فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۸۰ مورد از کل ۸۲٬۷۹۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف الگوی عوامل موثر بر رعایت اخلاق پژوهش به عنوان یکی از مولفه های دانشگاه اخلاق گرا با رویکرد سنتزپژوهشی انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی جامعه آماری این تحقیق، همه مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در بین سالهای 1385 الی 1403 است. در این راستا 78 اسناد و مقالات مرتبط با موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 22 پژوهش به صورت هدفمند انتخاب شد و با تحلیل محتوا و ترکیب ادبیات مربوط، درمجموع 60 کد محوری و 10 مقوله کلی طی فرایند ترکیب نظام مند متون شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. نتایج یافته ها نشان داد که عوامل فردی ( شخصیت اخلاقی پژوهشگر، صداقت پژوهشگر، باورهای دینی پژوهشگر وتامین مالی پژوهشگر) عوامل درون دانشگاهی(حمایت، سازوکار قانونی و عوامل اداری آموزشی) و عوامل برون دانشگاهی(فرهنگ سازی، حاکمیت ارزش ها و تدوین سیاست های تعاملی پژوهش) در ارتقای اخلاق پژوهش در دانشگاه اخلاق گرا تاثیر گذار است.
مسلمان فرهنگی و نقدی بر مبانی فلسفی آن(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و مطالعات اجتماعی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۴۸)
121 - 151
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش تبیین مبانیِ معرفتی و فلسفی پدیده ای دینی- فرهنگی به نام «مسلمان فرهنگی» و گسترش آن به حوزه های کاربردی در عرصه فرهنگ جوامعِ مسلمانِ معاصر است. مسئله اصلی پژوهش این است که مسلمان فرهنگی محصول کدام تفکر بوده، خاستگاه آن کجاست و چه پیامدهایی برای جوامع اسلامی خواهد داشت؟ روش پژوهش توصیفی، تحلیلی و انتقادی است. یافته ها حاکی از آن است که مسلمان فرهنگی در میانه هویت های سنتی و مدرن قرار دارد و دارای دو خاستگاه معرفتی و تاریخی است. در خاستگاه نخست، مسلمان فرهنگی به دلیل ویژگی های آن مخصوصاً تنوع دینی، تفاسیر متعدد از یک دین واحد، سیالیت و پویایی دین و شریعت تلطیفی، اشتراکات زیادی با پلورالیسم درون دینی با پشتوانه معرفتی پست مدرنیستی دارد. با این تفاوت که در تفسیر اسلام نزد مسلمان فرهنگی، تأکید بر زمینه های فرهنگی یک جامعه یا گروه؛ و در پلورالیسم دینی تأکید بر تجربه دینی و عقلانیت افراد است اما هر دو منتج به نسبی انگاری و پوچ انگاری هستند. در خاستگاه دوم، مسلمان فرهنگی، شکل انحرافی اسلام راستین است که مسلمانان و جوامع اسلامی، همواره در طول تاریخ اسلام و نه لزوماً در عصر حاضر، در آن گرفتار بوده اند. نتیجه آنکه به رغم اینکه مسلمان فرهنگی مبتلابه تاریخ اسلام بوده است اما با ظهور پست مدرنیسم و پلورالیسم با قوت و شدت بیشتری در تار و پود فرهنگ جوامع اسلامی معاصر رسوخ کرده، توسعه یافته و درنتیجه مشکلات ناشی از آن، بالأخص عدم انسجام اجتماعی نیز مضاعف شده است. فهم این مطلب می تواند امکانی را برای نظریه پردازان و فعالان حوزه مطالعات اجتماعی- فرهنگی در جوامع مسلمان جهت ارائه راهکارهایی به منظور پیشگیری از مشکلات اجتماعی این پدیده، فراهم سازد.
تبیین خوانش استاد مطهری از رابطه ی تکامل با توحید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آینه معرفت سال ۲۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۸۴)
87 - 104
حوزههای تخصصی:
نظریه ی تکامل با مواجه های مختلفی در سنت فکری - فلسفی غرب روبه رو شد. در جهان اسلام، متکلمان خوانش تأییدی، انکاری و تفسیری اتخاذ کردند. شهید مطهری مهم ترین مسئله ی علم و دین را «اصل تکامل» و «اصل توحید» دانسته و، با رویکرد عقلی - فلسفی و با مدد مفاهیم و اصطلاحات دینی و فلسفی، تبیینی خاص ارائه می کند. به باور وی، نه توحید مستلزم آفرینش است و نه از تبدل انواع می توان ماده گرایی را نتیجه گرفت، بلکه باید نسبت آن دو را با تحلیل منطقی و فلسفی روشن کرد و تضاد توهمی دانست. وی ریشه ی تعارض را در تفکرات فلسفی قرون وسطی و نا رسایی مفاهیم فلسفی مغرب زمین و تفسیر نا روا از متون دینی می انگارد. برای رفع تعارض، ضمن نمادین معرفی کردن زبان وحی در داستان خلقت آدم، به تفکیک زبان شناسی علم و دین و تقریر های مختلفِ تعارض اشاره می کند. این مقاله با رویکرد تحلیلی - توصیفی و، با استمداد از پیش فرض های فلسفی، دینی، تفسیری، تاریخی، اجتماعی، اخلاقی و روش شناختی شهید مطهری، ریشه های دیدگاه تعارض انگارانه را معرفی و عدم ملازمه ی منطقی خدا شناسی با نظریه های خلقت و ماده گرایی با تکامل را مدلل می کند و نیازمندی اصول تکامل به عوامل فراطبیعی و الهی را در روند خلقت گوشزد می کند.
بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به «وصال» در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
241 - 264
حوزههای تخصصی:
عطار و مولوی از پیشگامان و مروجان سنت هرمسی در پیروی از حکمت اشراقی سهروردی به-حساب می آیند. یکی از ارزشمندترین سرمایه های ایران باستان با همت بزرگانی چون شیخ اشراق حیات تازه ای را وارد ادبیات خشک و بی رمق ما کرد و در دستان هنرمندانی چون عطار، مولوی... با عرفان اسلامی، خلاقیتی نو و جان نواز یافت. موضوع این نوشتار به روش توصیفی، تحلیلی و کتابخانه ای است. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی موانع و شواغل بن مایه های هرمسی بازگشت انسان به وصال در منطق الطیر عطار، مثنوی مولوی و رسائل سهروردی است. هرمس یکی از آیین های باستانی ایران است که در نگره های عین القضات صبغه عرفانی به خود گرفته و در حکمت شیخ اشراق به اوج بالندگی رسیده است. یافته ها در نگاه این سه عارف در مضامینی چون؛ خویشتن نگری، فناء فی الله، مرگ اختیاری ...مطرح شده است. امید که نتیجه چنین تحقیقی با استفاده از پندهای حکیمانه سهروردی با زبان رمز در رسائل و اشعار نغز و عارفانه عطار و مولوی در منطق الطیر و مثنوی و رسائل سهروردی، طریقی کارآمد و خلاق را برای رهروان رقم زده باشد. کلیدواژه ها: سهروردی، عطار، مولوی، هرمس، وصال.
تحول آگاهی ملی در ایران: نقدی بر نقش روشنفکران قاجار در شکل گیری هویت ملی مغایر با فرهنگ و تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۹
73 - 92
حوزههای تخصصی:
پژوهش جاری نقش روشنفکران دوره قاجاریه را در برساخت هویت ملی در چارچوب نظریه ساخت گرایی و ناسیونالیسم روان شناسانه مورد مطالعه قرار می دهد و به این پرسش اساسی پاسخ می گوید که روشنفکران دوره قاجاریه چه نقشی در فرایند برسازی هویت ملی در دوره پهلوی اول داشته اند؟ فرضیه اصلی بر این مبناست که برخی از روشنفکران آن زمانه، متأثر از ناسیونالیسم اروپایی، با توسعه فرایندهای آگاهی بخشی فرهنگی و سیاسی، زمینه های ذهنی لازم را فراهم کردند تا دولت رضاشاه با ابتناء بر ملی گرایی باستان گرایانه به مثابه «ایدئولوژی ناسازگار»، «هویت ملی جعلی» که با متن و محتوای جامعه اسلامی ایران، هماهنگی و سازگاری نداشت را برسازی کند. ناسیونالیسم روان شناسانه موجب دست کاری سیاسی ذهن و احساسات مردم برای هویت بخشی به مفهوم ملت با اوهام عظمت طلبانه باستانی متعارض با فرهنگ دینی و مذهبی کشورمان گردید. این پژوهش بر اساس رویکرد تاریخی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای انجام شده است.
کارکرد استعاره مفهومی(حجمی) در تبیین مفهوم «خدا» در غزلیات عطار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶
49 - 76
حوزههای تخصصی:
استعاره، در معناشناسی شناختی عنصری بنیادی در مقوله بندی و درک انسان از جهان بیرونی است. مطابق نظریه لیکاف، انسان ها از طریق تجربه های روزمره و مادّی زندگی، مفاهیمی بنیادی ایجادمی کنند که آن را برای اندیشیدن در امور انتزاعی استفاده می کنند. این مفاهیم بنیادی، زیرساخت طرح واره های تصویری هستند که از طریق تجارب حسی و تعامل با محیط شکل می گیرند و امکان ارتباط میان تجربیات فیزکی ما را با حوزه های شناختی پیچیده تری مانند زبان فراهم می آورند. طرح-واره ها، به سه دسته حجمی، قدرتی و حرکتی تقسیم می شوند. طرحواره حجمی، تجربه ای است که انسان از وجود فیزیک خود مبنی بر اشغال بخشی از فضا دارد. عرفا نیز بسیاری از مفاهیم انتزاعی، از جمله تجربه های عرفانی را در قالب طرح واره ها بیان کرده اند. در این پژوهش به چگونگی بازتاب تجربه شخصی عطار از خداوند در قالب طرح واره ی حجمی پرداخته شده است. دستاورد پژوهش ناظر براین است که تلقّی از خدا در غزلیات عطار، از طریق کشف و شهود است. پیر نیشابور با تشبیه و تجسّم بخشیدن به مفاهیم انتزاعی درک خود را از خداوند زبان مند کرده است. شاعر برای این هدف از نگاشت های مختلفی چون دل، آینه، دریا، معشوق و گوهر سود جسته است که با الگوبرداری از حوزه مبدأ «عینی و تجربی» و تعمیم آن به حوزه مقصد «فراحسی و باطنی»، در بیان مفهوم انتزاعی خداوند سود جسته است.
تحلیل فقهی و حقوقی عدم النفع در سازمان ها و راهکارهای جبران خسارت ها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
فقه سال ۳۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۲۴)
7 - 34
حوزههای تخصصی:
موضوع جبران خسارت ناشی از عدم النفع از چالش های دیرینه و پیچیده در فقه امامیه و نظام حقوقی معاصر ایران است، بویژه در بستر روابط حقوقی میان نهادها و سازمان ها که با گسترش تعاملات اقتصادی، قراردادهای سازمان محور و الزامات نهادی، اهمیتی روزافزون یافته است. این مقاله با هدف تحلیل انتقادی و تطبیقی امکان جبران این نوع خسارت، در چارچوب فقه امامیه و حقوق ایران، با تمرکز بر ظرفیت قواعدی نظیر لاضرر، تسبیب، اتلاف، سیره عقلایی و حکم عقل نگاشته شده است. در ابتدا، تعریف مفهومی «عدم النفع» و نسبت آن با مفاهیم «خسارت مادی» و «ضرر احتمالی» مورد بررسی قرار می گیرد. در بخش فقهی، با تحلیل مستند و مقارنه ای آرای مشهور و غیرمشهور فقهای امامیه، نشان داده می شود که هرچند قول غالب بر عدم ضمان در تفویت منافع است، اما با استناد به قواعد فقهی مزبور، امکان پذیرش مسؤولیت فقهی در موارد خاص (بویژه نفع مسلم و متوقع) قابل دفاع است. در ادامه، در بخش تطبیقی، نظام های رومی - ژرمنی، کامن لا و اسناد بین المللی نظیر کنوانسیون بیع بین المللی کالا (CISG) بررسی شده و ظرفیت های آنها در تقویت مبنای فقهی و حقوقی تحلیل شده است. نوآوری مقاله در بازخوانی و تبیین نظام مند ظرفیت های قواعد فقهی برای رفع خلأ قانونی در حوزه مسئولیت سازمانی و بازآفرینی نظریه ضمان عدم النفع است. نتیجه آنکه، بازاندیشی در اصول تفسیری فقه امامیه و نوسازی قانون مسئولیت مدنی، می تواند مبنای تنظیم روابط منصفانه در سازمان ها و ارتقای عدالت قراردادی و اعتماد نهادی در نظام حقوقی ایران باشد.
نقد و تحلیل شبهات عبدالکریم سروش در باب قلمرو دین (مطالعه موردی آیه 3 سوره مائده)
منبع:
دین پژوهی و کارآمدی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۵)
49 - 65
حوزههای تخصصی:
بحث از قلمرو دین و قرآن از جمله مباحثی است که همچنان مورد بحث و گفت و گو بوده، در عرصه های مختلف زندگی سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی بشر مورد توجه و اهتمام اندیشمندان بسیاری قرار گرفته است. سوال اصلی نوشتار حاضر، معطوف به عرصه های یادشده، این است که آیا قلمرو دین در این عرصه ها، اَقلی است و یا آن که می توان با استمداد از ادله عقلی و نقلی و ترسیم درست بحث قلمرو دین در عرصه های مختلف یادشده، قرائت درستی از آن ارائه داده، پاسخ شبهات اندیشمندانی؛ همچون عبدالکریم سروش را تدارک دید. وی با اقامه ادله ای؛ همچون «تمایز مفهومی بین جامعیت و کمال دین»، «اَقلی و ثبوتی بودن کمال دین در سه قلمروِ فقه، اخلاق و اعتقادات»، «عدم تنافی کمال اَقلی و ثبوتی دین با بسط و کمال تاریخی آن» و همچنین این دلیل که «اساس جهت گیری دین و قلمروِ آن، حیات اُخروی است»، می کوشد تا قلمروِ اَقلی از دین ارائه نماید. در مقابل، نوشتار حاضر با تمسک به پاره ای از ادله عقلی و نقلی به نقد و تحلیل مدعیات سروش مبادرت ورزیده، تلاش می کند اثبات نماید ادله برون و اَحیاناً درون دینی وی بر بنیان محکمی استوار نیست. نتایج پژوهش بیانگر این حقیقت است که ادله مورد استناد سروش در تعیین قلمرو اَقلی دین، وافی به مقصود نبوده، ریشه در استقرای ناقص و برداشت های شخصی وی دارد. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی- تحلیلی و همچنین روش گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای است.
تبیین مؤلفه های کارآمدی سیاست داخلی از منظر قرآن کریم با تأکید بر تفکر سیستمی
حوزههای تخصصی:
کارآمدی از موضوعات مهم در دولت های مدرن و نیز نظام سیاسی اسلامی است که در دو عرصه داخلی و خارجی مورد توجه است. تعالیم قرآن کریم به سبب جامعیت و جاودانگی بیانگر تعالیم صریح و گاه ضمنی درزمینهٔ کارآمدی است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از داده های کتابخانه ای به مراحل تفکر سیستمی کارآمدی از منظر قرآن با تحقیق در آرای مفسران معاصر رسیده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد؛ کارآمدی از بخش های کارویژه، دستاورد، مدیریت عملکرد و الگویی نظام مند تحت عناوین مراحل یک سیستم برخوردار است. ورودی این سیستم عبارت اند از؛ اهداف متعالی و واقعی، یادگیری جمعی، مشارکت الزامی و دوسویه مردم و سیاستمداران تحت عنوان امر جامع و امنیت و رفاه پایدار. فرآیند آن ارزیابی عملکرد تحت مدیریت سنت قطعی الهی است. استخلاف و تمکین ارزش های اسلامی از طریق حُسن فعلی و حُسن فاعلی، کارآمدی به عنوان خروجی تفکر سیستمی قابل ذکر است. نوآوری تحقیق حاضر در یافتن ارتباط میان تفکر سیستمی در نظام ارزشی اسلام با مدیریت اسلامی است. یافته ها نشان از استعمالات و مصادیقی از ایمان و عمل صالح در مراحل تفکر سیستمی دارد که باعث بروز اقتدار سیاسی و کارآمدی سیاست داخلی نظام اسلامی با بهره گیری از توان و عناصر داخلی می شود. نتیجه این پژوهش در حوزه مطالعات سیاست اسلامی کاربرد دارد همچنان که درزمینهٔ مطالعات تفسیری سودمند است.
انعكاس النّسويّة ومحاولة تغيير الأنظمة الاجتماعيّة في رواية «المستحيل» لمصطفی محمود(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دراسات فی اللغه العربیه و آدابها بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۱
136 - 164
حوزههای تخصصی:
من رحم المعاناه والاضطهاد، انطلقت صرخه النّساء وشکّلت الحرکه النّسویّه بتیاراتها المتعدّده. وسعت النّسویّه إلى تغییر الفکر التقلیدیّ والنّظم الاجتماعیّه السائده التی تُبعد النساء عن صناعه القرار وتحدید المصیر. وکانت لهذه المحاولات ردود فعل متنوّعه بین الرفض والقبول، کما انتشرت الحرکه کزیٍّ ثقافیٍّ تبنَّاه الشباب والمثقّفون. وأثمرت الدعوات والمحاولات النّسویّه ثمارها، فتأثّرت أغلب النساء وخرجت من نطاقها الضیق، لتصبح حرکه عالمیّه. وانبهرت المرأه المسلمه والعربیّه بهذه الموجه المتصاعده، فظهرت تأثیراتها فی المظهر والسلوک، وتجلّت فی الأدب والشعر. وکان مصطفى محمود من الأدباء الملتزمین الذین حاولوا مناقشه النظریات الفکریّه الغربیّه ومعالجتها عبر الأدب والفکر. من هنا، یحاول هذا البحث أن یتناول روایه «المستحیل» باستخدام المنهج الوصفیّ-التحلیلیّ والنظریّه النّسویّه فی النقد. وتُظهر نتائج البحث أنّ الروایه تستکشف دور المرأه فی تحدّی الأنظمه الاجتماعیّه التقلیدیّه داخل مجتمع محافظ، حیث برزت الشخصیّه النّسویّه «فاطمه» بمواقف رافضه وثوریّه، ساعیهً إلى بسط سیطرتها والتأکید على استقلالها الفردیّ. فقد رفضت النظام الأسریّ القائم، فطلَّقت زوجها وهربت من مسؤولیات الزواج والأمومه. علاوه على ذلک، لم تتحمّل البطله مفهوم القیمومه وسلطه الرجل فی العائله، فرکّزت على تحقیق الاستقلال المالی وضمان حریتها المطلقه. أما على الصعید الأخلاقیّ، فکان الصراع أشدّ ضراوه، لأنّها ترى هذه القوانین من صنع الرجل ورؤیته. فقد طالبت فاطمه الرجال بالتخلّی عن الأخلاق الموروثه فی مجتمع الروایه، فدعت حلمی إلى تجنب الغیره الرجولیه، وعدم ربط الشرف بالمرأه، ومنحها حریّه التصرّف والاختیار. کما مثّلت الجسد الأنثویّ مصدراً للقوه والسیطره على الآخر، فکان وسیله لکسب الرجل عبر الإثاره الجنسیّه. وفی الوقت نفسه، کان ضحیه للانکسار والتشیؤ فی شخصیّه البطله.
نقش خراسان در انتقال و توسعه علوم عقلی در حوزه علمیه نجف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فلسفه و کلام اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
157 - 179
حوزههای تخصصی:
خراسان، به عنوان یکی از کانون های اصلی تمدن و اندیشه در ایران، دو مدرسه بزرگ فلسفی مشهد و سبزوار را در خود جای داده است. این دو مدرسه در طی دو قرن اخیر نقش بسزایی در انتقال و توسعه حکمت اسلامی ایفا کرده اند. به ویژه، تأثیر آنها بر حوزه علمیه نجف، به عنوان یکی از مهم ترین مراکز شیعه، بسیار چشمگیر بوده است. این پژوهش با رویکردی تاریخی-جغرافیایی و روش توصیفی-تحلیلی به بررسی دقیق این تأثیر می پردازد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تأثیر مدارس فلسفی خراسان بر حوزه نجف در چند محور اصلی قابل بررسی است: 1) تلفیق علوم عقلی و نقلی، 2) تقویت رویکرد عقلانی در علوم دینی، 3) شکل گیری مکتب عرفانی- فلسفی شیعی در نجف، 4) گسترش افق فکری و زمینه سازی برای روشنفکری دینی و 5) تربیت نسل جدیدی از متفکران. این تعامل فکری منجر به تحولی عمیق در ساختار فکری حوزه نجف شد و زمینه را برای شکل گیری سنتی فکری در جهان تشیع فراهم کرد که تلفیقی از عقلانیت فلسفی، عرفان و فقاهت است و امروزه به عنوان یکی از مهم ترین جریان های فکری در جهان اسلام شناخته می شود.
تحولات یک سده اخیر جریان های اسلامی در چین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخ اسلام سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۵
73 - 93
حوزههای تخصصی:
اسلام برای اولین بار در قرن هفتم میلادی و در زمان خلافت عثمانی به چین وارد شد. تجار مسلمان از طریق جاده ابریشم به چین سفر کردند و در این کشور ساکن شدند. با تاسیس حکومت جمهوری، قدرت به دست ملی گرایان افتاد و همین ایده ملی گرایی و عشق به وطن، سبب بوجود آمدن نگاه روشن به جریان های اسلامی شد و آنها توانستند نقش بزرگی در پیروزی های چین داشته باشند. اما با تاسیس حکومت کمونیستی از انقلاب مائو تا پایان انقلاب فرهنگی، محدودیت های زیادی برای فعالیت های دینی ایجاد کردند، بسیاری از مساجد بسته شدند و فعالیت های مذهبی به شدت محدود شد. در دوران اصلاحات و گشایش از دهه 1980 به بعد با شروع سیاست های اصلاحات، دولت چین محدودیت های دینی را کاهش داد و مراکز مذهبی را مجدداً فعال کرد. اما متاسفانه در سال های اخیر، مسلمانان چین با چالش های جدیدی مواجه شدند، از جمله افزایش نظارت بر فعالیت های مذهبی در منطقه سین کیانگ به خاطر گسترش سلفی گری، که سبب تنش های اجتماعی و سیاسی در جامعه شد.
تحلیل جامعه شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
77 - 121
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی جامعه شناختی عوامل و موانع تحقق ایمان توحیدی در قرآن کریم است. ایمان به توحید به عنوان محور اساسی دین اسلام، تأثیر تعیین کننده ای در شکل دهی رفتارها و کنش های فردی و اجتماعی دارد و زمینه ساز ارتقای کیفیت زندگی فردی و استحکام ساختارهای اجتماعی محسوب می شود. با تکیه بر روش تحلیل مضمون آیات قرآن و رویکرد تحلیلی جامعه شناختی، ابتدا مضامین مرتبط با تحقق یا تضعیف ایمان توحیدی استخراج گردید و سپس به تبیین نقش این عوامل در فرایند جامعه پذیری دینی و انسجام اجتماعی پرداخته شد. نتایج پژوهش نشان می دهد تحقق ایمان توحیدی در گرو تقویت عوامل ایجابی مانند شناخت معرفتی نسبت به آیات الهی، تلاش آگاهانه برای پذیرش و پیروی از حق، تسلیم در برابر آموزه های الهی و حضور فعال در عرصه های دینی و اجتماعی است. در مقابل، وجود موانعی چون غفلت از دستورات الهی، کم توجهی به مناسک عبادی، تحریف آموزه های دینی و بی توجهی به مسئولیت اجتماعی، عامل افزایش گسست های اجتماعی و تضعیف سرمایه اجتماعی و اعتماد جمعی در جامعه مؤمنان می شود. بر این اساس، توجه توأمان به توسعه عوامل ایجابی و رفع عوامل سلبی، زمینه ساز تحقق جامعه ای هم بسته بر پایه ایمان توحیدی خواهد بود و به رشد هم زمان فرد و اجتماع منجر می شود.
بررسی چیستی، منشأ و وجه نیاز به دین با تأکید بر نظریات خواجه نصیرالدین طوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال ۳۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۲۰
11 - 21
حوزههای تخصصی:
دین پژوهی رشته ای علمی است که در آن از مسائلی بحث می شود که حول محور دین می چرخند. ازجمله اینکه تعریف دین چیست، سبب پیدایش یا گرایش به دین کدام است و اینکه چرا مردم نیازمند دین می باشند؟
متکلمان مسلمان و الهی دانان مسیحی هریک پاسخ هایی را برای این پرسش ها مطرح کرده اند. ازجمله ایشان خواجه نصیرالدین طوسی، متکلم و فیلسوف شیعی قرن هفتم است. ایشان تعریف ماهوی از دین ارائه نمی دهند و به جای آن بر کارکردهای دین تأکید می کنند که می توان با کنار هم قرار دادن این کارکردها تعریف دین را از منظر ایشان به دست آورد.
همچنین مبدأ پیدایش دین از نظر ایشان، صفات کمالیه الهی ازجمله خیریت محض، حکمت، هادی بودن و جواد بودن است. در خصوص سبب گرایش مردم به دین نیز ایشان فطرت انسانی را دلیل این مسئله قلمداد می کنند. درباره وجه نیاز به دین، ایشان وجوهی را ذکر می کنند؛ ازجمله نیاز مردم به حاکم صالح، جلوگیری از شر و فساد، تعلیم و تربیت و موارد دیگر.
بازنگری در سخن دکتر خانلری
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱۱)
615 - 619
حوزههای تخصصی:
ارزیابی دیدگاه سازگارباوری در نسبت اراده و باورها(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
31 - 57
حوزههای تخصصی:
سازگارباوران درباره نقش اراده در ایجاد باورها معتقدند که فقدان کنترل باوری تعمدی، با مکلّف بودن فاعل معرفتی به پذیرش یک باور و یا مسئول بودن وی در برابر باورهایش، سازگار است. ریان از طریق کنترل باوری سازگارانه و هلر با استفاده از مفهوم اراده بازتابی تلاش می کنند تا به این نتیجه برسند که ما نسبت به نگرش-های باوری مان به حد کافی از کنترل ارادی برخوردار هستیم تا در مقابل آنها وظایف و مسئولیت هایی داشته باشیم. در این پژوهش با روش تحلیلی انتقادی درصددیم تا نشان دهیم این رویکرد با توجه به انتقاداتی هم چون مبهم بودن طبیعت معرفتی انسان، ابهام در دو مفهوم اراده بازتابی و کنترل باوری سازگارانه و تردید در کفایت آن ها برای داشتن نگرش های باوری، عدم توجه به نقش محیط در شکل گیری ماهیت معرفتی و ایجاد باورها و پیچیدگی مساله اراده آزاد، نمی تواند سازگاری بین دو مقوله کنترل ارادی و مسئولیت معرفتی را محقق کند.
بررسی فقهی سقوط اذن ولی در نزدیکی غیر متعارف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی مسائل مستحدثه سال ۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 150
حوزههای تخصصی:
یکی از احکام در عقد ازدواج دختر، اذن ولی است، اما در فقه مواردی اذن ولی ساقط می شود مانند زوال بکارت و نزدیکی است، ولی آنچه مسلم است نزدیکی که متعارف باشد، یکی از پرسش ها در این زمینه این است که نزدیکی از دبر که از آن تعبیر به نزدیکی و رابطه غیر متعارف می شود نیز مسقط اذن ولی است؟ از جهت حقوق نیز با توجه به تبعیت حقوق از فقه نزدیکی متعارف بر مسئله ازدواج دختر در حوزه حقوق خانواده مؤثر است، اما هم چنان که در فقه این مسئله مورد بررسی قرار نگرفته است در حقوق نیز تبیین ملاک در این موضوع، مطرح نشده و تشخیص آن به عرف و شرع محول شده است. با بررسی دیدگاه مطرح در کتب فقهی در فقه امامیه چهار مبنا در این زمینه وجود دارد که تطبیق آن بر موضوع مسئله مذکور متفاوت است. با بررسی چهار دیدگاه، می توان گفت در مورد نزدیکی غیر متعارف، بر اساس تمام مبانی اذن ولی ساقط نمی شود.
تئوری ارتباط شبکه ای جغرافیای قرآن، فقه و فرهنگ به روش زمینه ای (گرندد تئوری)
منبع:
مطالعات فرهنگی قرآن سال ۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳
259 - 287
حوزههای تخصصی:
ارتباط فقه، قرآن و جغرافیا، مسئله ای است که از زوایای مختلف می توان به آن پرداخت؛ ولی آنچه مسلم است، این است که این ارتباط از طریق بررسی مکانه ای قرآن و ویژگی های جغرافیایی و باستان شناسی آن ها می تواند محسوس تر و ملموس تر بیان گردد، به گونه ای که در دل این ارتباط، تأثیرات فرهنگی محسوس قابل مشاهده است. رسالت این مقاله، بررسی ارتباط مکانه ای مطرح شده در قرآن بر فقه و بالتبع تأثیرات فرهنگی آن است. روش اصلی این پژوهش، رویکرد کیفی نظریه زمینه ای است که برای رسیدن به آن، از روش نظریه پردازی داده محور با بررسی دویست و بیست و سه آیه از آیاتی که در قرآن مکانی مطرح گردیده، استفاده شده است. با بررسی این داده ها، چهار مقوله محوری استخراج گردید. یافته های تحقیق حاکی از آن است که اماکن قرآن کریم، علاوه بر تعیین محدوده مکانی دارای حکم فقهی، بر تبیین مصادیق عمل دارای حکم فقهی نیز مؤثر است. نتایج مقاله نشان می دهد در کدبندی محوری، شاهد ارتباط منطقی و علی، مقوله های شرایطی و فرایندی و راهبردهایی که به پیامدهای مناسب منجر می شود نیز هستیم؛ به طوری که بررسی این اماکن، موجب فراهم شدن فضایی در جهت استنباط احکام فقهی به صورت شبکه ای به هم پیوسته که نسبت متوازنی با مفهوم مرکزی دین و تأثیرگذاری آن بر فرهنگ دارد، می شود.
بازخوانی ادله فقهی حکم دیه شخص متولد از زنا (نقد ماده 552 ق.م.ا)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فقهی دوره ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
131 - 143
حوزههای تخصصی:
اگرچه مطابق نظر مشهور فقها، مقدار دیه فرزند نامشروع حاصل از زنا در صورت اظهار اسلام، معادل دیه فرزند مشروع و مسلمان دانسته شده، قانونگذار عرفی در ماده 552 ق.م.ا مصوب 92 به پیروی از دیدگاه غیرمشهور فقهی، آن را به صورت مطلق، برابر با مقدار دیه مسلمان دانسته و اظهار اسلام را شرط نمی داند. به رغم استناد هر دو دیدگاه به اطلاق روایات وارده، بازنگری در ادله و مبانی این حکم، حاکی از این است که به دلیل فقدان برخی از شرایط اساسی تحقق اطلاق کلام، این استدلال با اشکال اساسی مواجه است. ضمن اینکه با وجود اعتبار سندی و دلالتی روایات دال بر همسانی دیه ولدالزنا و اهل ذمّه، می توان گفت که قائل شدن به دیدگاه مخالف، نوعی اجتهاد در مقابل نص محسوب می شود و با عنایت به فقدان هرگونه تفصیل در این روایات، دیدگاهی که قانونگذار بدان وجاهت قانونی بخشیده است از مستندات لازم فقهی برخوردار نبوده، بلکه قول صحیح در این زمینه، دیدگاهی است که همسو با مفاد احادیث خاص وارده، به همسانی دیه فرزند نامشروع حاصل از زنا و اهل ذمه یعنی هشتصد درهم، حکم می نماید و در نتیجه، اصلاح و بازنگری ماده مذکور ضروری به نظر می رسد.
تبیینی از معضلات اجتماعی برآمده ازکاستی های قانون داوری در طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
251 - 270
حوزههای تخصصی:
در صورت بروز نشانه های اختلاف بین زوجین لازم است دولت با تشکیل یک نهاد صلح خانوادگی، ماده نزاع را قلع و بین زوجین صلح ایجاد نماید و در حقوق ایران به این نهاد، داوری اطلاق می شود. داوری طلاق در ایران، به عنوان یکی از ابزارهای مهم حل و فصل اختلافات زوجین، نقشی حیاتی در کاهش بار دادگاه ها و تسهیل روند طلاق ایفا می کند.با این حال، فرآیند داوری با چالش های متعددی در سطوح قانونی و اخلاقی روبرو است که این امر می تواند تاثیر منفی بر عدالت و کارایی این روش بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نابسامانی ها و کاستی های موجود در سیستم داوری طلاق از دو بعد قانونی و اخلاقی و ارائه راهکارهای موثر برای بهبود شرایط انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و بر اساس آن مبانی داوری، ایرادات قانونی در حقوق ایران در امر داوری طلاق، چالش های اخلاقی داوری بین طرفین طلاق پرداخته شده است. بر اساس یافته های این مطالعه پیشنهاد گردیده قوه قضائیه در کنار دادگاه های خانواده، به تعداد لازم شعب داوری متشکل از کارشناسان حقوقی و مشاورین خانواده و روان شناس برای کمک به دادگاه جهت حل اختلافات خانوادگی تشکیل دهد. علاوه بر این آموزش و توانمندسازی داوران، اجرای مکانیزم های نظارتی قوی تر، ایجاد شفافیت در فرآیند داوری از دیگر پیشنهادات این پژوهش جهت کاهش چالش هاس قانونی و اخلاقی دواری طلاق در ایران است.