فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
77 - 100
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی از نظریّه های زبان شناسی شناختی است و زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیده ای فقط زبانی نمی دانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبه های گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سده هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانه همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآورده است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشت های استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسان ها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشت های مختلفی از جمله استعاره های هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشت های استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشت های استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوه بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشه های غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشه های پیشینیان است.
کنکاشی در ریشه یابی ضرب المثل «زبان سرخ سر سبز به باد می دهد»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مضامینی که شاعران و گویندگان بسیاری به آن پرداخته اند، خطر زبان و مذمت دهانی است که بیهوده و بی موقع گشوده شود. این مضمون، موضوعی عمومی است که در بین همه ملل دنیا کاربرد دارد و با شیوه های مختلف بیانی از جمله تشبیه، استعاره، کنایه، تناسب و تضاد و با تعابیر متفاوت به صورت ضرب المثل و شعر دیده می شود تا موضوع خطر زبان را بیان کند به گونه ای که دهخدا در امثال و حکم این مضمون را با بیش از 30 ضرب المثل و بیت عربی و 80 ضرب المثل و بیت فارسی نقل کرده است.
بررسی بینامتنیت میان اقتباس های سینمایی و جامعه مولدِ آن: استفاده از گفتمان خلاق در اقتباس سینمای هالیوود و بالیوود از رمان غرور و تعصب اثر جین آستن بر اساس نظریه لیندا هاچن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
53 - 66
حوزههای تخصصی:
در حالی که "گفتمان وفاداری" در مطالعات اقتباس بر روی وفاداری اقتباس های سینمایی به متن مبدأ تأکید دارد، لیندا هاچن تأکید بر استفاده از گفتمان خلاق و خلاقیتِ اقتباس های سینمایی در ایجاد متنی نو در مقایسه با متن مادر دارد. به عقیده هاچن، برتریِ یک اقتباس بر دیگری در خلاقیتی است که موجب ایجادِ رابطه بینامتنی میان فیلم و متن مبدأ می شود. بنابراین نظریه هاچن به جای تمرکز بر "گفتمان وفاداری"، به بررسی راه هایی می پردازد که اقتباس های سینماییِ نوآورانه شکل می گیرند. این اقتباس ها با تمرکز بر مشکلات جامعه مولد خود، به متونی نو و ابتکاری تبدیل می شوند که از متن مبدأ زاده شده اند، اما در عین پیوند با آن، استقلال نیز دارند. ازاین رو، مطالعه حاضر به بررسی دو اقتباس سینمایی از رمان غرور و تعصب اثر جین آستن نویسنده بریتانیایی می پردازد. این پژوهش سعی بر پاسخ به این پرسش را دارد که این دو اقتباس چگونه گذشته جامعه ای که در رمان جین آستن به تصویر کشیده شده است را بر اساس زمان حالِ جامعه ای که این اقتباس های سینمایی در آن صورت گرفته است، بازنویسی می کنند. بدین منظور، یک اقتباس بالیوودی از این رمان به کارگردانیِ گوریندر چادها و یک اقتباس هالیوودی به کارگردانی رابرت لئونارد در این پژوهش مورد موشکافی قرار گرفته است. هدف مطالعه حاضر تجزیه و تحلیل این اقتباس ها از دیدگاه نظریه هاچن و بررسی روش هایی است که این دو اقتباسِ سینمایی با متن مبدأ روبرو شده اند و آن متن را با توجه به مشکلات جامعه ای که از آن برخاسته اند، تغییر داده اند. بر اساس یافته های این پژوهش، هر دو اقتباس، به طور خلاقانه ای، نه تنها با متن مبدأ بلکه با محیط اجتماعی، فرهنگی، و اقتصادی جامعه ای که در آن تولید شده اند، رابطه ای بینامتنی ایجاد کرده اند و بنابراین متن مبدأ را با انعکاس مشکلات اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی جامعه خود و بر اساس مقتضیات آن جامعه بازنویسی کرده اند.
کدگذاری نمادهای گیاهی در کتاب هفتاد سنگ قبر؛ الگویی برای کشف رخدادهای سیاسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱
49 - 66
حوزههای تخصصی:
کتاب هفتاد سنگ قبر مهم ترین اثر یدالله رؤیایی و یکی از ده اثر مهم شعر آوانگارد فارسی در سه دهه اخیر است. در این کتاب، شاعر با ایجاد شبکه روابط بینامتنی چندگانه و تو در تو و ارجاعات پنهانی، برای مجموعه ای از شاعران، ادیبان، سیاسیون و شخصیت های دیگر سنگ قبر ترسیم کرده است. در این میان، نام برخی سنگ قبرها برای مخاطب شناخته شده است (مانند سنگ بایزید، سنگ حسنک و..)، نام مرده برخی سنگ قبرها در هاله ای از ابهام قرار دارد و معلوم نیست سنگ قبر برای چه کسی نوشته شده است (مانند سنگ فاطمه، سنگ طلایه و...) و نام برخی سنگ ها نیز انتزاعی است (مانند سنگ سئوال، سنگ فراری و...) اینکه مخاطب بداند سنگ قبر برای چه کسی نوشته شده است در فهم شعر تأثیر بسیار زیادی دارد و فهم شبکه واژگانی شعر و روابط بینامتنی تا حد زیادی وابسته به این است. از سوی دیگر، این کتاب، در ربطی مستقیم با تاریخ شفاهی معاصر ایران، زندگی برخی از شخصیت های معاصر و رخدادهای سیاسی و اجتماعی دهه های اخیر را در شکل حجم - سروده و سنگ قبر روایت کرده است که از این نظر نیز بسیار حائز اهمیت است. در این مقاله برای نخستین بار، روشی برای کشف نام های پنهان و مبهم فهرست کتاب هفتاد سنگ قبر ارائه شده است و الگوی نمادپردازی گیاهی به عنوان الگویی تکراری و قابل استفاده برای تحلیل اشعار این کتاب و مهم تر از آن کشف شخصیت های ناشناخته کتاب و رخدادهای سیاسی و اجتماعی مطرح شده است. شبکه ای تو در تو از اسامی گیاهان، درختان و گل ها که در ربط و رابطه با شخصیت های کتاب و مسائل مهم تاریخ معاصر است.
بررسی خطبه امام حسین (ع) در منزلگاه بیضة بر اساس نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
99 - 121
حوزههای تخصصی:
خطبه خوانی های اهل بیت در موقعیت های مختلف سیاسی و اجتماعی همواره دربردارنده معارف عمیق و اهداف خاص بوده است لکن برای فهم بهتر این خطبه ها می توان از روش های نقدی معاصر از جمله روش تحلیل گفتمان انتقادی بهره گرفت. پژوهش پیش رو درصدد است تا با استفاده از نظریه تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف، خطبه امام حسین (ع) در منزلگاه بیضه که از توقفگاه های مسیر مکه تا کوفه است را مورد واکاوی قرار دهد. در این منزلگاه که بعد از منزلگاه شراف بوده، مخاطبان امام حر ریاحی و یارانش بوده اند. ضرورت انجام این پژوهش، لزوم بازخوانی متون کهن با روش های نقدی معاصر برای کسب شناختی جامع تر از آنهاست. این پژوهش در پی پاسخگویی به این پرسش است که شاخصه های خطبه امام حسین (ع) در منزلگاه بیضه از منظر نظریه تحلیل گفتمان فرکلاف کدام اند؟ نتایج به دست آمده از رهگذر این تحقیق نشان می دهد که امام از امکانات زبان به منظور تأثیرگذاری در مخاطب نهایت بهره را برده است و آیات قرآن، احادیث معصومین و رخدادهای تاریخی در ایجاد آن نقش داشته اند تا منجر به تغییر و نوسازی در سازمان فکری، فرهنگی و سیاسی جامعه شود.
مفهوم سازی «معرفت» در آثار شیخ احمد جام نامقی بر اساس نظریه استعاره مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
9 - 31
حوزههای تخصصی:
در این مقاله به بررسی استعاره های مفهومی با تمرکز بر مفهوم «معرفت» در آثار احمد جام نامقی پرداخته شده تا نحوه کاربرد استعاره مفهومی و کارکردهای آن در ارتباط با مفهوم سازی «معرفت» مشخص شود. همچنین آشکار شود احمد جام از کدام یک از استعاره های مفهومی برای تبیین «معرفت» استفاده بیشتری کرده است. برای این منظور کلان استعاره های «معرفت» و خرده استعاره های مرتبط با آن استخراج گردید و برای عینیت بخشی به بحث، نمودار آن ها ترسیم شد. پس از تحلیل و بررسی، نگارندگان نشان داده اند که مبنای استعاره پردازی های «معرفت» در آثار احمد جام سه کلان استعاره است: «معرفت ماده است»، «معرفت ظرف است» و «معرفت انسان است». همچنین نشان داده اند شیخ جام برای اینکه مفهوم پیچیده «معرفت» را محسوس، ساده و قابل درک کند از کلان استعاره «معرفت به مثابه ماده است» و خرده استعاره های مرتبط با آن بیشتر از سایر استعاره ها کمک گرفته است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که آموزه های عرفانی احمد جام درباره معرفت بر محور چند کارکردِ محدود مانند فنا، تسلیم، تسلّط و ناشناختگی می چرخد. منشأ حضور این کارکردها، پنداشت احمد جام درباره خداوند است. وی معرفت و خداوند را یکی می داند. از دیگر نتایج این پژوهش آن است که دیدگاه مذهبی و قرآنی احمد جام و ارتباطی که با دربار داشته در نحوه کاربرد استعاره های «معرفت» و کارکرد آن و تجسم بخشیدن به مفهوم «معرفت» تأثیرگذار بوده است.
چندزبانگی و شعر: تحلیل شناختی اشعار شهریار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
125 - 145
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر در تلاش بوده تا چندزبانگی و ارتباط آن با شعر را در آثار شهریار بررسی نماید. در چارچوب نظری، از زبان شناسی شناختی – چندزبانگی، شناخت و عاطفه - آناستاسیو (۲۰۲۰)، اروین-تریپ (۱۹۵۴، ۱۹۶۴، ۱۹۶۷) و پاولنکو (۲۰۰۷، ۲۰۱۲) برای تحلیل اشعار استفاده شد. دو شعر ترکی و فارسی از شهریار (در مجموع ۶۱ بیت) به همراه گزیده ای از اشعار وی به عنوان پیکره زبانی پژوهش حاضر انتخاب شد. نتایج این مطالعه نشان داد که واج ها، واج آرایی ها، کلمات، نحو و دستور زبان از یک سو و سنت ها، آداب، وقایع زیستی و عاطفی شهریار از سوی دیگر بستری برای تولید شعر او و درنهایت تصویرسازی را فراهم ساخته است. به عبارت دیگر، شعر شهریار بر اقلیم و زیستگاه او بنا نهاده شده است؛ بنابراین، تمام داشته های شهریار در ضمیر ناخودآگاه ابتدا از آن اقلیم گذر کرده و آن گاه به زبان ترکی و یا فارسی وارد شده است. این پژوهش نشان داد که گرچه شهریار در زبان فارسی اشعار بسیار قدرتمندی دارد؛ اما به دلیل نفوذ اقلیم، بافت و محیط آذربایجان و زبان ترکی در ذهن او، شعر ترکی مورد بررسی در پژوهش حاضر عاطفی تر و از لحاظ زبانی چندلایه ای و از نظر ادبی پیچیده تر از شعر فارسی هم تراز آن شعر است. همچنین با توجه به تعریف آثار فرازبانی، نتایج این پژوهش نشان داد که اگر نتوان ادبیات انگلیسی را بدون جوزف کونراد، ادبیات فرانسه را بدون لپولد سدار سِنگور و ادبیات آمریکا را بدون ولادیمر ناباکوف فرض نمود، نمی توان ادبیات فارسی و ترکی را بدون شهریار متصوّر شد.
پیام هایِ جهانیِ انعکاسِ خشونت علیه زنان در حکایت هایِ الهی نامه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
214 - 257
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با بهره گیری از شیوه توصیفی– تحلیلی در نظر دارد به انعکاسِ خشونت علیه زنان از دیدگاه عطّار نیشابوری بپردازد. فرض بر این است که انسانِ امروزی می تواند با عمل به رهنمودهایِ تربیتیِ عطّار، بر مشکلاتِ خود فایق آید. مهم ترین هدفِ پژوهش، مشخص نمودنِ مواردِ خشونت آمیز نسبت به زنان در حکایت هایِ الهی نامه است. توجّه عطّار به خشونت علیه زنان و انعکاسِ آن در الهی نامه نشانه وجود خشونت هایی علیه زنان در عصرِ عطّار است. حاصلِ مطالعه نشان می دهد که خشونت بر زنان منحصر به قشر ضعیف و فقیر یا عوام نبوده، در دربارِ پادشاهان نیز رواج داشته است. خشونت در الهی نامه در دو حوزه عمومی (جامعه) و خصوصی (خانواده) و به شکل آشکار و پنهان است و در چهار نوع؛ جسمی، جنسی، روانی و اقتصادی به کار می رفته است. در نهایت می توان نتیجه گرفت: ضعف مبانی قضایی در جامعه و حکومت باعث تشدید ظلم و خشونت علیه زنان می گردید. عطّار با اختلاف طبقاتی و رسم و سنّتِ اجتماعی غلط ستیز می کرد. او اعتقاد دارد زنان در صورت فراهم کردن شرایط و زمینه ها، مدارج کمال را بیشتر و زودتر از مردان طی می کنند. مانع پیشرفت آنان را تعصّب افراد نسبت به خواهر و زن می داند.
کارکردهای بلاغی استفهام انکاری و استفهام تقریری در دفتر دوّم مثنوی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
259 - 288
حوزههای تخصصی:
«استفهام انکاری» با معانی متنوّع هنری، از مباحث مهمّ و پربسامد بلاغت به شمار می رود که به علّت اهمّیّت موضوع مورد توجّه دستورنویسان نیز بوده است. مولانا با نگرش به شیوه بیان در قرآن کریم، معانی عرفانی را از طریق انشاء به خواننده منتقل می کند. شالوده منظومه تعلیمی مثنوی معنوی، ارشاد مخاطب به وحدانیّت حقّ و انکار ماسوی الله است. نقش کارکردهای بلاغی استفهام، به ویژه انکار، در این بهره وری چشمگیر است. در این پژوهش، مبحث بلاغی انکار با معانی هنری آن؛ شامل: نفی ابد، استبعاد، تعظیم، تحقیر، تعجیز، استغنا، یاًس، استهزاء، استمداد، تحسّر و غیره مورد بررسی قرار گرفته و به اهمّیّت کاربرد ادات استفهام، جهت خلق این انگیزه زیبایی شناختی و تفاوت بارز استفهام «انکاری» و «تقریری» پرداخته شده است. بهترین شیوه درک معانی بلاغی، تدبّر در پرسش های قرآنی، کلام محاوره و آثار نویسندگان صاحب سبک است. متأسّفانه، اکثر منابع علوم بلاغی در این موضوع مهم، شرح مبسوط و جامعی ندارند. ۵/۵۹ درصد از پرسش های بلاغی در دفتر دوم مثنوی از نوع استفهام انکاری است که ۴/۶۶ درصد از آن ها مفید کارکرد هنری «نفی ابد» است. این بسامد بالا، به دیدگاه متعالی مولانا در نفی نفسانیّات ارتباط دارد.
بررسی و مقایسه دو نسخه خطی گنجینه راز رستمداری از یک کاتب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
61 - 82
حوزههای تخصصی:
زمینه: گنجینه راز کتابی است از مولفی ناشناس به نام اویس بن غیاث الدین رستمداری با هدف شرح ابیاتی از خمسه نظامی که پنج نسخه از آن موجود است. کهن ترین نسخه را کاتبی به نام احمدبن محمد گیرویی در سال 1056ق. کتابت کرده و همین کاتب سال بعد نسخه دیگری از این کتاب استنساخ می کند که با نسخه پیشین تفاوت هایی چشمگیر دارد. روش: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، سندکاوی و مقایسه تفصیلی نسخه های خطی صورت گرفته است. یافته ها: هدف از این تحقیق نظری اثبات این فرضیه است که نسخهدوم در واقع ویرایشی جدید از کتاب است که با نظارت مولف انجام گرفته؛ هر چند کاتب در ترقیمه اشاره ای نکرده که چرا و چه گونه این نسخه دوم را کتابت کرده، اما گذشته از وجود نوشته ای در صفحه آغازین نسخه دوم که بیانگر آن است که این نسخه در مالکیت مؤلف بوده، اختلاف دو نسخه در حد تصحیف و تحریف و بدخوانی و سهل انگاری کاتب نیست، بلکه اصلاح نکات دستوری و نگارشی و حتی تصحیح ابیات منقول از شاعران دیگر است که در مواردی منجر به توضیحی متفاوت از اشعار نظامی نسبت به نسخه قبل شده که می رساند مولف با تأمل در این بیت ها به برداشتی جدید رسیده و چنان که نشان داده خواهد شد، به جز مواردی اندک ضبط نسخهدوم ارجح است. یادآوری می نماید که سه نسخهدیگر عمدتاً مطابق نسخهدوم هستند. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان می دهد که بخشی از اختلافات موجود میان نسخه ها ناشی از خطاهای رایج کاتبان نیست، بلکه حاصل نوعی بازبینی آگاهانه است. شواهد متعددی در متن، فرضیه بازنگری مؤلف را تقویت می کند. نخست، شرح اویس رستمداری بر ابیاتی از خمسه نظامی، به صراحت به وجود اختلافاتی در نسخ اشاره دارد که نشانگر اطلاع مؤلف یا شارح از تغییرات متنی است. دوم، مقایسه دقیق نسخه ها بیانگر آن است که نسخه دوم، علیرغم شباهت ساختاری به نسخه اول، دارای بهبودها و اصلاحاتی است که نواقص نسخه اول را برطرف کرده است.
الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.
معرّفیِ دست نویسِ نویافته هزار حکایت صوفیان و مؤلّفِ آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
28 - 51
حوزههای تخصصی:
کتاب هزار حکایت صوفیان بر اساسِ سه نسخه خطّی تصحیح و در سال ۱۳۸۹ منتشر شد. نسخه خطّی چهارم آن نیز در سال ۱۴۰۱ در مقاله ای معرّفی گردید. امّا تاکنون نام مؤلّف آن در پرده ابهام بوده است. در گفتار حاضر با شناسایی دست نویس دیگری از این کتاب، بعضی ابهامات مرتبط با این متن روشن می شود. نسخه نویافته هزار حکایت صوفیان در کتابخانه ملّی ملک با شماره ۱۰۴۴ محفوظ است که به خط نستعلیق است و احتمالاً در سده یازدهم هجری کتابت شده است. بنا بر این دست نویس، مؤلّف کتاب هزار حکایت صوفیان اسمعیل بن ابی منصور بن اسمعیل طوسی است که حداقل تا ۵۲۶ق زنده بوده است. کتاب هزار حکایت صوفیان به احتمال قوی در نیمه نخست قرن ششم در حدود سال های ۵۲۵ تا ۵۳۵ق تألیف شده است. همچنین بر این نکته تأکید می شود که نسخه های خطّی متأخّر ممکن است از روی نسخه های کهن و معتبری کتابت شده باشند و اطلاعاتی استثنائی در خود داشته باشند و ابهام ها یا افتادگی های نسخه های کهن را جبران و تکمیل کنند و ازاین رو استفاده از آن ها در تصحیح متون کارآمد و لازم است. در پایان، با توجّه به پیدا شدن دو نسخه خطّی دیگر از کتاب هزار حکایت صوفیان که هرکدام ویژگی ها و امتیازات خاصی دارند خصوصاً آنکه افتادگی ها و خطاهای متن چاپی را برطرف می کنند و نیز با روشن شدن نام مؤلّف آن، یادآوری می گردد که وقت آن فرارسیده است که این متن کهن ارزشمند بار دیگر تصحیح و چاپ و منتشر شود.
Proust et l'Iran : Étude des dynamiques de réception, Résistances et enjeux dans le contexte littéraire iranien(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
La seconde moitié du XXe siècle témoigne de l’avènement des théories de la réception, qui réhabilitent le rôle du lecteur comme acteur central dans l’élaboration du sens de l’œuvre littéraire, rompant avec les approches traditionnelles axées sur l’auteur ou le texte. Cet article s’inscrit dans cette perspective critique en mobilisant les concepts fondamentaux de Hans Robert Jauss, tels que l’« horizon d’attente » et l’« écart esthétique », pour examiner la réception d’À la recherche du temps perdu de Marcel Proust en Iran. À partir d’une analyse rigoureuse des contributions critiques et académiques produites par l’intelligentsia iranienne – critiques littéraires, traducteurs, universitaires, écrivains –, il interroge l’influence de l’œuvre proustienne sur la littérature persane et, en cas d’absence d’impact significatif, en identifie les causes sous-jacentes. Les résultats mettent en lumière une réception contrastée : en France, l’écart esthétique initial entre l’horizon d’attente des lecteurs et celui de l’œuvre s’est progressivement mué en une jouissance esthétique, témoignant d’une fusion réussie entre ces deux horizons. En revanche, en Iran, cet écart persiste, empêchant l’intégration de l’univers proustien dans les canons littéraires persans. Cinq facteurs principaux sont avancés pour expliquer cette réception limitée : la complexité stylistique de l’écriture proustienne, son intraduisibilité, un décalage thématique et conceptuel, l’élitisme exclusif de sa réception, et le manque d’ouvrages de vulgarisation en langue persane. En identifiant ces obstacles, cet article propose une analyse renouvelée des dynamiques sous-jacentes à la réception littéraire contrastée de Proust.
La représentation littéraire du trauma dans Le Cri du sablier de Chloé Delaume(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
125 - 142
حوزههای تخصصی:
Cette étude s'est efforcée d'analyser la représentation du trauma dans le roman Le Cri du sablier de Chloé Delaume. Elle a cherché à démontrer comment ce roman évoque des émotions universelles tout en reflétant les enjeux sociétaux actuels. L'œuvre de Delaume, qui s'inscrit dans la continuité de la littérature autofictionnelle, plonge profondément dans la psyché humaine et explore à la fois les traumatismes individuels et collectifs. Cette recherche s'est articulée autour d'une question principale : comment les représentations littéraires du trauma se manifestent-elles dans ce récit et quel impact engendrent-elles ? Pour répondre à cette interrogation, nous avons procédé à une analyse minutieuse des techniques littéraires employées par l'auteure et envisagé les modalités mises en œuvre pour transformer ses expériences personnelles de souffrance en véritables témoignages de douleurs collectives. Un bref aperçu des concepts théoriques clés nous a permis d'examiner les manifestations du trauma et les techniques narratives qui enrichissent le récit. Cette étude, par le biais d'une approche littéraire et critique, vise à mettre en lumière la richesse du travail de Chloé Delaume tout en approfondissant notre compréhension des enjeux contemporains liés au trauma dans la littérature, conformément aux défis auxquels nos sociétés font face.
Étude des thèmes dans Tu ne t'aimes pas de Nathalie Sarraute(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Recherches en Langue et Littérature Françaises Année ۱۹, No ۳۵, Printemps & été ۲۰۲۵
175 - 196
حوزههای تخصصی:
Cet article propose une critique thématique de Tu ne t’aimes pas de Nathalie Sarraute, où l’auteure explore les profondeurs de l’identité et de l’altérité à travers un jeu complexe de reflets et de projections entre ses personnages. Elle met en lumière la fragmentation de l’ego, où chaque personnage oscille entre admiration et jugement, à la recherche d’une validation insaisissable dans le regard de l’autre. Sarraute démontre comment l’identité se forme de manière instable, influencée par les perceptions et attentes extérieures, révélant ainsi la tension entre le désir d’être reconnu et la crainte du jugement. Les dialogues et interactions des personnages exposent des contradictions internes marquées par l'ironie, la vulnérabilité et la quête incessante de sens. En juxtaposant admiration et détestation, Sarraute révèle une dynamique complexe où le « moi » se redéfinit constamment en réponse au regard de l'autre. Ce jeu de projections met en lumière non seulement les conflits internes, mais aussi la dépendance émotionnelle et psychologique des individus. Ce texte offre une réflexion approfondie sur l'insécurité intrinsèque de l’individu et propose une analyse universelle de la fragilité humaine face à l'identité et au jugement social. À travers une écriture à la fois subtile et incisive, Sarraute éclaire la lutte perpétuelle pour la reconnaissance et la tension entre dépendance à l'autre et affirmation de soi.
تصویر آرمانی شاه اسماعیل صفوی؛ تأثیر شاهنامه بر ترسیم سیمای شاه اسماعیل صفوی به مثابه قهرمان حماسی در کتاب فتوحات شاهی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۲۸
106 - 73
حوزههای تخصصی:
شاهنامه فردوسی متشکل از مجموعه ای از آداب و سنن ایرانی، اسطوره ها، فرهنگ، اصول سیاست وزری، تاریخ و … پیشااسلامی فلات ایران است که به واسطه ارزش و بیان هنری یکی از مهم ترین دلایل ماندگاری چنین مفاهیمی میان ساکنان این اقلیم بوده است. در طول تاریخ، این تأثیر علاوه بر همه ابعاد فرهنگی، بر آداب کشورداری نیز مؤثر افتاد. ازآنجاکه مرز تاریخ و حماسه و اسطوره تا دوران معاصر چندان روشن نبوده است، تصویر شاه آرمانی و قهرمانان حماسی، در اذهان عمومی نیازی تولید می کرد که مورخان و شاعران و … دستگاه های تبلیغاتی هر سلسله و یا هر حاکمی باید بدان پاسخ می دادند. در آغاز دوره صفوی گستره تأثیر چشم گیر شاهنامه، هم بر مردم و هم بر شاه اسماعیل باعث شد، مورخی چون امینی هروی گاه خاسته و گاه ناخواسته از سویی به اتصاف شاه به ویژگی ها و خویش کاری های قهرمانان حماسی ملتزم شود و از دیگر سو با تقلید و الگوبرداری از نحوه و روش انشا در وجوه بلاغی و روایی شاهنامه، به ترسیم سیمای شاه اسماعیل در قالب شاهی آرمانی در کتاب فتوحات شاهی بپردازد.
معرفی نسخه خطی فتوحات جمیله (حماسه ای تاریخی مذهبی در قلمرو عثمانی) و ویژگی های سبکی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
55 - 78
حوزههای تخصصی:
یکی از زمینههای پیوند امپراتوری عثمانی با زبان و ادبیات فارسی، سرایش فتحنامههایی است به زبان فارسی که در قلمرو زبان ترکی پدید آمده است. نسخة فتوحات جمیله[1] از فتحالله عارف ازجمله این فتحنامههاست در شرح غزوات سلطان سلیمان اول که تاکنون به چاپ نرسیده و حاوی اطلاعات ارزشمندی است درباره فتوحات محمدپاشا و احمدپاشا وزرای سلطان سلیمان در مجارستان. این اثر بهدلیل برخورداری از برخی ویژگیهای رسمالخطی، بلاغی و ادبی درخور توجه است؛ لذا این پژوهش بر مبنای روش توصیفی ـ تحلیلی و منابع کتابخانهای به معرفی ویژگیهای ظاهری، رسمالخطی و ارزشهای ادبی و زبانی این اثر پرداخته است. نتیجه حاصل از این بررسی نشان میدهد که ازنظر ویژگیهای رسمالخطی میتوان نشانههایی از زیباسازی و تزئین خط را بهوسیلة ادغام حرف «نون» با حروف پیشین کلمه، قرار دادن سه نقطه در زیر حروف «سین»، «ی»، «ب» و بر فراز حروفی چون «ف»، «ت» و «ز» مشاهده کرد. املای متفاوت برخی از کلمات نسبت به رسمالخط امروزی نیز شایان توجه است. همچنین، این اثر، ویژگیهای ژانر حماسی در زیرگونه حماسة تاریخیـمذهبی را دارد؛ بنابراین اشاره به شخصیتهای بزرگ اسلامی و باورهای اسلامی و نیز تأثیرپذیری از شیوة بیان و صحنهپردازیهای حماسی شاهنامه فردوسی در آن آشکار است. ویژگیهای سبک خراسانی استفاده از واژگان محاورهای و ساخت ترکیبهای بدیع و زیبا از ویژگیهای بسیار برجسته زبانی آن محسوب میشود. در سطح ادبی و زیباییشناسی در کنار کاربرد تشبیهات نو، کاربرد آرایههایی چون اغراق، مجاز، استعاره و کنایه نمود بیشتری دارد که متأثر از لحن و فضای حماسی است.
دو روایت از دو تدوین خدای نامه در منابع حمزه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
95 - 115
حوزههای تخصصی:
کتاب خدای نامه ( خودای نامگ ) یکی از منابع تاریخی ایران باستان به شمار می رود که در اوایل دوره اسلامی بارها از پهلوی به عربی ترجمه شده است. تاریخ نگاران دوره اسلامی از ترجمه های عربی این کتاب برای نگارش تاریخ پادشاهان ایران استفاده کرده اند. از خدای نامه مطالب متفاوتی در متن های تاریخی دیده می شود که دو دیدگاه متفاوت را درباره این کتاب به وجود آورده است: دیدگاه نخست، خدای نامه را اثری مفصّل با تحریرهای گوناگون (شاهی، دینی و پهلوانی) می داند؛ درحالی که دیدگاه دوم، آن را کتابی مختصر و محدود به فهرست شاهان و روایت های کوتاه تاریخی به شمار می آورد که نسخه های خطی بسیاری داشته است. با در نظر گرفتن این دو دیدگاه، در این پژوهش به روش تحلیل اسناد، سال شمار شاهان ساسانی در متن های تاریخی چهار قرن نخست اسلامی مقایسه شده و با تمرکز بر روایت حمزه اصفهانی در کتاب تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء کوشش شده است تا به پرسش های زیر پاسخ داده شود: آیا سال شمار شاهان ساسانی در کتاب های دوره اسلامی برگرفته از خدای نامه پهلوی بوده است؟ تفاوت سال شمار شاهان ساسانی ناشی از تحریرهای مختلف خدای نامه بوده یا ناشی از تفاوت در نسخه های خطی این کتاب بوده است؟ مقایسه سال شمارهای شاهان ساسانی در متن های تاریخی نشان می دهد که این سال شمارها به چهار گروه و سه روایت مختلف تقسیم می شود. روایت نخست، به خدای نامه ای مربوط می شود که در زمان خسرو انوشیروان تدوین شده و تا دوره اسلامی با افزودن بخش های تازه ای نسخه برداری شده است. روایت دوم به تحریر دیگری از خدای نامه مربوط می شود که احتمالاً نزدیک به دوره اسلامی یا در قرن اول اسلامی تدوین شده است. منابع حمزه اصفهانی ترکیبی از این دو روایت را نشان می دهد، هرچند تأثیر تدوین دوم خدای نامه در آن بیشتر بوده است.
تحلیل کنشی گفتمان هویت زنانه در رمان« بهشت» تونی موریسون براساس الگوی نشانه-معناشناسی گریماس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
256 - 284
حوزههای تخصصی:
رویکرد نشانه معناشناسی گفتمانی با تأکید بر ابعاد حسی ادراکی، عاطفی و زیبایی شناختی در یک گفتمان، محمل بسیار مناسبی برای تأویل، تحلیل و بررسی متونی بشمار می آید که نگره ها و مسائل هویتی در آن ها مطرح است. مطابق آموزه های نشانه معناشناسی گفتمانی، کنش گران می توانند با ایجاد و خلق جریان ها و چالش های درون گفتمانی همسو یا ناهمسو درخصوص مسئله هویت با جامعه و محیط اطراف خویش به تعامل بپردازند یا علیه آن طغیان نمایند و برای احراز هویت خویش و بازسازی آن تلاش نمایند و به دنیای آرمانی، تخیلی یا واقعی پناه جویند. در رمان « بهشت» اثر تونی موریسون به مثابه رمانی که در آن زنان سیاه پوست برای گریز از مشکلات و مصائب جامعه پیرامون و دستیابی به بهشت راهی «صومعه» شده اند، سوژه ها در راستای رسیدن به هویت ازدست رفته و تحقیرشده خویش و تقلایی ذهنی و بیرونی مداوم برای رهایی از بحران و تنش معنایی به مرکز ثقل گفتمان تبدیل می گردند تا بتوانند نقش خویش را در رابطه تقابلی یا تعاملی با دیگری (جامعه و...) ایفا نمایند. هدف از جستار پیشرو پاسخ به این پرسش است که در رمان بهشت، موضع گیری گفته پرداز چگونه به دستیابی هویت زنانه سیاه پوستان منجر می شود و این ویژگی باتکیه بر کدام یک از مؤلفه های نشانه معناشناسی گفتمانی حاصل شده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که گفته پرداز از طریق نشانه های نمادین، روابط فشاره ای و گستره ای، کنش سوژه، و وجه پدیدارشناختی حضور، به مسئله بحران هویت در رمان پسااستعماری خویش دست یافته است. در این میان «بهشت» به عنوان نشانه معنایی خیالی و ذهنی در نقش اتوپیا یا آرمان شهری رؤیایی که در آن از تبعیض نژادی خبری نیست کارکردی گفتمانی یافته است.
تحلیل عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی از منظر استعاره شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
286 - 317
حوزههای تخصصی:
نظامی شاعری است که بنابر جهان بینی و تجربه های زیسته خود، در پرداخت مفاهیم از استعاره های درباری زیادی استفاده کرده است. او در قرن ششم بنابر موقعیت جغرافیایی گنجه و نبردهای پی در پی در آن و همچنین باور به ایدئولوژی سیاسی کلام اشعری و ارتباطاتی که با ساختارهای سیاسی و نهاد قدرت داشته است، به صورت خودآگاه وناخودآگاه، سروده هایش رنگ و بوی سلطنتی و درباری بسیاری به خود گرفته است؛ به گونه ای که او در پرداخت بسیاری از مسائل از گفتمان سلطنتی و درباری استفاده کرده است که این عامل به نوعی باعث انسجام متنی خمسه شده و ساختار و شاکله خاصی به آن داده است؛ به طوری که استعاره های درباری، به یکی از شاخصه ها ی سبکی برجسته در سطح بلاغی خمسه نظامی تبدیل شده اند و بررسی و تحلیل آن ها می تواند دریچه ای برای شناخت و درک نظام اندیشگانی نظامی تلقّی شود. با توجه به همین موضوع، این پژوهش تلاش دارد با مبنا قرار دادن نظریه استعاره ی شناختی، عواملی که باعث می شود تا اندیشه و ذهن نظامی به سمت و سوی استعاره های درباری پیش برود، مورد تحلیل و بررسی قرار دهد. نتایج این تحقیق نشان می دهد عوامل جغرافیایی و محیطی، اعتقادی و دینی، تجربی و زیستی از جمله مهم ترین عوامل شکل گیری استعاره های درباری در خمسه نظامی است و با تأثیرگذاری بر فرآیند استعاره سازی در ذهن و اندیشه نظامی، او را به سمت و سوی ایجاد کلان استعاره هایی همچون خدا شاه است وسلاح جاندار است، سوق داده است که موجبات شکل گیری شبکه ای از خرده استعاره ها را در خمسه فراهم آورده است.