ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۱۱٬۵۵۸ مورد.
۱۴۱.

تحلیل گفتمانی زمینه های شکل گیری داستان کوتاه هورامی در دو دهل گذشته (1380 تا 1400)؛ (الزامات، خاستگاه و کارکردهای آن)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۷۴
داستان کوتاه هورامی، اکنون همچون نوعی ادبی و مستقل، در ادبیات هورامی مشخصات خود را دارد و نمی توان سهم این گونه را در توسعه ی زبان هورامی نادیده گرفت. ژانر مورد نظر، نقشی تأثیرگذار در ابراز تجربه ها، احساسات و نمایاندن دغدغه های فرهنگی، اجتماعی و حتی سیاسی در جامعه ی هورامان داشته است. از یک سو پرچمدار پاسداشت فرهنگ و مفاهیم ملی کُردی بوده و از دیگرسوی سدی استوار و نگهبانی راستین در برابر جریان های معارض بوده است. اکنون هم بدل به بخشی بنیادین در پیوند با گذشته ی فرهنگی هورامان گشته است. نویسندگان این داستان ها با ترسیم اوضاع اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هورامان در داستان کوتاه، برای بیداری توده و هشدار وضع فرهنگی موجود تلاش کرده اند. در این پژوهش سعی شده است ضمن تعریف داستان کوتاه، عوامل جریان ساز آن مورد بررسی قرار گیرد. به سبک دوره ی برخی داستان ها اشاره و برخی عوامل فرعی پیدایش این ژانر ادبی که تأثیری مثبت یا منفی در تعریف نوع خاستگاه تاریخی و شیوه ی رشد آن داشته اند، مورد کنکاش قرار گیرد. از این نظر، تحلیل ادبیات معاصر هورامی با رویکردی علمی، خوانشی در چارچوب نقد ادبی مدرن می باشد. هدف چنین خوانشی، دستیابی به عوامل مؤثر، ماهیت مفاهیم و شیوه ی صحیح برخورد با آن هاست. بررسی روند تحولات و برخی اتفاقات تاریخی جغرافیای هورامان و خارج از آن، یکی از پیکره های بنیادین این پژوهش می باشد. نتایج به دست آمده نشان می دهد پدیده ی جنگ، مهارجت هورامی ها به خارج زادبوم خویش، اینترنت، رسانه های کُردی، شبکه های اجتماعی و همایش داستان کوتاه هورامی محرکی مؤثر در پیدایش این نوع ادبی تلقی می شوند.
۱۴۲.

دراسه الخطاب الوعظی والاعتباری فی شعر أبی مسلم البهلانی قراءه نسقیه على ضوء آراء الغذامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۲۱
یُعدّ النقد الثقافی من المناهج النقدیه الحدیثه التی أعطت المتلقی فرصه تحدید النص وفکّ شفراته واستنطاق ما به من معان جدیده، وهذا ما ینیط الباحث اللثام عنه فی الأشعار الوعظیه لأبی مسلم البهلانی الذی یُعتبر من أبرز شعراء عمان، حیث جاء خطابه الاعتباری، لیحثَّ على عدم الرکون إلى الدنیا ولزوم الحذر من الموت. ولدعواته إلى الخیر واستنهاض المسلمین الأثر البالغ فی أحداث تاریخ عمان الحدیث، خاصه إبان حکم الإمام سالم الخروصی. اعتمد البحث على ضوء آراء الغذامی فی النقد الثقافی، لاستظهار الأنساق المضمره والمعلنه فی الخطاب الوعظی للبهلانی عبر المنهج الوصفی- التحلیلی فی أربعه محاور وهی: النسق التوعوی من فتن الدنیا وقد حاکه البهلانی فی عباءه النسق الفحولی، باخعاً نفسه فی نسق انکساری وإیدیولوجی. ویقرأ المتلقی فی النسق الاعتباری من الموت نسقاً تحذیریاً للأنا والآخر یستقبح فیه الشاعر غفله الناس،وفی جلده لنفسه یستشعر القارئ نسقاً عصابیاً لنفس مضطربه یوبِّخ البهلانی فیها الانغرار بالدنیا، کما یبرز النسق الاستعلائی تجاه الآخر. وفی النسقین الأخیرین؛ الدعوه إلى الوحده والترغیب إلى الخیر أیضا کان السیاق یعبّر عن نسق فحولی للأنا الخبیره بأسباب الهزیمه عند المسلمین وقد تمّ کشف النسق الصوری عبر الصور الجمالیه للتشبیه فی الدراسه. یستنتج الباحث من کلّ هذه الأنساق المضمره والمعلنه بتأثُّر الشاعر من الخلفیه الدینیه وانعکاس وطغیان هذا الاتجاه الدینی على معظم دیوانه.
۱۴۳.

مظاهر المقاومه فی شعر معروف رفیق، دراسه نموذجیّه لدیوان "فلسطین.. الجرح والطریق"(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
یُعدّ أدب المقاومه نوعاً أدبیّاً یهدف إلى تصویر صمود الشعوب أو الأفراد فی مواجهه القهر والاضطهاد الداخلیّ والخارجیّ. إنّ الحافز الأساسیّ من هذا الأدب هو الوقوف ضدّ الحرکات المناهضه للحرّیّه والاحتلال؛ فقد اتّخذ العدید من الشعراء الفلسطینیین هذا النوع من الشعر لإثاره الوعی العامّ والتعبیر عن أفکارهم ومشاعرهم القومیّه والوطنیّه، لیعکسوا عظمه مقاومه شعبهم ویدلّوا علی أنّ الشعر یمکن أن یکون وسیله فاعله فی خدمه قضایا بلدان ملهوفه کفلسطین المحتلّه. هذا یتوافق مع السیاق التأریخی للأدب الفلسطینیّ الّذی تطوّر کأداه مقاومه ثقافیه وینصّ على دور الشعر الفلسطینیّ المعاصر فی تعبئه المشاعر والأفکار؛ فهذا الشعر لم یکن مجرّد تعبیر فنّیّ، بل أداه سیاسیّه واجتماعیّه لتحریک الوعی الجماعیّ أیضاً. یندرج فی ضمن شعراء المقاومه اسم الشاعر الفلسطینیّ معروف رفیق؛ فتجسّد أشعاره عناصر أدب المقاومه الفلسطینیّه فی أشکال مختلفه وتدلّ دلالاتها علی أنّه جزء من حرکه أدبیّه وسیاسیّه واسعه تهدف إلى تعزیز مدی النضال فی فلسطین المحتلّه. یُعرف شعر معروف رفیق بأدب ملتزم بالقضایا الوطنیّه، ویعکس معاناه الشعب وتطلّعاته نحو الحرّیه والاستقلال؛ فسیؤدّی تحلیل مضامین شعره إلی عرض مدی میله العمیق إلى تصویر جوانب احتلال فلسطین وثبات أبناء وطنه الفلسطینیین فی ساحات النضال. تهدف هذه الدراسه الّتی تعتمد على المنهج الوصفیّ - التحلیلیّ، إلى استکشاف أبرز مظاهر المقاومه وتحلیلها فی دیوانه الموسوم ب "فلسطین.. الجرح والطریق" وتشیر نتائج البحث إلى أن الشاعر یرکّز فی أشعاره على أبرز التحدّیات الّتی تواجه موطنه ویصورّها بأشکال مختلفه نحو استدعاء فلسطین المحتلّه، واستلزام تحقّق الوحده العربیّه الکبرى، وضروره الجهاد للدفاع عن الوطن ومواجهه العدوّ، وتکریم الشهداء، بالإضافه إلى رفض السیاسه الانقیادیه للشرق والغرب بحیث إنّ کلّ ذلک یمکن أن یشکّل إلی حدّ بعید الأسس الجوهریّه لشعره المقاوم.
۱۴۴.

خوانش فمینیستی اشعار عاشقانه مینا اسدی (تحلیلی گفتمانی)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۷
هدف پژوهش حاضر بررسی مؤلفه های فمینیستی در اشعار عاشقانه مینا اسدی است. روش پژوهش، تحلیل محتواست. جامعه آماری پژوهش شامل کتاب های شعر مینا اسدی است. اشعار عاشقانه او در آثار «از میان گم شده ها»، «بی عشق، بی نگاه»، «از عشق چیزی با جهان نمانده است»، «دریا پشت تردیدهای توست»، «چه کسی سنگ می اندازد»، «من به انگشتر می گویم بند» و «می خواهم به شانه تو بازآیم» وجود داشت. مؤلفه های خوانش فمینیستی شامل تصاویر ارائه شده از بدن زن در متن، زبان زنانه، روان زن و رابطه آن با فرایند نگارش و فرهنگ مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد که بیشترین میزان اهمیت مربوط به مؤلفه زبان زنانه و فرهنگ است. در بیشتر اشعار شاهد نگاه فرودستی به زن هستیم. نقش سنتی ای که از زن در متون مختلف شاهد هستیم و ریشه در فرهنگ زن ستیز دارد شامل تصویر زن لکاته، زن فروشنده و زن رقاصه است. در برخی اشعار اسدی، زن تبدیل به شی ءای اروتیک شده است و در سیطره نظام مردسالار حضور دارد. گم گشتگی زن، تلاش برای یافتن خودش و پیوند او با طبیعت در برخی اشعار اهمیت یافته است. روان زن او را به طبیعت نزدیک می کند برخلاف روان مرد. زیرا روانِ زن به طبیعت نزدیک تر است. آنجا که اسدی از بدن زن سخن می گوید گویی هویت زن و منِ وجودی او در کنار یک عشق و یک مرد معنا می یابد.
۱۴۵.

زمان صفر روایت: شالوده شکنی کلانروایت به وسیله خرده روایت ها در نمایشنامه مرگ یزدگرد اثر بهرام بیضایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۷۶
در نمایشنامه مرگ یزدگرد، بهرام بیضایی صحت روایات تاریخی درباره مرگ یزدگرد را زیر سؤال می برد. شخصیت ها به بداهه گویی درباره خرده روایت های نا/پذیرفتنی درباره مرگ یزدگرد  می پردازند. مقاله حاضر از یک سو کلان روایت  تاریخی را بررسی می کند که قدرت ایزدی به یزدگرد شاه حق سلطنت بر مردم را داده است و از سوی دیگر خرده روایت هایی که منطق این سلطنت مطلقه را به چالش می گیرند. این پژوهش همچنین به بیان شگردهای روایی بیضایی می پردازد که شالوده کلان روایت فراتاریخی را می شکند و آن را تا حد هم ارزی با دیگر خرده روایت ها فرو می کاهد.
۱۴۶.

بررسی استعاره های شناختیِ وحدت وجود در مثنوی مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
هدف از پژوهش حاضر تحلیل استعاره های شناختی/مفهومی وحدت وجود در مثنوی مولانا با روش توصیفی-تحلیلی است. با بررسی وحدت وجود در قالب استعاره های شناختی، منظرهای جدید و تصاویر منسجمی از وحدت وجود برای مخاطبان نمایان می شود. براساس نظریه استعاره شناختی، استعاره پدیده ای شناختی است و آنچه در زبان ظاهر می شود، تنها نمود این پدیده شناختی است و استعاره به هرگونه فهم و بیان تصوّرات انتزاعی در قالب تصوّرات ملموس تر اطلاق می شود. اساس رابطه این دو حوزه ادراکی به صورت تناظرهایی است که «نگاشت» نامیده می شود. در این تحقیق مفهوم ذهنی «وحدت وجود» قلمرو مقصد است (قلمرویی که نگاشت بر آن صورت می گیرد) و یکی از خوشه های تصویریِ عینیِ «نور»، «آب»، «باده، »«موسیقی»، «شیرینی»، «بهار»، «دلربا» و «آتش» قلمرو مبدأ است (قلمرویی که نگاشت می شود). می توان «وحدت وجود» (طرف انتزاعی/حوزه مقصد) را با این محسوسات (حوزه مبدأ/دهنده) منطبق کرد و کلان استعاره هایی را به دست آورد که هر یک از آن ها خرده استعاره هایی را در بر دارند. با این اوصاف، تحلیل مفهوم «وحدت وجود» در چارچوب نظریه شناختی از این منظر که دریچه ای جدید بر دریافت نظام ذهنی مولانا می گشاید و مفهوم انتزاعی وحدت وجود را عینی تر و ساختارمندتر می کند، اهمیت می یابد؛ کاری که نخستین بار این پژوهش به آن می پردازد. این موضوع زمانی اهمیت بیشتری می یابد که بدانیم محور اصلی و مرکزی اشعار مولانا و هم سلکانش وحدت وجود و تصاویر مربوط به آن است و مخاطبی که بر استعاره های شناختی وحدت وجود اشرافی ندارد، نمی تواند جهان شاعرانه-عارفانه کسانی همچون مولانا را درک و کشف کند و ظرایف ذهنی و لایه های پنهان اندیشگانی او را دریابد.
۱۴۷.

تحلیل تولیدات علمی دو فصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی و ترسیم نقشه علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۸۰
هدف این پژوهش تحلیل تولیدات علمی دوفصلنامه پژوهش های دستوری و بلاغی از طریق روش های هم نویسندگی و هم واژگانی است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا با استفاده از پایگاه داده ISC مقالات مربوطه جمع آوری و سپس با کمک نرم افزارهای اکسل و bibliometrix داده ها به صورت شبکه ای تحلیل شدند. در این تحلیل، ارتباط میان نویسندگان و کلمات کلیدی مقالات بررسی شد تا ساختار علمی و موضوعات کلیدی دوفصلنامه شناسایی شوند. نتایج نشان داد که بیشترین واژگان پرکاربرد در مقالات شامل بلاغت، شاهنامه، شعر معاصر و غزل بوده اند. تحلیل هم نویسندگی نشان داد که بیشتر مقالات توسط دو نویسنده نگارش شده و دانشگاه قم بیشترین تعداد مقالات را در این دوفصلنامه منتشر کرده است. همچنین، تحلیل هم واژگانی نشان داد که گرایشات پژوهشی در طول زمان از موضوعاتی مانند شاهنامه به موضوعاتی نظیر حافظ، شعر معاصر و بلاغت تغییر یافته است. این یافته ها نشان می دهند که استفاده از روش های هم نویسندگی و هم واژگانی می تواند به شناسایی بهتر ساختار علمی و موضوعات محوری دوفصلنامه کمک و تغییرات گرایشات پژوهشی را به طور دقیق تری منعکس نماید.
۱۴۸.

تناسخ بلاغی (معرفی تناسخ ادبی به مثابه شگردی بلاغی در ادبیات فارسی و کُردی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۷۳
در این مقاله به تحلیل مکانیسم تناسخ ادبی پرداخته می شود. در قالب این مکانیسم، شاعر مفاهیم و اشیاء متفاوت را به همدیگر تبدیل می کند. این مکانیسم با تشبیه و استعاره فرق دارد. اگر در تشبیه ادعای شباهت مطرح و در استعاره ادعای همسانی در تناسخ ادعای تبدیل و حلول مطرح است. همچنین بخشی از آرایه های ادبی (اضافه استعاری و استعاره نوع دوم) که بر پایه مفروضات بلاغت سنتی فهم نمی شوند و با مشکل بنیادی روبه رو است، در چارچوب تناسخ ادبی فهم می شود. در این مقاله ابعاد مختلف تناسخ و تناسخ ادبی بررسی و در بخش آخر تحلیلاتی در جهت تبیین کارکرد تناسخ بلاغی در ادبیات و علم بلاغت ارائه می شود. تحلیل ها و بررسی های این مقاله بر پایه مثال ها و شواهدی از ادبیات کُردی و فارسی انجام شده است. در نهایت می توان نتیجه گرفت که تناسخ بلاغی/ ادبی دارای هویتی مستقل است و مبنای شناختی مخصوصی دارد و بنیان استعاره نوع دوم است و بافت و روایت و فرم در تحلیل آن نقشی اساسی دارند و می توان با مبنا قرار دادن تناسخ به جای تشبیه در تأویل روساخت کلام به گزاره تناسخی رسید نه گزاره تشبیهی. در واقع این مقاله نخستین گام در حوزه ارتباط بلاغت و تناسخ است.
۱۴۹.

یادآوری و بازآفرینی انسان از دست رفته: بررسی رمان آدم نما از منظر مطالعات حافظه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
این مقاله به بررسی رمانِ آدم نما، نوشته ضحی کاظمی، از چشم انداز مطالعات حافظه می پردازد و دو هدف کلیدی را در نظر دارد. هدف نخست، کنکاش در تأثیر فناوری های پیشرفته در جامعه پادآرمان شهریِ آدم نما بر حافظه شخصیت ها و تغییر هویت انسانی آن هاست. هدف دوم بررسی ارتباط عمل روایت پردازی و روایتگری رمان با حافظه و کارکردهای آن و در نگاه گسترده تر ارتباط آن با شکل گیری عمل سیاسی و ایجاد تغییر در اجتماع است. ضرورت این پژوهش در آن است که آدم نما در دورانی نگارش می یابد که پیشرفت ِ پرشتاب فناوری های گوناگون خواه ناخواه به دغدغه های بسیاری پیرامون تأثیر این پیشرفت ها بر ذهن، حافظه، هویت فردی و جمعی، و فرهنگ دامن می زند، و به این ترتیب، بررسی این دغدغه ها در بوته ادبیات پاسخی طبیعی و بهنگام است. در این راستا، مطالعه حاضر از چارچوب نظری موجود در حوزه مطالعات حافظه بهره می برد و به فراخور نیاز، خوانشی نزدیک از بخش هایی از رمان ارائه خواهد کرد. به این ترتیب، موضوعات کانونی چون حافظه آشکار و حافظه روندی، ارتباط حافظه با فناوری و شکل گیری هویت، و نیز پیوند حافظه با سیاست و روایت در رمان تبیین خواهد شد. نتایج این پژوهش نشان می دهد که فناوری های نوین در حوزه زیست شناسی در جامعه پادآرمانیِ آدم نما ابزاری برای مهار و شکل دهی به هویت انسانی است که او را در مسیر تکوین به سوی وضعیت پساانسان قرار می دهد. در مقابل، روایت می تواند ابزاری برای حفظ هویت انسانی محسوب شود و با خلق نگرش و کنش سیاسی، جامعه را به سوی آگاهی، مقاومت و تغییر پیش برد.  
۱۵۰.

«گفت وگوی با خودم»، خودزندگی نامه آمیغی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۱۸۹
ارشد طهماسبی علاوه بر جایگاه معلمی در عرصه موسیقی نوازندگی و آهنگ سازی، در حوزه نگارش های پژوهشی موسیقی ایرانی هم نامی آشنا و برجسته کسب کرده است. او به تازگی کتابی در باب زندگی خود نگاشته است که نظر به روحیه لطیف و حساس هنری و منش و روش تحقیقی، همچنین نگاه اخلاقی و بیان صریح جسارت بارش و ضمناً تجربه نوشتاری ارزنده و انسش با ادبیات داستانی به ویژه، مهم ترین منبع آگاهی برای شناخت درونی ترین جریان ها و شخصیت های مهم موسیقی این نیم قرن به شمار می آید. افزون بر این ها این کتاب خواندنی از باب خلاقیت نوشتاری، نمونه ای از گونه ادبی آمیغی خودزندگی نامه نگاری است. این اثر او در قالب مصاحبه خیالی، ترکیبی از روزنوشت، خودزندگی نامه، اعتراف نامه، سفرنامه و نقدنامه تولید شده است. از آنجا که نویسنده این مقاله مدعی است که این کتاب اتفاقی تازه در گونه شناسی ادبی است، نخست در مقدمه ای به ماهیت ژانری این اثر و تدقیق بعضی زوایای این بحث اعم از مرز این گونه با گونه های هم سنگش پرداخته، سپس به تحلیل گونه شناسی آن و بیان ارزش های هنری و محتوایی آن کوشیده است. کتابی که با تمرکز بر مراوده نویسنده با چند موسیقی دان جریان ساز ایرانی، یعنی لطفی و علیزاده و نیز دیگر اهالی این وادی به همراه اظهار نظرهای بسیار باریک بینانه نویسنده کتاب از منظرهای متنوع خاصه قومی و صنفی بی اندازه جذاب و آگاهی بخش است.  
۱۵۱.

کالبدشکافی آثار داستانی خالد حسینی با تمرکز بر عناصر روان شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۴ تعداد دانلود : ۲۱۵
خالد حسینی، رمان نویس تحسین شده افغان-آمریکایی، به دلیل روایت های تکان دهنده اش شهرت دارد که فراتر از داستان سرایی صِرف به پیچیدگی های روان شناسی و جامعه شناسی می پردازد. رمان های او که با مخاطبان مختلف طنین انداز می شود، به دلیل پروراندن شخصیت های غنی و درون مایه ای قوی مورد توجه علاقه مندان ادبیات است. این آثار به طرز ماهرانه ای از نسل های مختلف سخن می گویند و پیچیدگی های پیوندهای خانوادگی، رازها و میراث ها را آشکار می کنند و برای خوانندگانی که مجذوب روایت های داستانی میان چندین نسل و پویایی شخصیت های پیچیده هستند، جذاب می شوند. علاوه بر این، آثار حسینی نگاهی عمیق به فرهنگ، تاریخ و هنجارهای اجتماعی افغانستان دارد. رمان های او با برانگیختن احساسات و عاطفه مخاطب که از رنج خیانت تا لذت ارتباط ادامه دارد، سبب ایجاد حس همدلی با شخصیت های داستانی می شود و همین امر نثر او را از دیگر آثار متمایز می کند. درهم تنیدگی ماهرانه مضامین روان شناختی با اصالت فرهنگی جایگاه او را به عنوان شخصیت برجسته ادبی تثبیت می کند. هدف این مقاله کالبدشکافی جنبه های مختلف آثار داستانی حسینی با تمرکز بر تحلیل عناصر روان شناختی است. این مقاله به دنبال درک دقیق تری از رابطه پیچیده بین ادبیات، روان شناسی و جامعه شناسی است که در آثار برجسته حسینی به تصویر کشیده شده است تا شاهدی بر قدرت ادبیات در لمس قلب و روح انسان باشد.
۱۵۲.

بررسی 'گفتمان کارکردهای اجتماعی نوروز در اشعار پیره میرد بر اساس نظریه امیل دورکیم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۲ تعداد دانلود : ۱۸۵
بر اساس نظریه امیل دورکیم اعیاد و جشن ها کارکردهای نمادینی دارند، بنابراین نوروز هم به عنوان یک جشن کهن کارکردهایی نمادین و فراتر از یک جشن صرف دارند. نوروز در میان کردها جایگاه ویژه ای دارد و در کلام سرایندگان و نویسندگان کرد به وضوح بازتاب یافته است، تا بدان جا که کمتر شاعر کردی را می توان یافت که در سروده های خود -با اهداف گوناگونی- به نوروز اشاره نکرده باشد. در پژوهش حاضر که به شیوه تحلیل- توصیفی و بر اساس نظریه امیل دورکیم انجام شده است، بر آنیم کارکردهای اجتماعی نوروز در شعر پیرمرد را بررسی کنیم؛ پیرمرد از شعرای آزادی خواه و وطن پرست کرد است که نوروز را جشن کهن کردها خوانده و هر ساله به برگزاری باشکوه آن اصرار می ورزید ه است و در سروده های خود به جنبه های گوناگون نوروز اشاره کرده که نشان می دهد او به کارکردهای نمادین این جشن پی برده است. یافته های پژوهش نشان می دهد نوروز در کلام پیرمرد کارکردهای نمادینی چون همبستگی و وحدت میان اقشار مختلف جامعه، بازشناسی هویت کردها، حفظ فرهنگ کردها-فرهنگ عامیانه-، شناخت پیشینه نوروز، آزادی خواهی و تداعی پاره ای اسطوره های کهن دارد.
۱۵۳.

دلایل نگارش مکتوبات مولانا خالد نقشبندی به زبان فارسی و بررسی وجوه پیوند آن با شعر حافظ بر اساس نظریه گفتمان قدرت میشل فوکو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۱۴۸
مولانا خالد نقشبندی(۱۲۴۳-۱۱۹۳ه .ش) که از او به عنوان سرسلسله ی طریقت نقشبندیه در کردستان یاد می کنند، یکی از ادیبان و شاعران کلاسیک کُرد است که دارای مجموعه ای از نامه ها و مکتوبات فارسی است. این مقاله به بررسی رابطه میان گفتمان قدرت و انتخاب زبان فارسی و بهره گیری از اشعار حافظ در نامه ها و مکتوبات مولانا خالد نقشبندی می پردازد. در این مقاله با بهره گیری از نظریه گفتمان میشل فوکو در زمینه قدرت، معرفت، حقیقت ، نشان داده می شود که پذیرش طریقت نقشبندیه از سوی مولانا خالد، نه تنها بر باورهای معنوی ایشان تأثیر گذاشته، بلکه این پذیرش، او را در معرض یک نظام گفتمانی قرار داد که در آن زبان فارسی به عنوان زبان اصلی تصوف و عرفان ترویج می شد.مولانا خالد با قرار گرفتن در این نظام گفتمانی به پیروی از بسیاری از  اختصاصات زبانی و ادبی در آن دوره تاریخی پرداخت و در تولید بسیاری از متون به اسلوب دیگر نویسندگان این دوره، الگوی زبانی و ادبی خود را در آثار شاعران و نویسندگان  بزرگ متصوفه جستجو می کرد. این مقاله نشان می دهد که مولانا خالد با قرار گرفتن در این گفتمان برای تعلیم آموزه های طریقتی به مخاطبین خود همواره به بسیاری از نشانه ها و دال های آیینی و طریقتی موجود در شعر و ادبیات فارسی به ویژه شعر حافظ استناد نموده و از همین رو در مکتوبات خود به  بسیاری از رمزگان متصوفه و شعر فارسی ارجاع می داده است. 
۱۵۴.

جعل ادیبانه کلمات شعر و بلاغت آن(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۳
در این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی موضوع جعل ادیبانه در شعر پرداخته ایم. جعل ادیبانه هرگونه تغییر و تبدیل در کلمات، بافت و ساخت شعر است که در جریان نقل شفاهی یا نوشتن شعر یک شاعر، به صورت غیرعمدی یا عمدی از سوی شخص ادیب انجام می شود. با توجه به فراوانی و شیوع این امر و اینکه تا کنون در هیچ منبع علمی مربوط به ادبیات شناسی، به صورت مستقل به این موضوع پرداخته نشده ، اهمیّت و ضرورت انجام این تحقیق آشکار می گردد. مسئله تحقیق، تبیین ماهیت، تعریف، ویژگی ها، انواع جعل ادیبانه، تأثیر آن بر تعدّد نسخ خطی و چگونگی حضور آن در کتب علوم بلاغی است. در مقدمه مقاله به معرفی موضوع مقاله با ذکر نمونه ها و به بحث دشواری نامگذاری این پدیده پرداخته و خاطرنشان کرده ایم که در این مقاله منظور ما از جعل، معنای خنثای آن، یعنی ساختن است. در ادامه به پیشینه تحقیق و بررسی این پدیده از منظر علوم بلاغی پرداخته ایم. سپس موضوع تأثیر این پدیده را بر تعدّد نسخ دیوان های شاعران با ذکر و تحلیل نمونه هایی از دیوان حافظ بررسی کرده ایم و در ادامه چگونگی حضور این پدیده در کتاب های مربوط به علوم بلاغی با ذکر نمونه های متعدّد بررسی و تحلیل شده است. نتیجه تحقیق نشان می دهد که جعل ادیبانه به دو نوع اصلی شفاهی و کتبی و این دو نوع نیز به گونه های شاعرانه و غیرشاعرانه و آگاهانه و ناآگاهانه تقسیم می شود. در جعل شاعرانه گاه نتیجه کار زیباتر، متناسب تر و تأثیرگذارتر از اصل شعر شاعر از کار درمی آید. جعل ادیبانه کتبی اغلب از نوع غیرشاعرانه است. این نوع جعل در نسخه بدل ها اغلب به صورت آگاهانه و غیرشاعرانه دیده می شود. در کتب علوم بلاغی به مواردی متعدّد از این پدیده می توان برخورد که اغلب از نوع ناآگاهانه و غیرشاعرانه اند. به عنوان نتیجه کلی باید گفت که جعل ادیبانه اغلب غیرشاعرانه است و به زیبایی، تناسب، فصاحت و بلاغت اشعار آسیب وارد می کند.
۱۵۵.

الگوهای سطحی ارتباطی در تعامل شخصیت ها براساس رویکرد هورتولانوس و همکاران (رمان تاریکی معلق روز و آتش)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۳۲
روابط فردی و کارکرد آن موضوعی است که در قرن بیستم مباحث چالش برانگیزی را به خود اختصاص داده است. در پژوهش حاضر این موضوع براساس دو رمان تاریکی معلق روز از زهرا عبدی و آتش از حسین سناپور، به روش توصیفی- تحلیلی بررسی می شود. برای تحلیل روابط میان فردی در شخصیت ها، از دیدگاه هورتولانوس و همکارانش به عنوان نظریه اصلی استفاده شده است. در این چارچوب الگوی ارتباطی سطحی شکلی از روابط مدرن امروزی است که دارای سه ویژگی اصلی است: «عقلانی سازی»، «فردگرایی خودخواهانه» و «ناپایداری روابط». براساس تحلیل کنش شخصیت ها نتیجه آن است که اکثر ارتباطات (عاطفی) عقل محور است و فردگرایی خودخواهانه، خصوصیت اصلی این کنش هاست. همچنین ویژگی دیگر این نوع کنش ها عدم تعهد و روابط ناپایدار است که احساس تنهایی و رهابودگی نتیجه آن است. با غلبه این الگو شخصیت ها هرچه بیشتر درجهت رقابت منفی و عدم اعتماد پیش می روند و در این راستا پیوندهای خانوادگی خود را نیز قربانی می کنند و تنها شخصیت ایما از این الگو مستثنا می شود. در این رمان ها، عمده ترین عامل در پیشبرد شخصیت ها به سمت این الگو، تغییرات جامعه و تشدید آن به ویژه در دهه نود است که از آن میان مسئله شغل و پول و خلاءِ معنویت بیشترین تأثیر را در بعد اجتماعی دارند و در بعد فردی، فقدان خانواده حمایتگر و پیوندهای سست و عاری از صمیمت در آن، دیگر عامل مهم است.
۱۵۶.

سوژه عاشق در نظام گفتمانی عشق حقیقی و مجازی بر مبنای نظریه قدرت فوکو (مطالعه موردی رمان «قلندر و قلعه» و «غزال، آهوی باغ زعفرانیه»)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۰ تعداد دانلود : ۲۰۰
در تاریخ ادبیات فارسی عشق دو جلوه حقیقی و مجازی یافته است؛ عشق حقیقی که منبعی لایزال دارد و نشات گرفته از باورهای دینی است که در واقع عشق به خداوند هست؛ عشق مجازی نیز همان عشق بین دو انسان تعریف می شود. نقطه عطف هر دوی این تعاریف در آن است که ماهیت عشق بستری را بر می سازد تا طرفین این گفتمان در تعامل با یکدیگر در دوسوی ناهمگن قرار بگیرند. هژمونی قدرت معشوق منجر به انقیاد سوژه- عاشق می شود. از این روی، می توان گفت عشق منبع قدرت است. از آنجایی که فوکو یکی از مهم ترین متفکرانی است که بر لزوم بازاندیشی و نگاه دوباره به مفاهیم کلاسیک از دریچه «قدرت» تأکید کرده و تا حد ممکن، این بازشناسی را انجام داداست؛ در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی- تحلیلی مبتنی بر نظریه فوکو تأثیر مناسبات قدرت بر دو طرف این گفتمان عشقِ مجازی و حقیقی واکاوی شده است. بدین منظور نظام گفتمانی عشق حقیقی در داستان قلندر و قلعه که درباره سهروردی است با نظام گفتمانی عشق مجازی در داستان غزال، آهوی باغ زعفرانیه که رمانی عاشقانه از جنسِ دو انسان است، سنجیده شده است. نتایج نشان داد که آنچه عشق حقیقی را از عشق مجازی منفک می کند، تنها، تفاوت در شیوه اجرای خواسته های معشوق است اما در عشق مجازی، بسته به وضعیت ابتدایی، معشوق تصمیم می گیرد که از عاشق چه کارهایی بخواهد.
۱۵۷.

برهم کنش استعاره و مجاز در برآیند معنایی افعال دارای جزء وام واژه ای در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۱۸۷
تغییرات معنایی واژه ها بر پایه استعاره و مجاز در زبان، امری همواره در جریان و البته مورد توجه است. ازآنجاکه وام واژه ها بستر مساعدتری برای تغییرات معنایی دارند، نوشته حاضر با التفات به آن دسته از افعال غیربسیط فارسی که حاوی وام واژه هستند، به بررسی نحوه تغییرات معنایی مجازی و استعاری وام واژه ها به مثابه جزء غیرفعلی و همکرد هم نشین آنها پرداخته است. شواهد زبانی، اغلب از فرهنگ لغات مخفی زبان فارسی (1400) استخراج و بر مبنای الگوی شناختی روئیز و گالرا (2011) تحلیل شده است. نتایج نشان داد در زبان فارسی گرچه مجاز می تواند مستقلاً عامل تغییر معنایی فعل غیربسیط باشد، استعاره استقلال عمل ندارد و همیشه همراه با مجاز است. همچنین، مشخص شد فرآیندهای دخیل در تغییرات معنایی در فارسی به مراتب پیچیده تر است. مجموعاً دوازده الگو دسته بندی شد که هشت مورد آن منحصر به شواهد زبان فارسی بود. از این میان، سه الگو تنها بر پایه مجاز و سایر الگوها از برهم کنش استعاره و مجاز حاصل آمده بود که عبارت است از: 1. گسترش مجازی دامنه حوزه؛ 2. کاهش مجازی دامنه حوزه؛ زنجیره متوالی گسترش و کاهش دامنه حوزه؛ 3. گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره و کاهش مجازی حوزه مقصد؛ 4. کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره و گسترش مجازی حوزه مقصد؛ کاهش مجازی هر دو حوزه مبدأ و مقصد استعاره؛ 5. تلفیق حوزه مقصد دو استعاره در یک حوزه مبدأ و در نهایت زنجیره استعاری با کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره نخست. چهار الگوی دیگر منطبق با ساختارهای پیشنهادی روئیز و گالرا شامل گسترش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مبدأ استعاره، کاهش مجازی حوزه مقصد استعاره و تلفیق یک استعاره در حوزه مبدأ-مقصد استعاره دیگر است. از مجموع مشاهدات روئیز و گالرا در انگلیسی و نگارنده در فارسی، مجموعاً نوزده الگوی تغییر معنایی حاصل آمد که نشان می دهد زبان بشری در کاربرد تعاملی استعاره و مجاز ظرفیت بیشتری دارد.
۱۵۸.

خوانشی کاربردشناختی از فن بدیعی «مبالغه» بر اساس «اصل همکاری» گرایس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۲۳۶
مبالغه ازجمله برجسته ترین شگردهای کلامی است که از دیرباز توجه بسیاری از زبان پژوهان را به خود جلب کرده و به گونه ای ویژه در ذیل علم بدیع طرح یافته است. آنچه درباره این فن بدیعی، مانند هر فن بدیعی دیگری، مهم است آنکه طی چه فرایندی آفرینش یافته و چگونه دریافت و خوانش شده است. پژوهش حاضر برای پاسخ به چنین پرسش بنیادینی، روش توصیفی تحلیلی را در پیش گرفته و با بهره مندی از نظریه کاربردشناختی «اصل همکاری گرایس» به تجزیه و تحلیل فرایند ساختی- معنایی این فن بدیعی پرداخته است. نتایج حاکی از آن است که آفرینش فن بدیعی مبالغه در اساس بر رعایت نکردن آنچه گرایس قاعده «کیفیت» می نامند، استوار است؛ چراکه در روند آفرینش این فن، متکلم از اینکه اطلاعاتی درست و استدلال پذیر در اختیار مخاطب قرار دهد، خودداری کرده و بدین گونه قاعده کیفیت را رعایت نمی کند؛ البته باید توجه داشت که رعایت نکردن قاعده کیفیت در این فرایند عامدانه و به گونه ای آشکار و تشخیص پذیر بوده [= نقض قاعده کیفیت] و متلکم نه با هدف فریب دادن یا گمراه ساختن مخاطب [= تخطی از قاعده کیفیت]، بلکه با هدف رهنمون ساختن وی به «تضمن مکالمه ای» دست به چنین کاری می زند. این مطلب می تواند معیاری دقیق برای تمییز مبالغه از سخن دروغین قلمداد شود.
۱۵۹.

ترجمه بینانشانه ای: از ادبیات کهن به نمایش معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۴
یاکوبسن ترجمه را به سه دسته درون زبانی، بینازبانی و بینانشانه ای تقسیم می کند و اقتباس را نوعی ترجمه بینانشانه ای می داند. این پژوهش به شیوه توصیفی تحلیلی درصدد است روابط بینانشانه ای را میان داستان شیخ صنعان از منظومه عطار نیشابوری به عنوان «روایت کهن» و مجموعه تلویزیونی میوه ممنوعه به کارگردانی حسن فتحی «نمایش معاصر» بررسی کند. در این پژوهش سعی شده است با ذکر نمونه های گوناگون نشان داده شود که این نمایش تلویزیونی معاصر متأثر از داستان شیخ صنعان بوده و اقتباس صورت گرفته است. بدین ترتیب، در جریان تبدیل نظام نشانه ای متنی کهن به نظام دیداری شنیداری معاصر که نوعی ترجمه بینانشانه ای به شمار می آید، از روابط بینامتنی موجود رمزگشایی می شود. نتایج نشان می دهد که برطبق دسته بندی ارائه شده ازسوی اندرو (Andrew,1984/1382) اقتباس از این ترجمه بینانشانه ای از نوع اول است و وام گیری در بسیاری از مؤلفه های ساختاری و محتوایی دیده می شود. در این نمایش اقتباس شده وفاداری کامل به متن اصلی مدّنظر اقتباس گر نبوده و اصالت آن نیز حفظ نشده است؛ بلکه بسیاری از مؤلفه های این اثر ادبی کهن در نمایش وام گرفته شده و به اقتضای محدودیت های رسانه ای، نوع مخاطبان و هدف فیلم با تغییراتی همراه بوده است.
۱۶۰.

An Analytical Overview of Alexander’s Epic (Iskandarnāme) in Persian Literature(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۱ تعداد دانلود : ۲۳۱
In works revolving around the life of Alexander, the characterization of Alexander is marked by exaggerations and contradictions, as if we are faced with two distinct Alexanders; a wise, just, and prophet-like figure, and a detested, tyrannical oppressor. Conducted by the library method, the present study investigates the description and qualitative content analysis of famous Persian Alexander Epic (Iskandarnāme). While briefly introducing existing Alexander Epics, the study explores the characterization of Alexander besides comparing various texts of the same genre. The analysis reveals that in most of these works, Alexander assumes a mythical, legendary, and sacred persona. In some works, such as Nizami’s Iskandarnāme, Alexander is identified with Dhu al-Qarnayn, while in the mystical works of Jami and Amir Khosrow, he takes on an orphic character. In some works, like Darab Nameh, references to Alexander’s weaknesses are more or less hinted at. Nevertheless, overall, he is depicted as a just and wise monarch, and in some instances, a prophetic figure. Regarding Alexander’s ethnicity, there is no consensus in these works. Among these, two narratives are more noteworthy: some, like Nizami, consider him of Iranian descent, while others view him as from the lineage of the Greek hero Philip. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان