فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵٬۲۷۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
استان کرمانشاه، فرهنگ کهن و دیرینی دارد که به دلیل هم جواری با تمدن بین النهرین، در بسیاری از شئون از جمله در آیین های سوگواری تحت تأثیر باورهای کهن این منطقه قرار گرفته است. به دلیل رسوخ آموزه های اساطیری در باورهای اقوام ایرانی، بخش مهمی از این آموزه ها به مناسک دینی نیز وارد شده و با تغییراتی خود را با شرایط زمانه هم رنگ کرده است. نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و میدانی به بررسی مناسک سوگواری در فرهنگ عامه کرمانشاه و بازتاب آن در آیین های عاشوراییِ این شهر پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که سوگواری در میان کردهای کرمانشاه هم در مرگ عزیزان و هم در عزای امام حسین (ع) در برخی از مفاهیم ریشه های مشترک اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که گریستن های طولانی، روی خراشیدن و موی کندن با باران، حاصلخیزی و باروری مرتبط بوده و مربوط به تمدن های کشاورزی است؛ چمری آیین گذر و عناصر آن نیز دارای ریشه و مفاهیم اسطوره ای است: اسب به دلیل داشتن وجه توتمی، تجسد و تجسم فرد درگذشته، دایره چمری، دایره کمال برای آرامش متوفی و صاحبان عزا و دفع شرور و سرگردانی، مور و مویه بیان دغدغه های اساطیری و حماسی قوم و لباس و اشیای متوفا با باور به جادوی مجاورت در حکم همان فرد متوفی است. همه موارد مذکور دارای پیشینه اساطیری و جزو آیین های گذر متوفا از این جهان به جهان دیگر است.
بازخوانی تحلیلی مؤلفه های گروتسک در گزیده افسانه های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
143 - 185
حوزههای تخصصی:
گروتسک که از آن به عنوان طنز آمیخته یاد می شود، سبکی هنری و ادبی است که هنجارها و انتظارات مرسوم را به چالش می کشد و بسیاری از مرزها را جابه جا می کند. امروزه، این سبک از آن جهت اهمیت پیدا کرده است که سعی می کند میان بسیاری از حوزه ها چون هنر، ادبیات، مذهب و موضوعات اجتماعی ارتباط برقرار کند و از این جهت که مشتمل بر عناصری چون اغراق، معما، طنز و درهم آمیختگی های صورت های انسانی و حیوانی است می تواند در قصه های عامیانه و افسانه های ایرانی نمودهای آشکاری داشته باشد. تأمل در تفاسیر گروتسکی می تواند ما را با تفسیرهایی بنیادین از افسانه ها آشنا کند که به طور طبیعی در ذهن ما حضور دارند و واکاوی لایه های زیرین محتوایی و سخن گفتن از آن ها به شناختی آگاهانه تر و منظر جذاب تری از این منابع اصیل فرهنگی منجر خواهد شد. از این رو، این پژوهش به روش تحلیل کیفی مضمونی به بیان و توضیح برخی از کنش ها، اشخاص و ویژگی های افسانه های ایرانی که با مضامین گروتسکی شباهت دارند، می پردازد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که گروتسک، به ویژه در بستر ادبیات عامیانه ایران، به اشکال گوناگون حضور دارد و می تواند به عنوان ابزاری برای نقد اجتماعی و فرهنگی کارآیی مؤثری داشته باشد. برخی از این شباهت ها برخاسته از انگاره های مشترک ذهن انسان در همه دنیا و نحوه پردازش آن ها متناسب با خصایص فرهنگی سرزمین های مختلف است. با تأکید بر این نکته مهم که آنچه امروزه به عنوان گروتسک در جهان شناخته شده است، از قرن ها پیش در ادب عامه ایران حضوری پررنگ داشته است.
پیشنهادی برای سه جاینام «خلخال»، «هِرو» و «اَزناو»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
95 - 112
حوزههای تخصصی:
جاینام ها از بخش های مهم زبان هستند و شناخت آنها می توان از نظر تاریخی، زبانی، فرهنگی و غیره کمک بزرگی به زبان کند. در این مقاله سه جاینام از شهر «خلخال» (شهری کُهن تاریخی در استان اردبیل ایران)، به روش تطبیقی بررسی خواهد شد. این این سه جاینام عبارتند از: «خلخال» (نام شهر)، «هرو» (یا «هروآباد» نام محلی خلخال)، و نیز «ازناو» (تفرج گاه معروف ورودی خلخال). در منابع متعدد، معنای کلی «خلخال» را پای برنجن یا حلقه ای می دانند که طلا، نقره و امثال آن است که به پای آویزند، نام شهر خلخال به آن حلقه پای زنان ربطی ندارد. برای نوشتن این مقاله از پیکره نام آبادی های ایران که در در گاه ملی آمار ایران ثبت شده، استفاده شده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد نام خلخال از دو بخش خال (خوار) و خال تشکیل شده و جمعاً به معنای سرزمین هموار است، «هرو» به معنای آبی است که فواره می کند و ازناو/ ازنو با (v)azan-ow آب جهنده ارتباط دارد.
ریشه شناسی چند واژه خویشاوندی در گویش لری بختیاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
251 - 266
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی واژه های خویشاوندی "تاته، کچی، هالو، و بوتی" در گویش بختیاری است و اینکه کدامیک از این واژه ها ریشه در خانواده هندواروپایی و کدامیک ریشه در خانواده های غیر هندواروپایی دارند. روش کار در کنار ریشه شناسی هر واژه، هم بررسی واژه های مدنظر در همه خانواده های زبانی در ارتباط با زبان های ایرانی و هم تطبیق آنان با گویش کردی است. سرانجام چنین برداشت شد که به احتمال بسیار واژه تاته، نام آوا و ریشه در خانواده هندواروپایی؛ واژه کچی ریشه در ترکی-مغولی از خانواده آلتایی؛ واژه هالو ریشه در زبان اکدی از خانواده سامی؛ و واژه بوتی احتمالاً ریشه در زبان ایرانی باستان داشته باشد.
فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
187 - 218
حوزههای تخصصی:
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.
حماسه های دینی و گفتمان فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با این که پژوهشگران در تقسیم بندی های رایج خود حماسه ها را به سه زیرنوع ملی، تاریخی و دینی تقسیم می کنند، بررسی پژوهش های مبسوط محققان ایرانی در زمینه حماسه ها گویای آن است که حماسه های دینی و تاریخی کمتر از حماسه های ملی مورد توجه بوده و ویژگی های این آثار در ادبیات فارسی یا مغفول مانده یا تحت الشعاع شاهنامه پژوهی واقع شده است. بنابراین، شناخت ویژگی های متون حماسی دینی یا تاریخی برای تکمیل تحقیقاتی که منجر به ارزیابی دقیق آثار حماسی ایران و تطور آن شود، ضروری است. از این روی، نگارنده در این پژوهش کوشیده است تا سیر حماسه های دینی در ادبیات ایران را بر اساس نقش گفتمان های فرهنگی به اجمال بررسی کند، اگرچه دستیابی جامع به این امر نیازمند پژوهش های گسترده و مستمر است. بررسی حماسه های دینی در ادبیات ایران بیانگر آن است که روایات تاریخی و مستندات مذهبی همراه با عناصری از ادبیات شگرف در پیدایی این آثار نقش داشته و البته این نوع حماسه ها محدود به فرهنگ اسلامی نبوده، گرچه عمده آن ها به مذهب تشیّع تعلّق داشته است. درآمیختگی فرهنگی و هویت چندگانه در متن حماسه های دینی بسیار پررنگ است و پیوستگی روحی و اخلاقی ایرانیان را به فرهنگ ملی، باورهای دینی و آموزه های عرفانی به خوبی نشان می دهد.
پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
262 - 293
حوزههای تخصصی:
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد. مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
مطالعه تطبیقی آرایه جناس در کلام و چگونگی تجلّی آن در طراحی پوستر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع این پژوهش، تجلّی جناس بصری در طراحی پوستر است. در این پژوهش، ابتدا آرایه جناس و انواع آن معرفی سپس جناس بصری و چگونگی کاربرد آن در طراحی پوستر بررسی شدند. جامعه هدف در این تحقیق، پوسترهای اجتماعی طراحی شده با موضوع بیماری ایدز در کشورآمریکا است که در سالهای 2008 و 2009 طراحی شده و طراحان جناس را دستمایه اصلی برای خلق اثرشان قرار داده اند. از این میان، تعداد دو پوستر که دارای بیشترین متغیرهای مورد بحث در تحقیق بودند، به عنوان جامعه نمونه، مورد بررسی قرار گرفتند. هدف از این تحقیق مطالعه تطبیقی آرایه جناس در کلام و چگونگی تجلّی آن در طراحی پوستر است. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و روش آن از منظر داده های تحقیق از نوع کیفی است. بدین معنا که ابتدا متغیرهای مورد نظر در پوسترهای جامعه نمونه، که از طریق مراجعه به منابع الکترونیک جمع آوری شدند، با استفاده از روش مشاهده، کدگذاری و از نمونه ها مستخرج سپس در قالب چهار دسته پیامهای تجسمی، شمایلی، زبانی و نیز کاربرد جناس بصری، بررسی شدند. به طور کلی نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد همانطور که جناس در کلام نوعی خلاصه نویسی محسوب میشود و باعث زیبایی و تأثیرگذاری کلام میشود، جناس بصری نیز میتواند به عنوان یکی از بهترین راه های خلّاقانه حل مسائل طراحی گرافیک، به طراحان کمک کند تا بیشترین مفاهیم را با کمترین عناصر بصری ارائه دهند و از این رهگذر به مخاطب کمک کنند تا پیام اثر را بهتر به ذهن بسپارد.
اُبژه در قصّه های عامیانه کوتاه ایرانی از دیدگاه نشانه- معناشناسی روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که با روش تحلیلی- توصیفی و متأثر از رویکرد نشانه- معناشناسی در روایت های کلاسیک است، کوشش شده است با بررسی 661 سوژه حاضر در مجموعه قصّه های عامیانه ایرانی که شامل 201 قصّه گردآوری شده به کوشش سیدابوالقاسم انجوی شیرازی در مجموعه چهار جلدی است، گونه های احساس نقصانِ سوژه نسبت به ابژه مطالعه شود و همچنین نمود گونه ای ابژه ها در این قصّه ها واکاوی شود؛ یافته های این پژوهش نشان می دهد که سوژه ها که در این قصّه ها دارای پنج طبقه عادی یا رعیت- سوژه، متوسط، خاص یا حاکم- سوژه، افسانه ای و اسطوره ای هستند، نسبت به ابژه ها دو گونه نقصان ایجابی (باید باشد)، سلبی (باید دوباره باشد) و یک احساس خطر نقصان سلبی (نباید از دست برود) را تجربه کرده اند که در این بین نقصان ایجابی بیشترین فراوانی را داشته است و همچنین ابژه ها در این قصّه ها، در چهار دسته ابژه های انتزاعی، ابژه های بی جان، ابژه های صرفاً جاندار، ابژه های جاندار عاقل نمود یافته اند که ابژه های انتزاعی بیشترین بسامد را داشته اند.
خوانش متنی و بافتی ده افسانه ایرانی و عربی؛ با تکیه بر الگوی پیتر جیلت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از آن زمان که در ادبیات مردمی به چشم رشته ای دانشگاهی نگریسته شد دیری نمی گذرد و از همان اوان پژوهندگان این شاخه بر آن بوده و هستند که افسانه ها را روشمند بررسند. پیتر جیلت از جمله کسانی است که الگوی خود را برای خوانشی آکادمیک از افسانه های شگفت پیش می نهد. الگوی پیشنهادی او دو سویه دارد: متنی (ساختی) و بافتی. سویه متنی آن پنج کارکرد را در ساختار مشترک قصه های شگفت می شناساند: موقعیت نخستین، تعامل با یاریگر، تعامل با شهبانو؛ تعامل با دشمن و بازگشت قهرمان. سویه بافتی الگو پیوند تنگاتنگ میان افسانه شگفت و آیین تشرف بلوغ را آشکار می کند و نشان می دهد که راز ساختار مشترک قصه های شگفت پیوندشان با آیین گذار است. جیلت مدعی است که الگوی پیشنهادی اش برای تمام قصه های شگفت جهان کاربرد دارد. پژوهش پیش رو در پی آزمودن این ادعا پنج افسانه ایرانی و پنج افسانه عربی را برگزیده و متن و فرامتنشان را بر شالوده الگوی جیلت می کاود. این کاوش نشان می دهد که الگوی جیلت در خوانش افسانه های ایرانی و عربی کارآست و می توان از آن برای شناخت ژرف تر افسانه های این دو قلمرو زبانی بهره جست.
کارکرد اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل های آیینی نصرالله مردانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک شناسی لایه ای یکی از شیوه های مدرن سبک شناسی است که می کوشد پیوندی میان سبک اثر و محتوای آن برقرارکند. در سبک شناسی لایه ای، متن در پنج لایه آوایی، واژگانی، نحوی، بلاغی و ایدئولوژیک مورد واکاوی قرار می گیرد و با بررسی این پنج لایه، منتقد ادبی درمی یابد که اثر یک نویسنده در به کارگیری کدام یک از این سطوح برجسته تر است. هدف مقاله حاضر آن است که با بررسی غزل نصرالله مردانی به عنوان نماینده بارز غزل آیینی معاصر، نشان دهد وی تا چه اندازه در به کارگیری اسطوره و حماسه در لایه بلاغی غزل خود موفق بوده است و در کدام بخش از عناصر بلاغی، این کاربردها بیشتر به چشم می خورد. مساله بنیادی در این پژوهش که به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام می شود این است که کاربرد عناصر اسطوره ای و حماسی در غزل نصرالله مردانی تا چه اندازه بیانگر سبک شخصی شاعر از نظر ادبی است. در بررسی غزل های نصرالله مردانی، مشخص شد که شاعر از میان صورت های بلاغی معنایی، بیش تر متوجه استعاره و تشبیه است و تلمیح، مراعات نظیر و جان بخشی، که خود گونه ای استعاره مکنیه است، از دیگر صنایعی است که شاعر بدان توجه داشته است.
نکاتی در اعتبارسنجی ادعیه و زیارات کتاب مفاتیح الجنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵
53 - 78
حوزههای تخصصی:
مهم ترین و رایج ترین کتاب دعایی که در دوره معاصر مورد استفاده مردم قرار می گیرد، کتاب مفاتیح الجنان اثر شیخ عباس قمی است. این کتاب پر تیراژترین کتاب پس از قرآن کریم است. بنابراین لازم است این اثر گرانسنگ به دلیل گستردگی و نفوذ خود در جامعه ، از ابعاد مختلف مورد بررسی و کنکاش پژوهشگران قرار گیرد. به همین منظور، در پژوهش حاضر، ضمن تأکید بر تمایل مؤلف به انتخاب و بهره گیری مطالب معتبر در ادعیه و زیارات، برخی نکات قابل توجه پیرامون اعتبارسنجی کتاب مفاتیح الجنان، مورد تأمل و تذکر واقع می گردد. در نهایت مشخص شد، با این که شیخ عباس قمی تلاش داشته است تا مطالب نامعتبر کتاب مفتاح الجنان بروجردی را حذف و مطالب معتبر را در تلخیص و تألیف خود ارایه نماید، امّا بنابر نمونه هایی که در مقاله حاضر ذکر شد، روشن گشت که مطالب مختلفی در کتاب مفاتیح قابل ردگیری هستند که به دلایلی، نامعتبر یا ضعیف و مخدوش می باشند. بنابراین لازم است که تمامی مطالب مفاتیح، مجدداً و به صورت اختصاصی و مجزا، اعتبارسنجی و مستندسازی دوباره شوند.
چند فرایند واجی فعال در گویش شیرازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
219 - 250
حوزههای تخصصی:
هدف از نگارش این پژوهش بررسی فرایندهای واجی فعال در گویش شیرازی است. بدین منظور داده های مورد نیاز پژوهش به چند روش جمع آوری شده اند: 1. مصاحبه با 5 تن از گویشوران شیرازی، 2. استفاده از شم زبانی یکی از نگارندگان در تایید داده ها، 3. استفاده از منابعی مانند سمندر (1377 و 1383) و زارعی (1383) که به این گویش شعر و داستان نوشته شده اند. پس از گردآوری بیش از پانصد واژه ساده، غیرساده، و گروه، داده ها با توجه به بافت مشترک دسته بندی شده اند و نوع فرایند هر کدام شناسایی، توصیف و تحلیل شده و قاعده هر فرایند نوشته شده است. در انتهای هر قسمت، یکی از داده ها از زیرساخت تا روساخت به عنوان نمونه بازنمایی شده است. برخی از نتایج این پژوهش عبارتند از: 1. در توالی های همخوانی /-st-/ و /-zd-/ در بافت بین دو واکه فرایند همگونی به صورت پیشرو عمل می کند. 2. واکه پسین افتاده /A/ در بافت قبل از سایشی لثوی کامی /S/ و در پایان تکواژهای آزاد به واکه میانی [o] ارتقاء می یابد. 3. تکواژ اضافه /-e/ در گروه های اضافه و وصفی حذف می شود. 4. واکه پسین افتاده /A/ موجود در پسوند سببی [-And] پیش از توالی همخوانی /nd/ یک درجه افراشته شده و به واکه میانی [o] تبدیل می گردد. 5. واکه میانی /e/ موجود در پیشوند امری و التزامی /be-/ به لحاظ مشخصه های [پسین] و [افراشته] با واکه های افراشته ستاکِ فعل هماهنگی واکه ای دارد.
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل باورهای بلاگردانی در ادبیات و فرهنگ عامه کردی چکیده باورهای بلاگردانی بخش مهمی از باورهای مردم هر جامعه ای را تشکیل می دهند. این باورها در میان مردم کرد نیز جایگاه خاصی داشته اند. از این رو، پژوهش حاضر به بررسی و تحلیل این باورها می پردازد و می کوشد مواردی چون بلاگردانی جهت دفع بیماری، مرگ، بلایای طبیعی، جانوران خطرناک، چشم زخم، آل و جن زدگی را تجزیه و تحلیل کند. شناساندن این باورها، دلیل کاربرد و تجزیه و تحلیل آن ها از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و میدانی گردآوری شده اند و با استفاده از تکنیک تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شده اند. نتایج نشان می دهد که باورهای بلاگردانی مردم کرد مبتنی بر دو قانون هومیوپاتیک و تماس است و برخی نیز به موازات باورهای دینی شکلی نو به خود گرفته اند به گونه ای که برای اهداف متمایز به کار برده می شوند. واژه های کلیدی: باور، باور بلاگردانی، باور دینی، قانون تماس، قانون هومیوپاتیک.
نمودهایی از فرهنگ عامه آذربایجان در شعر نظامی گنجوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فرهنگ عامه انعکاسی است از اندیشه و ذوق طبقات اجتماعی مختلف که به مرور زمان و براساس تجربه شکل گرفته است. این فرهنگ و نمودهای مختلف آن با توجه به قدرت اقناع کنندگی و گاه ویژگی های ادبی، به مرور از کلام مردم عادی فراتر می رود و با ورود به سپهر ادبی شاعران، گاه موجب ابهام در شعر آن ها می شود. بررسی فرهنگ عامیانه در شعر شاعران، می تواند دریچه ای برای شناخت یکی از آبشخورهای فکری آن ها و درک هرچه بهتر اندیشه ها و تخیلاتشان باشد. نظامی مانند بسیاری دیگر از شاعران بزرگ ادب فارسی در آثارش از ضرب المثل های فراوانی که حاصل آشنایی با فرهنگ های مختلف است، سود برده است. علاوه بر ضرب المثل های فارسی، نمودهای ادبیات عامه منطقه آذربایجان نیز در شعر وی قابل مشاهده است. آگاهی از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه رایج در منطقه مذکور، می تواند مخاطب را در درک بهتر شعر نظامی یاری کند. در مقاله حاضر تعدادی از ضرب المثل ها و اصطلاحات عامیانه در شعر نظامی را بازکاوی کرده و کوشیده ایم به کمک آن ها توضیح گویاتری از بیت هایی که مشتمل بر این ضرب المثل ها و اصطلاحات هستند، ارائه دهیم. نکته دیگر اینکه براساس یافته های نوشته پیش رو، می توان گفت برخی از ضرب المثل هایی که در منابع مختلف به نام نظامی ثبت شده، صرفاً حاصل خلاقیت او نبوده و از محیط زندگی وی وام گرفته شده است.
بررسی تطبیقی جواهرآلات و لباس زنان ایلامی در دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
145 - 178
حوزههای تخصصی:
پوشش محلی و بومی هر کشوری بخش مهمی از فرهنگ آن سرزمین را پدیدار می سازد که دارای شاخصه های ارزشمند و با قدمتی است. یکی از راه های تبیین و تشریح جایگاه لباس در فرهنگ ایرانی، بررسی بازتاب این موضوع در ادبیات، به خصوص، شعر است. در این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی، انواع پوشش و جواهرآلات زنان ایلامی در شعر شاکه و خان منصور و حشمت منصوری بررسی می شود. این تحقیق نشان می دهد که شاکه و خان منصور به عنوان شاعران سنتی و حشمت منصوری به عنوان شاعر معاصر در توجه به پوشش محلی مردم ایلام، از لباس زنان، منزلت اجتماعی و شکوه زن کرد را به تصویر کشیده اند. دیدگاه حشمت منصوری در این بین وسیع تر از نگرش شاکه و خان منصور است. در میان البسه زنان کرد، «سه روه ن» با 45% در شعر شاکه و خان منصور و «ه به ر» و «که رواس» با 18% در شعر حشمت منصوری بالاترین بسامد را دار است. زیورآلات «بان سه روه نی» و «کلونگ»، هر کدام با 50% در شعر شاکه و خان منصور و گول کیف با 36% در شعر حشمت منصوری، دارای بالاترین بسامد است. جامعه آماری پژوهش، دیوان شاکه و خان منصور و دیوان حشمت منصوری و نمونه آماری، اصطلاحات مربوط به البسه و زیورآلات زنان است.
بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
267 - 286
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
تجزیه ساختاری آیین های مذهبی استان بوشهر (با تکیه بر آیین های محرم، حج و رمضان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
1 - 41
حوزههای تخصصی:
آیین ها بازتاب دهنده فرهنگ هر قوم، ملت و جامعه هستند. استان بوشهر نیز آیین هایی دارد که بازگوکننده فرهنگ و هویت مردم این دیار است. در این تحقیق به تجزیه ساختاری آیین های مذهبی استان بوشهر با تکیه بر آیین های ماه محرم و صفر، حج و رمضان پرداخته می شود. اهمیت و ضرورت آن، معرفی و شناساندن این آیین ها و هدف آن بررسی و تحلیل، یافتن محتوای این اعمال، شناخت الگو و ساختار مشترک آن هاست. آیین های مورد مطالعه این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و براساس تجزیه ساختاری بررسی می شود. نتایج نشان می دهد همراهان، مکان، موسیقی، عنصر کلامی، قربانی و تغذیه متبرک، عناصر اصلی و گیاه، آب و آتش عناصر متغیر در آیین های مورد مطالعه هستند. این آیین ها از نظر ساختار از الگوهایی محدود تبعیت می کنند؛ الگوی شر کُنش رفع شر احتمالی در آیین صفر به در، الگوی نیاز کُنش رفع نیاز در دُم دُم سحری، الگوی طلب کُنش رفع طلب در شوالغوث و در سایر آیین ها الگوی نیاز، طلب، بزرگداشت کُنش نشانه های دیداری رفع نیاز و طلب دیده می شود.
بازنمایی جایگاه زنان سوگوار زرتشتی به استناد متن پهلوی ارداویرافنامه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ارداویرافنامه از مکتوبات مهم فارسی میانه کهن زرتشتی است. بنظر می رسد این متن دینی متعلق به قرن ششم میلادی و زمان حکومت خسرو انوشیروان ساسانی (531-579م) بوده است که با هدف انتظام بخشی به ناهنجاری های اجتماعی و گناهان مذهبی نگاشته شده است. این متن، شرح سیر و سلوک شهودی موبدی بنام ویراف است که در معراج روحانی خود از احوال مردمان درگذشته باخبر شده و مجازاتها و پاداشهای آنان را مشاهده نموده است. در واقع فهم این متن گویای دغدغه متولیان امور دینی در باب معضلات اجتماعی و اعتقادی عصر ساسانی و نیاز جامعه به یاداوری مفاهیم اخلاقی و دینی است. جستار حاضر بر اساس رویکرد توصیفی تحلیلی و با تکیه بر ترجمه های موجود از منابع فارسی میانه کهن زرتشتی بر آن است تا جایگاه زنان سوگوار را به استناد متن پهلوی ارداویرافنامه مورد واکاوی قرار دهد و در پی پاسخ گویی به این پرسش است که دیدگاه متن ارداویرافنامه نسبت به زنان سوگوار چه بوده و متاثر از چه عواملی است؟ واکاوی متن، تصویر قابل تاملی از جایگاه زنان در سوگواری ها را ترسیم نموده است. بر اساس یافته های پژوهش، ارداویرافنامه را می توان عینی ترین مستند دینی زرتشتی دانست که با طرح دیدگاهی جنسیتی، زنان را عنصر اصلی برپایی مراسم سوگ دانسته و در قالب طرح مجازاتهای سهمگین نسبت به این مساله هشدار داده است.
واژه خلیج؛ هند و اروپایی (ایرانی) یا سامی (عربی)؟(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
287 - 306
حوزههای تخصصی:
ایران باستان چندین بار مورد تاخت و تاز اقوام دیگری قرار گرفت و در این فرایند، آثار مکتوبی از میان رفتند. در ایران باستان، آخرین تازش با یورش تازیان همراه بود که جایگزینی زبان عربی و از میان رفتن شمار بسیاری آثار مکتوب بود که تنها آثار اندکی به ویژه در ارتباط با متون دینی به جا ماند. همچنین، پیش از اسلام و بنیاد شاهنشاهی های ایرانی، واژه های پارسی در واژگان عربی را پیدا کردند و در مقابل، با برتری اعراب واژه های عربی به واژگان پارسی راه یافتند. با وجود آن، واژه های پارسی هم بودند که در دوره اسلامی به زبان عربی راه یافتند و طبق قواعد زبان عربی اشتقاق یافتند. هدف این مقاله، بررسی ریشه واژه خلیج در دو خانواده زبانی هندواروپایی و سامی است و اینکه ساختار این واژه ریشه در کدام خانواده زبانی دارد. روش کار هم بررسی ریشه و ساختار واژه در هر دو خانواده و هم پیدا کردن نمونه های اولیه واژه در متون آنان است. در پایان چنین برداشت شد که با توجه به اسناد و تطبیق آنان، احتمال ریشه داشتن آن در زبان هندواروپایی (ایرانی) و از ریشه xal < *ku̯/wel بیشتر است.