ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۲۸۱.

نگاهی به ساختار زبان محاوره ای مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۴
بخشی از سبک یک متن به ویژگی های زبانی و ساخت نحوی آن مربوط می شود. مقالات شمس به دلیل محاوره ای بودن و نابه سامانی های یادداشت برداری، در بخش عظیمی از آن ساختی آشفته دارد؛ ولی در بخش های بازبینی شده و نامه نگاری منظم تر است. این جستار توصیفی-تحلیلی جنبه های زبانی و ساخت نحوی مقالات شمس را که استاد موحد کمتر بدان پرداخته است مورد بررسی و تحلیل قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که نثر مقالات چه ویژگی های زبانی دارد؟ یافته ها نشان می دهد که گفتار شمس، تعلیمی و آمرانه است، و بیشتر در صدد رساندن معناست، لذا ایجازی ویژه بر سخنش حکمفرماست و همین، سبب کثرت به کاربردن فعل و ضمایر متّصل، در گفتارش شده است. ضمن اینکه، غلبه جمله های کوتاه هم پایه معطوف، روند جمله سازی او را به اعتدال در کاربرد جمله های ساده و مرکّب می کشاند. پیوند محور عمودی و تأثر آن از شکل داستان و روایت، در بندها و پاره های گفتار او، از ویژگی های خاصّ مقالات شمس است و جابه جایی ارکان نحوی که بیشتر مبتنی بر اهمیّتِ بخشِ تصدیر یا تاخیر یافته و تبیین و فضاسازی و گاهی هم افزودن بخش از یاد رفته است، بسامدی ویژه دارد. درآمیختگی نثر با نظم و عربی با فارسی، تلمیحات دینی، استدلال های تمثیلی، روایت ها، خبر از مهارت در وعظ و دانایی وی دارند که بارها ادب ورزانه آنرا نسبت به مولانا نشان داده است.دشنام های او به دشمنانش هم بی محاباست. کمی کاربرد لغات عربی، وجود واژگان کهن فارسی، سادگی و روانی متن و کاربست روایت و تمثیل، کاربست تشبیه، واقع گرایی و بهره مندی از متافیزیک حضور و زبان بدن، استناد به آیات و روایات و قصص، درآمیختگی نظم و نثر و لحن تعلمی و آمرانه، نثر او را با وجود فنی بودن متمایل به نثر مرسل عالی همچون تاریخ بیهقی و قابوس نامه کرده است.
۲۸۲.

تبیین نقش آسمان در فضای معماری با بازخوانی آن در اشعار شاعران برجسته ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۴۸
آسمان، یکی از مظاهر طبیعت و به عنوان محل نزول برکات، همواره مورد توجه انسان ها بوده است. تأثیر آسمان بر ابعاد مادی، روانی و معنوی حیات انسان، در آثار بسیاری از هنرمندان ازجمله شاعران و معماران بروز کرده است. بر همین اساس، این پژوهش نظری درصدد است با رویکردی کیفی، به شیوه توصیفی-تحلیلی و استدلال منطقی، با شواهدی از منابع کتابخانه ای، به بررسی نقش آسمان و مظاهر تجلی آن در اشعار شاعران برجسته ایرانی و تأثیر آن بر ابعاد جسمی، روانی و معنوی انسان و همچنین به بررسی میزان و نوع حضور و تجلی آسمان در اشعار برخی شعرا بپردازد. همچنین این پژوهش درپی یافتن پاسخی برای این پرسش است که صور ذهنی آسمان در اشعار شعرای برجسته، بیشتر بر کدام جنبه حیات انسان اعم از مادی، روانی و معنوی تأکید داشته و نمود آن در فضای معماری به چه صورت بوده است. یافته ها نشان می دهد که شعرای برجسته قرون ششم تا هشتم هجری قمری ازجمله انوری، خاقانی، سعدی، مولانا و حافظ، در برخی اشعار خود، ضمن تأکید بر نقش آسمان در تأمین نیازهای انسان، از بُعد مادی، روانی و معنوی، به نقش آسمان در یکی از این ابعاد، توجه و تأکید بیشتری داشته اند. همچنین نتیجه پژوهش نشان از آن دارد که در اشعار شعرای برجسته، بُعد معنوی آسمان نسبت به بعد مادی و روانی، بالاترین سهم را در تأمین نیازهای انسان به خود اختصاص داده است و معماران نیز همانند شعرا، علاوه بر توجه به نیازهای مادی و روانی انسان، نیازهای معنوی او را به واسطه حضور و تجلی آسمان در فضای معماری، مورد توجه قرار داده اند.
۲۸۳.

گونه شناسی حماسه های منثور پهلوی: تحلیل روایت یادگار زریران و کارنامه اردشیر بابکان بر پایه نظریه کارکرد زبانی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۹۷
زمینه / هدف : با وجود جایگاه برجسته متون پهلوی در تاریخ ادبیات و فرهنگ ایران، گونه شناسی حماسه های منثور پیش از اسلام اغلب بر پایه تقسیم بندی های سنتی یا برداشت های کلی صورت گرفته و کمتر به تحلیل کارکردهای زبانی در چارچوبی نظام مند توجه شد ه است. پژوهش حاضر با هدف پر کردن این خلأ، دو متن شاخص پهلوی، «یادگار زریران» و «کارنامه اردشیر بابکان» را در چارچوب مدل شش گانه کارکردهای زبانی رومن یاکوبسن، مورد تحلیل تطبیقی قرار می دهد. در ابتدا، مبانی نظری پژوهش شامل تعریف ها و طبقه بندی های سنتی و جدید گونه شناسی متون حماسی مرور می شود و سپس شاخص های کارکردی زبان، به عنوان چارچوب تحلیل انتخاب می گردد. در انتها نیز راهکاری برای تحلیل و دسته بندی دقیق تر متون حماسی از نظر گونه شناسی ارائه می دهد. روش/ رویکرد: روش پژوهش حاضر، تلفیقی و مبتنی بر تحلیل کیفی محتوای متون است و نمونه های زبانی و روایی هر اثر براساس مطالعات کتابخانه ای و با رویکرد مقایسه ای استخراج و سپس بر مبنای کارکردهای شش گانه یاکوبسن تحلیل می شود. یافته ها / نتایج: یافته ها نشان می دهد که در کارنامه اردشیر بابکان، کارکرد ارجاعی زبان برجسته است. این متن، با ساختاری شبه تاریخی وبا لحن گزارش گونه و بهره گیری محدود از آرایه های بلاغی، بیشتر بر انتقال رویدادها و مشروعیت بخشی تاریخی متمرکز است. در مقابل، یادگار زریران با تأکید بر کارکردهای ادبی و عاطفی، نمونه ای تمام عیار از حماسه منثور به شمار می رود. در این روایت، با حضور پررنگ عناصر پیرنگی پویا، شخصیت پردازی بارز و کاربست گسترده آرایه های بلاغی، برانگیختن عواطف را در اولویت قرار می دهد. نتایج پژوهش نه تنها تمایز بنیادین این دو متن را در عرصه گونه شناسی آشکار می کند، بلکه الگویی کاربردی برای بازتعریف مرزهای گونه شناسی حماسه های منثور بر پایه ای عینی و زبانی ارائه می کند. کاربست رویکرد یاکوبسن در این پژوهش امکان تعمیم و به کارگیری این مدل را در تحلیل سایر متون منثور فارسی تا دوره های متأخر، فراهم می آورد.
۲۸۴.

بازتاب اسطوره در آثار شهرنوش پارسی پور

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۲
رمان با ساختار روایی خود، بهترین زمینه برای حضور اسطوره است. اسطوره در ادبیات معاصر، عرصه ای خاص از آرمان ها، رویاها و واقعیت ها را در بر می گیرد و به طور گسترده در فرهنگ معاصر بازتاب می یابد. اسطوره ها به عنوان پدیده های اجتماعی همواره ابزار و وسیله بیان اندیشه ها در ادبیات می باشند.در پردازش اسطوره در رمان، روایت هایی خلق یا بازآفرینی می شوند که بشر آنها را برای فهم دنیای خود مهمّ می شمرد. شهرنوش پارسی پور، از جمله نویسندگان زن معاصری است که خواسته های درونی خود را در قالب داستان بیان کرده و از آن به عنوان ابزاریی جهت ابراز اندیشه های خود سود جسته است. در این مقاله با روش تحلیلی- توصیفی، ابتدابه تبیین اسطوره پرداخته و با مطالعه متون جامعه آماری بازتاب آن را در آثار این نویسنده تطبیق و تحلیل قرار دادیم. نتیجه این جستار، نشان می دهد که استفاده از اسطوره های شخصیت، آنیما و آنیموس، تلمیحی، گیاه پیکری، در آثار نویسنده به تناسب دیده می شود.
۲۸۵.

بررسی برجسته سازی زبانی در نفثه المصدور از دیدگاه جفری لیچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۱۷
نفثه المصدور از جمله آثار ارزشمند زبان و ادبیات فارسی است که در میان متون منثور از اهمیت ویژه ای برخوردار است؛ یکی از دلایل اهمیت نفثهالمصدور، ویژگی های زبانی آن است که باعث شده این اثر، افزون بر جنبه های تاریخی، از نظر مسائل زبانی نیز اهمیت ویژه ای داشته باشد. با مطالعه کتاب نفثهالمصدور از این منظر، به ویژگی های زبانی و عوامل برجسته-ساز مختلفی برخورد می کنیم که در ایجاد و تقویت زبان ادبی این کتاب نقش به سزایی ایفا کرده و زبانی برجسته پدید آوردهاند. منظور از برجسته سازی، برهم زدن قواعد مرسوم زبان است که به آشنایی زدایی منجر می شود و یکی از عوامل ایجاد متن ادبی به شمار می رود. زبان شناسان دو عامل قاعده کاهی( straw base) و قاعده افزایی (Adding rules) را علت اصلی برجسته سازی زبان می دانند. در پژوهش حاضر، نویسندگان کوشیده اند که با تکیه بر نظریه جفری لیچ، برجستگی های زبانی نفثهالمصدور را در هفت حوزه واژگانی، نحوی، سبکی، معنایی، زمانی، آوایی و گویشی مورد بررسی قرار دهند. یافته های این پژوهش نشان می دهند که هنجارگریزی های معنایی در گسترده ترین شکل ممکن، شامل استفاده از انواع صنایع ادبی و صور خیال، استفاده از ساخت های کهن، تصویرپردازی، کاربرد شواهد قرآنی و ادبی و به کارگیری انواع توازن، باعث برجسته سازی زبانی در نفثهالمصدور شده و نثر این اثر را به شعر نزدیک کرده است.
۲۸۶.

زیبایی شناسی اضطراب: اکفراسیس و جدال وجودی در بوف کور صادق هدایت از منظر فلسفه هایدگر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۳۲۳
رمان بوف کور اثر صادق هدایت، به عنوان یکی از شاخص ترین آثار مدرنیسم ادبیات فارسی، به طور عمیق به بحران های وجودی انسان مدرن می پردازد. این مقاله با بهره گیری از دیدگاه فلسفی مارتین هایدگر، تکنیک اکفراسیس در این رمان را تحلیل کرده است و نشان می دهد که چگونه هدایت از این ابزار برای بازنمایی اضطراب وجودی، بیگانگی و مرگ بهره گرفته است. مفاهیمی چون دازاین، هستی برای مرگ و زمانمندی در این اثر به طور ضمنی از فلسفه هایدگر الهام گرفته و در قالب توصیفات بصری و حسی تجسم یافته اند. تحلیل صحنه های کلیدی اکفراسیس در رمان نشان می دهد که هدایت، با استفاده از توصیفات دقیق و تصاویر چندحسی، بحران های فلسفی و روان شناختی شخصیت اصلی را به نمایش می گذارد. از پرده گلدوزی شده و سایه های بی سر گرفته تا خانه مه آلود و نقاشی زن مرده، هدایت پیوندی میان زیبایی شناسی ادبی و مفاهیم فلسفه وجودی برقرار کرده است. این پژوهش با رویکردی بین رشته ای، جایگاه بوف کور را به عنوان اثری فلسفی در ادبیات مدرنیستی ایران برجسته ساخته و ارتباط آن را با جریان های جهانی وجودگرایی آشکار می سازد.
۲۸۷.

حقیقت مطلق عشق در سوانح العشاق احمد غزالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۷۶
هدف پژوهش حاضر این بوده که نشان دهد عشق در کتاب سوانح العشاق همان حقیقت مطلق یا خداوند است و حقیقت مطلق(خداوند) در قالب عشق که صفت اوست شناسانده می شود و آنچه به عنوان انواع عشق یاد می کنند فقط مراتب یا تجلیات خداوند/ حقیقت مطلق عشق است. احمد غزالی از عارفان بزرگ قرن پنجم و ششم(452 520) است. عمده شهرت وی به واسطه تصنیف کتاب جریان ساز سوانح العشاق است. موضوع اصلی کتاب پرداختن به حقیقت عشق یا حقیقت مطلق عشق است. روش پژوهش مبتنی بر تحلیل و توصیف محتوای کیفی است. یافته های پژوهش نشان می دهد عشقی که درکتاب سوانح العشاق طرح و تبیین شده، حقیقت مطلق عشق یا حقیقت مطلق متعال است. در تمامی کتاب از عشق ازلی، الهی،کیهانی و انسانی به عنوان نوع یا انواعی از عشق سخنی به میان نیامده؛ عشق در کنز پنهان از هر نوع تمایز و انواعی دور است؛ انواع عشق فقط تجلی یا نمود یا مراتبی تنزّل یافته از حقیقت مطلق عشق(خداوند) است که در مراحل تکوین و تشریع تعیّن یافته است. نسبت های عاشقی و معشوقی، تعیّنات، تمایزات و یا پرتوهای همان حقیقت مطلق هستند که در عالم امکان متجلی شده اند و گر نه حقیقت مطلق عشق(خداوند) از هر نوع جهات و نوع و تمایز و تعیّن درکُنهِ ذات خویش مبرّا است. نتایج حاصله در این پژوهش از طریق طرح مباحث عمده یی همچون: حقیقت مطلق عشق و توحید، حقیقت مطلق عشق و صفات الهی، تکوین و تشریع عشق، عشق ازلی، عشق الهی/ حقیقی، تعیّن عشق، تعیّن عاشقی و معشوقی و سریان عشق در عالم امکان طرح و تبیین شده است.
۲۸۸.

نگاهی تطبیقی به قصه ی انیمیشن ژاپنی ماجرای شاهزاده کاگویا و حکایت سیاه پوشان از هفت پیکر نظامی و بررسی نشانه های تعامل فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۲ تعداد دانلود : ۳۴۱
 نگاه تطبیقی به فرهنگ و آثار ادبی و هنری دو کشور ایران و ژاپن یکی از راه هایی است که می تواند برخی از همانی ها در این حوزه های تمدنی غنی را برای محققان به نمایش گذاشته و بسا به مسیری برای کشف تعاملات بیشتر منجر گردد. از این منظر در این مقاله تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی تطبیقی و بینامتنی به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که با توجه به همزمانی حدود شکل گیری افسانه ی ژاپنی مرد بامبوشکن (که مبنای اقتباس انیمیشنی با نام ماجرای شاهزاده کاگویا است) و حکایت سیاه پوشان از هفت پیکر نظامی، چه تشابهاتی بین آنها وجود داشته و چه نتایجی از آن قابل تصور است. بر این اساس به نظر می رسد چارچوب داستانی مشابه در آغاز و انجام و پایان تراژیک، کارکرد نزدیک شخصیت های اصلی و فرعی با مرکزیت درون مایه ی غنایی و اهمیت نقش آفرینی زنانه در جایگاه بلند معشوق و ساخت اتمسفر شبیه به هم در دو داستان در چارچوب بیان نمادین، همگی از مواردی است که نشان می دهد علی رغم تفاوت های عمیق دو تمدن شرق و غرب قاره، این دو داستان شباهت های قابل توجهی با یکدیگر داشته و می توان وجود نوعی از تعاملات فرهنگی میان ادبیات ایران و ژاپن را محتمل در نظر گرفت.   
۲۸۹.

الرثاء الّدینی فی أشعار عبدالمطلب الحلّی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
لِلشاعر عَبدِالمُطَّلِبِ الحِلِّیِ اتجاهاتٌ عدیدهٌ فی قصائده، أهمُّها الرثاء الدّینی؛ لأنّه یُعدُّ من رجال الدّین، وقد تربَّی فی أُسرهٍ عراقیه لها طوابع مذهبیه شیعیه. وقد تجلَّت هذه الإتجاهات فی رثائه لأهل البیت عامه والإمام الحسین (ع) خاصّه، ذاکراً ما حدث له ولأهل بیته وأصحابه فی أرض کربلاء، حیث البطولات والتّضحیه والفداء ومن ثَمَّ الآهات والویلات لأسرته. وفی بلوره الرّؤیه الرّثائیه، یظهر لنا الرثاء الدّینی والمذهبی وکذلک نلمس البعد التّأملی من خلال ذکر الأحداث الجسیمه، من ثمَّ ندرک البعد الإجتماعی والسّیاسی من خلال مواقفه الدّینیّه، وخاصّه انتماءاته للحکومه العثمانیه ومن ثمَّ ولائه لرجال الدّین المناضلینَ. وفی ضوء هذا النّوع من الأدب تظهر فیه النّزعات والرّغبات واتخاذ المواقف الحاسمه. حاولنا فی هذه المقاله تبیینَ مواقف الشّاعر الدّینیّه من خلال الدّراسه التّحلیلیه، ذاکرین سلوک الشاعر النبیله وتحمّسَه حولَ قضایا الأمّه الإسلامیه والذّود عن الدّین الإسلامی. بعض النتائج تُشیرُ إلی أنّ الشاعر اهتمَّ کثیراً حول تبیین احداث الإمام الحسین واهل بیته(ع) وأصحابه لمناصره الحقِّ والدّفاع عن مبادئ الشریعه، کذلک بعض رجال الدّین الّذین لفَّقُوا بین الإجتهاد فی کسب العلوم الشرعیه والجهاد فی سبیل اللّه. من خلال ذلک رسم لنا الشّاعر صوراً مؤلمهً من حوادث یومِ الطَّفِّ، فیظهر لنا من خلال ذلک الرثاء الدّینی الَّذی اتخذه لبیانِ ما حَدَث وجَرَی لأصحاب الشریعه علی مَدی التّاریخ.
۲۹۰.

Applying Classical Test Theory to Test Critical Period Hypothesis: The Case of Iranian EFL Learners' Grammatical Performance in a Subject-Verb Test on Agreement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۲۶
The current paper pursues two aims: to employ Classical Test Theory (CTT) to develop and refine a test, and to determine the impact of the age factor on L2 grammar among Iranian EFL learners, providing evidence for the claim that CTT best evaluates the consistency of measurements in age-related studies. The study examines the performance of adults or teenagers as pre- and post-puberty learners, in the grammar test devised through CTT, to conclude whether younger learners or older ones perform better on subject-verb agreement. Based on random sampling, twenty-three male participants, including 12 adults and 11 adolescents, upper-intermediate native speakers of Persian, took part in the study. They were tested on a 60-item test of grammar (on subject-verb agreement), which has been developed using the CTT model, as it fits small sample sizes and can be used for understanding complex issues (e.g., age-related issues). Other than devising a test on agreement using CTT as a model, the results revealed that post-puberty learners scored better than their younger counterparts, partly because they are cognitively more mature. However, age is not the one and only factor in second language learning, and other factors like individual differences, contextual factors, and methodological rigor should be taken into account. 
۲۹۱.

بازخوانی نقش و کارکرد بازتاب اسطوره در آثار چهار شاعر شاخص شعر رمانتیک افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۳
اسطوره ها، به عنوان نمادهای روایت مند و تصویرهای فرهنگی شده، منابعی سرشار از استعاره ها، الگو ها و کهن الگوهای فرهنگی اند که امکان توسعه لایه های معنایی و بلاغی آثار ادبی را فراهم می کنند و به شاعران این فرصت را می دهند تا با ایجاد پلی میان گذشته و حال، مخاطب را به سفری در زمان و فرهنگ دعوت کنند. این عناصر فرهنگی در ادوار مختلف شعر فارسی بازتابی گسترده داشته و به گونه های مختلف در تصویرسازی و مضمون پردازی شاعران نقش برجسته ایفا کرده اند. در شعر معاصر افغانستان نیز این سازه فرهنگی با نقش و کارکردهای متنوع تبارز یافته و شاعران با رویکردهای متنوع در کاربست مفاهیم مختلف از بازتولید اسطوره سوده برده اند. به همین سبب، پژوهش حاضر تلاش دارد تا برمبنای منابع کتابخانه ای و براساس روش توصیفی- تحلیلی، چگونگی بهره گیری پیشگامان شعر رمانتیک افغانستان از عناصر اسطوره ای را بررسی و تحلیل کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که بازتاب اسطوره در شعر رمانتیک افغانستان، ضمن احیا و تقویت هویت ملی فرهنگی، کارکردهای الگوسازی، نقد اجتماعی سیاسی، ایجاد پیوند میان گذشته و حال، تقویت بارمعنایی و بلاغی، توصیف مفاهیم انتزاعی، بازتاب عواطف نوستالژیک، تبیین مفاهیم عرفانی و زیبایی شناختی را دربر دارد.
۲۹۲.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۲۰۱
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
۲۹۳.

بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.
۲۹۴.

گفتگو در لایه های شعر حمید مصدق با تکیه بر منطق مکالمه میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۴۸
باختین، نظریّه پرداز برجسته روسی، معتقد است که متن ادبی ماهیّتی چندصدایی دارد و در آن صداها و دیدگاه های مختلف در ارتباطی متقابل و گفت وگومحور قرار می گیرند. این نظریّه به تحلیل چگونگی شکل گیری دیالوگ میان شخصیّت ها، راوی و مخاطب و حتی میان شاعر و جامعه می پردازد. شعر حمید مصدق به عنوان یکی از شاعران برجسته معاصر، سرشار از گفت وگوهای درونی و بیرونی است که اغلب به شکلی پویا با موضوعات اجتماعی، سیاسی، و عاطفی ارتباط می گیرند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش می شود با تکیه بر اصول مکالمه گرایی باختین، نحوه تعامل صداها و لایه های مختلف معنایی در اشعار مصدق تحلیل شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مصدق در اشعارش از دیالوگ به عنوان ابزاری برای بازنمایی تنش ها، هم زیستی صداهای متّضاد و بیان دغدغه های فردی و جمعی بهره برده است. این گفتگوها با بهره گیری از زبان ساده و صمیمی، امکان برقراری ارتباطی نزدیک با مخاطب را فراهم می کنند و بازتاب دهنده فضایی از تکثر و تضارب آرا هستند. پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که گفتگو در شعر مصدق نه تنها ابزاری هنری بلکه رویکردی فلسفی است که به کشف حقیقتی چندبعدی و تأمل برانگیز منجر می شود. ازاین رو، اشعار او نمونه ای شاخص از ادبیّات معاصر ایران به عنوان بستری برای مکالمه و تعامل فرهنگی ارائه می دهند.
۲۹۵.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۳۸
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۲۹۶.

نقش میرحامد حسین در تبیین مبانی اعتقادی مذهب امامیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۲۴
استواری و قوام دین، ارتقای سطح دینی، فکری، علمی و اجتماعی مردم و رشد و پویایی و وسعت دادن به نگرش مردم و مصون نگاه داشتن آنان از اندیشه های انحرافی، یکی از وظایف خطیر عالمان، فرهیختگان و آشنایان به آموزه های دین است. بررسی و تحلیل نقش آفرینان در این عرصه، اقدامی ستودنی و درخور اهمیت است. میر حامد حسین هندی، یکی از این چهره های فاخری است که در بالندگی و اعتلای دین اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و پیشگامان جهاد تبیین در شبه قاره هند، با منطق وزین و استدلال شکوهمندانه خویش، به دفاع از آموزه های وحیانی و تعالیم حیات بخش اسلام، در یک شرایط سخت و دشواری همت گماشت و در این عرصه، کتاب های سترگ و شایسته ای ازجمله «عبقات الانوار» را نگاشت که به عنوان مشعل فروزان و طریق هدایت و از مهم ترین منابع علمی در تبیین مبانی نظام امامت شمرده می شود. تلاش های جاودانه او در هندوستان به عنوان دانشوری بیدارگر و روشن ضمیر، موجب دستاوردهای ارجمندی در این سامان بوده است. نوشتار حاضر می کوشد با طرح این پرسش که نقش میر حامد حسین در گفتمان سازی معارف اعتقادی شیعی در شبه قاره هند چیست، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن آشنایی با زیست نامه این عالم برجسته و عوامل گسترش مذهب امامیه در هندوستان، به بررسی عناصر ترویج مبانی اعتقادی مذهب اهل بیت (ع) در سایه سار نقش آفرینی میر حامد حسین در شبه قاره هند اشاره کند. از نتایج پژوهش، می توان دریافت که این چهره علمی و مدافع مکتب آل الله، در نهادینه سازی مبانی اعتقادی شیعه، خدمات صادقانه و ماندگاری داشته است که ازجمله آن می توان به نگارش کتاب هایی در حوزه امامت شناسی، تربیت شاگردان متعهد در گستراندن تعالیم اسلام ناب و احداث کتابخانه ناصریه اشاره کرد.
۲۹۷.

جریان شناسی زندگی در شعر سهراب سپهری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۵۵
سهراب سپهری در شعر خود که سرشار از زندگی و عشق به آن است بی قید و شرط سخن می گوید چرا که طرفدار ادبیات متعهد و هنر برای اهداف فکری نیست بلکه پیرو نظریه هنر برای هنر است و زندگی را برای چیزی دیگر نمی خواهد بلکه ارزش ذاتی برای زندگی قائل است. در این مقاله، روش پژوهش از نوع کیفی و مطالعه کتابخانه ای بر مبنای تحلیل محتواست. جریان شناسی شعر سپهری را با ترازوی دغدغه وجودی اگزیستانسیالیستی او بررسی و از زاویه خواننده محوری که اصالت را به تفسیر خواننده از متن می دهد نشان می دهد که او در شعر خود از تجربه و درک خود سخن نمی گوید بلکه خواننده را با زندگی مواجه می سازد و با خود همراه می نماید تا در کوچه های معنوی گام بردارد و خود با پدیده های زندگی به طور ملموس زندگی کند. نمونه هایی از این مواجهه با آفتاب و درخت که گرما و رویش زندگی در شعر اوست برای نمونه آورده و نشان داده می شود که شاعر از این جلوه های زیبای زندگی راه به سوی جاودانگی و معنویت می برد و طعم عرفان را به خواننده می چشاند.
۲۹۸.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۲۶۲
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۲۹۹.

دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورگانیان هند در دوره صفویه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۴ تعداد دانلود : ۳۹۲
مهاجرت طبقات مختلف به ویژه گروه های فرهنگی به سرزمین های هم جوار ایران همچون عثمانی، ماوراءالنهر و هند، در دوره صفویه به ویژه با روی کار آمدن گورکانیان رونق گرفت. در این میان، حضور شعرای فارسی زبان از عوامل مهم رواج زبان و ادبیات فارسی در هند بود. دلایل گوناگونی چون اعتقادات مذهبی برخی از سلاطین صفوی، عدم توجه به شعر و اشعار بزمی توسط برخی از سلاطین صفوی و از طرف دیگر، علاقه و اهتمام دربار گورکانی به ادبیات و شعر فارسی را از دلایل مهاجرت شعرای فارسی زبان به دربار گورکانیان هند دانسته اند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و برمبنای مطالعه کتابخانه ای با رویکرد تاریخی و با طرح این سوال که این مهاجرت ها چه دلایلی داشته و چه تأثیراتی بر ساختار جامعه ایران (عصر صفوی) و هند( دوره گورکانی) نهاده، به بررسی دلایل مهاجرت و مهم تر از آن، تأثیرات این جریان فرهنگی در جامعه صفوی و گورکانی می پردازد. نتیجه بررسی نشان می دهد مؤلفه های جذبی و دفعی به موازات یکدیگر در تسریع روند مهاجرت شعرا نقش داشته اند. بااین حال در بررسی تأثیرات این مهاجرت ها بر ساختار دو جامعه یادشده، بیشترین تأثیرگذاری این جریان، حول موضوعات فرهنگی و اجتماعی است. نتیجه نهایی مقاله توجه به مؤلفه های فرهنگی به عنوان حلقه مشترک دلایل و تأثیرات مهاجرت شعرای صفویه به دربار گورکانیان هند است.  
۳۰۰.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۱ تعداد دانلود : ۱۱۹
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان