امیر احمدخانی

امیر احمدخانی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

تأملی بر تعریف ارسطو از فضیلتِ اخلاقی و مؤلفه های آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۰
ارسطو بحث فضیلت را در دو لایه معرفت شناختی و وجودشناختی مطرح می سازد. دغدغه اصلی او وجودشناسی و، به بیان دیگر، شکل گیری فضیلت و فضیلت مند شدن انسان است. البته این بدین معنا نیست که لایه معرفت شناختی یعنی تعریف و ماهیت فضیلت مورد بررسی قرار نگیرد. فضیلت در نگاه ارسطو ملکه ای است که دست به انتخاب می زند، ولی این انتخاب خود مرکب از میل و تأمل است. این پژوهش سعی دارد با نگاه تحلیلی ماهیت انتخاب را بررسی کند و رابطه اجزای آن را یعنی میل و تأمل را از حیث تقدم و علیت بر دیگری به بحث بگذارد. بحث فضیلت، از سوی دیگر، با نظریه حد وسط گره خورده است. این نظریه را از جنبه های گوناگون نقد کرده اند. در این پژوهش، سعی شده است با تقریری که ارائه می شود علاوه بر حفظ ظاهر متن ارسطو از نظریه حد وسط دفاع شود، به طوری که علاوه بر پاسخ به انتقاد زبانی استعاری بودن و انتقاد عملی بی فایده بودن، میان تقریر کمّی و کیفی از آن نیز جمع کند.
۲.

بررسی رویکرد کارکردگرایانه ارسطویی در تبیین سعادت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۱۵
این مقاله با تمرکز بر رویکرد کارکردگرایانه ارسطو به بررسی سعادت انسانی از دیدگاه او می پردازد. وی در این رویکرد، فضیلت را به عنوان «بهترین حالت تحقق کارکرد خاص انسان»(یعنی فعالیت عقلانی) تبیین می کند. این پژوهش با تحلیل رابطه ی دوسویه ی عقل و میل در نظریه ارسطو به این نتیجه می رسد که سعادت انسانی تنها زمانی محقق می شود که بخش عقلانی نفس و بخش غیرعقلانی اما مطیع عقل (میل متأملانه) در یک هماهنگی نظام مند عمل کنند. در این چارچوب، انتخاب عقلانی به عنوان حلقه اتصال عقل و میل، نقش محوری در صدور افعال فضیلت مندانه ایفا می کند. کارکرد عقل در حیطه ی حکمت عملی دستیابی به صدق عملی (همراهی دلیل عقلانی صادق با میل درست) بر اساس میل درست و تأمل است و فضیلت حالت ثابت نفس است که از طریق آن، انسان کارکرد خود را به بهترین شکل انجام داده به سعادت می رسد. این مقاله ضمن تبیین مفاهیم کلیدی در فلسفه اخلاق ارسطو، با بررسی تحلیلی رابطه بین عقل، میل، فعل و فضیلت نشان می دهد که چگونه انسان می تواند از طریق فعالیت عقلانی مطابق با فضیلت به سعادت دست یابد. این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی و به طور عمده با استناد به اخلاق نیکوماخوسی ارسطو و شرح های معاصر آن انجام شده است.
۳.

چرایی تقسیم حرکت به توسطیه و قطعیه و پیامدهای فلسفی آن در حکمت سینوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۲۱۰
مسئله ی حرکت و تغییر، از محوری ترین مباحث طبیعیات و متافیزیک است که محل تأمل اکثر فلاسفه از یونان تا دوران معاصر بوده است؛ بااین حال هستی و چیستی حرکت و یا نحوه ی تبیین یا تثبیت آن همچنان محل بحث فیلسوفان است. ابن سینا همانند بسیاری از فیلسوفان به صورت گسترده به بحث پیرامون حرکت پرداخته است. او بعد از تعریف عام حرکت و بیان دو معنا برای آن، استدلال می کند که تنها یکی از معانی حرکت (به معنای توسط) در خارج موجود است و معنای دیگر حرکت (به معنای قطع) در خیال انسان موجود است. سؤالی که عمدتاً مغفول واقع شده است، این است که چرا ابن سینا به این تفکیک دست زده و نهایتاً حکم به تحقق حرکت توسطیه داده است و به راستی این تفکیک در نظام فلسفی وی چه جایگاهی دارد؟ در این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی و با روی کرد اسنادی سامان یافته است، تلاش شده است تا این خلأ را برطرف شود. درنهایت نتیجه ی حاصل این شد که تصویر ابن سینا از حقیقتِ حرکت، برای حل چالش های فلسفی مختلفی درباب حرکت توانا است؛ اگرچه خود وی تصریحاً درصدد چنین امری نبوده و صرفاً درصدد تحلیل تحقق خارجی و ذهنی حرکت بود ه است.
۴.

تحلیل و بررسی تفاسیر مختلف از تعریف حرکت نزد ارسطو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۷۰
از دیدگاه حکمت مشاء، ازآنجاکه دانش طبیعی در پی شناخت طبیعت، و طبیعت مبدأ و عامل حرکت است، پس شناخت حقیقت و ماهیت طبیعت، به شناخت حرکت گره خورده است. ارسطو درضمن مثال های متعدد، حرکت را چنین تعریف کرده است: «فعلیتِ (تمامیت/کمال) آنچه بالقوه است از آن جهت که بالقوه است». تعریف او از اختلاف تفسیری مفسرانش مصون نمانده است. این اختلافات در نهایت ریشه در این دارد که واژه فعلیت و قوه در تعریف ارسطو چگونه تفسیر شود. برخی فعلیت را روندی و برخی فعلیتی تفسیر کرده اند؛ چنان که برخی مقصود از قوه را قوه بودن و برخی قوه شدن دانسته اند. ترکیب این اختلافات منجر به سه دیدگاه متفاوت در تفسیر حرکت نزد ارسطو شده است: 1- روندی/ شدن 2- فعلیتی/ بودن 3- فعلیتی/ شدن. البته تعریف ابن سینا از حرکت، تعریفی مستقل است که آن را دیدگاه «فعلیتی/ بودن و شدن» نامیده ایم؛ گرچه می توان آن را به عنوان تفسیر چهارم از تعریف ارسطو نیز قلمداد کرد. این مقاله که با رویکرد اسنادی تنظیم شده است، در تلاش است تا به بازخوانی تعریف حرکت نزد ارسطو در آینه توصیف و تحلیل تفاسیر شکل گرفته پیرامون آن، بپردازد. نقد و بررسی این تفاسیر در نهایت نشان خواهد داد تفسیر دوم از اشکالات کمتری برخوردار است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان