شعر نو به مثابه «رخداد» با تأملی در دیدگاه های شعری مراد فرهادپور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۵ شماره ۷۳
1 - 36
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با شیوه توصیفی تحلیلی به بررسی نظرگاه فرهادپور درباره ماهیت و چیستی شعر نو می پردازد. وی تحت تأثیر آلن بدیو، شعر نو را به مثابه «رخداد»ی در تاریخ معاصر ایران قلمداد می کند؛ یعنی، ترجمان عینی و انضمامی جمله معروف رمبو در تاریخ ادبیات معاصر ایران: «مطلقاً مدرن بودن»؛ و نیما پدیدآورنده چنین رخدادی است. مشخصه اصلی «رخداد» غیرقابل پیش بینی بودن آن است . اما این امر به معنای از عدم برآمدن آن نیست، بلکه در مواجهه ای دیالکتیکی با سنت است. در معرفت عادی ما از وضعیت موجود (شعر کلاسیک) گسستی پدید می آید، اما این در صورتی است که هستی و ظهور آن، عمیقاً از طرف «وضعیت» انکار شده است. بر این اساس، نیما و پیروانش (شاملو، فروغ، رؤیایی و ...) سوژه های این «رخداد» محسوب می شوند که به نوعی منطق آن شکاف را دنبال کرده اند. به این معنا که سوژه های «رخداد»، منطق درونی نفی اولیه «رخداد» را به نحو ایجابی ادامه داده و به خاطر وفاداری شان به آن منطق سوژه شده اند و جریان های تازه ای ساختند. با وجود این، فرهادپور بر این عقیده ا ست که بعد از نیما و شاملو شاهد اتفاق تازه ای در عرصه شعر معاصر نیستیم و غالب مجموعه های شعری به من شخصی و در جست وجوی حقیقت اگزیستانسیال درونی تقلیل پیدا کرده و پژواک آن شکاف و گسست های اولیه در «رخدادی» به نام شعر نو کمتر به گوش می رسد. وی در تبارشناسی بحران شعر، ریشه چنین فقدان و بحرانی را در عرصه سیاست و ادبیات جست وجو می کند: هم فاصله گرفتن انقلاب 1357 از سیاست رهایی بخشی خود و هم عدم آشنایی شاعران و منتقدان ما با تجربه تاریخی شعر مدرن و علاوه بر آن جنبه تزیینی و تئاتری پیدا کردن نقد ادبی.