نقد و بررسی رمان «عشق کُشی » با رویکرد هستی شناسانه بر اساس نظریه مک هیل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۹
35 - 62
حوزههای تخصصی:
در این مقاله، رویکرد هستی شناسانه پسامدرن بر اساس نظریه مک هیل در رمان عشق کشی به شیوه توصیفی-تحلیلی بررسی می شود. برایان مک هیل، پست مدرنیسم را ادامه مدرنیسم می داند. به اعتقاد او امر غالب در داستان مدرن، معرفت شناسی و در داستان پسا مدرن، هستی شناسی است. این پژوهش نشان می دهد، رمان عشق کشی بیشتر به آشکار کردن جهانهای ممکن در داستان می پردازد و مطابق نظریه مک هیل در بُعد هستی شناسی، نمود برجسته تری دارد. در بررسی این رمان، تعامل جهانهای تو در توی «واقعیت» و «خیال» نشان داده شده و با استفاده از نظریه مک هیل، ضمن کاویدن تشخیص ناپذیری تخیل از امر واقع، تأثیر پذیری و پیروی واقعیت از خیال به نمایش گذاشته شده است. بهارلو با خلق داستانهای درونه ای و تداخل سطوح روایی، وقتی جهانهای متفاوت را در تقابل با یکدیگر قرار می دهد یا هنگامی که با ترفندهای داستانی مرز میان آنها را نقض می کند در واقع، ملاحظات هستی شناسانه را برمی انگیزد. طبق نتایج بر اساس نظریه مک هیل، رمان عشق کشی به دلیل برجسته بودن در بُعد هستی شناسی، مرز مدرنیسم را پشت سر گذاشته و به ساحت پسا مدرن گام نهاده است .