فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
Créant le cadre temporel des souvenirs vécus, l’espace joue un rôle fondamental dans notre vie quotidienne. Michel Butor, essayiste et nouveau romancier du XXe siècle, accorde une place privilégiée aux concepts de l'espace et du temps, deux éléments indispensables à la vie humaine et toujours en interaction. Ces deux facteurs s’influencent mutuellement; en se souvenant d’une période, l’homme se souvient d’un lieu et vice-versa. La problématique de cette recherche est de voir comment dans L'Emploi Du Temps de Michel Butor, le narrateur se familiarise avec un labyrinthe temporel sous l'influence du labyrinthe spatial, et comment les dimensions spatiotemporelles ont été mentionnées à travers cette œuvre et comment un journal intime donne naissance à une véritable exploration poétique et phénoménologique de l’existence. Notre objectif était l’analyse de la spatiotemporalité bachelardienne à travers cet ouvrage. La méthodologie de recherche est basée sur des analyses phénoménologiques et des recherches documentaires relatives à l’application de la théorie des dimensions spatio-temporelles de Gaston Bachelard sur L'Emploi Du Temps de Michel Butor, pour voir comment le narrateur perçoit, ressent et habite l’espace. Ainsi, nous avons pu démontrer à travers cet article que dans ce texte de Butor, le labyrinthe spatiotemporel se manifeste comme une construction à multiples niveaux ou facettes, où le temps et l’espace sont fluides et incertains, donnant naissance à une complication spatiotemporelle.
برهم کنش درون نوشتاریِ لوگوتایپِ عنوان در طرح جلد رمان های نوجوان، براساس نظریه ی اسکات-نیکولایوا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«لوگوتایپ» نشانه ای نوشتاری است که هم وجه خوانداری (مفهومی زبان شناختی) دارد و هم دیداری (مفهومی زیبایی شناختی). عناوین کتاب های کودک و نوجوان به خاطر تایپوگرافی های خاص و خلاقانه شان از مصادیق لوگوتایپ به شمار می آیند. لوگوتایپِ عنوان از طریق برهم کنش های برون نوشتاری و درون نوشتاری در مفهوم سازی طرح روی جلد مشارکت می کند. برهم کنش درون نوشتاری عبارت است از تعامل وجه خوانداری با وجه دیداری عنوان (وجه تایپوگرافیک آن) و برهم کنش برون نوشتاری عبارت است از تعامل عنوان اصلی با تصویر و سایر نوشته های روی جلد. هدف این پژوهش بررسی چگونگی تعامل درون نوشتاریِ صورتِ تایپوگرافیک با مفهوم زبان شناختی عنوان است. پژوهش پیش ِ رو به این پرسش پاسخ می دهد که برهم کنشِ وجوه خوانداری و دیداریِ عنوان، چگونه طرح روی جلد را مفهوم سازی می کند؟ داده ها به روش هدفمند انتخاب شده اند و نمونه ی آماری این پژوهش شامل 27 عنوان از رمان های نوجوان است که هم لوگوتایپِ عنوانشان فارسی است و هم اینکه در بازه ی سال های 1387 تا 1402 انتشار یا بازنشر یافته اند. روش تحقیق، تحلیل محتوای کیفیِ جهت دار و رهیافت پژوهش مبتنی بر نظریه ی برهم کنش متن و تصویر اسکات و نیکولایوا است. نوآوری پژوهش حاضر در این است که نظریه پردازان مذکور به تعامل نوشتار با ابژه ی فرا نوشتاریِ تصویر توجه کرده اند، ولی پژوهش حاضر با تعمیم روش دسته بندی ایشان به تعامل درون نوشتاری توجه می کند. نتیجه ی پژوهش نشان می دهد که یکی از مهم ترین عوامل نقش آفرین در نحوه ی ارتباط خواننده ی نوجوان با عنوان کتاب، نوع تعاملی است که بین دو وجه تایپوگرافیک و زبان شناختی عنوان حاکم است.
قوم نگاری ارتباطی سورسروده های کازرون فارس (مطالعه موردی روستای وارک) بر اساس انگاره هایمز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۵
123 - 144
حوزههای تخصصی:
سورسروده های عروسی یا واسونک ها، از شاخه های ادبیات شفاهی است که آداب ورسوم ازدواج را در شعر عامه بیان می کند و از این رهگذر، مسائل اجتماعی، فرهنگی و زبانی اقوام مختلف، نمایان می شود. در این پژوهش که به صورت میدانی و کتابخانه ای صورت گرفته، سعی شده است که با استفاده از انگاره قوم نگاری Hymes (1968)، واسونک های روستای وارک از توابع شهرستان کازرون در استان فارس، مورد واکاوی قرار گیرد تا چگونگی بازنمود فرهنگ و رسوم این منطقه در این سورسروده ها، توسط قوم نگاری، مشخص و تبیین شود. برای این منظور، تعداد 86 واسونک از طریق مکالمه و مصاحبه با 10 گویشور بومی (40 تا 80 ساله) جمع آوری شد و آن ها براساس مبانی نظری پژوهش، از لحاظ عناصر موقعیت زمانی-مکانی، شرکت کنندگان، هدف، ترتیب گفتمان، لحن، ابزار گفتمان، قوانین گفتمان و نوع گفتمان، مورد بررسی قرار گرفت. در تبیین فرهنگی این واسونک ها، دو تصویر برجسته قابل مشاهده است. تصویر نخست، تصویر شاه و ملکه است که با داماد و عروس، همانند شاه و ملکه برخورد می شود. تصویر دوم، تصاویر حیوانات و گیاهان در این اشعار است و نشان از اهمیت مسائل زیست محیطی در این فرهنگ دارد که در این اشعار بازنمود پیدا کرده است. تحلیل کمّی داده ها نیز نمایانگر اهمیت مراسم عروسی در این جامعه زبانی است و اغلب سورسروده ها نیز مربوط به خود مراسم عروسی است؛ گرچه پیش و پس از مراسم نیز از این سورسروده ها استفاده می شود. نکته حائز اهمیت دیگر، در تحلیل کمّی سورسروده های مرتبط به توصیف داماد و شادمانی خانواده داماد در مراسم است که می تواند تا حدودی بازمانده نظام مردسالارانه در این جامعه زبانی باشد.
تحلیل گفتمانی سکوت در شعر اخوان ثالث: خوانشی سه سطحی (ساختاری، معنایی، کاربردشناختی) با رویکرد نقد ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۱
257 - 302
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل سکوت به عنوان سازه ای گفتمانی و بررسی عوامل مؤثر بر بازنمایی آن در شعر مهدی اخوان ثالث انجام شده است. مسئله اصلی تحقیق، تبیین کارکردهای گفتمانی سکوت در سه سطح ساختاری، معنایی و کاربردشناختی و نقش آن در فرایند معناسازی و فعال سازی ادراک بینامتنی است. روش تحقیق، کیفی و با رویکرد توصیفی تحلیلی است و با تلفیق نظریه های تحلیل گفتمان، نشانه شناسی و زبان شناسی شناختی، نمونه های شعری اخوان ثالث را بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد سکوت در سطح ساختاری از طریق حذف فعل و ایستایی نحوی، در سطح معنایی با بهره گیری از استعاره و مجاز، و در سطح کاربردشناختی به عنوان ابزاری گفتمانی، مفاهیم سیاسی اجتماعی را در بافت تاریخی فرهنگی رمزگذاری می کند. هم چنین، سکوت با ایجاد مکث های معناساز و حذف های برنامه ریزی شده، مخاطب را به مشارکت فعال در تفسیر متن و ادراک بینامتنی فرا می خواند. درنهایت، تحلیل نمونه ها نشان می دهد که سکوت در شعر اخوان ثالث به ایجاز هنری، تصویرسازی نمادین، تعلیق روایی و فضاسازی چندلایه منجر می شود و نظام تأویلی مخاطب را فعال می سازد.
بررسی کهن الگوی آب در داستان های عامیانه لرستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
1 - 37
حوزههای تخصصی:
آب به سبب ویژگی هایی چون جان بخشی، پاک کنندگی و مینوی بودن، داشتن پیوند تنگاتنگ با زمین، آبادی، زندگی و تمدن در بیشتر تمدن های کهن جنبه ای مینوی و اسطوره ای یافته است. از آنجا که در بسیاری از داستان های کهن و عامیانه ایرانی نیز اسطوره آب نمودی آشکار دارد، جستار پیش رو در پی یافتن پاسخ این پرسش است که بن مایه های اسطوره آب و بازتاب کهن الگوهای آن تا چه میزان و با چه بازنمودهایی در داستان های عامه لرستان یافت می شود. برای یافتن پاسخ، نمودهای اسطوره ای آب در داستان های عامیانه لرستان با شیوه توصیفی تحلیلی و بر پایه سه منبع و چهره اصلی در زمینه بررسی کهن الگویی بن مایه های اسطوره ای (کمبل، هینلز و خدیش و داودی مقدم) بررسی و گزارش شد. نتایج پژوهش گویای آن است که در 33 داستان از 183 داستانِ بررسی شده، اسطوره آب در نمودهایی چون روزی رسانی، یاری رسانی، دلدادگی، قربانی کردن دختر، دارآب و گذر از آب بازنمایی شده است. همچنین روشن شد که «پیوند زن و آب» آشکارتر از دیگر بن مایه هاست که این نشانی از ارزش زندگی بخشی آب و زن در زندگی و فرهنگ مردم لرستان و یادآور ایزدبانوی آب ها، آناهیتا و امشاسپندان مادینه نگاهبان آب در اسطوره های کهن ایرانی است.
نزاع آیینی مرگ و زندگی و بازتاب نمادین آن در افسانه های جادویی ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
38 - 67
حوزههای تخصصی:
افسانه های جادویی ایرانی بازتابی نمادین از نبرد میان خیر و شر و به بیان اسطوره ای اهورا و اهریمن هستند. این افسانه ها در ساختار و محتوا بازنمایاننده نزاعی آیینی و هستی شناختی اند که از آغاز آفرینش تا پایان آن امتداد دارد. پژوهش حاضر با هدف تحلیل نمادهای مرگ و زندگی در این افسانه ها و تبیین نسبت آن ها با نظام های فرهنگی، دینی و اسطوره ای ایران، بر آن است تا ساختار نمادین این روایت ها را واکاوی کند. تحلیل های پژوهش بر پایه کتاب ریخت شناسی افسانه های جادویی اثر پگاه خدیش قرار دارد، زیرا تمامی افسانه های این کتاب بر اساس تقسیم بندی آرنه تامسون در رده افسانه های جادویی قرار دارد و خدیش در هنگام گردآوری به روایت اصلی افسانه ها وفادار بوده است. روش تحلیل داده ها توصیفی تحلیلی و مبتنی بر منابع کتابخانه ای است. یافته های این پژوهش نشان می دهند که عناصر تکرارشونده ای همچون شیشه عمر، دیو، پری، میوه مقدس و قهرمان همگی در راستای ترسیم ساختاری دوگانه از مرگ و زندگی قرار دارند و این عناصر با پیش متن هایی از متون دینی و اسطوره ای پیوند برقرار کرده اند؛ از این رو افسانه جادویی دارای ساحتی آیینی اند که بنیادهای فرهنگی و جهان شناختی کهن را بازتاب می دهند.
آسیب شناسی نگارش دانشگاهی؛ مطالعه موردی بررسی شیوه نامه های نشریات علمی - پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ادبی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۷
87 - 107
حوزههای تخصصی:
نگارش علمی یکی از انواع نگارش است که برای تولید محتوای علمی، ثبت اندیشه ها و آموزش دانش به مخاطبان خاص مورد استفاده قرار می گیرد. یکی از انواع این شیوه از نگارش ، مقاله است که برای چاپ آنها در نشریات علمی پژوهشی، شیوه نامه های خاص وجود دارد. غالب شیوه نامه ها، کاستیهای نگارشی، ساختاری، محتوایی و روش شناختی دارد. هدف اصلی این پژوهش، که به شیوه توصیفی تحلیلی انجام شده، آسیب شناسی شیوه نامه های نشریات علمی پژوهشی حوزه زبان و ادبیات فارسی و ارائه یک شیوه نامه مطلوب است. با بررسی ده شیوه نامه منتخب و انطباقشان با شیوه نامه مطلوب، که بر آمده از منابع علمی است، این نتیجه به دست آمد که غالب شیوه نامه ها در بخشهای مختلف صوری، ساختاری ، محتوایی، نگارشی و روش شناختی ابهام و کاستی دارد. شیوه نامه معیار ارائه شده در این پژوهش، می تواند الگوی مناسبی برای اصلاح شیوه نامه های نشریات حوزه زبان و ادبیات فارسی باشد.
بررسی ویژگی های پست مدرن در آثار ابوتراب خسروی و بیژن نجدی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
193 - 225
حوزههای تخصصی:
داستان های پست مدرنیستی تلفیقی از دنیای واقعی و فراواقعی هستند که ویژگی های فراوانی را در خود دارند و مهم ترین ویژگی های این نوع داستان ها حضور مشخص راوی، داستان، درهم ریختگی زمانی و عدم توالی، ابهام، تعدد راویان و بی هویتی است. در این مقاله با هدف شناخت ویژگی های پست مدرنیسم در آثار نویسندگان ایرانی، برخی آثار بیژن نجدی و ابوتراب خسروی به روش توصیفی- تحلیلی به شیوه انتخاب موردی، براساس مؤلفه های مکتب پست مدرن مورد بررسی قرار گرفته و این ویژگی ها در آن ها تحلیل و مقایسه شده است. ابوتراب خسروی غالبا در داستان های پست مدرن خود از شخصیت های بدون هویت نام می برد و با حروف الفبا از آن ها یاد می کند، راویان متعدد و رفت و برگشت های زمانی و حضور راوی- نویسنده در داستان و کاربرد عناصر بینامتنی به صورت بازنویسی از ویژگی های این نویسنده است. بیژن نجدی نیز در آثار خود مستقیماً با خواننده وارد گفت وگو شده درباره داستان توضیح می دهد. شخصیت های وی نیز یا نامی ندارند یا دارای نام های تکراری اند؛ از این رو هویت مشخصی ندارند. توالی روایت نیز در داستان های وی به دلیل رفت و برگشت های متعدد به هم می ریزد. بینامتنیت نیز به صورت برداشت های اسطوره ای در داستان های وی حضور دارد.
تأملی تطبیقی بر ماهانتا در اکنکار و عرفان اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
169 - 202
حوزههای تخصصی:
وجود پیر و استاد از موضوعات اساسی و مهم در عرفان و همه بنیادهای باطن گرایانه جهان است. رهرو طریقت، به جهت سلوک و طی طریق نیازمند وجود راهنما و پیری است تا به وی کمک کند و او را به سر منزل مقصود برساند. در ادیان مختلف معیارها و مشخصه های گوناگونی برای پیر ارائه شده و عنوان های مختلف به وی نسبت داده شده است. در مکتب اکنکار از پیر و استاد کامل با عنوان ماهانتا یاد می شود و مشخصه ها و ویژگی هایی برای ماهانتا بیان شده است. در پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی تلاش بر آن بوده است تا جایگاه ماهانتا و پیر بررسی و با مقایسه میان آن دو، وجوه شباهت ها و افتراقات میانشان بررسی شود. پرسش اصلی پژوهش آن است که آیا شاخصه های ماهانتا با پیر در عرفان اسلامی همخوانی دارد؟ نتایج کلی حاکی از آن است که علی رغم شباهت هایی که در توصیف و وظایف و ابعاد وجودی پیر و ماهانتا وجود دارد، نظر به تفاوت مبنایی نگرش توحیدی میان این دو دیدگاه، تفاوت های بسیاری نیز به چشم می خورد؛ قابل ذکر است که ماهانتا در باور اومانیستی مکتب اکنکار وجودی شرک آلود ومنافی با مبانی توحیدی دارد.
بررسی رمزگان هرمنوتیک منظومه خسرو و شیرین نظامی و تحلیل روابط پیچیده شخصیت های داستان بر مبنای نظریه ی رولان بارت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
91 - 135
حوزههای تخصصی:
زبان به طور عام و ادبیّات به طور خاص، می تواند در قالب مجموعه ای وسیع از معانی و نشانه ها، به عنوان ابزاری قدرتمند برای انتقال آزادانه افکار و نیز خلق و کشف مفاهیم جدید، مورد استفاده قرار گیرد. پژوهش حاضر با بهره جستن از نشانه شناسی ساختارگرایانه و به کارگیری روش توصیفی-تحلیلی، تلاش کرده است تا لایه های زیرین معناشناسی منظومه خسرو و شیرین نظامی را با استفاده از تعریف ده مرحله ای رمزگان هرمنوتیکی رولان بارت، مورد بررسی قرار دهد. هدف این پژوهش آشکارسازی روابط و تعاملات نهان میان شخصیّت ها و ارائه خوانشی جدید، امّا مستند به ابیات این اثر است. تحلیل های این متن، نشان داد که نظامی با دقّت و زیرکی، داستانی عاشقانه را با ساختاری پیچیده از رمزگان ادبی در اثر خود پی ریزی کرده است. شخصیّت های داستان، به ویژه خسرو و شیرین، در این تحلیل از بر اساس دیدگاه بارت، مورد بررسی قرار گرفته است و یافته ها نشان می دهد برخلاف تصوّر که خسرو به عنوان عاشقی دل سوخته شناخته نمی شود، در حقیقت رمز اصلی داستان بوده است. شاپور در ابتدا به عشق شیرین مبتلا بوده، ولی به سرعت به نیّت نهان اولیه خود بازگشت و با تمام ذکاوت و فریبکاری، تلاش کرد تا از پس وصال خسرو و شیرین به نقشه خود که رسیدن از غلامی به پادشاهی بود، دست یابد. در نتیجه، نظامی با استفاده از رمزگان معنایی، نه فقط در پی روایت یک داستان عاشقانه، بلکه در تلاش برای برقراری لایه های معنایی پیچیده و پرمحتوا در متن خود بوده است.
بررسی جایگاه پند و نصیحت در تمثیل «گبر و مرغ »سنایی غزنوی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
سنایی یکی از شاعران عارف است که با بهره گیری از تمثیل، مضامین سنگین عرفانی را با زبانی ساده و گویا به مخاطبانش ارائه می دهد، در واقع تمثیل یکی از گونه های مهم ادبی است که شاعران عارف بدان رغبت ویژه نشان داده اند. ارزش و قابلیت های تمثیل در بیان یک یا چند مفهوم عرفانی یا اخلافی است، سنایی گاه مباحث تمثیلی را از خلال حکایت ها و تمثیل های گوناگون بیان می کند و این اهمیت و قابلیت تمثیل است که برای بیان یک یا چند مفهوم عالی و عرفانی یا اخلافی گنجایش دارد و به همین علت شاعران آن را در قالب مثنوی درآورده اند، در این راستاتمثیل گبر و مرغ یکی از حکایت هایی است که سنایی در آن علاوه بر قصه و داستان پردازی مفاهیم اخلاقی و تربیتی را نیز مدنظر دارد، در واقع حدیقه سنایی به عنوان اولین منظومه تعلیمی عرفانی شناخته می شود که تمثیل های فراوانی پر از پند و نصیحت دارد و چه بهتر که در دل دوست به هر حیله رهی کنیم از این روست که شاعران عارف ما با بهره گیری هوشمندانه از تمثیل به نوعی خواسته اند در دل مخاطبان خود جای بازکرده و به اهداف تربیتی خود نزدیک شوند، اصولاً، طبع آدمی با تمثیل و قصه پردازی موافقت و سازگاریِ فطری و ذاتی دارد. اما این پژوهش آن است که با روش توصیفی – تحلیلی و گرد اوری کتابخانه ای به تبین تمثیل «گبر و مرغ» سنایی و بیان نقش هدایتگری و ارشادی آن در این حکایت از حدیقه می پردازد.
بررسی جلوه ها و مضامین تمثیلی زندگی خوب براساس دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
تحقیقات تمثیلی در زبان و ادب فارسی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۳
101 - 112
حوزههای تخصصی:
تمثیل ها، سخنان موجز و لطیف و با محتوای بسیار عمیق هستند که در بافت آن ها عصاره تجربیات بشری به صورت فشرده نهفته شده است. بنابراین تمثیل ها، نمونه های بارز «خَیْرُ الکلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ»، «لفظِ اندک و معنیِ بسیار» به شمار می آیند. شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی برای بیان اهداف خود بهره برده اند. سعدی شیرازی نیز با استفاده از تمثیل سعی در انتقال پیام به مخاطب دارد. هدف پژوهش این است که با دقت تمام به بررسی جلوه های تمثیلی زندگی خوب از دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی پرداخته شود. این مقاله به شیوه کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به شیوه توصیفی-تحلیلی در بوستان و گلستان سعدی صورت گرفته است و تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که جلوه های زندگی خوب از دیدگاه سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی چه نقش و جایگاه تمثیلی نمادینی دارد؟ نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به نظریه سلیگمن و فضایل او، رویکرد سعدی در اصلاح جامعه مبتنی بر همدلی و یاری رسانی به هم دیگر است که با استفاده از آرایه تمثیل آن ها را بیان کرده است. شخصیت های داستان های او جملگی مثبت نگر، امیدوار به آینده، با روحیه، شاد، مشتاق به زندگی، سعادتمند و خشنود هستند.
بازتاب تمثیلی «ماه» در اشعار فارسی سده ششم تا هشتم(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از انواع ادبی در حوزه ادبیات تمثیل است که از تخیل قوی یک نویسنده یا شاعر برای بیان افکار و عقاید وی نشأت می گیرد. هدف از نگارش این مقاله، بررسی تمثیل در اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی است که به شیوه توصیفی تحلیلی و به شیوه کتابخانه ای انجام شده است. در این مقاله توصیفی با واکاوی اشعار شاعران قرن ششم تا هشتم با تاکید بر اشعار خاقانی به جست و جوی انواع تمثیل روایی و توصیفی در این اثر پرداخته و چگونگی کاربرد و انواع هریک از تمثیل های به کار رفته در آن را بیان می کنیم. در این مقاله با استفاده از شیوه تحلیلی - توصیفی، تشبیه تمثیلی، استعاره تمثیلی، تمثیل طبیعی در دیوان شاعران در بوته نقد قرار می گیرد، بنابراین ابتدا تمثیل از دیدگاه صاحب نظران به صورت اجمال بیان می شود و سپس انواع آن در شعر شاعران بررسی می گردد. بررسی در این اثر نشان می دهد که این شاعران تمثیل را نه تنها جهت محسوس کردن موضوعاتی ذهنی استفاده کرده است تا این موضوع ها را به صورت ملموس تر بیان کند.
بررسی مؤلفه شعر درمانی و کاهش ناامیدی در پنج گنج نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شعر به عنوان زبان حدیث نفس، زبان حال و نمایانگر حالات مختلف عاطفی انسان به شمار می رود. امروزه روان درمانگران سعی دارند، از شعر به عنوان مداخله گری در جهت بهبود، حل معضلات روحی و رفتاری انسان ها استفاده کنند. شعر شاعرانی مثل نظامی که احساس ها تخیّل ها و افکار متعالی اخلاقی و تعلیمی خود را با داستان های منظوم بیان کرده اند، انگیزه هایی نهفته است که می تواند به عنوان محرکی سودمند برای عبور از سختی ها و مقابله با ناامیدی باشد. به همین منظور پژوهش حاضر بر آن است تا با رو ش های توصیفی-تحلیلی، مبتنی بر مطالعات میان رشته ای؛ همچنین به صورت تجربی پیش آزمون و پس آزمون با دو گروه گواه و آزمایش به بررسی چگونگی تأثیرگذاری مجموعه شعرهای پنج گنج نظامی بر مخاطب بپردازد تا از این طریق روان درمانگران را به استفاده علمی و اصولی از شعرهای نظامی به عنوان یکی از مداخله های درمانیترغیب کند و به این سؤال پاسخ دهد که نظامی چه راهکارهایی را برای مواجهه و کاهش ناامیدی پیشنهاد می دهد؟ نتیجه نشان می دهد در مواردی که فرد بخاطر ناملایمات زندگی ناامید شده و تحمّل واقعیات تلخ زندگی را ندارد، خواندن برخی از شعرهای نظامی می تواند همچون دارویی عمل کند
بررسی تطبیقی چهار شعر با مضمون مشترک پاییز با رویکرد بوم گرایانه (مارتین ملون، دانیل فریزر، قدمعلی سَرّامی و فاضل نظری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
69 - 94
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، چهار شعر غنایی با مضمون مشترک پاییز، سروده چهار شاعر مختلف یعنی دانیل فریزر (-1987)، مارتین ملون (- 1963). قدمعلی سرامی (-1322) و فاضل نظری (-1358) با رویکردی بومگرایانه مورد بررسی قرار می گیرند تا به این پرسش پاسخ داده شود که هریک از این چهار شعر تا چه اندازه ای نگرانی های محیط زیستی بشر همچون تغییرات اقلیمی، انقراض گونه های مختلف گیاهی و جانوری، آلودگی آب و آلودگی هوا را در کانون توجه خود قرار داده اند. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که فریزر و ملون، مضمون پاییز را همچون تکیه گاهی به کار می گیرند تا دستکاری های نسنجیده بشر را در روند طبیعی آفرینش مورد انتقاد قرار داده و نقش ویرانگر او را در محیط زیست و فضای در دسترس زمین ، به باد انتقاد گیرند در حالیکه سرامی و نظری، پاییز را در تقابل با بهار، همچون استعاره ای به کار می گیرند تا احوالات درونی و عواطف خود را توصیف کنند و بیشتر تمرکزشان برروی گوینده یا اول شخص مفردی است که در اشعارشان با ضمیر منفصل «من» یا ضمیر متّصل «-م» جلوه می نماید و در سروده های خود، بشر را در جایگاهِ تقابل با طبیعت نمی نشانند.
بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 41
حوزههای تخصصی:
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
تحلیل تصویرشناختی دختری در پاریس اثر شوشا گاپی: میان کلیشه سازی و واقع گرایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تصویرشناسی، رویکردی در ادبیات تطبیقی است که به بررسی چگونگی شکل گیری و بازنمایی «دیگری» در بستر تعاملات فرهنگی می پردازد و دریچه ای تازه به درک هویت ها و تفاوت های میان فرهنگی می گشاید. پژوهش حاضر به تحلیل تصویرشناسانه بازنمایی «دیگری» در کتاب دختری در پاریس اثر شوشا گاپی پرداخته است. این تحقیق با بهره گیری از نظریات دانیل هانری پاژو در حوزه ی تصویرشناسی، به بررسی واکنش های «مشاهده گر» در مواجهه با فرهنگ و جامعه پاریس پرداخته و تلاش می کند تا مشخص کند آیا گاپی در بازنمایی های خود گرفتار کلیشه ها و پیش داوری های رایج بوده یا از آن ها فراتر رفته است. بر اساس این نظریات، سه نوع نگاه در مواجهه با «دیگری» قابل تشخیص است: جنون، ترس و علقه. نتیجه پژوهش نشان می دهد که نگاه گاپی به «دیگری» به نگاه علقه ای نزدیک است، جایی که فرهنگ بیگانه نه برتر از فرهنگ «مشاهده گر» تلقی می شود و نه فروتر از آن، بلکه تعاملی دوسویه و هم سطح میان «مشاهده گر» و «مشاهده شده» شکل می گیرد. گاپی با تجربه ی زیسته طولانی مدت خود در پاریس، از کلیشه ها و اسطوره های مرسوم سفرنامه نویسان دوره قاجار فاصله گرفته و توانسته به کلیشه زدایی بپردازد. این تحقیق به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و با تمرکز بر جنبه های مختلف زندگی اجتماعی و فرهنگی مانند زندگی دانشجویی، نظام آموزشی، بحران مسکن و هنر، به واکاوی دقیق تری از «من» و «دیگری» پرداخته است. این پژوهش نشان می دهد که گاپی نه تنها موفق شده است تصویری واقع گرایانه تر از جامعه پاریس ارائه دهد، بلکه توانسته است از خلال این مواجهه ی فرهنگی، به شناختی عمیق تر از هویت خود نیز دست یابد.
Trans-Cultural Discourse: Displacement and Immigration in Selected Stories of Jhumpa Lahiri’s Interpreter of Maladies(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۱, Autumn and Winter ۲۰۲۵
167 - 182
حوزههای تخصصی:
The migration of Indians to various destinations during the past few decades has led to the emergence of a group of writers known as Asian-American authors in literature. These writers, including immigrant women from India spanning the first and second generations, have crafted a substantial collection of short fiction. Jhumpa Lahiri, a Bengali-Indian writer, explores themes of identity, belonging, displacement, and the challenges of straddling different cultural attitudes in Interpreter of Maladies . This article adopts a theoretical approach and utilizes the library research method, drawing on the insights of scholars such as Stuart Hall and Michael Ryan, to explore cultural displacement, identity, and the experiences of immigrants in a new multicultural environment. The central focus is to know how Lahiri addresses displacement and immigration through trans-cultural discourses while challenging cultural diversities in Interpreter of Maladies . By employing such a trans-cultural discourse, this study aims to analyze how Lahiri portrays the complexities of cultural differences, and identity formation in the context of immigration. The narratives in Interpreter of Maladies offer a rich tapestry of characters navigating the challenges of living between cultures, shedding light on the profound impact of displacement on individuals and families. By closely examining Lahiri’s storytelling techniques and character development, this article aims to illuminate how the author captures the nuances of trans-cultural experiences and the facts that ultimately put their impact on the formation of immigrants’ new identities in unfamiliar territories.
پیشینه اساطیری داستان سلیمان و نگریستن عزرائیل بر مردی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مرداد و شهریور ۱۴۰۴ شماره ۶۳
262 - 293
حوزههای تخصصی:
مسئله یافتن مأخذ حکایات و تمثیلات آثار ادبی یکی از شیوه های پژوهش ادبی است که تا دوره معاصر کم تر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است، اما این نوع پژوهش علاوه بر اینکه به حل برخی از مشکلات متون کمک می نماید، از جریان های فکری و فرهنگی جاری در زمان سرایش اثر نیز پرده برمی دارد. مولانا در مثنوی داستانی آورده است با عنوان «نگریستن عزرائیل بر مردی و گریختن آن مرد در سرای سلیمان ...» که هدف این پژوهش یافتن مأخذ اصلی این داستان است. قدیم ترین منبعی که فروزانفر معرفی می نماید، حلیه الاولیا است که احتمالاً در اواخر قرن چهارم نگارش یافته است. از میان منابع نویافته تر عربی، قدیم ترین منبع، المصنف از ابن أبی شیبه است که تاریخ تألیف آن اوایل قرن سوم است. از سوی دیگر پژوهشگران معتقدند درباره حضرت سلیمان غیر از مطالبی که در قرآن آمده است، هیچ روایت صحیح و قابل اعتمادی وجود ندارد. پس می توان نتیجه گرفت که این داستان ساختگی است و اصیل نیست. همچنین دو روایت متفاوت از این داستان نیز وجود دارد که یکی با عنوان «ملاقات در سامرا» در ادبیات غرب وارد شده و دیگری با سه روایت متفاوت در ادبیات هندی شناخته می شود. مقایسه روایت های اسلامی، غربی و هندی این داستان نشان می دهد که صورت اساطیری هندی مأخذ اصلی است و این داستان در سفری شرقی غربی به ادبیات عربی و فارسی و سپس ادبیات غربی وارد شده و به حضرت سلیمان منتسب شده و سپس به مثنوی مولانا راه یافته است.
افلاک در فرهنگ عامه در لیلی و مجنون و خسرو و شیرین میرمحمد امین شهرستانی از دیدگاه بن هم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
128 - 149
حوزههای تخصصی:
در فرهنگ وباورعامه افلاک و سیارات در زندگی انسان تأثیربسزایی دارند. در ستاره شناسی و طالع بینی دکتر ویلیام بن هم نیز توجهی مؤکد به اجرام آسمانی و اثرگذاری آن در زندگی آدمی شده است. میرمحمدامین شهرستانی اصفهانی (981- 1047 ه.) متخلص به روح الامین و میرجمله از شاعران قرن دهم هجری است. وی یکی از نظیره سرایان عهد صفوی است که به تقلید از نظامی گنجوی، دو منظومه غنایی خسرو وشیرین و لیلی و مجنون را پدید آورد. مقاله حاضر به منظور بررسی و تحلیل عناصر فرهنگ و باورعامه درباب نجوم و تاثیر افلاک از دیدگاه بن هم، در لیلی و مجنون و خسرو وشیرین میرجمله به شیوه کتابخانه ای و به شکل توصیفی-تحلیلی نوشته شده است و به این پرسش اصلی پاسخ می دهد که کدام تیپ ِشخصیتی از دید بن هم در دو منظومه غنایی مذکور بسامد بالایی دارند؟ براساس دستاورد تحقیق، نجوم و تاثیر سیاره عشق یعنی ناهید(ونوس) بیشترین بسامد را در این دو منظومه عاشقانه دارا هستند.