فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۵٬۳۰۵ مورد.
حوزههای تخصصی:
اسطوره در غالب تعاریف، به خواست های جمعی انسان ها تعبیر شده است. این خواست ها گاه به منظور تفسیر و توجیه پدیده های اسرارآمیز طبیعت، گاه در شکل ضدروایتی در برابر روایت نیستی و مرگ و گاه در شمایل آمال و خواست های دور از دسترس انسان، تبلور یافته است. در کنار این طیف از تعاریف، و بر مبنای رویکردهای فکری-فلسفی معاصر حول محور مفاهیمی از قبیل قدرت و ایدئولوژی، اسطوره ها را می بایست نه الزاماً برآمده از ذهن جمعی انسان پیشامدرن با کارکردهای فوق، بلکه نوعی گفتمان معطوف به قدرت تلقی کرد که در ظرف مناسبات قدرت ظهور می کند و همانند ابزاری به تعبیر آلتوسر ایدئولوژیک، در تقویت یا تضعیف گفتمانی خاص ایفای نقش می کند. از این چشم انداز و با چنین قرائتی از اسطوره، نسبت میان رمان شوهرآهوخانم و اسطوره را دنبال کرده ایم. نتایج نشان می دهد رمان شوهرآهوخانم در واقع شکل سکولار و زمینی شده اسطوره آفرینش است و این اسطوره با حفظ خطوط و چارچوب های کلی خود، در این اثر بسیار مهم و شناخته شده کدگذاری شده است. با قرار دادن اسطوره آفرینش در فرمول خوانش ویژه مقاله حاضر از اسطوره، یعنی گفتمان معطوف به قدرت، مشخص شد که کارکرد این اسطوره مطابق با مقتضیات، مسائل و پروبلماتیک عصر نویسنده، در جهت سرکوب یا دست کم مهار نیروهای گریز از مرکز- در اینجا یعنی زن تحول خواه-، به نفع نهاد قدرتی دیرپا به نام مردسالاری قرار گرفته است.
از رنج تا لذّت حبس؛ خوانش لکانی داستان های «بند محکومین»، «آمرزش زمینی» و «قهوۀ سرد آقای نویسنده»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳شماره ۱۱
315 - 349
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، جایگاه حبس و نسبت آن با اصل لذت و ژوئیسانس در شخصیت های داستان های «بند محکومین»، «آمرزش زمینی» و «قهوه سرد آقای نویسنده» بازنمایی و سنجیده شده است. با توجه به کنش های این شخصیت ها و اعمال مجازات به منزله اختگی نمادین، هدف از انجام این پژوهش، تبیین چگونگی دسترسی سوژه محبوس از رنج به لذت است که طی آن، به این پرسش محوری پاسخ داده شده که سوژه زندانی چگونه به میانجی دالی که برای وی تولید رنج می کند، می تواند لذت مازاد یا ژوئیسانس را تجربه نماید؟ این پژوهش به روش تحلیل کیفی و با تکیه برآموزه های روانکاوانه ژاک لکان به انجام رسیده و نشان داده شده که سوژه محبوس کم سابقه از میل سوژه محبوس سابقه دار تبعیت می کند و در عین حال، همواره به سبب وجود مازادی در هویت خود، از دیگری بزرگ شرمسار می شود. حبس بستری را فراهم می کند که محبوسان از زنجیره دلالت میل دیگری بزرگ به سبب تحمیل اختگی نمادین بیرون می افتند. اگر محبوسان اختگی نمادین را نپذیرند، به روان پریشی دچار می شوند و به همین سبب اولاً، خود را از جامعه بیرون از حبس مطرود می بینند، ثانیاً، نسبت به تحقق آینده روشنی برای خود امیدوار نخواهند بود. سوژه محبوس می کوشد با هر کنشی که تخطی از میل دیگری بزرگ باشد، ژوئیسانس را به نفع خود تصرف کند.
نقد روایت شناختی رمان رضوی دخیل عشق بر پایه عنصر زمان و زمانمندی
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۱ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
47 - 69
حوزههای تخصصی:
عنصر زمان در روایت شناسی از دانش های نقد ادبی جدید است و ژرار ژنت فرانسوی موفّق ترین نظریه پرداز زمان روایی است که نظریه خویش را بر پایه «نظم، تداوم و بسامد» تبیین کرده است. هم چنین ژولیوا کریستوا بر این عقیده است که می توان زمان داستان های روایی را با تحلیل زمان روایی و زمان متن مورد بحث به دو گونه زمانمندی یادواره ای و خطی تقسیم کرد. در واقع زمانمندی خطی خصلتی دراماتیک و زمانمندی یادواره ای خصلتی روایی به متن می دهد. جستار حاضر رمان «دخیل عشق» مریم بصیری را با هدف تبیین عنصر زمان و زمانمندی خطی و یادواره ای به روش توصیفی- تحلیلی بررسی کرده و نشان داده است که این اثر به دلیل به کارگیری استرجاعات و پرش های زمانی فراوان در چارچوب نظریه ژنت و زمانمندی خطی و یادواره ای کریستوا قابل بررسی است. نتیجه حاصل از این جستار هم خوانی این رمان با نظریه عنصر زمان ژنت و زمانمندی یادواره ای کریستوا در سایه به کارگیری پرش های زمانی و استفاده از حذف در سرعت روایت است. بازگشت زمانی و مکانی و چرخش زمانی این داستان به مرحله اولیه خویش (آسایشگاه جانبازان و حرم امام رضا (ع)، نشانه زمانمندی یادواره ای حاکم بر این روایت است.
داروین و ادبیات معاصر ایران (تأثیر داروین و نظریۀ نو بر ادبیات معاصر ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در توجه نخبگان ایرانی دوره قاجار و پهلوی به دانش های نوین نظامی، سیاسی و اقتصادی غرب، جای تردیدی وجود ندارد؛ اما این توجه تنها به این دانش ها محدود نبوده است. نخبگان آن دوره به دانش های دیگری چون نجوم و پزشکی مدرن هم بی علاقه نبودند. یکی دیگر از این دانش ها جانورشناسی و به ویژه آراء جانورشناس بزرگ قرن نوزدهم، چارلز داروین، بود تا آنجا که بسیاری از پژوهشگرانِ معاصر افرادی چون انصاری کاشانی را متأثر از داروین و جانورنامه او را ملهم از منشاء انواعِ داروین دانسته اند. ادبیات فارسی نیز یکی از حوزه هایی بود که تأثیرگذاری داروین و نظریه او در آن مشهود و آشکار است. تأثیر نظریه داروین بر ادبیات معاصر را از چند جهت می توان بررسی نمود؛ الف) محتوا و درونمایه: نویسندگان و شاعرانی چون میرزاده عشقی و صادق هدایت بر اساس آراء داروین آثاری خلق کرده اند. ب) تجدد ادبی: برخی از نوگرایانِ معاصر برای اثبات درستی ادعای خود به داروین و نظریه او استناد کرده اند و بر اساس آن تنها تجددی را درست دانسته اند که همچون تحول انواع موجودات آرام و تدریجی باشد. پ) سبک شناسی: پیدایش سبک شناسی در دوره معاصر بی گمان بدون آشنایی با اندیشه های داروین ممکن نبود. بهار در سبک شناسی خود به پیروی از داروین اشاره کرده است. ت) نقد ادبی: بررسی نقد ادبی مدرن ایران به خوبی نشان از غلبه جهان نگری داروینی بر ذهن و زبان ناقدان معاصر دارد.
تحلیل گفتمان سیاسی اجتماعی شعر فردای انقلاب فریدون توللی بر اساس روش مربع ایدئولوژیک
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶
81 - 94
حوزههای تخصصی:
فریدون تولّلی از نخستین طرفداران نوآوری های نیمایوشیج در شعر فارسی است که در عرصه شعر معاصر به عنوان شاعری رمانتیک نیمه س نتی شناخته می شود. وی در کنار فعالیت های مستمر سیاسی و اجتماعی، تلاش داشت در قامت شاعر و منتقد به توضیح و تبیین نوع شعر دلخواه خود بپردازد و چند مجموعه شعری وی با مقدمه و یادداشت همراه است. مقدمه مبسوط توللی بر مجموعه شعر رها در شناخت و دفاع از شعر نو و انتقاد از شاعران کهنه گرا و انجمن های ادبی آن دوره به نوعی مانیفست شاعران رمانتیک به حساب می آید. اما در این مجموعه در کنار اشعار رمانتیک و عاشقانه، اشعار سیاسی و اجتماعی هم دیده می شود که شعر فردای انقلاب از مشهورترین این اشعار است. هدف اصلی در این پژوهش، بررسی شعر فردای انقلاب به روش مربع ایدئولوژیک و تحلیل این موضوع است که شاعرِ وابسته به اندیشه های حزب توده، در این شعر، از چه تمهیداتی برای پیشبرد اهداف حزبی خود بهره برده است. نتایج بررسی این شعر نشان می دهد که شاعر بیشترین تمرکز را بر تقویت نقاط قوت خودی و تضعیف نقاط قوت غیرخودی دارد و به نقاط ضعف خودی و غیرخودی توجه کمتری دارد. اما از سوی دیگر این نتیجه نیز حاصل شد که روش مربع ایدئولوژیک را می توان به جای چهار ضلع به شش ضلع ارتقا داد و گسترش رفتار سیاسی و اجتماعی شاعر در توصیف نیروهای خودی و غیرخود ذیل شش ضلع می تواند به ارتقای روش مربع ایدئولوژیک منجر شود.
واژه پساغند (ذخیره) در گویش بهدینان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال دوم پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
261 - 269
حوزههای تخصصی:
زبان فارسی همواره نیاز به واژه های بسیار دارد که برای رساندن معانی تازه و ضبط و انتقال مفاهیمی بسیار، کارآمد باشند و بتوان با کلمات مناسب، معانی را رسانید تا با آن ابزار، ارتباط میان گویندگان و شنوندگان، و خوانندگان متون برقرار کرد. بر چنین مبانی، و به چنین موجباتی است که زبان فارسی افزون بر ساختن واژه های جدید و فراوان، همواره به وام گرفتن لغات از زبان های دیگر پرداخته، و از دیرباز وام واژه هایی متعدد را به تصرف درآورده است. هنگامی که زبان فارسی در نوشتار و در گفتار، وام واژه از گویش های زنده و فراوان ایرانی بستاند و لغاتی را از آنها بردارد و بر گنجینه واژگانی خود بیفزاید، در واقع عملاً دستاوردی را فراهم کرده است که همان زبان و گویش وام دهنده نیز از چنین اهدایی بر خود خواهد بالید و به خود خواهد نازید که توانسته است ارمغانی پایدار و رایج به زبان میانگان و سرشار از استغنای دیرنده فارسی بدهد و بر غنای شکوهمند آن بیفزاید.
واکاوی تأثیر اسلوب تأکید در اسناد بر معنای آیات در جزء سی قرآن کریم
حوزههای تخصصی:
در هر زبانی به وسیله روش های مختلف و با بهره گیری از ادوات و کلمات خاص بیانی می توان کلام را به منظور تثبیت و تمکین یک معنا و مفهوم در ذهن مخاطب و تقویت و تعمیق آن، مورد تأکید قرار داد. زبان عربی به عنوان زبان قرآن، اسلوب های فراوانی از تأکید را در خود جای داده است. توجه به تأثیر تأکیدات به کار رفته در آیات و تحلیل و تبیین دقیق معانی آن ها، نشان از اهمیت و ضرورت توجه به این اسلوب دارد. در یک نوع از تقسیم بندی، تأکید در سه جایگاه در کلام می تواند مورد بررسی قرار گیرد؛ جایگاهِ اسناد، مسند و مسندالیه. این پژوهش به سبب گستردگی مباحث در این سه بخش، کوشیده تا اسلوب تأکید را تنها در عنوان تأکید در اسناد –به جهت تقدم موضوعی آن در علم معانی- در جزء سی قرآن مورد بررسی قرار دهد، بر این اساس به بیان آرای علمای بلاغت در ذیل هر یک از سبک های تأکید و نظر مفسران در ذیل آیات و نشانه های تأکیدی پرداخته است. شیوه جمع آوری مطالب در این مقاله از جهت نوع، کتابخانه ای و به لحاظ روش، توصیفی- تحلیلی است. با توجه به این که تأکید هم در نحو وهم بلاغت عربی کاربرد دارد، اما قابل ذکر است که این مقاله با توجه به رویکردی خاص، بیش تر به جنبه بلاغی وعلم معانی آن توجه داشته است. از نتایج به دست آمده می توان به این مطلب اشاره کرد که تأکید به سبب اغراض و فواید فراوان، یکی از مهم ترین شیوه ها در بیان معانی بوده و دقت نظر در این اسلوب به هنگام تفسیر آیات را امری مهم می نمایاند. و در جزء سی قرآن کریم، از این اسلوب، به صورت گسترده در رد انکار منکرین و بیان تهویل و عظمت قیامت و معاد، استفاده شده است. در برخی آیات برای بیان شدت اهمیت از چند روش تأکیدی همزمان استفاده شده است و برخی از روش ها هم چون تأکید به وسیله جمله اسمیه و إنَّ کاربردی بیش تر داشته است.
بررسی ساختار تاریخی داستان های رضا براهنی از منظر جامعه شناسی ادبیات
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ بهار ۱۴۰۳ شماره ۶
31 - 46
حوزههای تخصصی:
از طریق تحلیل جامعه شناسی اثر ادبی، با تأکید بر یک رابطه دیالکتیکی میان صورت و محتوا، جهان بینی نویسنده را می توان با تاریخ ربط داد. از نویسندگان برجسته معاصر که داستان هایش را با تکیه بر وقایع جامعه نوشته است، رضا براهنی(1314 1401) است که می توان آثارش را با رویکرد جامعه شناسی ادبیات در ارتباط با تاریخ معاصر بررسی کرد. موضوع چهار داستان وی «آواز کشتگان»، «بعد از عروسی چه گذشت»، «رازهای سرزمین من» و «چاه به چاه» توصیف شرایط سیاسی ایرانِ قبل از انقلاب اسلامی و حوادث دوره انقلاب است که می توان با جامعه شناسی در ارتباط با تاریخ تحلیل کرد. در این مقاله با مطالعه کتابخانه ای به روش توصیفی تحلیلی، این آثار با هدف بررسی جهان نگری نویسنده و ساختار معنادار محتوا در همسویی با ساختارهای اجتماعی سیاسی جامعه بررسی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد: داستان های براهنی را گزارشی تاریخی از حوادث دوره پهلوی می توان نامید. کلیّت تاریخی داستان ها، توصیف جامعه عصر پهلوی تا انقلاب اسلامی است. در ساخت تاریخی حوادث دهه پنجاه با روایت ملموس دیده می-شود. در محتوا، استبداد رژیم، فساد حاکمیت، ساواک، زندان و مبارزات مردمی موضوع محوری است. براهنی در قالب شخصیت های خیالی که فاعل جمعی گروه های روشنفکری عصر پهلوی هستند، با توصیف هایی که مشابه واقعی در تاریخ معاصر دارند، اعتراض ها و مبارزات گروه های روشنفکری و مردم را علیه رژیم پهلوی از زاویه دید یک فاعل جمعی روشنفکر تحصیل کرده دانشگاهی روایت کرده است که در مقابل قشر ساواک و اشراف متعلق به رژیم ایستادگی می-کنند.
نقد و تحلیل قصه «شاهزاده خانم مُرده و هفت بهادُر» اثر آلکساندر پوشکین از منظر بینامتنیت ژنتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۲ مهر و آبان ۱۴۰۳ شماره ۵۸
47 - 85
حوزههای تخصصی:
آلکساندر پوشکین، نویسنده نامدار قرن نوزدهم و عصر طلایی ادبیات روسیه، با سبک و زبان ادبیِ خاص خود آثاری اصیل و بی بدیل را به ادبیات جهان عرضه کرده است. اگرچه او بیشتر به عنوان شاعر اشتهار دارد، اما در اغلب ژانرهای ادبی قلم فرسایی کرده و علاقه اش به آثار ادبیات شفاهی یا فولکلور موجب خلق قصه هایی ماندگار در ادبیات روسی شده است. در پژوهش حاضر، پس از تبیین نظریه بینامتنیت ژرار ژنت و با توجه به بایسته های این نظریه و بهره مندی از روش تحلیل محتوا و مضمون و خوانش تطبیقی عناصر داستانی، به بررسی و نقد قصه مشهور «شاهزاده خانم مُرده و هفت بهادُر» نوشته آلکساندر پوشکین، شاعر پرآوازه قرن نوزدهم روسیه پرداخته شده است. بررسی ها مؤید این مطلب است که قصه پوشکین دارای روابط بینامتنی با متون متعدد ازجمله سه قصه «شاهزاده خانم خفته» اثر واسیلی ژوکوفسکی، «سفیدبرفی و هفت کوتوله» نوشته برادران گریم و «زیبای خفته» اثر شارل پرو است و به عبارتی، واگویه ای از متون متقدم خود است. نقد و تحلیل تطبیقی قصه ها علاوه بر احراز شباهت های ساختاری و روایی میان آن ها، تأکید دارد که در همه آن ها با وجود تفاوت های روساختی، یک درون مایه کلی و مشترک وجود دارد: دختری زیبارو به واسطه حسد یا انتقام جادو می شود و به خوابی عمیق فرو می رود، اما نجات می یابد و قصه فرجامی خوش دارد. مناسبات بینامتنی قصه ها تردیدی در پیش متن بودن آن ها برای قصه پوشکین باقی نمی گذارد، هر چند که پوشکین با پیروی از سنت های روایی روسی، از برگرفتگی صِرف دور شده و روح روسی را در این قصه دمیده است.
بررسی و نقد بلاغی اسلوب های وصل و فصل با تکیه بر دیدگاه الفناری مطالعه موردی سوره ابراهیم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فصل و وصل یکی از مباحث بنیادین و کلیدی دانش بلاغی قلمداد می شود که از دیرباز زبان شناسان و مفسران قرآنی بدان پرداختند. اهمیت و ارزش این امر هم از آنجایی ناشی می شود که موضوع فصل و وصل چون رشته ی تسبیحی را می ماند که دانه های معنایی متن را در کنار هم قرار داده و از گسیختگی و پراکندگی آنها جلوگیری می کند و بدین شیوه شالوده ی انسجام و پیوستگی متن را قوام و استحکام می بخشد. کنکاش و پژوهش در این زمینه این امکان را برای خواننده فراهم می کند که وی نگاهی جامع و کامل به فضا و افق های معنایی متن و ماتن آن داشته باشد. محمد شمش الدین الفناری نیز از جمله مفسران قرآنی است که در باره ی فصل و وصل اظهار نظر کرده است. ایشان در این حوزه برخی از قواعد و اصول را مورد نقد و ارزیابی قرارداده و بر خلاف جمهور، این موارد را اصل و قاعده ندانسته، بلکه به عنوان استثناء پذیرفته است. همچنین الفناری بر خلاف دانشمندان بلاغی، موضوع فصل و وصل را تنها در جمله محرز می داند. در جستار پیش رو، نگارندگان با روش توصیفی تحلیلی موضوع فصل و وصل را در سوره ابراهیم از منظر الفناری مورد بحث و بررسی قرار داده اند. نتایج بحث حاکی از آن است که بلاغت فصل و وصل از دیدگاه الفناری مبتنی بر دو اصل است: نخست جامع مشترک معنایی میان دو جمله و دوم سازگاری و هماهنگی در خبری یا طلبی بودن آن دو. نیز توجه به کل ساختار متن و بافت، بدین معنا که جملات بدون اینکه با حرف عطف به یکدیگر متصل شوند، از نظر بافت معنایی با یکدیگر انسجام و اتحاد دارند.
بررسی شناختی استعاره احساسات عشق و غم در اشعار فضولی بغدادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲شماره ۹
310 - 335
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با نگاه میان رشته ای ادبیات و علوم شناختی به بررسی مفهوم سازی استعاری احساسات عشق و غم در دیوان اشعار فارسی ملامحمد فضولی بغدادی اختصاص دارد. در مورد ضرورت اتخاذ ماهیت میان رشته ای این پژوهش باید گفت تحلیل فهم متن از جنبه میان رشته ای، بررسی آن را بر اساس اصول علومی مانند زبان شناسی شناختی ممکن می سازد. تحقیق حاضر پژوهشی توصیفی-تحلیلی با رویکرد نظریه استعاره شناختی است. این پژوهش در پی پاسخ به این سؤالات است که کلان الگوهای استعاری فضولی در بیان احساسات عشق و غم در اشعارش کدامند و چه تفاوتی با حوزه های مبدأ استعاری از دید کوچش (2000) در باب حوزه های استعاری احساسات دارند؟ آیا مفهوم سازی استعاری احساسات در اشعار فضولی بغدادی با الگوی مفهوم سازی استعاری جهانی تطابق دارد یا مفهوم سازی احساسات به صورت فرهنگی و خاص است؟ با بررسی تعداد 5814 بیت شعر از دیوان فارسی فضولی مشخص شد 122 عنوان عبارت استعاری احساس غم و 107 عنوان عبارات استعاری در حوزه عشق را شامل می شوند و کلان الگوهای استعاری به ترتیب بسامد مشخص شدند. همچنین مشخص شد که احساسات عشق و غم در اشعار فضولی بغدادی با قلمروهای مبدأ استعاری کوچش (2000) شباهت ها و تفاوت هایی دارند. شباهت قلمروهای استعاری کوچش و فضولی در مفهوم سازی استعاری احساسات نشان از فرضیه جهانی استعاره های مفهومی است. این شباهت ها ناشی از حالات فیزیولوژیکی و رفتاری احساسات مذکور یا واکنش های ناشی از این احساسات است. تفاوت های قلمروهای مبدأ استعاری مورد نظر کوچش و فضولی هم ناشی از عقاید و باورهای فرهنگی گروه اجتماعی و فرهنگی خاص فضولی بغدادی است.
بازتاب تجدد و حیرت در سفرنامه های ایرانیان عصر قاجار
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۲ زمستان ۱۴۰۲ شماره ۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
مفهوم تجدد از جمله مهم ترین مفاهیمی است که از عصر قاجار تاکنون هم «پرسش» آفریده و هم «مسأله» و نیز «حیرت». در سفرنامه سیاحان حیرت افروزی، بارز و برجسته است. روش تحقیق، کیفی است که با رویکرد تفسیری-تاریخی و با برخورداری از درک همدلانه مبتنی بر کشف نیت مؤلف تنظیم شده، و با تأکید بر امکان گزینش دوگانه مؤلف- مفسّر صورت بندی شده است. با در نظر گرفتن اینکه در ایرانِ عصر قاجار، با جامعه ای بازمانده و مردمانی فقیر در مقایسه با اروپا روبرو بوده ایم، این پرسش به میان خواهد آمد که بازتاب تجدّد از نگاه سیاحان ایرانی در سفر به غرب چگونه رؤیت، تجربه و روایت شده است؟ این نوشتار معطوف به دو مفهوم «تجدّد» و «حیرت» و بازیابی آن در سفرنامه های سیاحان ایرانی است. در این مقام، ما برحسب متون مورد مطالعه، با ریخت شناسی «تجدد» به مثابه ترقّی با رویکردی ایجابی_ایلافی، در قالب نوسازی، شهرسازی و صنعتی شدن، و «حیرت» به مثابه عرفی نگری در ذیل اعجاب آفرینی، باورناپذیری، تحسین آشکار و غبطه خوری روبرو هستیم. ریشه های تحیّر به مختصات تجدّد به سه ساحت «اندیشه»، «سیاست»، «جامعه و فرهنگ» بازمی گردد. در حاشیه این حیرت آفرینی، در دو ساحت «دین و اخلاق» و «سیاست بین المللی و نظامی» با رویکرد انتقادی مواجه ایم.
واکاوی بینامتنی قرآن و کلیله ودمنه بر پایه قواعد نفی سه گانه کریستوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
قرآن اصلی ترین کتاب اعتقادی مسلمانان برای تعلیم، تربیت و هدایت بشر است و آثار شاعران و نویسندگان از آن اثرپذیر است. کتاب کلیله ودمنه نصرالله منشی اثری ادبی-تعلیمی است که از داستان های تودرتوی جلوه های قرآنی برخوردار است. ژولیا کریستوا طرّاح نظریه ادبی و فلسفی بینامتنیّت است که ارتباط، اثرگذاری و اثرپذیری متون را بر اساس قواعد نفی سه گانه بینامتنی جزئی، متوازی و کلّی مطرح کرده است. پژوهش پیش روی، قرآن کریم را در نقش زیرمتن، متن پیشین و اصلی و کتاب کلیله ودمنه را در نقش زبرمتن، متن پسین و فرعی بر پایه قواعد نفی سه گانه کریستوا به روش توصیفی-تحلیلی بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، کتاب کلیله ودمنه از آموزه های انسان ساز اخلاقی و تعلیمی قرآن بهره مند است و متن آن با انگیزه ها و شیوه هایی گوناگون چون تأیید، تأکید، اقناع، دفاعیّه، نوید و هشدار از کریم کلام الهی بهره برده است. بیشترین تلمیحات کلیله ودمنه مبتنی بر استناد و استشهاد از آموزه های اخلاقی و تعلیمی و جنبه های آموزشی قرآن کریم با رویکرد نفی جزئی برای نَیل به معناست. شگردهای ادبی کتاب کلیله ودمنه که اغلب با بهره گیری از مقایسه در ساختار تشبیه و برتری یکی بر دیگری یا تساوی آن هاست، با رویکرد نفی متوازی در آیات تصرّف کرده و در مرتبه دوم است. بافت و محتوای کلیله ودمنه و نیاز کمتر به آوردن عبارت هایی که دشواری، پیچیدگی و دگرگونی آیات را در پی دارد، با رویکرد نفی کلّی و در مرتبه سوم است.
تحلیل دو نمونه متون روایی ادبیات فارسی در چارچوب نظریه شناختی فضاهای ذهنی و آمیزه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲شماره ۹
336 - 361
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های مهم تحلیل متن ادبی، بررسی چگونگی درک و تعبیر آن از سوی خواننده است. نظریه های فضاهای ذهنی (فوکونیه، 1997) و آمیزه مفهومی (فوکونیه و ترنر، 2002) دو نظریه شناختی هستند که می توانند نحوه دریافت خواننده از متن را تحلیل کنند. این پژوهش با هدف آشنایی مخاطب با چگونگی درک معنی، در چارچوب نظریات مذکور و به روش توصیفی– تحلیلی، به بررسی دو روایت پرداخته است: بازگردانی بخشی از داستان کاوه آهنگر در شاهنامه و حکایتی از رساله دلگشای عبید زاکانی. دلیل انتخاب داستانی از شاهنامه، شاخص بودن آن اثر روایی در مجموعه آثار ادب پارسی است و حکایت عبید زاکانی می تواند نماینده ژانر طنز در ادبیات باشد، در حالیکه بیان شاهنامه جد است. این دو اثر می توانند نماینده نوع ادبی زیرمجموعه خود باشند. مطالعه پیش رو بر آن است که فضاهای ذهنی خرد و کلان و نقش فضاسازها در تغییر دریافت های متن را طی فرایند مفهوم سازی تبیین نماید. تحلیل این متون روایی نشان می دهد که چگونه فضاهای اصلی و درونه ای یک روایت تحت تأثیر فضاسازها شکل می گیرند و چگونه نگاشت میان آنها باعث ایجاد فضاهای آمیزه می شود. این تحلیل همچنین دو نوع فضای ذهنی عاطفی و غیرعاطفی را که در قالب آمیزه مفهومی بوجود می آیند، آشکار کرده و مشخص می کند که گاه غلبه فضای ذهنی عاطفی بر غیرعاطفی یا بر عکس، می تواند در ایجاد ژانرهای مختلف روایی موثر باشد.
بررسی توازن آوایی و همگونی لحن کلام در سور حوامیم، از رهگذر سبک شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موسیقی درونی که یکی از شاخه های سبک شناسی آوایی و از شاخصه های نوین متون ادبی است، در پی پیوند و اتصال میان شکل و محتوای کلام پدید آمده و احساس شعفی خاص در نهاد انسان ایجاد می کند. یکی از وجوه این شاخصه ادبی، لحن و آهنگ کلام است که از جلوه های متعددِ موسیقی کلام به شمار آمده و شامل کیفیت تلفظ و خصوصیت گفتاری است که گوینده با بهره گیری از آن، در انتقال پیام و تأثیرگذاری بر مخاطب بهره می جوید. در این میان، قرآن، با بهره گیری کامل از زبان موسیقی و شاخصه مذکور آن، تأثیر معنا بر مخاطب را دو چندان نموده است؛ به گونه ای که در آیاتی که بیانگر عذاب است، لحن و آهنگ کلام سریع و کوبنده و در آیات بیانگر رحمت و مغفرت و نعمت الهی، لحن آن نرم و آرام بخش است. از دیگر سو، نظر به قرابت موضوعی سوری که دارای حروف مقطعه مشابه هستند، موسیقی درونی، خاصه لحن و آهنگ کلام در این سور، با روش تحلیلی- توصیفی مورد مداقه و کاوش قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که آهنگ و لحن کلام در سور هفتگانه حوامیم که در ترتیب نزول قرآن نیز در پی هم نازل شده اند، تشابهی بسیار نزدیک به هم داشته، از تناسب و هماهنگی بی نظیری برخوردار است، به گونه ای که بسامد استفاده از حروف مدّی در هر سوره، تقریباً 72%، حروف مشدّد 31% و حروف لین نیز حدوداً 6% است که تبیین گر هماهنگی بی نظیر لفظ و معنای برآمده از واج ها و واژه ها در این سور است.
واکاوی نشانه-معناشناسی نظام های گفتمانی آیه پانزدهم سوره حج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل های زبان شناختی از رویکردهای نوین مواجهه با متون دینی، ازجمله قرآن کریم است که با استخراج مؤلفه های فرهنگیِ زبان، ساحت های انسان شناختیِ آن را ترسیم و با کشف تعاملات زبان با ساختارهای فکری اجتماعی در متون، بسیاری از ابهامات معنایی را مرتفع می نماید. برداشت های معنایی متفاوت و نیز شبهه ناک نظیر القای مفهوم خودکشی پیرامون آیه پانزدهم سوره حج، ضرورت بازخوانی آیه مذکور را دو چندان می کند. لذا در نوشتار حاضر با رویکرد توصیفی-تحلیلی تلاش شد، با ارائه خوانشی هدفمند از آیه پانزدهم سوره حج و با تحلیل نظام های گفتمانی مستتر در آیه روشن سازیم که برداشت های موجود از آیه و شبهاتی که نسبت به آن مطرح است، چگونه توجیه می شود. یافته های پژوهش نشان داد شبکه گفتمانی ای که با عنایت به سیاق درون متنی و بافت برون زبانی، شکل می گیرد حاکی از لجاجت مخالفان گفتمان توحیدی قرآن است که با حق مجادله می کنند. در آیات ابتدایی سوره حج با یک نظام هوشمند از نوع القایی مواجه هستیم که تلاش دارد توانش مخاطبان را تحت تأثیر قرار دهد. آیه در پاسخ به این گفتمان در مقام تجویز کنشی ناشدنی است و برای این که توانش مخاطب را به جهت نفی کنش، تحریک کند، از فشاره تنشی-عاطفی بهره می برد تا در نهایت گفتمان مشیت الهی را ثابت کند. این نظام گفتمانی تابع تغییر وضعیت از شرایط اولیه یعنی نقش انگیزه بخشی به شرایط ثانویه یا نقشِ معرفتی است. شرایط اولیه ظن نسبت به نصرت الهی و شرایط ثانویه باور به گفتمان مشیت الهی است. در این جا گفته پرداز قصد دارد، گفته یاب را به نفی کنش (عدم سوء ظن نسبت به نصرت الهی) سوق دهد.
خُرد مردم نگاری فرهنگ ناملموس زبانی خوراک در فرهنگ سنتی مردم مازندران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۱ آذر و دی ۱۴۰۲ شماره ۵۳
۱۴۷-۱۰۵
حوزههای تخصصی:
در مردم شناسی، جماعت های محلی، از آن جهت که خوراک خود را در ارتباط تنگاتنگ با طبیعت و به کمک دانش بومی تأمین می کنند، همیشه میدان مطلوبی برای پژوهش درباره خوراک، روابط فرهنگی مرتبط با آن و نظام های خوراکی بوده اند. در چنین پژوهش هایی، مردم شناس درپی فهم عادات، معانی و الگوهای خوراکی اس ت. در این مقاله درپی آنیم که دریابیم رابطه بین زبان و خوراک در فرهنگ عامه مازندران چگونه شکل گرفته است و باورهای خوراک محور در این فرهنگ چه نقشی دارند. باورهای خوراکی، با ظاهر ساده خود، جهانی خُرد از فرهنگ هر جامعه را به تصویر می کشند و به درک ما از کنش های انسانی یاری می ر سانند. این جهان نمادین، خود را از خلال زبان پخت وپز در زندگی روزمره بازنمایی می کند. زبان مازندرانی پیوند نمادین میان خوراک و موقعیت های اجتماعی عاطفی را به خوبی بازنمایی می کند. برای نمونه، ضرب المثل های خوراکی، تصویری فشرده از زندگی اجتماعی، سیاسی، حکومتی و اقتصادی دوره های گذشته و امروز را به نمایش می گذارند. مضامینی مانند توجه به مهمان، توجه به دیگری، بیگانه هراسی، تلطیف موقعیت های اجتماعی، تقدس بخشی به خوراکی ها و توجه به بهداشت در ضرب المثل های مازندرانی برجسته شده است. مؤلف با استفاده از روش مردم نگاری، با بهره گیری از مشاهده مستقیم و مشاهده حین مشارکت و همچنین مصاحبه های عمیق با ساکنان محلی مازندران (مناطق مختلفی از شهرستان های قائم شهر، رامسر، آمل، بابل، ساری، سوادکوه، بهشهر، تنکابن، نور و همچنین روستای یوش) به مدت دو سال داده هایی را حول محور خوراک در فرهنگ مازندران گردآوری کرده است.
بررسی و تحلیل مضامین (موتیف ها) در لالایی های آذری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۱ آذر و دی ۱۴۰۲ شماره ۵۳
۲۲۷-۱۸۵
حوزههای تخصصی:
لالایی ها یکی از شاخه های ادبیات عامه و اولین نغمه هایی هستند که از حیث پرداختن به مسائل کودکان در زیرمجموعه ادبیات کودک گنجانده می شوند. با آنکه سرایندگان اولیه لالایی ها گمنام هستند، امّا سادگی زبان و کاربردی بودن لالایی ها در میان مردم، یکی از رازهای ماندگاری این اشعار زیباست. مضمون لالایی های اقوام مختلف، بازتاب افکار و تأملات درونی، دغدغه های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی و مذهبی مردمان آن جامعه است که بررسی این مضامین ما را با عواطف و افکار فردی و جمعی آن اقوام و شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی آن جامعه بیشتر آشنا می کند. پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی 120 مورد از لالایی های رایج آذری را که در قالب بایاتی سروده شده است، مورد بررسی قرار می دهد تا ضمن شناساندن این لالایی ها، تأملات درونی، احساسات فردی و اجتماعی، اندیشه های دینی، شرایط اجتماعی و فرهنگی مادران آن روزگار را نیز به تصویر بکشد. در این جستار، لالایی ها براساس مضمون به پنج دسته: مضامین دینی و مذهبی، طبیعت، آرزوهای مادرانه، درون مایه های فرهنگی، سیاسی و اجتماعی، خانواده و خویشاوندان تقسیم می شوند؛ که مضمون طبیعت با 42 مورد و آرزوهای مادرانه با 28 مورد، بیشترین بسامد را در بین این مضامین دارند. نتایج پژوهش نشان می دهد که این مضمون ها دورنمایی از جهان بینی گویندگان لالایی ها، دیدگاه خاص آن ها به زندگی و انسان و آشکارکننده ویژگی های شخصیتی و حساسیت های سرایندگان آن ها هستند که شناخت و تحلیل این مضامین، باعث درک درست مختصات اصلی و زوایای پنهان مفاهیم لالایی ها می شود.
زیبایی شناسی اعداد تکثیر در آیینه قرآن و ادب (پژوهش تطبیقی جامع پیرامون اعداد تکثیر در زبان عربی و فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از جمله مباحث مهم دستورزبانی اعداد، موضوع «تکثیر» است که بر معنای زیادت و فراوانی چیزی دلالت می کند. در زبان اهل فن و عامه مردم کاربرد بسیار داشته و دارد. در این پژوهش اعداد مورد نظر با نگاه تطبیقی، مورد بررسی قرار گرفته و شواهدی متنوع از شعر و نثر نیز در ذیل هر یک آمده تا خواننده بتواند نحوه استعمال آن در هر دو زبان را به خوبی مقایسه کند. مقالهبه چند سؤال مهم در این زمینه پاسخ داده است: نخست: مجموعه اعدادی که بر معنای «کثرت» دلالت دارند کدامند؟ دوم: بازتاب آن در متون دینی و ادبی چگونه بوده است؟ سوم: آیا مجموعه اعداد تکثیر در زبان فارسی و عربی کاربرد یکسان و مشترک دارند یا بعضاً متفاوتند؟ چهارم: این اعداد در عموم موارد، برای مبالغه در کثرت چیزی می آید یا آنکه در معنای اصلی آنها نیز استعمال می شود؟ پنجم: آیا این اعداد، فروع و زیر شاخه هایی نیز دارند؟ ششم: آیا اعداد مورد نظر به جز معنای تکثیر در ادبیات فارسی و عربی استعمال دیگری نیز داشته اند و دارند؟ مجموعه منابعی که در این پژوهش، مورد بررسی قرار گرفته در درجه نخست، آیات قرآن کریم و برخی روایات معصومین (ع)؛ و آنگاه اشعار شاعران برجسته ادب فارسی از قدیم و جدید نظیر حکیم فردوسی، نظامی گنجوی، سنایی، مولوی، سعدی، حافظ، صائب تبریزی، پروین اعتصامی، و برخی دیگر از مشاهیر ادب است. همچنین بازتاب وسیع «اعداد تکثیر» در حوزه ضرب المثلهای فارسی و عربی مورد بررسی قرار گرفته و به نمونه های فراوان از این کاربرد استناد شده است.
سیندخت کابلی: خرد ورزی و تدبیر زنان اسطوره ای شاهنامه فردوسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۵ بهار و تابستان ۱۴۰۲شماره ۹
174 - 208
حوزههای تخصصی:
امروزه، در کنار دیگر منابع تاریخی، متون ادبی در عرصه ی پژوهش های تاریخی، از جای گاهی ویژه برخوردارند؛ پژوهش حاضر، بر مبنای داستان «زال و رودابه» ، که به بخش اسطوره ای شاه نامه ی فردوسی تعلق دارد، به تبیین ابعاد مختلف شخصیتی «سین دخت»، مادر «رودابه» می پردازد.از طریق مطالعه ی اسطوره ها، که یک سر در دنیای مه آلود گذشته، و سری دیگر در توجیه هستی، با بیان افسانه ای رویدادهای تاریخی دارند، می توان به مناسبات اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی جوامع، و آرمان ها و آرزوهای ملت ها در این زمینه ها پی برد.شخصیت «سیندخت» در شاه نامه، بیش از آن که به وجود واقعی زنی با این نام و مشخصات در تاریخ صحه بگذارد، حاکی از این است که در فرهنگ ایران باستان، و داستان ها و افسانه های بازمانده از آن دوران، که سینه به سینه نقل شده و در دوره های بعد، بعضا به کتابت در آمده، و به حکیم شاعری چون «فردوسی» منتقل شده است، باورمندی و احترام به توان مندی های زنان در مدیریت خانواده، تدبیر امور اجتماعی، و ایفای نقش در حل و فصل معضلات سیاسی، رفع مخاصمات، و پیش گیری از وقوع جنگ و خون ریزی ، دیدگاه رایج بوده است. پژوهش های صورت گرفته در منابع معتبر تاریخی، در خصوص جای گاه زنان در خانواده و جامعه ی ایران باستان، بر یافته های تحقیق حاضر، که بر مبنای مطالعه در شخصیت «سیندخت» در متن ادبی «شاه نامه ی فردوسی» انجام شده است، صحه می گذارد.