ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۶٬۱۲۱ مورد.
۱.

تفسیر دوگانه انگارانه از «تجربه های نزدیک به مرگ» در بوته آزمایش فکری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجربه نزدیک به مرگ روح دوگانه انگاری هوش مصنوعی آزمایش فکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۷۱
تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربه های نزدیک به مرگ(NDE)، مبتنی بر شواهدی از جمله تجربه از مکانهای بسیار دور، کسب آگاهی از گذشته، حال و آینده و مشاهده ورای اشیای فیزیکی می باشند. از این منظر، این تجربه ها بدون وجود روح و بُعد فرامادی امکان پذیر نیست. این رویکرد، تفسیرهای تقلیل گرا و فیزیکالیستی را از توضیح این اتفاقات ناتوان می داند. در این مقاله در صدد پاسخ به این پرسشها هستیم که: آیا بجز فرض وجود روح مجرد، گزینه دیگری برای پذیرش و تبیین تجربه های نزدیک به مرگ وجود ندارد؟ آیا با استفاده از این تجارب میتوان به اثبات وجود روح مجرد در انسان پرداخت؟ این نوشتار با روش تحلیلی توصیفی و با طراحی یک استدلال از نوع آزمایش فکری به بررسی دیدگاهی می پردازد که براساس آن با توسعه هوش مصنوعی(AI)، اینترنت اشیاء (IoT) و همچنین ترکیب این دو فناوری با عنوان هوش مصنوعی اشیاء(AIoT)، میتوان به وسیله یک ربات یا جسم مجهز به این فناوری، ادعاهای تجربه گران نزدیک به مرگ را بدون نیاز به وجود روح، تکرار و تجربه نمود و یا حتی با اتصال به مغز افراد، آن تجربه ها را بدون وجود حالات نزدیک به مرگ ایجاد کرد. این ادعا میتواند چالشی برای تفسیرهای دوگانه انگارانه از تجربیات نزدیک به مرگ باشد. راقمان این سطور، تفسیرهای فیزیکالیستی و یگانه انگارانه از تجربیات پس از مرگ را تایید نمی کنند؛ اما قصد دارند چالش های نوین پیش روی تفسیرهای دوگانه انگارانه از این تجربیات را مطرح نمایند.
۲.

رویکرد ذاتی معرفت در تبیین نظریات علمی از منظر شهید صدر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریات علمی علیت استقرا شهید صدر رویکرد عقلی رویکرد تجربی رویکرد ذاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
نظریات علمی قضایای عام و تعمیم یافته ای هستند که از تکرار مشاهدات خاص ،عمومیت و تعمیم خود را با استقرا بدست آورده اند.در خصوص این سیر از خاص به عام و تعمیمی که دراستقرا هست رویکردهای مختلفی مطرح شده برخی با رویکرد عقلی این تعمیم را بواسطه قیاس و یک سری قضایای پیشینی عقلی تبیین نموده اند، نماینده این رویکرد ،منطق ارسطویی است و برخی دیگر با رویکرد تجربی و حسی نگرشهای مختلفی به این تعمیم داشته اند ، دسته ای این تعمیم را به واسطه استقرای گسترده تر و شاملتر یقینی و قابل اعتماد و دسته ای این تعمیم را بر عدم آن ترجیح داده و آن را بشکل مرجوح پذیرفته اند ولی دسته دیگر این تعمیم را غیر منطقی ، و آن را رد کرده اند وتفسیری روانشناختانه به مسئله استقرا داشته آن را عادت ذهن دانسته و هیچ گونه ارزش منطقی برای آن قائل نیستند. شهید صدر با بررسی این رویکرد ها وتدقیق در اشکالات ،برخی از آنها را وارد دانسته، رویکردی مختص به خود ارائه می دهد این رویکرد را "رویکرد ذاتی معرفت" نام می نهد ایشان در این رویکرد در راستای توسعه و نمو معرفت، نتیجه گیری را به دو شکل می داند "توالد موضوعی" و "توالد ذاتی " و بیان می دارد که اشکال منطق ارسطویی در تبیین تعمیم استقرا این است که صرفا با توالد موضوعی نتیجه گیری می کندمی داند درحالی که بخش اعظم نتیجه گیری با توالد ذاتی انجام می گیرد .این نحوه از نتیجه گیری تنها اختصاص به رویکرد مطروحه خودش دارد
۳.

دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ویوین سابچک موریس مرلوپونتی سینما دلالت ادراک بیان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
ویوین سابچک از نظریه پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزه هستی شناسی سینما می برد و دلالت را با وجود یکی می انگارد. دلالت با دو مدالیته تجربه وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه ای گوشت معکوس می شوند و معنا در ضخامت این تجربه وجودی شکل می گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابه ادراک و پروژکتور به مثابه بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می شود که انتخاب گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربه وجودی سوق می دهد.
۴.

معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عطار نیشابوری معرفت شناسی یقین استقرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.
۵.

تحول جوهر نفسانی و ثبات شخصیت انسان بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی صدرالمتألهین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحول ثبات نفس حرکت جوهری صدرالمتألهین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۲۸
این مقاله با روش توصیفی تحلیلی و گردآوری اطلاعات به شیوه کتابخانه ای به بررسی حرکت جوهری نفس و ارتباط آن با ثبات شخصیت انسان پرداخته است. محور اصلی این پژوهش، چالش اثبات وحدت و بقای موضوع در جریان حرکت جوهری است. این مسئله در فلسفه های پیش از ملاصدرا به شکلی جدی مطرح بوده و بسیاری از فیلسوفان به دلیل ناتوانی در اثبات بقای موضوع در حین حرکت جوهری، تحول تدریجی در جوهر را انکار کرده اند. با استناد به فلسفه صدرایی، مقاله نشان می دهد که حرکت جوهری نفس که تحولی تدریجی در وجود انسان است با ثبات شخصیت او منافاتی ندارد. صدرالمتألهین با طرح «اصالت وجود» و «اعتباری بودن ماهیت»، استدلال کرده است که حرکت در متن وجود رخ می دهد، بی آنکه وحدت هویت و ثبات شخصیت انسان از بین برود. یکی از دستاوردهای مهم این پژوهش، تبیین نقش مراتب طولی وجود در حفظ هویت واحد انسانی در عین تحولات تدریجی است. همچنین در این نوشتار نشان داده شده که در همان حال که مراتب پایین وجود انسان دستخوش تغییرند، مراتب عالی وجود او ثابت اند.
۶.

مدرسه فلسفی سبزوار: از شکوفایی تا افول؛ واکاوی علل و پیامدها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مدرسه فلسفی سبزوار حاج ملاهادی سبزواری حکمت متعالیه علل شکوفایی و افول شرح منظومه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۶۷
مدرسه فلسفی سبزوار، که در نیمه قرن سیزدهم هجری به همت حاج ملاهادی سبزواری تأسیس شد، یکی از تأثیرگذارترین مراکز فلسفی ایران در دوران قاجار بود. این حوزه که تا سه نسل به حیات خود ادامه داد، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش و تأثیر شگرف آن بر اندیشه فلسفی ایران، همواره مورد توجه پژوهشگران تاریخ فلسفه اسلامی بوده است. این پژوهش به بررسی علل شکوفایی و افول این مدرسه می پردازد و تلاش می کند به این پرسش پاسخ دهد که چه عواملی سبب رونق چشمگیر آن در دوران حیات بنیان گذارش شد و چرا پس از درگذشت وی رو به افول نهاد. یافته های پژوهش نشان می دهد که موقعیت علمی و فکری ممتاز حکیم سبزواری، تمرکز بر حکمت متعالیه، روش آموزشی متمرکز بر سلوک عملی، و جذب گسترده شاگردان از سراسر ایران و جهان اسلام، از مهم ترین عوامل شکوفایی این مدرسه بودند. در مقابل، وابستگی شدید آن به شخصیت مؤسس، ظهور مراکز فلسفی رقیب در تهران و مشهد، موقعیت سیاسی جغرافیایی سبزوار، فقدان نوآوری و عدم توجه به فلسفه های جدید، از جمله عوامل اصلی افول آن به شمار می روند. این پژوهش با رویکرد تحلیلی-تاریخی، نشان می دهد که مدرسه فلسفی سبزوار، علی رغم افول تدریجی، تأثیرات عمیقی بر تداوم و توسعه حکمت متعالیه در ایران بر جای گذاشته است.
۷.

علیت در نظام کلامی معتزله: مفهوم شناسی، فروعات و مصادیق(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: علت و معلول علیت فروعات علیت مصادیق علیت معتزله

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴ تعداد دانلود : ۷۶
معتزله به عنوان یکی از جریان های اصلی کلامی در عالم اسلام به بحث علیت، فروعات و مصادیق آن، در قالب مباحث گوناگون کلامی همچون خلقت، استطاعت، اراده و فاعلیت خدا و انسان در افعال مباشر و متولد پرداخته است که استخراج و تحلیل نظرات ایشان، سهمی بسزا در فهم سیر تفکر فلسفی و کلامی این نحله دارد و نیز نشان دهنده تأثیرپذیری فکری آن ها از سایر اندیشمندان است. معتزله بصره و بغداد که هرکدام به دو گروه متقدم و متأخر تقسیم می شوند، درباره تعریف و تبیین مفهوم علیت و اقسام آن، فروعات قاعده علیت، ملاک نیازمندی معلول به علت و نحوه علیت خداوند و انسان، آرای مشترک و گاه متفاوتی دارند. در این مقاله کوشیده ایم دیدگاه های دانشمندان برجسته معتزلی را از آثار معتبر ایشان درباره مباحث فوق، استخراج کرده و ضمن تبیین آرای مشترک، اختلاف نظرهای درون فرقه ای آن ها را نشان دهیم. در نهایت، به نظر می رسد دانشمندان معتزلی در مسائل متعددی همچون قاعده الواحد، علیت خداوند نسبت به جواهر و اعراض، چگونگی بقا و فنای اجسام، چیستی استطاعت و نیز علیت انسان در افعال متولد، با هم اختلاف نظر دارند. همچنین برخی از ایشان در مباحثی مانند قاعده الواحد و ملاک نیازمندی معلول به علت، به دیدگاه های فیلسوفان نزدیک شده اند.
۸.

خلود در عذاب و شبهات آن از دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خلود عذاب نار جوادی آملی مصباح یزدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۲
خلود در عذاب یکی از مسائل مربوط به معاد و کیفر الهی است که هر یک از اندیشمندان به اقتضای مبانی فکری خود، در پی تبیین آن برآمده اند. عده یی به این قائل شده اند که خلود در دوزخ، مساوی خلود در عذاب نیست و مخلدین در دوزخ، پس از اینکه مدتی عذاب میبینند، عذاب با طبع آنها سازگار شده و به عذب تبدیل میشود؛ در مقابل، بعضی معتقدند عذاب بهیچ عنوان برای مخلدین در دوزخ گوارا نخواهد شد. مسئله این نوشتار بررسی دیدگاه آیت الله جوادی آملی و مصباح یزدی در اینباره و تبیین شبهات پیرامون آن با توجه به نظر این دو اندیشمند است که بروش توصیفی تحلیلی نگاشته شده است. یافته ها نشان میدهند که از نظر این اندیشمندان، خلود در عذاب امری قطعی است و کفار، منافقین و مشرکین معاند، تا ابد در عذاب خواهند بود؛ همچنین این مسئله با رحمت، عدل و حکمت الهی ناسازگار نیست.
۹.

تحلیل و بررسی معانی و لوازم کمال جلاء و کمال استجلاء از منظر عارفان مسلمان(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: کمال جلاء کمال استجلاء کمال ذاتی کمال اسمائی شهود

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۱۶
از جمله اصطلاحاتی که در طول تاریخ عرفان اسلامی همواره مورد توجّه قرار عارفان الهی بوده است، دو اصطلاح کمال جلاء و استجلاء است. گرچه برخی از ریشه ها و معانی مشابه آن در متون دینی یافت می شود، لکن می توان چنین گفت که واضع این دو اصطلاح عارفان بوده اند. صدرالدین قونوی از جمله عارفانی است در تبیین این دو اصطلاح کوشیده است که درواقع می توان چنین گفت که نخستین عارفی بود که به طور صریح به توضیح آن پرداخته است. پس از وی فرغانی دیگر پیرو مکتب ابن عربی، به طور تفصیلی سعی در تبیین و توضیح این دو اصطلاح کرده است. وی رابطه میان کمال اسمائی و کمال ذاتی را به طور دقیق مورد تبیین قرار داده و لوازم این دو مفهوم را به طور تفصیلی مورد بحث قرار داده است. فناری نیز همین تحلیل وی را مورد پذیرش قرار داده است. نگارنده در این مقاله کوشیده است که تعاریف مختلف این دو اصطلاح و لوازمی که برخی از عارفان الهی از تبیین این دو مفهوم بیان نموده اند را توضیح دهد، از این جهت ارائه تعریفی واحد از این دو اصطلاح دشوار خواهد بود. در این مقاله به روش تحلیلی- تطبیقی رویکردهای مختلف عارفان الهی در این باره مورد تبیین قرار خواهد گرفت.
۱۰.

رابطه ی عشق و کمال نفس و نمود رفتاری انسان عاشق در آراء ابن سینا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عشق کمال ابن سینا ملاصدرا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۳۱
عشق که ابتهاج حاصل از حضور ذات زیبا و بر دو قسم حقیقی و مجازی است، یکی از راه های تکامل نفس محسوب می شود. عشق حقیقی همان حبّ شدید به ذات و صفات الهی، و عشق مجازی حبّ و اشتیاق به غیر ذات اوست که خود به دو نوع نفسانی و حیوانی تقسیم می شود. در نگاه ابن سینا مشاکلت جوهری نفس عاشق و معشوقْ مبدأ عشق نفسانی است و خواهش لذت و شهوت حیوانیْ مبدأ عشق حیوانی. ملاصدرا نیز مبدأ عشق نفسانی را اتحاد نفس عاشق و معشوق ازطریق استحسان و تمثّل زیبایی های ظاهری و باطنی دانسته است. ازآنجا که عشق مجازیِ نفسانی سبب تلطیف سرّ در فرد عاشق می شود، می تواند به عنوان راهی برای وصول به عشق حقیقی استفاده شود؛ چراکه روح را آماده ی دریافت کمالات متعالی می نماید. از دید ابن سینا کمال حقیقی انسان وصول تام به خدا و اتصال به کمالات حقیقی و درک بی واسطه ی همه ی حقایق هستی است. صدرالمتألهین نیز با تمسک به سه اصل تشکیک در وجود، حرکت جوهری و اتحاد عاقل و معقول، به نحو مبسوط به تبیین تکاملی وجود انسان پرداخته و کمال نهایی انسان را وصول به مقام فناء فی الله معرفی کرده است. ستاندن خودبینی، ایجاد شجاعت برای عاشق، ایجاد نیروی سخاوت، تکمیل نفس و بروز استعدادهای حیرت انگیز باطنی و ابتهاج ازجمله ثمرات عشق است.
۱۱.

معیار علم دینی در اندیشه امام خمینی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: امام خمینی علم دینی معیار هستی شناختی معرفت شناختی انسان شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۴۴
مشخص شدن هویت علم دینی و تمایزات آن، تاحد زیادی در گرو تبیین معیارهای علم دینی است. برخی نظریه پردازان این حوزه به اجمال یا تفصیل در این مقوله ورود کرده و عمدتا به سه معیار موضوع، غایت و روش قائل شده اند. مسئله این پژوهش کشف معیارهای علم دینی از نظر امام خمینی با هدف ارائه تعاریفی از علم دینی متناظر با این معیارهاست. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل و تطبیق و با استفاده از داده های کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار امام خمینی در این موضوع پرداخته است. علم دینی در کلام امام خمینی شامل یک معیار کلی برای علوم حقیقی یعنی الهی بودن موضوع علم و سه دسته معیارهای هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه است که مهم ترین آنها عبارتند از: «ظلیت علوم امکانی نسبت به علم الهی، منبعیت عالم غیب نسبت به عالم شهود» به عنوان معیار هستی شناختی، «انطباق با فطرت الهی انسان، آیه ای و نافع بودن» به عنوان معیار معرفت شناختی، «طهارت نفس عالم، دوری از انواع طاغوت، تدین و تعهد» به عنوان معیار انسان شناختی. هریک از معیارهای مذکور به نوعی تسهیل گر معرفی علم دینی مدنظر ایشان بوده و ارائه سه سنخ تعریف هستی شناسانه، معرفت شناسانه و انسان شناسانه از علم دینی از ثمرات این پژوهش است.
۱۲.

واکاوی منابع و ابزارهای معرفت شناختی راست کیشی در نظریه والتر بائر و نتایج حاصل از آن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بائر مسیحیت راست کیشی بدعت منابع شناخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
در سنت الاهیات مسیحی، به ویژه از دوره قرون وسطی به بعد، چهار منبع اصلی برای معرفت دینی ذکر شده است: وحی الهی شامل متون مقدس که از منظر مسیحیان مؤمن، حاصل الهام الهی هستند؛ سنت کلیسا یا میراث تفسیری، آموزه ای و عملی ای که از رهبران کلیسا به ارث رسیده است؛ عقل و تجربه. مقاله حاضر با بررسی نظریه والتر بائر درباره ماهیت «راست کیشی» و «بدعت» در مسیحیت اولیه، به واکاوی منابع و ابزارهای شناخت حقیقت دینی و پیامدهای معرفت شناختی آن پرداخت. یافته ها نشان داد، در نظر بائر، چهار منبع مذکور برای شناخت حقیقت دینی کافی نیست. بائر با استفاده از ابزارها و منابع شناختی دیگری همچون تحلیل تاریخی - انتقادی، نقش قدرت های سیاسی-دینی، متون قانونی و آپوکریفا، روایات محلی و سنت های شفاهی، استدلال می کند در سده های نخستینِ مسیحیت، اشکال متکثر و متفاوتی از ایمان وجود داشت و آنچه بعدها «راست کیشی» نامیده شد، حاصل فرآیندهای تاریخی و سیاسی بوده است، نه ذات اولیه و فرازمانی ایمان مسیحی. بنابراین به اعتقاد بائر، مرزبندی میان راست کیشی و بدعت بیش از آنکه بازتاب حقیقت مطلق الهی باشد، برساخته ای تاریخی-گفتمانی است. این دیدگاه با تأکید بر ضرورت بازخوانی انتقادی تاریخ دین و بازاندیشی در اعتبار الاهیات نهادی، موجب شکل گیری تکثرگرایی معرفتی در فهم دین می شود و ادعای یکتایی و اطلاق در حقیقت دینی را تضعیف می کند. در واقع، ابزارها و منابعی که بائر در شناخت راست کیشی به کار می گیرد نمایانگر نگاهی پویا و چندلایه به حقیقت دینی است که زمینه را برای گسترش پلورالیسم دینی و گفت وگوی میان روایتی و بین الأدیانی فراهم می سازد.
۱۳.

مشترک لفظی بودن صفات اراده، حیات و قدرت: بررسی انتقادی دیدگاه ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حیات اراده قدرت اشتراک لفظی تشکیک عامی و خاصی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۲
ابن سینا در تبیین صفات الهی، به خصوص سه صفت اراده و حیات و قدرت، درعین حال که صفات الهی را معنادار می داند و در روشن ساختن معنای صفات الهی جداً تلاش می نماید، اما نحوه تحلیل او منجر به این برداشت می گردد که در صفات مذکور بین خدا و انسان اشتراک لفظی برقرار است. در جست وجوی علت چنین روی کردی دو احتمال وجود دارد: احتمال نخست به موضع شیخ الرئیس در بائن دانستن وجود خدا از مخلوقات مربوط می شود که با بررسی مواضع شیخ، این نتیجه به دست آمد که نمی توان چنین احتمالی را علت گرایش ابن سینا به مشترک لفظی بودن صفات سه گانه خداوند  قلمداد نمود. احتمال دوم نیز به حوزه معناشناسی مربوط می شود که با توجه به روی کرد شیخ الرئیس در تعریف صفات الهی و بشری، معلوم می شود  که می توان این عامل را علت گرایش شیخ به قول مذکور دانست؛ اگرچه روی کرد شیخ و لوازم آن با اشکال جدی همراه است؛ به همین دلیل با دو ایراد: ۱) خلط مفهوم و مصداق و ۲) مشترک لفظی شدن تمامی صفات، مبنای شیخ الرئیس نقد و ارزیابی شده است. در پایان این نکته خاطرنشان شده است که معناداری صفات واجب ازنظرِ ابن سینا، با پذیرش تشکیک خاصی قابل توجیه خواهدبود وگرنه باید کلام وی را در این باب غیرمنقّح دانست.
۱۴.

نگرشی تحلیلی بر جایگاه اسم دهر عرفانی در هستی شناسی شهودی(مقاله پژوهشی حوزه)

کلیدواژه‌ها: عرفان ترتیب وجودی زمان تاریخ اسم دهر عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۴۱
اسم دهر به عنوان یکی از اسماء کلّیه الهیه در نظام اسمائی عرفان جایگاه ویژه ای دارد.ماهیت شناسی این اسم جزء سرفصل های مهجور ، در آثار مکتوب عرفان نظری است.هر چند معمار ساختمان حکمت شهودی یعنی ابن عربی و شارحان متقدّم مکتب او ، سطرهایی کوتاه در معرّفی این اسم در میراث معرفتی خود به یادگار گذاشتند ، امّا اهتمام به ماهیّت شناسی تفصیلی این اسم وشناخت جایگاه آن از منظر هستی شناسی ، در محافل علمی و آثار عرفانی ، به ویژه در دوره معاصر مورد توجه قرار نگرفته است .اسم دهر در عرفان پاسخی برای علّت همه تقدم ها و تاخر ها در سرتاسر پهنه هستی است . و با نگاه توحیدی ناب ، این قبل و بعد بودن را تنها به خصوصیات ذاتی اشیاء منتسب نمی کند ، بلکه آن را به احکام یکی از اسمای الهی با عنوان دهر منسوب می نماید. لذا در این نوشتار، با روشی تحلیلی بر پایه سخنان قدما ، ماهیّت این اسم الهی و جایگاه آن در هستی شناسی شهودی به عنوان روح زمان و اصل همه تدرّج ها از جمله ترتیب شرایع و تدوین ادوار تاریخی بشر، به صورت تفصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته، و همچنین مرزهای دقیق معرفتی این اسم بامفاهیم مشابه، مثل مشیت الهی و اسم مقدِّر نیز مشخّص گردیده است.
۱۵.

فراز و فرود عین و ذهن در ادوار معرفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: امکانیت علم مهار ذهن واقع گرایی ایده گرایی ذهن گرایی برساخت گرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۳
این مقاله ادعای هیچ گونه بداعتی ندارد، نه از حیث محتوا و مدعا و نه از حیث طرح یک کنجکاوی علمی یا کشف یک مسئله مبتلابه، بلکه کوشیده است تا بدیهیات روشن و رایج یک شاخه از دانش (یعنی فلسفه) را برای شاخه دیگری (یعنی جامعه شناسی) که فاقد این مبانی است و جز به ضرورت و اقتضا به آن نمی پردازد، به زبانی ساده و حداقلی بازخوانی کند. این کار از طریق دوره شناسی و مرور تحولات معرفتی، ذیل یکی از مهم ترین دوگانه های مطرح در این ساحت (یعنی عین و ذهن) دنبال شده و ضمن نشان دادن فراز و فرودهای ناهمسوی آنها، به توضیح مختصر عمده ترین مکاتب و نظریات و مقایسه اجمالی آنها پرداخته است. حاصل این بررسی به جامعه شناسی و دیگر شاخه های علوم انسانی کمک می کند تا بحث ها و موضوعات تخصصی معرفت را با امعان بیشتر و با اشراف بر ادبیات ریشه دار آن طرح و تعقیب نمایند.
۱۶.

بررسی نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری از دیدگاه آیت الله مصباح یزدی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آیت الله مصباح یزدی ارزش هنری زیبایی نسبیت قالب و محتوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۹ تعداد دانلود : ۱۲۲
از مهم ترین دغدغه های اندیشمندان، ارزش گذاری آثار هنری است که برای این کار، تعیین معیاری ثابت و مشخص در جهت ارزیابی آثار هنری ضروری به نظر می رسد؛ زیرا اگر نتوان به معیاری ثابت دست پیدا کرد، نمی توان مرز دقیقی بین هنر و دیگر عرصه های فعالیت انسان مشخص نمود. همچنین در صورت نسبی بودن این معیار، نمی توان از آثار برتر تقدیر کرد و آثار ضعیف را در درجه پایین تر دسته بندی نمود. در این حالت انسان دچار سردرگمی می شود و کارکرد هنر که کمک به شناخت و فهم بهتر انسان از خود و کمالات حقیقی خود است، از بین می رود. بر این اساس نوشته حاضر درصدد است تا با روش تحلیلی انتقادی به بررسی نظرات آیت الله مصباح یزدی درباره نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری در فلسفه اسلامی بپردازد. از منظر ایشان ارزش هنری، اگرچه مانند دیگر ارزش ها منشأئی غیر از مطلوبیت ندارد، اما این نوع مطلوبیت به علت یافت شدن زیبایی در اثر هنری، خاص هنر است. همچنین ملاک ارزش حقیقی در همه انواع هنر، در نهایت، سازگاری و ملائمت اثر هنری با کمال خاص انسانی است و ارزش هنری با اثر هنری رابطه ای ابزاری دارد و تنها در ارتباط با بیرون از اثر هنری فهم می شود. ایشان اگرچه ارزش هنری را در نسبت با مرتبه مخاطب نسبی می داند، اما در نهایت با ذات گرایی در هنر موافق تر است و در پاسخ به سؤال درخصوص نسبیت یا عدم نسبیت ارزش هنری، آن را در نگاه کلان و با لحاظ کمال حقیقی انسانی غیرنسبی و ثابت می داند و ارزش گذاری را که متناسب با ادراک لذت وهمی باشد ارزش گذاری غیر صحیح و غیر اصیل می شمارد.
۱۷.

ثمرات تلازم علمی علت و معلول بر اساس اصول حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برهان لم برهان إنّ حمل حقیقت رقیقت امکان فقری ملاصدرا رابطه علت معلول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
بیتردید انسان در سیر استکمالی خود در این عالم، با ماده و لوازم آن درآمیخته است و همواره مجهولات بسیار و معلوماتی اندک دارد. یکی از مسائل مهم در معرفت شناسی که در طول تاریخ حکمت اسلامی نظر فیلسوفان را بخود جلب کرده، طریقه یافتن پاسخ مناسب برای مجهولات، اعم از تصوری و تصدیقی است. درباره مجهولات تصوری کار چندان سخت نیست، زیرا از راه تعریف مفهوم اشیاء میتوان مجهولات تصوری را معلوم کرد، اما راه یافتن پاسخ مناسب برای مجهولات تصدیقی چندان هموار نیست. حکما با ارائه برهان إنّ و لمّ سعی کرده اند طریقی صحیح برای کشف مجهولات تصدیقی معرفی کنند و این بدان معناست که هر مجهول تصدیقی را یا از راه علت میتوان شناسایی کرد یا از راه معلول. آنچه در نوشتار پیش رو مورد بررسی قرار گرفته است، بررسی میزان معلوم شدن مجهولات از راه علت در برهان لم و نیز از راه معلول در برهان إنّ است. برای رسیدن به این هدف، ابتدا نظریات حکما نقل شده، سپس مبنای ملاصدرا در بحث رابطه خاص علت و معلول مطرح گردیده است. حاصل بحث اینست که سیر علمی از علت به معلول، با توجه به مبنای خاص ملاصدرا، در عین فقیر بودن معلول نسبت به علت و حمل حقیقت و رقیقت میان این دو یقین آور است، اما سیر علمی از معلول به علت یقین آور نیست. روش پژوهش توصیفی تحلیلی است.
۱۸.

ساختارشکنی به مثابه معرفت شناسی عقیم در ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ژاک دریدا معرفت شناسی تفاوت ساختارشکنی دیگری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
مواضع معرفت شناختی ضمنی در فلسفه دریدا، تا حد زیادی مغفول مانده است، یکی از اهداف اثر حاضر، بهره گیری از روشی تحلیلی-انتقادی برای روشن کردن این جهان معرفت شناختی ضمنی و قرار دادن آن در معرض پرسش است. معرفت شناسیدریدا با مفاهیم “ساختارشکنی"، “تفاوت”، “دیگری” و “دال و مدلول” گره خورده است. این معرفت شناسی ساختارشکنانه مانند یک زمین بایر است که دلالت بر یک اراده معرفت شناختی معطوف به قدرت به مثابه هیچ دارد؛ گراماتولوژی به یک نیهیلیسم تبدیل می شود، زیرا همیشه به ادعای "نمی توانم" دیگری ختم می شود؛ به این معنا که ما "نمی توانیم" هیچ موضوع مورد بحثی را تعیین، تصمیم گیری و درک کنیم. دریدا معانی پایدار را به این دلیل رد می کند که دال ها و مدلول ها به آنچه نیستند وابسته اند و ماهیت متفاوت نشانه، معنا را به گونه ای بی ثبات می کند که مانع از خروج ما از بازی بی پایان دال ها می شود و معرفت شناسی را فاقد بارگاه و لنگرگاه می کند. دردریدا بی اعتمادی به چارچوب تاریخی برای جستجوی معانی و حقایق مهم است؛ به نظر او بشریت تاریخی همیشه این کار خطا را به نام حرکت از خطا به حقیقت انجام داده است. از نظر رویکرد تاریخی فکری، دریدا نه یک نیهیلیست، نه یک نسبی گرا و نه یک پرسپکتیویست واقعی است؛ اما مواضع او معرفت شناسی را در ورطه پوچ گرایی یا نازایی در خواهد انداخت.
۱۹.

بازطراحی خوانش حداکثری از نظریه شهود حسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شهود حسی قوای نفس علم حضوری عالم ماده محسوسات علم النفس فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۶ تعداد دانلود : ۱۱۶
«شهود» در اصطلاح خاص، به معنای دریافت مستقیم حقیقت است که در فلسفه از آن به «علم حضوری» تعبیر می شود. نفس انسانی مطابق قواعدی مانند «النفس عین البدن»، «النفس فوق البدن»، «النفس فی وحدتها کل القوی حتی القوی الحسیه»، «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، افزون بر مرتبه قوای حسی، در موطن محسوس خارجی نیز حضور دارد. حواس نیز دارای ویژگی هایی هستند که امکان ادراک چندگانه را فراهم می کنند. فیلسوفان از نظریه «شهود حسی» تقریرهایی ارائه کرده اند که با توجه به قواعد مذکور و افزودن دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده»، می توان از تقریر حداکثری آن دفاع کرد و با خوانشی نوین، گستره علم حضوری به عالم ماده و محسوس را بازطراحی نمود. این پژوهش با روش تحلیلی نشان می دهد که علاوه بر قواعد سه گانه ای که فلاسفه بر آن تأکید می کنند، باید دو قاعده «النفس فی وحدتها متحد مع الماده بشدتها و ضعفها» و «النفس فوق الماده» نیز مد نظر قرار گیرد. بر این اساس، نفس، هم در موطن قوای خود (اندام حسی) و هم در موطن خود محسوس خارجی به صورت شدید و ضعیف با ویژگی های بدنی که در حواس و بدن او امکان وقوع دارند، شهود حسی حداکثری خواهد داشت. این شهود شامل علم حضوری نسبت به محسوسات بدنی، قوای ادراکی، و محسوسات غیر بدنی در موطن خود است.
۲۰.

The Role of Knowledge and Practice in Human Happiness from the Perspective of Sadr Al-Mota'allehin(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: opinion practice Perfection of Theoretical Reason Perfection of Practical Reason Ultimate happiness soul Sadr Al-Mota' allehin

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۰۶
Are opinion (as the product and perfection of theoretical reason) and practice (as the result and perfection of practical reason) involved in the ultimate happiness of humans? Why and how? According to a well-known perspective, Sadr Al-Mota'allehin regards the perfection of theoretical reason as the foundational structure of ultimate human happiness and the perfection of practical reason as a means of removing obstacles toward achieving theoretical reason's perfection, which constitutes ultimate happiness. Furthermore, he advances a related theory suggesting that ultimate happiness not only stems from the knowledge derived from theoretical reason but also requires detachment from material concerns—a practical virtue and outcome of practical reason. This detachment is an intrinsic affirmative act within the core structure of ultimate happiness. In this view, the perfection of theoretical reason (knowledge) is the principal element of ultimate happiness, while the perfection of practical reason (virtuous dispositions) forms its supporting framework. Finally, Sadr Al-Mota'allehin identifies the highest human ascent as annihilation, where theoretical and practical faculties unify and merge in the Divine Essence, culminating in ultimate happiness.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان