فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
گروتسک، نوعی نگاه به هستی است. این اندیشه، درواقع برگرفته از نقاشی های کهن غارهای باستانی در ایتالیاست که آمیزه ای از انسان، گیاه و حیوان را به شکلی درهم و پیچیده نشان می داد. بعدها این سبک به هنر و ادبیات رسوخ کرد و پایه گذار شیوه ای نو و منحصر به فرد در آثار ادبی شد. اغراق، هنجارگریزی، استهزا، زبان توهین آمیز و بدن مندی از نشانه های این سبک ادبی است. شیوه ای که نویسنده رمان «اعترافات هولناک لاک پشت مُرده» به شکلی ویژه از آن در نگارش اثرش بهره جسته است. در این رمان هراس آورترین و تلخ ترین پیشامدهای زندگی با طنزی گزنده و زبانی رکیک روایت می شود. شیوه ای که با آمیختن صحنه های گوناگونِ مرگ، غذا خوردن و خواهش های تنانه، در جای جای رمان جلوه ای بارز از سبک گروتسک را پدید آورده است. در این نوشتار تلاش شده است تا با روش توصیفی تحلیلی، ضمن تحلیل عناصر گروتسک و چگونگی تأثیرپذیری نویسنده از این عناصر، به بررسی خاستگاه های گرایش راوی رمان به استفاده از زبان و مؤلفه های گروتسکی پرداخته شود. یکی از اهداف مهم پژوهش این است از بیان صرف عناصر گروتسک فراتر رفته و این مؤلفه ها در راستای تحلیل روان شخصیت راوی به کار گرفته شود. فرآیندی که نتیجه آن رسیدن به مواردی همچون ترس از مرگ، اضطرابها و روان ضربه های طول زندگی، به عنوان محرک اصلی برای گزینش سبک زندگی گروتسکی از سوی راوی است. حاصل این پژوهش تأثیر بُعد ناخودآگاه ذهن شخصیت داستان را بر شکل گیری ذهن و زبان گروتسکی آشکار می سازد.
بررسی استعاره های مفهومی در مثنوی لیلی و مجنون درباره پدیده های طبیعی و حیوانات براساس نظریه آمیزه مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
115 - 137
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی استعاره های مفهومی در مثنوی لیلی و مجنون نظامی، با تمرکز بر دو حوزه «پدیده های طبیعی» و «حیوانات»، براساس نظریه آمیزه مفهومی فوکونیه و ترنر (۲۰۰۲-۱۹۹۸) می پردازد. در این نظریه، استعاره ها با استفاده از فضاهای ذهنی (دو فضای دروندادی، یک فضای عام، و یک فضای آمیخته) تحلیل می شوند. یافته ها نشان می دهد که از میان ۱۱۰۰ استعاره شناسایی شده، حوزه های «پدیده های طبیعی» با بسامد ۲۱۳ (۱۹.۳۶%) و «حیوانات» با بسامد ۱۵۲ (۱۳.۹%) بیشترین کاربرد را داشته اند. آزمون آماری خی-دو (با مقدار ۲.۲e-۱۶) تأیید کرد که تفاوت میان فراوانی های این استعاره ها معنادار است (p<0.05). نتایج بیانگر آن است که نظامی از این حوزه های مفهومی برای بازتاب جهان ملموس و مفاهیم انتزاعی بهره برده و پیوندی عمیق میان طبیعت، حیوانات، و تجربیات انسانی ایجاد کرده است. بسامد بالای این استعاره ها همچنین نشان دهنده توجه ویژه ی شاعر به زندگی عینی و تعامل انسان با محیط است. این پژوهش بر غنای تصویرپردازی نظامی و کاربرد هدفمند استعاره ها در انتقال مفاهیم انسانی تأکید دارد.
مروارید و باورها و آیین های وابسته به آن در عجایب نامه ها و متون کانی شناختی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از میان احجار کریمه که در فرهنگ و تمدن ایرانی و در ادب فارسی مؤثر و قابل توجه بوده اند، مروارید جایگاه خاصی دارد. این سنگ که نشانه های حضور آن در فرهنگ مردم ایران از کهن ترین دوره ها به چشم می خورد، از چشم اندازهای اجتماعی، فرهنگی و ادبی قابل توجه و بررسی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته، بررسی جایگاه مروارید و آیین ها و باورهای مرتبط با آن در فرهنگ ایران با تکیه بر متون کانی شناختی و عجایب نامه هاست. انجام این تحقیق بخشی از مبهمات متون ادب فارسی و زوایایی از فرهنگ و تمدن کهن ایران را روشن خواهد کرد. نتایج تحقیق نشان می دهد باورها و آیین هایی در خصوص منشأ و شیوه تشکیل مروارید، فرو رفتن در آب و صید آن، استخراج مروارید از صدف و استحصال و بیختن و جدا کردن آن، انواع و اقسام مروارید، نقش مروارید در نظام اقتصادی جامعه، سفتن و به رشته کشیدن و اصلاح مروارید، خواص درمانی و کاربرد مروارید در تزیینات، ایجاد مروارید مصنوعی، تأثیر در فرهنگ عامه و خواب گزاری، نقش مروارید در زبان فارسی و پیدایش لغات، ترکیبات و اصطلاحات و بازتاب آن در مضامین و تصاویر شعری از مهم ترین زمینه های حضور مروارید در متون ادب فارسی به شمار می آید.
شعر حافظ و سعدی و شاب ظریف در پرتو بینامتنیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
149 - 175
حوزههای تخصصی:
تحلیل و مقایسه متون با یکدیگر در حوزه نقد و نظریه یکی از روش های جدید و کاربردی تحقیق به شمار می رود، در این راستا نظریه بینامتنیت بسیار مورد توجه منتقدین آثار کلاسیک و جدید است که با ادبیات تطبیقی نیز ارتباط تنگاتنگی دارد، عمده ترین مسأله در نظریه بینامتنیت کشف شباهت های متون است و دانشمندان این نظریه معتقدند که متن نظامی بسته نیست و متون در حال گفت وگو با یکدیگر هستند و هیچ متنی بدون پیش متن به وجود نیامده و هر متنی بر پایه متون پیشین خلق شده است، از این رو تطبیق متون ادبی ملل گوناگون ممکن است سبب کشف مضامین مشترک میان آثار شاعران و نویسندگان با یکدیگر شود. یکی از شعرای غزل سرای عرب که در قرن هفتم می زیسته، شاب ظریف است که معاصر با سعدی و متقدم بر حافظ است. اصلی ترین مضمون در دیوان او عشق و بیان احوال عاشق و معشوق است. اشعار او شباهت های مضمونی گوناگونی با غزلیات حافظ و کلیات سعدی دارد که شامل مواردی مانند نصیحت ناپذیری عاشق، وفای عهد، اشک ریزی عاشق، دیدار عاشق و معشوق، فراق و... است. از این روی در این جستار با بهره جستن از نظریه بینامتنیت کریستوا به تحلیل و بررسی برخی از موارد قرابت و تشابه مضامین شاب ظریف با کلیات سعدی و حافظ پرداخته و نمونه هایی از وحدت و تقارب مضامین آنان را بیان کرده ایم.
استعاره مفهومی «شادی» در غزلیات حافظ با رویکرد زبان شناسی شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش زبان و ادبیات فارسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
49 - 81
حوزههای تخصصی:
زبان شناسی شناختی، نگرشی نوین و دریچه ای تازه در مسیر مطالعات بین رشته ای زبان شناسی و ادبیات است. یکی از نظریه های برجسته در این نگرش، نظریه استعاره مفهومی است که عهده دار انتقال پیام هاست و این ظرفیت را دارد که تجارب انتزاعی زبان را به مفاهیم محسوس و ملموس تبدیل کند. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی- تحلیلی، در پی دستیابی به الگویی شناختی برای مفهوم سازی شادی در غزلیات حافظ است. در این باره، با بررسی استعاره های مفهومی و تحلیل های شناختی، سعی بر کشف و تبیین نحوه تجلی و بازنمایی مفهوم شادی در اشعار حافظ شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که نظریه های نظام مند و کاربردی استعاره های مفهومی، با ارائه چارچوبی منسجم و علمی، امکان تحلیل و تبیین دقیق ابعاد پیچیده و ناملموس احساس شادی را در نگرش و جهان بینی حافظ فراهم می آورند. حافظ برای بیان ابعاد گوناگون شادی، از حوزه های تجربی و انتزاعی متعدد و متفاوتی بهره گرفته است. در پژوهش حاضر، وجوه گوناگون مفهوم شادی در انواعی از حوزه های هستی شناختی، جهت مندی و ساختاری و با تجارب حسی گوناگون و بار معنایی مثبت و منفی در جهت عینی سازی این مفهوم بررسی شده است. علاوه بر آن این مقوله در انواعی از حوزه های شناختی اشیا، جاندارمداری، طبیعت، مکان، خوراک نیز مفهوم سازی شده است. در حوزه جهت مندی، استعاره های مفهومی شادی در دو جهت بالا و پایین ترسیم شده و سرانجام در حوزه ساختاری، به تحلیل انطباق معنای کلی شادی در قلمروهای تجربی مرتبط با آن پرداخته شده است.
کارکرد تخیل ماده آتش در آثار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
301 - 327
حوزههای تخصصی:
گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان شناختی متون و بهره گیری از کهن الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل اند. انسان پیش ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به نوعی به این مؤلفه ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته تر است که نمودی از شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.
واکاوی رمان کریستین و کید از دریچه ی انگاره ی عشقِ سیال زیگمونت باومن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با فروپاشی روایت های واحد و مطلق در دوران پسامدرن، مفهوم عشق نیز به مجموعه ای از تجربه های فردی و متنوع تبدیل شده است. مفهومی چندوجهی و سیال که با دگرگونی های اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و تکنولوژی درهم تنیده است. عشق در این عصر از زوایه ی دید هر فرد به یک شکل مشاهده می شود و به طور مداوم در حال بازتعریف و بازسازی است. از جمله این تعاریف، مفهومی است که زیگمونت باومن تحت عنوان انگاره ی عشق سیال برای توصیف ماهیت پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن به کار برده است. او استدلال می کند که پیوندهای عاطفی در این عصر دگردیسی عمیقی از تعاریف سنّتی داشته اند. تصویری که از انگاره ی عشق سیال در رمان کریستین و کید از هوشنگ گلشیری ارائه شده است، تصویری روشن از تحولات پیوندهای عاطفی در جامعه ی پسامدرن است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که پیوندها در این رمان به شدت تحت تأثیر مفاهیم عشق سیال قرار دارند. عشق دیگر یک احساس ثابت نیست، بلکه بر اساس ارجاعت درونی و خواسته های فردی شخصیت ها تغییر می کند. وفاداری و پایبندی به پیمان در هیچ پیوندی مشاهده نمی شود. آنچه از سمت شخصیت ها یک رابطه را شکل می دهد یا آن را به پایان می رساند، حضور یا عدم حضور مؤلفه ی لذت است. روابط جنسی به شکل گسترده ای میان شخصیت ها وجود دارد که بدون ترس از آشکار شدن در پی انجام آن هستند. ناهمخوانی احساسات ناموافق در آن پربسامد است. پیوندها بدون هیچ اضطراب فردی یا اجتماعی، به راحتی به پایان می رسند و افراد آزادانه به دنبال تجربه های جدید می روند.
بررسی طنز اجتماعی- سیاسی در اشعار واصف باختری و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طنز یکی از شگردهای ادبی و همچنان یکی از شیوه های مبارزات کلامی است که شاعران در جوامع سیاسی خفقان آور برای نقد عمل کرد زمامداران از آن بهره می برند. در نوشتار حاضر نگارنده کوشیده است تا طنز اجتماعی- سیاسی را در اشعار باختری و مطر مورد بررسی قرار دهد. اساس طنز این دو شاعر انتقاد از شرایط نابسامان جامعه افغانستان و عراق به منظور اصلاح و زدودن فساد است که بدون تردید جلوه های مشترک طنز هردو شاعر دردمند را همین موضوع شکل داده است و از جانب دیگر هدف طنز این دوشاعر به هیچ وجه خنداندن دیگران نیست؛ بلکه طنز آنها اهداف کلان و ارزشمندی همچون استعمار زدایی و فساد زدایی را درپی دارد، در اشعار این دو شاعر مضامین مشترک زیادی دیده می شود که در این مقاله با روش توصیفی_تحلیلی به این مضامین مشترک و تطبیق اندیشه های دو شاعر پرداخته شده است در نتیجه می توان گفت که همگونی های زیادی میان طنز باختری و مطر وجود دارد از جمله برخورد انقلابی و تحول آفرین هردو شاعر با زمامداران عصر خود از رهگذر طنز، نقد فساد اداری، نقد استعمار ستایی، دید اصلاح گرانه، بیان کردن درد مردم در قالب طنز و برخی مشابهت های دیگری که در این مقاله به صورت مفصل به توضیح آن پرداخته شده است.
Stance Markers in Academic Writing: Native Vs. Non-native (Iranian) Authorship in Hard and Soft Sciences Research Articles
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
187 - 208
حوزههای تخصصی:
The meticulous examination of discourse analysis, particularly the scrutiny of language application in academic writing, carries significant weight in the realm of Applied Linguistics. A critical aspect of this exploration revolves around the deployment of stance markers, which function as linguistic tools for articulating the personal viewpoints and assessments of writers concerning the assertions they proffer. The primary objective of this study was to juxtapose the overall and categorical distribution of stance markers in academic research articles authored by native (English) and non-native (Iranian) academic writers across the spheres of soft and hard sciences. The analytical framework of Hyland (2005b) on interactional metadiscourse was utilized to delineate the specific taxonomy of stance markers employed in the academic research articles written by two groups of authors. The results of the research revealed significant differences in the overall and categorical distribution of stance markers between the two sets of datasets, highlighting the potential impacts of disciplinary and cultural variations on their usage. The study advocates for an enriched understanding and integration of the rhetorical norms inherent in academic genres, including the deployment of stance markers, to enhance the creation of educational materials and elevate the language proficiency of students in linguistic studies.
فراشعر پست مدرن در شعر دهه هفتاد
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷
121 - 149
حوزههای تخصصی:
فراشعر پست مدرن مشرقی ژانری ست که برای اولین بار در ایران با کتاب جنس سوم (1384) مقوله بندی و تئوریزه شد. نمونه های ارائه شده اغلب دارای ویژگی های پست مدرنیستی مانند پلی فونی، بازی زبانی، آغازهای ناگهانی و پایآنهای باز، بازی با دستور زبان در زاویه عمودنگرانه یعنی حرکتی فرارونده برای گذر از هر گونه سیستم محوری در شعر است. فراشعر پست مدرن با الهام از چگونگی نگارش فراداستان پست مدرن که مرز بین داستان و تحلیل داستان (نقد) را برداشته بود با تعمیم این فضا به هنر شعر، توسط آذرپیک ارائه شد. در این شیوه چگونگی سرایش شعر و به کارگیری امکانات و تکنیک های شعری برای خوانشگر فاش می شود که بر اساس فاصله گذاری برشتی، خودآگاهانه سرایش شعر به گونه ای اتفاق می افتد که مخاطب در چگونگی آفرینش آن مشارکت یافته و از چند و چون آن آگاه می شود. این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته درصدد است تا تعریفی از فراشعر پست مدرن ارائه دهد و به معرفی فراشعر پست مدرن مشرقی بپردازد. در این راستا مشخص شد که در ایران تا پیش از مکتب اصالت کلمه تعریف مشخصی از فراشعر پست مدرن و ویژگی های آن ارائه نشده، از این رو ترجمه چند مقاله در مورد فراشعر و ارائه قسمت هایی از آن در این نوشتار راه گشا بوده است.
معرفی کتاب مجمع النّوادر و بررسی محتوایی آن (اثری از میراث داستانی شبه قاره)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات شبه قاره سال ۱۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۸
303 - 324
حوزههای تخصصی:
مجمع النّوادر مجموعه ای است از حکایات فارسی و گاه عربی که ملک القضات صدر جهان فیض اللّه بنیانی/بنبانی، از صاحب منصبان حکومت گجرات، آن را در سال 903ق. نوشته و به محمودشاه بیگرّا، پادشاه گجرات (حک .863 – 917)، پیشکش کرده است. مؤلّف حکایات را از منابع مختلف فارسی و عربی گردآورده و با افزودن دیده ها و شنیده های خود، کتاب را در یک مقدمه، چهل فصل و یک خاتمه تدوین کرده است. از این اثر شش نسخه شناسایی شده که چهار نسخه آن به دست آمده است. یکی نسخه محفوظ در کتابخانه دانشگاه پنجاب است که در 930ق. کتابت شده و قدیمی ترین نسخه ای است که دستیاب شده است؛ دیگری نسخه کتابخانه مجلس شورای اسلامی است که احتمالًا در قرن 11یا 12ق. کتابت شده؛ سومی نسخه محفوظ در کتابخانه آصفیه هند که تاریخ کتابت آن احتمالًا قرن 12یا 13ق. است و چهارمی نسخه کتابخانه نورعثمانیه ترکیه که تاریخ کتابت آن1025ق. است. در این مقاله ضمن بررسی محتوایی و ساختاری کتاب، مؤلّف اثر و دیگر آثار او، منابعش در تألیف کتاب، مهدی الیه، محل تألیف و دستنویس های اثر معرفی شده اند.
بررسی ویژگی های سبکی رمان «شب ناسور» با رویکرد سبک شناسی انتقادی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش در پی آن است رمان شب ناسور را از منظر سبک شناسی انتقادی مورد واکاوی قرار دهد و به این پرسش پاسخ دهد که چگونه می توان با استفاده از مؤلّفه های خاصّ سبکی به ایدﺋولوژی پنهان متن دست یافت. به همین منظور، رمان مذکور با روش توصیفی_تحلیلی و بر اساس شاخصه های سبک شناسی انتقادی مورد توجّه قرار گرفت. پس از بررسی لایه بیرونی و بافت موقعیّتی متن، مؤلّفه هایی چون: کانون ساز و کانون شونده، تداوم کانون سازی، بسامد و دیرش، گستره مکان و زمان و نیز خردلایه های واژگانی، نحوی و بلاغی، ذیل دو کلان لایه روایی و متنی بررسی شدند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که تقابل عمیقی بین ایدئولوژی مبارزه و ایدئولوژی دیکتاتوری وجود دارد؛ ایدئولوژی پنهان رمان از سویی سرکوب مبارزه را از سوی نظام حاکم و از دیگر سو انفعال ناپذیری و اعتراض مبارزین را در برابر استبداد قدرت حاکم نشان می دهد. زبان رمان نیز توانسته است ایدئولوژی های مذکور را در رمان بازتولید کند؛ بنابراین شکاف ایدئولوژیک در لایه های مختلف زبان تأثیر بسزایی گذاشته است.
La réception iranienne de l’oeuvre et de la pensée derridiennes(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
111 - 124
حوزههای تخصصی:
Jacques Derrida occupe une place importante dans l’histoire des idées contemporaine. Il marque à ce titre l’œuvre et la pensée de bon nombre de critiques et philosophes à travers le monde. L’Iran est, entre autres, le pays où l’on pourrait déceler les traces de l’œuvre derridienne dans les milieux académiques. Peu de temps après qu’il se fait connaître en Amérique, des traducteurs et universitaires iraniens commencent à le présenter en Iran. On lui accorde même un intérêt spécifique, ce qui paraît étrange vu les caractéristiques que présentent en général, l’œuvre et la pensée de Derrida, qualifiées souvent d’hermétiques. D’où se pose la question suivante : comment expliquer cette attention des cercles académiques et intellectuels iraniens à une pensée qui se caractérise par sa complexité ? Nous pensons que l’une des raisons de cette réception favorable accordée à la pensée de Derrida serait à rechercher dans le fait qu’on est en manque d’un espace qui fonctionnerait comme clé à comprendre, voire évaluer les productions intellectuelles de l’Occident, dont la pensée postmoderne. Cet article essaiera, à travers une analyse thématique, de dresser un tableau de la situation de de la pensée de Derrida en Iran. Pour cela, nous ferons le choix du concept de « déconstruction » comme support à notre réflexion
واکاوی دلالت رنگ سبز در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور با تکیه بر رمزگان زیبایی شناختی پی یر گیرو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۸
155 - 179
حوزههای تخصصی:
نشانه شناسی پی یرگیرو به عنوان یک نظریه گفتمان محور، نشانه های زبانی را در متن بر اساس رمزگانی که بدان ها تعلق می گیرد مورد واکاوی قرار می دهد. رمزگان زیبایی شناختی در الگوی گیرو بر اساس نشانه های القائی در شعر که با خیال و عواطف انگیخته شده سرو کار دارد لذا به نشانه های چند معنایی و مبهم، که ذهن و روان انسان با آن مواجه است، چهارچوب مشخصی می دهد که در این حالت تحلیل گر با نشانه هایی روبه رو است که به شکل نظامی در آمده اند. رنگ سبز از جمله نشانه هایی القائی و انگیخته شعری در شعر قیصرامین پور و أمل دنقل دو شاعر نامی عربی فارسی است که با خلق فضای تخیّل آمیز و ایجاد تقابل های دوگانه سبب زیبایی و تضمن معنایی وبعضا چند معنایی می شود. از این رو مقاله حاضر می کوشد تا با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی دلالت رنگ سبز را در شعر أمل دنقل و قیصر امین پور به عنوان یک نشانه زبانی چند لایه در سایه رمزگان زیبایی شتاسی پی یر گیرو تحلیل کند. نتایج پژوهش نشان می دهد که رنگ واژه سبز در آراء دو شاعر از اهمیت ویژه ای برخودار است و در مواردی از این رنگ به عنوان نماد عواطف و احساسات قلبی و همینطور عنصر معنوی و قدسی یاد می کنند. با توجه به معنای اصلی رنگ سبز به عنوان نماد طبیعت، هر دو شاعر در مقام مقایسه بین روستا و شهر، ضمن برتری دادن روستا بر شهر، آرامش و آسایش را از جمله نشانگان رنگ واژه سبز قلمداد می کنند.علاوه بر این رنگ واژه سبز درآثار مورد مطالعه نماد زندگی، امید، باروری، تازگی و زنده دلی است که هر کدام برای بیان مقاصد و افکار منحصر به فردی در قالب «خیزش و زایش»ارائه گردیده است.
بررسی تطبیقی رمان های محمد سناجله و لیلا صادقی از منظر ادبیات دیجیتال (با تکیه بر رمان های شات، صقیع، اگه اون لیلاست پس من کی ام؟ و وقتم کن تا بگذرم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
47 - 68
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین گونه های ادبی جدید «رمان رئالیستی دیجیتال» است که از داده های دیجیتالی، اطلاعاتی و تکنیک های فن آوری برای ساختن کالبد روایی و محتوایی بهره گرفته است. این گونه ادبیِ جدید در پرتو واقعیت دیجیتال مجازی و مسائل انسان معاصر به دگرگونی هایی می پردازد که فرد را برای عبور از دنیای واقعی به دنیای مجازی همراهی می کند. محمد سناجله در ادبیات عربی و لیلا صادقی در ادبیات پارسی به این گونه جدیدِ روایی نظر داشته و آثاری را در این زمینه خلق کرده اند. هدف از انجام این پژوهش واکاوی انگیزه های نویسندگان یاد شده در پرداختن به این گونه جدید ادبی و یافتن نقاط اشتراک و تفاوت آثار آنهاست. مهم ترین نتایج این جستار که با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تطبیقی به مقایسه رمان های مذکور می پردازد، حاکی از آن است که در این رمان ها از نظر ظاهر و محتوا و نیز انتقال انسان از دنیای واقعی به دنیای مجازی، با یکدیگر شباهت دارند؛ اما در نحوه به کارگیری این عناصر با یکدیگر تفاوت دارد. به عنوان مثال سناجله از سه نوع تصویر یعنی تصویر متحرک همراه با صدا، تصویر ثابت همراه با صدا و تصویر ثابت بدون صدا بهره گرفته است، حال آنکه لیلا صادقی، تنها از نوع سوم؛ یعنی تصویر ثابت و بدون صدا بهره گرفته است.
کارکرد پسامرگ مؤلف در گفتمان پسامدرنیسم در آثار احمد بیگدلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پسامدرنیسم با تقویت خرده روایت ها در برابر کلان روایت های مدرنیته می کوشد، این اعتبار یگانه را به نفع شبکه متوازن اقتدار در هم بشکند. همین تقابل، هسته مرکزی گفتمان پسامدرن را شکل می دهد که در کارکرد روایی مشخصه های آثار پسامدرن نیز قابل رهگیری است. یکی از ویژگی های داستان های این جریان موقعیت مؤلف در آنهاست که به دلیل نامعین بودن مرزهای مدرنیسم متأخر و پسامدرنیسم، با مفهوم «مرگ مؤلف» گره خورده است، اما شواهد نشان می دهد که بازگشت مؤلف به متن، نگاه نزدیکتری به اندیشه پسامدرن است. بنابراین در این پژوهش کوشیده شده است تا براساس مفهوم پسامرگ مؤلف و کارکرد آن در تقابل با کلان روایت متن، آثار احمد بیگدلی که به ساختار پسامدرنیسم نزدیک است، مطالعه شود. نتایج به دست آمده نشان می دهد که او اگرچه اغلب از روش های غیرمستقیم برای علنی کردن حضور خود استفاده کرده است، اما توانسته با اتصال های کوتاه جهان داستان به واقعیت و ایجاد سطوح هستی شناسانه گوناگون، متن را از محور مرکزی خوانش و معنا خارج و عوامل دیگری چون مؤلف، خواننده و فرامتن را نیز دخیل کند. بااین حال محافظه کاری او در استفاده از این شیوه منجر به آن شده است که از شدت احساس پارانویا میان مؤلف و متن کاسته شود.
نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی درباره ملمّع و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
168 - 184
حوزههای تخصصی:
ملمّع گونه ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته اند. پژوهش حاضر کوشیده است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگاره نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به وجود آمده است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل گیری آن و چرایی استفاده از زبان های مختلف در به کارگیری این شگرد ادبی، در دوره های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان های به کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل تحلیل است. این فرادستی در ملمّع های فارسی با زبان عربی یا زبان های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل بررسی است. اما در ملمّع های پدیدآمده از زبان های محلی ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت بخشی به زبان شاعر، گونه ای عکس العمل درباره دیگری سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان شناختی می توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
بررسی عناصر محتوایی و سبکی نسخه خطی شرح مخزن الاسرار، تألیف قاضی ابراهیم تتوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
: شرح مخزن الاسرار، اثر ابراهیم تتوی، دانشمند و قاضیِ شبهقارّه در قرن یازدهم، یکی از شروح نگاشتهشده بر مخزن الاسرار نظامی گنجهای است که بهدلیل احاطه مؤلّف بر علوم گوناگون، ازجمله آیات، احادیث، عرفان، گیاهشناسی، جانورشناسی، طب، فلسفه، نجوم، موسیقی، لغت، دستور زبان و صنایع ادبی و اهتمام بر بیان دقایق ابیات این مثنوی، شرحی عالمانه است. وی در سال 1037ق این شرح را تألیف کرد و از آثاری چون صراح، قاموس، فرهنگ ابراهیمی، شرفنامه و تحفه سعادت بهره برد. این پژوهش با استفاده از شیوه سندکاوی و روش توصیفی – تحلیلی انجام یافته و ضمن معرفی اجمالی قاضی ابراهیم تتوی، به معرفی شرح مخزن الاسرار و بیان ویژگیهای سبکی آن پرداخته است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که وفور لغات، ترکیبات و جملات عربی و در نتیجه عربیمآبی شارح، وجود جملات معترضه، جابهجایی اجزای جمله، ترکیبات وصفی و اضافی طولانی از جمله ویژگیهای زبانی این اثر است.
شیوه های نوآوری در تصویرسازی های زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
195 - 222
حوزههای تخصصی:
زلالی خوانساری (وفات1025ه.) از شاعران شاخص تصویرگرا و نوجوی سبک هندی در سده یازدهم هجری است که با رویکردی نوآورانه، سخن خویش را با تصاویری خلّاقانه، به نمایش گذاشته است و از آنجا که بررسی و تحلیل این تصاویر نوآورانه، موجب درک بهتر مضمون مورد نظر شاعر و همچنین دریافت قدرت وی در پردازش تصاویر می گردد، در پژوهش حاضر، با هدف دریافت شیوه های زلالی در خلق تصاویر نوآورانه، ابیات دارای تصاویر مبتکرانه، با روش تحلیل کیفی محتوای متن بررسی و تحلیل می گردد. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که نوآوری های وی در تصویرسازی عمدتاً حاصل سه شیوه بوده است: تلفیق تصاویر، تصرفات واژگانی و کنایه های مبتکرانه. بر اساس یافته های پژوهش، در شیوه تلفیق تصاویر، بار اصلی تصویرسازی بر فن تشبیه استوار است و همچنین تصاویر این شیوه، جنبه تفصیلی بیشتری نسبت به دو شیوه دیگر دارد؛ در شیوه تصرفات واژگانی، تصاویر نو متنوع تر و دارای ایجاز، بیشتر مشاهده می گردد؛ در شیوه کنایه های مبتکرانه نیز شاعر، تصاویر نو را در بستری از کنایه های خلّاقانه به نمایش در آورده است و اینگونه ذهن مخاطب را از یک سو برای دریافت معنا و از سوی دیگر، دریافت تصویر جدید به تلاش وادار می سازد.
واکاوی بن مایه های مدح دینی در اشعار خواجه حسین ثنایی مشهدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
55 - 98
حوزههای تخصصی:
مدح و ستایش گری، یکی از مهم ترین زیرمجموعه های انواع ادبی به شمار می رود. این نوع ادبی، بخش مهمی از ادبیات فارسی را به خود اختصاص داده است. شعر مدحی و به ویژه مدح و منقبت پیامبر گرامی اسلام (ص) و ائمه اطهار (ع) در میان شاعران ایران از پیشینه و جایگاه خاصی برخوردار است. خواجه حسین بن غیاث الدین محمد مشهدی، متخلص به ثنایی، از قصیده سرایان برجسته قرن دهم هجری است که سبکش جزء سبک بینابین یا حد وسط عراقی و هندی قرار می گیرد؛ برخی پژوهشگران وی را به دلیل تأثیر ویژه ای که در تغییر سبک زمان خود داشت، جزء پیشگامان سبک هندی می دانند. این پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده، درصدد آنست تا به این سؤال پاسخ دهد که جایگاه شعر مدح دینی در آثار ثنایی مشهدی چگونه است و وی به مدح چه کسانی پرداخته و به طور کلی بن مایه های مدح دینی در آثار وی کدامند؟ نتایج پژوهش حاکی از آنست مهم ترین بن مایه های مدح دینی در شعر ثنایی، تبیین و ستایش گری فضایل بزرگ، ذکر محاسن و نیکویی های پیامبر(ص) و خاندان عصمت (ع)، ذکر برخی از معجزات و کرامات ایشان و اظهار عشق و ارادت به آنان است. ثنایی مشهدی با استفاده از عناصر شاعرانه توانسته است احساس و عاطفه خود را نسبت به پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع) بخوبی ترسیم نماید. وی در اشعار خویش، از احادیث و روایات معتبر نیز سود جسته است.