مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
دگراندیشی
حوزههای تخصصی:
دامنه تفاوتهای نگرشی متفکران اسلامی در جهان معاصر و در نحوه بهکارگیری آموزههای اسلامی و چالشهای به وجود آمده در موضوعات مختلف، به مسایل زنان نیز کشیده شده است. در نوشتار پیشین «صورتبندی مطالعات زنان در جهان اسلام» روشن گردید که این مطالعات تحت دو رهیافت اصولگرایی و دگراندیشی ملاحظه شده است. اصولگرایان در نگاه به مسایل زنان دارای رویکردی احتیاطآمیز نسبت به تحولات تجدد غربی بوده؛ در حالی که دگراندیشان با تأثیرپذیری از این تحولات، به ویژه تحولات مدرنیته و فمینیسم، به مسایل زنان مینگرند. در نوشتار حاضر نظرگاه دگراندیشان طی دو رویکرد تجددگرایی و معرفتشناسی مورد بررسی قرار میگیرد. تجدد گرایان اسلامی از یکسو با نقد دیدگاه سنتی و از سوی دیگر با جذب آموزههای تجدد غربی به تبیین مواضع خود در قبال مسایل زنان میپردازند. معرفت شناسان اسلامی نیز با تأثیر از تحولات معرفتشناختی اخیر و با ادعای تاریخمندی و تاریخمداری نصوص دینی درصدد ارایه قرائتهای جدید در آموزههای اسلامی خود هستند.
برخی جریان های دگراندیش در عصر پهلوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از دستاوردهای مدرنیته پس از نهضت مشروطه، ساختاری شدن تدریجی عرفی گرائی و موضع گیری ضد دینی و سنتی دولت پهلوی بود؛ حرکتی با هدف تضعیف ارزش های دینی و اخلاقی یا اسلام زدائی در شرق. در ادامه نهضت های سلفی و وهابی و با پیدائی بحران هویتی ایران معاصر، آرای غرب و اهداف سلطه گران اقتصادی، سیاسی و فرهنگی ، روشنفکران عرب و ترک و ایرانی را به تامل واداشت. در این فضا که با آثار برخی روشنفکران آغاز و در دوره رضاشاه به اوج خود رسید، طیفی برآمدند که افکار و آرمان هایشان رنگی از انسان گرائی و اندیشه غیردینی داشت . در پرتوی تساهل دولت و همسوئی روشنفکران نوگرا ، کسانی نظیر: کسروی، شریعت سنگلجی، حکمی زاده و ... با سخنرانی ها و نوشته هائی انتقادی و بدیع، اسلام و مظاهر سنتی آن را نشانه گرفتند؛ زیرا می پنداشتند قادرند با نقد سطحی و تند از چهارچوبه های شریعت ، اصول سیانتیسم (علم زدگی) و عقل گرائی اروپائی را در جامعه سنت گرای شرقی پیاده نمایند. بویژه در شرائطی که دولت رضاشاه با هدف حاکمیت الگوهای جامعه مدرن غرب بر شئون اجتماعی ایران یک رشته دگرگونی ها را صورت داد؛ مانند: شکل گیری بوروکراسی(دیوانسالاری جدید)، ایجاد مدارس نوین، تاسیس دادگستری و برچیدن محاکم شرع و ... و در نهایت باورداشت های غرب گرایانه در قالب جهان بینی شاهنشاهی یک به یک به مورد اجرا گذارده شد. بررسی کوشش تنی چند از تجددگرایان دین ستیز یا نواندیشان دین خواه برای جایگزین کردن خردگرائی غربی بجای تعبد دینی و یا تاویل مدرن و روزآمد از دین، موضوع اصلی این مقاله است که همراه با ارائه کارنامه سیاست مذهبی رضاشاه ، مشکل اصلی بخشی از جریان روشن فکری معاصر را به بحث کشانده است.
دگراندیشی در سیاست نامه، تحلیل گفتمان برخورد با مخالف در اندیشه خواجه نظام الملک
حوزههای تخصصی:
طرح بحث عقیدتی و مذهبی درکتاب سیاستنامه خواجه نظام الملک با هدف استحکام و تثبیت پایه های حکومت سلجوقی صورت گرفته است. خواجه نظام الملک در این کتاب در باره مذاهب رایج دوره سلجوقی شافعی و حنفی تعصب زیادی به خرج می دهد. او پیروان سایر مذاهب را با صفاتی مانند بددین و بدمذهب خطاب می کند و برای تاثیرگذاری بیشتر بر مخاطب و توجیه ضدیت با مخالفان مذهبی که همان مخالفان سیاسی او می باشند، حکایت هایی را به تناسب موضوع می آورد. دگراندیشی و برخورد بامخالف درسیاست نامه مساله ای است که در این نوشتار با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف توصیف،تحلیل و تبیین می شوند. تحلیل گفتمان چگونگی تبلور و شکل گیری معنا و پیام واحدهای زبانی در ارتباط با عوامل درون متن را بررسی می کند. سیر تکوینی تحلیل گفتمان منجر به تحلیل گفتمان انتقادی می شود که ریشه در زبان شناسی انتقادی دارد و در این میان رویکرد انتقادی نورمن فرکلاف جامع ترین چهارچوب تحلیل گفتمان انتقادی به حساب می آید. در این نوشتار ابتدا اندیشه و نگرش خواجه نظام الملک با مخالفان مذهبی در متن و حکایات سیاست نامه توصیف و سپس براساس روش فرکلاف مورد تحلیل و تبیین قرار می گیرد و به این سئوال پاسخ داده می شود خواجه نظام الملک در کتاب سیاست نامه چگونه با مخالفان مذهبی خود رفتار می کند؟ پاسخ به این سوال با به کاربستن روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و تحلیل لایه های پنهان اندیشه خواجه نظام الملک صورت گرفته است.
طنز موقعیت چشمه دیگری از نبوغ حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طبیعی ترین نوع طنز، طنز رفتاری است که بدون هیچ گونه هنرنمایی های ادبی و زبانی، موجب طیبت و تعجب و حیرت می شود. حافظ برخلاف شاعران هم عصر خود در اواخر ایلخانیان و عهد تیموریان که تنها به بازی های زبانی و صناعت های ادبی در شعر اهمیت می دادند، دو عنصر صورت و محتوا را به طور هم زمان در کانون تمرکز خود قرار می دهد. به این سبب طنز های موقعیتی در اشعار او بیشتر از طنزهای ادبی است. حافظ معمولاً به جای انتقاد از سیاست حکومت ها، رفتارهای بی هنجار حکومتیان و طرف داران آن ها را که اغلب درآمیخته با تزویر و ریا است به طور صریح به تصویر می کشد تا از تقابل و تعارض آن ها با رفتارهای منطقی و متعارف انسانی، موقعیت های تمسخرآمیز و مضحک پدید آورد. یا آن که رفتارهای ریاکارانه را در برابر رفتارهای شفاف عرفی قرار می دهد تا از این طریق موقعیت های تقابل دار و طنزآمیز بیافریند. برخی از گونه های طنز موقعیت در اشعار حافظ عبارت اند از: صراحت گویی، خودزنی/ تظاهر به فسق و دگراندیشی، وارونه کاری/ وارونه گویی، تناقض گویی و تقابل آفرینی، تکبر و طلب کاری، طنز تراژیک، اغراق و مبالغه، خودکم بینی، دلیل آوری توجیه گرانه، شوخ طبعی. در این مقاله فقط سه گونه نخست را به بررسی گذاشته ایم.
دگراندیشی در اشعار اسماعیل شاهرودی(از 1332 تا 1357 هجری شمسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۲ شماره ۵۸
144 - 172
حوزههای تخصصی:
دگراندیشی، شیوه نگرش متفاوت و ناسازگار با اصول حاکمیت، باورهای دینی و سنّت های اجتماعی است که با رویکردی تعقلی و تخیّلی، دیدگاهی تازه بیان می دارد. این رویکرد با سلطه استبداد، استمرار جهل و تحجّر جهت گیری متضاد دارد و جنبه های ستیزه جویانه آن مؤلّفه های متنوّعی در افکار شاعران نوپرداز پدید می آورد. با تحلیل و توصیف محتوای مجموعه اشعار اسماعیل شاهرودی به روش کتابخانه ای مشخص خواهد شد که در زمینه های فکری این شاعر به ظاهر گمنام چه اندیشه ها و آرمان های تأثیرگذار و برجسته اخلاقی و تعلیمی وجود دارد. در نتیجه متناسب با تأثیرات حوادث مهم تاریخی از وی، مبارزی عدالت طلب، آزادی خواه و الهام بخش تصویر می گردد. او مبارزه را برای مساوات، آگاهی را برای آزادی خواهی و دانایی را برای گذار از کاستی های سنّت به کار می بندد. با مطالعه زمینه های فکری مساوات جو، فساد ستیز، ضد استعماری، جهل ستیز، صلح طلب و انسان مدار شاهرودی در مقایسه با شاعران غیر متعهد، لذت طلب، وابسته به حاکمیت و فردگرا، کارکرد ارزش های اخلاقی و انسانی ازیادرفته برجسته می گردد و پیوند تاریخی اصالت های فکری فرهنگ ایرانی پایدار می ماند. افکار دگراندیشانه شاهرودی، نواقص سنّت های اجتماعی را نمودار می سازد، ریشه های ساختار حاکمیت استبداد را بر ملا می نماید و توانمندی های نهاد دین را برای هماهنگی با نیازهای روزآمد آشکار می کند.
تحلیل مفهوم دگراندیشی در کلیه و دمنه بر مبنای دیدگاه میشل فوکو، جان استوارت میل و توماس هابز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 44
حوزههای تخصصی:
زمینه: مفهوم دگراندیشی، یکی از اصول بنیادی در تعاملات اجتماعی است که به طور خاص در ادبیات کلاسیک ایران موردتوجه قرارگرفته است. «کلیله ودمنه» به عنوان یک اثر ادبی باریشه های عمیق فرهنگی و فلسفی، فرصتی مناسب برای بررسی این مفهوم فراهم می آورد. این اثر با به تصویر کشیدن روابط پیچیده میان شخصیت ها و ارائه حکایات آموزنده، می تواند به تجزیه وتحلیل دگراندیشی و اهمیت آن در جامعه انسانی کمک کند. روش: این پژوهش با روش تحلیلی-توصیفی، به بررسی متون موجود در «کلیله ودمنه» پرداخته و با تحلیل محتوای حکایات مختلف، تأثیر دگراندیشی بر رفتار شخصیت ها و نتایج داستان ها استخراج و ارزیابی شده است. یافته ها: یافته های پژوهش بیانگر آن است که «کلیله ودمنه» مفهوم دگراندیشی را، به طور مؤثری در قالب شخصیت ها و حکایات خود بازنمایی می کند. این اثر با تأکید بر اهمیت احترام به نظرات دیگران، تنوع دیدگاه ها و لزوم گفت وگو در ایجاد همزیستی اجتماعی، به خوانندگان می آموزد که دگراندیشی نه تنها یک ارزش اخلاقی، بلکه یک نیاز ضروری برای ارتقای جامعه است. به طورکلی، تحلیل دگراندیشی در «کلیله ودمنه» با تأمل در دیدگاه های اندیشمندان مذکور اندیشمند، نشان دهنده تنوع و پیچیدگی این مفهوم است. دگراندیشی می تواند به عنوان ابزاری برای مقاومت و نقد قدرت (فوکو)، تهدیدی برای نظم و ثبات اجتماعی (هابز) و عاملی برای پیشرفت و آزادی بیان (میل) در نظر گرفته شود. این تنوع در دیدگاه ها به ما کمک می کند تا دگراندیشی را در زمینه های مختلف اجتماعی و سیاسی بهتر درک کنیم و بر ضرورت پذیرش تنوع و تعامل مثبت میان افراد تأکید کنیم.