای قرآن باید جست. پژوهش حاضر بر آن است با استفاده از روش اجتهادی (تحلیلیاستنباطی)، تحلیلی از نظارت و کنترل امام حسین ارائه نماید. این پژوهش برای جمعآوری اطلاعات، از روش اسنادی بهره بردهاست. در این پژوهش، نخست نظارتوکنترل بهعنوان یکی از وظایف مدیریت مورد بررسی و تبیین قرار گرفته، سپس سیرة مدیریتی امام حسین در نظارت و کنترل بیان شده و در ادامه مستندات و مبانی قرآنی آن حضرت، مورد تجزیهوتحلیل قرار گرفته است. رهآوردهای پژوهش نشان داد که در مدیریت امام حسین توجه به دوعرصة نظارتوکنترل (نظارت بیرونی و هم توجه بهنظارت درونی) دیده میشود. نظارتهای بیرونی در مدیریت امام حسین را در چهار دسته (خانوادگی، جمعیتشکیلاتی، حاکمیتی و همگانی) میتوان دید، اما بهترین نوع نظارت را در این مکتب، نظارت بر خود است. از دیگر دستاوردهای این تحقیق عنایت ویژه بهنظارت درونی و توجهمحوری بهمفهوم «حضور» و بررسی ریشههای قرآنی و عاشورایی آن است که این رویکرد برای مدیران بسیار الهامبخش و اثرگذار خواهد بود.
سرمقاله: عقلانیت وحیانی و ذکر یک نکته
حوزههای تخصصی:
رابطه تفکرات اگزیستانسیالیستی کرکگور و نگرش اراده گروانه وی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۶۶)
31-44
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی رابطه دوسویه میان مبانی انسان شناختی سورن کرکگور با نگرش ایمان گرایانه اراده محور او می پردازد. کرکگور، به عنوان بنیان گذار اگزیستانسیالیسم مسیحی، انسان را موجودی دوبعدی (مادی و روحانی)، صاحب فردیت اصیل، آزاد در انتخاب، فاقد ماهیت پیشینی، و دارای تناقض و هراس وجودی می داند. این ویژگی ها بستر لازم برای شکل گیری ایمان اراده گرایانه را فراهم می سازند؛ ایمانی که در آن عقل به حوزه آفاقی محدود و ورود به سپهر دینی از رهگذر جهش و گزینش ارادی ممکن می شود. در مقابل، برخی مؤلفه های انسان شناسی او نیز تحت تأثیر دیدگاه ایمانی اش شکل گرفته اند؛ از جمله تأکید بر درون نگری، تعلیق اخلاق و عقل در مواجهه با آموزه های مسیحیت، و تفسیر هراس به عنوان زمینه پذیرش آموزه های غیر قابل درک عقلانی یا تناقض نما. نتیجه تحقیق نشان می دهد میان انسان شناسی و ایمان گرایی کرکگور رابطه تعاملی و هم پوشانی برقرار است که ساختار اندیشه او را به صورت یک منظومه پیوسته شکل داده است.
نیازسنجیِ دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی زائران حسینی در پیاده روی عظیم اربعین
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۱ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۱
69 - 92
حوزههای تخصصی:
بیگمان، تجلیگاه بزرگترین گردهمایی آیینی ـ مذهبی را میتوان در پیادهروی اربعین بهتماشا نشست. بهسبب حضور زائرانی از ملیتهای مختلف با فرهنگها و آیینهای متفاوت در عراق، این مراسم بهجهتهای مختلفی رنگوبوی خاصی پیدا کرده است. ازاینرو، اولاً باتوجه بهحضور زائران در این کشور و ثانیاً مواجهه با فرهنگها، آیینها و نگرشهای مختلف، انجام نیازسنجی در چهار حوزة دانشی، نگرشی، مهارتی و فرهنگی از زائران حسینیِ اربعین برای بهجا آوردن زیارتی عارفانه و با معنویت بیشتر، لازم است. بنابراین، نیازسنجی زائران در این چهار حوزه ضروری است. این پژوهش از نظر نوع تحقیق (هدف)، کاربردی و بهلحاظ روش، کیفی است. در این بخش برای رسیدن بهنیازهای زائران اربعین در چهار حوزة یادشده، از مصاحبه نیمهساختاریافته استفاده شد. بدینمنظور، پژوهشگران با برگزاری 25 مصاحبه با افرادی که پیش از این، سابقه بیش از سه سفر پیادهروی اربعین را داشتند و با استفاده از روش «تحلیل تم»، بهاین نتیجه رسیدند که بین فاصله موجود و مطلوب در هر چهار حوزه شکاف عمیقی وجود دارد و چنانچه دستاندرکاران مراسم اربعین، پیش از سفرِ زائران در چهار حوزة یادشده زمینه آموزشهای مختلف را فراهم نمایند، ضمن دستیابی به وضع مطلوب، زیارتی عارفانه نیز نصیب زائران خواهد شد.
مسئولیت اجتماع در میانجیگری اختلافات زوجین با تأکید بر الگوی حَکَمیّت قرآنی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
69-79
حوزههای تخصصی:
با وجود توصیه قرآن کریم به حکمیّت در حلّ اختلافات زناشویی و انعکاس این راهکار قرآنی در قوانین ایران، این قانون با هویّت تحکیمی هیچ گاه اجرایی نشده، بلکه به شکل میانجیگری برای ایجاد آشتی بین زوجین در دعاوی طلاق غیر توافقی، آن هم به صورت ناقص و بسیار کم بازده، در حال اجراست. یکی از علل فاصله گرفتن دعاوی زوجین از رویه حَکَمیّت فقدان تصویر شفّاف از ماهیّت فقهی آن است که باعث سردرگمی قانون گذار در قبال اجرای این قانون و احکام و الزامات تقنینیِ آن شده است. نوشتار حاضر به رغم خوانش مشهور فقها از ادلّه حَکمیّت مبنی بر لزوم مداخله حاکم در دعاوی خانواده، با استفاده از روش کتابخانه ای، درصدد اثبات آن برآمد که رویکرد قرآن کریم طرح مسئولیّت اجتماعی همگانی در قبال بسیاری از ناهنجاری های فردی و اجتماعی از جمله دودستگی و جدایی همسران از یک دیگر است. در این فضا، مخاطبان آیه بعث حَکَم به عنوان یکی از گزاره های دخیل در کشف ماهیّت فقهی حَکَمیّت و قرائت تقلیلی از مداخله حاکمیّت در امور زوجین مورد بررسی قرار گرفته و برای اثبات این مدّعا به اطلاق لفظی امر (ابعثوا) و مناسبت حکم و موضوع و تجمیع شواهد و قرائن متعدّد از سایر آیات تمسّک شده است.
خیر الهی و رنج انسانی: بررسی تطبیقی رویکردهای فلسفی آیت الله مصباح یزدی و پلانتینگا به مسئله شرّ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه های علامه مصباح و پلانتینگا درباره مسئله شرّ، با تمرکز بر بُعد منطقی آن، می پردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین امکان هم افزایی و تکمیل دیدگاه پلانتینگا در خصوص «آزادی اراده» با برداشت مصباح از «حکمت الهی» و مفهوم «شرّ» است. پلانتینگا با تأکید بر آزادی اراده شرّ را معلول انتخاب های آزادانه انسان می داند و بر مسئولیت اخلاقی وی در قبال آن تأکید می کند. در مقابل، علامه مصباح شرّ را جزء لاینفک نظام هستی و زمینه ساز تحقق خیر و کمال انسان تلقی می کند. این پژوهش نشان می دهد، به رغم تفاوت های ظاهری، دیدگاه های این دو متفکر در نقاط کلیدی همپوشانی دارند و مکمل یک دیگرند؛ هر دو فیلسوف بر نقش محوری انسان در مواجهه با شرّ تأکید می ورزند، همچنین هر دو در پی تبیین سازگاری وجود شرّ با صفات خداوند هستند. در نهایت، این مقاله تبیین می کند که درک جامع مسئله شرّ مستلزم توجه هم زمان به جنبه های فردی و اخلاقی شرّ (مطابق نظر پلانتینگا) و نقش آن در نظام هستی و فرایند کمال انسان (مطابق دیدگاه مصباح) است. این رویکردِ تلفیقی به حل تعارض های ظاهری کمک می کند و به درک عمیق تر معنای زندگی، رنج، و مسئولیت های اخلاقی انسان یاری می رساند.
از هبوط تا تعالی: بررسی مقایسه ای دیدگاه های عرفانی بومه و ابن عربی درباره هبوط آدم و نقش آن در تربیت و سلوک معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
89 - 114
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به روش تحقیقِ کیفی(توصیفی) و تحلیلی- تفسیری، با تحلیل متون اصلی و تبیین مفاهیم کلیدی، و رویکرد تطبیق و تکمیل کنندگی حداکثری، به بررسی مفهوم و جایگاه «هبوط انسان» در نظام عرفانی یاکوب بومه، عارف مسیحی و ابن عربی، عارف مسلمان، می پردازد. یافته ها نشان می دهند که هبوط نه صرفاً یک رویداد تاریخی، بلکه به مثابه واقعیتی هستی شناختی و سلوکی تفسیر شده که نقشی کلیدی در تعالی انسان ایفا می کند. هر دو متفکر، هبوط را لازمه سیر تکاملی انسان و ظهور استعدادهای باطنی او می دانند. بومه، هبوط را ناشی از عدم معرفت آدم به خدا، ناآشنایی با شر و تمایل به تجربه کثرات می داند که در قالب فرافکنی خیال و جدایی از وحدت اولیه رخ می دهد. در مقابل، ابن عربی آن را مرحله ای از تحقق مقام خلافت و فعلیت بخشی اسمای الهی می داند که بدون ورود به عالم کثرات امکان پذیر نیست. در هر دو دیدگاه، هبوط نه گناه، بلکه ضرورت هستی شناختی برای وصول به کمال است. یکی از نوآوری های مقاله، تحلیل مفهوم «هبوط دوم» است که در آثار هر دو متفکر به معنای انقطاع از شهود باطنی و غفلت از حقیقت الهی تعبیر شده است. درنهایت، با تفسیر تربیتی و سلوکی از هبوط، مقاله الگویی ارائه می دهد که در آن، ورود انسان به دنیا با همه محدودیت هایش، بستری برای رشد معرفت، تجربه عشق الهی و بازگشت آگاهانه به مقام قرب تلقی می شود.
پیامدهای صلح معاملی نسبت به شخص ثالث و مصالح عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
1-11
حوزههای تخصصی:
«صلح معاملی» عقدی است که از طرف متصالحین در مقام یکی از عقود معین واقع می شود و آثار عقود معین را دارد و از احکام خاصه آن ها برحذر است. اثر این عقد نسبی و منحصر به متصالحین است. اما ممکن است با رفع برخی از احکام خاصه ضرر به شخص ثالث یا مصالح عمومی وارد آید یا در این عقد به نفع شخص ثالث تعهدی صورت بگیرد. در بسیاری از پژوهش های انجام گرفته پاسخ به این سؤال مغفول مانده است که آیا عقد صلح در مقام معامله می تواند نسبت به شخص ثالث یا مصالح عمومی اثری متفاوت نسبت به عقود معین داشته باشد؟ همچنین اگر مصالح عمومی یا منافع شخص ثالث آسیب ببیند، آیا این صلح معاملی نافذ است؟ در صورت نفوذ آیا مسئولیتی متوجه طرفین قرارداد خواهد بود؟ این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و شیوه فیش برداری و تحلیل حقوقی به این نتیجه رسیده است که میان نفع و ضرر به شخص ثالث و نیز میان ضرر مستقیم و غیر مستقیم و همچنین معامله صوری و واقعی تفاوت وجود دارد و قصد متصالحین از توافق صلح نیز در پاسخ این مسئله حائز اهمیت است.
تأملی در مستقل انگاری قاعده تحذیر در رفع مسئولیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
45-56
حوزههای تخصصی:
قاعده موسوم به تحذیر یا هشدار از قواعدی است که در سالیان اخیر به عنوان یکی از نهادهای رافع مسئولیت در پژوهش های محققین مطرح شده و منظور از آن این است که اگر فردی نسبت به خطرات فعل خود به دیگران هشدار دهد اما دیگران توجه نکنند و آسیب ببینند فرد هشداردهنده مسئولیتی ندارد. حقوق پژوهان معاصر هشدار را به عنوان یک عامل مستقل در رفع مسئولیت معرفی کرده اند؛ لیکن با توجه به وجود سایر نهادهای رافع مسئولیت، مانند تسبیب، مسئله ای که نویسندگان پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به آن هستند این است که آیا هشدار یا تحذیر عاملی مستقل است و معیاری متفاوت برای رفع مسئولیت ارائه می دهد یا اینکه از مصادیق نهاد تسبیب محسوب می شود؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی ادله قاعده هشدار، که شامل قرآن و سنت و بناء عقلا می شود، را با رویکرد امکانِ استنباطِ نهادی مستقل برای رفع مسئولیت، ارزیابی می کند و رهاورد آن این است که هشدار عاملی مستقل برای رفعِ مسئولیت نیست و در حقیقت از مصادیق قاعده تسبیب است. زیرا قرآن کریم اساساً دلالتی بر رفع مسئولیت نمی کند و سنت و بناء عقلا دلالتی بر نهادی مستقل از تسبیب نمی کنند.
کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۳ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۶۶)
17-30
حوزههای تخصصی:
در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشه انحصارگرایی در حوزه حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول گرایی و بیش از همه با نظریه کثرت گرایی؛ و نکته قابل تامّل آن که انحصار گرایی و شمول گرایی در طول نظریه کثرت گرایی اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانه متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان ها دارای مراتب و ظرفیت های مختلف اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت گرایانه که ذومراتبی است مواجه می شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می کند و نشان می دهد که در نگاه کثرت گرایی ذومراتبی شمس، رهیافت های ادیان در مواجهه با حقیقت غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت ماهوی دارد.