ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
۲۱.

جایگاه مضامین خرد از دیدگاه فردوسی با تکیه بر نقش ادبیات در رواج دانایی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۱۱۰
در قرن چهارم، با اعمال سیاست های نسبتاً تساهل آمیز آل سامان و ایجاد شرایط نسبی رفاه اجتماعی و اقتصادی، نهضت خردگرایی پیشرفت روزافزونی کرد و شاهنامه فردوسی به عنوان خردنامه ایرانیان، سروده شد. خردگرایی، اندیشه غالب فردوسی در شاهنامه است. فردوسی، خرد را مهم ترین سرمایه انسان در زندگی می داند. هدف از این تحقیق، شناساندن معانی متنوّع خرد در شاهنامه است. شاهنامه با نام خداوند جان و خرد آغاز شده است، کاربرد واژه خرد در ابتدای کتاب، حاکی از جایگاه والای خرد نزد شاعر است. او معتقد است که وجه ممیزه انسان با سایر آفریده ها، خرد است و بر همین اساس به ارزیابی و تبیین شخصیت و عملکرد شاهان و پهلوانان ایرانی می پردازد. فردوسی، شاهنامه را با هدف تبیین اندیشه ه ای اجتماعی و سیاس ی جامعه ایران پیش از اسلام سروده است و خرد را مهم ترین عامل تکمیل و تعیین کننده اعمال قدرت و مشروعیت پادشاه و حاکم می داند. یافته های مقاله نشان می دهد که ارتباط اجتماعی خردمندانه و نقش ادبیات در رواج دانایی و آگاهی بخشی در شاهنامه فردوسی مشتمل بر این موارد است: همزیستی مسالمت آمیز، گفتار سازنده، ارتباط متعادل با افراد، درک ارزش ها و جایگاه خانواده، کمک به هم نوع، شجاعت در بیان، دغدغه مندی و آگاهی بخشی اجتماعی، عدم دلبستگی به دنیا، شادی اخلاق گرایانه، تحمل مشکلات، خرد منطقی، مشورت پذیری، ارتباط معنوی با خدا و... . در نتیجه، حکیم توس، خرد و گسترش دانایی را وجه تمایز خلقت انسان از سایر موجودات می داند و بر همین اساس است که شخصیت شاهان و پهلوانان ایرانی را ارزیابی می کند.
۲۲.

گفتمان خشونت نمادین در برگزیده رمان های دههه ۹۰ ایران با رویکرد بوردیو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۰ تعداد دانلود : ۱۴۰
پژوهش حاضر به بررسی بازنمایی خشونت نمادین در رمان های ایرانی دهه ۱۳۹۰ می پردازد و می کوشد با تکیه بر نظریه بوردیو، سازوکارهای پنهان سلطه و بازتولید نابرابری را در این آثار آشکار کند. بر اساس چارچوب نظری بوردیو، خشونت نمادین به عنوان شکلی از سلطه نرم و نامرئی، در بستر زبان، نهادها و روابط اجتماعی بازتولید می شود و از همین رو خطرناک تر از خشونت آشکار تلقی می شود. در این پژوهش، هفت رمان شاخص دهه ۱۳۹۰ شامل من منچستریونایتد را دوست دارم (یزدانی خرّم، 1391)، تاول (افروزمنش، 1392)، لب بر تیغ (سناپور، 1393)، بیست زخم کاری (حسینی زاد، 1395)، ملکان عذاب (خسروی، 1397)، خفاش شب (گلشیری، 1399) و پس کوچه های سکوت (مؤدب پور، 1399) با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تحلیل قرار گرفته اند. یافته ها نشان می دهند که خشونت نمادین در این آثار در پنج سطح اصلی بروز می یابد: خانواده، اجتماع و طبقه، زنان، زبان و روایت و نهادها. خانواده به عنوان نخستین نهاد اجتماعی، نقش محوری در درونی سازی کلیشه های جنسیتی دارد؛ در سطح اجتماعی و طبقاتی، فرودستان با طرد و تحقیر مواجه اند؛ زنان بیشترین قربانیان خشونت نمادین اند و زبان و روایت نیز ابزارهایی برای انتقال و مشروعیت بخشی به سلطه اند. افزون بر این، نهادهای آموزشی، رسانه ای و اداری در تثبیت این وضعیت، نقشی بنیادین ایفا می کنند. در عین حال، برخی رمان ها همچون تاول امکان مقاومت در برابر خشونت نمادین را نیز بازنمایی کرده اند. همچنین می توان گفت این آثار همزمان هم بازتاب دهنده سلطه و هم عرصه ای برای افشای آن به شمار می آیند.
۲۳.

زبان، حافظه و مقاومت: بررسی میراث فرهنگی بومی و حاکمیت از طریق نظریه ایدئولوژی زبان در رمان «سارقان مغز استخوان» اثر چری دیمالین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۱۲۰
پژوهش حاضر، بررسی می کند که چگونه رمان سارقان مغز استخوان (۲۰۱۷) نوشته چری دیمالین، زبان های بومی را به عنوان میراث فرهنگی، میراث تجسم یافته و ابزار مقاومت از طریق مفهوم ایدئولوژی های زبانی پاول وی. کروسکریتی به تصویر می کشد. این رمان، آینده ای را به تصویر می کشد که در آن مردم بومی آمریکای شمالی به دلیل توانایی شان در رؤیاپردازی دستگیر می شوند؛ پدیده ای که ارتباط نزدیکی با حافظه فرهنگی و زبان های اجدادی دارد. بنابراین، بحث اصلی بر این متمرکز است که چگونه رمان، زبان های بومی را هم به عنوان مخازن حیاتی حافظه فرهنگی و هم به عنوان شیوه های تجسم یافته و مستقلی که با جذب شدن مخالف هستند، ارائه می دهد. این مقاله با استفاده از چارچوب کروسکریتی، که با بینش هایی از لیان هینتون، ترزا مک کارتی و نظریه ادبی بومی تکمیل می شود، تحلیل متنی دقیقی از تصاویر رمان از زبان در رؤیاها، داستان ها و بقای روزمرّه انجام می دهد. این رویکرد، تفسیر ادبی را با انسان شناسی زبانی ترکیب می کند و نشان می دهد که چگونه زبان، نه تنها به عنوان وسیله ای برای ارتباط، بلکه به عنوان یک نیروی هستی شناختی مرتبط با محیط، تبار و آینده جمعی عمل می کند. یافته ها نشان می دهد که دیمالین، زبان را غیرقابل استخراج و احیاکننده می داند و هم سیاست های تاریخی جذب و هم بهره برداری بیوتکنولوژیکی بالقوه را به چالش می کشد. علاوه بر این، این تحلیل با تأکید بر جنبه های تجسم یافته و اکولوژیکی حاکمیت زبانی در داستان های پساآخرالزّمانی، به پیشرفت پژوهش در مورد احیای زبان های بومی کمک می کند.
۲۴.

تحلیل آدلریِ مکانیسم های جبران در شخصیت اصلی رمانِ نوجوان کاکاکرمکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف از این پژوهش بررسی و تحلیل شخصیت اصلی رمان کاکاکرمکی پسری که پدرش درآمد بر اساس نظریه روانشناسی شخصیت آلفرد آدلر و مفاهیم وابسته آن است. آدلر، یکی از بنیان گذار مکتب روانشناسی فردی، معتقد بود که علاقه اجتماعی در ذات همه انسان ها وجود دارد و آن را از طریق خانواده و مدرسه یاد می گیرند، اما اگر شخص نتواند حس تعلق و ارزشمندی را در خانواده خود درک کند، احساس علاقه اجتماعی او کامل نشده و احتمال این که به شخص نامطلوب اجتماعی تبدیل شود زیاد است. در رمان موردبررسی، مرور دوران کودکی و نوجوانی شخصیت اصلی، یعنی کاکا، انگیزه بروز اعمال و رفتار فرد و شرایطی که باعث شده بذر کارهای خشونت بار در وجود او کاشته شود، بیان می شود و خود او به عقده های شخصیتی اش اعتراف می کند. با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی، به واکاوی شواهد درون متنی، روند شکل گیری احساس حقارت، عقده حقارت و مکانیزم-های جبران در شخصیت اصلی پرداخته شده است و یافته ها حکایت از آن دارد که سبک زندگی اشتباه کاکا او را به برتری جویی و دیده شدن به هر قیمتی سوق داده است.
۲۵.

نقد و بررسی سبک نگارش زنانه در خاطرات سردار مریم بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷ تعداد دانلود : ۸۴
زنانه نویسی یا سبک نگارش زنانه، موضوعی است که مورد قبول بیشتر زبان شناسان و منتقدان ادبی است و بررسی سبک نگارش زنانه یا زنانه نویسی یکی از وجوه نقد فمنیسیتی آثار ادبی است. در این بررسی، محقق به دنبال یافتن، بررسی و تبیین مصادیق زنانه نویسی در یک اثر ادبی است. بر این اساس در این مقاله، با هدف یافتن و تبیین مصادیق زنانه نویسی، خاطرات سردار مریم بختیاری، به روش تحلیل محتوا (رویکرد توصیفی - تحلیلی) بررسی شده و درنهایت مشخص شده که در سطح لحن و آهنگ ، لحن های مناسب با انواعی از پرسش های بلاغی، جملات عاطفی و گاه اندرزی آفریده شده است. در لایه واژگانی نیز نویسنده با آوردن انواعی از قید های شدت افزا و تقلیل دهنده، نفرین ها، دعاها، دشنام ها و تکیه کلام های خاص، به نوعی از نشان داری واژگانی رسیده است. در سطح نحوی، بسامد جملات ساده، کوتاه، هم پایه (هم پایه با علائم نگارشی) بالاست و نویسنده از عنصر وجهیت و نزدیکی زبان نوشتار به گفتار بهره برده و البته در برخی از جاها، تسامح های نحوی، تقدیم و تأخیرهای ناصواب و اشکالات دستوری دیده می شود. در لایه محتوایی، خاطرات سردار مریم مصداق بارز یک نوشته زنانه است، زیرا در آن خاطرات، نویسنده بارها از خود به عنوان یک زن، مشکلات و گرفتاری هایش در دوران شوهرداری، بارداری و... سخن گفته و فرهنگ مردسالار را به چالش کشیده است.
۲۶.

بررسی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی براساس منطق گفت و گویی باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۱۰۴
نظریه چندصدایی باختین چارچوبی نظری برای تحلیل متون ادبی و گفتمان ارائه می دهد که می تواند به ما در درک بهتر شعر زنان قاجار تا انقلاب اسلامی کمک کند. این نظریه در مقابل نظریه های مونولوگیک قرار دارد که تنها یک صدا را به عنوان صدای غالب درنظر می گیرند. باختین معتقد است که متون ادبی متشکل از صداهای مختلف و گاه متضاد هستند که با یکدیگر تعامل و ارتباط دارند. این صداها می توانند شامل صدای نویسنده، راوی، شخصیت ها و حتی خواننده باشند. در همین راستا این مقاله به بررسی و تحلیل شعر سه شاعر برجسته زن ایرانی، ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد، و سیمین بهبهانی، از منظر نظریه چندصدایی و گفت و گویی باختین می پردازد. این مقاله نشان می دهد که شعر زنان ایرانی، با وجود تقاوت های فردی، دارای ویژگی های مشترکی است که آن ها را در یک جریان ادبی متحد می کند و این ویژگی ها نشان دهنده تأثیرپذیری از آثار پیشین، تمایل به ایجاد دیالوگ با مخاطبان آینده و تمرکز بر مسائل اجتماعی و انسانی است. این تحقیق با استفاده از تحلیل محتوای کیفی، به تفسیر و تحلیل آثار پرداخته و به درک جدیدی از جایگاه شعر زنان در ادبیات معاصر ایران دست یافته است. درمجموع، بررسی تطبیقی اشعار ژاله قائم مقامی، فروغ فرخزاد و سیمین بهبهانی نشان می دهد که هر یک از این شاعران با بهره گیری از شیوه های زبانی و ساختاری خاص، فضایی چندصدا را در اشعار خود ایجاد کرده اند. این فضای چندصدا، حاصل تعامل صداهای مختلفی است که در شعر آن ها حضور دارند و به شعر آن ها عمق و پیچیدگی می بخشد.
۲۷.

مشروعیت و سلب مشروعیت: بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۹۵
این مقاله با هدف بررسی سازوکارهای تولید و سلب مشروعیت از مزدک در منابع تاریخی به بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک، مصلح اجتماعی سده پنجم میلادی، در زمینه سیاسی ایدئولوژیک دوره قباد ساسانی می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی گفتمانی می کوشد نشان دهد که گفتمان رسمی ساسانی چگونه از رهگذر ابزارهای روایی، اسطوره ای و تاریخی، تصویری معین از مزدک ساخته و کنش های او را ذیل مفاهیمی چون «بدعت» و «جنبش» بازتعریف کرده است. بررسی نام و نشان مزدک چارچوب این تحلیل را تشکیل می دهد. فرضیه اصلی آن است که این روایت ها نه بازتابی مستقیم از واقعیت تاریخی، بلکه بازنمودهایی گفتمانی اند که در خدمت تثبیت هژمونی نهاد سلطنت و دین رسمی در واپسین قرون شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته اند. بررسی روایت های تاریخی نشان می دهد که تصویر مزدک در بستر مناسبات گفتمانی شکل گرفته است؛ یعنی رویدادهایی تاریخی در عمل از طریق بازنمایی هایی گفتمانی روایت می شوند. عمل کرد این قبیل بازنمایی ها مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت و سلب اعتبار از بدیل های اجتماعی ایدئولوژیک است.
۲۸.

کارکرد بلاغی تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل در شعرهای مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۸
تقدیم و تأخیر در اجزای جمله یکی از شگردهای بلاغی است که کلام را از سطح اطلاع رسانی صرف فراتر می برد و با دلالت های ضمنی پیام را پیچیده تر کرده ، عمق می بخشد و معانی افزونتری پدید می آورد و از سوی دیگر خواننده نیز با توجه به توانش ادبی و تحلیلی خود با توجه به ساختار و معنا در هر بافت با به گفتار درآوردن متن معانی ای را به فعلیت درمی آورد، یا بر امکانات معنایی متن می فزاید. از ویژگیهای شعر اخوان ثالث تشخص نحوی است با جملاتی گاه بلند مرکب از انواع قیدها و صفتها و جابه جایی در جایگاه سازه های نحوی و تقدیم و تأخیر اجزای اصلی جمله که دلالت های ضمنی متنوعی را پدید می آورد. از سوی دیگر این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل می پردازد. هدف از این پژوهش نشان دادن ظرفیتهای شعر اخوان ثالث در این باب و تحلیل و طبقه بندی اشعار او در این زمینه است. یافته ها نشان می دهد که با تقدیم و تأخیر مسندالیه مفاهیمی چون به تعلیق درآوردن فاعل، فضاسازی، القای حس عاطفی، ایجاد تقابل، القای ترس، تصویرسازی موقعیت، چیستان گونگی، طنز و موضوعاتی از این دست پدید آمده است و جابه جایی فعل نیز در خدمت گسترش تصویر، ایجاد تقابل، القای لحن حماسی و رجز خوانی بوده است. این شگردها در اشعار اخوان ثالث، علاوه بر افزایش غنای موسیقایی و انسجام متن، بازتاب پیچیدگی های شعر اخوان ثالث است و خواننده را به تأمل برمی انگیزد و موجب التذاذ هنری می شود.
۲۹.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۷
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۳۰.

از روایت دینی به روایت مردمی: تحلیل روایت شناختی داستان یوسف و زلیخا در تفسیر میبدی و منظومه خانای قُبادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۸۳
تغییر روایت یک داستان به عنوان نشانه ای کلان از یک سو بر عدم مقبولیت روایت پیشین در جامعه فرهنگی موردهدف و تلاش برای حذف واقعیت بازنمایی شده در آن دلالت دارد، از سوی دیگر نیز این مسئله را نشان می دهد که با روایت آفرینی جدید، مطابق انتظارات آن جامعه واقعیت سازی انجام شده است. داستان یوسف و زلیخا که روایت آن در ادبیات تفاوت بنیادینی با منابع دینی دارد، مصداقی از مقوله تغییر روایت برای همسوسازی داستان با خواسته ها و انتظارات جمعی است. گفتمان و نظام معنایی ارزشی حاکم بر روایت دینی این داستان، اخلاقی تعلیمی است که بر نکوهش هوسرانی و خیانت زلیخا و نیز ارزش بخشی به پاکدامنی یوسف بنا شده است. با تغییرات و دستکاری هایی در این روایت، روایت دیگری برای داستان تولید شده است که ساختار و گفتمان کاملاً متفاوتی دارد. در روایت ادبی مردمی گفتمان عشق و دلدادگی حاکم است که در آن، زلیخا به عنوان سوژه با عشقی پاک برای رسیدن به معشوق تلاش می کند. هدف از این پژوهش، تبیین عوامل و انگیزه های دخیل در تغییر روایت این داستان و نیز تشریح تغییرات صورت گرفته در ساختار روایت و نشانه معناشناختی هرکدام از این تغییرات است. نتایج به دست آمده دالّ بر این است که به دلیل ماهیت این داستان، برای تغییر روایت آن نمی توان مبنای ایدئولوژیکی قائل شد تا منشأ این تغییر روایتی را به عوامل سیاسی، تاریخی و اندیشگانی نسبت داد، بلکه عوامل و انگیزه های عاطفی، روانی و ارزشی در این تغییر روایت نقش تأثیرگذار داشته اند.  
۳۱.

بازتعریف مفاهیم ژک لکان در ساختار عرفان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۵
این پژوهش به واکاوی تطبیقی مفاهیم بنیادین روان کاوی ژک لکان و تجربه های عرفانی در سنت اسلامی می پردازد و می کوشد نشان دهد که چگونه دو دستگاه معرفتی به رغم تفاوت های هستی شناختی و زبان شناختی، در سطح ساختارهای دلالتی و تجربی هم پوشانی ها و توازی هایی می یابند. مسئله محوری مقاله بر فقدان به مثابه نیروی میل در روان کاوی و فقر به مثابه افق سالک در عرفان متمرکز است؛ جایی که میل، ژوئیسانس، ابژه کوچک، دیگری بزرگ و سایر مفاهیم لکانی در آینه ای تطبیقی با مقولات شوق، فنا، ذکر، سکر، مکر و ادب سلوک بازخوانی می شوند. روش کار، خوانش هم کنارانه مفاهیم سنتی صوفیانه درپرتو واژگان لکان است، به نحوی که نه مفاهیم تقلیل یابند و نه هم ارزی مکانیکی تحمیل شود، بلکه هر دستگاه در نسبت با دیگری محدودیت ها و کوری های خویش را آشکار کند. یافته ها نشان می دهد که شریعت و ادب طریقت را می توان معادل کارکرد «نامِ پدر» و «امر نمادین» دانست؛ اشتیاق بی پایان و سوز عاشقانه درقالب یار پنهان، کارکردی مشابه با ابژه کوچک دارد و تجربه های حدی فنا و حیرت با برهم خوردن انسجام سوژه منقسم در روان کاوی هم ارز ند. به این اعتبار، عرفان افق تلئولوژیک فقدان را برجسته می کند، درحالی که لکان بر منطق ساختاری آن صحه می گذارد. نتیجه مقاله آن است که رویارویی میان این دو دستگاه، هم فهم متقابل را میسر می کند و هم به بازتعریف مفاهیم مرکزی هریک در افق گفتمان معاصر یاری می رساند.
۳۲.

پاراتوپی در ادبیات و سینمای دفاع مقدس: بررسی راهبردهای محیطی در هنر جنگ(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۶
با گذشت مدتی از شکل گیری گفتمان دفاع مقدس در ادبیات و سینمای ایران، آثار متنوعی شکل گرفته اند که لزوماً هم سو با گفتمان رسمی دفاع مقدس نیستند. این آثار غالباً در فضاهایی غیرجنگی رخ می دهند، تعداد شخصیت هایشان محدود، و محیط داستانی بسته و مرتفع است. راوی اصلی نیز اغلب دیده بان یا سربازی تنهاست که موضعی متناقض یا دست کم غیرقابل پیش بینی نسبت به جنگ دارد. چنین ویژگی هایی نشان دهنده فاصله و تنوع رویکردها در گفتمان دفاع مقدس است و ضرورت بررسی جایگاه هنرمند و تمهیدهای خلاقانه او را برجسته می کند. براساس نظریه دومینیک منگنو، گفتمان ادبی موقعیتی ممتاز برای نویسنده فراهم می کند، اما نویسنده تنها زمانی می تواند این موقعیت را به درستی اشغال کند که یک مکان خاص و یکتای داستانی (پاراتوپی) برای خود بسازد. تحقق این هدف مستلزم بهره گیری از توانایی های پاراتوپیک شخصی و هم زمان، هماهنگی آن با محدودیت های نهاد ادبی و فرهنگی زمانه است. هنرمندی که خود را فراتر از گفتمان ایدئولوژیک می بیند، نمی تواند کاملاً از جامعه و عرف های آن جدا شود و ناچار به برقراری تعادل میان استقلال خلاقانه و محدودیت های اجتماعی است. در این چارچوب، خلق فضاهای خلوت در حاشیه جنگ، یا طراحی شخصیت هایی شاعرمسلک و متفاوت در نقش دیده بان، بازتاب جایگاه دوگانه هنرمند و تلاش او برای حفظ استقلال خلاقانه در چارچوب گفتمان دفاع مقدس است. این تحلیل نشان می دهد که هنر دفاع مقدس تنها روایت مستقیم جنگ نیست، بلکه میدان برخورد میان گفتمان رسمی، تجربه فردی هنرمند و خلاقیت ادبی اوست.
۳۳.

بررسی تأملات فلسفی محمود هومن درباره ماهیت و مختصات شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۲۱۰
برخلاف سنت غربی که همواره نزاع آشتی ناپذیر میان فلسفه و شعر، ذهن و زبان پاره ای از فیلسوفان را به خود مشغول داشته، در سنت ما اگرچه غالباً از فلسفه به ذمّ و نکوهش یاد شده است، اما فیلسوفان ما غالباً مواجهه ای ایجابی با شعر داشته اند؛ از آن جمله، در دوره معاصر و فیلسوفی به نام محمود هومن، که این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل دیدگاه های هومن درباره شعر و مسائل مرتبط به آن می پردازد؛ امری که در پژوهش های معاصر به آن اهتمام و توجهی صورت نگرفته است. نتایج این جستار نشان می دهد که هومن در دوره اول فکری خود با الهام از دستاوردهای فیلسوفان غربی (کانت و شوپنهاور) و ایرانی اسلامی (شمس قیس رازی) و تأملات خود درباره ماهیت و چیستی شعر، موزون، مقفی و متساوی بودن را از شمس قیس، خیال انگیز بودن را در توسعی که از لحاظ مفهومی به آن می بخشد از کانت و شوپنهاور، و دو شرط لطف و اختصار را نیز خود بدان می افزاید. واضح است که این تعریف از شعر با فضای شعر کلاسیک مناسبت بیشتری پیدا می کند. همچنین او نکته سنجی های قابل تأملی را درباره علت تأثیر شعر در نسبت با ارکان شعری، ویژگی های شاعر، بنیادهای معنایی شعر توصیفی و رمزی، تحلیل فلسفی قوه خیال و .... مطرح می سازد. هومن به تبعِ کانت برای شعر ابعاد معرفت شناختی قائل نمی شود. اما هومن در دوره دوم فکری خود، با میل به سمت پدیدارشناسی هوسرلی، با امعان نظر به شعر امروز در تعریف پیشین خود از شعر تجدید نظر می کند و ویژگی هایی چون مقفی بودن و متساوی بودن را از مقومات شعر خارج می کند و به زیبایی شعر وجه سوبژکتیو ابژکتیو می بخشد.  
۳۴.

تطبیق موسیقی و بلاغت در اجرای آوازی سه غزل از حافظ شیرازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
در این پژوهش به منظور تبیین اهمیت رعایت نکات بلاغی در اجرای مناسب و تأثیرگذار آوازی، بر اساس مبانی نظری فرمالیست ها به صورتِ توصیفی-تحلیلی، چگونگی انتقال معانی در اجراهای آوازی سه غزل از دیوان حافظ را بررسی و تحلیل می کنیم. غزل نخست با مطلعِ «زاهد خلوت نشین دوش به میخانه شد» با اجرای محمدرضا شجریان، حسین علیشاپور و حسام الدین سراج؛ غزل دوم با مطلعِ «روز وصلِ دوستداران یاد باد» با اجرای محمدرضا شجریان، محمد معتمدی و سالار عقیلی و غزل سوم با مطلعِ «دل می رود ز دستم صاحبدلان خدا را» با دو اجرا از محمدرضا شجریان، دو اجرا از شهرام ناظری و یک اجرا از محسن کرامتی است. مهم ترین شاخص های تحلیل آوازها عبارت است از: نحوه بیان خواننده، میزان تأکید بر واژگان خاص، میزان رعایت تکنیک های بلاغی شاعر، کیفیت و میزان تناسب تحریرها و لحن های آوازی جهت انتقال معانی ابیات و کلمات. غالب تحریرها با مقصود شاعر متناسب است اما تحریرهای شجریان نسبت به سایر خوانندگان موفق تر است. برخی تحریرهای خوانندگان غیرِضروری است اما در برخی موارد نیز به رغمِ ضرورت تحریر برخی واژه ها، آوازخوانان از تحریر این موارد غفلت کرده اند. تکرارهای معتمدی بر اثرِ رعایت ضرورت های بلاغی از سایر خوانندگان دقیق تر است. شجریان با تأکید دقیق، قصر و حصر سخن را لحاظ و همچنین با تأکیدِ به موقع، معانی غزل را با عمق بیشتری منتقل می کند. عقیلی با تحریرهای دقیق مفاهیم، معانی، تعابیر و واژگان را منتقل و مفاهیم انتزاعی را برای مخاطب محسوس می سازد اما در تکرارها، ضرورت های بلاغی را رعایت نکرده است. همچنین در تلفظ واژگان و تعابیر نیز دقت ندارد؛ بدون ضرورت معنا یا آواز، کلام حافظ را تغییر می دهد. استفاده از نسخه بدل در اجرای شجریان و رعایت اصول بلاغی در آواز هماهنگ تر از سایر اجراها است.
۳۵.

بازنمایی رویدادهای مشروطه در رمان معاصر فارسی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۱۱۸
انقلاب مشروطه و رویدادهای پیش از آن و نیز پیامدهایش دست مایه آثار ادبی فراوانی بوده است. رمان معاصر فارسی نیز از این تأثیرپذیری، بی بهره نمانده و رمان نویسان به فراخور دانش و ذوق و دیدگاه خویش، بدان پرداخته اند. در این پژوهش از میان رمان های تاریخی فارسی، رمان هایی مدنظر ماست که رخدادهای مشروطه و به طور مشخص واقعه به توپ بستن مجلس را بستر اصلی داستان قرار داده اند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی بازنمایی رویدادهای مشروطه در سه رمان خنده خورشید اشک ماه ، تالار آیینه و بی کتابی از منظر رویکرد تاریخ جایگزین است. یافته های مقاله نشان می دهد که نویسندگان آثار یادشده، برای نوشتن رمان از رویکردی تازه به نام «تاریخ جایگزین» استفاده کرده اند. در این رویکرد، نویسنده مسیر تاریخ واقعی را از نقطه ای مهم به سوی آنچه در ذهن خود از تاریخ انتظار داشته، سوق می دهد. نویسندگان در سه رمان نام برده، یکی از رویدادهای مشروطه را به عنوان بزنگاه تاریخی در نظر گرفته، اما در ادامه، ماجراهایی متفاوت، درباره آن بزنگاه و پیامدهای آن در داستان آورده اند که از آن به تاریخ جایگزین تعبیر می شود. در دو رمان خنده خورشید، اشک ماه و بی کتابی رویداد به توپ بستن مجلس به عنوان نقطه عطف انتخاب شده و در رمان تالار آیینه اعتراضات روز نوزدهم تیرماه و به شهادت رسیدن سیدعبدالحمید اولین شهید مشروطه نقطه عطف است و پیامد آن در به توپ بستن مجلس، سرنوشت شخصیت اصلی رمان را دگرگون می کند. به نظر می رسد ازجمله مهم ترین اهداف نویسندگان از گزینش این رویکرد آن است که از یک سو به توصیف و یادآوری پیامدهای رخدادهای مشروطه و تأثیر آن بر زندگی مردم عادی بپردازند و از سوی دیگر توجه مخاطب را به حقایق این دوره از تاریخ معاصر جلب کنند و با انتقاد از حافظه تاریخی انسان معاصر ایرانی و تأکید بر بازخوانی تجربه های تاریخی، به مسیر آرمان خواهی و اندیشگانی جامعه شکل دهند.
۳۶.

استعاره های بدن در عاشقانه های شاملو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۵
بدن دال مرکزی رخدادهای عاشقانه در اشعار شاملوست. ابژه بدن ما را به طرحواره های ذهنی شاملو درباره عشق می رساند. پس از استخراج استعاره های عشق در سرتاسر آثارش، چهار دوره شاعری برای او تعیین کردیم. این دوره ها در عین تداخل نسبی، حاکی از گسست ها و چرخش ها در ذهنیت عاشقانه اوست. وجه تمایز این مقاله در تمرکز بر استعاره های بدن است و دوره بندی زندگی هنری او نیز بر همین اساس صورت گرفته است. شاملوی نخست گرایش چندانی به عشق بدنمندانه   ندارد، شاملوی دوم سعی می کند میان عشق بدنمندانه و اندیشه های سیاسی - اجتماعی تناسب و توازن ایجاد کند. او در این مرحله تدریجاً از ذهنیت عاشقانه سنتی به طرف ذهنیت عاشقانه مدرن تغییر مسیر می دهد. شاملوی سوم در صدد تلفیق دو ساحت عاشقانه پرازی و سیاسی سرایی است و سرانجام به شاملوی چهارم می رسیم که در جدال میان عشق و مرگ دست و پا می زند. این جدال تا آخرین روزهای بودن و سرودن در ذهن و زبانش جریان دارد.
۳۷.

بررسی عیوب فصاحت و بلاغت در دیوان ابوالقاسم لاهوتی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۷
مردمی شدن ادبیات، مخاطبین عوام و سخن گفتن درباره وقایع سیاسی و اجتماعی روزگار، باعث شد تا شاعران دوره مشروطه از زبان روزمره استفاده و چندان بر عناصر شعری توجه نکنند و در نتیجه رشد ادبی خاصی نیز اتفاق نیفتد. منتقدان بر این نکته اذعان دارند که شعر مشروطه علی رغم داشتن مضامین نو و تلاش شاعران برای تجدد ادبی، بواسطه عوامانه بودن، عیوب و اغلاطی دارد و شاعران این عهد، چندان بر صحیح بودن کلام و ساختارهای طبیعی زبان فارسی تسلط ندارند. ابوالقاسم لاهوتی از جمله شاعرانی است که با وجود پیشگام بودن در شعر نو، چندان از این نقیصه به دور نمانده و در اشعار وی عیوبی را می توان دید که فصاحت و بلاغت اشعار وی را خدشه دار کرده است. از رهرو پژوهش حاضر که به شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده، می توان دریافت که لاهوتی در دو حیطه کلمه و کلام ضعیف است. استفاده از کلمات غریبِ زبان های روسی، تاجیکی، فرانسوی و... که تنافر حروف و کراهیت در سمع را نیز در پی دارد، استفاده از علایم اختصاری و سر واژه سازی با عبارات غیرقابل فهم برای مخاطبان، وجود اغلاط املائی و غیره نشانگر ضعف لاهوتی در حیطه کلمه است. عیوب حیطه کلام لاهوتی نیز گرچه به اندازه عیوب کلمه وی نیست اما با این حال در اشعار او عیوبی چون: تنافر کلمات، ضعف تألیف و تعقید لفظی و معنوی نیز دیده می شود. تمامی این عیوب نشان از درستی نظر منتقدان در خصوص فصیح و بلیغ نبودن شاعران مشروطه دارد و لاهوتی نیز جزو این شاعران است.
۳۸.

قاعده مندی قصیده تکریر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۳
برخی از قصیده های فارسی که در کتاب های بلاغت آن را قصیده تکریر نام نهاده اند، دارای ساختاری ویژه ای هستند که آنها را از دیگر قصاید متمایز می کند. در پژوهش حاضر با هدف تبیین ساختمان این نوع قصیده و یافتن نمونه های آن در شعر شاعران فارسی گو، دیوان شاعران قصیده سرا بررسی شد و موارد یافته شده، استخراج گردید. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قصیده تکریر از چند بندِ چهارمصراعی تشکیل می شود و هر مصراع آن، دارای ساختمان و فرمول ویژه خود است. این قاعده بدین گونه است که در مصراع نخست دو واژه مکرّر، بدون فاصله می آیند؛ سپس در مصراع سوم، همان دو واژه مکرّر مصراع نخست، به صورت تکراری سه گانه به کار می روند. همین چینش در مصراع های دوم و چهارم با مکرّری دیگر رخ می دهد. بندهای دیگر قصیده نیز به همین صورت، این ویژگی را نمایش می دهند.
۳۹.

«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۰۱
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
۴۰.

تحلیل دگرگونی نشانه های بلاغی از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۵۲
نشانه های بلاغی، در آثار هنری مختلف به اشکال متفاوت معنارسانی می کنند و نحوه بروز و ارائه آنها با توجه به نوع اثر متفاوت است. در آثار سینمایی اقتباسی و در فرایند تبدیل متن به فیلم که واژه ها به صدا و تصویر تغییر می یابد، از جمله اساسی ترین مواردی که در این دگرگونی نقش دارد، نشانه های بلاغی است. در پژوهش حاضر، به منظور بررسی نحوه دگرگونی نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، داستان «سفر» و فیلم «زمستان است» که با اقتباس از این داستان ساخته شده، مطالعه و بررسی شده است. این مقاله به شیوه توصیفی - تحلیلی و با استفاده از دو نوع منبع، مکتوب و دیداری - شنیداری (فیلم) انجام شده است که ابتدا به مطالعه منابع مکتوب به همراه متن داستان «سفر» پرداخته شد، سپس فیلم «زمستان است» معاینه و بررسی گردید و نشانه های بلاغی دو اثر ادبی و سینمایی با یکدیگر تطبیق داده شد و در نهایت، دگرگونی های نشانه های بلاغی از متن ادبی به فیلم، تحلیل و بررسی شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در میان نشانه های گوناگون حوزه بلاغت، عناصری مانند استعاره، تشبیه، کنایه، مجاز، نماد، متناقض نما، براعت استهلال و حسن ختام، در فرایند اقتباس از داستان «سفر» به فیلم «زمستان است» دگرگونی چشم گیری داشته است. دگرگونی نشانه های بلاغی، از متن ادبی مورد نظر به این فیلم، به واسطه شگردهای سینمایی، همچون تدوین، طراحی صحنه، طراحی لباس، صداگذاری، نورپردازی و همچنین حالت های صورت و بدن و حتی گاهی سکوت بازیگران صورت گرفته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان