فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
191 - 206
حوزههای تخصصی:
عقد سلم، قرارداد فروشی است که در آن ثمن توسط خریدار در مجلس عقد پرداخت می شود و تسلیم مبیع از سوی فروشنده تا زمان مشخصی در آینده به تاخیر می افتد. در مورد این که فوت فروشنده، در فاصله بین انعقاد عقد سلم تا زمان سررسید دین چه اثری می تواند داشته باشد، فقهای اسلامی به یک شیوه نمی-اندیشند. در فقه مذاهب اربعه، اعتقاد بر این است که خریدار به منظور استیفاء حق، با سایر غرما شریک می شود. از منظر فقه امامیه، چنانچه عین رأس المال موجود باشد، خریدار می تواند قبل از سایر غرماء به آن مراجعه نماید و در این خصوص، حصه غرمایی مطرح نیست و در این باره مخالف جدی در فقه امامیه مشاهده نمی شود، اما چنانچه عین رأس المال موجود نباشد، اختلاف آراء میان فقیهان امامیه مشهود است. در نوشتار حاضر، اقوال مختلف مسئله به روش توصیفی- تحلیلی مورد بررسی قرار گرفته است و حاصل پژوهش نشان می دهد که رویکرد فقه امامیه مبنی بر استرجاع به رأس المال توسط خریدار، همسو با ادله نقلی و قواعد عمومی مقبول در معاوضات است.
نقش خراسان در انتقال و توسعه علوم عقلی در حوزه علمیه نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
157 - 179
حوزههای تخصصی:
خراسان، به عنوان یکی از کانون های اصلی تمدن و اندیشه در ایران، دو مدرسه بزرگ فلسفی مشهد و سبزوار را در خود جای داده است. این دو مدرسه در طی دو قرن اخیر نقش بسزایی در انتقال و توسعه حکمت اسلامی ایفا کرده اند. به ویژه، تأثیر آنها بر حوزه علمیه نجف، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز شیعه، بسیار چشمگیر بوده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی-جغرافیایی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی دقیق این تأثیر می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تأثیر مدارس فلسفی خراسان بر حوزه نجف در چند محور اصلی قابل بررسی است: 1) تلفیق علوم عقلی و نقلی، 2) تقویت رویکرد عقلانی در علوم دینی، 3) شکل گیری مکتب عرفانی- فلسفی شیعی در نجف، 4) گسترش افق فکری و زمینه سازی برای روشنفکری دینی و 5) تربیت نسل جدیدی از متفکران. این تعامل فکری منجر به تحولی عمیق در ساختار فکری حوزه نجف شد و زمینه را برای شکل گیری سنتی فکری در جهان تشیع فراهم کرد که تلفیقی از عقلانیت فلسفی، عرفان و فقاهت است و امروزه به عنوان یکی از مهم ترین جریان های فکری در جهان اسلام شناخته می شود.
تحلیل آرای مفسران فریقین درباره «کلمه باقیه» در آیه 28 سوره زخرف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم قرآن و حدیث سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
239 - 262
حوزههای تخصصی:
از جمله موارد اختلاف در میان مفسران فریقین، مفهوم «کلمه باقیه» در آیه «وَ جَعَلَها کَلِمَهً باقِیهً فی عَقِبِهِ لَعَلَّهُمْ یرْجِعُونَ» است. نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با هدف کشف معنای کلمه باقیه، آرای این مفسران را احصا، دسته بندی و تحلیل کرده است. حاصل آنکه، مفسران با استدلال های گوناگون، سه معنای «اسلام» و «توحید» و «امامت» را در تفسیر کلمه باقیه ذکر کرده اند و براساس استدلال ها و شواهد قرآنی، روایی و ادبی، تفاسیر «اسلام» و «توحید» ناتمام بوده است. در مقابل، تفسیر کلمه باقیه به «امامت» با اِعمال اصلاحات لازم در استدلال های موجود، به عنوان تفسیر ارجح شناخته شد. آیات هم سیاق با آیهٔ مورد بحث، به روشنی گواهی می دهند که منظور از کلمه باقیه ، امامت است، چنان که روایات متعدد واردشده در تفسیر آیه نیز به صراحت مراد از «کلمه باقیه» را مشخص می کنند.
فراز و فرود عین و ذهن در ادوار معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فلسفی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۷)
45 - 64
حوزههای تخصصی:
این مقاله ادعای هیچ گونه بداعتی ندارد، نه از حیث محتوا و مدعا و نه از حیث طرح یک کنجکاوی علمی یا کشف یک مسئله مبتلابه، بلکه کوشیده است تا بدیهیات روشن و رایج یک شاخه از دانش (یعنی فلسفه) را برای شاخه دیگری (یعنی جامعه شناسی) که فاقد این مبانی است و جز به ضرورت و اقتضا به آن نمی پردازد، به زبانی ساده و حداقلی بازخوانی کند. این کار از طریق دوره شناسی و مرور تحولات معرفتی، ذیل یکی از مهم ترین دوگانه های مطرح در این ساحت (یعنی عین و ذهن) دنبال شده و ضمن نشان دادن فراز و فرودهای ناهمسوی آنها، به توضیح مختصر عمده ترین مکاتب و نظریات و مقایسه اجمالی آنها پرداخته است. حاصل این بررسی به جامعه شناسی و دیگر شاخه های علوم انسانی کمک می کند تا بحث ها و موضوعات تخصصی معرفت را با امعان بیشتر و با اشراف بر ادبیات ریشه دار آن طرح و تعقیب نمایند.
تحلیل فقهی گستره حکم حرمت ابدی ناشی از ارتکاب لواط(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه و اجتهاد سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
245 - 268
حوزههای تخصصی:
در ماده 1056 قانون مدنی به نحو مجمل، چنین آمده است که اگر کسی با پسری عمل شنیع کند؛ نمی تواند مادر، خواهر یا دختر او را تزویج کند. اگرچه اصل این مسئله مورد اتفاق فقهای امامیه است؛ اما نظر به اجمال این مقرره و سکوت قوانین، قاضی در پی عمل به اصل یکصد و شصت و هفتم قانون اساسی و رجوع به منابع معتبر اسلامی با نظرات مختلفی مواجه خواهند شد. در این نوشتار با رویکرد توصیفی تحلیلی و با تتبع در منابع معتبر فقهی، به تبیین دیدگاه فقها در مورد گستره ایجاد حرمت ابدی نکاح در پی ارتکاب لواط، پرداخته شده و ابهام موجود برطرف گردیده است. ابهاماتی نظیر نوع لواط مؤثر در ثبوت حکم، شمول یا عدم شمول حکم نسبت به خط صعودی و نزولی، تفاوت یا یکسانی حکم نسبت به صغر یا کبر فاعل یا مفعول و شمول حکم نسبت به محارم رضاعی، برخی از این ابهامات هستند که در این مقاله طرح و پاسخ داده شده اند. این مقرره در مورد زمان ارتکاب فعل نیز ابهام دارد. پیشنهاد می گردد، ماده 1056 قانون مدنی بدین شرح اصلاح گردد: «اگر کسی با فردی مذکر، مرتکب عمل لواط شود، پس از ارتکاب فعل، ازدواج لائط با خواهر، مادر و دختران نسبی یا رضاعی و اجداد و نوادگان مفعول صحیح نیست».
نکته هایی از معارف حسینی
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
127 - 132
حوزههای تخصصی:
Near-Death Experiences: An Ontological Perspective from the Quran and Ḥadīth(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
pure life, Volume ۱۲, Issue ۴۱, Winter ۲۰۲۵
39 - 56
حوزههای تخصصی:
SUBJECT & OBJECTIVES: Near-death experiences (NDEs) have garnered significant attention, particularly in recent years. Existing explanations in this field have often failed to provide a comprehensive analysis of these experiences due to their neglect of ontological and anthropological dimensions. This study aims to offer a religious ontological explanation of NDEs by drawing on Quranic verses and narrations related to the nature of the world and human existence.METHOD & FINDING: The study adopts a descriptive-analytical approach, utilizing Islamic religious texts to explore the immaterial dimension of the human soul and its connection to ʿĀlam al-Barzakh (the intermediate realm). According to religious teachings, when the soul's attention to the body diminishes and sensory faculties cease their activity, the soul, aided by the faculty of imagination, perceives phenomena. The faculty of imagination has several characteristics that may influence these perceptions, including the creation of unreal images, the retention of past observations, the potential influence of Satan, and its connection to the intermediate realm. Islamic scriptures describe existence as encompassing multiple realms, from Khazāʾin ʿind Allāh (the divine treasuries) to ʿĀlam al-Dunyā (the material world), with the intermediate realm bearing significant similarities to NDEs. CONCLUSION: From the perspective of religious literature, it appears that when the soul's attention to the material dimension decreases, it may enter the intermediate realm and experience real observations. These observations, however, occur for specific individuals and may, in some cases, be influenced by their imagination, leading to perceptions that are limited to imaginary constructs. This study highlights the importance of integrating ontological and anthropological dimensions into the analysis of near-death experiences, offering a framework rooted in Islamic teachings.
معنای زندگی و تراژدیِ انتخاب؛ مقایسه تحلیلی باب برزویه طبیب کلیله و دمنه و اعتراف تالستوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه دین سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۲)
17 - 29
حوزههای تخصصی:
تالستوی (در کتاب اعتراف) تجربه خود از مواجهه با پوچی زندگی را در اوج شهرت و ثروت، روایت می کند. او ضمن این روایت به داستانی شرقی (که اصلی هندی دارد) اشاره دارد که در باب برزویه طبیب کتاب کلیله و دمنه نیز آمده است. وجه ارجاع او به این داستان هنگامه استیصال او در حل مسئله پوچی زندگی است اما کلیله و دمنه آن را تمثیلی برای لزوم توجه به کار آخرت می آورد. گویی در هر دو متن در مقابل هلاکت، راه بدیل برای مسافر، ایمان به آرمانی ابدی است. این مقاله ضمن نقل روایت کلیله و دمنه و شرح حال نگاری تالستوی بر مبنای این داستان مدعی است دقیقه ای در آن داستان وجود دارد که هر دو نویسنده مغفول نهاده اند و آن دوراهه مانعه الجمع و ناگزیر پیش روی آدمی (در شکل آن مسافر) است: توسل به امری عینی و متعالی برای معنادارکردن زندگی و دیگری فقدان معنای عینی برای وجود (از جمله وجود ”من“) و آنگاه معنادهی به زندگی (جعل معنا) با تکیه بر خرده لذت های آنی و دم غنیمت شمردن. مقاله حاضر در ادامه با نقل دیدگاه های تعالی گرایانی همچون کریگ و ضدتعالی گرایانی همچون تیلور و ادواردز و کِلمکه، این دوراهه و انتخاب را به عنوان یکی از تراژدی ها در زندگی آدمی در زمینه معنای زندگی برجسته کرده و معتقد است حتی با فرض رد تعالی گرایی و معنای کیهانی می توان به نحوی زندگیِ این جایی را ارزشمند دانست. این جستار با نقدهایی از فلو بر روایت تالستوی به پایان می رسد.
بازجستی در نقد تکثر کیفر سلب حیات با تمسک به آیات محکمات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه جزای تطبیقی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
1 - 12
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو که حاصل چند سال توجه و تمرکز در موارد جواز سلب حیات به عنوان مجازات می باشد، با بیان توصیفی تحلیلی به دنبال پاسخ به این پرسش اساسی است که شدیدترین مجازات از باب سلب حیات نه از باب قود و قصاص در جنبه خصوصی، بلکه اعدام تعزیری و حدی در جنبه عمومی با چه مناقشات جدی با استناد به آیات عدیده قرآن مواجه است؟! آیا تناسب جرم و مجازات به عنوان دکترین کیفری رعایت می شود؟! ما معتقدیم چون به نصّ صریح قرآن کشتن نامناسب و غیرعادلانه یک نفس (ولو مجرم) در حکم کشتن همه انسان ها و حتی انسانیت است، قهراً جواز مجازات قتل نفس باید با صراحت در قرآن ذکر شده باشد که به نظر نویسنده چنین نیز هست. فرضیه ما در این پژوهش این است که با اهمیت فوق العاده ای که خداوند برای جان انسان ها به عنوان مخلوق فاخر و سرآمد قائل است، بدیهی است که در موارد ضرورت باید جواز یا لزوم سلب حیات به عنوان مجازات، در قرآن به صراحت ذکر شده باشد که به نظر ما ذکر شده است، لُبّ کلام و حاصل تحقیق این شد که از باب حصر و استثنا فقط قتل در برابر قتل در دو مقوله قصاص و افسادفی الارض منتهی به قتل با جنبه عمومی جرم مناسبت دارد، البته جواز قتل مهاجم که قصد کشتن مظلومی را دارد، در باب دفاع مشروع یک حق طبیعی است، پیش از آن که حق تقنینی باشد که حتی در قانون طبیعی فیزیک به عنوان قانون سوم نیوتن هم صادق است، چراکه در طبیعت هم، هر عملی، عکس العملی دارد مطابق و درجهت مخالف، معروف به قاعده کنش و واکنش که در جواز آن هیچ کس شک ندارد.
بازچینشی در ویژگی های علم امام بر اساس تبیین تاثیر هبه الهی در کمیّت و کیفیّت دانش امام (مطالعه موردی: روایت امام رضا (ع) در مرو)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
111 - 140
حوزههای تخصصی:
روایت بلند امام رضا علیه السلام در مرو یکی از عمیق ترین و کامل ترین روایات در خصوص مقام امامت است. مسئله این مقاله، رأی مشهور در خصوص ویژگی های دانش امام، برشمردن ویژگی هایی در عرض یکدیگر است که شامل موهبتی، حضوری، خطاناپذیر، استکمال پذیر، تفصیلی، شأنی یا فعلی و قطعی است. ادعای مقاله حاضر این است که موارد مذکور، ویژگی هایی در عرض یکدیگر برای دانش امام نیستند، بلکه علم امام، دانشی با ویژگی موهبتی است که یک ویژگی بسیط محسوب شده و جامع دیگر ویژگی هاست؛ بنابراین دیگر ویژگی های علم امام از موهبتی بودن این علم منشعب شده اند. نیز موهبتی بودن، موجب کمیّت و کیفیّت خاص در دانش امام می شود. به این صورت که هبه الهی، کمیّت علم امام را تفصیلی و ازدیاد پذیر کرده و موجب کیفیاتی چون قطعی، خطاناپذیر، حضوری و بالفعل در علم امام است. پس در چینشی تازه باید به جای لفظ جمع ویژگی های علم امام به لفظی مفرد و بسیط با عنوان «علم موهبتی» اشاره کرد و خصایص این دانش را در تقسیمی جدید به خصایص کمی و کیفی تبویب کرد. این مقاله به روش تحلیلی بر اساس تحلیل آموزه های حدیث امام رضا علیه السلام و احادیث مفسر نگاشته شده و پس از اثبات ویژگی موهبتی بودن به عنوان ویژگی اصلی و بسیط به این سؤال پاسخ می دهد که هبه الهی چه تاثیری در کمیت و کیفیت علم امام دارد؟
امکان سنجی فقهی جواز شرط بندی با تجهیزات جنگی نو ظهور
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه در قرآن و روایات شرط بندی و قمار یکی از محرّمات الهی معرّفی می شود روایاتی دالّ بر این وجود دارد که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه آله) در سوارکاری و تیراندازی حکم به جواز شرط بندی نموده و خودشان نیز آن را انجام می داده اند. از گذشته تا کنون علماء هدف شارع از این جواز را ایجاد آمادگی رزمی مسلمانان برای جهاد در راه خدا برداشت کرده اند. امروزه با توسعه ابزار نظامی و منسوخ شدن ابزار جنگی صدر اسلام تلاش هایی در جهت تعمیم این حکمِ جواز به ابزار جنگی جدید صورت گرفته است. در جستار پیش رو سعی گردیده با شیوه گردآوری کتابخانه ای اطلاعات و روش پردازش توصیفی - تحلیلی با رویکرد انتقادی، ادلّه تعمیم حکمِ جواز به ابزار جنگی جدید مورد تحلیل قرار گیرد. در همین راستا پس از بررسی ادلّه حرمت قمار و جواز سبق و رمایه، نتیجه گرفته شده که عموم روایاتِ جواز رمایه شامل ابزار جدید هم می گردد ولی در سبق چنین عمومی نداریم. تلاش هایی که برخی برای الغاء خصوصیت مواردِ سبق در روایات و تنقیح مناط نموده اند نیز مورد نقد قرار گرفته و رد شده است. از سوی برخی دیگر، مناسبت حکم و موضوع به عنوان دلیلی بر جواز سبق در ابزار جدید مطرح شده که قانع کننده نبوده و در نتیجه بر خلاف رمایه، حکم جواز در سبق قابل تعمیم نمی باشد.
نقدی بر تصحیح اخیر دیوان ابوالفرج رونی (با تکیه بر واژه نامه و تعلیقات)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
409 - 447
حوزههای تخصصی:
جدیدترین تصحیح دیوان ابوالفرج رونی، متنی است فراهم آمده به کوشش خانم مریم محمودی که بر اساس چهار نسخه سامان یافته و در 1398 ش، با حمایت مرکز نسخه پژوهی دانشگاه اصفهان و به توسط نشر «سخن» از چاپ برآمده است. در انتهای کتاب، تعلیقات، و پس از آن، واژه نامه ای دوستونی و چهارده صفحه ای از لغات و ترکیبات دشوار دیوان دیده می شود. در این مقاله، ضمن اشاره ای کلی به کاستی های تصحیح مورد بحث، مانند سهوالقلم های راه یافته به مقدمه، مغفول مانده برخی سروده های صحیح الانتساب ابوالفرج، بی توجهی مصحح به منابع جنبی، وجود ابهام معنایی و خلل وزنی در بعض ابیات، شماری از اشکالات واژه نامه و تعلیقات نیز نقد و بررسی شده است. در پاره ای از موارد به نظر می رسد که تعریف درج شده با معنای کاربردی در شعر ابوالفرج انطباق ندارد؛ گویا مصحح معنای لغات و ترکیبات را بدون درنظرگرفتن بافت ابیات، صرفاً از روی فرهنگ ها نوشته است. تعلیقات کتاب نیز به شکل فعلی چندان راهگشا نیست و نقایصی دارد.
المسافة التواصليّة كأداة نفسيّة في بناء الشخصيّات الروائيّة: دراسة في رواية «طابق 99» لجنى فواز الحسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
165 - 199
حوزههای تخصصی:
یُعنى هذا البحث بدراسه المسافه التواصلیّه من منظور علم النفس، وهو مفهوم یشیر إلى الفجوات النفسیّه والعاطفیّه التی تتشکل بین الأفراد نتیجه العوائق الذهنیّه، والمخاوف، والتجارب السابقه، مما یؤثر على جوده التفاعلات البشریّه. تبرز المسافه التواصلیّه کأداه حیویّه فی تصمیم الحبکه الروائیّه وتطویر الشخصیّات، حیث تُسهم فی إبراز الصراعات الداخلیّه وتعقید العلاقات. تؤخذ روایه «طابق 99» لجنى فواز الحسن کنموذج تحلیلی، حیث تُبنى علاقات الشخصیّات الرئیسه على أساس هذه المسافات التواصلیّه التی تُشکل أنماطا سلوکیّه معقده تُعزز التوترات النفسیّه والاجتماعیّه. یهدف البحث إلى تحلیل ونقد هذه الفجوات التواصلیّه، مسلطا الضوء على کیفیه تأثیرها فی تشکیل الأزمات الدرامیّه والنفسیّه للشخصیّات. اعتمد البحث على منهج تحلیلیّ نفسیّ مرکزا على التفاعلات بین الشخصیّات فی سیاقات حرجه. أظهرت النتائج أن المسافه التواصلیّه فی روایه «طابق 99» تتجلّى فی علاقه مجد وهیلدا، حیث یعانی کلاهما من صدمات نفسیّه ناجمه عن الحرب اللبنانیّه. تتسبب هذه الصدمات فی خلق حواجز عاطفیّه تمنعهما من التواصل العمیق، فمجد، بوصفه فلسطینیّا، یواجه تحدیات الهویّه، بینما تعانی هیلدا من فقدان عائلتها. تتجلّى هذه الفجوات فی لحظات القرب الجسدیّ التی تخلو من الارتباط العاطفیّ، مما یبرز تناقضات نفسیّه. تُفاقم المسافه شعورهما بالعزله، مما یُعزز الصراعات الداخلیّه ویسهم فی تصویر واقعیّ لتعقیدات العلاقات الإنسانیه فی سیاق الحرب، مقدما رؤیه عمیقه لتأثیر المسافات على النفسیّه فی العالم المعاصر.
تحلیل و بررسی حکم تکلیفی هیپنوتیزم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
283 - 316
حوزههای تخصصی:
پدیده هیپنوتیزم و استفاده از آن در حالی به عنوان یکی از مسائل شایع و مبتلابه در جامعه امروزی تلقّی می شود که دارای حکم تکلیفی نسبتاً مبهمی است، چرا که سخن از آن در میان صاحبنظران کمتر به چشم خورده و تنها تعداد معدودی به صورت اجمالی به بررسی آن پرداخته اند. نگارنده پس از فحص و بررسی به این نتیجه می رسد که با تمسّک به عرف یا بنای عقلا نمی توان هیپنوتیزم را حرام شمرد، چرا که انجام هیپنوتیزم امروزه با توجه به قرار گرفتن آن بر پایه اصول و شیوه های مشخص، به عنوان امر خارق العاده و غیرمعمول شمرده نمی شود تا این که از باب قرار گرفتن در زمره سحر، حرام شمرده شود، بلکه می توان با توجه به سه دلیل حرمت کشف و افشای اسرار افراد، قاعده استقلال اراده انسانی و قاعده فقهی کرامت و شرافت ذاتى انسانی، حرام شمرد. منتها در تمسک به این سه دلیل باید بین دو صورت اذن و عدم اذن سوژه فرق گذاشت، و تنها در صورت عدم اذن در بعضی از موارد می توان با توجه به سه دلیل مذکور انجام هیپنوتیزم را حرام شمرد و در بعضی از موارد نیز با توجه به قاعده تزاحم و از باب تقدم اهمّ بر مهم انجام آن را واجب دانست. اما در صورت اذن سوژه، با توجه به وجود اذن امکان تمسّک به این سه قاعده وجود ندارد، بلکه در این صورت انجام هیپنوتیزم در بعضی از موارد حرام و در بعضی از موارد مباح و در بعضی از موارد نیز واجب شمرده می شود.
قدرت «تکیه» هجایی در تمایز معنایی انواع مختلف «ما» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
144 - 168
حوزههای تخصصی:
تکیه، یکی از مؤلفه های زبرزنجیری زبان گفتار است که در تمایز معنایی انواع مختلف (ما) به عنوان جزئی از ساختار جمله، می تواند اثرگذار باشد به گونه ای که از نظر شنیداری به مخاطب کمک می کند تا در فهم درست معانی بهتر عمل کند. ضمن این که رعایت «تکیه» باعث روانی گفتار و فصاحت در ادا می شود. موضوع اصلی این پژوهش قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از این که در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، است که ترکیب های هجایی انواع مختلف (ما) در قرآن کریم را مستقل از عناصر دیگر آوایی، به نمایش می گذارد. واژه «ما» به عنوان اسم یا حرف، اغلب دارای هجایی کشیده، یک نواخت و تکیه بر آن، ارزش واجی دارد. تحلیل آوایی (ما) به تنهایی امکان پذیر نبوده بلکه با توجه به هجاهای پیرامونی، شدت و ضعف پیدا می کند که اساساً جانمایی آن بر اساس اقراء قاریان قرآن و قواعد خاصی صورت می گیرد. اهمیت تحلیل تکیه زبانی (ما) زمانی روشن می شود که تمایز معنایی آن در گونه های مختلفی همچون (عمّا)ی موصوله و زائده، و (کما) مصدریه یا موصوله، (أین+ما) شرطیه یا استفهامیه، (إما) شرطیه یا تفصیلیه، (إنّما وأنّما)ی موصوله یا کافه و ترکیبات اسمی یا فعلی (ما) و امثال آن، خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر تکیه زبانی و نه رسم الخطی و در سطح تکیه هجایی و نه کلامی، و در بستر آیات قرآن کریم با شیوه توصیفی – تحلیلی و تطبیقی انجام شده است.
نقد و بررسی اهمِّ خوانش های قرآن پژوهان از آیه « اِضربوهنّ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف نقد و بررسی اهم دیدگاه های قرآن پژوهان در شبهه زدایی از آیه « اضربوهنّ»، تحت لوای «اصل معاشرت به معروف» به سامان رسیده است. داده های علمی این اثر ، به روش کتابخانه ای استخراج شده و با مراجعه به لغت نامه ها و کتب تفسیری ، اخلاقی ، فقهی با شیوهٔ تفسیر اجتهادی و به شکل توصیفی۔تحلیلی تبیین شده اند. در این پژوهش ، با محوریت اصل اخلاقی۔حقوقی «معاشرت به معروف» ، مهم ترین و مشهورترین دیدگاه های قرآن پژوهان در تفسیر آیه «اضربوهنّ» بررسی شده و در نهایت ، دیدگاه نسخ تدریجی ظاهر آیه شریفه با اصل معاشت به معروف سازگارتر انگاشته شده است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به امر اخلاق محور معاشرت معروف با زنان ، ناظر بر راهکارهای انعطاف پذیر و فاصله گرفتن از تنبیه بدنی و زدن است. از این رو ، زدن زن را از نخستین به آخرین شیوه هدایت کرده و با هر نوع رفتاری که به کرامت زنان آسیب وارد نماید، مقابله کرده تا با مهار و نسخ تدریجی خشونت های خانگیِ رایج در عصر نزول وحی ، فرهنگ تعاملات همسران را به سمت روابط محبّت آمیز و دور از سوء استفاده سوق دهد.
غایت دین و قلمرو رسالت نبوی (ص)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
26 - 50
حوزههای تخصصی:
دین هرچند از نظر غایت فردگراست، از حیث وسایل و ابزار و از جهت نظری جامع نگر است. قرآن تلاش انسان برای اصلاح اجتماع را منشأ بالندگی فردی خود انسان می داند. دین علاوه بر داشتن نظام اخلاقی، از دستورالعمل ها و نظام های حقوقی و اجتماعی که انسان را به سوی هدف غایی خلقت یعنی سعادت و فلاح برساند، برخوردار است. فیلسوفان دین، افعال الهی را دارای هدف های تشکیکی مقدماتی، میانی و غایی می دانند و تفکیک نشدن آنها را سبب خلط دین شناسی می دانند. این مقال به مثابه یک مبنا در معرفت دینی ارزیابی می شود که در معناشناسی قرآن کاربرد دارد. روش تحقیق آن اسنادی و تجزیه و تحلیل در آن به شیوه تحلیل محتواست. دستاورد تحقیق، کشف حقیقت و غایت دین است که جهت بخش ارزش ها و انگیزه ها و رفتار دینی در شریعت محمدی (ص) و بستر رستگاری موحدان قرآن باور است. بنابراین پژوهش حاضر، قرائتی نو از غایات دین و قلمرو رسالت پیامبر اکرم (ص) را شرح می دهد.
مطالعه تطبیقی امکان مطالبه خسارت ناشی از نقض قرارداد در فقه امامیه، حقوق ایران و اسناد بین المللی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
153 - 182
حوزههای تخصصی:
با تحقّق مسئولیّت قراردادی، شخصی که با نقض مفادّ قرارداد (متعهّد) موجب ورود خسارت به دیگری (متعهّدٌ له) شده است مسئول جبران خسارت تلقّی می گردد و اثر این امر، آن است که خسارت دیده خواهد توانست از طریق مراجعه به محاکم ذیصلاح و طرح دعوی جبران خسارت، از وی مطالبه خسارت کرده و قانون نیز عامل زیان را مجبور به جبران می نماید. امکان مطالبه خسارت ناشی از نقض قرارداد، یکی از شیوه های جبران خسارت یا ضمانت اجراهای نقض تعهّدات قراردادی است که در فقه امامیه، حقوق ایران و اسناد بین المللی مورد پیش بینی قرار گرفته است؛ لیکن در این عرصه تفاوت هایی میان حقوق داخلی و اسناد مذکور به چشم می خورد. این تحقیق به شیوه توصیفی - تحلیلی در پی یافتن این تفاوت هاست. یافته تحقیق حاکی از این است که از جمله این تفاوت ها آن است که در این اسناد، امکان مطالبه خسارت عدم النفع و خسارت احتمالی مدّنظر قرار گرفته است.
مبانی مشروعیت تصرف عموم مسلمانان در اداره اموال محجورین و غایبین در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بر اساس منابع فقه امامیه، ولایت در مرتبه بالای آن برای پیامبر (ص) و امامان (ع) ثابت است و برای فقیه نیز مرتبه ای از آن قابل اثبات است. چنان که مرتبه نازله ای از آن برای پدر و جدّ نسبت به اولاد، ثابت می باشد. نوشتار حاضر که با روش توصیفی-تحلیلی، نگارش یافته به این نتایج دست یافته است که اگر مراجعه به حاکم شرع، موجب مشقّت، تضییع حق محجورین و غایبین باشد، مسئولیت اداره اموال و حقوق ایشان برای مؤمنان عادل جایز و در غیر این صورت، مسئولیت آن به عهده عموم مسلمانان است که در غیر امور ضروری ایشان دخالت نمایند. اما انجام امور ضروری، به نحو واجب کفایی، بر تمام مسلمانان واجب است. بر این اساس، مسلمان می تواند در صورت تحقق شرایط، در اداره اموال و امور محجورین و غایبین دخالت نموده و در صورت مصلحت به صورت فضولی تصرف نماید. البته اهلیت پذیرنده مسئولیت، حائز اهمیت است؛ چراکه در صورت عدم تحقق اهلیت، مسئولیت اداره اموال دیگران موضوعاً منتفی است؛ ادله فقهی ازجمله قاعده احسان و قاعده ضرورت را می توان نماد اثبات کننده این مسئولیت برای عموم مردم ذکر کرد. اما حوزه این مسئولیت، مطلق نیست بلکه منوط به تحقق شرایطی است تا ماهیت موضوع و قلمرو آن اعم از مالی و غیرمالی مشخص شود.
«میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در آیات 7-8 سوره احزاب: تفسیر تطبیقی طباطبایی و فضل الله(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تعبیر «میثاق غلیظ» و «صدق صادقین» در تعدادی از آیات قرآن تکرار شده است؛ بااین حال تاکنون دیدگاه روشنی درباره مفهوم، مصداق و رابطه معنایی این دو موضوع ارائه نشده است. مباحثه غیرمستقیم فضل الله با طباطبایی درباره آیات 7 و 8 سوره احزاب بستری مناسب برای واکاوی این مشکل تفسیری است. گفتگو از آنجا آغاز می شود که طباطبایی با ارائه تحلیلی ادبی و عقلی از آیه «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ عَنْ صِدْقِهِمْ» کوشیده است این آیه را از حیث مصداق عام، و از جهت مفهوم، هماهنگ با آیه قبل، دالّ بر میثاق ذر نشان دهد. اما فضل الله که بر اختصاص «الصَّادِقینَ» به پیامبران و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق نبوت تأکید داشته، نظریه یادشده را برنتابیده و در نقد آن به بعض آیات قرآن تمسک نموده است. این جستار، با طرح این گفتگو و تحلیل و توصیف نقاط قوت و ضعف آرای این دو مفسر، تلاش دارد علاوه بر تبیین مفهوم قرآنی «میثاقاً غَلیظاً» و «لِیَسْئَلَ الصَّادِقینَ»، بر پایه قرائن لفظی و قواعد قرآنی و بهره گیری از آرای تفسیری سایر صاحب نظران، به این نتیجه توجه دهد که دلالت این آیات بر میثاق ذر و تخصیص «صِدْقِهِمْ» به میثاق پیامبران ناتمام است.