ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۲۴۱.

بررسی داستانها و رمانهای حمیرا قادری در سه دهه اخیر «بر اساس الگوی سه گانه الن شووالتر»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۱۳۵
این مقاله به بررسی آثار داستانی «حمیرا قادری» نویسنده معاصر افغانستان بر اساس نظریه «الن شووالتر» می پردازد. «شووالتر» منتقد و نویسنده امریکایی، الگوی سه گانه اش را با تحلیل و بررسی ادبیات زنانه کشورهای انگلستان و امریکا و برخی مکانهای همجوار ارائه کرد. «شووالتر» پس از بررسی ادبیات مردم امریکا و انگلستان، نتایج پژوهش خود را به سه مرحله فمنین، فمنیست و فیمیل تقسیم می کند. این پژوهش به روش توصیفی و تحلیلی به این پرسش پاسخ می دهد که سیر تحول و خودآگاهی زنانه در داستانها و رمانهای حمیرا قادری براساس الگوی سه گانه «الن شووالتر»، چگونه تبیین می شود. بر مبنای یافته ها دو داستان و یک رمان نویسنده، مؤلفه های مراحل فمنین و فمنیست را دارند. نویسنده با کاربرد ویژگیهای بیان زنانگی و پیوستن به عشق ممنوع، استقلال فکری و هنری رمان «نقر دریای کابل» و داستان «رقص درمسجد»، خود را در آستانه مرحله فیمیل قرار می دهد. آثار او از این مراحل سه گانه عبور کرده است. روند خودآگاهی در داستانهای قادری از گزینش شخصیت های رؤیاپردازِ بدون کنش به راوی مردستیز، حامی هم جنسان و گزینش انزوای فمینیستی مبدل می شود.
۲۴۲.

اندیشه ی جاودانگی در سنت فرهنگی شرق و غرب با رویکرد اسطوره شناسی تطبیقی جوزف کمبل. (مطالعه ی موردی: اساطیر چین، هند، ایران، بین النهرین و یونان))(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۷
زندگی بشر پس از عمری کوتاه با مرگ به پایان می رسد؛ درحالیکه دستیابی به جاودانگی می تواند او را ازاین سرنوشت شوم رها سازد.بنابراین اندیشه ی جاودانگی راهی برای برون رفت از این کاووس وحشتناک است.این تفکر در هر قومی به شکلی نمود یافت. تا اینکه خدایان، نمادها وشخصیت های جاودانه پدیدارشدند.بتدریج جاودانگان، خدایان و ایزدان رفتاری انسانی یافتندو از امور ماوراءالطبیعه وآسمانی به موجودات زمینی و غیرآسمانی تغییر شکل دادند و از عناصر طبیعت برای جاودانه شدن بهره بردند. با پیدایش اسطوره شناسی در قرن بیستم، اسطوره شناسی تطبیقی با آرای جوزف کمبل قوت یافت.عرفان ومعرفت در اسطوره شناسی کمبل موجب شدتا اشتراکات اندیشه ی جاودانگی درسنت فرهنگی شرق وغرب بیشتر نمایان شود.«عرفان شرقی» کمبل که با سیروسلوک همراه است، انسان را دارای دو وجه انفسی وافاقی می داندکه درشرق باجاودانگی روح و تناسخ و در غرب با زنده بودن روح درمکتب الوزیس، شکل تازه ای به خودگرفت.براساس اسطوره شناسی تطبیقی کمبل،موعودها در همه ی اقوام دارای ساختاری یکسان با یک قهرمان وکنشی مشترک هستند؛ بنابراین پژوهش حاضر باتکیه برآرای کمبل، اندیشه ی جاودانگی دراساطیرایران، چین، هند، بین النهرین و یونان را بطور موردی با روش تحلیلی،تطبیقی وتوصیفی، از نوع کتابخانه ای مورد بررسی و تطبیق قرارداده است.
۲۴۳.

بررسی مؤلفه های ادب غنایی در منظومه فرهاد و شیرین وحشی بافقی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷ تعداد دانلود : ۳۶
ادبیات غنایی، کهن ترین نوع ادبی و گونه ای با دامنه ای وسیع است که مشتمل بر درون مایه هایی مبتنی بر احساسات و عواطف فردی است. این نوع ادبی، که در قالب شعر یا نثر ظهور می یابد، بازتاب دهنده عواطف درونی پدیدآورنده و پردازنده مسائلی چون عشق، رنج، دوستی و امور مرتبط با جهان درون انسان است. نخستین شاعران، با هدف بیان احساسات خود، قطعاتی را سرودند که در زمره شعر غنایی جای می گیرد. این نوع شعر، آیینه ای است که عواطف، احساسات، لذات، آلام، یأس ها و ناامیدی های شاعر را در مسیر دست نیافتن به آرزوها و دنیای آرمانی اش بازمی تاباند. شعر غنایی عموماً کوتاه و موجز است و به جای روایت داستان یا توصیف رویدادهای بیرونی، بر بیان احساسات ذهنی و درونی شاعر تمرکز دارد. مقایسه ویژگی های محتوایی و صوری این نوع ادبی و تبیین مؤلفه های اصلی آن، همراه با تفکیک و طبقه بندی علمی اقسام آن، به درک بهتر مخاطب کمک شایانی خواهدکرد. بر این اساس، نگارنده در این پژوهش بر آن است تا مؤلفه های ادب غنایی را در منظومه «فرهاد و شیرین» بررسی کند. این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر منابع کتابخانه ای انجام شده است.
۲۴۴.

تحلیل و بررسی انتقادی جنبه های زبانی و ترجمه ای مصباح الهدایه و رساله قشیریه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۳۴
بررسی جنبه های زبانی و ترجمه ای آثار ارزشمندی چون مصباح الهدایه ورساله قشیریّه که از مهمترین مآخذومنابع معتبر در تصوف اسلامی هستندیکی از مهم ترین مسائلی است که کمتر به این موضوع پرداخته شده است. هدف از تحلیل و بررسی این دو اثر ارزشمند عرفانی رفع دشواری های زبانی و ترجمه ای این کتابها است که رفع آنها باعث تسلط کامل مخاطبان وعلاقمندی بیشترآنها خواهد بود این پژوهش که نوعی مقاله تحقیقی ، توصیفی و تحلیلی است به روش مطالعه کتابخانه ای انجام شده است هر دوی این کتاب ها در این پژوهش از لحاظ صرفی،نحوی و ترجمه مورد تحلیل واقع شده است مسائلی مانند کاربرد عبارات و کلمات عربی و ترکیبات کهن و ابهام در ترجمه و بررسی روش تصحیح و کاربرد فعل ها در هر دو کتاب و ترجمه عوارف المعارف و ارتباط آن با مصباح الهدایه در این مقاله مورد ارزیابی قرار گرفته است در این پژوهش مقالاتی مانند نقد روشی مصباح الهدایه و ضرورت تصحیح ترجمه ابوعلی عثمانی وکاستی های ترجمه و تصحیح رساله قشیریّه و بررسی جنبه های فرهنگ نگاری در مصباح الهدایه و کتاب سبک شناسی نثر و نقد ادبی دکتر شمیسا و مقالات و کتاب هایی از این قبیل،همچنین تصحیح آقای محبتی و فروزانفر در رابطه با رساله قشیریّه و تصحیح جلال الدین همایی در رابطه با کتاب مصباح الهدایه و منابع دیگر مورد مقایسه و بررسی قرار گرفته است که نتیجه این ارزیابی ها به صورت شفاف در این مقاله بیان شده است امید است که با رفع دشواری های این کتاب ها بتوان در فهم و درک معانی آنها و مطالعه آسان تر به مخاطبان کمک کرد
۲۴۵.

Structural and Reverse Racism in Morrison’s God Help the Child: A Black Feminist and Psychoanalytic Reading

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۸ تعداد دانلود : ۲۴۹
In God Help the Child (2015), the overarching argument of this article is that Sweetness is incapable of conveying a meaningful reflection of her “true self”. Her frailty to love and respect herself makes her vulnerable to exchange the same emotions with Bride. The objective of this paper is to scrutinize the impact of colorism and color-blindness on the lives of African-American women. We try to respond to two fundamental questions, namely how can “looking-glass-self” theory be applied on the maternal bond between Sweetness and Bride? and second, what is the impact of intersectionality or matrix of the social domination on the lives of Sweetness and Bride in God Help the Child (2015)? Drawing upon Collins’s Black Feminist and Winnicott’s Psychoanalytic theories, we try to examine multi-faceted aspects of racism, including reverse racism, structural racism, intersectionality, matrix of the social domination, and common stereotypical images attributed to Black women with a holistic approach. Although socio-cultural White ideology is dominant to Bride’s Blackness, Bride rescues herself from the hatred of her own world by furnishing a kind of domination over other women and companies by her physical beauty and success in expanding cosmetics business. She turns her dark skin color into a marvelous asset in the guise of the White clothing.
۲۴۶.

بررسی تأثیر ذهنی و زبانی شاهنامه بر ادبیات مدحی دوره غزنوی و سلجوقی به کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۸۵
دوره غزنوی و سلجوقی دوران رونق ادبیات مدحی است. از آنجا که هدف ادبیات مدحی خوشامد ممدوحان است انتظار می رود با وجود تعصبات دینی و پایبندی سخت به سیاست های بغداد و جو حاکم بر دربارها و نخبگان سیاست زده و اصالت نژادی حاکمان، اندیشگان و مفاهیم ایرانی-شاهنامه ای جایگاهی در ستایش ممدوحان نداشته باشد. با این وجود مضامین و زبان شعری قصاید مدحی بسیار متأثر از ذهنیت ایرانی و زبان شاهنامه ای است و این هم زمان با سرودن و رواج شاهنامه است. در این پژوهش به روش توصیفی – تحلیلی تأثیر شاهنامه بر ذهنیت و زبان ادبیات مدحی با کمک نظریه تاریخ ذهنیت ها کاویده شده است. از نتایج پژوهش برمی آید پندارهای عامه با تأثیر شگرف بر روح زمانه جهان اندیشگانی و دستگاه مفهومی دوره را متأثر ساخته و از این راه در مدایح شاهان وارد شده است و چون حاکمان ترک این سلسله ها در پی کسب مشروعیت مردمی بوده اند، این پیامد را مطلوب یافته و حمایت کرده اند.
۲۴۷.

تحلیل «باغ فردوس» الهامی کرمانشاهی براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
مثنوی «باغ فردوس» اثر الهامی کرمانشاهی، از مقاتل ادبی تاریخی دوره ناصری است که با رویکردی هنری به واقعه عاشورا می پردازد. این پژوهش با هدف تحلیل بلاغی روایی این اثر براساس نظریه روایت شناسی بلاغی جیمز فیلان انجام شده است. فیلان در این نظریه، بر تعامل سه گانه «مؤلف، متن و مخاطب» و شیوه های تأثیرگذاری متن از طریق ابزارهای بلاغی تأکید دارد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است و داده ها با مطالعه کتابخانه ای گردآوری شده اند. یافته ها نشان می دهد راوی با به کارگیری هوشمندانه تقابل های دوگانه (حق/باطل، شهادت/ستم)، تغییر زاویه دید (گذار از روایت سوم شخص به گفت وگوهای نمایشی)، و استدلال های اقناعی در سخنان امام حسین (ع) و یارانش، مخاطب را به همدلی با شخصیت ها و پذیرش گفتمان حق مدارانه سوق می دهد؛ همچنین، نمادپردازی ها (مانند «باغ فردوس» به مثابه نماد پیروزی نهایی حق) و ایجاد نوسان روایی بین فشاره (صحنه های نبرد) و گستره (لحظات عاطفی)، به جذابیت و تأثیرگذاری روایت افزوده است. این شگردها نه تنها در انتقال پیام عاشورا مؤثرند، بلکه با تحریک عواطف و تفکر مخاطب، زمینه رشد روحی اجتماعی او را فراهم می کنند. نتایج پژوهش بیانگر آن است که «باغ فردوس» با تلفیق عناصر بلاغی و روایی، از گزارشی تاریخی فراتر رفته و به متنی تأثیرگذار در حوزه ادبیات آیینی تبدیل شده است. این مطالعه همچنین کارآمدی نظریه فیلان را در تحلیل متون مذهبی تاریخی، با تکیه بر نقش فعال مخاطب، تأیید می کند.
۲۴۸.

در جستجوی سرچشمه های فاکهه الخلفاء: از مرزبان نامه تا روضه العقول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۲۲
مرزبان نامه مرزبان بن رستم توسط محمدبن غازی ملطیوی و سعدالدین وراوینی به نثر فارسی برگردانده شده است. این دو ترجمه از آثار مهم قرن ششم و اوایل قرن هفتم به شمار می رود. ترجمه متون ادبی نظیر مرزبان نامه، یکی از پویاترین جریان های ادبی در دوران کهن بوده و آثار پرشماری در ژانرهای مختلف از عربی به فارسی و به عکس ترجمه شده که از جهت ادبی سبک ساز و تأثیر گذار بوده است. پیوند و ارتباط تنگاتنگ میان زبان و ادبیات فارسی و عربی باعث دادوستدهای پرشماری بین این دو زبان شده که ترجمه کتاب «مرزبان نامه» توسط ابن عربشاه در سده نهم از جمله آن ها است. پژوهش پیش رو با هدف مقایسه ترجمه ابن عربشاه با کتاب روضهالعقول و مرزبان نامه وراوینی و تشخیص اینکه کدام یک اساس ترجمه مترجم قرار گرفته، سامان یافته است. با توجه به گستردگی حجم کتاب، باب اول و دوم آن به عنوان پیکره پژوهش و با روش توصیفی تحلیلی و رویکرد مقابله ای مورد بررسی قرار گرفت. با بررسی تطبیقی عنوان باب ها، مقایسه موارد ترجمه تحت اللفظی، محتوای کلی حکایت ها، سبک و اندیشه حاکم بر شاکله کلی باب های اول و دوم و مواردی از این دست مشخص شد که مترجم سنگ بنای فاکهه الخلفاء و مفاکهه الظرفاء را بر پایه مرزبان نامه سعدالدین وراوینی استوار نموده است.
۲۴۹.

برهم کنش درون نوشتاریِ لوگوتایپِ عنوان در طرح جلد رمان های نوجوان، براساس نظریه ی اسکات-نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۸۰
«لوگوتایپ» نشانه ای نوشتاری است که هم وجه خوانداری (مفهومی زبان شناختی) دارد و هم دیداری (مفهومی زیبایی شناختی). عناوین کتاب های کودک و نوجوان به خاطر تایپوگرافی های خاص و خلاقانه شان از مصادیق لوگوتایپ به شمار می آیند. لوگوتایپِ عنوان از طریق برهم کنش های برون نوشتاری و درون نوشتاری در مفهوم سازی طرح روی جلد مشارکت می کند. برهم کنش درون نوشتاری عبارت است از تعامل وجه خوانداری با وجه دیداری عنوان (وجه تایپوگرافیک آن) و برهم کنش برون نوشتاری عبارت است از تعامل عنوان اصلی با تصویر و سایر نوشته های روی جلد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تعامل درون نوشتاریِ صورتِ تایپوگرافیک با مفهوم زبان شناختی عنوان است. پژوهش پیش ِ رو به این پرسش پاسخ می دهد که برهم کنشِ وجوه خوانداری و دیداریِ عنوان، چگونه طرح روی جلد را مفهوم سازی می کند؟ داده ها به روش هدفمند انتخاب شده اند و نمونه ی آماری این پژوهش شامل 27 عنوان از رمان های نوجوان است که هم لوگوتایپِ عنوانشان فارسی است و هم اینکه در بازه ی سال های 1387 تا 1402 انتشار یا بازنشر یافته اند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفیِ جهت دار و رهیافت پژوهش مبتنی بر نظریه ی برهم کنش متن و تصویر اسکات و نیکولایوا است. نوآوری پژوهش حاضر در این است که نظریه پردازان مذکور به تعامل نوشتار با ابژه ی فرا نوشتاریِ تصویر توجه کرده اند، ولی پژوهش حاضر با تعمیم روش دسته بندی ایشان به تعامل درون نوشتاری توجه می کند. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل نقش آفرین در نحوه ی ارتباط خواننده ی نوجوان با عنوان کتاب، نوع تعاملی است که بین دو وجه تایپوگرافیک و زبان شناختی عنوان حاکم است.    
۲۵۰.

بررسی راهکارهای ترجمه ای فیتزجرالد در دو برگردان سلامان و ابسال جامی از منظر چسترمن (۱۹۹۷)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۱۷۹
این مقاله، راهبردهای ترجمه ای چسترمن را در دو برگردان فیتزجرالد از سلامان و ابسال جامی را بررسی می کند. مسئله اصلی این است که چگونه فیتزجرالد با استفاده از راهبردهای مختلف ترجمه ای پیشنهادی چسترمن، اثر جامی را به زبان انگلیسی منتقل کرده است و چه تأثیراتی این راهبردها بر متن مقصد داشته اند. پرسش اصلی تحقیق این است که چگونه می توان از رهگذر راهبردهای ترجمه ای بازنویسی و جرح و تعدیل فیتزجرالد از اثر اصلی را تبیین کرد. روش تحقیق، توصیفی-تبیینی است. یافته های تحقیق نشان می دهند فیتزجرالد در برگردان نخست خود عمدتاً از شگردهای راهبرد نحوی مانند تغییر صورت، تغییر بیان، و ترجمه تحت اللفظی، و در برگردان پانوی از شگردهای راهبرد معنایی و منظورشناختی مانند فیلتر فرهنگی، حذف و کاهش اطلاعات، تلخیص، و بومی سازی و طبیعی سازی بهره برده است. این راهبردها منجر به تغییرات معنایی، نحوی، و منظورشناختی در متن مقصد شده اند و اثر اصلی جامی را به ویژه در برگردان ثانوی، نه فقط بازنویسی، بلکه تفسیر و تعبیر کرده است. نتایج نشان می دهد فیتزجرالد با استفاده از این راهبردها توانسته است در برگردان ثانوی خود، اثری پذیرفتنی برای مخاطب زبان و فرهنگ انگلیسی ایجاد کند، اما در عین حال، از دقت و وفاداری به متن اصلی کاسته است.
۲۵۱.

ارزیابی دخل و تصرف در ترجمه کتاب صهیونیسم و خشونت بر اساس طرح نظام مند لمبرت و گورپ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۶۶
ترجمه، فرآیندی است مبتنی بر بازآرایی متن که در پرتو روش ها و سبک های ویژه ی مترجم، ممکن است ترجمه ای خاص نسبت به دیگر ترجمه ها مقبولیت افزون تری بیابد. پیوند ژرف و ناگسستنی ادبیات و فرهنگ فارسی و عربی، سبب پدیدار شدن انبوهی از متون ترجمه شده میان این دو زبان گردیده که بستری غنی برای پژوهش های ترجمه شناسی فراهم می آورد. کتاب « الصهیونیه و العنف من بدایه الاستیطان إلی إنتفاضه الأقصی » اثر عبدالوهاب المسیری، اندیشمند برجسته ی مصری و صهیونیسم پژوه، از مهم ترین آثار این نویسنده به شمار می رود که فصول چهارم تا هفتم آن توسط سیدعدنان فلاحی به فارسی ترجمه شده است. در گستره ی کنونی مطالعات ترجمه، نقد ترجمه بر آن است تا با سنجش ترجمه در قیاس با متن مبدأ، کیفیت آن را ارزیابی و عملکرد مترجم را واکاوی نماید. در این میان، الگوی خوزه لمبرت و هندریک فان گورپ با عنوان «مکتب دخل و تصرف یا دستکاری»، که در زمره ی مطالعات توصیقی ترجمه جای می گیرد، از الگوهای راهگشا محسوب می شود. این الگو با تکیه بر چهار محور «داده های مقدماتی»، «سطح کلان»، «سطح خرد» و «بافت نظام مند»، در پی یافتن روش هایی کارآمدتر برای توصیف فرآیند ترجمه و تعیین هنجارهای رفتاری مترجم در مواجهه با فرهنگ و متن است. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی، درصدد ارزیابی و سنجش راهبردها و عملکرد مترجم در ترجمه ی یادشده، شناسایی دخل وتصرف های اعمالی و تبیین چگونگی انتقال اطلاعات است. با توجه به گستردگی متن اصلی، پیکره ی پژوهش به فصول چهارم تا هفتم محدود گردید. یافته ها حاکی از آن است که فلاحی بر پایه ی الگوی یادشده، ترجمه ای عمدتا تحت اللفظی و نارسا ارائه نموده که در فرآیند انتقال، لغزش هایی نیز در آن مشاهده می شود. همچنین، تحلیل جامع در سطح «بافت نظام مند» - به عنوان آخرین مرحله ی الگو - نشان می دهد که هنجارهای آغازین و عملیاتیِ حاکم بر متن مقصد، در تبیین رفتارها و راهبردهای مترجم نقشی تعیین کننده ایفا کرده اند.
۲۵۲.

پروین اعتصامی و بازآفرینی فابل های لافونتن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۸
از دوران مشروطه، با رونق گرفتن ترجمه آثار ادبی جهان به زبان فارسی، بخشی از ادبیات معاصر، تحت تأثیر ادبیات غرب و ترجمه‌های آن قرار گرفت؛ ازجمله بازآفرینی فابل‌ها یا افسانه‌های حیوانات سروده ژان دولافونتن (۱۶۲۱ - ۱۶۹۵م.) شاعر و نویسنده نام‌دار سده هفدهم میلادی فرانسه در بخش‌هایی از شعر این دوران، یعنی آثار بهار، پروین اعتصامی، ایرج میرزا و نسیم شمال. این مقاله، با روش تحلیلی، توصیفی و مطالعات تطبیقی و خوانش دقیق دیوان پروین و داستان‌های لافونتن، به این نتیجه رسیده است که به احتمال زیاد، پروین دست کم در ده حکایت خویش، تحت‌تأثیر برخی از داستان‌های لافونتن بوده است. دیگر اینکه به ترجمه و نقل ساده داستان‌ها بسنده نکرده و با دخل و تصرف هنرمندانه و خلاقانه در شخصیت‌ها، گفت‌وگوها و ماجراهای داستان و همچنین بسط و گسترش آن‌ها و افزودن اندرزهای زیبای اخلاقی، هم از نظر بلاغت و زیبایی‌شناسی، سطح حکایت‌ها را برکشیده و هم بعد تعلیمی و تأثیرگذاری آن‌ها را با هدف اقناع مخاطب تقویت کرده است. از نوآوری‌های پروین در بازآفرینی حکایات، می‌توان به این موارد اشاره کرد: ذوق مضمون‌یابی و پرورش درون‌مایه‌های داستانی؛ طبیعی جلوه دادن حوادث داستانی؛ خلق گفت‌وگوهای زنده و آموزنده شخصیت‌های داستان‌ها، گزینش وزن، واژگان و قافیه‌های مناسب با محتوا و مضمون شعر، طوری که بسیاری از آن‌ها ظرفیت ضرب المثل شدن را دارند؛ درآمیختن آن‌ها با نکته‌های ظریف اخلاقی با زیباترین تعابیر، تشبیهات و استعارات؛ بهره‌گیری از آرایه‌های ادبی ازدواج و موازنه؛ تغییر دادن شخصیت‌های داستان، تغییر دادن درون‌مایه و گفتمان داستان و این‌که در برخی از حکایات مشابه، پیام شعر پروین، اخلاقی‌تر و آموزنده‌تر از حکایات لافونتن است.
۲۵۳.

گفتمان های پوچی: بینامتنیت و طغیان وجودی در "طعم گیلاس" کیارستمی و "اسطوره سیزیف" کامو»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۹ تعداد دانلود : ۳۱۱
فیلم «طعم گیلاس» (۱۳۷۶) ساخته عباس کیارستمی، با بهره گیری از پایانی جنجال برانگیز، مسئله ای فلسفی و بنیادین را پیش می کشد. کیارستمی با گذار ناگهانی از بحران وجودی شخصیت اصلی به تصاویر پشت صحنه فرآیند فیلم سازی، ساختار روایی را فرو می ریزد و مخاطب را ناگزیر می سازد تا با پرسش هایی درباره تصنّع، واقعیت و معنا رویارو شود. این مقاله با رویکردی تطبیقی میان سینمای کیارستمی و مقاله فلسفی «افسانه سیزیف» اثر آلبر کامو، استدلال می کند که پایان فیلم صرفاً یک انتخاب فرمی یا زیبایی شناختی نیست؛ بلکه کنشی فلسفی و اندیشیده است. با تکیه بر خوانشی از نظریه پوچی کامو – به ویژه مفاهیم «شورش» و «آفرینش گر پوچ» – این پژوهش بررسی می کند که چگونه هر دو اثر، با زیستن در جهانی عاری از معنا، دست و پنجه نرم می کنند. این تحلیل نشان می دهد که «طعم گیلاس» نه تنها بازنمایی ای از اندیشه کاموست، بلکه به گونه ای جامع، آن را مجسم می سازد: فیلم، نخست از رهگذر مواجهه های شخصیت اصلی با دیگران، واکنش های انسان به پوچی را به تصویر می کشد؛ سپس، با عبور ناگهانی به متا-روایت، کنش نهایی «خالق پوچ» را محقّق می سازد: نفی خود اثر هنری. در این مسیر، فیلم کیارستمی نه صرفاً تصویری از پوچی، بلکه یک مواجهه مستقیم، آگاهانه و سینمایی با آن است.
۲۵۴.

حسیناسرایی و تحلیل جایگاه ژانری آن در ادبیات عامه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۹۴
از میان گونه های مختلف ادبیات عامه، اشعار و به ویژه ترانه ها به دلیل کوتاهی، جذابیت، کاربرد گسترده و سهولت حفظ، همواره از رسانه های تأثیرگذار در انتقال پیام بوده اند. در مطالعه انواع گوناگون ترانه ها به نوعی شعر خاص برخوردیم که به «حسینا» معروف است. بر این اساس مسئله اصلی پژوهش پاسخ به این پرسش هاست که حسینا کیست یا چیست؟ گونه شعری موسوم به «حسینا» از نظر ساختار و محتوا چه ویژگی هایی دارد؟ و آیا می توان آن را زیرژانری مستقل در نوع شعری ترانه دانست؟ روش پژوهش حاضر توصیفی تحلیلی و گردآوری از طریق مطالعه منابع کتابخانه ای بوده است. براساس جست وجوهای صورت گرفته حداقل هفت روایت شناخته شده از داستان حسینا و حدود دویست ترانه شناسایی شد که دربردارنده نام «حسینا» یا روایت گر سرگذشت او هستند. «حسینا» شخصیتی عاشق، جوانمرد و شجاع در ادبیات عامه ایران است که زندگی عاشقانه او و معشوقش با نام هایی چون دلارام، دلارا، مریم، شهربانو، خاتون و پری همواره مورد توجه مردم نواحی مختلف ایران بوده است. پراکندگی جغرافیایی این اشعار در خراسان، بیرجند، اصفهان، لارستان فارس، خور و بیابانک، هرات و دیگر مناطق گزارش شده است. اغلب این اشعار در قالب دوبیتی و با محتوای عاشقانه و غنایی، گاه همراه با توصیف ویژگی های قهرمانی و پهلوانی سروده شده اند. رد پای این شخصیت داستانی تا ادبیات معاصر ادامه دارد؛ چنان که در رمان سال بلوا اثر عباس معروفی «حسینا» با همان رنگ و بوی نیمه افسانه ای حضور دارد. همچنین براساس مطالعات ژانرشناسانه، «حسیناسرایی» به علت ویژگی های متمایز از دیگر دوبیتی ها می تواند به عنوان زیرژانری مستقل در ترانه های عامه ایران معرفی شود.
۲۵۵.

ارزیابی انتقادی ترجمه استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن توسط مدل های هوش مصنوعی در پرتوی نظریه لیکاف، جانسون و نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۹۰
این پژوهش به ارزیابی انتقادی ترجمه ی استعاره های مفهومی نور و تاریکی در قرآن کریم توسط مدل های هوش مصنوعی (گراک، جمینای، و چت جی پی تی) با تکیه بر نظریه ی استعاره ی مفهومی لیکاف و جانسون (1980) و راهبردهای ترجمه ی نیومارک (1988) می پردازد. استعاره های نور و تاریکی، که نمایانگر مفاهیمی چون هدایت، ایمان، گمراهی، و کفر هستند، در آیات منتخب قرآن تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که مدل های هوش مصنوعی عمدتاً از راهبرد بازتولید تحت اللفظی استعاره استفاده می کنند، اما در انتقال معانی عمیق و فرهنگی این استعاره ها، به ویژه برای مخاطبان ناآشنا با زمینه های مفهومی، الهی، معنوی و فرهنگی قرآن کریم، محدودیت دارند. فقدان توضیحات تکمیلی و ناتوانی در تبیین مفاهیم معنایی عمیق استعاره ها مانند «نور» به عنوان هدایت الهی و «ظلمات» به عنوان جهل و کفر، از چالش های اصلی این مدل هاست. پیشنهاد می شود با ادغام نظریه های شناختی و آموزش مدل ها با منابع تفسیری، و بهره گیری از راهبردهای تکمیلی نیومارک (مانند افزودن پاورقی)، کیفیت ترجمه های ماشینی بهبود یابد. این پژوهش بر پتانسیل هوش مصنوعی در ترجمه متون مقدس تأکید دارد، مشروط بر اینکه درک مفهومی و فرهنگی عمیق تری در مدل ها ایجاد شود.
۲۵۶.

بررسی اشعار کودک و نوجوان در دهه نود با رویکرد نوع ادبی غنایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۳ تعداد دانلود : ۲۰۳
اشعار غنایی، از آنجا که دربرگیرنده بسیاری از مضامین شاعرانه بوده که با احساسات و عواطف، در پیوند است، یکی از پرمخاطب ترین انواع ادبی به شمار می رود. در این پژوهش، به روش تحلیلی-توصیفی، با مراجعه به اسناد و منابع کتابخانه ای، یک هزار و نهصد و سیزده قطعه شعر کودک و نوجوان که از سال 1390 تا پایان 1399 سروده شده، مورد مطالعه قرار گرفته است. مؤلفه های سازنده، مضامین به کار گرفته شده، روش ها و کارکردهای نوع ادبی غنایی، بررسی شد تا به این پرسش پاسخ داده شود که این نوع ادبی در اشعار کودکان و نوجوانان، آیا می تواند به زیرنوع هایی تقسیم شود؟ نتیجه به دست آمده مبنی بر این است که اشعار کودک و نوجوان دهه نود، این ظرفیت را دارند که با اتخاذ رویکردی جزئی نگرانه، در دسته هایی جزئی تر و با عناوینی جدیدتر رده بندی شوند. به عبارت دیگر، نوع ادبی غنایی می تواند به زیرنوع های دیگری تقسیم شود و در حد یک نوع کلی باقی نماند.
۲۵۷.

ناهمسانیِ ادبیات و خوشنویسی در سرعت بازنمود تحولات اجتماعی (بر پایه آثار شعری و خوشنویسی مرتضی قلی سلطان شاملو و درویش عبدالمجید طالقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۲
ادبیات و خوشنویسی، به عنوان دو نظامِ انتزاعی-خیالیِ متأثر از هم، با همراهی ها و برهم کنش های چندصدساله و اشتراکات ساختاری فراوان در فرم و صورت، هر دو برآمده از کلان روندهای تاریخی-اجتماعیِ منجر به تغییرِ ذوقِ معیارِ جامعه اند. با این حال، تحلیل دقیق آثار برخی از نخبگان خوشنویسی و ادبیات، ما را به این نتیجه شگفت رهنمون می کند که گاهی بیشترین خصلت های مشترکِ ساختاری میان این دو عرصه را در آثار خوشنویسان و شاعرانی می توان جست که هم روزگار نبوده اند. این ناهم روزگاری ها، گاه در مصادیقی مانند حافظ و میرعماد، با فاصله ای بیش از دو سده دیده می شود و گاه در شواهدی چون صائب و درویش با فاصله ای در حدود یک سده. پژوهش بینارشته ای حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی، برای نخستین بار با پرده برداشتن از وجود این ناهمسانیِ زمانی، با تکیه بر عنصر اغراق، در پی پاسخ به چراییِ مسئله و تبیین وجوهِ کمیّتیِ این اختلافِ زمانی است. براساس نتایج این پژوهش، اگرچه تحولاتِ اجتماعیِ هر دوره، خصلت های یکسانی را هم زمان به ادبیات و خوشنویسی می بخشد، اما به نظر می رسد سرعت تأثیر این تحولات در عناصر زبان و خط که مصالح و مواد اولیه ادبیات و خوشنویسی اند، یکسان نیست و بازنماییِ تحولات اجتماعی و تصرفاتِ ذوقیِ اجتماع در قلمروِ آواها و ساخت های لفظ-معنیِ آثار ادبی، سریع تر از جهان شکل ها و ساخت های شاکله-حالتِ آثار خوشنویسی رخ می دهد.
۲۵۸.

نقش گذرنماها در ساختار روایی نفثة المصدور با تأکید بر جایگاه مؤلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۶۱
تاریخ گرایی نوین تاریخ را به عنوان روایتی داستانی و محصولی "ذهنی" می داند که واقعیّتی را بازگو می کند و در این روند، ذهن نویسنده نقش دارد. این رویکرد به ویژه با نظریات رومان یاکوبسن ، زبان شناس و نظریه پرداز برجسته فرمالیسم، هم راستا است. یاکوبسن یکی از پیشگامان مکتب فرمالیسم روسی بود و باور داشت که هنر و ادبیات به ویژه در سطح زبان و ساختار باید تحلیل شوند، نه صرفاً در معنای ظاهری و محتوای آن. او به ویژه بر تأثیر زبان به عنوان ابزار مورّخ تأکید می کند و معتقد است که مورّخ، با وجود تلاش برای آشکار نکردن خود در متن تاریخی، از این ابزار استفاده می کند و از طریق عناصری که در متن وارد می کند، حضور خود را نشان می دهد. این عناصر را یاکوبسن "گذرنما" می نامد و به عنوان نشانه هایی از دخالت نویسنده در روایت تاریخ تلقی می کند. نگارندگان این مقاله قصد دارند تا با تحلیل گذرنماها در متن نفثهالمصدور، حضور و دخالت نویسنده را در این متن تاریخی برجسته کنند.شایان ذکر است پیشتر این نظریه در متن جهانگشای جوینی نیز توسط مهدی قاسم زاده کنکاش شده است، به این منظور، ابتدا با استفاده از دو نوع منبع و به شیوه ی کتابخانه ای، گذرنماها و شیوه های بررسی آن ها را از دیدگاه نظریات نقد ادبی تمییز داده و سپس شواهدی از کتاب نفثهالمصدور برای هر نوع و زیرنوع آن ها جمع آوری و تحلیل کرده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که نویسنده در متن خود از گذرنماهای بسیاری بهره برده و در برخی موارد نیز از شاخصه های خاص گذرنما استفاده نکرده است.
۲۵۹.

ذهنیت و رویکرد تراژیک در شعر فریدون توللی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۲
فریدون توللی از نخستین شاعران نوپرداز بعد از نیماست که توانسته در جایگاه شاعری صاحب سبک قرار گیرد و هدایت گری یک جریان شعری را عهده دار شود؛ جریانی که توللی هدایت گر آن بوده، تحت تأثیر منظومه «افسانه» نیمایوشیج تکوین یافته و آن، گونه ای شعر تغزلی با مایه های رمانتیک است که پس از توللی مورد توجه و پیروی طیفی از شاعران معاصر قرار گرفت. شعر توللی افزون بر شاخصه های تغزلی و رمانتیک، واجد قابلیتی تراژیک نیز هست. این امر، نتیجه ذهنیت تراژیک توللی و تا حدی برآیند تمایل وی به رمانتیسم سیاه تواند بود؛ زیرا میان مولفه های رمانتیسم، خصوصاً رمانتیسم سیاه و تراژدی نسبت و قرابت هایی وجود دارد. در این پژوهش، با بهره گیری از شیوه توصیفی – تحلیلی، ضمن پرداختن به پیوندهای شعر توللی با تراژدی، ابعاد ذهنیتِ تراژیک و چگونگی نمود برخی مولفه های تراژدی در شعر توللی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جنبه هایی از شعر توللی با وجوه تراژیک درآمیخته است؛ زیرا او در مواردی خود را در جایگاه یک قهرمان تراژدی قرار داده است؛ قهرمانی که در متن مناسبات عشقی، در موقعیت یک انسان مستأصل و ناکام قرار گرفته و از سر ناگزیری تن به تسلیم و پذیرش شکست در برابر شرایط و احوال اجتناب ناپذیر داده است.
۲۶۰.

مطالعه تطبیقی شکر در صحیفه سجادیه و بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۱۵۱
شکر به معنای سپاس داشتن و ثنای نیکو گفتن خدا و هر انسان نیکوکار در انواع و اقسام شکر، یکی از جلوه های زیبایی بندگی و اخلاقی است که نزد تمام ملل با عقاید گوناگون، ستوده است. در قرآن کریم و ادعیه و احادیث معصومین (ع) و آثار نظم و نثر فارسی، به این موضوع توجه ویژه شده است. در صحیفه سجادیه، در بستری دینی و عرفانی در چندین دعا ازجمله دعای 15 و دعای 23 و به ویژه دعای 37 (نیایش در اقرار به تقصیر از ادای شکر) موضوع شکر مطرح شده است. سعدی شیرازی نیز در بوستان و گلستان به خصوص در باب هشتم بوستان (در شکر بر عافیت) به طور ویژه به این موضوع پرداخته است. نگارنده در این نوشتار، پس از آشنایی با اندیشه های امام سجاد (ع) و شعر سعدی شیرازی در باب شکر، به مقایسه و تطبیق نظرات امام سجاد (ع) و سعدی پرداخته و وجوه تشابه و تفاوت و ابعاد و زوایای پرداختن به شکر را در این دو بستر معرفی و با تکیه بر مضامین معرفتی آنها بررسی کرده است. نتیجه اینکه اندیشه های سعدی برگرفته از آموزه های اسلامی است و مغایرتی با دیدگاه امام سجاد (ع) ندارد، ولی به برخی نکات عمیق مانند پاداش به سپاسگزاران و نیکوکاران، پذیرش اندک عبادت بندگان، آمرزش بندگان از روی لطف نه ازآن جهت که ایشان مستحق اند، برخی صفات الهی مانند عفو، افضال، احسان، فرصت دادن به بندگان خصوصاً گنه کاران، پاداش جاودان دادن به یک عمل کوتاه و دنیوی کمتر توجه کرده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان