ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۳۹۸ مورد.
۱۴۱.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۰
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۱۴۲.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۸۳
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۱۴۳.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۸۵
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.
۱۴۴.

تبیین رابطه خدا با انسان در آثار منظوم و منثور ملاصدرا و اسپینوزا: از فلسفه تا ادبیّات(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۵ تعداد دانلود : ۱۹۸
اسپینوزا و ملاصدرا، از جمله فیلسوفان برجسته ای هستند که با رویکردهای متفاوت به مسئله شناخت مستقیم خداوند پرداخته اند. یکی از نقاط تمایز مهم در اندیشه اسپینوزا و ملاصدرا، مفهوم بی نهایت و ذات در فلسفه آنهاست. اسپینوزا، که به شدت تحت تأثیر عقل گرایی و ماتریالیسم فلسفی بود، معتقد است که دانش بی واسطه تنها از طریق شناخت نسبی امکان پذیر است و حقیقت این نوع معرفت در ارتباط آن با نسبیت نهفته است. در مقابل، ملاصدرا که به سنت فلسفی اسلامی تعلق دارد، بر این باور است که شناخت مستقیم خداوند محدود به ذات و وجود مخاطب است و این شناخت، فراتر از هر گونه ادراک حسی و عقلانی، در سطحی از وجود تحقق می یابد که بالاترین مرتبه دانش و معرفت محسوب می شود. نویسنده در این پژوهش با شیوه اتوصیفی - تحلیلی به بررسی ارتباط خدا با انسان از دیدگاه ملاصدرا و اسپینوزا پرداخته است. نتایج پژوهش بیانگر آن است که از منظر ملاصدرا، علم بی واسطه به خداوند یک معرفت وجودی است که بر اساس وحدت وجود و شناخت مستقیم از طریق حضور و شهود به دست می آید.. در مقابل، اسپینوزا بر این باور است که معرفت بی واسطه از طریق ادراک شهودی از یکپارچگی طبیعت با خداوند حاصل می شود. در نهایت، مقایسه دیدگاه های اسپینوزا و ملاصدرا نشان می دهد که هر یک از این دو فیلسوف، با توجه به نظام فلسفی خود، به نوعی شناخت بی واسطه خداوند رسیده اند که در نهایت، عالی ترین نوع دانش و معرفت را تشکیل می دهد و به نوعی نشان دهنده بالاترین سطح تعامل انسان با حقیقت الهی است.
۱۴۵.

بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۹۴
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
۱۴۶.

کنکاشی در ریشه یابی ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز به باد می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۳۳
یکی از مضامینی که شاعران و گویندگان بسیاری به آن پرداخته اند، خطر زبان و مذمت دهانی است که بیهوده و بی موقع گشوده شود. این مضمون، موضوعی عمومی است که در بین همه ملل دنیا کاربرد دارد و با شیوه های مختلف بیانی از جمله تشبیه، استعاره، کنایه، تناسب و تضاد و با تعابیر متفاوت به صورت ضرب المثل و شعر دیده می شود تا موضوع خطر زبان را بیان کند به گونه ای که دهخدا در امثال و حکم این مضمون را با بیش از 30 ضرب المثل و بیت عربی و 80 ضرب المثل و بیت فارسی نقل کرده است.
۱۴۷.

نقش زنان در برون رفت از اضطراب موقعیت در رمان آتش بدون دود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۷۵
رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی، از جمله آثاری است که با نگاهی روان شناختی و جامعه شناختی، وضعیت درونی و بیرونی شخصیت ها را در مواجهه با بحران ها و نابرابری ها به تصویر می کشد .این مقاله با هدف بررسی نقش زنان در کاهش یا مدیریت وضعیت های اضطراب آفرین نگاشته شده است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه زنان در این رمان توانسته اند از طریق کنش های آگاهانه، جسورانه و معناگرایانه، بر اضطراب موقعیتی خود یا دیگر شخصیت ها غلبه کنند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر تحلیل محتوای کیفی متن اصلی رمان انجام شده و کنش ها و گفتارهای شخصیت های زن مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد؛ زنانی همچون سولماز اوچی، مارال، کبتر، آیناز، کعبه و ملان، با اتکا بر ویژگی هایی چون شجاعت، تدبیر، خودآگاهی، معنویت و عقلانیت، نقش تعیین کننده ای در خروج شخصیت های اصلی از موقعیت های بحرانی ایفا می کنند. گاه با زبان تند، گاه با بی توجهی و گاه با همراهی فعال و هدفمند، مسیر تصمیم گیری و تعادل روانی دیگران را هموار می سازند. می توان گفت که زنان در آتش بدون دود نه تنها در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی کنش گر هستند، بلکه در عرصه های روانی و فردی نیز به عنوان عناصر نجات بخش و آرامش بخش عمل می کنند و از این منظر شایسته توجه خاص در تحلیل های روان شناختی و جامعه شناختی ادبیات معاصرند.
۱۴۸.

کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۲۰۷
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
۱۴۹.

هم سنجی اندیشه ولایت در عرفان شیعی و بریلوی بر پایه دیدگاه سید حیدر آملی و محمد طاهر القادری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۴۳
ولایت، هویت و هسته مشترک طریقت های عرفانی است که در مؤلفه های اساسی عرفان مانند اسماءالله، حقیقت محمدیه، امامت، خلافت، انسان کامل، قطب، غوث و... به طور خاص و گسترده، مورد تأمل و جستار واقع شده و ادبیات عرفانی گسترده ای را نظام بخشیده است؛ ازاین رو، نمی توان سخن از ساحت عرفان گفت و ولایت را نادیده گرفت. این نوشتار به دیدگاه سید حیدر آملی به نمایندگی از عرفان شیعی، و محمد طاهر القادری به نمایندگی از عرفان بریلوی توجه نشان داده است؛ زیرا غنای دیدگاه های این دو تن، داده های پراهمیت و نتایج قیاس پذیر و حقایق ثمربخش در حوزه ولایت به بار آورده است که علاوه بر ارائه خوانش نزدیک تری از ولایت، می تواند به عنوان کمال ارجمند و اصل وحدت بخش، رشته پیوند تشیع و تسنن را مستحکم سازد. این پژوهش با روش توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای، با هدف مقایسه و هم سنجی نقاط اشتراک و احیاناً افتراق، و تبیین چیستی ولایت در عرفان شیعی و بریلوی، با تأکید بر اندیشه دو تن از بزرگان انجام گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که ولایت، واسطه فیض، موجب قوام هستی، و امری پایان ناپذیر است و اگرچه این دو عارف محقق قائل به منبع غیبی برای ولایت بوده و مصادیق و خاتم آن را مشترک می دانند، با تحلیل نقادانه و نگاه باریک بین می توان سرچشمه ولایت نزد آن دو را متمایز کرد.
۱۵۰.

بررسی فرایندهای شش گانه فرانقش اندیشگانی در وصیت نامه های شهدای شهرستان رفسنجان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۵۶
از جمله گونه های نوشتاری که علی رغم اهمیت فراوان، کمتر به بررسی گفتمان آن در حوزه ادبیات پایداری توجه شده، وصیت نامه شهداست. تحلیل و بررسی وصیت نامه هر شهید، شاید یکی از بهترین دریچه های ورود به گفتمان، چشم انداز و نوع نگاه شهید به مسایل واقعی و دنیای درون و جهان خارج او باشد. متأسفانه گاهی در مورد شهدا، به شیوه ای سخن گفته شده که انسان هایی ماورایی و دست نیافتنی تصوّرشده اند. لذا، استفاده از یک الگوی نظری علمی و روشمند در چارچوب تحلیل گفتمان، برای بررسی گونه نوشتاری وصیت نامه شهدا به طوری که بتواند ما را هرچه بیشتر و بهتر با گفتمان و نوع نگاه واقعی آنها به مسایل و واقعیت های جهان خارج، آشنا سازد؛ ضرورت پیدا می کند. از این رو، پژوهش حاضر، بر اساس الگوی زبان شناسی نقش گرای نظام بنیاد هلیدی و متیسن (2014)، به منظور بررسی فرایندهای فعلی وصیت نامه شهدای رفسنجان از منظر فرانقش اندیشگانی نوشته شده است. پیکره پژوهش حاضر را 200 وصیت نامه شهدای رفسنجان که - از یک جامعه آماری 379 نفری - به روش هدفمند، نمونه گیری شده، تشکیل می دهد. پس از بررسی انواع فرایندهای شش گانه در پیکره، تعداد 11707 بند (جمله واره) مشخص شد. از این تعداد، به ترتیب بسامد، 4673 بند دارای فرایند مادّی، 2958 بند دارای فرایند رابطه ای، 2469 بند دارای فرایند ذهنی، 985 بند دارای فرایند بیانی، 510 فرایند از نوع رفتاری و نهایتاً 112 فرایند از نوع وجودی، شناسایی شد. به عبارت دیگر، فرایندهای اصلی یعنی مادّی، رابطه ای و ذهنی به ترتیب، بیشترین کاربرد؛ و فرایندهای فرعی یعنی بیانی، رفتاری و وجودی نیز به ترتیب کمترین کاربرد را داشته اند. این نتایج، حاکی از این است که شهدا برای بازنمود تجربه خویش، جهت انتقال ملموس و تأثیرگذارِ مهم ترین پیام ها و توصیه های کلیدی از فرایند مادّی؛ و برای بازنمایی داشته ها و نداشته ها، تحولات و سیر زندگی شخصی خود از فرایند رابطه ای استفاده کرده اند. فرایندهای ذهنی نیز عمدتاً در ابراز ندامت و تقصیر، نه بیان احساسات ایمانی، نقش داشته اند؛ رویکردی که گفتمان وصیت نامه ها را به واسطه کاربست فرایندهای اصلی به زبانی صمیمی، بی تکلّف و نزدیک به زبان روزمره بدل ساخته است.
۱۵۱.

تحلیل و بررسی دگردیسی تصویر در غزل پایداری پس از انقلاب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
با شروع انقلاب اسلامی، از جمله قالب ها و محتواهای اصلی و مسلّط بر شعر کشور، غزل انقلاب و جنگ است که این روند تا اوایل دهه هفتاد ادامه دارد. با توجّه به اینکه رسالت اصلی این گونه شعرها، انتقال پیام است؛ در سال های آغاز جنگ تا اواسط دهه شصت، جنبه های بلاغی، کمتر مورد توجه قرار می گیرد. این پژوهش به دنبال پاسخ برای این پرسش است که آیا شیوه های تصویرگری غزل انقلاب و جنگ و عواطف حاکم بر آن، درتمام سال های پس از انقلاب اسلامی تا سال 1395 یکسان بوده یا اگر تغییراتی داشته چه ارتباطی با شرایط سیاسی اجتماعی و عواطف حاکم بر جامعه داشته است. روش این پژوهش، توصیفی و تحلیلی است. یافته های پژوهش نشان می دهد در این گونه غزل، در آغاز و بنا به شرایط جنگی کشور، محتوا مقدم بر دیگر عناصر است امّا با گذشت زمان، هم چنان که احساسات، عواطف و شرایط سیاسی جامعه تغییرمی کند؛ نگاه شاعران نیز متفاوت می شود و با راه یافتن عواطف، اندیشه ها و مضامین جدید به غزل، تصاویر و شگردهای تصویرگری نیز تغییرمی کند؛ به طوری که در آغاز، نقش نمادهای قراردادی، اضافه های تشبیهی و استعاری، پررنگ تر است امّا در سال های بعد، این دو آرایه از شکل فشرده به گسترده تغییرمی یابند؛ تشبیهات ذهنی نیز وارد تصویر می شود؛ نمادهای تازه، جای نمادهای قراردادی را می گیرد؛ غیر از آرایه های مذکور، آرایه های دیگری نیز در تصویرسازی استفاده می شود و شاعران با استفاده از نوآوری های زبانی، شیوه های تازه دیگری از جمله استفاده از عناصرغیربلاغی را هم به تصویرسازی غزل وارد می کنند.
۱۵۲.

بررسی تاثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بند نویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۵۹
بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی مهارت نوشتن یکی از مهم ترین مهارت هایی است که عملکرد فراگیران در سایر دروس نیز از کیفیت آن تأثیر کیفیت آن می پذیرد. پیش نیاز نوشتن، کسب مهارت بندنویسی است که یادگیری آن در دوره ی ابتدایی تأکید شده است. به نظر می رسد استفاده از ادبیات داستانی و بسترهای موجود در آن بتواند در کسب این مهارت، مؤثر واقع شود. ازاین رو پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر ادبیات داستانی بر یادگیری مهارت های بندنویسی دانش آموزان پایه ی ششم ابتدایی صورت پذیرفت. روش انجام این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموزان ششم ابتدایی مدارس منطقه ی یک شهر تهران و نمونه ی آماری شامل شصت نفر از دانش آموزان پایه ی ششم است که به صورت نمونه گیری تصادفی در دو گروه آزمایش (سی نفر) و گواه (سی نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش با بهره گیری از انواع ادبیات داستانی و گروه گواه به روش متداول به مدت ده جلسه آموزش دیدند. گردآوری داده ها با آزمون و چک لیست محقق ساخته ی مهارت های پایه و پیشرفته ی بندنویسی انجام شد. روایی ابزار را معلمان و اساتید تأیید کردند و پایایی آن با آلفای کرونباخ به دست آوردند. نتایج تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس نشان داد که ادبیات داستانی مهارت های بندنویسی دانش آموزان را در دو سطح پایه (989/10F=؛ 002/0 P=) و پیشرفته (086/21F=؛ 000/0P=) به طور معناداری افزایش داده است. بنابراین پیشنهاد می شود از ادبیات داستانی برای افزایش مهارت های بندنویسی و نوشتن دانش آموزان ابتدایی استفاده شود.
۱۵۳.

خوانش فرویدی سیر روان رنجوری تا روان گسیختگی در داستان های سوررئال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۵۵
فروید با تشریح ساختار ذهن و تبیین چارچوب نوینی از کارکرد روان آدمی نشان داد که میان برهم کنش تکانه های ناخودآگاه و اختلالات روانی رابطه ای دوسویه برقرار است. از آن جاکه ناخودآگاه محوری مهم ترین اصل در داستان های سوررئال به شمار می رود؛ مشابهت هایی میان این آثار با اقسام اختلالات روانی به چشم می خورد که قابل توجه اند. به تعبیر دیگر در داستان های سوررئال طیف وسیعی از نشانه های اختلالات روانی در چرخه ای مدور بازتکرار می گردند و می توان گفت راوی در این قسم آثار، سوژه ایست که در مواجهه با جهان پیرامون خود از روان رنجوری به روان گسیختگی می رسد. این پژوهش با تکیه بر یافته های فروید به منظور پرداختن به منشأ پیدایش اختلالات روانی و وجوه تشابه آن در داستان های سوررئال، نشان می دهد که عامل این مشابهت ها اشتراک در منشأ و نحوه ی بروز این اختلالات و ژرف ساخت رؤیا است؛ از این رو اگرچه ترکیب خلاقیت و جنون در معنای بیماری می تواند دستمایه ی خلق آثار سوررئال گردد؛ لیکن انعکاس نشانه های اختلالات روان در این آثار لزوماً جنبه ی بیمارگونه نداشته و می تواند ناشی از رؤیامحوری متن باشد. همچنین تبلور جنون و نشانه های آن در این آثار، چه از نوع حقیقی و عینی آن باشد، همان گونه که در داستان های اورلیا و نادیا مشاهده می شود و چه صرفاً ناشی از مشابهت ها و اشتراکات اساسی رؤیا و جنون باشد، همچنان که در داستان های بوف کور و گاوخونی به چشم می خورد؛ هر دو قسم آن به یک نحو در داستان های سوررئال منعکس گشته و موجب تشدید جنبه های خلاقانه و هنری داستان می گردند.
۱۵۴.

Autobiographique, Maghrébin, D’expression(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۷۷
Parce qu’il est une œuvre qui « exclut l’unitextualité », Jacques le fataliste et son maître est un roman parodique, un roman qui, au cours de sa genèse, mentionne, explicitement ou implicitement, d’autres romans. Bien évidemment, le long de son fonctionnement, la parodie est une sorte de reformulation qui dévalorise, pour des raisons bien déterminées, un texte dont elle imite la structure ou la forme. Pour un lecteur avisé, le lien de ce roman de Diderot avec d’autres textes, tels que le roman picaresque, le roman sentimental, le roman pastoral, le roman exotique, Don Quichotte, Tristram Shandy, etc., est facile à repérer, mais demande à être étudié davantage, comme étant un aspect précis de la reformulation paridique, pour en préciser le fonctionnement et les enjeux. L’objectif de cet article consiste, en fait, à étudier le processus de la reformulation ironique dans ce roman de Diderot et d’en préciser les objectifs.
۱۵۵.

بررسی جایگاه پند و نصیحت در تمثیل «گبر و مرغ »سنایی غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱ تعداد دانلود : ۱۴۹
سنایی یکی از شاعران عارف است که با بهره گیری از تمثیل، مضامین سنگین عرفانی را با زبانی ساده و گویا به مخاطبانش ارائه می دهد، در واقع تمثیل یکی از گونه های مهم ادبی است که شاعران عارف بدان رغبت ویژه نشان داده اند. ارزش و قابلیت های تمثیل در بیان یک یا چند مفهوم عرفانی یا اخلافی است، سنایی گاه مباحث تمثیلی را از خلال حکایت ها و تمثیل های گوناگون بیان می کند و این اهمیت و قابلیت تمثیل است که برای بیان یک یا چند مفهوم عالی و عرفانی یا اخلافی گنجایش دارد و به همین علت شاعران آن را در قالب مثنوی درآورده اند، در این راستاتمثیل گبر و مرغ یکی از حکایت هایی است که سنایی در آن علاوه بر قصه و داستان پردازی مفاهیم اخلاقی و تربیتی را نیز مدنظر دارد، در واقع حدیقه سنایی به عنوان اولین منظومه تعلیمی عرفانی شناخته می شود که تمثیل های فراوانی پر از پند و نصیحت دارد و چه بهتر که در دل دوست به هر حیله رهی کنیم از این روست که شاعران عارف ما با بهره گیری هوشمندانه از تمثیل به نوعی خواسته اند در دل مخاطبان خود جای بازکرده و به اهداف تربیتی خود نزدیک شوند، اصولاً، طبع آدمی با تمثیل و قصه پردازی موافقت و سازگاریِ فطری و ذاتی دارد. اما این پژوهش آن است که با روش توصیفی – تحلیلی و گرد اوری کتابخانه ای به تبین تمثیل «گبر و مرغ» سنایی و بیان نقش هدایتگری و ارشادی آن در این حکایت از حدیقه می پردازد.
۱۵۶.

زیبایی شناسی آیات جهاد طبق نظریه انسجام متنی مایکل هالیدی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۴۶
انسجام یکی از عناصر زیبایی شناسی است که زیبایی شناسان برای زیبایی متن وجود آن را ضروری دانسته اند. تأثیر انسجام آنگاه آشکار می شود که متن بدون آن زیبایی و تأثیر خود را از دست داده و معنا مبهم می گردد. در متن عناصر معنایی، پیوندی، دستوری و واژگانی، روابطی را می آفرینند که سبب تمایز متن منسجم از عبارت های آشفته می شوند. این جستار درصدد واکاوی انسجامِ آیات جهاد با روش توصیفی - تحلیلی و نظریه هالیدی است. طبق نتایج، انسجام در آیات جهاد سبب ایجاد پیوند ساختاری و عوامل درون متنی شده که از طریق آن عبارات این آیات، معنادار شده است. گونه های مختلف انسجام در آیات جهاد سبب انتقال بهتر معنا به مخاطب و تثبیت آن در ذهن وی و زیبایی آیات گردیده است و بیانگر مناسبت های معنایی است که به کلام الهی وحدت و یکپارچگی می بخشد. انسجام واژگانی در آیات جهاد از طریق وحدت واژگان زیبا و کمال معانی و تناسب آنها با معانی حاصل شده و موجب آفرینش بافتی گوش نواز و منسجم شده است. انسجام دستوری در چارچوب حذف، ارجاع و جانشینی، جهت زیبایی متن و وضوح معنا به کار رفته است. ارجاع، پیوندی محکم را میان کلمات و آیه ها ایجاد کرده است و سبب وضوح معنا گردیده و از ابهام متن جلوگیری کرده است. انسجام پیوندی در آیات جهاد اغلب از طریق واو عطف جهت ارتباط بین جمله ها و وضوح معنا، ایجاد شده است. تکرار نیز با تفهیم مطلب و قرار دادن چیز تکرار شده در مرکز توجه انسجام آفریده، از ابهام متن جلوگیری کرده و باعث روشنی مقصود می گردد.
۱۵۷.

جست وجویی در منابع تأثیرپذیری شاعران دوره مشروطه در موضوعات صوفیانه و زهدآمیز از شاعران سبک عراقی(با تأکید بر شعر خاقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۵ تعداد دانلود : ۳۵۴
تصوّف در دوره مشروطه، نظام اجتماعی فعّالی نیست. از آنجایی که دوره مشروطه، دوره شور انقلاب و آزادی خواهی است؛ جامعه ایستای ایرانی در این دوره به سبب آشنایی با فرهنگ غرب، تکانی به خود داده و در مسیر مدرنیته گام برداشته است. شعر فارسی نیز چون جامعه ایرانی در تلاش است کسوتی نو پوشد و نوگرایی در مفاهیم را محور حرکت به سمت مدرنیسم قرار دهد و در همگامی با حرکت انقلابی مردم از آنچه متعلّق به سنّت است تبرّی جوید. درواقع، عرفان در این دوره در کشاکش انقلاب های مردمی، رنگ باخته است. اگر نوری کم رنگ از آموزه های عرفانی در این دوره دیده می شود ریشه در سنّت و تأثیرپذیری شاعران این دوره از گذشتگان و بالاخص شاعران سبک عراقی دارد. در این میان، شاعران سنّت گرای اواخر قاجار و عصر مشروطه بیش از همه از خاقانی که مضامین عرفانی از عناوین اصلی مضامین شعری او و زمینه های سخن اویند متأثّر شده اند. بر این اساس این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، عرفان گرایی را با تأکید بر تأثیر از خاقانی مورد مطالعه قرار داده و جلوه های عرفانی اشعار ادیب پیشاوری، ادیب الممالک فراهانی، قآانی شیرازی و محمدتقی بهار را در موضوعاتی چون «زهد و دنیاگریزی»، «فقر»، «عزلت»، «استغناء»، «اهمیت جان (روح)» و «فلسفه ستیزی» بازکاویده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از تأثیرپذیری شاعران موضوع پژوهش در بازتاب مفاهیم عرفانی از خاقانی دارد.
۱۵۸.

هستی شناسی انسان در شاهنامه و مهابهاراتا بر بنیاد نیکی و بدی اسطوره(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۶۵
یکی از موارد مهم در هستی شناسی انسان در اسطوره، بنیاد نیکی و بدی است. همواره نیروهای بدی و نیکی در جدال با هم هستند و سرانجام نیروی نیکی بر بدی پیروز شده است. بر این اساس، آفرینش انسان، زندگی انسان در جهان، ارتباط او با هستی و فرجامش قابل تفسیر است. در این مقاله، بخش اساطیری شاهنامه فردوسی با مهابهاراتا در این موضوع به شیوه توصیفی-تحلیلی، بررسی تطبیقی شده است. نتایج بررسی، مشابهت را نشان می دهد؛ چنانکه در هردو اثر، بنیاد نیکی و بدی، بر هستی پذیری و آفرینش انسان، اهداف آفرینش انسان، روابط انسان درون خانواده و سطح ملی تأثیر گذاشته است. نیروهای بدی به صورت دیو، اهریمن یا شخصیت های اهریمن صفت، پیوسته در جدال با نیروهای نیکی قرار گرفته اند؛ سرانجام باتوجه به اهداف آفرینش انسان در اسطوره، نیروهای نیکی پیروز می شوند. جدال کیومرث با اهریمن، فریدون با ضحاک و نیز تورانیان و ایرانیان در شاهنامه، درمقابل جدال کوران و پاندوان در مهابهاراتا، نمونه مشخص و مشابهی بوده که به واسطه مطالعه آن، ساختار هستی شناسی انسان بر بنیاد نیکی و بدی، نمایان می شود. در این تشابه، پاندوان و ایرانیان با ذات نیک آفریده شده اند و هدف از آفرینش آن ها مبارزه با نیروی بدی است و اگرچه مدتی بدی چیره شده؛ سرانجام هردو پیروز می شوند و دوره نیکی آغاز می شود.  
۱۵۹.

تحلیل گفتمان داستان شیخ صنعان از کتاب منطق الطیر اثر عطار نیشابوری بر مبنای الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۹۱
منطق الطیر اثری عرفانی است که در آن داستان شیخ صنعان به دلیل استفاده از کارگزاران اجتماعی و شیوه های مختلف بازنمایی کارگزاران اجتماعی، جایگاهی خاص دارد. هدف این پژوهش تحلیل گفتمان داستان «شیخ صنعان» بر مبنای الگوی ون لیوون است. این پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی انجام شده و ازطریق تحلیل ساختاری و زبانی، به بررسی شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعی در متن پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این داستان، شیخ صنعان ازطریق فعال سازی نیرویی پویا و اثرگذار معرفی شده است که در انتهای داستان موفق می شود از موانع ارتقای معنوی خویش بگذرد و نیروی مخالفی چون دختر ترسا را از گروه مخالف به گروه خویش پیوند دهد. در این داستان، بیشترین بسامد عنوان دهی به شیخ صنعان اختصاص دارد و پس از آن، بیشترین بسامد عنوان دهی مربوط به دختر ترسا است که به دلیل گرایش نهایی او به شیخ، تأثیر شگرفی بر وجهه و مشروعیت معنوی طریقت عطار گذاشته است. در داستان، بیشترین بسامد پیوند مربوط به گروه طریقت محور است که نمایانگر ایدئولوژی عرفانی عطار است. در بخش نامشخص سازی آشکار شد که در این داستان، کارگزاران ناشناس در تبلیغ گفتمان طریقت محور از حیث هویت به حاشیه رانده می شوند و بر عملی که در راستای خدمت رسانی به گفتمان عرفانی انجام می دهند، تأکید می شود؛ همچنین، در مؤلفه حذف ثابت شد که علاوه بر بخش هایی که به طور کامل از روایت حذف شدند، استفاده از افعال با فاعل های ناشناخته ازطریق کم رنگ سازی در راستای تقویت جنبه های معنوی متن است.
۱۶۰.

کارکرد انتقادی درونمایه در رمان های مهاجرت اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۴
پدیده مهاجرت، یکی از بزرگترین تجربه های بشری از دیرباز بوده است؛ اما نگرش به آن در دوران معاصر، بانگریستن به وضعیت انسان  تغییر نموده است و ابعاد معنایی متفاوتی دارد؛ به ویژه  نمود آن در ادبیات مهاجرت داستانی، تصویری از تنش و چالش میان شخصیت ها با سنت ها، هنجارها و سیاست های حاکم در دو سرزمین مبدأ و میزبان است. از این رو در آثار   داستانی مهاجرت می توان با نگاهی رئالیستی انتقادی، بازتابی از تجربه ای عینی و دقیق از واقعیت را با نگاهی به مسائل و معضلات اجتماعی انسان در عصر جدید یافت. همین امر ضرورت پژوهش های تطبیقی و همسان نگر در حوزه ادبیات مهاجرت را می طلبد تا لایه های پنهان آن را هویدا سازد. این پژوهش با هدف بررسی کارکرد انتقادی درونمایه دو رمان نام آشنای ادبیات عربی و فارسی اولاد الغیتو اسمی آدم از الیاس خوری 1 و همنوایی شبانه ارکستر چوب ها از رضا قاسمی  در پی آن است تا درون مایه مطرح شده در دو رمان را که منجر به گفتمانی انتقادی گشته است را با رویکردی رئالیسم انتقادی واکاوی نماید. این جستار  با روش توصیفی و تحلیلی و بر بنیان مکتب تطبیقی آمریکایی، کارکرد انتقادی درونمایه را مورد بررسی قرار داده است و دستاوردهای این پژوهش نشان می دهد که موضوعات انتقادی همسان در دو رمان، شامل مسائل سیاسی، سازه های استعماری و نقش روشنفکران است. در رمان اولاد الغیتو این موضوعات با تأکید بر زمینه های تاریخی و بازنمایی واقعیت های اجتماعی مطرح شده اند، در حالی که در رمان همنوایی به شکلی نمادین و تمثیلی به مسأله استعمار پرداخته شده است.از موضوعات اجتماعی مطرح در دو رمان، مسأله گم شدگی و حاشیگی مهاجران است که در رمان اولاد الغیتو،  مسأله ای فراتر از گمشدگی مهاجر مطرح شده است و به موضوع فلسطینیانی که در حاشیه تاریخ گم شده اند پرداخته است. در رابطه با مسائل فرهنگی، دو نگاه متفاوت در پیوند با هویت دینی در دو رمان دیده می شود.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان