فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۱٬۳۵۸ مورد.
منبع:
آینه پژوهش سال ۳۶ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۱۲)
561 - 584
حوزههای تخصصی:
این نوشتار، یادی است از زنده یاد رمضانعلی شاکری، کتاب شناس و فرهیخته مشهدی، یکی از کسانی که تاریخ ماندگار کتاب و کتابخوانی شهر مشهد بود.
حضرت علی اصغر (ع)، سند و نماد مظلومیت حضرت حسین بن علی(ع)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۰
7 - 28
حوزههای تخصصی:
واقعه عاشورا به عنوان نقطه عطفی در تاریخ اسلام، سرشار از مفاهیم بلند انسانی، الهی و اجتماعی است که هر یک از شخصیت های آن، حامل پیام و معنایی خاص اند. در این میان، علی اصغر(ع) فرزند شیرخوار امام حسین(ع) به مثابه نماد کامل مظلومیت و بی دفاعی، جایگاهی ویژه در میان شهدای کربلا دارد. پژوهش حاضر با رویکردی تحلیلی و میان رشته ای، می کوشد تا با بهره گیری از منابع معتبر تاریخی و روایی، جایگاه و نقش علی اصغر(ع) را در روایت عاشورا بررسی کند. شهادت این کودک نه تنها صحنه ای اندوه بار، بلکه نمایانگر اوج بی عدالتی و ستمی است که بر اهل بیت پیامبر وارد آمد. این پژوهش، با بررسی ابعاد مختلف فقهی، تاریخی، احساسی و نمادشناختی نشان می دهد که علی اصغر(ع) تنها یک نوزاد شهید نیست، بلکه سندی زنده از مظلومیت و حقانیت نهضت حسینی است؛ نمادی که تا امروز در آیین ها، ادبیات آیینی، و وجدان شیعیان حضوری پررنگ دارد و حامل پیام هایی عمیق برای جوامع انسانی در برابر ظلم و بی عدالتی است.
تحلیل دوگانه ذاتیت و اعتباریت در نحوه اتصاف علم به کاشفیت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
81 - 98
حوزههای تخصصی:
کسی که نسبت به عدم دسترسی مستقیم خود به بخش اعظمی از جهان جهان بیرون آگاهی یافته و در عین حال نمی تواند خود را به صورت مطلق از دسترسی به آن جهان محروم بداند در پی یافتن واسطه ای برای دسترسی و لو غیر مستقیم به جهان بیرون است. علم، نقش آن واسطه را بازی می کند؛ ایده وساطت علم برای دسترسی به جهان بیرون، بر اساس ویژگی کاشفیت حکایت و بازنمایی اگر چه تازه نیست اما تبیین نحوه اتصاف علم به ویژگی کاشفیت از پرسش هایی است که در دو قرن اخیر به اندیشه اسلامی راه پیدا کرده است. کاشفیت برای علم گاهی از اوصاف ذاتی، و گاهی از اوصاف اعتباری شمرده می شود. این پژوهش پس از نشان دادن بنیاد ایده کاشفیت، و تبیین چگونگی اتصاف علم به کاشفیت ذاتی و کاشفیت اعتباری، چالش های پیش روی هر کدام از آن دو رویکرد را بررسی کرده و در نهایت به اثبات رسانده است که کاشفیت نه از ذاتیات علم است و نه از سر ناچاری و اضطرار برای علم اعتبار شده است بلکه از اوصافی است که نفی آن از علم، به هیچکدام از «نفی علم» و «نفی رئالیسم» نمی انجامد.
تأثیر پیش داشت ها بر فهم متون و نظریه رشد شناختی پیاژه(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
ذهن تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۲
121 - 143
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف سنجش دیدگاه های متفاوت در مورد تأثیر پیش داشت ها بر فهم متون انجام شده است. این تفاوت ها در مکاتب مختلف ناشی از پاسخ های متفاوت به پرسش هایی مانند خاستگاه معنا، قصدی بودن آن و چیستی فهم است. سوال اصلی این تحقیق این است که در میان دیدگاه هایی که در مورد تاثیر پیش داشت ها بر فهم متون در مکاتب تفسیری و هرمنوتیکی بیان شده کدام دیدگاه از تایید بیشتری برخوردار است. برای بررسی و سنجش این دیدگاه ها می توان به حوزه های دیگری مراجعه کرد که در مورد فهم و شناخت تحقیق کرده اند. یکی از این حوزه ها، نظریه رشد شناختی ژان پیاژه است. روش این تحقیق مراجعه به آثار پیاژه و تحلیل نظریه شناختی وی و پیامدهای تفسیری این نظریه و سپس سنجش دیدگاه های تفسیری و هرمنوتیکی با یافته های این نظریه است. در این تحقیق با توجه به نظریه رشد شناختی پیاژه روشن شد که پیش داشت های مفسر و خواننده متن بر فهم متون اثر گذارند. اما این اثرگذاری غیرقابل اجتناب نیست و باید با تعامل مداوم با متن به معنای نهفته در آن دست یافت. زیرا خاستگاه معنا مؤلف است و در واقع فراتر از ذهن خواننده، معنایی وجود دارد که هدف فهم و تفسیر، دست یابی به آن است.
شناسایی نظام های فقهی مکه در نیمه دوم قرن اوّل با تحلیل مردم شناختی؛ مسئله مُتعَتان در منازعات عبدالله بن زبیر و عبدالله بن عباس(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
تاریخ اسلام سال ۲۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۱)
128 - 105
حوزههای تخصصی:
فقه، علاوه بر مسائل عبادی و آیینی، روابط اجتماعی را در جامعه اسلامی ساماندهی می کند و نظام حقوقی را شکل می دهد. حقوق، از جهت ارزش گذاری بر کنش های انسانی، خصلتی هنجاری دارد. هنجارهای نظام حقوقی، بر مبنای نظام ارزشی شکل می گیرد و از سوی دیگر، الزامات قوانین و قواعد حقوقی، ارزش های نهفته در قانون را در جامعه استمرار می بخشند. فقه و نظام های حقوقی، بر اساس الزامات که در فقه به صورت مبسوطی با پنج دستورعمل: واجب، مستحب، مکروه، حرام و مباح محقق می شود، افعال تابعین را ارزش گذاری می کنند. این نظام ارزش گذاری، رفتار تابعین حقوق اسلامی را هدایت می کند. حقوق اسلامی در قرن اوّل، ماهیتی فرهنگی و تنیده در زندگی روزمره داشت و مذاهب فقهی در نیمه نخست قرن اوّل به صورت نهاد عینیت نداشتند. به تدریج با شکل گیری صنف مفتیان و قضات، فقه نیز به مکاتب مختلف منشعب شد. تکوین حقوق اسلامی، با رقابت و منازعه گروه های اجتماعی توأم بود. سرانجام، طیفی از مکاتب فقهی با ساختارهای حقوقی متفاوت شکل گرفت. اگرچه آغاز شکل گیری مکاتب فقهی در اوایل قرن دوم به طور رسمی در تاریخ اسلام گزارش شده، ولی تکوین گرایش های مختلف فقهی، در زیست دینی متنوع صحابه و تابعین در قرن اوّل ریشه دارد. زیست دینی گروه های مختلف مسلمان صدر اسلام، تحت تأثیر فرهنگ پیش از اسلام، انگیزه اوّلیه از پیوستن به دعوت خاتم النبیین(ص) و تنوع معنای دین داری آنها، متنوع بود. ازاین رو، تحلیل مردم شناختی زیست فقهی- حقوقی صحابه در دهه های نخست جامعه اسلامی برای درک تمایزات مکاتب فقهی قرن دوم، مسئله این پژوهش است. دستاورد این مقاله، تمایز عاملیت های حقوقی شهر مکه در دهه هفتم هجری است. در این نوشته، با تفکیک شبکه کنشگران حقوقی، دو عاملیت حقوقی با آرمان های متفاوت و جهان بینی و ارزش های متمایز شناسایی شدند. عاملیت اوّل، حضرت رسول اکرم(ص) را متصل به وحی با جایگاهی مقدس و در راستای نبوت پیامبران پیشین باور داشتند. همچنین، مبانی حقوق اسلامی را منحصراً در وحی (قرآن و سنّت نبوی) می دانستند و قوانین خلفا را در صورت انتساب به کتاب یا سیره نبوی قبول می کردند. این عاملیت، نبوی نام داشته و ابن عباس نیز یکی از نمایندگان نظام حقوقی نبوی بود. عاملیت دوم، نقش نبی اکرم(ص) را در افق فرهنگی قبل از اسلام و بدون باور به رابطه وحیانی، به عنوان رئیس قبیله (در چارچوب مفهومی قبیلگی) پذیرفته بودند. حاکمیت رسول خدا(ص)، در جایگاه مقتدرانه رئیس قبیله برای ایشان محترم و نافذ بود. «امت اسلامی» در نزد این گروه به مثابه قبیله و حضرت رسول اکرم(ص) اقتدار ریاستی در تشریع داشت. این عاملیت، بدوی نام داشته و عبدالله و عروه فرزندان زبیر نیز نمایندگان نظام حقوقی بدوی بودند. اندیشه فقهی آل زبیر، تلفیق ارزش های اسلامی به نفع ارزش های قومی بود. نگارندگان این مقاله با رویکرد مردم شناسی حقوق، مسئله دو متعه حج و نکاح را از منظر دو عاملیت مذکور بررسی کرده و تفاوت بنیادین منابع و منطق فقهی- حقوقی آن دو را نشان داده اند. ابن عباس در مسئله متعه حج و متعه نکاح سعی داشت این حقیقت را تثبیت کند که رسول اکرم(ص) مقدس و متصل به علم الوهی است و یگانه منطقِ معتبر حقوق اسلامی، منطق انتساب است. در نقطه مقابل در نظام حقوق بدوی، نبی اکرم(ص) شخصیتی زمینی در قالب سنّت قبیلگی دارد و اقتدار ریاستی قوم، نفوذ احکام نبوی را تضمین می کند. از نظر آل زبیر بعد از نبی اکرم(ص)، خلفا با روش های عقلایی امکان دخل و تصرف و تأسیس احکام جدید را دارند. ریشه ای ترین عوامل تمایز در دو گفتمان نبوی و بدوی، تعیین شخصیت نبوی است. هر دو عاملیت نبوی و بدوی، در ابتدای قرن دوم در صورت بندی مکاتب فقهی اثر مستقیم داشتند.
تأثیر توکل بر رفع مشکلات و ایجاد آرامش در زندگی با تکیه بر آیات قران و روایات معصومین (علیهم السلام)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین مفهوم توکل در قرآن با استفاده از روایات و بررسی آثار آن در مواجهه با چالش های زندگی، و ارائه راهکارهایی برای تقویت این ویژگی ارزشمند برای بهبود کیفیت زندگی در رفع مشکلات و ایجاد روحیه امید و آرامش در زندگی است. روش تحقیق، ترکیبی از روش های کتابخانه ای (مطالعه متون دینی بویژه قرآن و روایات معصومین علیهم السلام) و تحلیل محتوا است. و این مطالعات با مراجعه به قرآن کریم و بررسی 48 آیه از قرآن که واژه توکل یا مشتقات آن آمده است، انجام شده است، یافته ها نشان می دهد که توکل، به عنوان یک اصل اساسی در آموزه های اسلامی، نقش مهمی در تسهیل حل مشکلات، رفع اضطراب و استرس در زندگی و تقویت امیدواری و آرامش ایفا می کند. آیات و روایات متعددی بر اهمیت توکل و آثار مثبت آن در زندگی انسان تأکید دارند. اما آنچه در این مقاله بیشتر مد نظر می باشد نگاه کاربردی به توکل در زندگی در مقابله با مشکلاتی همچون افسردگی و ترس و نا امیدی می باشد.
بهبود امنیت اجتماعی با الگوی سلسه مراتبی حمایت کیفری از آزادی های اساسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
237 - 265
حوزههای تخصصی:
امنیت اجتماعی مفهومی چند وجهی و یک ضرورت برای استمرار هویت اجتماع است. امنیت اجتماعی علاو بر اینکه به حفظ جان و مال افراد نظر دارد؛ در بر گیرنده تضمین حقوق اساسی، اجتماعی و اقتصادی افراد و جامعه به طور کلی نیز هست. امنیت اجتماعی همواره به عنوان یکی از اهداف اصلی هر جامعه و دولتها مطرح و تضمین آن، اساسی ترین وظیفه دولت نسبت به شهروندان است. در این راستا، این پژوهش با هدف ارائه الگوی سلسله مراتبی حمایت کیفری از آزادی های اساسی با رویکرد بهبود امنیت اجتماعی به انجام رسید. برای دستیابی به هدف پژوهش از روش آمیخته(کیفی-کمی) استفاده شد. در بخش کیفی جهت استخراج مولفه های الگوی پژوهش از تحلیل محتوا مصاحبه با 21 خبره بهره گرفته شد. سپس، در بخش کمی برای دستیابی به الگو پژوهش و تکمیل ماتریس خود تعاملی نیز از نظرات 14 برگزیده از خبرگان بخش کیفی که با تکمیل کردن ماتریس خود تعاملی آشنایی داشتند بهره گرفته شد. داده های بخش کمی پژوهش با روش مدلسازی ساختاری تفسیری(ISM) و به کمک نرم افزار ISM متلب مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند که در نهایت الگویی متشکل از 10 سطح حاصل شد.
ارکان تحمیل مسئولیت مدنی به واسطه سوانح ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
341 - 361
حوزههای تخصصی:
در ذیل نظام و ساختار حاکم بر مسئولیت مدنی، بخشی از تحمیل مسئولیت همواره به واسطه بروز سوانح و حوادث انجام می گیرد که به طور اختصاصی، توجه این پژوهش به ارکان تحمیل مسئولیت مدنی ناشی از سوانح و حوادث ریلی و نهادها و اشخاص مسئول در قبال آن متمرکز است. اساساً در این تحقیق که به روش توصیفی – تحلیلی تهیه و تنظیم شده است پرسش و هدف اصلی بررسی این موضوع بوده است که در صورت رخداد سانحه در شبکه حمل و نقل ریلی کشور، مسئولیت مدنی و جبران خسارت بر عهده چه نهاد و اشخاصی خواهد بود. در این خصوص نتایج و یافتههای تحقیق موید این مطلب است که ارکان تحمیل مسئولیت مدنی با ارتکاب فعل منجر به سانحه ریلی، ورود ضرر ناشی از سانحه ریلی و نهایتاً رابطه سببیت بین وقوع فعل زیانبار با ورود ضرر در سانحه ریلی محقق می شود و حسب مورد مسئولیت بر دولت یا وزارت راه، شرکت های خصوصی، متصدی حمل و نقل یا اشخاص خاطی تحمیل خواهد شد.
دراسه المضامین الاجتماعیه والثقافیه فی أعمال یوسف زیدان؛ روایه "فردقان" نموذجا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اضاءات نقدیه سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
59 - 82
حوزههای تخصصی:
الاهتمام بالقضایا التاریخیه والثقافیه والاجتماعیه یساهم فی بناء مجتمع حیوی هادف. ومن أبرز مهام الأدب تبنی مثل هذا المنهج. ومن بین القصص المهمه التی یمکن دراستها من هذا المنظور روایه "فردقان" للمؤرخ والأستاذ الجامعی والکاتب المصری المعاصر "یوسف زیدان". هذه الروایه الأدبیه-التاریخیه تسعى إلى تصویر حیاه العالم والفیلسوف الإیرانی الکبیر ابن سینا حینما کان معتقلا فی قلعه "فردقان". تهدف هذه الدراسه، باستخدام المنهج الوصفی - التحلیلی، إلى تفسیر وتحلیل انعکاس المضامین الثقافیه والاجتماعیه فی أعمال یوسف زیدان، مع الترکیز على روایه فردقان. ومن أبرز النتائج التی توصل إلیها البحث أن یوسف زیدان یظهر فی أعماله اهتماما عمیقا بالقضایا الثقافیه والاجتماعیه، حیث تجلّى هذا الأمر بوضوح فی روایته جوانتانامو (التی تسرد قصه سجن صحفی بریء)، لکنه ظهر بشکل أوسع فی روایه فردقان بسبب بعدها التاریخی والاجتماعی والثقافی البارز. تعکس فردقان ثقافه ومجتمع إیران فی العصر الغزنوی من خلال واقعیه صارخه تُقدّم الحقائق کما هی.
معرفت شناسی عطار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های معرفت شناختی بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۹
255 - 282
حوزههای تخصصی:
علم از نظر فلاسفه قدیم، دارای دو شرط ضرورت و کلیت است. معرفت حقیقی، معرفت کلی است و معرفت جزئی علم محسوب نمی شود. دسترسی به یقین از زمان ابن سینا تا عصرحاضر از نظر فلاسفه اسلامی ممکن تلقی شده است و با وجود مراحل متفاوت عقل گرایی، تجربه گرایی و ابطال گرایی در تاریخ علم، تغییری در مواضع آنان ایجاد نشده است. در متون عرفانی موضوع علم به صورت رمز و نماد مطرح شده است و عرفا علم کلی را ممکن نمی دانند و این موضوع را به زبان اشارت بیان کرده اند. از جمله عارفانی که به صورت مفصل به این موضوع پرداخته است عطار نیشابوری عارف قرن ششم و هفتم هجری است. عطار علم کلی و دسترسی به یقین را فاقد اعتبار و غیرعملی می داند و حکم به علم جزئی می دهد. هدف این مقاله توصیف معرفت شناسی عطار نیشابوری، علل عدم دستیابی به یقین از دیدگاه عطار نیشابوری و رویکرد تجربه گرایانه عطار به علم است که تداوم دیدگاه تجربه گرایان یونانی است.
جایگاه فقهی اصل عطف بما سبق در موقوفات در پرتو لایحه قانونی ملی کردن جنگل ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فقه و مبانی حقوق اسلامی سال ۵۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 126
حوزههای تخصصی:
جنگل ها و مراتع که از منابع طبیعی و جزء ثروت های عمومی جامعه محسوب می شوند متعلق به عموم مردم بوده و لازم است در جهت مصالح همگانی مصرف شود.در ماده 1 لایحه قانونی ملی کردن جنگل ها مصوب 27/10/1341، بدین مسأله توجه شده و جنگل ها و مراتع، جزء اموال عمومی قرار داده شده اند. تصویب این قانون موجب سلب مالکیت از افرادی شده که قبل از تاریخ فوق الذکر، اقدام به تصرف در بخشی از جنگل ها و مراتع نموده و با ثبت سند مالکیت به عنوان مالک این زمین ها اقدام به تصرفات مالکانه در آنها نموده اند.از آنجا که أصل أولیه آن است که قوانین و مقررات قابلیت عطف به ما سبق شدن را دارا نمی باشد؛ این سوال مطرح می شود که آیا عطف به ما سبق در این قانون نسبت به موقوفات صحیح است؟ و در صورت صحت، چه مبنای فقهی برای آن می توان لحاظ کرد؟در این تحقیق که با روش توصیفی -تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ایی و نرم افزار های مرتبط فراهم آمده، در صدد تبیین پاسخ سوال های مذکور بوده و نتیجه تحقیق حاکی از آن است که به لحاظ فقهی اصل اولی در قوانین عطف به ما سبق نشدن می باشد مگر در شرایط و موارد خاص. و ماده 1 قانون ملی کردن جنگل ها نیز از جمله قوانینی است که با استناد به مبانی مختلف فقهی مانند حکم حکومتی، قاعده عقلی أهم و مهم و لا ضرر می تواند عطف به ما سبق شود و این أمر نافی صحت موقوفات مزبور نخواهد بود چرا که بر اساس مستندات فقهی در مواردی که مال موقوفه مالیت خود را ازدست بدهد در این هنگام تبدیل به أحسن و أقرب و جواز فروش مال موقوفه وجه شرعی داشته و عوائد حاصله از فروش و تبدیل، جزء وقف محسوب خواهد شد.
دیومردُمان* واکاوی کیش دیویسنا در ایران باستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادیان و عرفان تطبیقی دوره ۹ بهار و تابستان ۱۱۴۰۴ شماره ۱
151 - 184
حوزههای تخصصی:
کیش دیویسنا که غالبا در تقابل با مزدیسنا مورد اشاره قرار می گیرد، از جمله کیش های رایج در ایرانِ باستان است که ردّپای آن تا روزگارانِ کهن تر قابل پیگیری و شناسایی است. هدف از نگارش این مقاله پژوهشی، تاریخی و دینی درباره این کیش است که با روشِ کتابخانه ای و استناددهیِ متنی صورت گرفته است. با بررسی متونِ اوستایی و پهلوی و بازخوانیِ برخی از کتیبه های باستان، چشم اندازی از اعتقادات دیویسنان و چگونگی برگزاری آیین ها و مناسک ایشان به دست می آید. در عین حال، مردمانِ دیویسنان به لحاظ باورها و آیین های خود، شباهت هایی با برخی گروه های دینی و قومی و یا برخی طبقات اجتماعیِ عصر خود دارند که شناخت آنها را دشوار ساخته و ترسیم روشنِ خطوطِ شکل گیری، زیست و موقعیتِ آنها در میان مزدیسنان را دشوار می سازد. با این همه، دیویسنان به لحاظ سیاسی، دینی و اجتماعی از چنان تأثیری برخوردار بودند که به یکی از دغدغه های شاهان هخامنشی تبدیل شدند و در اوستای کهن و متأخر، یک کتیبه هخامنشی و نیز متونِ دست اولِ پهلوی مورد طعن و لعن قرار گرفتند. توجه به تحولات زبانیِ اقوامِ هندواروپایی و سپس هندوایرانی، دقت در دگردیسی های معنایی و مصداقیِ برخی واژگان کلیدی همچون دَئِوَه، شناخت و بررسیِ خط تمایز بین کاست های مختلف اقوام ایرانی همچون مادی ها و پارسی ها، کوشش در فهم درستِ بنیادهای الهیات مزدیسنایی همچون ثنویت و ریشه یابیِ علتِ رواج یا ممنوعیت برخی آیین ها همانند رسم قربانی خونین، به فهمِ بهترِ کیشِ دیویسنا کمک می کند. آنچه که در پایان به عنوان نتیجه پیش رویِ پژوهشگر قرار می گیرد، وجود مفهومی و مصداقی سه دسته دیو و به تَبَعِ آن، سه گروه دیویسنان در متون اوستایی و پهلوی است.
طراحی الگوی رشد رفتارهای اخلاقی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی بر اساس نظریه داده بنیاد بود که از روش کیفی، مدل سیستماتیک و بر اساس مدل کرسول 2012 استفاده شد. شرکت کنندگان در پژوهش حاضر، متخصصان حوزه ابتدائی و اخلاق بودند. نمونه گیری هدفمند بوده و پس از 12 مصاحبه اشباع نظری به دست آمد و تا 16 مصاحبه ادامه پیدا کرد. بررسی اعتبار یافته ها از روش مثلث سازی و هماهنگی بین مصاحبه شونده، مصاحبه گر و متخصص داده بنیاد به دست آمد. نتایج تحلیل اطلاعات کیفی از کدگذاری باز، محوری و گزینشی نشان داد که 406 گزاره مفهومی اولیه با 51 مقوله فرعی و 21 مقوله اصلی در قالب ابعاد 6 گانه شامل: پدیده اصلی (رشد اخلاق تحصیلی)، مقوله محوری (تقلب، اهمال کاری، دروغ گویی، احترام، مسئولیت پذیری، صداقت تحصیلی، همکاری و انضباط)؛ موجبات علّی (خانواده، مدرسه، معلم، رسانه، یادگیری مشاهده ای، محتوای درسی)، شرایط زمینه ای (نیازسنجی، آسیب شناسی، فرصت های زمینه ساز، ویژگی های فردی زمینه ساز)، راهبردها (راهبردهای مربوط به خانواده، مدرسه ای، آموزشی، انگیزشی و راهبردهای مربوط به تدریس)، شرایط مداخله گر (عوامل ارزشی، عوامل فناورانه و عوامل اجتماعی) و پیامدها (فردی و اجتماعی) شناسایی شدند. یکپارچه سازی مقوله ها بر مبنای روابط موجود بین آن ها، حول محور رشد اخلاق تحصیلی، شکل دهنده مدل مفهومی است که الگوی رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی را انعکاس می دهد و درنهایت توجه به این پدیده ها در رشد اخلاق تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدائی مؤثر است.
الگوی عوامل مؤثر بر رعایت اخلاق پژوهش( به عنوان یکی از مؤلفه های دانشگاه اخلاق گرا)(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف الگوی عوامل موثر بر رعایت اخلاق پژوهش به عنوان یکی از مولفه های دانشگاه اخلاق گرا با رویکرد سنتزپژوهشی انجام شد. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی جامعه آماری این تحقیق، همه مطالعات داخلی و خارجی انجام شده در بین سالهای 1385 الی 1403 است. در این راستا 78 اسناد و مقالات مرتبط با موضوع موردنظر ارزیابی و درنهایت 22 پژوهش به صورت هدفمند انتخاب شد و با تحلیل محتوا و ترکیب ادبیات مربوط، درمجموع 60 کد محوری و 10 مقوله کلی طی فرایند ترکیب نظام مند متون شناسایی و مورد تحلیل قرار گرفت و اعتبار آن از طریق آزمون کاپای کوهن تأیید گردید. نتایج یافته ها نشان داد که عوامل فردی ( شخصیت اخلاقی پژوهشگر، صداقت پژوهشگر، باورهای دینی پژوهشگر وتامین مالی پژوهشگر) عوامل درون دانشگاهی(حمایت، سازوکار قانونی و عوامل اداری آموزشی) و عوامل برون دانشگاهی(فرهنگ سازی، حاکمیت ارزش ها و تدوین سیاست های تعاملی پژوهش) در ارتقای اخلاق پژوهش در دانشگاه اخلاق گرا تاثیر گذار است.
Self-Knowledge and Avicenna’s Floating Man Thought Experiment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های فلسفی - کلامی سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۰۳)
119 - 136
حوزههای تخصصی:
Avicenna’s floating man thought experiment has been examined and criticized for over a thousand years from various philosophical perspectives. While traditional and modern criticisms exist, the latter primarily focus on the confusion between epistemology and ontology. The ontological dimensions have received significant attention, but the epistemological aspects remain underexplored. I propose a modern critique suggesting that if valid, the thought experiment may not support substance dualism. However, some modest versions could bolster modest dualism, which posits that mental properties are distinct from physical ones, without adhering to Cartesian concepts. I present seven versions of the thought experiment. The first differs from Avicenna’s original and focuses on the individuation of self and body, but is vulnerable to modern critiques due to its conflation of ontological and epistemic aspects. The remaining six versions avoid this issue and do not assert that the mind is an immaterial substance. The second version examines epistemic differences between basic self-knowledge and knowledge of the body. The third addresses self-referential and self-verifying aspects of self-knowledge. The fourth explores modal properties, while the fifth highlights the self's necessary relationship to self-knowledge. The sixth emphasizes the environmental neutrality of basic self-knowledge, and the final version utilizes the self as a critical reasoner. I also support and revise these six versions with eleven general remarks.
بررسی هرمنوتیکی خوانش کلمن بارکس از«مضامین مابعدالطبیعی» در مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترجمان بارکس از اشعار مولوی نقش مهمی در معرفی این حکیم برجسته به دنیای انگلیسی زبان داشته است. با این همه، این پرسش حائز اهمیت است که چگونه می توان ماهیت و پیامدهای خوانش بارکس از مضامین مابعدالطبیعی مثنوی را با استفاده از رویکرد هرمنوتیکی تحلیل کرد؟ مقاله حاضر، با روش تحلیلی-انتقادی و بر اساس چارچوب های هرمنوتیکی، به بررسی خوانش بارکس پرداخته و از سه منظر به تحلیل آن می پردازد: برداشت نابهنجار موجب انفکاک اندیشه مولوی از پشتوانه های حکمی-اسلامی شده است؛ دوم، سیاق خوانش برمدار همسان سازی ابیات با فرهنگ سکولار و معنویت جدید است؛ سوم، پیامدهای خوانش نه تنها به معرفی نادرست مولوی نزد مخاطبین غربی انجامیده که ناراسته قادر است تا اندیشه حکمی-اسلامی را نیز تحریف کند. بدین سان، نتایج پژوهش نشان می دهد که هرچند ترجمان بارکس نقش مهمی در معرفی اشعار مولوی به مخاطبان جدید داشته است؛ توامان، این کوشش از جهان بینی اصیل مولوی فاصله گرفته و تحت تأثیر پیش فرض های ذهنی و فرهنگ عصر جدید به تحریف مضامین بنیادین اندیشه مولوی ختم شده است.
ماهیت و گسترلأ مغالطات ناشی از اشتراک لفظی با تأکید بر دیدگاه ارسطو، فارابی و ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهایی در فلسفه و کلام سال ۵۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۴
229 - 249
حوزههای تخصصی:
اشتراک اسم، اشتراک در احوال ذاتی لفظ و اشتراک در احوال عرضی لفظ از اقسام مهم مغالطات لفظی است که در طول تاریخ منطق در کانون توجه منطق دانان بوده است. در این نوشتار دیدگاه ارسطو، فارابی و ابن سینا در این سه قسم مغالطه مورد کنکاش قرار گرفته و نقاط مشترک و تمایز دیدگاه ها نشان داده شده است. همه آنان به اهمیت این سه قسم مغالطه واقف بوده و آن ها را در صدر بحث از مغالطات قرار داده اند و در بسیاری از مصادیق این مغالطات، اتفاق نظر دارند اما در نحوه بیان اقسام و تعبیراتی که درباره آن دارند و در گستره برخی اقسام اختلافاتی مشاهده می شود. دو تفاوت در سخن شان دیده می شود یکی در اطلاق اشتراک بر این اقسام که ابن سینا در هر سه از واژه اشتراک بهره برده است، ولی ارسطو و فارابی واژه اشتراک را به قسم اول و دوم اختصاص داده اند. البته مقتضای نگاه دقیق تر اختصاص اشتراک به قسم نخست است و به کار بردن آن برای سایر اقسام نوعی تسامح می طلبد. تفاوت دیگر در اعجام و گستره آن است که ابن سینا آن را مرادف احوال عرضی لفظ دانسته است و در نوشتار و گفتار جاریش می داند اما ارسطو و فارابی آن را مختص نوشتار دانسته اند. اینکه مغالطه اعجام چه معنایی دارد و چرا برخی مختص نوشتارش دانسته اند، هردو، بررسی شده است. از کلمات ارسطو و ابن سینا چهار معنا برای اعجام استفاده می شود و همین تعدد معنا علت اختلاف در گستره اعجام شده است و در حقیقت ارسطو و فارابی و ابن سینا در مغالطه ای که مختص نوشتار است، اختلافی ندارند.
تبیینی از معضلات اجتماعی برآمده ازکاستی های قانون داوری در طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های اخلاقی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۱)
251 - 270
حوزههای تخصصی:
در صورت بروز نشانه های اختلاف بین زوجین لازم است دولت با تشکیل یک نهاد صلح خانوادگی، ماده نزاع را قلع و بین زوجین صلح ایجاد نماید و در حقوق ایران به این نهاد، داوری اطلاق می شود. داوری طلاق در ایران، به عنوان یکی از ابزارهای مهم حل و فصل اختلافات زوجین، نقشی حیاتی در کاهش بار دادگاه ها و تسهیل روند طلاق ایفا می کند.با این حال، فرآیند داوری با چالش های متعددی در سطوح قانونی و اخلاقی روبرو است که این امر می تواند تاثیر منفی بر عدالت و کارایی این روش بگذارد. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی نابسامانی ها و کاستی های موجود در سیستم داوری طلاق از دو بعد قانونی و اخلاقی و ارائه راهکارهای موثر برای بهبود شرایط انجام شده است. روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی - تحلیلی است و بر اساس آن مبانی داوری، ایرادات قانونی در حقوق ایران در امر داوری طلاق، چالش های اخلاقی داوری بین طرفین طلاق پرداخته شده است. بر اساس یافته های این مطالعه پیشنهاد گردیده قوه قضائیه در کنار دادگاه های خانواده، به تعداد لازم شعب داوری متشکل از کارشناسان حقوقی و مشاورین خانواده و روان شناس برای کمک به دادگاه جهت حل اختلافات خانوادگی تشکیل دهد. علاوه بر این آموزش و توانمندسازی داوران، اجرای مکانیزم های نظارتی قوی تر، ایجاد شفافیت در فرآیند داوری از دیگر پیشنهادات این پژوهش جهت کاهش چالش هاس قانونی و اخلاقی دواری طلاق در ایران است.
سیمای نمادین اندام معشوق در عرفان اسلامی (با تکیه بر عاشقانه های نظامی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۴
241 - 262
حوزههای تخصصی:
محبوب حقیقی و معشوق آسمانی در عرفان، حق تعالی است که قابل وصف نیست اما برای ابراز عاشقی و شیفتگی خود به او، چاره ای جز بهره گیری از وصف های معشوق زمینی نیست. به این ترتیب سیما و اندام محبوب زمینی در ابیات عرفانی نیز راه یافته اند. تصویر نمادین از صورت و سیرت معشوق، از وجوه مشترک بین عشق زمینی و آسمانی است که با هنرمندی نظامی در منظومه های عاشقانه رسمیت می یابد و با حافظ به کمال می رسد. این مقاله با روش تحلیل منطقی و توصیفی و با استناد به منابع اولیه، به این مطلب اذعان دارد که سیمای نمادین اندام معشوق واسطه ابتکاری برای ترکیب عشق الهی و انسانی بوده است و بخش مهمی از این ابتکار را نظامی گنجوی رقم زده است. نماد کامل معشوق، زن با همه ویژگی های دلبرانه اوست که واسطه بین زمین و آسمان می شود، در عرفان «زن سوفیایی» نام می گیرد و رخ و خّد و خال و ابرو هریک نمادی برای شورانگیزی و درک عشق الهی می گردند. کلیدواژه ها: عرفان اسلامی، نمودهای عشق، اندام معشوق، محبوب زمینی و آسمانی، نمادپردازی.
دیدگاه های وحدت وجودی یا وحدت شهودی خواجه محمد پارسا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان اسلامی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۵
1 - 18
حوزههای تخصصی:
خواجه محمد پارسا از مشایخ مهم و تأثیرگذار نقشبندیه و از شارحان افکار و آثار ابن عربی به-شمارمی رود؛ شیخ پرکاری که در کنار پرورش مریدان، صاحب آثاری در زمینه های مختلف ازجمله عرفان و تصوف است. دوره وی مقارن با گسترش تعالیم ابن عربی و به ویژه آموزه وحدت وجود در میان مشایخ و بزرگان سلاسل صوفیه بود. مسأله اصلی این مقاله آن است که با توجه به مطلب فوق، آیا خواجه محمد پارسا وحدت وجودی است و یا وحدت شهودی؟ چگونه با مطالعه آثار وی، می توان این دو دیدگاه را قابل جمع دانست و یا یکی را بر دیگری برتری دانست؟ یافته های این پژوهش که به روش توصیفی-تحلیلی در آثار چاپ شده پارسا انجام شده است، نشان می دهد که او خود به اصطلاح وحدت وجود و وحدت شهود اشاره ای ندارد. توحید شهودی یا وحدت شهود را به عنوان نتیجه سلوک عملی و در مقام فنا و بقا می پذیرد. وحدت وجود را با استناد به گزاره ها و شرح اصطلاحات و تصریحات مستقیم در آثار خود، قبول دارد.او وحدت وجود را مرتبه بالاتر از وحدت شهود می داند. کلیدواژه ها: وحدت وجود؛ وحدت شهود، خواجه محمد پارسا، نقشبندیه.