فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
دو کتاب مقامات حمیدی و حریری که اوّلی به زبان فارسی و دومی به زبان عربی نوشته شده است، سرشار از روایات و داستان های متعددی است که به مسائل مهم اجتماعی همچون آداب مهمانی پرداخته است. مهمانی دادن و به مهمانی رفتن سبب انس و الفت میان امّت اسلامی و اتحاد و برادری شده است. در این کتب، اشاره های زیادی به آداب مهمانی شده است. بررسی مطالب این دو کتاب در مورد مهمانی نشان می دهد که حمیدی و حریری در انشاء این مطالب، متأثر از آموزه های دین اسلام می باشند. مهمان و میزبان، دو طرف این رفتار اجتماعی اند و حرکات و وظایفی در قبال یک دیگر دارند. در مقامات حمیدی و حریری، وظایف میزبان؛ اکرام و استقبال از مهمان، پذیرایی کافی و مناسب از وی، خوشرویی با مهمان و بدرقه کردن وی و وظایف مهمان در برابر میزبان؛ همراه نبردن غیر مدعو، کوتاه کردن زمان مهمانی و به رنج نیفکندن میزبان می باشد.
Etude analytique des éléments socio-culturels du roman California Dream de Najib Redouane dans une approche traductive(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La présente recherche se penche sur la traduction des éléments socio-culturels véhiculant les affinités et les décalages entre les langues-cultures source et cible, ce qui pose, certainement, des problèmes pour le traducteur. Celui-ci doit les surmonter avant de les transférer dûment vers une autre langue, mais comment et en se basant sur quelles théories de traduction? Afin de trouver des réponses appropriées à ces questions, on a opté pour la traduction du roman California Dream (2018) de Najib Redouane qui regorge d’éléments socio-culturels dont la plupart rentrent dans le domaine de nomenclature. Une fois le texte traduit, on a sélectionné quelques extraits du roman contenant ces éléments en trois catégories: anthroponyme, toponyme et pragmonyme. Une analyse détaillée de la traduction de ces passages a été effectuée pour passer au crible les modalités de leur transmission vers le persan, parcours qui fait état de la méthodologie descriptive-analytique basée sur les théories de Michel Ballard. Selon les résultats de recherche, pour les anthroponymes et les toponymes, le recours à la transcription, à la translittération et aux notes infrapaginales s’avère indispensable afin de respecter le principe d’étrangéité du texte. Quant au transfert des pragmonymes, on a fait usage de l’assimilation phonétique et graphique, de la traduction littérale, de l'incrémentalisation, de l'équivalent culturel et de la substitution.
Vers une philosophie du comique: ironie et rire dans Je m’en vais de Jean Echenoz(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Chez Jean Echenoz, et particulièrement dans Je m’en vais , l’humour ne se réduit pas à un simple ornement narratif: il constitue une modalité critique et existentielle centrale dans une esthétique postmoderne. Cet article s’interroge sur la manière dont le comique déconstruit les codes traditionnels du récit tout en révélant la crise du sujet moderne. En mobilisant une lecture textuelle approfondie, combinée à des approches philosophiques et esthétiques, nous montrons que l’ironie echenozienne fragilise à la fois la logique narrative et la cohérence du sujet. Le rire, quant à lui, oscille entre distance critique, déréalisation et vacuité existentielle. Cette tension produit une esthétique du soupçon où le comique agit comme un espace de survie lucide face à l’absurde. En ce sens, le comique chez Echenoz participe d’une mise en crise permanente des repères ontologiques et narratifs. Le comique devient ainsi un outil d’exploration des limites du langage et de la représentation. Ainsi, l’humour chez Echenoz apparaît comme une stratégie postmoderne pour habiter la fragilité du sujet sans prétendre restaurer une vérité perdue.
چهار دریافت از سنایی در منابع کهن (نفحات ا لانس، تذکرهالشعرا، مجالس ا لعشاق، حبیب السیر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
118-140
حوزههای تخصصی:
در مقابل تاریخ ادبیات نگاری سنتی، نظریه های موسوم به واکنش خواننده، نوعی تاریخ ادبیات نگاری را معرفی می کنند که بر دریافت های متنوع و متعدد خوانندگان در طول تاریخ مبتنی است. این نوع، که می توان آن را «تاریخ ادبیات دریافت» نامید، بر خلاف نوع سنتی در جستجوی روایت واحد منسجم و مستند و معتبری برای شرح زندگی یک ادیب نیست بلکه بر عکس بر تعدد و تنوع روایت ها تأکید دارد. پرسش اصلی این نیست که مثلاً سنایی چگونه زیسته است بلکه این است که سنایی چگونه دریافت شده است. ما در این مقاله با استفاده از نظریه دریافت به سراغ چهار منبع مهمی می رویم که با فاصله حدود پنجاه سال در کانون ادبی هرات نوشته شده اند: نفحات الانس، تذکره الشعرا، مجالس العشاق و حبیب السیر. علت انتخاب این چهار اثر آن است که تصویر سنایی در منابع زندگی نامه ای بعدی عمدتاً متأثر از دریافت همین چهار اثر است. جامی سنایی را متمایل به نقشبندیه، تائب، سخنور معنااندیش، شیخ، حکیم و خواجه دریافته و در دریافت دولت شاه سنایی دین دار، تائب، صوفی، شاعر، حکیم و زاهد است. مؤلف مجالس العشاق او را تائب، صوفی، زاهد، حکیم، عاشق پسر قصاب و شاعر دریافته و در نظر خواندمیر سنایی، ملازم دربار سلطان، عارف، شاعر، شیخ و معاصر بهرام شاه است.
جوهر و وجوب شعر از دیدگاه داوری اردکانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
235-252
حوزههای تخصصی:
تأمل در ماهیت و چیستی شعر، ذهن و زبان فیلسوفان، ادبا و زبان شناسان را در دوره های مختلف تاریخی به خود مشغول داشته است. این امر در دوره معاصر نیز محل تأملات جدی قرار گرفته است. رضا داوری در زمره معاصرانی است که با رویکردی فلسفی به چیستی و ماهیت شعر پرداخته و پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی به بررسی نظرات او دراین باب می پردازد. نتایج این جستار نشان می دهد که داوری تحت تأثیر هایدگر و سنت حکمی عرفانی، کوشیده به پرسش چیستی شعر و عناصر مرتبط با آن پاسخ گوید. او شعر ناب و اصیل را موهبتی آن سویی می داند که از صافی کلام انبیا و اولیا گذشته است و بر فراز زمان، برای هر عصری و نسلی، نور و خرد و روشنی را به ارمغان می آورد. او اگرچه گونه های مختلفی برای شعر برمی شمارد، اما این شعر عرفانی و به طور مشخص شعر حافظ است که قدر می بیند و بر صدر می نشیند. داوری ضمن تأیید تعهد در شعر، تأکید می کند که شعر اصیل در خدمت ایدئولوژی یا مرامنامه خاصی قرار نمی گیرد. در نظر وی، زبانِ نخستین شعرست و شاعران واضعان اصلی زبان اند. زبان کنونی به زبان عبارت تقلیل پیدا کرده و از پشتوانه پیشین خود یعنی زبان اشارت تهی شده است. لذا زمانه جدید در نگاه او، زمانه عسرت است و زبان و شعر در نازل ترین سطح و حدّ خود نمود پیدا کرده و ناامیدانه بانگ برمی دارد که در آینه شعر شاعران زمانه حاضر، امروز و فردایی تاریک و سرشار از دشمنی و تباهی می بیند. از این رو، تلاش می کند با رجعت به شعر شاعرانی چون حافظ و مولانا و سعدی، به احیا و بازآفرینی زیست جهان شاعرانه ای بپردازد که جوهر شاعرانگی خود را وامدار عالم غیب است و سرشار از آموزه های حکمی و عرفانی است که ریشه در کلام وحیانی و سخنان پیشوایان دین دارد.
بررسی جامعه شناختی نقش شعر فارسی در موسیقی معاصر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
35 - 52
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی با موسیقی ایران همواره پیوند عمیقی داشته که حتی با ظهور جریان ترانه سرایی، شعر همچنان در بسیاری از آثار موسیقی، جایگزین ترانه می شود. این پژوهش با روش تحلیلی – توصیفی و با نظر به رویکرد جامعه شناسی ادبیات و دیدگاه لوسین گلدمن، نقش شعر فارسی را در موسیقی ایران تبیین کرده و به بررسی دلایل گرایش تولیدکنندگان موسیقی به شعر کلاسیک و نو و تحولات این دلایل در دوره های مختلف پرداخته است. در این میان تأثیر عوامل فرهنگی، سیاسی و اجتماعی بر جایگزینی شعر به جای ترانه و پیامدهای مثبت و منفی آن نیز مورد توجه بوده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که استفاده از شعر کلاسیک به دلایلی همچون جایگاه فاخر آن در فرهنگ ایرانی، نگرش دینی و مذهبی در جامعه پس از انقلاب اسلامی، سیاست های غرب ستیزانه، تحولات فرهنگی و پیشرفت های مدرنیته و ظرفیت های زبانی و ادبی شعر کلاسیک در دوره های زمانی مختلف، متفاوت است. گرایش به شعر آزاد و نو نیز اغلب به دلیل محتوای سیاسی و اجتماعی و زبان نمادین این نوع شعر است. جایگزینی شعر به جای ترانه، پیامدهای مثبتی همچون آشنایی بیشتر مخاطبان با شعر و ادبیات، ارتقاء دانش و سلیقه آنان، معرفی شاعران، افزایش کیفیت آثار موسیقی و تأثیر مثبت بر دیگر آثار و ترانه ها را به همراه دارد. پیامدهای منفی آن نیز عبارتند از: اثرگذاری منفی در کیفیت ترانه های دیگر، بیگانگی این آثار با زمان تولید اثر و تلفیق یا تغییر اشعار.
«ابر- زن» به عنوان یک کالای نوظهور در نظام سرمایه داری متأخر: دیدگاه های ژیژک و بدیو پیرامون موقعیت زنان در دوران معاصر
منبع:
تحلیل گفتمان ادبی دوره ۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
19 - 44
حوزههای تخصصی:
نظام سرمایه داری متأخر، سوژه را به هیولایی کامجو و در بهترین حالت، به روان پریشی سردرگم تنزّل داده که مأیوسانه در پی شناخت جایگاه خود در این جهان است. ناامیدی نسبت به سوژه معاصر، سرمایه داری را بر آن داشته تا از آخرین محصول خود یعنی ابر-زن رونمایی کند تا هژمونی دلخواه خود را فراهم سازد. پسا-سرمایه داری، همه توجه خود را معطوف به «ابر-زن» نموده و مسیر پیشرفت او را در تمام عرصه های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی هموار ساخته است. این پژوهش با بهره بردن از دیدگاه های آلن بدیو و اسلاوی ژیژک، ظهور ابر-زن را مرتبط با سقوط جایگاه مرد در دوران معاصر می داند. بدیو به واسطه دیدگاه مسیحی-کمونیستی خود، باور دارد که از درون نظام سرمایه داری ناجی ای به نام «نو-دختر» ظهور می کند تا نوید بخش آزادی بشریت باشد؛ اما ژیژک، پیدایش نو-دختر را با نظریه دیالکتیک هگل پیوند می دهد که به عنوان یک پادنهشت برخاسته از دل نظام سرمایه داری می داند و آن را به چالش می کشد. یافته اصلی پژوهش حاضر بر این نکته تأکید می ورزد که ژیژک در نظریه مورد بحث، ضمن متهم کردن نظام سرمایه داری به ریاکاری در تسامح با جنبش های جنسیتی نوظهور، همگان را به انجام یک «اقدام» برای رسیدن به آزادی واقعی دعوت می نماید.
تأثیرپذیری شعر معاصر ایران از ادبیات غرب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین ادبی سال ۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸
71 - 92
حوزههای تخصصی:
شعر معاصر ایران، به ویژه پس از انقلاب مشروطیت، دستخوش تحولات عمیقی شد که در قالب و محتوای آن نمود یافت. این تغییرات، نتیجهٔ تعامل با فرهنگ نو و تحولات اجتماعی و سیاسی آن دوره بود که به دگرگونی در عناصر تخیل، آرمان ها و مخاطبان شعر انجامید. یکی از ویژگی های بارز شعر معاصر، شکستن سنت ها و تلاش برای نوآوری بود. شاعران این دوره، با فاصله گیری از قالب های سنتی، به تجدد در فرم و محتوا پرداختند و به مسائلی همچون انسان و هستی توجه ویژه ای نشان دادند. زاویهٔ دید و استفاده از زبان مناسب برای بیان این مفاهیم، به چندگانگی در ارائهٔ شعر منجر شد. ظهور شعر نو، به ویژه با تلاش های نیما یوشیج، فصلی جدید در زبان و ادبیات فارسی گشود. او با تغییر در ماهیت شعر قدیم و ارائهٔ مفهومی نو از آن، زبان، تخیل، احساس، معنا، فرم و ساختار شعر را متحول کرد. این تغییرات، به گسترش جریان ها و نحله های متعدد در شعر نیمایی انجامید که گاه رنگ مکاتب ادبی غربی را نیز به خود گرفت. در واقع، تحولات شعر معاصر ایران، بازتابی از تغییرات اجتماعی، فرهنگی و سیاسی جامعه بود که با نوآوری در فرم و محتوا، به بیان مفاهیم جدید پرداخت و نقش مهمی در دگرگونی ادبیات ایران ایفا کرد.
بررسی آیین های گیاهی در میان قوم لک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آیین های گیاهی آیین هایی هستند که در آن ها گیاهان نقش محوری و نمادین دارند. بعضی از گیاهان و درختان از روزگاران کهن گاه تقدیس و گاهی سرزنش شده اند. در آغاز مردم برای پاسداشت خدایان کشاورزی و امثال آن، گیاهان و درختان را بزرگ می داشتند و برای آن ها آیین هایی را برگزار می کردند. قوم لک یکی از اقوامی است که همچنان آیین های گیاهی را در میان خود زنده نگاه داشته است. این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و با ابزار کتابخانه ای و مصاحبه انجام گرفته است. هدف این پژوهش آن بوده است که آیین های گیاهی قوم لک را بررسی و تحلیل کند. بنابراین بعد از بررسی این نتایج به دست آمده است: باورهای مردم لک درباره درختان و گیاهان بیشتر برگرفته از فهم بشر نخستین نسبت به درختان و گیاهان است. این که آن ها گمان می کردند درختان و گیاهان جاندارند و پیرامون خود را درک می کنند. در نظر لک ها برخی از درختان و گیاهان باعث رسیدن به خواسته ها می شوند. به همین منظور آن ها آیین هایی مانند ترساندن درخت بی میوه، نامگذاری به نام درختان و گیاهان، احترام به درختان، دود کردن سقز، نگاه داشتن تاک، آویختن درک و کنگر، سبزه نوروز، آش دندان، خالکوبی با طرح گل ها و گیاهان و... را اجرا می کنند.
بررسی مقایسه ای و تحلیل عناصر داستان در غزل_ روایت های عطّار و مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
117 - 145
حوزههای تخصصی:
شعر فارسی، به ویژه در قالب غزل که همواره برای بیان مضامین عاشقانه و اجتماعی به کار می رفت، بعد از قرن ششم و رواج ادبیات عرفانی در بیشتر موارد، مضامین رایج عرفانی را نیز دربر گرفت. شعر فارسی از آغاز تا دوران اوج خود، تحولات زیادی را پشت سر گذاشته است. یکی از تحولات مهم آن، بهره گیری از عنصر روایت است که این نوع از غزل را «غزل-روایت» می نامیم. عطار نیشابوری و مولانا جلال الدین که از برجسته ترین چهره های این جریان ادبی هستند، در غزل های روایت محور خود، به شرح و تفسیر معانی عمیق عرفانی با کمک خلق تصاویر نمادین پرداخته اند. به همین منظور، پژوهش حاضر که با روش توصیفی تحلیلی به انجام رسیده، بر آن است تا به بررسی تطبیقی و تحلیل عناصر داستان در غزل- روایت های این دو شاعر بزرگ بپردازد. در همین راستا، 22 غزل-روایت از عطار و 23 غزل-روایت از مولانا به صورت جامع مورد واکاوی قرار گرفته است. مبنای انتخاب این غزل-روایت ها، روایی بودن کل غزل از آغاز تا پایان بوده، تا ضمن بررسی شباهت ها، تفاوت های به کارگیری عناصر داستانی در غزل های منتخب نشان داده شوند. همچنین عناصر داستانی همچون شخصیت پردازی، پیرنگ، کشمکش، نمادها، زمان و مکان، زاویه دید و پایان بندی در آن ها، و نیز نحوه به کارگیری این عناصر، در روایت پردازی ها بررسی شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عطار، به عنوان پیشرو در روایت پردازی غزل، بستری مناسب برای گسترش و عمق بخشیِ غزل های مولانا فراهم کرده است. مولانا نیز با بهره گیری خلاقانه از این عناصر، موفق به بازآفرینی مضامین عرفانی شده است.
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار حافظ با استفاده از هوش مصنوعی و متن کاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شناسایی و دسته بندی موضوعی اشعار دیوان حافظ همواره مورد توجه حافظ پژوهان بوده و مطالعات گوناگونی دراین باره انجام گرفته است. عمده این پژوهش ها، اشعار را براساس تقسیم بندی تاریخی یا دوره زندگی شاعر دسته بندی کرده اند یا از نظرات کارشناسان و خبرگان حوزه ادبیات فارسی بهره برده اند. این پژوهش با شناسایی موضوعات اشعار دیوان حافظ براساس هوش مصنوعی و متن کاوی صورت گرفته و نظرات کارشناسان در آن دخالتی نداشته است. در این مطالعه، پس از بیان ویژگی های ظاهری و انجام پیش پردازش های لازم روی اشعار، هشت موضوع اصلی در دیوان حافظ شناسایی شده است. سپس، باتکیه بر واژگان پرکاربرد هر موضوع و استفاده از هوش مصنوعی، این موضوعات نام گذاری شده اند. موضوعات استخراج شده شامل «سوز و گداز»، «مدح و ستایش»، «فراق و وصال»، «زیبایی و دلربایی»، «عیش و مستی»، «راز عشق»، «طریقت و عرفان» و «رندی و آزادگی» است. در ادامه، اشعار حافظ براساس این موضوعات دسته بندی شده اند و میزان ارتباط هر شعر با هر موضوع، برپایه بیشترین ارتباط و یا برخورداری از حدآستانه ارتباط، استخراج شده است. روش به کارگرفته شده در این پژوهش، مستقل از نظر خبرگان و کاملاً مبتنی بر یادگیری ماشین و هوش مصنوعی است. این رویکرد با واکاوی واژگان به بررسی و شناسایی موضوعات موجود در دیوان حافظ پرداخته است و قابلیت تعمیم به دیگر متون ادبی را نیز دارد.
کانون روایت داستان حضرت آدم و حوا (ع) بر اساس دیدگاه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت یکی از مفاهیم رایج در نقد ادبی است، و روایت شناسی یکی از رویکردهای جدید مشتق شده از زبان شناسی است که به بررسی فنون و ساختار روایت ها می پردازد و روایت شناسان بسیاری در این حوزه نظریاتی ارائه داده اند. ژرار ژنت، ساختارگرای فرانسوی، از جمله این روایت شناسان بود که نظریه کانون روایت را مطرح ساخت. در این نظریه مقوله زمان دستوری (نظم، تداوم، بسامد)؛ وجه (فاصله و کانونی شدگی) و لحن یا صدا (راوی) به عنوان مهم ترین وجوه ساختار روایی مورد توجه قرار گرفت. از میان قصص مختلف قرآن، داستان حضرت آدم (ع) قابلیت بررسی بر طبق این نظریه را دارد. در این پژوهش داستان حضرت آدم (ع) به منزله نمونه ای از داستان های قرآنی و نیز به عنوان یک متن ادبی که عناصر روایی را در بر دارد، از دیدگاه نظریه ژرار ژنت مورد بررسی قرار می گیرد. جستار حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی و بر مبنای نظریه روایت شناسی ژنت انجام شده و نتایج نشان می دهد که در این داستان، نظم، تداوم و بسامد در زمان دستوری، فاصله و کانونی شدگی در وجه داستان و راوی در لحن همه برای پیشبرد اهداف بلند و متعالی قرآن که در واقع هدایت و تربیت انسان هاست، صورت گرفته است.
مضامین مشترک در ادبیات جنگ فارسی و عربی (رمان های «زمین سوخته» اثر احمد محمود و «فهرس» اثر سنان أنطون)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
104 - 127
حوزههای تخصصی:
ادبیات متأثر از مقتضیات اجتماعی و اوضاع و احوال زمان است. هنگامی که کشوری آماج حمله بیگانگان و استعمارگران می-شود، مقاومت و مبارزه مردم با دشمنان در آثار ادبی نیز بازتاب می یابد. در این میان، حمله عراق با همراهی کشورهای غربی به ایران و حمله آمریکا به عراق، دو مقطع مهم در تاریخ این دو کشور است. هنرمندان و ادیبان همگام با دیگر مردم این دو کشور و در قالب ادبیات پایداری سعی کردند مظلومیت مردم خود را در جریان این دو تهاجم بیان کنند. رمان زمین سوخته اثر احمد محمود جزو اولین آثار ادبی است که به حمله عراق به ایران پرداخته است. از سوی دیگر، رمان فهرس اثر سنان أنطون به قصد فراموش نشدن عراق قبل از جنگ آمریکا و زنده نگهداشتن آن در یادها با شیوه روایی جدید نوشته شده است. در پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی تحلیلی، مضامین مشترک این دو رمان بررسی شد. توصیف خرابی ها و ویرانی هایی که در پی حمله دشمن به وجود آمده، بیان رنج و درد و اضطراب و ترس مردم، انتقاد از سیاست مداران و دولتیان، انتقاد از سیاست های استعماری آمریکا، دشمن ستیزی و دعوت به مبارزه و ایستادگی در مقابل فتنه های دشمن، از مضمون های مهم این آثار است.
تحلیل بازتاب فرهنگ عامه عشایر قشقایی در رمان ظلمت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
219 - 251
حوزههای تخصصی:
هر قومی دارای ادبیات شفاهی، فولکلور و باورهایی است که از درون فرهنگ، اندیشه ها و شیوه زندگی آن ها نشئت گرفته است. ایل قشقایی ازجمله ایلات بزرگ ایران است که بخش بزرگی از آن به صورت عشیره ای زیست و به زبان ترکی صحبت می کنند. یکی از رمان هایی که بخشی از آداب و رسوم و فرهنگ عامه عشایر قشقایی را به تصویر کشیده، رمان ظلمت نوشته داوود حسن آقایی کشکولی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پیوندهای موجود میان شیوه زندگی کوچ نشینی عشایر قشقایی و فرهنگ عامه برخاسته از آن، از طریق تحلیل رمان ظلمت به نگارش درآمده است. روش ما در این پژوهش به شیوه تحلیلی توصیفی است و با بهره گیری از مطالعات کتابخانه ای به دسته بندی فرهنگ عامیانه بازتاب یافته در رمان ظلمت می پردازدیم. دستاوردهای پژوهش گویای آن است که بُعد مادی و غیرمادی فولکلور عشایر قشقایی تحت تأثیر عواملی چون، تجربه های زیستی در شیوه زندگی کوچ نشینی و دامداری است، و علاوه بر آن باورهای اساطیری و مذهبی، اعتقاد به نیروهای ماورائی، بی سوادی و سادگی مردم عشایر، باورهای مشترک در میان ترکان، و زبان و نژاد متمایز آن ها بر شکل گیری این فولکلور مدد بسیار رسانده است. این پژوهش نشان می دهد که رمان ظلمت منبعی غنی و ارزشمند برای مطالعه فرهنگ عامه عشایر قشقایی است.
Maurice Blanchot: réécrivain du Terrier de Franz Kafka(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Si Blanchot est un des plus grands écrivains du siècle dernier, c’est, en partie, parce qu’il ne se contente pas d’écrire : il s’efforce de réécrire les textes dont il propose une critique. Non qu’il estime le livre médiocre, mais parce qu’il pense qu’une médiocre étude est celle qui n’en restitue que le contenu ; non qu’il ait à cœur de corriger l’auteur, mais parce qu’il a à dédain de poser sur son œuvre un regard aussi objectivant que s’il continuait, lui, à être le sujet du discours. Qu’on se penche par exemple sur « Le dehors, la nuit », l’article où Blanchot évoque, entre autres, Le Terrier de Franz Kafka, et on le verra abolir les limites entre critique et fiction et prolonger l’état d’inachèvement dans lequel l’écrivain tchèque avait laissé sa nouvelle. Nous reviendrons dans notre contribution sur l’entretien que l’auteur de L’Espace littérature engage dans son article avec celui du Château, et ce dès les premières lignes. Nous verrons comment la nuit y devient un personnage de Kafka et la bête une figure de Blanchot, et comment ce qui est à l’œuvre dans Le Terrier l’est également dans tout récit, et jusque là où on n’en décèle aucun.
تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در تربیت نسل جدید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
63 - 85
حوزههای تخصصی:
قابوس نامه اثر ارزشمند عنصرالمعالی کیکاووس بن اسکندر زیاری از جمله متون کلاسیک ادبیات فارسی است که در قرن پنجم هجری به عنوان فرهنگ نامه تربیتی و به گفتار دکتر بهار«فرهنگ ایرانیان قبل از حمله مغول» تألیف شده است. این پزوهش به بررسی و تحلیل محتوای کتاب قابوس نامه از منظر تربیت فردی و اجتماعی در قالب پزوهش کیفی می پردازد. ابزار گردآوری کتابخانه ای و روش اجرای آن بررسی محتوای کتاب قابوس نامه و رویکرد تجزیه و تحلیل داده ها، رویکرد توصیفی تحلیلی، با ارائه الگوهای تربیتی جامع در 44 باب از قابوس نامه است. با تحلیل داده های دریافتی از متن کتاب-آموزه های تربیتی فردی و اجتماعی قابوس نامه و نقش و تآثیر آن- بیان شد که چگونه می توان از حکمت های کهن ایرانی-اسلامی در تربیت نسل جدید بهره برد. خودشناسی، خردورزی، دانش اندوزی، مسؤولیت پذیری فردی، تهذیب نفس، پرورش خلاقیت، مدیریت هیجانات و... از مؤلفه های تربیت فردی و آداب معاشرت، ارتباط مؤثر، انتخاب صحیح دوست، مسؤولیت پذیری اجتماعی، اخلاق حرفه ای، مهارت حل تعارض، همکاری و کار گروهی و...از مؤلفه های تربیت اجتماعی در قابوس نامه هستند. روش های غیرمستقیم و داستان محور قابوس نامه در مقایسه با آموزش های مستقیم امروزی، تأثیر ماندگارتری بر مخاطب داردو در تربیت فردی و اجتماعی و به تبع آرامش در زندگی بسیار مؤثر است.
جایگاه اصل سازواری در استدلال اخلاقی و تبیین عقلانیت آموزه های آن از منظر سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
1 - 27
حوزههای تخصصی:
این مقاله با روش توصیفی - تحلیلی به بررسی کاربرد اصل سازواری در استدلال های اخلاقی و توجیه عقلانیت آموزه های اخلاقی در آثار سعدی پرداخته است. سازواری شرط لازم در درستی و موجه بودن دیدگاه های اخلاقی است، ساده ترین راه اثبات غیراخلاقی بودن کردارها و خصلت های افراد، نشان دادن تناقض یا ناسازواری در آن هاست که گاهی از آن به «یکی نبودنِ» ظاهر و باطن تعبیر می شود. انسان اخلاق مدار به کسی گفته می شود که ساحت های درونی یعنی اندیشه ها، احساسات و خواسته های او با ساحت های بیرونی وجود او یعنی کردارها و گفتارهای وی تناقض نداشته نباشد. سعدی به منظور استدلال و توجیه آموزه های اخلاقی خود، گاهی به صورت صریح و گاه با اشاره، به موضوع سازواری و نیز عدم سازواری در ساحت های وجودی انسان پرداخته است. بررسی و تحلیل آثار او نشان دهنده بهره گیری وی از این اصل در نسبت های ممکن میان این ساحت هاست. توجه به این سازواری ها و ناسازواری ها می تواند شاخصه مهمی در تشخیص بسیاری از کاستی های تربیتی، بیماری های روانی و مشکلات اخلاقی باشد و ملاک های عقلانی و جهان شمولی را در حیطه آموزه های اخلاقی در اختیار مخاطب قرار دهد. همین ویژگی ها موجب شده است که استدلال های اخلاقی سعدی فراتر از محدودیت ها و ویژگی های مکاتب مختلف، برای همه ملت ها و در همه اعصار قابل عرضه و پذیرش باشد.
بررسی کارکردهای نمادین و اسطوره ای طعام و نوشیدنی هایِ قدسی در تشرّف عرفانی: با محوریت کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
13 - 44
حوزههای تخصصی:
کنش های جسمانی چون خوردن و آشامیدن از جمله مأکولات غیرعادی در «کشف الأسرار» روزبهان بقلی است که دارای کارکردهای بلاغی خاصی است و در قالبِ مکاشفات کتاب نیز تکرار شده است. «نوشیدنِ اسم اعظم»، «خوردنِ روغنِ بنات النعش»، «خرمای نبوی»، «دریاآشامی» های متعدد و مواردی مشابه از این دست، تصاویرِ غریب و بعضاً ناآشنایی هستند که روزبهان در روایتش از تشرّف به عالم تصوّف از آن ها می خورد و می آشامد و یا شاهد تحققِ این مصادر در شخص دیگری است. در روایت روزبهان هر بار پس از مواجه با این مأکولات، گشایش یا دستاوردی در روند تشرّف حاصل می شود. تکرار این فضا در مکاشفاتِ روزبهان، شباهت در خور تأملی با الگوهای روایی در اساطیر دارد. برهمین اساس این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و با محوریتِ «کشف الاسرارِ» روزبهان به بررسی و تحلیل کارکردهایی که در طعام ها و نوشیدنی های قدسی در تشرّف عرفانی وجود دارد، پرداخته است. نتایج نشان می دهد که جلوه های این کنش با عبور از معانی قاموسی بر کارکردهای نمادین و اسطوره ایِ این مأکولات متمرکز است. این دسته از مأکولاتِ قدسی در نظام فکری روایی روزبهان، ابزار عبور از موانع سلوک، عاملی برای تحوّلات روحی و اتصال به حقایق برتر است. این کاربردِ نمادین از مأکولات قدسی در بستر تشرّف های عرفانی، پیوندی است میان سنت های روایی در عرفان و الگوهای رواییِ کهن در اساطیر.
تحلیل تاریخی حروف اضافه در متون فارسی میانه و فارسی نو برپایه مؤلفه یک نظریه سوی انشعاب درایر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
رده شناسی زبان با درنظر گرفتن شباهت و تفاوت میان زبان ها در پی تعیین رده های زبانی است. در رده شناسیِ تاریخی، با استناد به نظریه ها و جهانی های ردهشناختی، رده زبانی هر زبان در دوره های تاریخی بررسی می شود. در پژوهش حاضر با مدنظر قراردادن مؤلفه یک نظریه سوی انشعاب درایر (1992)، کاربرد نوع حروف اضافه در متن فارسی میانه کارنامه اردشیر بابکان و متن فارسی نو آخرین سفر زرتشت بررسی شده و تحلیلی آماری از کاربرد این مؤلفه داده شده؛ همچنین، شواهدی برای بررسی بیشتر فرضیه 34 دبیرمقدم (1392) و سایر آثارِ مدعیِ تغییر رده فارسی ارائه شده است. به علاوه، سعی شده به این پرسش پاسخ داده شود که چرا فارسی در در دو دوره میانه و نو، به طور یکپارچه، زبانی هسته آغازی یا هسته پایانی نبوده و زبانی است با ویژگی های رده شناختی بینابین که هر دو شقّ این مؤلفه را دارد. یافته ها نشان می دهد گرچه به طور کلی، تمایل غالب هر دو اثر به کاربرد پیش اضافه است، شمار کمیِّ پس اضافه ها در فارسی میانه بیشتر از فارسی نو است که تمایل غالب آن به زبان های vo را نیز تأیید می کند. این نتیجه گیری نشان می دهد زبان فارسی در مرحله تغییر رده نبوده و صرفاً مسیری مشابه فارسی میانه را طی کرده است.
توضیح چند اصطلاح در حوزه منسوجات در شعر شفروه اصفهانی و تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۵)
67 - 83
حوزههای تخصصی:
تصحیح متون کهن ازسویی در تکمیل و تصحیح فرهنگ های لغت مؤثر است و ازسوی دیگر، توجه به برخی از عناصر تکرارشونده در این متون می تواند اساس تدوین فرهنگ های تخصصی باشد که یکی از نیازهای پژوهشگران است. یکی از این فرهنگ های تخصصی مورد نیاز، فرهنگ منسوجات است. در شعر شرف الدین شفروه اصفهانی، شاعر، نویسنده و واعظ قرن ششم هجری، اصطلاحاتی در حوزه منسوجات آمده است که تازگی هایی دارد و در فرهنگ های لغت فارسی دیده نمی شود. برخی از این اصطلاحات نیز شواهد کهنی را به مدخل های بی شاهد فرهنگ ها می افزاید. در این مقاله براساس نسخه های خطی دیوان شفروه، به تصحیح چند اصطلاح در شعر شفروه پرداخته و با توجه به عناصر درون متنی و منابع جنبی، این اصطلاحات توضیح داده شد. گذشته از اصطلاحات فارسی، برخی از این اصطلاحات از زبان عربی به شعر شفروه راه یافته است که شماری از آنها بن مایه های قرآنی دارد و برخی دیگر، از زبان ترکی که شفروه دست کم با واژگان این زبان در روزگار خود برخورد کرده و با آنها آشنا بوده است. برخی نیز در گذر زمان، تلفظشان فراموش شده و تحریف ها و تصحیف هایی در آنها راه یافته است و حتی از معنای اصلی خود دور شده اند.