واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها اثر زویا پیرزاد(مطالعه موردی داستان خرگوش و گوجه فرنگی).
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
107 - 122
حوزههای تخصصی:
تئوری انتخاب به گروه روان شناسی کنترل درونی تعلّق دارد، یعنی منشأ رفتار آدمی را درون می داند نه بیرون و محیط. از دیدگاه تئوری انتخاب، تمام رفتارهای فرد از درون او و برای ارضای نیازهای پنج گانه اش (نیاز به بقا، عشق و احساس تعلّق، قدرت و ارزشمندی، آزادی و اختیار و تفریح) صادر می شود. پس او رفتارهایش را انتخاب می کند و برای رفتاری که انجام می دهد مسئول است. بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها، سلسله مراتب دارند و تا یکی از آن ها ارضاء نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی آورد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هرکسی متفاوت است و شیوه انتخاب ارضای این نیازها و اولویت هایشان در هر فرد، ریشه انتخاب های مهم زندگی او را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها ، اثر زویا پیرزاد است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عین تئوری انتخاب گلاسر، هرم نیازهای مازلو به طور کامل در این داستان قابل انکار نیست و کنش و ارتباط متقابل این دو نظریه با همدیگر بسامد بالایی دارد.