فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
منبع:
فرهنگ رضوی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۱
111 - 140
حوزههای تخصصی:
روایت بلند امام رضا علیه السلام در مرو یکی از عمیق ترین و کامل ترین روایات در خصوص مقام امامت است. مسئله این مقاله، رأی مشهور در خصوص ویژگی های دانش امام، برشمردن ویژگی هایی در عرض یکدیگر است که شامل موهبتی، حضوری، خطاناپذیر، استکمال پذیر، تفصیلی، شأنی یا فعلی و قطعی است. ادعای مقاله حاضر این است که موارد مذکور، ویژگی هایی در عرض یکدیگر برای دانش امام نیستند، بلکه علم امام، دانشی با ویژگی موهبتی است که یک ویژگی بسیط محسوب شده و جامع دیگر ویژگی هاست؛ بنابراین دیگر ویژگی های علم امام از موهبتی بودن این علم منشعب شده اند. نیز موهبتی بودن، موجب کمیّت و کیفیّت خاص در دانش امام می شود. به این صورت که هبه الهی، کمیّت علم امام را تفصیلی و ازدیاد پذیر کرده و موجب کیفیاتی چون قطعی، خطاناپذیر، حضوری و بالفعل در علم امام است. پس در چینشی تازه باید به جای لفظ جمع ویژگی های علم امام به لفظی مفرد و بسیط با عنوان «علم موهبتی» اشاره کرد و خصایص این دانش را در تقسیمی جدید به خصایص کمی و کیفی تبویب کرد. این مقاله به روش تحلیلی بر اساس تحلیل آموزه های حدیث امام رضا علیه السلام و احادیث مفسر نگاشته شده و پس از اثبات ویژگی موهبتی بودن به عنوان ویژگی اصلی و بسیط به این سؤال پاسخ می دهد که هبه الهی چه تاثیری در کمیت و کیفیت علم امام دارد؟
امکان سنجی فقهی جواز شرط بندی با تجهیزات جنگی نو ظهور
منبع:
در مسیر اجتهاد سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
47 - 72
حوزههای تخصصی:
با وجود اینکه در قرآن و روایات شرط بندی و قمار یکی از محرّمات الهی معرّفی می شود روایاتی دالّ بر این وجود دارد که پیامبر اکرم (صلّی الله علیه آله) در سوارکاری و تیراندازی حکم به جواز شرط بندی نموده و خودشان نیز آن را انجام می داده اند. از گذشته تا کنون علماء هدف شارع از این جواز را ایجاد آمادگی رزمی مسلمانان برای جهاد در راه خدا برداشت کرده اند. امروزه با توسعه ابزار نظامی و منسوخ شدن ابزار جنگی صدر اسلام تلاش هایی در جهت تعمیم این حکمِ جواز به ابزار جنگی جدید صورت گرفته است. در جستار پیش رو سعی گردیده با شیوه گردآوری کتابخانه ای اطلاعات و روش پردازش توصیفی - تحلیلی با رویکرد انتقادی، ادلّه تعمیم حکمِ جواز به ابزار جنگی جدید مورد تحلیل قرار گیرد. در همین راستا پس از بررسی ادلّه حرمت قمار و جواز سبق و رمایه، نتیجه گرفته شده که عموم روایاتِ جواز رمایه شامل ابزار جدید هم می گردد ولی در سبق چنین عمومی نداریم. تلاش هایی که برخی برای الغاء خصوصیت مواردِ سبق در روایات و تنقیح مناط نموده اند نیز مورد نقد قرار گرفته و رد شده است. از سوی برخی دیگر، مناسبت حکم و موضوع به عنوان دلیلی بر جواز سبق در ابزار جدید مطرح شده که قانع کننده نبوده و در نتیجه بر خلاف رمایه، حکم جواز در سبق قابل تعمیم نمی باشد.
اشعار تازه یاب از شاعران دوره قاجار با استناد به نشریات آن عصر (مقاله چهارم، اشعار نویافته از صادق بروجردی)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
221 - 256
حوزههای تخصصی:
میرزا صادق بروجردی همان طور که از نام خانوادگی اش پیداست، مردی از دیار لرستان و شهر بروجرد و از شاعران صاحب نام دوره مشروطیت است که اشعار متعددی از او در نشریات آن روزگار به چاپ رسیده است. مضامین شعری او عموماً درباره امور اجتماعی مانند وطن پرستی، علم آموزی، ترویج فرهنگ، زن و آزادی، برابری، احترام و آموزش زنان ایران در دوران مذکور است. با مرور نشریات این دوره، اشعار متعددی از این شاعر به دست می آید که در دیوان او ثبت نشده اند. البته گفتنی است دیوان به جامانده از این شاعر، به اذعان دخترش که گردآورنده دیوان است، صورتی گلچین از اشعار پدرش است. به هر روی، مقاله پیش رو به اشعار تازه یاب از صادق بروجردی اختصاص دارد.
بررسی دلالت واژه اسراء بر راهبرد جنگ نرم مقابل یهود
حوزههای تخصصی:
سوره اسراء یکی از سوره هایی است که در آن درباره وعده نهایی و فرجام هستی سخن گفته شده است. این سوره با طرح موضوع حرکت پیامبر اکرم (ص) از مسجدالحرام، به مسجدالاقصی، آغاز شده و به دو جنگ بین مسلمانان و بنی اسرائیل تصریح کرده است. «اسراء» از واژگان کم کاربرد و معناساز در این سوره است که نیازمند ریشه شناسی دقیق است. ریشه شناسی دقیق این واژه می تواند، موضوع جدید تفسیری را نشان دهد. در پژوهش حاضر که به روش کیفی نوشته شده است باتکیه بر ریشه شناسی واژه «إسراء» و معنای برآمده از آن فهم جدیدی از آیات سوره اسراء و ارتباط میان آنها ارائه می دهد. یافته های این تحقیق نشان می دهد که «إسراء» برخلاف برداشت رایج که آن را به معنای «حرکت شبانه» تفسیر می کند، در سیاق آیات سوره اسراء به معنای «جنگ پنهان» یا «مخفی» قابل تحلیل است؛ برداشتی که با سایر کاربردهای ریشه «سری» در قرآن نیز هم راستا است. باتکیه بر این معنا، پیوندی ساختاری و محتوایی میان حرکت پیامبر (ص)، دو جنگ تصریح شده در آیات، و مضامین اخلاقی– اجتماعی سوره برقرار می شود که همگی در چارچوب مفهومی جنگ نرم قابل تفسیرند. براین اساس، سوره اسراء را می توان ناظر به ارائه الگوی قرآنی جنگ نرم دانست.
تحلیل تطبیقی شهود بصری انسان و خداوند در حکمت اشراق و حکمت ادوایته ویدانته
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۶)
89 - 112
حوزههای تخصصی:
در حکمت اشراق، سهروردی علم الهی را به صفت بصر ارجاع می دهد و بصر را اصلی ترین صفت در ذات حق معرفی می کند، به گونه ای که سایر صفات ذاتی الهی نیز همچون مانند علم، سمع و نور از آن ناشی می شوند. اما او این نظریه را به انسان تعمیم نداده و رابطه میان صفات و ذات انسانی را بررسی نکرده است. این خلأ معرفتی زمانی پررنگ تر می گردد که بر اساس دیدگاه الهیات بالمعنی الاخص، صفات و ذات خداوند ارتباط تساوق دارند و صفات و ذات انسان رابطه تساوی دارند. آیا می توان ارجاع تمامی صفات به بصر را به انسان نیز تعمیم داد؟ و چگونه می توان این تفاوت را بر اساس مبانی عرفانی و فلسفی حکمت اشراق توضیح داد؟ این مقاله با روش توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی میان حکمت اشراق و آموزه های ادوایته ویدانته، به این پرسش می پردازد. شانکره، فیلسوف برجسته ادوایته، شهود بصری را اساسی ترین ابزار معرفت می داند و نقش بصر را در شناخت به مرتبه ای فراتر از حواس ظاهری گسترش می دهد. با بهره گیری از این رویکرد، مقاله تلاش می کند تا نظریه سهروردی را در چارچوب انسان شناسی عرفانی ویدانته یی بازبینی کرده و امکان بسط آن به انسان را بررسی کند.
دیدگاه مفسران در خصوص مفهوم «ظنّ خاشعان به لقاء رب» در بوته نقد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی دوره ۲۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
265 - 287
حوزههای تخصصی:
واژه «ظن» از واژه های پرکاربرد در قرآن کریم است و جایگاه مؤثری در آیات اعتقادی و اخلاقی دارد. در برخی از آیات قرآن کریم، نظر مفسران در خصوص معنای واژه «ظن»، محل نزاع است. یکی از آیات مورد بحث، آیه 46 سوره بقره است که در خصوص ظن خاشعان به ملاقات رب است. در این خصوص مفسران دارای سه دیدگاه کلی هستند. اکثر مفسران ظن را به معنای یقین و برخی دیگر آن را گمانِ متمایل به یقین می دانند و گروه سوم، ظن در آیه مورد بحث را حمل بر ظاهر می کنند. هر کدام از این سه دیدگاه از سوی مفسران با استدلالاتی همراه است که بیان و نقد آن دارای اهمیت است و ثمرات اعتقادی و اخلاقی متعددی دارد. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی و به استناد منابع کتابخانه ای به این پرسش اساسی پاسخ داده می شود که مفهوم واژه «ظن» و ظرف تحقق «لقاء رب» در آیه ۴۶ سوره بقره چیست. آنچه از ظاهر این آیه به دست می آید، این است که «لقاء رب» در بستر دنیا برای خاشعان محقق شده است و ازاین رو هیچ محذوری برای حمل واژه «ظنّ» بر معنای ظاهری اش یعنی «گمان» وجود ندارد. دلایل این برداشت از آیه علاوه بر ناتمامی و نقدپذیر بودن دیدگاه های گذشته، عبارت است از: حداقلی بودن توصیف خداوند از نمازگزاران خاشع در صورت تحقق «لقاء رب» در آخرت؛ مطابقت ظن خاشعان به لقاء رب در بستر دنیا با ویژگی خشوع ایشان و وقوع لقاء رب در نماز خاشعان.
نقدی بر تصحیح اخیر دیوان ابوالفرج رونی (با تکیه بر واژه نامه و تعلیقات)
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
409 - 447
حوزههای تخصصی:
جدیدترین تصحیح دیوان ابوالفرج رونی، متنی است فراهم آمده به کوشش خانم مریم محمودی که بر اساس چهار نسخه سامان یافته و در 1398 ش، با حمایت مرکز نسخه پژوهی دانشگاه اصفهان و به توسط نشر «سخن» از چاپ برآمده است. در انتهای کتاب، تعلیقات، و پس از آن، واژه نامه ای دوستونی و چهارده صفحه ای از لغات و ترکیبات دشوار دیوان دیده می شود. در این مقاله، ضمن اشاره ای کلی به کاستی های تصحیح مورد بحث، مانند سهوالقلم های راه یافته به مقدمه، مغفول مانده برخی سروده های صحیح الانتساب ابوالفرج، بی توجهی مصحح به منابع جنبی، وجود ابهام معنایی و خلل وزنی در بعض ابیات، شماری از اشکالات واژه نامه و تعلیقات نیز نقد و بررسی شده است. در پاره ای از موارد به نظر می رسد که تعریف درج شده با معنای کاربردی در شعر ابوالفرج انطباق ندارد؛ گویا مصحح معنای لغات و ترکیبات را بدون درنظرگرفتن بافت ابیات، صرفاً از روی فرهنگ ها نوشته است. تعلیقات کتاب نیز به شکل فعلی چندان راهگشا نیست و نقایصی دارد.
مدخل ادبیات کودک در دانشنامه ایرانیکا و حاشیه هایی بر آن
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
523 - 545
حوزههای تخصصی:
ایرانیکا، دانشنامه ای بزرگ در موضوع ایران شناسی به زبان انگلیسی است که از چهل و چند سال پیش در آمریکا در حال انتشار است. مدخل «ادبیات کودکان» نوشته احسان یارشاطر در دفتر چهارم از پنجمین جلد دانشنامه ایرانیکا گنجانده و در سال 1991 منتشر شده است. این مقاله پس از مدخل «ادبیات اطفال و نوجوانان» مندرج در دایره المعارف فارسی (مصاحب) دومین مدخل اختصاص یافته به ادبیات کودکان در دانشنامه های مربوط به ایران است و حال پس از سی و چند سال همراه با تصحیحات و تعلیقات لازم به فارسی ترجمه شده است.
تحلیلی تازه از معنا و منشأ بایدهای عقل عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
117 - 142
حوزههای تخصصی:
تحلیل معنا و منشأ بایدهای عقل عملی از مباحث کلیدی در شناخت و تحلیل کنش انسان و همچنین در مباحث فرااخلاق است. علامه طباطبایی این بایدها را از سنخ ادراکات اعتباری می شمارد که حائل بین انسان و اراده اوست. برخی از فلاسفه مثل محمدتقی مصباح یزدی و صادق آملی لاریجانی این دیدگاه را نقد کرده اند. این مقاله برآن است که اولاً نشان دهد چنین ادراکات اعتباری وجود دارند و با ضرورت های بالقیاس الی الغیر نمی توان همه بایدهای عقلی را توضیح داد؛ ثانیاً اگر مدعای علامه به نحو موجبهٔ جزئیه مطرح شود، نقدهای طرح شده برطرف خواهد شد؛ ثالثاً می توان تبیینی نوین از نحوه شکل گیری این ادراکات اعتباری ارائه داد که هم معناشناسی آن و هم نحوه تأثیرگذاری آن بر اراده انسان را آشکارتر می کند.
مسلمان فرهنگی و نقدی بر مبانی فلسفی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
121 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین مبانیِ معرفتی و فلسفی پدیده ای دینی- فرهنگی به نام «مسلمان فرهنگی» و گسترش آن به حوزه های کاربردی در عرصه فرهنگ جوامعِ مسلمانِ معاصر است. مسئله اصلی پژوهش این است که مسلمان فرهنگی محصول کدام تفکر بوده، خاستگاه آن کجاست و چه پیامدهایی برای جوامع اسلامی خواهد داشت؟ روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. یافته ها حاکی از آن است که مسلمان فرهنگی در میانه هویت های سنتی و مدرن قرار دارد و دارای دو خاستگاه معرفتی و تاریخی است. در خاستگاه نخست، مسلمان فرهنگی به دلیل ویژگی های آن مخصوصاً تنوع دینی، تفاسیر متعدد از یک دین واحد، سیالیت و پویایی دین و شریعت تلطیفی، اشتراکات زیادی با پلورالیسم درون دینی با پشتوانه معرفتی پست مدرنیستی دارد. با این تفاوت که در تفسیر اسلام نزد مسلمان فرهنگی، تأکید بر زمینه های فرهنگی یک جامعه یا گروه؛ و در پلورالیسم دینی تأکید بر تجربه دینی و عقلانیت افراد است اما هر دو منتج به نسبی انگاری و پوچ انگاری هستند. در خاستگاه دوم، مسلمان فرهنگی، شکل انحرافی اسلام راستین است که مسلمانان و جوامع اسلامی، همواره در طول تاریخ اسلام و نه لزوماً در عصر حاضر، در آن گرفتار بوده اند. نتیجه آنکه به رغم اینکه مسلمان فرهنگی مبتلابه تاریخ اسلام بوده است اما با ظهور پست مدرنیسم و پلورالیسم با قوت و شدت بیشتری در تار و پود فرهنگ جوامع اسلامی معاصر رسوخ کرده، توسعه یافته و درنتیجه مشکلات ناشی از آن، بالأخص عدم انسجام اجتماعی نیز مضاعف شده است. فهم این مطلب می تواند امکانی را برای نظریه پردازان و فعالان حوزه مطالعات اجتماعی- فرهنگی در جوامع مسلمان جهت ارائه راهکارهایی به منظور پیشگیری از مشکلات اجتماعی این پدیده، فراهم سازد.
شأن هستی شناختی امور اعتباری تقریری هستی شناختی از نظریه اعتباریات(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
265 - 286
حوزههای تخصصی:
نظریه اعتباریات معمولا دیدگاهی معرفت شناختی جهت توضیح مفاد مفاهیم و گزاره های انشائی و اخلاقی دانسته شده است. بر اساسِ این نظریه، ادراکات اعتباری مطابَق ندارند؛ بلکه تنها بر حقایق تکیه دارند. با توجه به این ادعا، این پرسش قابل طرح است که این حقایق چیستند؟ پاسخ به این پرسش نیازمند نگاه و تقریری هستی شناختی از این نظریه است. اعتبار بنابر تعریف «اطلاق حد شیء بر شیء دیگر» است. در تقریر هستی شناختی، موجودات به موجود حقیقی و موجود اعتباری تفسیم می شوند. برای تحلیل این تقسیم، شش رکن برای اعتبار به عنوان یک فعل بازشناسی می گردد و نشان داده می شود که حقایقی که علامه طباطبایی به عنوان «منشأ حقیقی اعتبار» از آنها یاد می کنند از سه سنخ هستند: (1) حقیقتی که «مبدأ اعتبار» است و حدّ آن شیء اخذ و بر شیء دیگر بار می شود، (2) شیئی که خود به عنوان اولی دارای حدی است؛ امّا به عنوان «محل اعتبار» حدّ شیء دیگری را قبول می کند و (3) تناسب و اشتراکی میان مبدأ و محل اعتبار که اطلاق حد اولی بر دیگری را مجازاً موجه می سازد و «وجه اعتبار» است. بر اساس این تحلیل «موجود اعتباری» به عنوان محصول اعتبار، واقعیت مرکبی از وجود و حدّی است که به اعتبار بر آن شیء بار شده است، در این مقاله با اخذ تفسیر ماهیت به عنوان «حدّ وجود» که در ذهن محقق می شود، تفسیری سازگار از واقع گرایی معرفتی و اخلاقی ارائه می گردد.
بازتحلیل جایگاه فقه اقوال در روش اجتهادی امام خمینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
209 - 221
حوزههای تخصصی:
در عرصه اجتهاد شاید در نگاه نخست به نظر آید که بررسی اقوال فقیهان از اهمیت چندانی در استنباط برخوردار نیست. اما باید گفت عملیات استنباط بدون مراجعه به اقوال در مواضع نیاز بدان ها در غالب موارد به ویژه در مسائل پیچیده تر و دارای ابعاد بیشتر تقریباً بی معناست و باید آن را کوششی بی حاصل محسوب کرد. از مزایای پرداختن به فقه اقوال تسهیل اجتهاد، افزایش کیفیت اجتهاد، و کاهش خطا در اجتهاد است. بر این اساس پژوهش حاضر به نحو مشخص با هدف تبیین و تحلیل سبک های برخورد با اقوال، تبیین فقه اقوال، و سازکارهای آن در سبک فقهی امام خمینی صورت گرفته است. پژوهش فرارو با روش تحلیلی و توصیفی مشخص کرده است که سبک امام خمینی نسبت به برخورد با اقوال عبارت است از پرداختن به هر قول به تنهایی، پرداختن مجموعه ای به اقوال، پرداختن مجموعه ای با توجه به زمان صدور. بر پایه یافته های این پژوهش فرایند استنباط امام خمینی در مواجهه با فقه اقوال دارای چهار سازکار است: 1. منظرها (فرضیه، اندیشه، نظریه)، 2. اطلاعات، 3. تکنیک ها، 4. سازمان دهی. و یک استنباط مطلوب نیز باید این سازکار ها را داشته باشد.
المسافة التواصليّة كأداة نفسيّة في بناء الشخصيّات الروائيّة: دراسة في رواية «طابق 99» لجنى فواز الحسن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
165 - 199
حوزههای تخصصی:
یُعنى هذا البحث بدراسه المسافه التواصلیّه من منظور علم النفس، وهو مفهوم یشیر إلى الفجوات النفسیّه والعاطفیّه التی تتشکل بین الأفراد نتیجه العوائق الذهنیّه، والمخاوف، والتجارب السابقه، مما یؤثر على جوده التفاعلات البشریّه. تبرز المسافه التواصلیّه کأداه حیویّه فی تصمیم الحبکه الروائیّه وتطویر الشخصیّات، حیث تُسهم فی إبراز الصراعات الداخلیّه وتعقید العلاقات. تؤخذ روایه «طابق 99» لجنى فواز الحسن کنموذج تحلیلی، حیث تُبنى علاقات الشخصیّات الرئیسه على أساس هذه المسافات التواصلیّه التی تُشکل أنماطا سلوکیّه معقده تُعزز التوترات النفسیّه والاجتماعیّه. یهدف البحث إلى تحلیل ونقد هذه الفجوات التواصلیّه، مسلطا الضوء على کیفیه تأثیرها فی تشکیل الأزمات الدرامیّه والنفسیّه للشخصیّات. اعتمد البحث على منهج تحلیلیّ نفسیّ مرکزا على التفاعلات بین الشخصیّات فی سیاقات حرجه. أظهرت النتائج أن المسافه التواصلیّه فی روایه «طابق 99» تتجلّى فی علاقه مجد وهیلدا، حیث یعانی کلاهما من صدمات نفسیّه ناجمه عن الحرب اللبنانیّه. تتسبب هذه الصدمات فی خلق حواجز عاطفیّه تمنعهما من التواصل العمیق، فمجد، بوصفه فلسطینیّا، یواجه تحدیات الهویّه، بینما تعانی هیلدا من فقدان عائلتها. تتجلّى هذه الفجوات فی لحظات القرب الجسدیّ التی تخلو من الارتباط العاطفیّ، مما یبرز تناقضات نفسیّه. تُفاقم المسافه شعورهما بالعزله، مما یُعزز الصراعات الداخلیّه ویسهم فی تصویر واقعیّ لتعقیدات العلاقات الإنسانیه فی سیاق الحرب، مقدما رؤیه عمیقه لتأثیر المسافات على النفسیّه فی العالم المعاصر.
آسیب شناسی فارسی گرایی در معادل گزینی واژگان در ترجمه قرآن کریم حداد عادل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های مهم در ترجمه قرآن کریم، انتخاب معادل های مناسب برای واژگان قرآنی است که در عین دقت معنایی با زبان معیار همخوانی داشته و قابل درک برای مخاطب فارسی زبان باشد. ترجمه ای که از زبان معیار فاصله گرفته و شامل واژگان غیرمتداول و مهجور باشد، ممکن است زمینه را برای دوری مخاطب از مفاهیم قرآن فراهم آورد. بنابراین، استفاده از معانی نزدیک به مفهوم و قابل درک، هم به انتقال پیام الهی کمک می کند و هم زمینه پذیرش و عمل به معارف قرآن را تقویت می نماید. این تحقیق با هدف بررسی معادل های واژگان قرآن کریم در ترجمه قرآن حداد عادل و ارزیابی تناسب آن ها با زبان معیار انجام شده است. در این پژوهش که با روش تحلیلی- مقایسه ای انجام شده، ابتدا واژگانی که در ترجمه حداد عادل به کار رفته، مورد تحلیل قرار گرفته و واژگان مهجور و منسوخ شناسایی شدند. همچنین، معادل های پیشنهادی برای این واژگان ارائه شده است تا ضمن حفظ دقت معنایی، فهم مخاطب عمومی از آیات قرآن تسهیل شود. نتایج این تحقیق نشان می دهد که استفاده از واژگان غیرمتداول در برخی معادل ها می تواند منجر به کاهش درک و فهم آیات گردد. در عوض، معادل های نزدیک تر به زبان معیار، باعث تسهیل فهم مفاهیم قرآنی و ارتباط بهتر با مخاطب می شود. این پژوهش همچنین بر اهمیت استفاده از معادل های ساده، دقیق و قابل درک تأکید دارد تا فرآیند انتقال معانی قرآن به طور مؤثرتر صورت پذیرد.
تحلیل و بررسی حکم تکلیفی هیپنوتیزم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فقه و حقوق اسلامی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۹
283 - 316
حوزههای تخصصی:
پدیده هیپنوتیزم و استفاده از آن در حالی به عنوان یکی از مسائل شایع و مبتلابه در جامعه امروزی تلقّی می شود که دارای حکم تکلیفی نسبتاً مبهمی است، چرا که سخن از آن در میان صاحبنظران کمتر به چشم خورده و تنها تعداد معدودی به صورت اجمالی به بررسی آن پرداخته اند. نگارنده پس از فحص و بررسی به این نتیجه می رسد که با تمسّک به عرف یا بنای عقلا نمی توان هیپنوتیزم را حرام شمرد، چرا که انجام هیپنوتیزم امروزه با توجه به قرار گرفتن آن بر پایه اصول و شیوه های مشخص، به عنوان امر خارق العاده و غیرمعمول شمرده نمی شود تا این که از باب قرار گرفتن در زمره سحر، حرام شمرده شود، بلکه می توان با توجه به سه دلیل حرمت کشف و افشای اسرار افراد، قاعده استقلال اراده انسانی و قاعده فقهی کرامت و شرافت ذاتى انسانی، حرام شمرد. منتها در تمسک به این سه دلیل باید بین دو صورت اذن و عدم اذن سوژه فرق گذاشت، و تنها در صورت عدم اذن در بعضی از موارد می توان با توجه به سه دلیل مذکور انجام هیپنوتیزم را حرام شمرد و در بعضی از موارد نیز با توجه به قاعده تزاحم و از باب تقدم اهمّ بر مهم انجام آن را واجب دانست. اما در صورت اذن سوژه، با توجه به وجود اذن امکان تمسّک به این سه قاعده وجود ندارد، بلکه در این صورت انجام هیپنوتیزم در بعضی از موارد حرام و در بعضی از موارد مباح و در بعضی از موارد نیز واجب شمرده می شود.
مورفولوجية رواية «النخلة وسلطان المدينة» في ضوء نظرية كلود بريمون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی السردانیة العربیة جلد ۷ الشتاء ۱۴۴۶ شماره ۱۹
21 - 42
حوزههای تخصصی:
یعدُّ غریماس أوَّل من تحدث عن سردیه الخطاب الروائی ووضع نموذجه العاملی لدراسه الخطاب السَّردی ومعالجه هیکلیته السَّردیه. تنوَّعت بعده المناهج التی عکفت علی دراسه الخطابات السَّردیه ورغم اختلافها من ناحیه الرؤیه والتطبیق، لکنَّها تشربت من منهج غریماس ویعد بریمون الذی استقی الأسس الأولیه لمنهجیته المتفرده فی دراسه الخطاب السَّردی من غریماس والإطار التحلیلی لبروب فی مقاربته النصوص السردیه من البارزین فی مجال علم السردیات. یرکِّز بریمون فی اتجاهه علی الأحداث والشَّخصیات وانطلق فی معالجته للخطاب السَّردی من المنظور الحداثی، حیث یعکف علی البنیات السَّردیه بالدرس والتحلیل ویرکّز علی الأحداث ودور الشخصیات فیها من منطلق یسمّیه التوالی أو التراکب الذی یشیر إلی تراکم الأحداث المتعدده والمتنوعه التی تحکمها العلاقه السببیه. تعد الشخصیه، العامل الأساسی فی الأحداث وظهورها وتنامیها فی النَّسیج السردی ویسمی بریمون عملیه ظهور الأحداث بالشکل المتناسق والمترابط فی النص السَّردی بالمتتالیات السردیه ویدرسها کلبنه أساسیه لبناء الهیکلیه السَّردیه. یرمی هذا البحث إلی دراسه روایه «النخله وسلطان المدینه» لعزالدین جلاوجی وفق المنهج الوصفی-التحلیلی معتمداً علی منهجیه بریمون والروایه تحمل من وجوه الإبداع والتمیز فی مستوی البنیه والمنظور قلَّما نجدها فی غیرها؛ لأنها تحمل النضج الإبداعی کما أن تکثیف الأحداث وحرکیتها أکسبها تجدیداً وإبداعاً متمیزاً وانسابیه مستمره مما جعلها تستحق البحث والدراسه. توصلت الدراسه بعد رحلتها إلی أن النص زاخر بالأحداث المتتالیه المترابطه التی تحکمها العلاقه السببیه والنص فی سرده لموضوع الأصاله العربیه والتشبث بها وظاهره التغریب بوصفها الخطه المنهجیه فی الخطاب الغربی السیاسی لفرض الهیمنه علی الشعوب الأخری، تبدأ بحاله من التعادل والاستقرار المتمثل فی حضور الشیخ ودعوته الی التشبث بالنخله المقدسه التی یرمز بها الثقافه العربیه والأصاله ثم یمرُّ المسار السردی بمرحله عدم الاستقرار وتجسد الروایه وجود الأحداث المختلفه المتتالیه التی تختلف عن المرحله الزمنیه المتمثله فی حضور الشیخ فی صیانته للأصاله العربیه کرمز للقوه والمواجهه حیث سادت علی المجری السردی حاله من اللاستقرار نتیجه ممارسات نجل الشیخ الذی یمثل نموذج الإنسان العربی المتغرِّب الذی یرفض الأصاله العریبه الأصیله وینصهر فی الحضاره الغربیه المادیه والکاتب یعبر عن هذه الازدواجیه فی شخصیه نجل الشیخ برسم اقتلاع النخله المقدسه وفی النهایه تصل الروایه مرحله السکون والاستقرار بعد الإطاحه بحکم السلطان بفعل الممارسات الثوریه التوعویه التی یقوم بها النخلی والسیف والسالم ویسود الثبات والاستقرار من جدید فی مدینه النخله.
قدرت «تکیه» هجایی در تمایز معنایی انواع مختلف «ما» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای ثقلین دوره ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
144 - 168
حوزههای تخصصی:
تکیه، یکی از مؤلفه های زبرزنجیری زبان گفتار است که در تمایز معنایی انواع مختلف (ما) به عنوان جزئی از ساختار جمله، می تواند اثرگذار باشد به گونه ای که از نظر شنیداری به مخاطب کمک می کند تا در فهم درست معانی بهتر عمل کند. ضمن این که رعایت «تکیه» باعث روانی گفتار و فصاحت در ادا می شود. موضوع اصلی این پژوهش قدرت تکیه در سطح هجایی درون واژگانی صرف نظر از این که در چه مرتبه ای از قوت و ضعف قرار دارد، است که ترکیب های هجایی انواع مختلف (ما) در قرآن کریم را مستقل از عناصر دیگر آوایی، به نمایش می گذارد. واژه «ما» به عنوان اسم یا حرف، اغلب دارای هجایی کشیده، یک نواخت و تکیه بر آن، ارزش واجی دارد. تحلیل آوایی (ما) به تنهایی امکان پذیر نبوده بلکه با توجه به هجاهای پیرامونی، شدت و ضعف پیدا می کند که اساساً جانمایی آن بر اساس اقراء قاریان قرآن و قواعد خاصی صورت می گیرد. اهمیت تحلیل تکیه زبانی (ما) زمانی روشن می شود که تمایز معنایی آن در گونه های مختلفی همچون (عمّا)ی موصوله و زائده، و (کما) مصدریه یا موصوله، (أین+ما) شرطیه یا استفهامیه، (إما) شرطیه یا تفصیلیه، (إنّما وأنّما)ی موصوله یا کافه و ترکیبات اسمی یا فعلی (ما) و امثال آن، خود را نشان دهد. پژوهش حاضر با تکیه بر تکیه زبانی و نه رسم الخطی و در سطح تکیه هجایی و نه کلامی، و در بستر آیات قرآن کریم با شیوه توصیفی – تحلیلی و تطبیقی انجام شده است.
بررسی مانعیت روایات ضرب از حجیت تفسیر موضوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲۳
37 - 48
حوزههای تخصصی:
در مجامع حدیثی فریقین روایاتی در ذم ضرب قرآن به قرآن وارد شده است. مفهوم شناسی این اصطلاح و اعتبارسنجی این روایات از جهت احتمال مانعیت از تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی قرآن کریم که بهترین ابزار برای دستیابی به مقاصد شارع در کتاب الهی است، ضرورت دارد. این پژوهش درصدد بررسی سندی و دلالی روایات ضرب در احادیث خاصه و عامه و نسبت این روایات با ادله حجیت تفسیر قرآن به قرآن و تفسیر موضوعی با روش اجتهادی فقهی و اصولی است. مهم ترین نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. این روایات به لحاظ سندی معتبر است. 2. مقصود از ضرب مذموم قرآن در این روایات عدم رعایت ضوابط تفسیر مثل ملاحظه عام و خاص و ناسخ و منسوخ و مجمل و مبیّن در استخراج مقاصد الهی است که مهم ترین عامل آن جدایی از اهل بیت(ع) به عنوان عالمان کامل به قرآن کریم است. 3. این روایات مانع از حجیت تفسیر قرآن به قرآن و موضوعی با رعایت کامل ضوابط تفسیر و در نظر گرفتن دیدگاه اهل بیت(ع) در حد میسور از جهت اعتبار و مدلول روایات تفسیری نیست. مهم ترین نوآوری این تحقیق، روش بررسی اجتهادی فقهی و اصولیِ این روایات است که در پژوهش های گذشته دیده نمی شود.
نقد و بررسی اهمِّ خوانش های قرآن پژوهان از آیه « اِضربوهنّ»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اخلاق پژوهی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۷)
97 - 116
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر ، با هدف نقد و بررسی اهم دیدگاه های قرآن پژوهان در شبهه زدایی از آیه « اضربوهنّ»، تحت لوای «اصل معاشرت به معروف» به سامان رسیده است. داده های علمی این اثر ، به روش کتابخانه ای استخراج شده و با مراجعه به لغت نامه ها و کتب تفسیری ، اخلاقی ، فقهی با شیوهٔ تفسیر اجتهادی و به شکل توصیفی۔تحلیلی تبیین شده اند. در این پژوهش ، با محوریت اصل اخلاقی۔حقوقی «معاشرت به معروف» ، مهم ترین و مشهورترین دیدگاه های قرآن پژوهان در تفسیر آیه «اضربوهنّ» بررسی شده و در نهایت ، دیدگاه نسخ تدریجی ظاهر آیه شریفه با اصل معاشت به معروف سازگارتر انگاشته شده است؛ زیرا تئوری قرآن کریم در عنایت به امر اخلاق محور معاشرت معروف با زنان ، ناظر بر راهکارهای انعطاف پذیر و فاصله گرفتن از تنبیه بدنی و زدن است. از این رو ، زدن زن را از نخستین به آخرین شیوه هدایت کرده و با هر نوع رفتاری که به کرامت زنان آسیب وارد نماید، مقابله کرده تا با مهار و نسخ تدریجی خشونت های خانگیِ رایج در عصر نزول وحی ، فرهنگ تعاملات همسران را به سمت روابط محبّت آمیز و دور از سوء استفاده سوق دهد.
دلالت در نظریه فیلم ویوین سابچک: بازخوانی از منظر پدیدارشناسی مرلوپونتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
159 - 180
حوزههای تخصصی:
ویوین سابچک از نظریه پردازان زن سینمای آمریکا است که با تاثیر از مرلوپونتی کتاب خود به نام «خطاب چشم: پدیدارشناسی تجربه فیلم» را نگاشت و رویکردی وجودی-پدیدارشناختی را به سینما اتخاذ کرد. سابچک با الهام از مرلوپونتی به سینما ظرفیت دلالتی می دهد و در ساختار دلالت سینمایی دو عنصر آگاهی متجسد و گوشت را وارد می کند. صحبت از گوشت در سینما ما را به حوزه هستی شناسی سینما می برد و دلالت را با وجود یکی می انگارد. دلالت با دو مدالیته تجربه وجودی یعنی ادراک و بیان شکل می گیرد. ادراک و بیان از حالات وجود مجسم در جهان است که در ساختار آینه ای گوشت معکوس می شوند و معنا در ضخامت این تجربه وجودی شکل می گیرد. از نظر سابچک، دوربین به مثابه ادراک و پروژکتور به مثابه بیان در سینما ظرفیت دلالتی سینما و به تعبیری ظرفیت وجودی آن را افزایش می دهند. بدین شکل که حرکت بصری دوربین تبدیل به کوگیتویی می شود که انتخاب گر است و بیان پروژکتور از دل معانی کهنه معنایی نو پدیدار می کند. این اعمال دوربین و پروژکتور در سینما به هیچ وجه مکانیکی نیست و ما را به سمت تجربه وجودی سوق می دهد.