ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۸۱.

L’empreinte de l’image du père de Monica Sabolo dans son autobiographie La vie Clandestine(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۹۳
L'autobiographie est un récit de mémoire qui transcende les simples images des lieux et événements passés. Elle inclut également les odeurs, sensations et émotions liées aux personnes qui ont marqué notre existence, comme nos parents et nos frères et sœurs. Ces expériences sensorielles et affectives influencent notre perception de nous-mêmes et notre vision du monde. Il est crucial de reconnaître que nos parents, qu'ils soient biologiques ou adoptifs, jouent un rôle fondamental dans notre éducation et notre développement. Ils nous guident, veillent sur notre bien-être et façonnent notre identité ainsi que notre manière d'interagir avec notre environnement. Leur soutien, qu'il soit physique ou émotionnel, nous permet d'explorer notre passé tout en confrontant des vérités parfois inconfortables, enrichissant ainsi notre compréhension de qui nous sommes. Monica Sabolo illustre cette quête identitaire en recherchant les empreintes d'un père mystérieux tout en retraçant sa vie dans La vie clandestine. Dans quelle mesure la découverte des aspects sombres de notre réalité alimente-t-elle cette quête ? Faut-il affronter cette vérité par l'introspection, ou se conformer aux rôles établis ? À travers son récit, Sabolo explore sa vie et décrit la relation complexe qu'elle entretient avec son père. Pour répondre à cette problématique, nous examinerons d'abord le pacte autobiographique, puis les traces de sa vie, et enfin l'image paternelle et leur relation.
۸۲.

بازشناسی جایگاه شمس الدین محمد ساوجی در تاریخ تصوف ایرانی بر پایه شواهد تاریخی و نسخه شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۲۹
شمس الدین محمد بن حسن ساوجی ازجمله مشایخ کمتر شناخته شده تصوف ایرانی در دوران پس از حمله مغول (سده هفتم هجری) است که باوجود اشارات پراکنده منابع تاریخی و تذکره های صوفیه به جایگاه معنوی و نفوذ اجتماعی او، تاکنون به طور مستقل موضوع پژوهش علمی قرار نگرفته است. شواهد تاریخی و نسخه شناختی موجود از جایگاهی نسبتاً برجسته برای او در میان اولیای قرن هفتم و هشتم هجری حکایت دارد. استخراج اطلاعاتی درباره او، از منابعی همچون تجارب السلفِ هندوشاه، چهل مجلسِ علاء الدوله سمنانی، تاریخ الاسلامِ شمس الدین الذهبی، نفحات الانسِ عبدالرحمن جامی به ضمیمه حواشی و گزارش هایی که برخی از کاتبان نسخه های خطی داده اند (همچون روایت علی بن حسام الدین مشهور به متقی الهندی، صاحب کنزالعمال درهامش نسخه بحرالحقائق و هامشِ نسخه بحرالحقائق به شماره 615) تا حدّی پرده از چهره این عارف کم شناخته برمی دارد. این پژوهش به این نتیجه دست یافته است که شمس الدین ساوجی، به احتمال بسیار، نسخه تفصیلی تفسیر بحرالحقائقِ استادش، نجم الدین رازی را در شوشتر به اختصار درآورده وآنچه امروزه از این تفسیر شهرت یافته، محصولِ تلخیص و پیرایشِ متن به همّت اوست. این مقاله، با اتکا بر داده های نسخه شناسی و منابع تاریخی، به بازخوانی و تحلیل نقش ساوجی در بستر تاریخ تصوف در جنوب ایران می پردازد و از این رهگذر، بر ضرورت بازشناسی چهره های حاشیه نشین در مطالعات عرفانی تأکید می ورزد.
۸۳.

تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۱۷
مطالعه حاضر با روش ترکیبی با ترکیب رویکرد تجربی (در گردآوری داده ها) و توصیفی تحلیلی (در تحلیل داده ها)، به تبیین راهکارهای «سهل ممتنع» سرایی سعدی از نگاه هوش مصنوعی می پردازد. بدین منظور، در بخش تجربی، غزلی منتخب از سعدی به چهار ربات هوشمند «گروک 3»، «چت جی پی تی»، «جمینای» و «دیپ سیک» داده شده است. در بخش تحلیلی، پاسخ های این مدل ها بررسی، مقایسه و ارزیابی شده است تا همراه با تبیین راهکارهای «سهل ممتنع»سرایی سعدی از دیدگاه هوش مصنوعی، ظرفیت های تحلیلی این ابزارهای هوشمند در مطالعات ادبی نیز سنجیده شود. نتایج این جستار نشان می دهد که هر چهار هوش مصنوعی، در تعریف و تبیین مفهوم سهل ممتنع موفق عمل کرده است. مؤلفه های اصلی سهل ممتنع در غزل سعدی را عبارت دانسته اند از: سادگی زبان، عمق معنا، تصویرسازی، موسیقی، ایجاز، ایهام و جهان شمولی. همچنین هوش مصنوعی با شناسایی الگوهای پنهان، تحلیل دقیق نقش حروف اضافه، ارزیابی تأثیر وزن و قافیه، درک تضادهای معنایی و... نشان می دهد که «سهل ممتنع» در شعر سعدی نه تنها به دلیل استفاده از زبانی ساده و روان که به سبب وجود شبکه ای پیچیده از روابط معنایی، آرایه های ادبی ظریف و تجربه ای عمیق از عشق و حالات انسانی شکل گرفته است.
۸۴.

نبوت و ولایت پیامبر اسلام(ص) در روح الارواح احمد سمعانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۲۷
ستایش پیامبر اسلام(ص) در ادبیات فارسی و در بیشتر آثار شاعران و ادیبان و عارفان، جلوه خاصی داشته است. استمرار ستایش پیامبر(ص) به معنای حضور معنوی در زندگی هر انسان و جاودانه بودن رسالت ایشان است. افزون بر این، شخصیت پیامبر(ص) بیشترین تأثیر را در شکل گیری و تداوم عرفان اسلامی و اصول آن داشته است. پژوهش حاضر با روش تحلیلی - توصیفی و استفاده از منابع کتابخانه ای، نبوت پیامبر اسلام(ص) و ولایت و سیادت آن حضرت بر انبیای پیشین را در کتاب «روح الارواح فی شرح اسماء ملک الفتاح» اثر احمد سمعانی مطالعه کرده است. سمعانی در این اثر با زبان تمثیل و با حلاوت خاص، انبیای الهی را از نظر چگونگی خلقت، مقام و مرتبه وجودی، شهودی، اعجاز و ابتلا باهم مقایسه کرده و با ارائه دلایل عقلی و نقلی، ولایت و سیادت حضرت محمد(ص) بر انبیای پیشین را به اثبات رسانده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمعانی به دلیل مذهب و مشرب فکری و ارادت خاص به پیامبر اسلام(ص)، در کتاب روح الارواح، از آن حضرت با بسامد بالا یاد کرده است و با ارائه دلایل و شواهد متعدد از آیات قرآن کریم و منابع دینی و عرفانی، آن حضرت را از نظر مقام و مرتبه وجودی، چگونگی خلقت، از نظر مقام و مرتبه عرشی، خاتمیت نبوت و رسالت، مقام اعجاز و ابتلا، از نظر مقام کشف و شهود و غیره، سرور انبیای پیشین دانسته اند.
۸۵.

تأملی بر مؤلّفه های ایران دوستی در مواجه با دشمن از شاهنامه تا سروده های جنگ رمضان

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۳۴
ایران دوستی، عشق به وطن و پایداری در برابر دشمن یکی از مضامین مهم ادب فارسی است که شاعران و نویسندگان در بزنگاه های تاریخی به آن توجه کرده اند. در این مقاله با تأملی بر جایگاه ایران دوستی در ادبیات فارسی با تأکید بر موضوع مواجه با دشمن، مؤلّفه های پر تکرار آن در معنا و زبان، در ادبیات کلاسیک و معاصر بررسی شده است. جامعه آماری، آثار برجسته متون نثر و شعر است که در دوره های مختلف به موضوع وطن توجه کرده اند و برای بررسی جامع و کلی و بیان سیر تاریخی، تحلیل مؤلّفه های پرتکرار از شاهنامه تا سروده های جنگ رمضان(جنگ امریکا و اسرائیل با ایران) را شامل می شود. نتایج بررسی نشان می دهد، ایران دوستی و عشق به وطن مضمون مشترک همه دوره های ادبی در مواجه با دشمن است؛ و دو واژه «ایران» و «وطن» در متون تکرار شده اند. در بن مایه فکری نیز ستایش رشادت و مقاومت تا شهادت در تقابل نکوهش خیانت به وطن قرار گرفته است. در توصیفات مشترک، توصیف هایی که از الگوی ایرانی اسلامی گرفته شده با دگردیسی نمادهای شاهنامه و تلمیح به داستان های اساطیری و دینی پرتکرار است. بدینگونه ایران دوستی در مواجه با دشمن در ادبیات، توجه صریح به وطن و اظهار عشق، اندوه از هجوم دشمن و دعوت به حفظ وطن، رشادت و مقاومت تا شهادت در مقابله با دشمن، نکوهش خائنان به وطن و توصیف مفاهیم پایداری با الگوی توصیفی ایرانی اسلامی است.
۸۶.

توظیف الصور الفنیه للقرآن الکریم فی شعر ابن الرومی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲ تعداد دانلود : ۱۸۷
الهدف من هذه الدراسه هو معرفه مدى اهتمام ابن الرومی بالقرآن الکریم وأثره فیه، فبالرغم من أنه لم یکن عربیاً فی الأصل إلا أنه کان یفهم القرآن الکریم جیداً ویتقن اللغه العربیه.تم إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی.أجری هذا البحث فی مجالین: الأول فی مجال القرآن الکریم، والثانی فی مجال شعر ابن الرومی؛ القرآن الکریم کتاباً مقدساً بأسلوبه الرائع ومحتواه المتمیز، وشعر ابن الرومی بالاتجاهات المتعدده التی تناولها الشاعر.تحتوی هذه الدراسه على نتائج، ویمکن أن نذکر هنا بعض النتائج المهمه منها:سعه الثقافه لدى الشاعر، بما فی ذلک إلمامه بالتراث الإسلامی الأصیل وفی مقدمته القرآن الکریم.عبقریه الشاعر وأثره فی الألفاظ والمفاهیم القرآنیه وتوظیفها لأغراض شعریه مختلفه.استخدام الشاعر للقصص القرآنیه فی شعره، وکذلک استخدام النص السردی من حیث الأحداث والبناء الزمانی والمکانی، مما أدى إلى توسیع أفق الشاعر وربطه بالنصوص القرآنیه، وهذا دلیل من قدرته اللغویه وفهمه العمیق لنصوص القرآن الکریم.وفی شرح الصور الشعریه یستخدم الشاعر المعجم القرآنی فی أشکال مختلفه من الاستعاره والتشبیه المستوحاه من القرآن الکریم.إن استخدام الصور الحسیه (السمعیه والبصریه) فی النصوص الشعریه دلیل على أن الشاعر کان متمکناً من اللغه العربیه ومهتماً بها واستطاع الجمع بینها وبین القرآن الکریم.
۸۷.

Palimpsestes et contagiosité dans La Peste d’Albert Camus et l’Aveuglement de José Saramago, intertextualité comme métamorphose et/ou métaphore?(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۲
L’intertextualité littéraire est la mémoire du passé et offre un terrain fertile pour explorer la richesse des dialogues entre auteurs éloignés dans l’espace-temps. Dans cet article, nous nous plongerons dans l’univers de deux figures marquantes de la littérature pandémie, Albert Camus et José Saramago, pour retracer les emprunts, inspirations, et transformations opérés à partir de leur héritage littéraire, en particulier autour de la thématique de la contagiosité, et à travers deux œuvres emblématiques: La Peste et L’Aveuglement . Cette recherche se propose donc d’analyser la manière dont Saramago s’inspire de l’héritage camusien tout en développant une approche distinctive de la contagiosité. Cela nous amène à nous demander comment et dans quelle mesure Saramago met la littérature au seconde degré en réinvestissant le concept de la contagion, dans les niveaux textuel et contextuel, comme à la fois concept issu de l’intertextualité défini par Durkheim, et transfiguration de l’épidémie. A cet égard, à travers l’examen des procédés et techniques relevant de l’intertextualité, qui permettent le réinvestissement du motif de la contagiosité dans l’œuvre de Saramago, nous aborderons également les convergences et divergences entre les styles narratifs et les visées symboliques de deux auteurs. L’objectif principal de cette recherche consiste à l’examen de l’approche intertextuelle dont José Saramago dialogue avec l’héritage camusien à travers la représentation de la thématique de la contagiosité en tant qu’allégorie sociale, et métaphore obsédante de l’absurde. Pour ce faire, la théorie de l’intertextualité de Genette dans Palimpseste, littérature au seconde degré , et la modélisation typologique de l’intertextualité par Vincent Jouve, dans Poétique du roman , servent de cadre théorique à la méthodologie adoptée qui consiste à l’étude de la notion d’intertextualité comme métamorphose, selon la logique du palimpseste, et/ou comme métaphore de la contagiosité, selon la classification générique de Durkheim qui considère l’intertextualité comme à la fois contagion et imitation.
۸۸.

بررسی محتوای شعری و ساختار موسیقیایی در ترانه های شادی قوم بختیاری ( دُوالالی)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۲۷۲
دُوالالی ترانه های شادی قوم بختیاری اند که زنان و دختران در آیین های ازدواج آن ها را می خوانند؛ ترانه هایی برای ابراز احساسات جمعی که باورها و ارزش های فرهنگی و اجتماعی این مردمان را بازتاب می دهند. ساختار موسیقایی دوالالی بر مبنای تکرار، تک خوانی و همسرایی است. آن ها زبانی ساده و صمیمی داشته و نقش مایه هایی از آداب، رسوم، عقاید و باورها را در خود دارند. پژوهش حاضر بر آن است تا این ترانه ها را از منظر محتوای شعری، مضمون و ساختار موسیقیایی بررسی کند و نقش آن ها را در زندگی روزمره این قوم مورد واکاوی قرار دهد. روش این تحقیق کتابخانه ای و میدانی است. یافته ها حاکی از عمق ارتباط دوالالی ها با آیین ازدواج قوم بختیاری و همچنین بازتاب زیباشناسی زندگی روزمره آنان است؛ ضمن آن که زنان را به عنوان راویانی قدرتمند در قوم بختیاری قلمداد می کند. در دوالالی ها ارزش هایی چون اصل و نسب، اصالت، شغل، ثروت، اخلاق مداری، پند و اندرز و هرآن چه مایه مباهات یک قوم است، نهفته است.
۸۹.

واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها اثر زویا پیرزاد(مطالعه موردی داستان خرگوش و گوجه فرنگی).

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
تئوری انتخاب به گروه روان شناسی کنترل درونی تعلّق دارد، یعنی منشأ رفتار آدمی را درون می داند نه بیرون و محیط. از دیدگاه تئوری انتخاب، تمام رفتارهای فرد از درون او و برای ارضای نیازهای پنج گانه اش (نیاز به بقا، عشق و احساس تعلّق، قدرت و ارزشمندی، آزادی و اختیار و تفریح) صادر می شود. پس او رفتارهایش را انتخاب می کند و برای رفتاری که انجام می دهد مسئول است. بر خلاف مازلو که معتقد بود نیازها، سلسله مراتب دارند و تا یکی از آن ها ارضاء نشود، نیاز دیگر در وجود ما سر بر نمی آورد، گلاسر معتقد است که اولویت نیازها برای هرکسی متفاوت است و شیوه انتخاب ارضای این نیازها و اولویت هایشان در هر فرد، ریشه انتخاب های مهم زندگی او را تشکیل می دهد. هدف این پژوهش، واکاوی تطبیقی تئوری ویلیام گلاسر و هرم نیازهای مازلو در مجموعه داستان های کوتاه مثل همه عصرها ، اثر زویا پیرزاد است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که در عین تئوری انتخاب گلاسر، هرم نیازهای مازلو به طور کامل در این داستان قابل انکار نیست و کنش و ارتباط متقابل این دو نظریه با همدیگر بسامد بالایی دارد.
۹۰.

بررسی تطبیقی عناصر داستانی در حکایت 22 گلستان و داستان هاینریش بی نوا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۷ تعداد دانلود : ۲۷۷
در سال های اخیر، تطبیق و مقایسه ی آثار ادبی اقوام و ملل مختلف بسیار مورد توجه پژوهشگران و نیز خوانندگان و منتقدان قرار گرفته و این بررسی های تطبیقی بستری مناسب برای ارزیابی مشترکات و شباهت های ساختاری و محتوایی دو یا چند اثر از زبان ها و فرهنگ های گوناگون فراهم آورده است. هدف اصلی پژوهش های تطبیقی، شناساندن مضمون و محتوای آثار ادبی و در گام بعدی رهیافتی برای نقد آنهاست. در همین راستا پژوهش حاضر تلاش می کند تا با بررسی تطبیقی مهم ترین عناصر سازنده ی داستان در دو اثر فارسی و آلمانی بیست و دومین حکایت گلستان سعدی و داستان هاینریش بی نوا، نوشته ی هارتمان فُن أوئِه، به همانندی و تفاوت های دو اثر، در پرداختن به موضوعی واحد پی برده و علت آن را آشکار سازد. بررسی و تحلیل درونمایه های این دو اثر مانند سبک نگارش، زاویه دید، شخصیت و شخصیت پردازی می تواند کمک به سزایی در شناخت جامعه و محیط اجتماعی عصر نویسندگان باشد. نتایج این بررسی تطبیقی نشان می دهد که با وجود بن مایه ی مشترک، هر نویسنده به نتایج متفاوتی دست یافته است. این پژوهش به شیوه ی کتابخانه ای و اسناد پژوهی با رویکرد تطبیقی و از نگاه مکتب آمریکایی (شباهت ها و تفاوت ها) صورت گرفته است.
۹۱.

هنرسازه های مشابه با بدیع معنوی شعر فارسی در خط نستعلیق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۰ تعداد دانلود : ۹۶
وجه اشتراک تمامی هنرها و اساساً آن چیزی که اثر هنری را به وجود می آورد، هنرسازه ها یا به عبارت دیگر شگردها و تمهیداتی هستند که هنرمندان در خلق آثارشان به کار می گیرند. هنر خوشنویسی و به ویژه خط نستعلیق ازجمله هنرهای اصیل ایرانی است که همواره با شعر فارسی همراه و همگام بوده است. به گواه تاریخ، بسیاری از شاعران، خطاط و بسیاری از خطاطان، شاعر بوده اند. نزدیکی این دو هنر، گذشته از بحث محتوا، در به کارگیری هنرسازه های مشابه نیز نمایان است. بخشی از شگردهای زیبایی آفرین در شعر فارسی مربوط به بحث آرایه های معنوی است، ابزارهایی که جنبه معنایی دارند و از طریق تناسبات و روابط معنایی کلام را منسجم تر می کنند و درواقع موسیقی معنوی کلام را به وجود می آورند. برای بسیاری از این هنرسازه ها، شگردهای مشابهی در خط نستعلیق وجود دارد. هدف این پژوهش که به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد تطبیقی انجام شده، نشان دادن این شباهت ها با وجود تفاوت در حوزه بیانی این دو هنر است. مساله این است که شگردهای مشابه آرایه های معنوی شعر به چه صورت در آثار خوشنویسی خط نستعلیق تجلی می یابند؟ بدین منظور آثاری از هنرمندان خوشنویس برجسته در دوره ها و در قالب های مختلف به طوری که نماینده خط نستعلیق باشند، موردبررسی و تحلیل قرار گرفته است و نتایج حاصل از آن نشان می دهد که هنرسازه هایی مشابه آرایه های اغراق، تجسم، ایهام، تضمین، صدامعنایی و تخلص را که از مهم ترین شگردها و هنرسازه های بدیع معنوی در شعر فارسی است، می توان در خط نستعلیق نیز مشاهده کرد.
۹۲.

جنگ اشعار کتابخانه مرکزی تبریز (جنگ نخجوانی)، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۰۹
در کتابخانه مرکزی (ملی سابق) تبریز نسخه ای با عنوان جنگ اشعار به شماره 3047 محفوظ است که نگارندگان این جستار با بررسی آن به این نتیجه رسیدند که متن آن درست همان متن روضه الناظر و نزهه الخاطر است. از آنجایی که در صفحات آغازین و پایانی این نسخه افتادگی وجود دارد، نام اثر، مولف، کاتب و تاریخ کتابت آن معلوم نیست. اما با بررسی کامل و مطابقت این نسخه با نسخه روضه الناظر و نزهه الخاطر، دریافتیم که این جنگ اشعار، نسخه ای دیگر از روضه الناظر و نزهه الخاطر است. اشعار شاعران، ترتیب و توالی آن ها، نام شاعران، بعضاً حتی خطاهایی که در انتساب اشعار رخ داده، موید این یکسانی در دو نسخه است. در بخش هایی اگرچه اندک، تفاوتهایی نیز وجود دارد؛ به عنوان نمونه، در جاهایی از روضه الناظر نام شاعر نیامده که در جنگ تبریز ذکر شده است. رسم الخط دو نسخه و نوع کتابت آن ها به هم نزدیک است و به احتمال قوی کاتب هر دو نسخه یک نفر است. ضمن این که با توجه به قرائن متنی کاتب هر دو نسخه از نوادگان شمس الدین کیشی است.
۹۳.

روح کارناوالی و ماهیت ضدهنجاری شعر قلندری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۵
قلندریات در ادبیات فارسی عموماً نوعی شعر سمبلیک تلقی می شود که با بهره گیری از تمثیل ها، نمادها و استعاره های عرفانی، تجربه ها و احساسات معنوی شاعران این نوع شعر را بازتاب می دهد. با این حال، این گونه شعر را می توان به لحاظ ساختاری نوع ادبی منحصر به فردی دانست که از طریق نقد هنجارها و قراردادهای ادبی و اجتماعی رایج، و به چالش کشیدن آن ها، به عنوان یک ضدژانر نیرومند در برابر گونه های شعری دیگر عمل می کند. این پژوهش بدون آن که بخواهد تصاویر شاعرانه پویا در این نوع شعر را صرفاً به کهن الگوها و نمادهای از پیش تعیین شده صوفیانه فرو بکاهد، با در نظر گرفتن ارتباط بین ژانری قلندریات با برخی از ژانرهای هنجاری غالب، به بررسی ساختار شعری منحصر به فرد آن می پردازد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که تعامل شعر قلندری با گونه هایی مانند مدح، فخر و وعظ، منجر به ظهور نوع جدیدی از شعر می شود که در آن پدیده ها و عناصر نامتعارف با ماهیت ضدهنجاری، فضاهایی را به نمایش می گذارند که همانند «کارناوال» میخائیل باختین همه ارزش ها، هنجارها و سلسله مراتب اجتماعی در آن وارونه می شوند.
۹۴.

Ecriture féminine en France et en Iran: de la définition aux stratégies discursives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۷ تعداد دانلود : ۲۳۵
L’écriture féminine est un moyen pour les femmes de s’exprimer, de se libérer des discours dominants masculin, et de revendiquer leurs places dans les créations littéraires. Théorisée par Hélène Cixous, ce type d’écriture existe depuis l’invention de la langue par l’humain, car elle relève du regard féminins, mais réprimée par le phallocentrisme. Les termes péjoratifs comme « féminisme » par Alexandre Dumas et « bas-bleus » par Barbey Aurevilly montrent les revendications des femmes à la fin du XVIIIe et au XIXe siècle. Elle est classifiée en trois générations en Iran et en France. La première génération commence avec Rabia Balkhi et Marie de France. La deuxième, liée au féminisme du XIXe siècle, apparaît avec des personnages audacieux comme « Lélia » de George Sand et de nouveaux thèmes comme l’identité féminine redéfinie par Parvin Etesami. La troisième génération commence avec la deuxième vague féministe et l’apparition de « Le deuxième sexe » de Simone de Beauvoir, ainsi que le débat sur la dualité de la langue neutralisée/sexualisée et une poétique phallocentrique. Hélène Cixous et Luce Irigaray ont défini les caractéristiques d’une langue féminine. Des exemples incluent « Claudine en ménage » de Colette et « L’île d’errance » de Simine Daneshvar. Julia Kristeva a approfondi ce débat en introduisant la mouvance du sujet dans la chora sémiotique, menant à une transformation perpétuelle. Cette théorie s’applique dans «La femme gelée» d’Annie Ernaux et «On s’y fera» de Zoya Pirzad, montrant des exemples contrastés entre la France et l’Iran.
۹۵.

احتمالِ اشاره فردوسی به جوی مولیانِ رودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۴ تعداد دانلود : ۳۳۰
شاعران به بهانه های گوناگون از شعرایِ پیشین یا همعصرِ خود یاد یا به آنها اشاره می کنند. در کنارِ فوایدِ تاریخی گوناگون، گاهی می توان در گشودنِ گره های معنایی و تصحیحی نیز از این نمونه ها کمک گرفت. این یادکردها و اشارات بیشتر در میان شاعرانِ درباری رواج داشته و عمدتاً بازتاب دهنده رقابت ها و طبع آزمایی های شاعرانه بوده است. از آنجا که فردوسی شاعرِ دربار نبوده و گونه شعری شاهنامه نیز نَقلی است، نمی توان نمونه های چندان چشمگیری از این نمونه ها در آن یافت. غیر از دقیقی که پیشروی فردوسی در سرودن شاهنامه ابومنصوری بوده، فردوسی فقط یک بار در سخن از به نظم درآوردن کلیله و دمنه از رودکی نیز یاد کرده است. در کنارِ این یادکرد می توان با قیدِ احتمال، یک اشاره نیز به دست داد که تاکنون مغفول بوده است. پادشاهی هرمزد نوشین روان در شاهنامه، خطبه ای غنایی با زبانی کنایی و چندپهلو دارد. بیتی از این خطبه می تواند یادآورِ مطلعِ قصیده «جوی مولیان» و دارای ایهامی به چنگ نوازی رودکی باشد. این مسئله در دست نویس های شاهنامه بر نویسش های بیتِ فردوسی تأثیر نهاده و مصحِحان را نیز بر سر گزینشِ نویسش های «باد» و «بوی» و «یاد» به تردید افکنده است.  در این مقاله کوشش شده است با درنگ بر معنا و بافتِ چندپهلویِ خطبه پادشاهی هرمزد نوشین روان، گزارش هایِ پیشینِ این بخش از شاهنامه را نقد شود. سپس، در کنارِ به دست دادنِ اشاره احتمالیِ فردوسی به مطلعِ قصیده جوی مولیان، نویسش هایِ «باد» و «بویِ یار» در اشاره فردوسی و بیتِ رودکی توجیه معنایی و نسخه شناختی شده است.
۹۶.

تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۴ تعداد دانلود : ۳۹۵
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
۹۷.

بینامتنیت نامه های جلال آل احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۱۷
بینامتنیت در نگاه نظریه های جدید، متن را پدیده ای مستقل نمی داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می بیند. هر اثر ادبی در شبکه ای از معنا، باور و تجربه شکل می گیرد و ردّ متون پیشین و هم زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می گیرد و آن ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه های گوناگون تأثیر نامه هایی را که جلال آل احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسنده معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت های روزمره نوشته اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن ها را با توجه به مؤلّفه های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعه تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه های آن دو، در قالب ها و شکل های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه پردازی، خلق شخصیت ها و گفتگوهای آن ها، اظهار نظر راوی و غیره .
۹۸.

Entre théorie et subversion: la critique littéraire féministe en tant que méta-discours(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۹۹
Dans le monde de la recherche littéraire, la dénomination «critique littéraire féministe» recouvre aujourd’hui une pluralité d’approches et de méthodes diverses et distinctes qui interrogent les œuvres depuis un point de vue féministe. Cette hétérogénéité met en évidence la difficulté à cerner un champ critique qu’il semble malaisé de définir de manière univoque et elle appelle à une réflexion sur les enjeux théoriques et politiques propres à la critique féministe. Cet article propose d’envisager celle-ci à la lumière d’une perspective généalogique et méta-critique, non pas seulement comme un ensemble de pratiques analytiques, mais prioritairement comme un méta-discours: un discours réflexif qui dépasse la simple analyse des textes pour interroger ses propres fondements théoriques et ses implications politiques. La critique féministe se présente ainsi à la fois comme une mise en cause des structures patriarcales persistantes au sein du canon littéraire et comme une critique de la légitimité et de l’autorité des discours des critiques eux-mêmes. Ce double mouvement, critique et autoréflexif, confère à la démarche féministe une dimension subversive qui reconfigure les frontières entre théorie et pratique, institution et contestation. En mettant en lumière ce rôle métathéorique, l’article montre que la critique féministe transforme non seulement la lecture des textes, mais également notre conception du discours critique dans son ensemble.
۹۹.

بازتاب آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار کمال الدین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۴ تعداد دانلود : ۱۵۰
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
۱۰۰.

تصحیح انتقادی دیوان عالی گیلانی با تأکید بر ساختار زبانی و ویژگی‌های سبک هندی در شعر او(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۲۷۷
عالی گیلانی از شاعران برجسته ی سبک هندی از خطه ی گیلان است .دیوان شاعر از حیثدارابودن تشبیهات و صور خیال کم نظیر در میان اشعار شیعی حایز اهمیت است .عالی به دوره یصفویه و دوره ی کم لطفی به ادیبان تعلق دارد . دوره ایی که شاعران و سخنوران به دلیل بی توجهایی شاهان صفوی به شاعران علیرغم میل باطنی رنج غربت را به جان خریده و راهی دیار هندو هامی شوند . که این هجرتها سبکی را تحت عنوان سبک هندی به وجود می آورد .سبکی با تشبیهاتفراوان و گاه دور از ذهن .شاعران برای خوش آمد پادشاهان هند به ماراتونی عجیب و غریب دستمی زنند .عالی حدود بیست سال رنج غربت و غم ها را به جان می خرد و در پایان برای جاودانکردن اثر خود در زمان شاه عباس دوم به موطن خویش باز می گردد .ابیات نغز و لطیف شاعرمملو از ارادت قلبی وی به مولایش علی (ع) و پس از آن به خاندان مطهرش است

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان