ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۸۴٬۷۳۰ مورد.
۱۸۲.

واکاوی خلأهای پژوهشی و آموزشی دانش صرف و کارکرد آن در تحلیل متون قرآن و حدیث و استنباطات فقهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۶۳
دانش صرف یکی از ارکان بنیادین در فهم دقیق متون دینی و استنباطات علمی است. با این حال، آموزش و پژوهش در این عرصه با کاستی ها و خلأهای جدّی مواجه است. مصاحبه حاضر به آسیب شناسی نظام آموزشی و متون درسی دانش صرف پرداخته و نشان می دهد که منابع متداول، از انسجام و عمق کافی برخوردار نیستند. ضرورت پرداختن به این مساله از آن جا ناشی می شود که ریزه کاری های علم صرف و تبیین دقیق اوزان، تأثیر مستقیمی بر مباحث فقهی، اصولی و تفسیر قرآن و روایات دارد. به گونه ای که تفاوت در تحلیل صرفی یک کلمه می تواند به تغییر در حکم فقهی مستنبط یا فهم کاملاً متفاوت از آیات الهی منتهی شود. پرسش اصلی این گفت وگو آن است که مهم ترین خلأهای پژوهشی و آموزشی دانش صرف در حوزه های علمیه چیست و چگونه می توان با پیوند دادن این قواعد با کارکردهای عینی در متون قرآن و حدیث، جایگاه آن را در پژوهش های اسلامی احیا کرد؟ از ویژگی های برجسته این مصاحبه، رویکرد انتقادی برآمده از نگاهی فراتر از تئوری های محض با بیش از دو دهه تجربه مستمر تدریس و حضور در ساختار های آموزشی است. این گفت وگو ضمن تبیین ضعف های ساختاری نظیر توقّف آموزش صرف در پایه های ابتدایی، راهکارهای عملی روشنی ارائه می دهد.
۱۸۳.

واقعی سازی و کاربردمحوری قواعد صرفی، دو خلأ قابل جبران در مراجعه به قرآن، حدیث و منابع لغت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۵۸
دانش صرف از جمله دانش های ادبی تأثیرگذار در فهم قرآن و حدیث است. منابع آموزشی دانش صرف و روش تعلیمی این دانش یکی از محورهای پژوهشی است که می تواند مورد توجّه پژوهشگران باشد. حجّت الاسلام و المسلمین داوود فائزی نسب با توجّه به تجربه تدریس در مجامع مختلف حوزوی و سابقه تألیف چندین کتاب آموزشی در این زمینه، آرای خود را در این مصاحبه تبیین کرده است. پرسش اصلی این مصاحبه آن است که چه زمینه هایی در دانش صرف، دارای کاستی است؟ او در پاسخ، ابتدا به دو رویکرد در مواجهه با قواعد صرف پرداخت؛ استخراج قواعد از منابع اصلی صرف یا استخراج قواعد از منابع لغوی. او معتقد است رویکرد دوم، مکمل رویکرد رایج فعلی است و منجر به واقعی سازی قواعد و کاربردی شدن آنها می شود. در ادامه، وی با تمرکز بر روش های آموزشی و کتاب های درسی، به نقد و بررسی کاستی ها در این زمینه پرداخته است. قواعد کم کاربرد، مثال های فرضی، پرداختن بیش از اندازه به مباحث سماعی و غفلت از برخی مسائل آموزشی دیگر، کاستی هایی است که از نظر او قابل جبران است. وی در مسیر حل این چالش ها کتاب هایی را تألیف کرده که در این مصاحبه به معرّفی ویژگی های آن می پردازد. عبور از مثال های فرضی به سمت تمرین های قرآنی، توجّه به قواعد نحوی مرتبط با صرف، اعتدال در پرداختن به مباحث سماعی، توجّه به صیغه های الگو در آموزش تغییرات صرفی، توجّه به نمونه های قرآنی و تفکیک مباحث تکمیلی از مباحث پایه و پرکاربرد (مرحله بندی آموزش)، از جمله ویژگی این آثار است. از ویژگی های گفت وگوی حاضر، تطبیق محورها بر نمونه های صرفی و تفکیک مرحله شناخت و آشنایی با مرحله تمرین، تکرار و مهارت است. او در بخش پژوهش معتقد است هر یک از مسائل و سرفصل های دانش صرف می تواند با رویکرد استخراج قواعد از منابع لغوی مورد مطالعه مستقل قرار گرفته و قواعد صرفی آنها ارزیابی شود.
۱۸۴.

چالش ها و مزایای استفاده از هوش مصنوعی در پاسخ گویی به سؤالات قرآنی و حدیثی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۷۸
در سال های اخیر، هوش مصنوعی با سرعتی زیاد وارد زندگی عمومی شده و به ابزاری در دسترس همگان تبدیل گردیده است؛ ابزاری که هر روز جایگاه مهم تری در فعالیت های علمی، ارتباطی و حتّی امور روزمره کاربران پیدا می کند. با گسترش هوش مصنوعی و سامانه های مرتبط با آن، افراد زیادی برای حلّ مسائل خود به سیستم های هوشمند مراجعه می کنند تا جایی که در آینده ای نه چندان دور، به بخشی از سبک زندگی مردم تبدیل خواهد شد. از سوی دیگر بسیاری از مؤسسات پاسخ گویی و مراکز علمی نیز به این فکر افتاده اند که هوش مصنوعی را در روند پاسخ دهی به مخاطبان و مدیریت داده های خود به کار گیرند و از ظرفیت های آن بهره ببرند. از این رو، شناسایی دقیق مزایا و آسیب های استفاده از هوش مصنوعی، ضرورتی انکارناپذیر است. با توجّه به این ضرورت، ابتدا سعی شده به بیان فرصت ها و فوایدی پرداخته شود که این فنّاوری می تواند برای کاربران و مراکز پاسخ گویی فراهم سازد؛ سپس به آسیب ها و چالش های احتمالی آن اشاره می شود.
۱۸۵.

Criteria for Attributing Conflicting Narrations to Taqīyya in Tahdhīb al-Aḥkām: A Comprehensive Study of the Criterion of Conformity with the ʻᾹmma (Sunnis) with an Examination of One Case(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۵۸
One of the observable phenomena in jurisprudential Ḥadīth texts is their contradiction ( Taʻāruḍ ), which makes it difficult to understand their true intent. There are several methods for dealing with this category of narrations. Shaykh Ṭūsī , in his book Tahdhīb al-Aḥkām , utilized multiple approaches to resolve conflicting narrations. One of these is attributing the narration to Taqīyya (dissimulation). Based on the narrative texts of the Ahl al-Bayt (AS) regarding the discrepancy in ḥadīths , it becomes clear that various factors contributed to these differences, one of which is Taqīyya . The present study aims to answer the following questions: ‘What are Shaykh Ṭūsī' s criteria for attributing narrations to Taqīyya ?’ ‘To what extent does the attribution to Taqīyya align with the Fatwas (religious decrees) and narrative sources of the Ahl al-Sunna (Sunnis)?’ ‘Are the reconciliatory interpretations presented in this case considered arbitrary reconciliations or are they based on valid evidences and signs?’ Using a descriptive-analytical method and examining the book Tahdhīb al-Aḥkām , the researchers concluded that Shaykh Ṭūsī 's criteria for attributing a narration to Taqīyya are not solely limited to conformity with the views of the ʻĀmma (Sunnis); other standards also exist. With respect to the latter two questions, a specific case study was rigorously validated, and it was observed that in that instance, the attribution to Taqīyya based on conformity with the views of the ʻĀmma , and its reconciliatory interpretations, lack strong argumentative support. It appears that this method was predominantly adopted with the aim of reducing narrative conflicts. The authors' objective in presenting this case is to create a reasonable doubt regarding the Taqīyya -based attributions and reconciliatory interpretations proposed by Shaykh Ṭūsī , so that researchers avoid uninvestigated acceptance and analyze the narrations and viewpoints with greater scrutiny. This study demonstrates that Shaykh Ṭūsī utilized arbitrary reconciliation in presenting some of the reconciliatory interpretations.
۱۸۶.

تأملی در مستقل انگاری قاعده تحذیر در رفع مسئولیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
قاعده موسوم به تحذیر یا هشدار از قواعدی است که در سالیان اخیر به عنوان یکی از نهادهای رافع مسئولیت در پژوهش های محققین مطرح شده و منظور از آن این است که اگر فردی نسبت به خطرات فعل خود به دیگران هشدار دهد اما دیگران توجه نکنند و آسیب ببینند فرد هشداردهنده مسئولیتی ندارد. حقوق پژوهان معاصر هشدار را به عنوان یک عامل مستقل در رفع مسئولیت معرفی کرده اند؛ لیکن با توجه به وجود سایر نهادهای رافع مسئولیت، مانند تسبیب، مسئله ای که نویسندگان پژوهش حاضر درصدد پاسخگویی به آن هستند این است که آیا هشدار یا تحذیر عاملی مستقل است و معیاری متفاوت برای رفع مسئولیت ارائه می دهد یا اینکه از مصادیق نهاد تسبیب محسوب می شود؟ پژوهش حاضر به روش توصیفی تحلیلی ادله قاعده هشدار، که شامل قرآن و سنت و بناء عقلا می شود، را با رویکرد امکانِ استنباطِ نهادی مستقل برای رفع مسئولیت، ارزیابی می کند و رهاورد آن این است که هشدار عاملی مستقل برای رفعِ مسئولیت نیست و در حقیقت از مصادیق قاعده تسبیب است. زیرا قرآن کریم اساساً دلالتی بر رفع مسئولیت نمی کند و سنت و بناء عقلا دلالتی بر نهادی مستقل از تسبیب نمی کنند.
۱۸۷.

کثرت گرایی ذومراتبی در مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۱۵۹
در مقالات شمس تبریزی، به نوعی هم با اندیشه انحصارگرایی در حوزه حقانیّت و نجات روبرو می شویم، و هم با دیدگاه شمول گرایی و بیش از همه با نظریه کثرت گرایی؛ و نکته قابل تامّل آن که انحصار گرایی و شمول گرایی در طول نظریه کثرت گرایی اند؛ نه در عرض و در تقابل با آن؛ از این رو، در کنار دعاوی سه گانه متعارض ادیان، دیدگاه شمس تبریزی، و البته نظرگاه بیشتر عارفان مسلمان، را می توان کثرت گرایی ذومراتبی دانست. از منظر شمس تبریزی در سیر به سوی کمال، هم مراتب متعدد و حتّی بی شمار است؛ و هم انسان ها دارای مراتب و ظرفیت های مختلف اند .لذا برخلاف تلقی رایج در الهیات معاصر که با دیدگاه جان هیک پیوند می خورد، و بر این اساس، تمام ادیان در مواجهه با حقیقت غایی از ارزش و حقانیت یکسانی برخوردار اند، در مقالات شمس تبریزی با خوانشی کثرت گرایانه که ذومراتبی است مواجه می شویم. در این نگاه حقایق ذومراتبی و لایه به لایه هستند که شدت و ضعف نزدیکی آنها به منبع انوار آفرینش با هم متفاوت است. این پژوهش با روش تحلیلی و با بهره گرفتن از آراء شمس تبریزی در مقالات، نگاه کثرت گرایانه ایشان را در باب حقانیت ادیان واکاوی می کند و نشان می دهد که در نگاه کثرت گرایی ذومراتبی شمس، رهیافت های ادیان در مواجهه با حقیقت غایی، هرگز در یک نسبت مساوی قابل تصور نیست و با منظر جان هیک تفاوت ماهوی دارد.
۱۸۸.

Conceptual Analysis, Identification, and Functional Study of Shurṭat al-Khamīs(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۴۸
Shurṭat al-Khamīs was a military unit composed of elite soldiers loyal to Imam Ali (AS). This force was active at the beginning of his caliphate, before Kūfa became the administrative capital, between 35 and 40 AH. Although several studies have examined Shurṭat al-Khamīs , further research into its concept, instances, and functions is necessary to provide a clearer, more precise understanding of the institution. The present study aims to elucidate the nature and rationale of this term's naming, aiming to offer a more accurate understanding of this institution through process tracing. Among those identified as members of Shurṭat al-Khamīs are Aṣbagh ibn Nubāta, Jābir ibn ʿAbd Allāh , and Mālik al-Ashtar . The most significant functions of this institution include: "Protecting the Imam’s life, monitoring and supervising the marketplace, supporting military operations, pursuing criminals, enforcing legal punishments, boosting morale and assisting other military units, guarding the public treasury, combating internal security threats, and maintaining order in Kūfa." An examination of hadith, exegetical, and historical sources, alongside an analysis of the semantic range of the term, reveals that Shurṭat al-Khamīs does not refer merely to a military unit. Its policing and administrative dimensions are even more prominent, as several members possessed both military and non-military roles. By combining military and administrative duties, this institution often functioned as an executive arm of the government of the Commander of the Faithful (AS), playing a significant role in managing political and social crises.
۱۸۹.

Ibn Abī Shaybah’s Methodology in Compiling al-Muṣannaf and Its Position within the Hadith Corpora of Islamic Denominations(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۵
al-Muṣannaf by Abū Bakr ibn Abī Shaybah (d. 235/849) is among the most significant hadith works in Islamic history. With more than 37,000 reports covering a wide range of legal, ethical, theological, and historical subjects, it played a crucial role in preserving the narrative heritage of the early centuries. In addition to Prophetic traditions, the collection contains numerous statements by Companions and Successors, and its structure is organized into legal and thematic chapters. This study uses a descriptive–analytical approach to examine the structure and content of the work. The aim is to clarify Ibn Abī Shaybah ’s methodology in collecting, arranging, and transmitting reports. The study also assesses the status of al-Muṣannaf within Sunni hadith corpora and its reception in Shi’a sources. The findings show that Ibn Abī Shaybah emphasized unelaborated transmission, detailed Isnād citation, thematic arrangement, and the inclusion of diverse materials. He left biographical evaluation, content analysis, and preferential judgment to the reader. This approach makes the work a neutral and foundational source for historical studies and comparative Fiqh, but further analysis is needed for direct juridical use. The high esteem of Sunni hadith scholars for this work and the frequent references to it by Shi’a scholars demonstrate its inter-sectarian relevance and value for comparative scholarship.
۱۹۰.

پیامدهای صلح معاملی نسبت به شخص ثالث و مصالح عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۶۶
«صلح معاملی» عقدی است که از طرف متصالحین در مقام یکی از عقود معین واقع می شود و آثار عقود معین را دارد و از احکام خاصه آن ها برحذر است. اثر این عقد نسبی و منحصر به متصالحین است. اما ممکن است با رفع برخی از احکام خاصه ضرر به شخص ثالث یا مصالح عمومی وارد آید یا در این عقد به نفع شخص ثالث تعهدی صورت بگیرد. در بسیاری از پژوهش های انجام گرفته پاسخ به این سؤال مغفول مانده است که آیا عقد صلح در مقام معامله می تواند نسبت به شخص ثالث یا مصالح عمومی اثری متفاوت نسبت به عقود معین داشته باشد؟ همچنین اگر مصالح عمومی یا منافع شخص ثالث آسیب ببیند، آیا این صلح معاملی نافذ است؟ در صورت نفوذ آیا مسئولیتی متوجه طرفین قرارداد خواهد بود؟ این پژوهش با روش مطالعه کتابخانه ای و شیوه فیش برداری و تحلیل حقوقی به این نتیجه رسیده است که میان نفع و ضرر به شخص ثالث و نیز میان ضرر مستقیم و غیر مستقیم و همچنین معامله صوری و واقعی تفاوت وجود دارد و قصد متصالحین از توافق صلح نیز در پاسخ این مسئله حائز اهمیت است.
۱۹۱.

نقد و تحلیل گزارش انتساب شراب خواری به حضرت عیسی(ع) در انجیل متّی با تأکید بر قرآن، روایات اسلامی و منابع مسیحی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۶۴
هدف از این پژوهش امکان سنجی شراب خواری پیامبر الهی عیسی(ع) در انجیل متّی و سایر منابع کتاب مقدس بوده است. این موضوع به عنوان یک تعارض با آموزه های قرآن کریم مدنظر بوده است. سؤال اصلی تحقیق که با روش کتابخانه ای و با رویکرد تحلیلی سامان یافته، چنین است: بر اساس انجیل متّی و سایر قرائن درون دینی مسیحی، امکان نسبت شرب خمر به عیسی(ع) وجود داشته است؟ چگونه می توان با قرائنی خارج از عهدین این موضوع را نقد نمود؟ و منابع اسلامی نیز به این انتساب چه واکنشی نشان داده اند؟ به همین منظور افزون بر جست وجو در عهدین، با تأکید بر انجیل متّی به عنوان یکی از اناجیل هم نوا (نظیر) به منابع اسلامی شامل آیات، تفاسیر روایی و احادیث نیز نگریسته شده است. یافته ها نشان می دهد که تعارضی میان قرآن و انجیل متّی به صورت مبنایی در مورد شرب خمر وجود نداشته است و می توان این تعارض را بدوی و ظاهری دانست؛ یعنی در اناجیل هم نوا شاهد وحدت نظر با قرآن هستیم؛ اما در رسائل پولس آزادی در نوشیدنی ها تجویز شده است، احادیث اسلامی نیز موید این مساله بود به نحوی که شرب خمر در تمام ادیان الهی مورد نکوهش بوده است و جوازی شرعی براین مسئله هیچ گاه وجود نداشته است.
۱۹۲.

از هبوط تا تعالی: بررسی مقایسه ای دیدگاه های عرفانی بومه و ابن عربی درباره هبوط آدم و نقش آن در تربیت و سلوک معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۲۰۳
پژوهش حاضر به روش تحقیقِ کیفی(توصیفی) و تحلیلی- تفسیری، با تحلیل متون اصلی و تبیین مفاهیم کلیدی، و رویکرد تطبیق و تکمیل کنندگی حداکثری، به بررسی مفهوم و جایگاه «هبوط انسان» در نظام عرفانی یاکوب بومه، عارف مسیحی و ابن عربی، عارف مسلمان، می پردازد. یافته ها نشان می دهند که هبوط نه صرفاً یک رویداد تاریخی، بلکه به مثابه واقعیتی هستی شناختی و سلوکی تفسیر شده که نقشی کلیدی در تعالی انسان ایفا می کند. هر دو متفکر، هبوط را لازمه سیر تکاملی انسان و ظهور استعدادهای باطنی او می دانند. بومه، هبوط را ناشی از عدم معرفت آدم به خدا، ناآشنایی با شر و تمایل به تجربه کثرات می داند که در قالب فرافکنی خیال و جدایی از وحدت اولیه رخ می دهد. در مقابل، ابن عربی آن را مرحله ای از تحقق مقام خلافت و فعلیت بخشی اسمای الهی می داند که بدون ورود به عالم کثرات امکان پذیر نیست. در هر دو دیدگاه، هبوط نه گناه، بلکه ضرورت هستی شناختی برای وصول به کمال است. یکی از نوآوری های مقاله، تحلیل مفهوم «هبوط دوم» است که در آثار هر دو متفکر به معنای انقطاع از شهود باطنی و غفلت از حقیقت الهی تعبیر شده است. درنهایت، با تفسیر تربیتی و سلوکی از هبوط، مقاله الگویی ارائه می دهد که در آن، ورود انسان به دنیا با همه محدودیت هایش، بستری برای رشد معرفت، تجربه عشق الهی و بازگشت آگاهانه به مقام قرب تلقی می شود.
۱۹۳.

تحلیلی بر روش های شناختی تربیت اخلاق حرفه ای متربیان با تأکید بر سیره انبیای الهی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۶۵
این پژوهش با تکیه بر آیات قرآن کریم و منابع معتبر تفسیری و روایی انجام شده و روش های شناختی و بینش محور انبیای الهی در تربیت اخلاق حرفه ای متربیان را تحلیل و ارزیابی کرده است. هدف اصلی تحقیق، شناسایی دلالت های این روش ها برای ارتقای فهم، رفتار و التزام اخلاقی متربیان در محیط های حرفه ای و آموزشی است. یافته ها نشان می دهد که انبیای الهی تمرکز خود را فراتر از اصلاح ظواهر رفتاری قرار داده و با بهره گیری از راهبردهایی مانند دعوت به اندیشیدن، تبیین حکیمانه، تمثیل و تقریب به ذهن، الگودهی، تشویق، رقابت در خیرات و مماشات عقلانی، هدف قرار داده اند. این روش ها هر یک نقش مکمل در تقویت فهم اخلاقی، انگیزه درونی، خودنظارتی و تصمیم گیری آگاهانه ایفا می کنند. در این پژوهش، به جای توصیف صفات متربی، بر روش های اجرایی مربی برای نهادینه سازی پایدار این مؤلفه ها تأکید شده است. نتایج این مطالعه نشان دهنده اهمیت رویکرد شناختی و بینش محور در تربیت اخلاق حرفه ای متربیان و قابلیت بهره گیری از آن در نظام های تربیتی معاصر است.
۱۹۴.

اقسام اشتباه رایج در اسناد رسمی در حقوق ایران، فرانسه و آمریکا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۸۹
زمینه و هدف: اسناد رسمی به دلیل اعتبار و قابلیت اجرایی بالا، نقش مهمی در نظام حقوقی ایفا می کنند و در بسیاری از معاملات و قراردادها به کار می روند. اشتباه در اسناد رسمی به دلیل عدم رعایت صلاحیت، اشتباهات نگارشی یا املایی، اشتباه در محتوا یا شرح تعهدات، عدم رعایت تشریفات قانونی و... می تواند صورت گیرد. هدف در این مقاله، به بررسی تطبیقی اقسام اشتباهات ثبتی در نظام های حقوقی ایران، فرانسه و آمریکا است. مواد و روش ها: مقاله حاضر به صورت توصیفی و تحلیلی است. ملاحضات اخلاقی: اصالت متون، صداقت و امانتداری رعایت شده است. یافته ها: در حقوق ایران، اشتباهات ثبتی به دو دسته مؤثر و غیرمؤثر تقسیم می شوند؛ اشتباهات مؤثر اعتبار سند را مخدوش می کند و اشتباهات غیرموثر قابل رفع هستند. در حقوق فرانسه، همانند حقوق ایران است. اشتباهات مؤثر منجر به بطلان نسبی قرارداد و اشتباهات غیرمؤثر تأثیری بر اعتبار قرارداد ندارند. در نظام حقوقی آمریکا، اشتباهات متقابل و اشتباهات یک جانبه است؛ اشتباهات متقابل منجر به ابطال قرارداد بوده، ولی اشتباهات یک جانبه بدون تأثیر است. نتیجه : هر سه نظام حقوقی بر دقت در تنظیم اسناد تأکید دارند و با وجود تفاوت ها در تقسیم بندی و برخورد با اشتباهات، در تلاش برای حفظ عدالت قراردادی هستند.
۱۹۵.

خیر الهی و رنج انسانی: بررسی تطبیقی رویکردهای فلسفی آیت الله مصباح یزدی و پلانتینگا به مسئله شرّ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷ تعداد دانلود : ۲۷۵
این پژوهش با رویکردی تحلیلی تطبیقی به بررسی و مقایسه دیدگاه های علامه مصباح و پلانتینگا درباره مسئله شرّ، با تمرکز بر بُعد منطقی آن، می پردازد. مسئله اصلی پژوهش حاضر تبیین امکان هم افزایی و تکمیل دیدگاه پلانتینگا در خصوص «آزادی اراده» با برداشت مصباح از «حکمت الهی» و مفهوم «شرّ» است. پلانتینگا با تأکید بر آزادی اراده شرّ را معلول انتخاب های آزادانه انسان می داند و بر مسئولیت اخلاقی وی در قبال آن تأکید می کند. در مقابل، علامه مصباح شرّ را جزء لاینفک نظام هستی و زمینه ساز تحقق خیر و کمال انسان تلقی می کند. این پژوهش نشان می دهد، به رغم تفاوت های ظاهری، دیدگاه های این دو متفکر در نقاط کلیدی همپوشانی دارند و مکمل یک دیگرند؛ هر دو فیلسوف بر نقش محوری انسان در مواجهه با شرّ تأکید می ورزند، همچنین هر دو در پی تبیین سازگاری وجود شرّ با صفات خداوند هستند. در نهایت، این مقاله تبیین می کند که درک جامع مسئله شرّ مستلزم توجه هم زمان به جنبه های فردی و اخلاقی شرّ (مطابق نظر پلانتینگا) و نقش آن در نظام هستی و فرایند کمال انسان (مطابق دیدگاه مصباح) است. این رویکردِ تلفیقی به حل تعارض های ظاهری کمک می کند و به درک عمیق تر معنای زندگی، رنج، و مسئولیت های اخلاقی انسان یاری می رساند.
۱۹۶.

نقش سهامداران در اقامه دعوی به نمایندگی از شرکت سهامی: واکاوی رویه قضایی ایران و فرانسه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۹۴
زمینه و هدف: نقش سهامداران در اقامه دعوی به نمایندگی از شرکت سهامی از مباحث بنیادین حقوق شرکت ها به شمار می رود، زیرا این سازوکار به عنوان ابزاری برای تضمین حاکمیت شرکتی و پیشگیری از سوءاستفاده مدیران عمل می کند. در حقوق تطبیقی، به ویژه در ایران و فرانسه، سهامداران می توانند در شرایط خاص به جای شرکت اقدام به طرح دعوی کنند تا خسارات وارد بر شرکت جبران گردد. مواد و روش ها: این تحقیق از نوع نظری بوده و روش آن به صورت توصیفی تحلیلی می باشد. ملاحظات اخلاقی: در تمام مراحل نگارش پژوهش حاضر، ضمن رعایت اصالت متون، صداقت و امانت داری رعایت شده است. یافته ها: در ایران، لایحه اصلاحی قانون تجارت ۱۳۴۷ مبنای اصلی این نهاد را فراهم کرده است، اما محدودیت هایی همچون نصاب سهام لازم و رویه قضایی پراکنده، کارآمدی آن را کاهش داده است. در مقابل، حقوق فرانسه با پذیرش «دعوی اجتماعی به نمایندگی فردی سهامدار»، سازوکاری منعطف تر و حمایت بیشتری از سهامداران اقلیت ارائه می دهد و رویه قضایی آن نیز نقش مؤثری در توسعه و تفسیر این نهاد ایفا کرده است. نتیجه: بررسی تطبیقی نشان می دهد که هر دو نظام حقوقی در اصل پذیرش حق سهامداران همسو هستند، اما تفاوت ها در شرایط اقامه دعوی، ضمانت اجراها و کارایی عملی مشهود است.
۱۹۷.

A Critical Comparative Analysis of the Concept of God’s "Form" (Ṣūrah) and "Face" (Wajh) in the Views of Salafi and Imami Hadith Commentators(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۶۲
The study of the so-called Khabarī attributes has long been a subject of investigation among Muslim scholars. Accordingly, based on certain Qurʾanic verses and narrations, God is described by the attribute of "Face" ( Wajh ), and according to some narrations, He is also described by the attribute of "Form" ( Ṣūrah ). Reliance on the literal meanings of these two attributes gives rise to ambiguities such as anthropomorphism ( Tajsīm ) and assimilation ( Tashbīḥ ). Therefore, examining exegetical and hadith-commentarial theories is necessary in order to clarify a view consistent with the principles of divine unity ( Tawḥīd ). In this regard, hadith commentators of the two intellectual traditions of Salafism and Imami Shiʿism, in accordance with their distinct doctrinal foundations, have offered explanations of these two attributes. Clarifying and critically evaluating these views is essential for identifying the correct position concerning the divine attributes. For this reason, the present study examines the attributes of "Form" and "Face" in the Qurʾan and narrations, with a focus on the perspectives of Salafi and Imami hadith commentators. Adopting a comparative approach, it analyzes and critiques the exegetical and hadith-commentarial views of Sunni, Salafi, and Shiʿi scholars, and seeks to identify the sound interpretation of these two attributes. The findings indicate that Salafis, by accepting the apparent meaning of the text in the narration "God created Adam in His form" ( Khalaqa Allāhu Ādama ʿalā Ṣūratih ), refer the pronoun "His form" ( Ṣūratih ) to God and, based on the principle of adherence to the literal meaning, regard the "Face of God" as visible on the Day of Resurrection. In contrast, Imami commentators, relying on an interpretive approach, understand "Form" as the manifestation of divine attributes in the human being, and interpret "Face" either as the luminous reality of the Prophet or as the divine essence without any literal, corporeal meaning. Consequently, the perspective of Imami hadith commentators is more consistent with Qurʾanic- and Sunnah-based principles of divine unity, whereas the literalist Salafi approach leads to numerous rational challenges, such as anthropomorphism and assimilation.
۱۹۸.

پنج اصل اخلاقی در تحصیل: راهنمای یک مرجع عالیقدر برای طلاب علوم دینی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۳۹
حوزه های علمیه همواره یکی از مراکز اصلی تربیت عالمان دینی و پژوهشگران فقه و معارف اسلامی بوده اند. در این مسیر، طلاب و فضلای جوان با پرسش ها و دغدغه های فراوانی روبه رو هستند؛ دغدغه هایی که از چگونگی تحصیل و پژوهش علمی گرفته تا ارتقای بینش اخلاقی و عملی را شامل می شود. از یک سو، پیچیدگی و گستردگی علوم دینی و فقهی، نیاز به صرف زمان و دقت فراوان در مطالعه و تحقیق را ایجاب می کند و از سوی دیگر، رعایت اصول اخلاقی و معنوی، نظم و برنامه ریزی، اخلاص در عمل و انتخاب اسوه و الگو، مسیر تحصیل را دشوارتر می سازد. در چنین شرایطی، بسیاری از طلاب و پژوهشگران بدون راهنمایی مناسب و بدون پیروی از مسیر روشن پیشینیان، ممکن است دچار سرگشتگی شوند و از بهره کامل علمی و معنوی محروم بمانند. ضرورت دارد که تجربه و بینش استادان و مراجع عالیقدر حوزه، به ویژه آموزه های عملی و اخلاقی آنان، در دسترس طلاب قرار گیرد تا بتوانند مسیر تحصیل و پژوهش خود را به نحو مطلوب و با رعایت اصول علمی، اخلاقی و معنوی دنبال کنند. به همین منظور، با حضرت آیت اللّه العظمی مظاهری مرجع عالیقدر جهان تشیع گفت وگو کردیم که در آن به نکات کاربردی و ارزشمندی درباره شیوه تحصیل در حوزه، رعایت اصول اخلاقی و معنوی و بهره گیری کامل از فرصت های علمی اشاره کردند. معظم له بر پنج اصل اساسی تأکید دارند که هر طلبه و متعلمی برای موفقیت و پیشرفت علمی و اخلاقی باید رعایت کند: تقوا، سعی و جدیت در تحصیل، نظم و برنامه ریزی، اقتداء و اسوه گیری و اخلاص در عمل. این اصول نه تنها راهنمای عملی طلاب و پژوهشگران، در مسیر تحصیل هستند بلکه مسیر رسیدن به رشد معنوی و کمال انسانی را نیز روشن می سازند.
۱۹۹.

فهم اخلاقی پزشکان عمومی در مواجهه با بیماران مناطق محروم – نتایج یک پژوهش کیفی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۳۱
بی تردید، فقر به عنوان پدیده ای ساختاری و ناشی از شرایط نامناسب اقتصادی، بر کیفیت و ماهیت تعاملات درمانی میان پزشک و بیمار تأثیرگذار است. در مواجهه با بیماران کم درآمد، پزشکان باید فراتر از تشخیص صرف بیماری به نوعی تفسیر اخلاقی از وضعیت بیمار بپردازند؛ به این معنا که چگونه باید مسئولیت اخلاقی شان را نسبت به فردی در شرایط نابرابر اجتماعی تعریف کنند. با این نگاه، هدف پژوهش حاضر پاسخ به این پرسش است که پزشکان عمومی در مواجهه با بیماران مناطق محروم، چه درک و تفسیر اخلاقی از موقعیت و مسئولیت حرفه ای خود دارند؟ رویکرد در این پژوهش کیفی و از روش تحلیل مضمون برای تحلیل داده ها استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیم ساختاریافته با 20 پزشک عمومی شاغل در درمانگاه های مستقر در مناطق محروم شهر اصفهان جمع آوری شده که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شده اند. یافته ها نشان می دهد که فهم اخلاقی پزشکان در مواجهه با بیماران محروم، بر همدلی مبتنی بر مراقبت، عدالت در تصمیم های بالینی و تعادل میان مسئولیت حرفه ای و ارزش های انسانی استوار است. این رویکرد اخلاقی موقعیت مند، نشان می دهد که پزشکان در بستر نابرابری های ساختاری، با تکیه بر قضاوت اخلاقی، می توانند کیفیت مراقبت را حفظ کرده و کرامت بیماران را تقویت کنند.
۲۰۰.

سنخ شناسی مفهومی و ارزشیِ واژه «فساد» در قرآن کریم در پرتو آراء مفسران شیعه

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
غالب اخلاق پژوهان و مفسران فساد را منحصر به یک قسم می کنند و حکم ارزشی واحدی را که عبارت از ناپسند بودن است؛ برای آن ترسیم می کنند. در پژوهش حاضر به منظور نقد این دیدگاه، به چیستی فساد و مشتقّات آن در قرآن پرداخته است و به این پرسش پاسخ می دهد که سنخ شناسی مفهومی و ارزشی واژه فساد در قرآن کریم در پرتو آراء مفسران شیعه چیست؟ در سنخ شناسی ارائه شده، در نگاه کلی به فساد، فساد یا در ارتباط با فاعل است که در تقسیم بندی اصلی خود به فساد حکیمانه و غیر حکیمانه تقسیم شده و هریک خود دارای اقسامی است یا در ارتباط با متعلق فساد است؛ متعلق فساد یا انسان است یا اشیاء و تکوینیات. فساد در بعد انسانی آن شامل فساد در نفس و بدن و فساد عقیدتی و فساد در افعال انسان است که قسم اخیر خود به فساد در کارهای اقتصادی، فساد در کارهای فرهنگی، فساد در کارهای دینی، فساد در کارهای سیاسی، فساد در کارهای امنیتی و فساد در کارهای اخلاقی، تقسیم می گردد. نتیجه سنخ شناسی واژه فساد این است که همه اقسام فساد از نگاه ارزشی محکوم به ناپسندبودن نیست و فساد ناپسند دارای قیود و شرایطی است که برخی از اقسام فساد (مانند فساد در تکوینیات و به تقدیر خداوند) آن قیود و شرایط را ندارند و از نگاه ارزشی ناپسند نیستند. در تحقیق حاضر با بررسی تفاسیر معتبر مشهور شیعه مانند تبیان و مجمع البیان و المیزان و کنزالدقالق و برخی از تفاسیر معاصر، حکم ارزشی هر سنخ از فساد بیان شده است. روش تحقیق تحلیلی انتقادی و روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان