تحلیل گفتمان ادبی

تحلیل گفتمان ادبی

تحلیل گفتمان ادبی دوره 3 بهار 1404 شماره 1

مقالات

۱.

گفتمان های پوچی: بینامتنیت و طغیان وجودی در "طعم گیلاس" کیارستمی و "اسطوره سیزیف" کامو»

کلیدواژه‌ها: گفتمان پوچی آلبر کامو عباس کیارستمی افسانه سیزیف طعم گیلاس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۶۲
فیلم «طعم گیلاس» (۱۳۷۶) ساخته عباس کیارستمی، با بهره گیری از پایانی جنجال برانگیز، مسئله ای فلسفی و بنیادین را پیش می کشد. کیارستمی با گذار ناگهانی از بحران وجودی شخصیت اصلی به تصاویر پشت صحنه فرآیند فیلم سازی، ساختار روایی را فرو می ریزد و مخاطب را ناگزیر می سازد تا با پرسش هایی درباره تصنّع، واقعیت و معنا رویارو شود. این مقاله با رویکردی تطبیقی میان سینمای کیارستمی و مقاله فلسفی «افسانه سیزیف» اثر آلبر کامو، استدلال می کند که پایان فیلم صرفاً یک انتخاب فرمی یا زیبایی شناختی نیست؛ بلکه کنشی فلسفی و اندیشیده است. با تکیه بر خوانشی از نظریه پوچی کامو – به ویژه مفاهیم «شورش» و «آفرینش گر پوچ» – این پژوهش بررسی می کند که چگونه هر دو اثر، با زیستن در جهانی عاری از معنا، دست و پنجه نرم می کنند. این تحلیل نشان می دهد که «طعم گیلاس» نه تنها بازنمایی ای از اندیشه کاموست، بلکه به گونه ای جامع، آن را مجسم می سازد: فیلم، نخست از رهگذر مواجهه های شخصیت اصلی با دیگران، واکنش های انسان به پوچی را به تصویر می کشد؛ سپس، با عبور ناگهانی به متا-روایت، کنش نهایی «خالق پوچ» را محقّق می سازد: نفی خود اثر هنری. در این مسیر، فیلم کیارستمی نه صرفاً تصویری از پوچی، بلکه یک مواجهه مستقیم، آگاهانه و سینمایی با آن است.
۲.

«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر

کلیدواژه‌ها: نقش پدری ابر-زن ژویسانس سرمایه داری متأخر نو-دختر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۳۵
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
۳.

تحلیل انتقادی گفتمان در اشعار میرزاده عشقی با تأکید بر موسیقی درونی و سبک خطابی

کلیدواژه‌ها: میرزاده عشقی موسیقی درونی سبک خطابی گفتمان سیاسی شعر مشروطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۲
شعر مشروطه را باید عرصه ای برای ظهور گفتمان های اعتراضی، ضد هژمونیک و بیداری اجتماعی دانست که در آن، زبان، نه صرفاً ابزار بیان، بلکه کنشی اجتماعی و ایدئولوژیک تلقی می شود. در این میان، میرزاده عشقی یکی از برجسته ترین شاعرانی است که با بهره گیری از شگردهای زبانی، آوایی و بلاغی، گفتمان سیاسی عصر مشروطه را در قالب شعر متعهد بازنمایی کرده است. پژوهش حاضر با تکیه بر نظریه تحلیل انتقادی گفتمان نورمن فرکلاف و به کارگیری الگوی سه سطحی او (تحلیل متن، کنش گفتمانی، کنش اجتماعی)، به بررسی کارکردهای موسیقی درونی و لحن خطابی در اشعار میرزاده عشقی می پردازد. در سطح نخست، از طریق تحلیل زبانی ابیات منتخب، نشان داده می شود که چگونه تکرار، واج آرایی، ترصیع و جناس در خدمت تقویت لحن اعتراضی و اقناع مخاطب عمل می کنند. در سطح دوم، با تحلیل سبک خطابی و بینامتنیت اشعار، به نقش شعر در تولید و مصرف گفتمان سیاسی پرداخته می شود؛ و در سطح سوم، کنش اجتماعی شعر در بستر روابط قدرت، به ویژه در مقابله با استبداد سیاسی و گفتمان های سلطه بررسی می شود. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که موسیقی درونی و سبک خطابی در اشعار عشقی، تنها عناصر زیبایی شناختی نیستند، بلکه به مثابه ابزارهای گفتمان ساز، در ایجاد لحن اعتراضی، بازنمایی هویت جمعی و سازمان دهی کنش اجتماعی نقشی بنیادین ایفا می کنند.
۴.

گفتمان خشونت نمادین در برگزیده رمان های دههه ۹۰ ایران با رویکرد بوردیو

کلیدواژه‌ها: خشونت نمادین بوردیو رمان ایرانی دهه 1390 سلطه مردانه گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۸
پژوهش حاضر به بررسی بازنمایی خشونت نمادین در رمان های ایرانی دهه ۱۳۹۰ می پردازد و می کوشد با تکیه بر نظریه بوردیو، سازوکارهای پنهان سلطه و بازتولید نابرابری را در این آثار آشکار کند. بر اساس چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین به عنوان شکلی از سلطه نرم و نامرئی، در بستر زبان، نهادها و روابط اجتماعی بازتولید می شود و از همین رو خطرناک تر از خشونت آشکار تلقی می شود. در این پژوهش، هفت رمان شاخص دهه ۱۳۹۰ شامل من منچستریونایتد را دوست دارم (یزدانی خرّم، 1391)، تاول (افروزمنش، 1392)، لب بر تیغ (سناپور، 1393)، بیست زخم کاری (حسینی زاد، 1395)، ملکان عذاب (خسروی، 1397)، خفاش شب (گلشیری، 1399) و پس کوچه های سکوت (مؤدب پور، 1399) با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که خشونت نمادین در این آثار در پنج سطح اصلی بروز می یابد: خانواده، اجتماع و طبقه، زنان، زبان و روایت و نهادها. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش محوری در درونی سازی کلیشه های جنسیتی دارد؛ در سطح اجتماعی و طبقاتی، فرودستان با طرد و تحقیر مواجه اند؛ زنان بیشترین قربانیان خشونت نمادین اند و زبان و روایت نیز ابزارهایی برای انتقال و مشروعیت بخشی به سلطه اند. افزون بر این، نهادهای آموزشی، رسانه ای و اداری در تثبیت این وضعیت، نقشی بنیادین ایفا می کنند. در عین حال، برخی رمان ها همچون تاول امکان مقاومت در برابر خشونت نمادین را نیز بازنمایی کرده اند. همچنین می توان گفت این آثار همزمان هم بازتاب دهنده سلطه و هم عرصه ای برای افشای آن به شمار می آیند.
۵.

بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی: تحلیل گفتمان انتقادی

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تحلیل گفتمان انتقادی سعدی و فردوسی زبان جنسیت گرا گفتمان جنسیت زده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۴۵
ادبیات کلاسیک فارسی، به عنوان بازتابی از ساختارهای فرهنگی و ایدئولوژیک جامعه، نقش مهمی در تکوین و تثبیت گفتمان های مسلط از جمله گفتمان جنسیت زده ایفا کرده است. پژوهش حاضر بر اساس تحلیل گفتمان انتقادی به بررسی بازنمایی زبان جنسیت گرا در آثار سعدی و فردوسی می پردازد تا سازوکارهای زبانی و مؤلفه های گفتمان مدار را که در تولید و بازتولید نظم نمادین مردسالار در این متون ایفای نقش می کنند، شناسایی کند. داده های پژوهش به صورت هدفمند شامل نمونه هایی از ابیات شاخص در آثار شاعران مذکور است. پژوهش حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای انجام شده است. نتیجه واکاوی متون نشان می دهد که هرچند نحوه بروز گفتمان و زبان هر دو شاعر در بافت های تاریخی و فرهنگی متفاوتی شکل گرفته است؛ اما در ابیات هر دو شاعر، زبان جنسیت گرا وجود دارد و در لایه های زبانی و معنایی نمایان است که این پدیده، نشان از ردّ پای سلطه مردسالارانه است و به بازتولید گفتمان جنسیت زده دامن زده اند؛ بنابراین، این پژوهش نشان می دهد که ادبیات کلاسیک فارسی با وجود تفاوت های سبکی و تاریخی، در مجموع در خدمت حفظ نظم نمادین مردمحوری عمل کرده است.
۶.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

کلیدواژه‌ها: منیژه بیژن عشق تحلیل گفتمان روانشناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۱
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.