تحلیل حکایت «توبه کردن ملک زاده گنجه» بوستان سعدی براساس گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
گفتمان پویا، یکی از الگوهای مطرح در حوزه روایت شناسی و معنا شناسی است. اساس این الگو مبتنی بر مقوله های «هویت»، «شدن»، «نیل» و «غایت» است. گفتمان پویا به دلیل مبتنی بودن بر این مقوله های چهارگانه، الگوی مناسبی برای نشان دادن تحول و استعلای کلام در حوزه های گفتمانی و زبانی است. حکایت «توبه کردن ملک زاده گنجه» از باب چهارم بوستان سعدی، یکی از حکایت هایی است که در آن، این صیرورت و شدن از طریق شخصیت ملک زاده گنجه به خوبی بازنمایی می شود. در این حکایت، ملک زاده گنجه به منزله عامل فاعلی در کنار دیگر کنشگران، پیوسته سیری را مبتنی بر صیرورت از یک هویت توهمی به هویت واقعی دنبال می کند. این سیر مبتنی بر حضور ادراکی- حسی عامل فاعلی شکل می گیرد، توسعه پیدا می کند و حضوری هستی مدار برای او رقم می زند. براساس این، مسئله اصلی پژوهش، چگونگی گذر از نظام کنشی مبتنی بر روابط شناختی به نظام بُوشی مبتنی بر حضور ناب و اصیل است. پژوهش حاضر تلاش می کند تا با روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوای کیفی، این حکایت را براساس الگوی گفتمان پویا و چگونگی سیر استعلایی عامل فاعلی به یک وضعیت بُوشی را بررسی و تحلیل کند. درواقع، هدف پژوهش، بررسی سازوکارهای چگونگی سیر شخصیتی عامل فاعلی براساس الگوی گفتمان پویا برای دستیابی به هویت واقعی و حضوری هستی شناختی است. بررسی سازوکارهای معنایی به کارگرفته در این حکایت برای تبیین الگوی گفتمان پویا نشان می دهد که نوع مواجهه کنشگران با این موضوع و استفاده از فضای القایی دعا و نرم سخنی درنتیجه نوع تأثّر عاطفی عامل فاعلی از چنین فضایی، زمینه ساز استعلای شخصیتی ملک زاده به هویت واقعی و مواجهه او با حضوری رخدادی شده است. با کاربست گفتمان پویا در حکایت بوستان می توان الگوی جدیدی از آن را در حوزه تغییر و تحول گفتمانی و زبانی ارائه داد.