ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۴۱ تا ۱۶۰ مورد از کل ۵۴٬۲۵۷ مورد.
۱۴۱.

مطالعه تطبیقی شیوه های بازنمایی تجاربِ عرفانیِ صوفیه در مکتب «کشف و شهود» از دریچه نظام گذرایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۵
این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی و تکیه بر فرانقش اندیشگانی، به مطالعه شیوه بازنمایی تجارب عرفانی در نوشتارهای صوفیه می-پردازد و در صدد پاسخگویی به این پرسش است که غلبه هر یک از نقش های زبان در این متون چه تأثیری در شیوه به کارگیری فرآیندهای زبانی دارد؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که غلبه هر یک از نقش های زبانی در این متون، به طور مستقیم بر نوع کاربرد فرآیندهای زبانی تأثیر گذاشته و باعث ایجاد تفاوت در بازنمایی تجارب نویسندگان صوفیه شده است. برای مثال در متونی که نقش ترغیبی زبان غلبه پیدا کرده، تحول معناداری از فرآیندهای مادی به فرآیندهای ذهنی ایجاد شده است. در این گونه متون، «تجربه گر» فعال و کنشگر است و اغلب افعال ساختار متعدی و زمان گذشته دارند. بسامد بالای وجه اخباری و گستره های معنایی مؤکد در این متون، نشان از قطعیت در کلام نویسنده دارد. ذهن مخاطب در هنگام خواندن این روایات از مکان و زمان طبیعی خود جدا می شود و با راوی در فضای وقوع تجربه همراه می شود. این شیوه بیانی با تغییر نقش های زبان، نمودهای متفاوتی پیدا کرده است. ویژگی های تجارب عرفانی از قبیل «توصیف ناپذیری»، «زودگذری» و «حالت انفعالی» نیز به موازت نقش های زبان، از دیگر عوامل تعیین کننده در شیوه بازنمایی این تجارب به شمار می روند. نویسندگان صوفی تحت تأثیر این ویژگی ها است که از توصیف دقیق موقعیت و کیفیت تجارب بازمی مانند. بیان رمزی، بسامد بالای فرآیندهای ذهنی، عدم توجه به جزییات دقیق فرآیندها و غیر ملموس بودن عناصر پیرامونی، حاصل نمود این ویژگی ها در نوشتار صوفیه هستند.
۱۴۲.

تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۶۵
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
۱۴۳.

نسبت سماع صوفیانه با تجارب عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۷
سماع در نگاه بسیاری از عارفان از ارکان اساسی سلوک محسوب می شود و قدری عظیم دارد. این مفهوم که دارای شئون مختلفی چون آواز، صدای خوش، الحان، موسیقی و سازها، رقص، خرقه دریدن و... است در برساختن هویت عارفان و مکتب عرفانی آنان نقشی اساسی داشته است. از سوی دیگر، تجارب عرفانی که طی آن عارف به انحای مختلف خود را در ارتباط با عالم برین می یابد و حال و تجربه ای بی واسطه کسب می کند نیز عنصری حیاتی و گاه غایت قصوای سلوک عارفانه بوده است. فهم ارتباط این دو موضوع مضاف بر این که می تواند اهمیت سماع در نگاه عارفان را آشکار سازد، رهیافتی جدید بر گونه های متنوع تجربه عرفانی در میان صوفیان است. در نوشتار حاضر، پس از گردآوری داده ها از متون منثور این پیوند را در سه شأن دسته بندی کرده ایم؛ نخست، سماع در جمیع شئون گاه به مثابه برانگیزاننده تجارب معنوی در نظر گرفته شده است، یعنی گاه غرض عارفان از سماع نیل به تجارب عرفانی بوده است. دودیگر، تعاریفی از سماع به دست داده شده یا ویژگی هایی به آن نسبت داده شده که گویی خود، نوعی تجربه عرفانی برای عارفان شوریده حال محسوب می شده است. درنهایت، گاهی نیز دست کم در برخی شئون در معنای نتیجه یا پیامد تجربه های عرفانی در نظر گرفته شده است؛ درواقع بعد از کسب تجارب عرفانی، برخی بروزها چون رقص و خرقه دریدن رخ می داده است. این ارتباط که تاکنون در پژوهش های عرفانی مغفول مانده است از این سه منظر در گزارش ها، سخنان و آرای عارفان در متون منثور عرفانی پی جویی شده است.
۱۴۴.

نگاهی به شیوه های ماده تاریخ سرایی در کهن ترین گورستان شیراز، دارالسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
گونه ی ماده تاریخ از انواع ادب فارسی است که پیشینه ای بیش از هزار سال دارد. علاوه بر آثار مکتوب و سردر بناهای برجسته، کتیبه ها یا گورنوشته ها از مظاهر مهم بروز این گونه ی ادبی بوده اند. از برجسته ترین این مکان ها می توان به گورستان تاریخی دارالسلام (درب سلم) شیراز اشاره کرد. مقاله ی حاضر کوشیده تا در مکان مذکور، دست به شناسایی، معرفی و دسته بندی شیوه های ماده تاریخ سرایی، بزند. این پژوهش با شیوه ی مستقیمِ میدانی و همچنین غیرمستقیمِ کتابخانه ای و با تلاشی چندین ساله در استخراج و خوانش حدود 1500 بیت شعر در 228 گورنوشته و انتخاب 45 بیت نویافته، در فاصله ی زمانی قرون 11 تا 14 ه .ق فراهم شده است. از آنجا که بر پژوهش های پیشین این عرصه، آسیب هایی چند مترتب بود که مهم ترین آن ها نگاه غالباً سنتی و برآمده از آثار مکتوب کهن بوده است، نگارندگان در مقاله ی مذکور تقسیم بندی های متفاوتی ارائه داده اند که عبارتند از: عددی، واژگانی، منظوم و پوشیده با کسر یا جمع. این اشکال، پس از شناسایی و ارائه نمودار و بسامد آماری، از جنبه های مختلف مثل شیوه ها، صنایع ادبی و محتوا و مضمون بررسی شده اند. نتیجه پژوهش نشان می دهد که بیشترین ماده تاریخ متعلق به دوره ی قاجار است که دلیل عمده آن نیز حضور شاعران توانمند در این عرصه، در شیرازِ آن روزگار است. فروانی کلی انواع گونه ها نیز به این ترتیب است: پوشیده با کسر یا جمع، منظوم، عددی و واژگانی. دلیل استقبال از هر کدام از این شیوه ها عبارتند از: تمایل به ساختن ماده تاریخ فاخر، سخت یا آسان بودن ماده تاریخ سرایی در هر روش، ویژگی های سبکی و زبانی زمانه و توانایی شاعران. این اشعار در مواردی نیز شامل مضامینی متفاوت مثل اشاره به نام، پیشه، و علت مرگ فرد است که بررسی هرکدام از این مضامین می تواند اطلاعات مفید اجتماعی، فرهنگی و تاریخی هر عصر را در اختیار ما بگذارد.
۱۴۵.

بررسی مقایسه ای مطلق گویی امثال و حکم در غزلیات حافظ و سعدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۰
حافظ و سعدی، هر دو در زمینه پند و اندرز و صدور احکام زندگی، مطلق گویی هایی در دیوان غزلیات خود دارند و به شکل مسلّم و قطعی، حکم داده اند، هرچند قطعاً مهمترین نصایح و احکام سعدی در گلستان و بوستان مشهود و معروف است. ضرب المثل شدن و تکرار بسیاری از ابیات و مصاریع این دو شاعر بزرگ، گواهی است بر اهمّیت کاربرد امثال و حکم ایشان، نه تنها در ایران، که در جهان؛ امثال و حکمی که قطعی صادر شده و انتظار می رود مطلقاً پذیرفته و به کار گرفته شوند. هدف از این پژوهش، بررسی و تطبیق امثال و حکم حاوی مطلق گویی در دیوان غزلیات حافظ و سعدی است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای انجام شده است، احکام و اندرزهای مطلق این دو شاعر از دیوان غزلیات ایشان استخراج، بررسی و مقایسه شده اند. سوال های اساسی پژوهش این است که حافظ و سعدی در امثال و حکم غزلیات خود، در چه زمینه هایی مطلق گویی کرده اند و اهمیت اندرزها و احکام مطلق گوی ایشان در چیست و مطلق گویی در اشعار این دو شاعر چه تفاوت ها و چه همانندی هایی دارد. یافته های تحقیق نشان می دهد که هردو شاعر، از پشتوانه دانش، معرفت، تجربه و کمال یافتگی که شرط لازم برای مطلق گویی است برخوردار بوده اند. هر دو از واژه هایی خاص مطلق گویی استفاده کرده اند. همچنین اغراق های مطلق گویانه سعدی نسبت به حافظ بیشتر است و شیرین تر بیان شده است، اما در باب نصایح، برتری با حافظ است. همچنین در موضوعات فلسفی و پرسش ها و پاسخ های مهّم زندگی، حافظ بر سعدی برتری دارد.
۱۴۶.

تحلیل تطبیقی ژانر فانتزی در دو داستان کره ای و ایرانی بازارچه مرزی و کابوس باغ سیاه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
امروزه ژانر فانتزی در جهان، یک گونه ادبی پر مخاطب، نه تنها در میان نسل کودک و نوجوان که حتی در میان بزرگسالان است. این گونه ادبی به خاطر داشتن تعاریف و انواع فراوان هنوز به طور کامل شناخته نشده اما می توان گفت وجه مشترک تمامی این انواع فانتزی، ویژگی تخیلی و غیرواقعی بودن آن و گریز از جهان با در هم شکستن قوانین طبیعت است. برای انجام پژوهش حاضر ده ها داستان مختلف از زبان کره ای و فارسی مورد بررسی قرار گرفت اما به دلیل عدم وجود شباهت های اساسی میان آن ها در نهایت دو داستان بازارچه مرزی نوشته "کیم سئونگ جونگ"و کابوس باغ سیاه نوشته"آرمان آرین"که از لحاظ درونمایه داستانی شباهت هایی با یکدیگر داشتند انتخاب شدند. دو داستان مذکور با در بر داشتن عناصر بومی دو کشور ایران و کره به مضمون هویت از دریچه های متفاوتی پرداخته اند که به خوبی بیانگر نگرش جامعه آنان نسبت به این مسئله مهم است. همچنین هر دو داستان دارای درونمایه ای از نقد نسبت به اجتماع برآمده از آن نیز هستند. در نوشتار حاضر در ابتدا به بررسی چیستی ژانر فانتزی پرداخته و درادامه شباهت ها و تفاوت های عناصرداستانی ، اصول، کنش، نشانه شناسی و دیگر ویژگی های ژانر فانتزی در این دو داستان را مورد واکاوی قرار داده و سپس به بررسی میزان به کارگیری عناصر بومی چون خرافه، اسطوره و دین در درونمایه در این دو داستان می پردازیم. لازم به ذکر است که این مقایسات با استناد به کتاب عناصر داستان نوشته جمال میر صادقی و فانتزی در ادبیات کودکان نوشته محمد هادی محمدی انجام گرفته است.
۱۴۷.

نگاهی به ساختار زبان محاوره ای مقالات شمس تبریزی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
بخشی از سبک یک متن به ویژگی های زبانی و ساخت نحوی آن مربوط می شود. مقالات شمس به دلیل محاوره ای بودن و نابه سامانی های یادداشت برداری، در بخش عظیمی از آن ساختی آشفته دارد؛ ولی در بخش های بازبینی شده و نامه نگاری منظم تر است. این جستار توصیفی-تحلیلی جنبه های زبانی و ساخت نحوی مقالات شمس را که استاد موحد کمتر بدان پرداخته است مورد بررسی و تحلیل قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهد که نثر مقالات چه ویژگی های زبانی دارد؟ یافته ها نشان می دهد که گفتار شمس، تعلیمی و آمرانه است، و بیشتر در صدد رساندن معناست، لذا ایجازی ویژه بر سخنش حکمفرماست و همین، سبب کثرت به کاربردن فعل و ضمایر متّصل، در گفتارش شده است. ضمن اینکه، غلبه جمله های کوتاه هم پایه معطوف، روند جمله سازی او را به اعتدال در کاربرد جمله های ساده و مرکّب می کشاند. پیوند محور عمودی و تأثر آن از شکل داستان و روایت، در بندها و پاره های گفتار او، از ویژگی های خاصّ مقالات شمس است و جابه جایی ارکان نحوی که بیشتر مبتنی بر اهمیّتِ بخشِ تصدیر یا تاخیر یافته و تبیین و فضاسازی و گاهی هم افزودن بخش از یاد رفته است، بسامدی ویژه دارد. درآمیختگی نثر با نظم و عربی با فارسی، تلمیحات دینی، استدلال های تمثیلی، روایت ها، خبر از مهارت در وعظ و دانایی وی دارند که بارها ادب ورزانه آنرا نسبت به مولانا نشان داده است.دشنام های او به دشمنانش هم بی محاباست. کمی کاربرد لغات عربی، وجود واژگان کهن فارسی، سادگی و روانی متن و کاربست روایت و تمثیل، کاربست تشبیه، واقع گرایی و بهره مندی از متافیزیک حضور و زبان بدن، استناد به آیات و روایات و قصص، درآمیختگی نظم و نثر و لحن تعلمی و آمرانه، نثر او را با وجود فنی بودن متمایل به نثر مرسل عالی همچون تاریخ بیهقی و قابوس نامه کرده است.
۱۴۸.

تمثیل و کارکردهای آن در مکتوبات مولانا(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۷
تمثیل یکی از مهم ترین ابزارهای بیانی در آثار مولاناست که او از آن برای تفهیم مفاهیم عرفانی، اخلاقی و تعلیمی بهره برده است. نامه های مولانا که مخاطبانی از طیف های مختلف اجتماعی دارد، سرشار از تمثیل های کوتاه و بلندی است که برای اهداف گوناگون نوشته شده اند. بررسی نظام مند تمثیل های موجود در نامه های مولانا (مکتوبات) تاکنون مورد توجّه جدّی قرار نگرفته است. این پژوهش با رویکردی توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر تحلیل آماری، به بررسی انواع تمثیل های به کار رفته در نامه های مولانا و کارکردهای بلاغی آنها می پردازد و در پی پاسخ به این پرسش هاست که مولانا در مکتوبات از چه تمثیل هایی بهره گرفته است، کدام تمثیل ها بیشترین کاربست را داشته و این تمثیل ها چه کارکردهایی در نامه های وی داشته اند؟ نتایج بدست آمده گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر، از تمثیل های توصیفی استفاده کرده است و تمثیل های روایی کاربرد محدودتری داشته اند. ارسال المثل که از جمله تمثیل های کوتاه به شمار می رود، بیشترین بسامد را به خود اختصاص داده است که نشان از تلاش مولانا برای تأکید، اقناع و مشروعیت بخشی به سخنانش از طریق بهره گیری از خرد عامّه و سنّت های زبانی دارد. از سوی دیگر، کارکردهای تبیینی و انگیزشی بیشترین سهم را در مکتوبات مولانا داشته اند؛ درحالیکه کارکردهای استدلالی و انتقادی بسامد کمتری دارند. این مسئله گویای آن است که مولانا در نامه های خود بیشتر به هدایت عملی مخاطبان و ایجاد انگیزش در آنها توجّه داشته تا ارائه استدلال های پیچیده. بنابراین، این پژوهش با ارائه شناختی دقیق از شیوه های بهره گیری مولانا از تمثیل در مکتوبات، می تواند به درک بهتر سبک بلاغی و ارتباطی او در نامه هایش کمک کند.
۱۴۹.

تحلیل بلاغیِ روایتگری در سروده های اخوان (با تکیه بر قصه شهر سنگستان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
مقاله، پژوهشی است نمونه وار در شیوه روایتگریِ شعر اخوان ثالث (1307-1369ش) که به گفته منتقدانش، این شگرد از ویژگی های برجسته و از شیوه های بلاغی - ادبی سبکی شعر اوست. تحلیل و تفسیر روایت و انواع آن در قصه شهر سنگستان می تواند سایر شعرهای روایی اخوان را نیز نمایندگی کند. شاعر در این اثر، انواع روایت از قبیل فولکلوریک، اسطوره ای، سیاسی و تاریخی را هنرمندانه خلق می کند و در بخش هایی از آن، چند روایت گوناگون را با زبان عامیانه و ادبی، ماهرانه در هم می آمیزد. این روایات، به صورت شبکه ای در هم تنیده جلوه ای ویژه دارند و از جهات گوناگون همانند قصه های عامیانه اند؛ ازجمله داشتن شخصیت های مشترک با چهار قصه عامیانه منتخب در مقاله، مشابهت های زبانی و لحنی با آن قصه ها و نیز استفاده از اصطلاحاتی چون افسون، تقدیر، طلسم، شیطان و سنگ شدن. این مقاله نشان می دهد که اخوان با استفاده از شگرد بلاغی روایتگری، هم توانسته زبان عامیانه را در کنار زبان ادیبانه قرار دهد و آن دو را با هم تلفیق نماید، بدون آنکه به ساختار کلی روایت آسیبی برساند و هم توانسته دگرگونی معنایی در شخصیت کبوتران قصه های عامیانه ایجاد کند به طوریکه با توجه به فضای موجود در شعر او بتوان معنایی نمادین برای آنها در نظر گرفت.
۱۵۰.

واکاوی ترجمه رمان «سیندرلات مسقط» از هدی حمد با تکیه بر راهبردهای سه گانه اندرو چسترمن 2000 میلادی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۲
در عصر معاصر نقد و ارزیابی ترجمه با تکیه بر راهکارها و رویکرد های نظری نقد ترجمه بیش از پیش درکانون توجه ناقدان و پژوهشگران قرار گرفته است. یکی از تئوری های ترجمه و نقد آن تئوری اندروچسترمن است. چسترمن برای ترجمه سه راهبرد نحوی، معناشناختی و منظورشناختی در نظرگرفته است که هر کدام از آنها دارای ده زیرمجموعه می باشد. در این پژوهش با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی برخی از استراتژی های مربوط به راهبردهای سه گانه چسترمن درترجمه معانی شعبانی از رمان «سیندرلات مسقط» اثر هدی حمد مورد تحلیل و ارزیابی قرار گرفته است. برآیند پژوهش نشان می دهد از میان راهبردهای سه گانه چسترمن راهبرد منظورشناختی از نوع طبیعی سازی در انواع و اقسام مختلف آن نظیر: طبیعی سازی واژگانی، نحوی وسبکی در سرتاسر برگردان مترجم از بیشترین نمود و بسامد برخوردار بوده است. می توان گفت مترجم با استفاده روش طبیعی سازی- که در آن از واژگان، عبارات و تعابیر مناسب، کاربردی، قابل فهم و مطابق با ساختار زبان مقصد به کار گرفته می شود- توانسته است فضای داستان را با فضای ذهنی خواننده گره بزند و آنها را در راستای یکدیگر قرار دهد و محیط معنایی متن اصلی را به محیط معنایی مخاطب نزدیک سازد.
۱۵۱.

واکاوی تعادل اصطلاحی در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه با تکیه بر نظریه نایدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۶
نهج البلاغه نیز مانند هر متن دیگری سرشار از اصطلاحات است. رسیدن به بالاترین سطح همپایگی در ترجمه این اصطلاحات، ارائه معادلی با صورت و معنای مشابه را می طلبد. با این حال به دلیل آن که گاهی، معادل دقیقی در زبان مقصد وجود ندارد یا بافت موجود فقط خوانش ملموس را جایز می داند تا کاربرد زبان اصطلاحی، این امر محقق نمی گردد. در پژوهش حاضر، برابری اصطلاحی از رهگذر نظریه تعادل نایدا در ترجمه محمد دشتی از خطبه های نهج البلاغه مورد بررسی قرار گرفته است. اثر حاضر با روش توصیفی–تحلیلی انجام گرفته است. برآیند پژوهش نشان داد مترجم هنگام ترجمه خطبه ها با این مشکل مواجه بوده که هر دو معنای تحت اللفظی و اصطلاحی در اصطلاحات به صورت همزمان مد نظر بوده است. نظر به بررسی های صورت گرفته، راهبردهای «ترجمه لفظ به لفظ» و «دگرگویی» و « ترجمه با معنا و صورت مشابه» بیش از سایر راهبردها به کار رفته اند. مترجم در عین تلاش برای انتقال پیام و دستیابی به تعادل پویا، در مواردی، منتقل شدن پیام را امری مسلم انگاشته و صورت کلام را ترجمه و بدون معادل یابیِ صحیح وارد زبان مقصد کرده است. همین امر موجب شده مخاطب با انبوهی از اصطلاحات و تعابیر مواجه شود که با فرهنگ او بیگانه اند و در نتیجه به مقصود گوینده سخن پی نبرد.
۱۵۲.

تحلیل شناختی-فرهنگی استعاره «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
این پژوهش به بررسی تطبیقی مفهوم سازی استعاری «بلا» در متون منتخب عرفانی فارسی و عربی می پردازد. مسئله اصلی، شناسایی شباهت ها و دسته بندی ابعاد تنوع مفهوم سازی «بلا» و توصیف دقیق «کانون معنایی» استعاره در هر سنت است. چارچوب نظری، نظریه استعاره شناختی-فرهنگی کِوِچِش (۲۰۰۵) با تمرکز بر تعامل مفاهیم جهان شمولی و تنوع فرهنگی است. پژوهش با روش ترکیبی (کمی-کیفی) انجام شده و داده ها با استفاده از تحلیل محتوا و رویکرد کیفی تحلیل نگاشت های استعاری بررسی شده اند. نتایج نشان می دهد حوزه های مبدأ مشترکی چون «ظرف»، «بار»، «آتش» و «خوردنی» برای مفهوم سازی «بلا» در متون مورد بررسی هر دو زبان وجود دارد. با این حال، تفاوت های قابل توجهی در ترجیحات شناختی-فرهنگی و بسط استعاره ها مشاهده می شود که در چهار سطح قابل دسته بندی است: ۱) تفاوت در بسامد استعاره ها، ۲) مفهوم سازی همخوان و بدیل، ۳) دامنه حوزه مقصد و ۴) تنوع در نگاشت ها و استنتاج های استعاری. تحلیل کیفی این ابعاد، نشان می دهد که کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی عربی، با برجستگی و بسامد بالای حوزه مبدأ «نیرو و حرکت» بلا را به عنوان مواجهه با نیروی قوی و محتوم الهی که از بالا به پایین جهت دهی شده است مفهوم سازی می کند در حالیکه کانون معنایی «بلا» در سنت عرفانی فارسی، با برجستگی و بسامد حوزه مبدأ «آتش و ظرف» بلا را به عنوان تجربه ای فعال برای رسیدن به کمال و پختگی در مسیر سلوک مفهوم سازی می کند. این یافته ها بر لزوم طبقه بندی توصیفی ابعاد تنوع استعاری مفاهیم انتزاعی عرفانی در پرتو نظریه شناختی-فرهنگی تأکید می ورزد.
۱۵۳.

نقد روانکاوانه رمان «گلنار و آیینه» اثر رهنورد زریاب(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۱
«گلنار و آیینه» رمانی از محمد اعظم رهنورد زریاب نویسنده نامدار افغانستانی است. هسته این روایت، تحول روحی «ربابه»، دختری رقصنده و اهل کابل است که نسب او شش نسل قبل به «گلنار»، رقصنده آیینی دربار یک مهاراجه می رسد. گلنار یک بار در اقدامی شگفت ، با تصویر خود در آیینه رقابت کرده و با پیروزی بر آن به نیرویی شگفت انگیز دست یافته است. ربابه– که در اواخر رمان به گلنار تغییر نام می دهد- هم بر آن است که روزی بتواند همانند گلنار، تصویرش را در آیینه از پای درآورد. به این ترتیب «غیر» پنداشتن تصویر درون آیینه و رقابت با او، موضوع اصلی این رمان است که رمزگشایی از آن می تواند گامی در راه کشف معنای این اثر باشد. ژاک لاکان، روانکاو پسافرویدی در طراحی مراحل رشد انسان و تبدیل شدن او به «سوژه»، به نقش «دیگری» یا «غیر» توجه زیادی نشان داده و یکی از مراحل رشد را مرحله «آیینه» نام گذاری کرده است. او تصویر درون آیینه را نه خود انسان، بلکه توهمی می داند که مرزهای وجودی آدمی و حضور «دیگری» را به او می شناساند. پژوهش حاضر با رویکرد نقد روانکاوانه، به شیوه ای تحلیلی-توصیفی به بررسی رمان «گلنار و آیینه» پرداخته و ضمن رمزگشایی از معنای رقابت گلنار با «دیگری» درون آیینه، سیر تحول روحی «ربابه» و تلاش او برای استحاله به گلنار را بررسی کرده است.
۱۵۴.

بازخوانی و نقد سه گزاره از تذکره الاولیای عطّارِ نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۷
از میانِ آثارِ عطار، کتابِ تذکره الاولیاء، از ارزش ادبی و تاریخیِ بسیاری برخوردار است. صرفِ نظر از مقدمه مختارنامه، تذکره الاولیاء را می توان تنها اثرِ منثورِ به جای مانده از این شاعر نامی دانست. بی تردید تصحیح و تحشیه چنین اثری، با دشواری هایی روبه رو است و ظاهراً پرداختن به زوایا و دقایقِ گوناگونِ متن آن فراتر از توان یک مصحّح است. آخرین چاپِ مشهور و انتقادیِ این اثر، همانندِ آثارِدیگر عطّار به قلمِ استاد شفیعی کدکنی صورت پذیرفته است و همان طور که وی در بعضی از مقدمه های این آثار یادآور شده، عطارپژوهی در ابتدای راه خود گام برمی دارد و در این مسیر، هنوز اندر خمِ یک کوچه است. در این مقاله با هدفِ کارآمدیِ هرچه بیشترِ آثار عطار، به سه نکته در حاشیه تذکره الاولیاء پرداخته شده است. نخست بحثی مفصل درباره ثوری مذهب بودنِ جنیدِ بغدادی ارائه می شود و اثبات خواهیم کرد که این احتمال که جنید بغدادی پیروِ مذهبِ سفیانِ ثوری (متوفی 161ق) بوده باشد، پذیرفتنی نیست و نامبرده در اصل پیرو و مفتیِ مذهبِ ابوثورِ کلبی (متوفی 240ق) بوده است. سپس به حکایاتِ قتلِ احمدِ خرقانی در تذکره الاولیاء پرداخته خواهد شد و با استفاده از بعضی متونِ عرفانی نشان داده می شود که وی در زمانِ حیاتِ پدرش، ابوالحسن خرقانی، به قتل نرسیده و حداقل حدود چهل سال پس از فوتِ پدر زیسته است. همچنین بیان می گردد که منظور از شخصی به نامِ «محمد بن الحسین»، که در یکی از حکایت های ذکرِ ابوالحسنِ خرقانی نقل شده، ابوعبدالرحمن سُلمی (متوفی 412ق) نیست و این فرد در واقع یکی از شاگردانِ خرقانی، و مشهور به محمد حسینان بوده است.
۱۵۵.

نقش میرحامد حسین در تبیین مبانی اعتقادی مذهب امامیه در شبه قاره هند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۵
استواری و قوام دین، ارتقای سطح دینی، فکری، علمی و اجتماعی مردم و رشد و پویایی و وسعت دادن به نگرش مردم و مصون نگاه داشتن آنان از اندیشه های انحرافی، یکی از وظایف خطیر عالمان، فرهیختگان و آشنایان به آموزه های دین است. بررسی و تحلیل نقش آفرینان در این عرصه، اقدامی ستودنی و درخور اهمیت است. میر حامد حسین هندی، یکی از این چهره های فاخری است که در بالندگی و اعتلای دین اسلام و مذهب اهل بیت (ع) و پیشگامان جهاد تبیین در شبه قاره هند، با منطق وزین و استدلال شکوهمندانه خویش، به دفاع از آموزه های وحیانی و تعالیم حیات بخش اسلام، در یک شرایط سخت و دشواری همت گماشت و در این عرصه، کتاب های سترگ و شایسته ای ازجمله «عبقات الانوار» را نگاشت که به عنوان مشعل فروزان و طریق هدایت و از مهم ترین منابع علمی در تبیین مبانی نظام امامت شمرده می شود. تلاش های جاودانه او در هندوستان به عنوان دانشوری بیدارگر و روشن ضمیر، موجب دستاوردهای ارجمندی در این سامان بوده است. نوشتار حاضر می کوشد با طرح این پرسش که نقش میر حامد حسین در گفتمان سازی معارف اعتقادی شیعی در شبه قاره هند چیست، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، ضمن آشنایی با زیست نامه این عالم برجسته و عوامل گسترش مذهب امامیه در هندوستان، به بررسی عناصر ترویج مبانی اعتقادی مذهب اهل بیت (ع) در سایه سار نقش آفرینی میر حامد حسین در شبه قاره هند اشاره کند. از نتایج پژوهش، می توان دریافت که این چهره علمی و مدافع مکتب آل الله، در نهادینه سازی مبانی اعتقادی شیعه، خدمات صادقانه و ماندگاری داشته است که ازجمله آن می توان به نگارش کتاب هایی در حوزه امامت شناسی، تربیت شاگردان متعهد در گستراندن تعالیم اسلام ناب و احداث کتابخانه ناصریه اشاره کرد.
۱۵۶.

ظاهره الجواز فی النحو العربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۲۹
الجواز فی الاصطلاح هو أحد الأحکام النحویه و یقصد به: إباحه الحکم النحوی من غیر وجوب أو امتناع و هذا یودی إلی تعدد الأوجه النحویه فی المسأله الواحده، بخلاف الوجوب الذی یقتضی وجهاً واحداً. الجواز فی اللغه ینقسم إلی قسمین : 1- الجواز الذی نشأ فی اللغه بسبب تأثیر اللهجات.2- الجواز الذی یعود إلی طبیعه اللغه الانسانیه: و هو ینقسم إلی قسمین: أ) قسم یختلف فیه الوجه الثانی عن الأول و هو یتمثل فی الأوجه التی لکل منها معنی خاص إذا دخلت فی سیاق ما، بعباره أخری یُعد جوازاً مادام لم یستعمل فی النص و لم یتأثر بالسیاق و إذا استعمل فی النص ینتهی الجواز. لکی نفهم حقیقه هذا الجواز علینا ان ندرسه فی ضوء نظریه السیاق. ب ) قسم لایؤثر فیه السیاق لیختار وجه و یرفض آخر، أو یرجح أحد علی الآخر و یفید التوسیع المعنایی فی اللغه، و فیما یختص بالجواز القرآنی إن القرآن اختار من بین الوجوه المتعدده فی اللغه وجهاً أحسن و اکثر تلاءماً و تلاصقاً بنظم الآیه و سیاقها و غرضها، و فی ضوء نظریه النظم یزول الغموض المکتنف الجواز و یتجلی الإعجاز القرآنی. ظاهره الجواز فی کتب النحو یوهم أن هناک وجوهاً یستطیع المتکلم أو الکاتب أن یختار أیا شاء و کذلک فی القرآن من جهه یقال: لایستبدل کلمه أو حرف بآخر و من جهه أخری مراراً تحدث النحاه و المفسرون عن الجواز فیه. لذلک تتنأول هذه المقاله ظاهره الجواز بالبحث و التحلیل لتبیّن موقعه و أثره فی اللغه. أظهرت نتائج البحث أن الجواز لیس اعتباطیا فی اللغه، و الجواز الذی نشأ فی اللغه متأثراً بللهجات یثری اللغه و یجعل القاعده النحویه مرنه طیعه و الجواز الذی یعود إلی أصل اللغه منه ما لیس بجواز إذا استعمل فی النص فی إطار السیاق و یحمل فی طیه معانٍ لم ینتبه إلیها النحاه .
۱۵۷.

نمودهای ادب غنایی در رمان «دختر رعیت» با رویکرد نظریه گریماس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۳۸
ادبیات داستانی معاصر ایران، آمیزه ای از مسائل اجتماعی و غنایی است. همراهی این دو ویژگی در برخی آثار شاخص داستانی بر جذابیت و ابعاد فنی و هنری آن ها افزوده و توجه مخاطبان را برانگیخته است. رمان «دختر رعیت» از محمود اعتمادزاده (م.ا. به آذین) با وجود پرداختن به زندگی عاطفی شخصیت محوری خود، صغری، و روابط پیچیده او با اربابان و عوامل اجتماعی، از عناصر ادب غنایی فراوان بهره می برد. این مقاله با استفاده از نظریه گریماس به تحلیل ساختار روایی و تقابل های معنایی در داستان می پردازد و نشان می دهد که چگونه احساسات، عواطف و رنج های فردی در قالب روایتی غنایی بازتاب یافته اند. بررسی عناصری مانند عشق، رنج، تسلیم و تلاش در زندگی صغری، در کنار تقابل های دوگانه گریماس، درک عمیق تری از عناصر ادب غنایی در این داستان ارائه می دهد. یافته های پژوهش نشان می دهد که تقابل های دوگانه داستان، در بستر غنایی، اجتماعی و فرهنگی خاص خود به تحلیل و روایت زندگی افراد و چالش های اجتماعی می پردازند و با وجود تفاوت های ساختاری و روایی، در یک نقطه مشترک هستند، پردازش عمیق مسائل اجتماعی و فرهنگی و ارائه تصویری واقعی از زندگی مردم در شرایط سخت در جامعه ای که بر آن گفتمان سلطه فرادستان و حاکمان جریان دارد. از سوی دیگر، این داستان ها به نوعی نمایانگر تلاش های انسان ها برای تحمل و تغییر در برابر نابرابری ها و مشکلات اجتماعی هستند و از طریق روایت های خود، به خواننده پیامی از امید و ضرورت تغییر را منتقل می کنند.
۱۵۸.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۳۴
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۱۵۹.

بررسی تطبیقی قلمرو طنز کودک در داستان های «حذاءالطنبوری و العرندس» از کامل الکیلانی و «دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه» از فرهاد حسن زاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۳
طنز در داستان های کودکانه، متناسب با دنیای آن ها است به گونه ای که کودک با مطالعه و شنیدن داستان، خود را در فضایی جذاب تصور می کند نویسنده ها هم سعی می کنند کودکان را از طریق فضای مفرح، با شیوه ای ادبی خاص، تربیت و آموزش دهند و آن ها را به اندیشیدن وادار نمایند و روحیه کنجکاوی و پرسش گری را در آن ها تقویت کنند. اگر لایه های سطحی و زیرین طنز کودک در داستان ها در یک فضای واقعی و متناسب با زندگی و نیازها بین دو زبان، مقایسه شود قرابت فرهنگ ها را مشخص می کند و باعث غنی شدن طنز در یک مرز و بوم می شود.از این رو با توجه به این مهم، در این جستار سعی شده است با بهره گیری از تحلیل محتوا، قلمرو های طنز کودک حذاءالطنبوری و العرندس از کامل الکیلانی، نویسنده مصری، و دیو دیگ به سر و نوش جون آقا بزه از فرهاد حسن زاده نویسنده ایرانی، با روش تطبیقی مکتب آمریکایی، بررسی شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قلمرو طنز این داستان ها: سرگرم کنندگی، تعلیمی – آموزشی و تفکر ساده انتقادی با زبانی ساده است در این میان ،داستان های کامل الکیلانی برای کودکان در سنین بالاتر مناسب تر دیده می شود و در مقابل داستان های حسن زاده به گونه ای خلق شده است که برای کودکان در سنین پایین تر، بسیار جذاب و دلنشین است.
۱۶۰.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۶
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان