ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۱۰۰ مورد از کل ۵۴٬۲۵۷ مورد.
۸۱.

بررسی ویژگی های پست مدرن در آثار ابوتراب خسروی و بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۸۱
داستان های پست مدرنیستی تلفیقی از دنیای واقعی و فراواقعی هستند که ویژگی های فراوانی را در خود دارند و مهم ترین ویژگی های این نوع داستان ها حضور مشخص راوی، داستان، درهم ریختگی زمانی و عدم توالی، ابهام، تعدد راویان و بی هویتی است. در این مقاله با هدف شناخت ویژگی های پست مدرنیسم در آثار نویسندگان ایرانی، برخی آثار بیژن نجدی و ابوتراب خسروی به روش توصیفی- تحلیلی به شیوه انتخاب موردی، براساس مؤلفه های مکتب پست مدرن مورد بررسی قرار گرفته و این ویژگی ها در آن ها تحلیل و مقایسه شده است. ابوتراب خسروی غالبا در داستان های پست مدرن خود از شخصیت های بدون هویت نام می برد و با حروف الفبا از آن ها یاد می کند، راویان متعدد و رفت و برگشت های زمانی و حضور راوی- نویسنده در داستان و کاربرد عناصر بینامتنی به صورت بازنویسی از ویژگی های این نویسنده است. بیژن نجدی نیز در آثار خود مستقیماً با خواننده وارد گفت وگو شده درباره داستان توضیح می دهد. شخصیت های وی نیز یا نامی ندارند یا دارای نام های تکراری اند؛ از این رو هویت مشخصی ندارند. توالی روایت نیز در داستان های وی به دلیل رفت و برگشت های متعدد به هم می ریزد. بینامتنیت نیز به صورت برداشت های اسطوره ای در داستان های وی حضور دارد.
۸۲.

بررسی و تحلیل جلوه های مکتب رمانتیسم فردی در اشعار «بهزاد» و «پرتو کرمانشاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۵
جنبش رمانتیک، سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ تجدّد فکری است. این نهضت که مقدّمات آن از قرن هجدهم میلادی فراهم شد، راه و مسیر تازه ای را گشود تا جویندگان این راه، برای رسیدن به حق و خواسته های خود به دنبال دگرگونی و انقلاب باشند. از سوی دیگر، جنبش رمانتیسم در برابر خردگرایی مکتب کلاسیسیسم، زمینه را برای مکتب های جدید ادبی هموار ساخت. این مکتب، بیشتر متکّی به هیجان، شهود، ذوق و احساسات درونی بود. رمانتیسم در شعر معاصر ایران به عنوان جریان ادبی به بیان احساسات و عواطف فردی در مقابل تحولات سیاسی اجتماعی به کار رفت. «یدالله بهزاد کرمانشاهی» و «علی اشرف نوبتی» (متخلّص به پرتو کرمانشاهی) -دو تن از شاعران کرمانشاه- از جمله شاعران معاصری هستند که مؤلفه ها و اصول مکتب رمانتیسم در اشعار آنان نمود و جلوه قابل توجهی دارد. پژوهش پیشِ رو با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که جلوه های رمانتیسم فردی از جمله توجه به طبیعت و عناصر آن، عشق، فردگرایی، نوستالژی ایام کودکی و نوجوانی و روزگار جوانی و پیری، نگاه انتقادی در اشعار این دو شاعر به شیوه هنری و ماهرانه، بازتاب یافته است. شکوه از فقر و تنگدستی و حسرت از دست دادن دوستان در شعر بهزاد و مرگ ستایی در اشعار پرتو از جمله مؤلفه های پربسامد رمانتیسم فردی است.
۸۳.

تحلیل گفتمان قدرت و ایدئولوژی در دو نامه از اسکندرنامه ی نظامی بر اساس روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
بافت فکری و اجتماعی ایران و مشخصاً آذربایجان قرن ششم در اسکندرنامه ی نظامی تبلور یافته است. برای شناخت گفتمان های رایج در این عصر، می توان از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده نمود. فرکلاف ضمن تأکید بر رابطه ی درهم تنیده ی متن، تعامل و بافت اجتماعی، از اهمیت نقش نهاد قدرت در تولید، اصلاح و بازتولید گفتمان ها با کمک ایدئولوژی سخن می گوید. بر پایه ی روش فرکلاف، یک متن در سه لایه ی توصیف و تفسیر و تبیین بررسی می شود. در این پژوهش با مطالعه ی اسکندرنامه ی نظامی، دو نامه ی دارا و اسکندر پیش از شروع جنگ، تحلیل شده است و در طی آن با بررسی عبارت بندی دگرسان، عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، عاملیت جمله، فرآیند اسم سازی، مجهول سازی، مثبت و منفی بودن جمله و پیوند جملات در سطح توصیف؛ بافت موقعیت، بافت بینامتنی در سطح تفسیر و بررسی داده های برآمده از دو سطح قبلی در سطح تبیین وجود سه گفتمان خویشاوندی، دین داری و نظامی گری برای تصاحب قدرت سیاسی در قرن ششم آشکار گشت. نظامی دو گفتمان دین داری و گفتمان نظامی گری برای تصاحب قدرت را تقویت می کند و گفتمان خویشاوندی را به چالش می کشد. همچنین او ایدئولوژی بیگانه دوستی که نقطه ی مقابل ایدئولوژی بیگانه ستیزی است را تقویت می کند. در حیطه ی نهاد دین، سه گفتمان دین داری اسلامی، گفتمان اشعری و گفتمان فلسفه گرایی در اسکندرنامه تجلی یافته است. برخورد نظامی با گفتمان دین داری اسلامی هنجاری است اما با ترکیب و اصلاح دو گفتمان اشعری و فلسفه گرایی در حال بازتولید نوعی دیگر از گفتمان مبتنی بر خردگرایی است.
۸۴.

نقد ترجمه ومعادل یابی اصطلاحات و مفاهیم نظامی با تکیه بر نظریّه نیومارک(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۱۹
ترجمه و معادل یابی واژگان و اصطلاحات نظامی چالش های مخصوص خود را دارد. اختلاف درجات نظامی کشورهای عربی با ایران، تفاوت سازمانی و ساختاری و اختلاف در طبقه بندی اطلاعات حسّاس موضوعاتی است که پژوهشگران این مقاله به دنبال نقد و بررسی ترجمه و معادل یابی اصطلاحات و مفاهیم مربوط به آن ها هستند. ترجمه، معادل یابی و فهم دقیق درجات نظامی، ساختار سازمانی برخی نهادها و همچنین کیفیت طبقه بندی اطلاعات در کشورهای عربی و ایران می تواند حتّی در سرنوشت دو ملّت تأثیرگذار واقع شود. از آن جایی که نویسندگان این پژوهش معتقدند این مضامین بایست بر اساس کفوّیت و جایگاهشان در کشور مبدأ و مقصد ترجمه شوند، نظریه پیتر نیومارک از مهم ترین نظریاتی است که در این باب مطرح شده است. این پژوهش با تکیه بر نظریه نیومارک و با به کارگیری روش توصیفی تحلیلی درصدد نقد ترجمه و معادل یابی های صورت گرفته در حوزه های سه گانه است. بخشی از نتایج این پژوهش حاکی از آن است که بهتر است درجه ملازم به ستوان دوُم، ملازم اوّل به ستوان یکم، عمید به سرتیپ دوّم، لواء به سرتیپ، فریق به سرلشکر و فریق أوّل به سپهبد ترجمه گردد چنانکه توصیه می شود مترجم با دقت نظر بسیار بالایی طبقه بندی اطلاعات دیگر کشورها را مطالعه کند و بر مبنای حساسیّت اطلاعات و تعریفی که از محرمانگی در دو کشور ارائه می گردد آن ها را طبقه بندی کند.
۸۵.

روح کارناوالی و ماهیت ضدهنجاری شعر قلندری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۸
قلندریات در ادبیات فارسی عموماً نوعی شعر سمبلیک تلقی می شود که با بهره گیری از تمثیل ها، نمادها و استعاره های عرفانی، تجربه ها و احساسات معنوی شاعران این نوع شعر را بازتاب می دهد. با این حال، این گونه شعر را می توان به لحاظ ساختاری نوع ادبی منحصر به فردی دانست که از طریق نقد هنجارها و قراردادهای ادبی و اجتماعی رایج، و به چالش کشیدن آن ها، به عنوان یک ضدژانر نیرومند در برابر گونه های شعری دیگر عمل می کند. این پژوهش بدون آن که بخواهد تصاویر شاعرانه پویا در این نوع شعر را صرفاً به کهن الگوها و نمادهای از پیش تعیین شده صوفیانه فرو بکاهد، با در نظر گرفتن ارتباط بین ژانری قلندریات با برخی از ژانرهای هنجاری غالب، به بررسی ساختار شعری منحصر به فرد آن می پردازد. نتایج بررسی ها نشان می دهد که تعامل شعر قلندری با گونه هایی مانند مدح، فخر و وعظ، منجر به ظهور نوع جدیدی از شعر می شود که در آن پدیده ها و عناصر نامتعارف با ماهیت ضدهنجاری، فضاهایی را به نمایش می گذارند که همانند «کارناوال» میخائیل باختین همه ارزش ها، هنجارها و سلسله مراتب اجتماعی در آن وارونه می شوند.
۸۶.

واکاوی هویت اکسیر بی مرگی (گیاه هوم) در اسطوره های ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۷ تعداد دانلود : ۴۹۴
در دین زرتشت به گیاه مقدس هوم برمی خوریم که جایگاهی ایزدی پیدا کرده است. گیاهِ اسطوره ای هوم که هندیان آن را سومه خوانند دو جلوه مینوی و گیتیانه دارد. در اوستا جلوه گیتیانه آن به صورت گیاهی خودرو بر زمین می روید. روحانیان زرتشتی در مراسمی ویژه از این گیاه، نوشیدنی سکرآوری تهیه می کنند که هم نامِ هوم است. هویت این گیاه در گذشت زمان و جابجایی مراکز مهم دین زرتشت، به دست فراموشی سپرده شده است. زرتشت در ابتدای تبلیغ دین، استفاده از هوم را ممنوع اعلام کرد، اما پس از زرتشت نوشیدنی هوم به شکلی تعدیل شده به آیین او بازگشت. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به شناسایی هویت و کیفیت این گیاه در دوره های قبل و بعد از ظهور زرتشت می پردازیم. به طور حتم آنچه بعد از زرتشت به عنوان نوشیدنی هوم معرفی می شود با آنچه در آیین کهن، نمود داشته، متفاوت است. بر اساس یافته ها، نوشیدنی هوم در آیین کهن، ترکیبی از فشرده گیاه اِفِدرا، بَنگ و احتمالا دانه خشخاش بوده است که بعد از زرتشت به دلیل اثرات مخرب این ترکیب، تنها گیاه اِفِدرا به عنوان هوم، معرفی می گردد.
۸۷.

فروپاشی معنا در زبان شعر: خوانشی ساختارشکنانه از «مرگ ناصری» احمد شاملو بر پایه نظریه ژاک دریدا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
این مقاله با اتکا به نظریه ساختارشکنی ژاک دریدا، به تحلیلی چندسطحی از شعر مرگ ناصری سروده احمد شاملو می پردازد. در این خوانش، زبان شعر نه ابزار تثبیت معنا، بلکه بستر تعلیق، واژگونی و لغزش دلالت ها تلقی می شود. بر پایه مفاهیم کلیدی همچون "دیفرنس"، "غیاب مرکز" و "فروپاشی تقابل های دوتایی" نشان داده می شود که چگونه معنا در متن به جای استقرار، همواره در حال تعویق و بازتولید است. تحلیل گفتمانیِ ساختارهای دستوری امری چون «شتاب کن ناصری!» و همچنین بررسی سکوت ناصری به مثابه نوعی مقاومت، از جمله مواردی است که این مقاله به آن ها پرداخته است. شعر شاملو با بهره گیری از نمادهای متضاد ("تاج خار"، "ریسمان سرخ"، "قوی مغرور") صدای تماشاگران، کنش منفعل العازر و ساختار گفتمانی چندصدایی، روایت کلاسیک و تقابل های تثبیت شده را فرو می پاشد. در این میان، جابه جایی نقش سوژه ها، تعلیق زمان و غیاب گفتار، به فهمی تازه از نسبت زبان و قدرت، و معنا و هویت می انجامد. این تحلیل نشان می دهد که شعر مرگ ناصری نه فقط بازتابی از رنج فردی، بلکه میدان گفتمانی بازتعریف معنا در مواجهه با خشونت، قضاوت و حذف است؛ متنی که ساختارشکنی را نه فقط به مثابه نظریه، بلکه به مثابه روش زبانیِ خود شعر به کار می گیرد.
۸۸.

Ecriture féminine en France et en Iran: de la définition aux stratégies discursives(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۴۰
L’écriture féminine est un moyen pour les femmes de s’exprimer, de se libérer des discours dominants masculin, et de revendiquer leurs places dans les créations littéraires. Théorisée par Hélène Cixous, ce type d’écriture existe depuis l’invention de la langue par l’humain, car elle relève du regard féminins, mais réprimée par le phallocentrisme. Les termes péjoratifs comme « féminisme » par Alexandre Dumas et « bas-bleus » par Barbey Aurevilly montrent les revendications des femmes à la fin du XVIIIe et au XIXe siècle. Elle est classifiée en trois générations en Iran et en France. La première génération commence avec Rabia Balkhi et Marie de France. La deuxième, liée au féminisme du XIXe siècle, apparaît avec des personnages audacieux comme « Lélia » de George Sand et de nouveaux thèmes comme l’identité féminine redéfinie par Parvin Etesami. La troisième génération commence avec la deuxième vague féministe et l’apparition de « Le deuxième sexe » de Simone de Beauvoir, ainsi que le débat sur la dualité de la langue neutralisée/sexualisée et une poétique phallocentrique. Hélène Cixous et Luce Irigaray ont défini les caractéristiques d’une langue féminine. Des exemples incluent « Claudine en ménage » de Colette et « L’île d’errance » de Simine Daneshvar. Julia Kristeva a approfondi ce débat en introduisant la mouvance du sujet dans la chora sémiotique, menant à une transformation perpétuelle. Cette théorie s’applique dans «La femme gelée» d’Annie Ernaux et «On s’y fera» de Zoya Pirzad, montrant des exemples contrastés entre la France et l’Iran.
۸۹.

احتمالِ اشاره فردوسی به جوی مولیانِ رودکی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶ تعداد دانلود : ۲۳۵
شاعران به بهانه های گوناگون از شعرایِ پیشین یا همعصرِ خود یاد یا به آنها اشاره می کنند. در کنارِ فوایدِ تاریخی گوناگون، گاهی می توان در گشودنِ گره های معنایی و تصحیحی نیز از این نمونه ها کمک گرفت. این یادکردها و اشارات بیشتر در میان شاعرانِ درباری رواج داشته و عمدتاً بازتاب دهنده رقابت ها و طبع آزمایی های شاعرانه بوده است. از آنجا که فردوسی شاعرِ دربار نبوده و گونه شعری شاهنامه نیز نَقلی است، نمی توان نمونه های چندان چشمگیری از این نمونه ها در آن یافت. غیر از دقیقی که پیشروی فردوسی در سرودن شاهنامه ابومنصوری بوده، فردوسی فقط یک بار در سخن از به نظم درآوردن کلیله و دمنه از رودکی نیز یاد کرده است. در کنارِ این یادکرد می توان با قیدِ احتمال، یک اشاره نیز به دست داد که تاکنون مغفول بوده است. پادشاهی هرمزد نوشین روان در شاهنامه، خطبه ای غنایی با زبانی کنایی و چندپهلو دارد. بیتی از این خطبه می تواند یادآورِ مطلعِ قصیده «جوی مولیان» و دارای ایهامی به چنگ نوازی رودکی باشد. این مسئله در دست نویس های شاهنامه بر نویسش های بیتِ فردوسی تأثیر نهاده و مصحِحان را نیز بر سر گزینشِ نویسش های «باد» و «بوی» و «یاد» به تردید افکنده است.  در این مقاله کوشش شده است با درنگ بر معنا و بافتِ چندپهلویِ خطبه پادشاهی هرمزد نوشین روان، گزارش هایِ پیشینِ این بخش از شاهنامه را نقد شود. سپس، در کنارِ به دست دادنِ اشاره احتمالیِ فردوسی به مطلعِ قصیده جوی مولیان، نویسش هایِ «باد» و «بویِ یار» در اشاره فردوسی و بیتِ رودکی توجیه معنایی و نسخه شناختی شده است.
۹۰.

بازتاب جلوه های عرفان و تصوف در رمان الأطلسی التائه اثر مصطفی لغتیری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۱۵۲
گروه های صوفیه و فرقه های متصوف در جهان اسلام، نقش مهمی در تحولات اجتماعی داشته اند و آموزه های آنان در ادبیات نیز انعکاس گسترده ای داشته و ازاین رو در این حوزه، آثار گران سنگ فراوانی در مسیر تاریخ فرهنگ و ادب عربی پدید آمده است. مصطفی لِغْتِیری، نویسنده تأثیرگذار معاصر مراکشی، ازجمله کسانی است که عرفان و تصوف در فکر و زبان او بازتاب شگرفی داشته و اساس فکر این نویسنده در محیطی عرفانی پایه گذاری شده است. او در رمان معروفش به نام «الاطلسی التائه»، با استفاده از قالب داستانی، به سیره نگاری ابویعزی، از بزرگان صوفیه مراکش در قرن ششم هجری پرداخته است و به خوبی توانسته مؤلفه های عرفانی را در آن به تصویر بکشد. مسئله اصلی پژوهش حاضر این است که چگونه عرفان و تصوف در رمان مذکور بازتاب یافته است. در این جستار، روش تحلیلی-توصیفی به کار گرفته شده و نتایج حاصل از بررسی رمان مذکور، حاکی از آن است که نویسنده در این رمان با بیانی ساده ازطریق شخصیت های رمان و صحنه پردازی ظریف و ارائه تصاویر جزئی، به مضامین عرفانی پرداخته است. مؤلفه های امساک و سکوت، تجلی انوار الهی، خواب و رؤیا، موسیقی، رقص و سماع و عزلت گزینی، نمودهای عرفان و تصوف را در این رمان تشکیل می دهند که همگی به گونه ای هنری مطرح شده و در روایت ماجراهای داستان و جذابیت آن، نقش مؤثری ایفا کرده اند.
۹۱.

تحلیل گفتمان روایی« إمرأه عند نقطة الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور بر اساس نظریه ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۸
تحلیل گفتمان روایی یکی از شیوه های بررسی ساختاری داستان است که با تکیه بر توضیح و تفسیر راههای پرداخت روساخت یک متن روایی، راه را برای کشف معنا و مفهوم پنهان نویسنده فراهم میآورد. دو داستان« إمرأه عند نقطه الصفر» نوال السعداوی و « طوبی و معنای شب» شهرنوش پارسی پور ، دارای زبان و سبک زنانه هستند و هر دو نویسنده سعی کرده اند با تمرکز بر شخصیت زنان در داستان خود، نوع نگرش زنان به جامعه را نشان دهند. این مقاله سعی دارد تا با بررسی تطبیقی این دو داستان، و ترسیم تکنیکهای گفتمان روایی آنها، علاوه بر کشف الگوی ساختاری، به معنا و مفهوم پنهان در متن نیز دست یابد. روش پژوهش، تحلیلی توصیفی بوده و با استناد به منابع کتابخانهای و مطالعه موردی نمونه های داستانی دو نویسنده، به ترسیم تفاوتها و شباهتهای این دو داستان بدون توجه به بحث تأثیر و تأثرپرداخته است. در پایان مشخص شد که هر دو داستان صرف نظر از مکاتب مختلف، در کنارشباهت محتوایی، از منظر ساختاری قابلیت بررسی بسیاری از منظر تحلیل گفتمان روایی را دارند. بازگشتهای زمانی، تکرار، وقفه توصیفی، خلاصه، کانون بیرونی، راوی دانای کل، کانونی سازی دوگانه و عنصر گفتگو از مهمترین تکنیکهای روایی این دو داستان است. داستان شهرنوش پارسی پور بر آشفتگی ذهنی و روحی شخصیت اصلی استوار است، اما داستان السعداوی ، از حدت و صراحت لهجه استواری شخصیت اصلی داستان حکایت دارد.زن و چالش های جنسیتی موجود در بستر فرهنگی تقریبا مشابه، هر دو داستان را به نمونه های ارزنده ای تبدیل نموده است.
۹۲.

نقد ترجمه متون عرفانی مبتنی بر هوش مصنوعی و ترجمه انسانی براساس روش ماندی (مطالعه موردی کتاب اللمع فی التصوف)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۷۷
با ظهور و گسترش هوش مصنوعی در حوزه ترجمه، این پرسش مطرح می شود که هوش مصنوعی تا چه اندازه در ترجمه موفق است و آیا می تواند جایگزین مترجم انسانی شود. در این پژوهش با استفاده از روش تطبیقی ماندی، دو ترجمه فارسی کتاب اللمع فی التصوف بررسی شده و خطاهای آن ها شناسایی شده است. این خطاها عبارت اند از: قرائت نادرست متن، استفاده نادرست از واژه نامه ها در معادل یابی درست، بی توجهی به بافت متن در معادل یابی، ناآشنایی با مصطلحات تخصصی عرفانی اسلامی و نیز فهم نادرست متن. سپس، همان جملاتی که مترجم انسانی به اشتباه ترجمه کرده است، برای ارزیابی به هوش مصنوعی داده شده است. بررسی نتایج نشان می دهد که هوش مصنوعی توانسته است ترجمه ای پذیرفته شده ارائه دهد. این پژوهش برخلاف تصور عامه که هوش مصنوعی را فاقد توانایی لازم در ترجمه می دانند، نشان می دهد که درحال حاضر این فناوری، به ویژه برای زبان هایی مانند فارسی و عربی که ازنظر رایانشی کمتر بدان ها توجه شده است، از قدرت کافی برای ترجمه برخوردار است. براساس یافته های این پژوهش، به مترجمان، به ویژه تازه کارها، پیشنهاد می شود که هوش مصنوعی را به عنوان ابزاری مؤثر در فرایند ترجمه نادیده نگیرند و از آن بهره برند.
۹۳.

بینامتنیت نامه های جلال آل احمد و سیمین دانشور و آثار داستانی این دو نویسنده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۳
بینامتنیت در نگاه نظریه های جدید، متن را پدیده ای مستقل نمی داند و آن را در پیوندی مداوم با دیگر متون می بیند. هر اثر ادبی در شبکه ای از معنا، باور و تجربه شکل می گیرد و ردّ متون پیشین و هم زمان در آن حضور دارد. بینامتنیت این نکته را برجسته می سازد که یک متن چگونه از ظرفیت متون دیگر بهره می گیرد و آن ها را در ساخت معنای تازه بازآفرینی می نماید. با توجه به این مهم، جستار حاضر بر آن است تا از نظرگاه بینامتنیت، سویه های گوناگون تأثیر نامه هایی را که جلال آل احمد و سیمین دانشور به عنوان زوج نویسنده معاصر با زبانی ساده و در سبک یادداشت های روزمره نوشته اند به عنوان متن اول و برخی از آثار منتخب آن دو را به عنوان متن دوم بررسی و وجوه مشترک آن ها را با توجه به مؤلّفه های فرهنگی- اجتماعی، تاریخی، سیاسی و روابط شخصی تحلیل نماید. پژوهش حاضر با رویکرد تحلیل بینامتنی و با روش مطالعه تطبیقیِ متنِ مبدأ (نامه ها) و متنِ مقصد (آثار ادبی منتخب) انجام شده است. هدف، آن است که آشکار سازد بسیاری از مضامین مطرح شده در نامه های آن دو، در قالب ها و شکل های مختلفی از عناصر اصلی داستان بازآفرینی شده اند؛ از جمله: حوادث داستانی، صحنه پردازی، خلق شخصیت ها و گفتگوهای آن ها، اظهار نظر راوی و غیره .
۹۴.

La notion de genre dans le degrés zéro de l'écriture .(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵
Dans Le Degré zéro de l'écriture, Roland Barthes se penche sur la notion d'une "écriture blanche", un style littéraire minimaliste qui aspire à se libérer des traditions et des conventions stylistiques héritées du passé. L'écriture blanche se veut neutre, transparente, dépouillée de tout artifice et des contraintes imposées par les genres littéraires. Barthes introduit les concepts clés de langue, de style et d'écriture, et examine comment ils interagissent et influencent la production littéraire. L'idée de l'écriture blanche, pour Barthes, est une tentative de rompre avec ces contraintes formelles et d'échapper aux classifications rigides des genres littéraires. Cependant, même cette écriture qui se veut neutre et dépourvue de style finit par être influencée par l'histoire et absorbée par la société. Ainsi, elle perd progressivement son caractère neutre et libre, devenant à son tour un nouveau cadre stylistique récupéré par les conventions littéraires. À travers Le Degré zéro de l'écriture, Barthes propose une réflexion profonde sur la difficulté, voire l'impossibilité, de créer une écriture totalement affranchie des contraintes historiques et sociales, tout en redéfinissant les rapports entre l'écrivain, son style, et la société.
۹۵.

مفهوم واژه آزادی در اشعار محمدرضا شفیعی کدکنی

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۸ تعداد دانلود : ۲۴۲
بدیهی است که آزادی یکی از ضروریات اولیه ی زندگی و رشد و تعالی بشر است. از نگاه دینی و فرهنگی نیز انسان آزاد خلق شده است. اساساً بلوغ و کمال انسان در سایه برخورداری از نعمت آزادی میسر خواهد بود چراکه ضروری ترین نعمت الهی به بشر برای تضمین رشد او محسوب می شود. برای همین است که انسان دوره ی معاصر اگرچه با مسائل متعددی چون فقر و نابرابری و امثال آن روبه روست اما هرگز فقدان آزادی را برنمی تابد. چرا که با بیان مفهوم آزادی و موضوعات مرتبط با آن چون نقش شاعر متعهد و آزادی خواه را در بیداری و آگاهی جامعه خویش روشن می نماید که از اهداف اصلی این مطالعه می باشد و از روش توصیفی- تحلیلی استفاده کرده است در این روش تلاش می شود مباحث راهبرد کیفی و مفهومی در این پژوهش تسرّی داده شود. نتایج مربوطه حاکی از آن است که وی شاعری معروف به فریاد و مبارزه است و از آنجا که بر اوضاع و احوال جامعه مسلط است به هر طریقی سخن خود را می گوید تا بدین گونه نقشی در جامعه خویش داشته باشد.
۹۶.

مطالعه تطبیقی شکر در صحیفه سجادیه و بوستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۴۱
شکر به معنای سپاس داشتن و ثنای نیکو گفتن خدا و هر انسان نیکوکار در انواع و اقسام شکر، یکی از جلوه های زیبایی بندگی و اخلاقی است که نزد تمام ملل با عقاید گوناگون، ستوده است. در قرآن کریم و ادعیه و احادیث معصومین (ع) و آثار نظم و نثر فارسی، به این موضوع توجه ویژه شده است. در صحیفه سجادیه، در بستری دینی و عرفانی در چندین دعا ازجمله دعای 15 و دعای 23 و به ویژه دعای 37 (نیایش در اقرار به تقصیر از ادای شکر) موضوع شکر مطرح شده است. سعدی شیرازی نیز در بوستان و گلستان به خصوص در باب هشتم بوستان (در شکر بر عافیت) به طور ویژه به این موضوع پرداخته است. نگارنده در این نوشتار، پس از آشنایی با اندیشه های امام سجاد (ع) و شعر سعدی شیرازی در باب شکر، به مقایسه و تطبیق نظرات امام سجاد (ع) و سعدی پرداخته و وجوه تشابه و تفاوت و ابعاد و زوایای پرداختن به شکر را در این دو بستر معرفی و با تکیه بر مضامین معرفتی آنها بررسی کرده است. نتیجه اینکه اندیشه های سعدی برگرفته از آموزه های اسلامی است و مغایرتی با دیدگاه امام سجاد (ع) ندارد، ولی به برخی نکات عمیق مانند پاداش به سپاسگزاران و نیکوکاران، پذیرش اندک عبادت بندگان، آمرزش بندگان از روی لطف نه ازآن جهت که ایشان مستحق اند، برخی صفات الهی مانند عفو، افضال، احسان، فرصت دادن به بندگان خصوصاً گنه کاران، پاداش جاودان دادن به یک عمل کوتاه و دنیوی کمتر توجه کرده است.
۹۷.

Entre théorie et subversion: la critique littéraire féministe en tant que méta-discours(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۰
Dans le monde de la recherche littéraire, la dénomination «critique littéraire féministe» recouvre aujourd’hui une pluralité d’approches et de méthodes diverses et distinctes qui interrogent les œuvres depuis un point de vue féministe. Cette hétérogénéité met en évidence la difficulté à cerner un champ critique qu’il semble malaisé de définir de manière univoque et elle appelle à une réflexion sur les enjeux théoriques et politiques propres à la critique féministe. Cet article propose d’envisager celle-ci à la lumière d’une perspective généalogique et méta-critique, non pas seulement comme un ensemble de pratiques analytiques, mais prioritairement comme un méta-discours: un discours réflexif qui dépasse la simple analyse des textes pour interroger ses propres fondements théoriques et ses implications politiques. La critique féministe se présente ainsi à la fois comme une mise en cause des structures patriarcales persistantes au sein du canon littéraire et comme une critique de la légitimité et de l’autorité des discours des critiques eux-mêmes. Ce double mouvement, critique et autoréflexif, confère à la démarche féministe une dimension subversive qui reconfigure les frontières entre théorie et pratique, institution et contestation. En mettant en lumière ce rôle métathéorique, l’article montre que la critique féministe transforme non seulement la lecture des textes, mais également notre conception du discours critique dans son ensemble.
۹۸.

پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۰
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که  تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد.  مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
۹۹.

پیام هایِ جهانیِ انعکاسِ خشونت علیه زنان در حکایت هایِ الهی نامه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
این پژوهش با بهره گیری از شیوه توصیفی– تحلیلی در نظر دارد به انعکاسِ خشونت علیه زنان از دیدگاه عطّار نیشابوری بپردازد. فرض بر این است که انسانِ امروزی می تواند با عمل به رهنمودهایِ تربیتیِ عطّار، بر مشکلاتِ خود فایق آید. مهم ترین هدفِ پژوهش، مشخص نمودنِ مواردِ خشونت آمیز نسبت به زنان در حکایت هایِ الهی نامه است. توجّه عطّار به خشونت علیه زنان و انعکاسِ آن در الهی نامه نشانه وجود خشونت هایی علیه زنان در عصرِ عطّار است. حاصلِ مطالعه نشان می دهد که خشونت بر زنان منحصر به قشر ضعیف و فقیر یا عوام نبوده، در دربارِ پادشاهان نیز رواج داشته است. خشونت در الهی نامه در دو حوزه عمومی (جامعه) و خصوصی (خانواده) و به شکل آشکار و پنهان است و در چهار نوع؛ جسمی، جنسی، روانی و اقتصادی به کار می رفته است. در نهایت می توان نتیجه گرفت: ضعف مبانی قضایی در جامعه و حکومت باعث تشدید ظلم و خشونت علیه زنان می گردید. عطّار با اختلاف طبقاتی و رسم و سنّتِ اجتماعی غلط ستیز می کرد. او اعتقاد دارد زنان در صورت فراهم کردن شرایط و زمینه ها، مدارج کمال را بیشتر و زودتر از مردان طی می کنند. مانع پیشرفت آنان را تعصّب افراد نسبت به خواهر و زن می داند.
۱۰۰.

A Decolonial Study of Postethnic Illusions: Universality vs. Pluriversality in Klara and the Sun and The Ministry of Utmost Happiness

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۶ تعداد دانلود : ۱۶۵
Through a decolonial approach, this study questions the concept of postethnicity, proposed by David Hollinger, arguing that Hollinger’s vision of a rooted cosmopolitanism – a globally connected society built on shared values – is based upon narrow ‘universal’ values which solely align with Western standards. Decolonial critics like Walter D. Mignolo, in return, advocate for a ‘pluriversal’ world where multiple perspectives and voices coexist without being subsumed under a dominant Western narrative. The study uses two novels, Kazuo Ishiguro’s Klara and the Sun and Arundhati Roy’s The Ministry of Utmost Happiness, to illustrate this debate. It argues that Ishiguro’s novel, while exploring universal themes, is ultimately rooted in a Western ethnocentric perspective, reflecting a zero-point view where Western paradigms are presented as global patterns. On the other hand, Roy’s novel is situated in India, addressing local issues and challenging Western standards. The study concludes that Ishiguro’s approach at best leads to rewesternization – a reassertion of Western perspectives even while attempting to move beyond them, while Roy’s by integrating indigenous traditions, individual and local singularities, and global issues, contributes to the decolonization of Western paradigms advocating a pluriversal world where multiple voices are valued.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان