ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۸۱ تا ۳۰۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۲۸۱.

الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۱۱۲
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.
۲۸۲.

تحلیل گفتمان روانشناختی شخصیت منیژه در داستان بیژن و منیژه شاهنامه فردوسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۶۰
داستان بیژن و منیژه، در شاهنامه فردوسی، شخصیت منیژه را به عنوان زنی پیچیده و پیشرو در ادبیات حماسی فارسی، معرّفی می کند که با نقض هنجارهای جنسیتی و اجتماعی، مرزهای هویت زنانه را بازتعریف می نماید. این پژوهش با رویکردی روانشناختی-تحلیلی و با تکیه بر نظریه های اگزیستانسیالیستی (سارتر) و تاب آوری هیجانی (سلیگمن)، به بررسی فرایند تحوّل هویت منیژه در مواجهه با سه محور «عشق»، «قدرت» و «طرد اجتماعی» می پردازد. منیژه با انتخاب آگاهانه عشق به بیژن، که در تضاد با آموزه های قبیله ای و خانوادگی است، گسستی ریشه ای از هویت تحمیلی خویش ایجاد می کند. این کنش انقلابی، نه تنها طرد شدید او از سوی جامعه توران را به دنبال دارد، بلکه بستری برای بازسازی هویت فردی اش فراهم می سازد. او در مواجهه با رنج های ناشی از انزوا و تحقیر، با تبدیل درد به نیرویی پیش برنده، به تاب آوری روانی دست یافته و از طریق ایفای نقش فعّال در نجات بیژن، زبان جدیدی از عشق را می آفریند که فراتر از کلیشه های زنانه است. تحلیل رابطه عاطفی منیژه و بیژن نشان می دهد که او تنها یک نجات دهنده منفعل نیست، بلکه با تقویت خودکارآمدی و تغییر پارادایم ذهنی بیژن، به بازسازی روانی او کمک می کند. مقاومت منیژه در برابر ساختارهای مردسالارانه، نمادی از عاملیت زنانه از او می سازد که حتّی در تاریک ترین شرایط، با تکیه بر اراده و ارزش های درونی، مرزهای جغرافیایی و ذهنی جامعه اساطیری را می پیماید.
۲۸۳.

آموزه های معنوی در زندگی انسان براساس تفسیرعرفانی کشف الاسرار میبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۱۳
هدف نهایى از تربیت روح، تکامل یافتن و به مقام قرب الهى رسیدن است. قرآن کریم و احادیث دلالت روشن بر این مطلب دارند. باید دانست که مسیر حرکت انسان یک طریق واقعى است نه اعتبارى و مجازى و از قرآن کریم و احادیث استفاده مى شود که نهایت حرکت بشر به سوى خداست. یکی از عارفانی که می توان او را در مکتب عرفان قرار داد، رشیدالدین میبدی است. کتاب تفسیرکشف الاسرار وی عظیم ترین و قدیمی ترین تفسیر عرفانی فارسی است که مجموعه ای از لطایف حکمی و نکات قرآنی و اشارات نبوی در بر دارد و با هدف تبیین راه سلوک روحانی و وصول به حق با استفاده از سرچشمه معرفت انبیا و شریعت رحمانی نوشته شده است.میبدی در نهایت ِملایمت و ملاطفت، پند و اندرز گفته و پیام خودرا غالباً در قالب نقل قول و حکایت وحدیث بیان نموده است.رشیدالدین میبدی در «النوبه الثالثه» نگاه عرفانی و هنری به آیات قرآن و قصه های پیامبران دارد. مقاله حاضر تلاش دارد تا با روش توصیفی- تحلیلی به بررسی آموزه های معنوی در تفسیر عرفانی کشف الاسرار بپردازد.
۲۸۴.

مفهوم واژه آزادی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۶۱
بدیهی است که آزادی یکی از ضروریات اولیه ی زندگی و رشد و تعالی بشر است. از نگاه دینی و فرهنگی نیز انسان آزاد خلق شده است. اساساً بلوغ و کمال انسان در سایه برخورداری از نعمت آزادی میسر خواهد بود چراکه ضروری ترین نعمت الهی به بشر برای تضمین رشد او محسوب می شود. برای همین است که انسان دوره ی معاصر اگرچه با مسائل متعددی چون فقر و نابرابری و امثال آن روبه روست اما هرگز فقدان آزادی را برنمی تابد. چرا که با بیان مفهوم آزادی و موضوعات مرتبط با آن چون نقش شاعر متعهد و آزادی خواه را در بیداری و آگاهی جامعه خویش روشن می نماید که از اهداف اصلی این مطالعه می باشد و از روش توصیفی- تحلیلی استفاده کرده است در این روش تلاش می شود مباحث راهبرد کیفی و مفهومی در این پژوهش تسرّی داده شود. نتایج مربوطه حاکی از آن است که وی شاعری معروف به فریاد و مبارزه است و از آنجا که بر اوضاع و احوال جامعه مسلط است به هر طریقی سخن خود را می گوید تا بدین گونه نقشی در جامعه خویش داشته باشد.
۲۸۵.

واکاوی عقلانیت در مثنوی مم و زین بر اساس اندیشه مولانا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۵۵
عقل به عنوان یکی از مهمترین قوای شناخت انسان در سنت عرفانی مولانا و در مواردی که بحث عشق و موضوع تقابل آن مطرح می شود، نکوهیده و مانع حرکت و پرواز سالک است و عارف را در محدودیت و یک نوع بن بست گرفتار می کند و آماج پرواز و عروج را از او می ستاید. با توجه به میزان بازتاب و نمود مقوله عقل که در مم و زین به صورت غیرمستقیم و هرزگاهی مستقیم سخن به میان آمده است، می توان تقسیماتی از اوصاف عقل را ملاحظه کرد. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی به عقل و مراتب آن بر اساس پارادیم های فکری مولانا و با تکیه بر جریانات و گزاره های متنی موجود در اثر مثنوی مم و زین می پردازد. ضمن بررسی دلالت های موجود در متن، سعی شده نشان داده شود که عمده نظریات خانی در بیان طریق مراتب عقل، مبتنی بر مکتب عرفانی مولانا بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که عارف بزرگی چون مولانا که در آثار ارزشمند و پرمغز خود به ویژه مثنوی و غزلیات شمس، روح و جان تشنگان وادی عرفان و معرفت و عشق را با آب زلال کلام عارفانه – عاشقانه خود سیراب کرده است. نگارنده مم و زین نیز از این آب زلال بی بهره نبوده، چنانچه با نگاه داشتی از موتیف های پارادیم های فکری مولانا توانسته در اثر خود، مم یا عاشق سالک را به دوری از عقل جزئی نگر و مصلحت اندیش دعوت کند و هدفی جز وحدت و اتحاد و یکرنگی که مقصد نهایی مولانا و تمام مکاتب عرفانی است، نداشته باشد.
۲۸۶.

La notion de genre dans le degrés zéro de l'écriture .(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۹
Dans Le Degré zéro de l'écriture, Roland Barthes se penche sur la notion d'une "écriture blanche", un style littéraire minimaliste qui aspire à se libérer des traditions et des conventions stylistiques héritées du passé. L'écriture blanche se veut neutre, transparente, dépouillée de tout artifice et des contraintes imposées par les genres littéraires. Barthes introduit les concepts clés de langue, de style et d'écriture, et examine comment ils interagissent et influencent la production littéraire. L'idée de l'écriture blanche, pour Barthes, est une tentative de rompre avec ces contraintes formelles et d'échapper aux classifications rigides des genres littéraires. Cependant, même cette écriture qui se veut neutre et dépourvue de style finit par être influencée par l'histoire et absorbée par la société. Ainsi, elle perd progressivement son caractère neutre et libre, devenant à son tour un nouveau cadre stylistique récupéré par les conventions littéraires. À travers Le Degré zéro de l'écriture, Barthes propose une réflexion profonde sur la difficulté, voire l'impossibilité, de créer une écriture totalement affranchie des contraintes historiques et sociales, tout en redéfinissant les rapports entre l'écrivain, son style, et la société.
۲۸۷.

A Decolonial Study of Postethnic Illusions: Universality vs. Pluriversality in Klara and the Sun and The Ministry of Utmost Happiness

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۱ تعداد دانلود : ۱۸۸
Through a decolonial approach, this study questions the concept of postethnicity, proposed by David Hollinger, arguing that Hollinger’s vision of a rooted cosmopolitanism – a globally connected society built on shared values – is based upon narrow ‘universal’ values which solely align with Western standards. Decolonial critics like Walter D. Mignolo, in return, advocate for a ‘pluriversal’ world where multiple perspectives and voices coexist without being subsumed under a dominant Western narrative. The study uses two novels, Kazuo Ishiguro’s Klara and the Sun and Arundhati Roy’s The Ministry of Utmost Happiness, to illustrate this debate. It argues that Ishiguro’s novel, while exploring universal themes, is ultimately rooted in a Western ethnocentric perspective, reflecting a zero-point view where Western paradigms are presented as global patterns. On the other hand, Roy’s novel is situated in India, addressing local issues and challenging Western standards. The study concludes that Ishiguro’s approach at best leads to rewesternization – a reassertion of Western perspectives even while attempting to move beyond them, while Roy’s by integrating indigenous traditions, individual and local singularities, and global issues, contributes to the decolonization of Western paradigms advocating a pluriversal world where multiple voices are valued.
۲۸۸.

نگاهی تطبیقی به قصه ی انیمیشن ژاپنی ماجرای شاهزاده کاگویا و حکایت سیاه پوشان از هفت پیکر نظامی و بررسی نشانه های تعامل فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۱ تعداد دانلود : ۲۶۳
 نگاه تطبیقی به فرهنگ و آثار ادبی و هنری دو کشور ایران و ژاپن یکی از راه هایی است که می تواند برخی از همانی ها در این حوزه های تمدنی غنی را برای محققان به نمایش گذاشته و بسا به مسیری برای کشف تعاملات بیشتر منجر گردد. از این منظر در این مقاله تلاش می شود به روش توصیفی- تحلیلی و با رویکردی تطبیقی و بینامتنی به این پرسش اصلی پاسخ داده شود که با توجه به همزمانی حدود شکل گیری افسانه ی ژاپنی مرد بامبوشکن (که مبنای اقتباس انیمیشنی با نام ماجرای شاهزاده کاگویا است) و حکایت سیاه پوشان از هفت پیکر نظامی، چه تشابهاتی بین آنها وجود داشته و چه نتایجی از آن قابل تصور است. بر این اساس به نظر می رسد چارچوب داستانی مشابه در آغاز و انجام و پایان تراژیک، کارکرد نزدیک شخصیت های اصلی و فرعی با مرکزیت درون مایه ی غنایی و اهمیت نقش آفرینی زنانه در جایگاه بلند معشوق و ساخت اتمسفر شبیه به هم در دو داستان در چارچوب بیان نمادین، همگی از مواردی است که نشان می دهد علی رغم تفاوت های عمیق دو تمدن شرق و غرب قاره، این دو داستان شباهت های قابل توجهی با یکدیگر داشته و می توان وجود نوعی از تعاملات فرهنگی میان ادبیات ایران و ژاپن را محتمل در نظر گرفت.   
۲۸۹.

فریاد خاموش زنان سیستان در «آییکَه» (لالایی های سیستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۲۱۱
آییکَه (â?i:ka) نوعی لالایی است که در منطقه سیستان خوانده می شود. با توجه به اینکه آییکه را معمولاً مادر برای کودک می خواند، دغدغه ها و احساسات مادر در آییکه نمود پیدا می کند. در جامعه سنتی که معمولاً زن صدایی ندارد، آییکه بهترین روشی است که یک زن بتواند سخن بگوید و مسائل خود را آشکارا بیان کند. نوشته حاضر به این پرسش پاسخ می دهد که مادر به عنوان یک زن در جامعه سنتی چه مسائل و دغدغه هایی دارد؟ این نوشته بر آن است که آییکه علاوه بر آرام کردن کودک و خواباندن دردانه، کارکردهای متعدد دیگری دارد که در چهار دسته کلی بررسی می شود. کارکرد آییکه در ارتباط با فرزند که مادر حس و حال خویش را خطاب به کودک و نسبت به او بیان می دارد. کارکرد دیگر آییکه در ارتباط با عشق و دغدغه های روحی مادر است که گوینده آییکه احساسات خویش را بروز می دهد و از ناکامی های گذشته خویش می گوید. سومین کارکرد آییکه در ارتباط با دیگران است که گوینده آن، گلایه های خود را به گوش دیگران می رساند. آخرین کارکرد آن در ارتباط با حیوانات است. تاکنون آییکه های سیستان، در کتابی مستقل جمع آوری نشده اند. بنابراین در این مقاله از دو روش تحقیقی بهره برده شده است. برخی از آییکه ها به روش کتابخانه ای و بخش زیادی به شیوه میدانی گردآوری شده است. پس از آن با کمک نرم افزار MAXQDA، مورد تحلیل قرار گرفته و به این نتیجه رسیده است که آییکه رسانه ای زنانه در جامعه سنتی است که زن به عنوان مادر می تواند سخن بگوید و دردهای خویش را بدون واهمه فریاد بزند.  
۲۹۰.

تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۱۳
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.         
۲۹۱.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۹۷
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۲۹۲.

ملاحظاتی در باب تصحیح انیس الطالبین و عدّهالسالکین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه/هدف: خواجه بهاءالدین نقشبند بنیان گذار سلسله نقشبندیه یکی از چهره های تأثیرگذار در حوزه تصوف است. اینک قدیمی ترین مقامات خواجه نقشبند به نام انیس الطالبین و عدّهالسالکین به چاپ رسیده است و مصحّحان این اثر در تصحیح و تحقیق درباره آن به نحوی شایسته اهتمام ورزیده اند. از آن جا که هر اثر تازه ای اگر با دقت بررسی شود و نتیجه آن به سمع و نظر صاحب اثر و مخاطبان آن برسد، جایگاه آن بهتر شناخته خواهد شد، نگارندگان بر آن شدند به بررسی این اثر بپردازند. روش/رویکرد: در این مقاله ابتدا به ویژگی ها و اهمیت کتاب انیس الطالبین و پس از آن به متن اثر پرداخته شده و پاره ای از خطاها و سهوهای مصحّحان به تفصیل بیان شده است. یافته ها/نتایج: نگارندگان ضمن برشمردن ویژگی های متنی و تأثیر انیس الطالبین بر متون پس از خود که در قالب جداول مقایسه ای آورده شده است، کوشیده اند بعضی از ابهامات متن را که در تصحیح اثر به آن پرداخته نشده است، برطرف کنند و پاره ای از واژه ها و اصطلاحات آن را شرح دهند؛ اصلاح این موارد، گزارش دقیق تر و رفع ابهام از بعضی گزاره ها در چاپ های بعدی بر ارزش اثر خواهد افزود.
۲۹۳.

بازتاب خویش کاری های اتابک ابوبکر بن سعد زنگی در اندیشه و آثار سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
زمینه/ هدف: هدف اصلی این پژوهش بررسی و تبیین ارتباط خویش کاری با عملکرد اتابک ابوبکر در اندیشه و آثار سعدی است و به این پرسش بنیادی پاسخ می دهد: سعدی برای ارائه راهکار مناسب به منظور برون رفت از شرایط نابسامان جامعه، تا چه میزان به کارویژه های اتابک ابوبکر در فارس توجه داشت؟ روش/ رویکرد: این پژوهش بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی و با اتکا به مطالعات کتابخانه ای، به تحلیل و تبیین مفهوم خویش کاری در کتاب های گلستان و بوستان پرداخته و خواست و علاقه سعدی را در ارتباط با الگوی مطلوب فرمانروایی که مبتنی بر بنیان اندیشه سیاسی ایران شهری است و در شخصیت اتابک ابوبکر متجلی می بیند، تحلیل و تبیین کند. یافته ها/ نتایج: یافته های پژوهش نشان می دهد که دغدغه سعدی پیدایش بی نظمی و ازهم گسیختگی ساختارهای موجود در جامعه است که بخش قابل توجهی از آن در نتیجه ناآگاهی و بی توجهی حکّام و کارگزاران مغول نسبت به نظام خویش کاری، به وجود آمده بود. بنابراین، سعدی تلاش می کند با توصیه ها و اندرزها و ارائه نمونه های موفق فرمانروایی، حکومت گران را به رعایت اصل خویش کاری برانگیزد. به نظر می رسد که الگوی مطلوب مورد نظر سعدی، جامعه و حکومت ایالت فارسِ تحت حاکمیت اتابک ابوبکر است که در آثار سعدی بازتاب یافته و توصیف و تمجید شده است.
۲۹۴.

بازنمایی ماهیت هویت ملّی در ادبیات نوین دوره پهلوی بر اساس دیدگاه «تاریخی نگر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه/ هدف: هویت ملّی در دوره پهلوی در بستری از اندیشه ها و گرایش های ملی گرایانه، میهن دوستی و وطن-خواهی؛ برنامه تجدد خواهی و دولت- ملت سازی حکومت پهلوی بازنمایی شد. بسیاری از شاعران و ادیبان در اشعار و آثار ادبی خود به بازنمایی و ترسیم هویت ملّی و مؤلفه های آن پرداختند. این پژوهش بر آن است تا ضمن بررسی ادبیات نوین ایران و با توجه به تلاش های شاعران و نویسندگان که به موازات گفتمان رسمی دربار پهلوی در صدد بازخوانی و احیاء هویت ایرانی بودند، تبیین کامل تری از ماهیت هویت ملّی در آثار ادبی و اشعار این دوره ارائه دهد. روش/ رویکرد: نوشتار حاضر با بهره گیری از روش توصیفی و تحلیلی مبتنی بر مطالعه و گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای و نشریات و بر اساس دیدگاه تاریخی نگر به ماهیت بازنمایی هویت ملّی در ادبیات نوین دوره پهلوی می-پردازد. یافته/ نتایج: بر اساس دیدگاه تاریخی نگر، هویت ملی در دوره پهلوی در سایه عناصر و مؤلفه های هویت ایرانی و در چرخه ای از ناسیونالیسم تجدد خواهانه با محوریت شاه بازسازی شدند. ادبیات در اشکال شعر و رمان و بر بستری از فرهنگ ایرانی، سرودن اشعار میهنی و حماسی و تأکید بر ظرفیت و قابلیت زبان فارسی در انتقال برخی از مؤلفه های فرهنگی و تمدنی و میراث تاریخی آن ضمن برخورد سلبی با غرب و مدرنیسم غربی، به بازنمایی انگاره های هویتی در وجه غالب باستان گرایانه آن مانند وطن پرستی، شاه پرستی، تاریخ و زبان مشترک ایرانی دست زد.
۲۹۵.

تحلیل معنایی واژه ی «العَین» در قصیده ی «عاشق مِن فلسطین» محمود درویش از منظر بافت عاطفی در معنی شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
بافت عاطفی به عنوان زیرمجموعه ای از نظریه ی بافت، نقشی کلیدی در شکل دهی و انتقال معانی واژگان در متون ادبی به ویژه شعر، ایفا می کند. این پژوهش بر این فرض استوار است که واژه ها علاوه بر معنای لغوی، حامل بارهای احساسی و فرهنگی خاصی هستند که در بستر بافت عاطفی متن معنا می یابند. قصیده ی «عاشق من فلسطین» با توجه به جایگاه ویژه ی خود در ادبیات مقاومت، بستری مناسب برای تحلیل معنایی و عاطفی واژه ی «العَین» است که در ظاهر به معنای عضو بینایی است اما در متن شعر معانی چندلایه ای چون عشق، رنج، هویت و وطن دوستی را نیز در خود جای داده است. روش این تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های کتابخانه ای است که واژه ی « العَین » را در تمام موارد حضور آن در قصیده بررسی کرده و با بهره گیری از چارچوب نظری بافت عاطفی، لایه های پنهان معنایی و عاطفی آن را استخراج کرده است. یافته ها نشان می دهد این واژه، شبکه ای از تداعی های احساسی و فرهنگی را در تعامل با بافت عاطفی شعر ایجاد می کند و به انتقال مؤثر پیام مقاومت و هویت فلسطینی کمک می نماید. این تحلیل عاطفی باعث می شود مخاطب به ویژه مخاطب فارسی زبان که معمولاً تحت تأثیر پیش فرض های فرهنگی و زبانی خود قرار دارد، از خوانش صرفاً لغوی فراتر رفته و به درک عمیق تر و زیباشناختی نزدیک تر شود. در نهایت، پژوهش حاضر بر اهمیت نظریه ی بافت عاطفی در فهم دقیق تر شعر تأکید می ورزد.
۲۹۶.

تحلیل معناشناختی تقدیم و تأخیر بلاغی در ساختارهای زبانی سوره یس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش به بررسی نقش معناشناختی تقدیم و تأخیر عناصر زبانی در ساختارهای بلاغی قرآن، با تمرکز بر چهل آیه ابتدایی سوره «یس» می پردازد. هدف، کشف انگیزه های بلاغی این پدیده و تحلیل تأثیر آن در لایه های معنایی آیات است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-تحلیلی و با مراجعه به منابع تفسیری و ادبی مرتبط انجام شده است. یافته ها نشان می دهد که تقدیم و تأخیر در آیات مورد بررسی، پدیده ای کاملاً هدفمند است که علاوه بر ایجاد دلالت های صریحی چون تأکید، حصر و انسجام موسیقایی، حامل معانی ضمنی گسترده ای مانند تأکید هنرمندانه، افزایش جنبه های هشداردهنده، اقناع مخاطب و ... است. این اسلوب به صورت نظام مند در خدمت تقویت مفاهیم محوری سوره یس، شامل توحید، معاد، رسالت و نفی شرک قرار گرفته و در ایجاد انسجام معنایی کلی سوره نقشی اساسی ایفا می کند. نتایج نهایی، گویای آن است که به کارگیری هوشمندانه این صنعت بلاغی، در عین حفظ سادگی ظاهری، از پیچیدگی معنایی عمیقی برخوردار بوده و وجهی از اعجاز بلاغی قرآن به شمار می آید؛ به طوری که کوچک ترین جابه جایی در ترتیب کلمات می تواند شبکه معنایی متفاوتی پدید آورد.
۲۹۷.

تحلیل معنایی واژه کلمه و شمول معنایی آن بر مدلولات واژه «زبان» در قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۲
مفهوم «زبان» و «ارتباط» در قرآن کریم از طریق شبکه درهم تنیده ای از واژگان نظیر «لفظ»، «قول»، «لسان»، «بیان» و «کلمه» ترسیم شده است که هر یک بار معنایی ویژه ای دارند. تاکنون پژوهش های انجام شده در این حوزه، اغلب یا به بررسی تک واژه ای این مفاهیم پرداخته اند و یا مقایسه ی خود را به دایره محدودی از واژگان (مانند کلمه و قول) منحصر کرده اند؛ ولی در این پژوهش تلاش شده است تا با نگاهی جامع و نظام مند، میدان معنایی واژه محوری «کلمه» در کنار تمام واژگان هم حوزه (شامل لسان، لفظ، قول، بیان و لغت) واکاوی شود. اهمیت این تحقیق در عبور از تعاریف رایج نحوی و آشکارسازی لایه های عمیق وجودی زبان در منطق وحی است.این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی به تبیین منطقِ گزینش های خاص واژگانی در قرآن و تعیین حدود معنایی هر واژه می پردازد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که عدم به کارگیری واژه «لغت» برای مفهوم زبان در قرآن و هم ریشگی آن با «لغو» (سخن بیهوده)، نشان دهنده دقت در انتخاب واژگان جهت مند است. همچنین مشخص شد واژگانی چون «لفظ» (بعد صوتی)، «لسان» (ابزار مادی) و «قول» (گزارش گفتار)، مفاهیمی محدود هستند که در ذیل دایره ی وسیع «کلمه» تعریف می شوند. نتیجه آنکه «کلمه» در هندسه معرفتی قرآن، دارای شمول و سیطره معنایی است و حقیقت آن «ابراز مافی الضمیر» می باشد که گستره ای وسیع از «کلام مادی» تا مراتب «عقلی»، «حقایق تکوینی» و «عینی» مانند وجود عینی مسیح علیه السلام و «وحیانی» را در بر می گیرد و جامع ترین مفهوم ارتباطی در قرآن محسوب می شود؛ امری که زیربنای واژگانی لازم برای استقرار «نظریه علم الکلمه» را فراهم می آورد.
۲۹۸.

معنا و عاطفه در آیینه تصاویر شعری بیژن جلالی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
تصویر شعری یکی از عناصر روساختی و مرتبط با فرم در شعر است که در بسیاری موارد با ژرف ساخت و فکر و معنا پیوندی ناگسستنی دارد. همانطور که زبان مرتبط با ذهن بوده و تجسّم ذهن است، تصویر نیز عالم ذهنی را آینگی می کند. از تصاویر شعری شاعر می توان به اندیشه ها، افکار، روحیّات، عواطف و عالم ذهنی شاعر پی برد. اگر این تصاویر از فردیّت شاعرانه نشأت گرفته باشند این ارتباط هرچه عمیق تر می شود. پژوهش حاضر بر این است تا پیوند تصویر و معنا و عاطفه را در شعر بیژن جلالی که از شاعر معاصر ایرانی است بکاود.  در شعر جلالی، می توان عالم ذهنی شاعر، احساسات و عواطفش را  آشکارا دید. با نظر به اینکه شعر او خصلت «حسب حال» دارد و او همانطور که خود گفته «نگارش خودکار» را برگزیده، پیوند تصویر و معنا و عاطفه در شعر او عمیق است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی نگارش یافته و ارتباط ذهن و تصویر را در شعر جلالی بازکاویده است و نتیجه پژوهش حاضر روشنگر ارتباط عاطفه و معنا و تصویر در شعر جلالی و بازتاب یأس، ناامیدی، سرخوردگی، غم، پوچی و بیهودگی در شعر اوست.
۲۹۹.

تحلیل معناشناختی گزاره"اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرضُ" در خانواده حدیث و ارزشمندی آن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
درک دقیق و عمیق تعالیم اهل بیت علیهم السّلام اگرچه دشوار، اما بسیار ارزشمند است. با استفاده از روش های معتبر و نوین در حوزه دانش معناشناسی، این امر امکان پذیر و راهگشا خواهد بود. در این پژوهش، گزاره «اَفضَلُ المالِ ما وُقِیَ بِهِ العِرض» با تکیه بر کشف روابط معنایی بین واژگان مورد بررسی قرار گرفته است تا درک جدید و عمیق تری از این فرمایش امام رضا علیه السّلام ارائه شود. این تحقیق با روش توصیفی-تحلیلی به تحلیل روابط معنایی بین واژگان این روایت و احادیث هم خانواده آن پرداخته و نقش آن را در ارزش های اخلاقی در جهان واقعی بررسی کرده است. نتایج این پژوهش نشان می دهد که واژگان« مال » و« عِرض » در سیاق مثبت روایات هم خانواده، دارای رابطه زیرشُمول معنایی با واژگانی مانند« لَم یَذًهَبً »،« خَیر»، «النَّبْلِ» و «أفضَلُ الأعْمالِ» هستند. همچنین، این دو واژه در سیاق منفی روایات هم خانواده، با واژه «اللُّؤًمِ» تقابل معنایی پیدا می کنند. از مقایسه معیار ارزش در انواع تصرفات مالی مشخص می شود که گشتار واژه های« أکل» و« لُبس» زیرشُمول واژه « مال»، دارای ارزش نسبی در جهان واقع هستند؛ در حالی که گشتار واژه« صدّق » زیرشُمول عبارت« اَفضَلُ المال »، بیانگر ارزش مطلق است. این یافته ها نشان می دهند که تحلیل معناشناختی می تواند به درک بهتر و عمیق تری از مفاهیم اخلاقی و ارزش های مطرح شده در تعالیم اهل بیت علیهم السلام منجر شود.
۳۰۰.

معنا شناسی هم زمانی واژه های «اقرار» و «اعتراف» در کلیله ودمنه با تکیه بر تحلیل مؤلفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
متون ادبی کلاسیک مانند کلیله ودمنه، علاوه بر ارزش ادبی، گنجینه های اندیشه و فرهنگ گذشته هستند. تحلیل واژگان این متون برای فهم دقیق مفاهیم فرهنگی و اجتماعی نهفته در آن ها ضروری است. این مقاله با هدف بررسی و تحلیل دقیق واژه های «اعتراف» و «اقرار» در کلیله ودمنه، با بهره گیری از رویکرد معناشناسی هم زمانی و روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این پژوهش، ابتدا به بررسی معانی لغوی این واژگان در فرهنگ های عربی و فارسی پرداخته شد؛ سپس با تحلیل هم زمان کاربرد این واژه ها در کتاب مذکور، مؤلفه های معنایی متمایز آن ها در بافت های گوناگون استخراج گردید. یافته های تحلیل مؤلفه ای نشان داد که در این کتاب، «اعتراف» از مؤلفه های [-آگاهی قبلی]، [+کسب آگاهی]، [+درونی]، [+تغییر باور] و [+بار عاطفی] برخوردار است؛ درحالی که «اقرار» دارای مؤلفه های [+آگاهی قبلی]، [+رسمیت]، [+مسئولیت حقوقی] و [-بار عاطفی] است. بررسی ها نشان می دهد که این واژه ها در کلیله ودمنه به شکلی دقیق و هدفمند برای انتقال پیام مورد نظر نویسنده به کار گرفته شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان