فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۴۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
73 - 115
حوزههای تخصصی:
در دین زرتشت به گیاه مقدس هوم برمی خوریم که جایگاهی ایزدی پیدا کرده است. گیاهِ اسطوره ای هوم که هندیان آن را سومه خوانند دو جلوه مینوی و گیتیانه دارد. در اوستا جلوه گیتیانه آن به صورت گیاهی خودرو بر زمین می روید. روحانیان زرتشتی در مراسمی ویژه از این گیاه، نوشیدنی سکرآوری تهیه می کنند که هم نامِ هوم است. هویت این گیاه در گذشت زمان و جابجایی مراکز مهم دین زرتشت، به دست فراموشی سپرده شده است. زرتشت در ابتدای تبلیغ دین، استفاده از هوم را ممنوع اعلام کرد، اما پس از زرتشت نوشیدنی هوم به شکلی تعدیل شده به آیین او بازگشت. در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی به شناسایی هویت و کیفیت این گیاه در دوره های قبل و بعد از ظهور زرتشت می پردازیم. به طور حتم آنچه بعد از زرتشت به عنوان نوشیدنی هوم معرفی می شود با آنچه در آیین کهن، نمود داشته، متفاوت است. بر اساس یافته ها، نوشیدنی هوم در آیین کهن، ترکیبی از فشرده گیاه اِفِدرا، بَنگ و احتمالا دانه خشخاش بوده است که بعد از زرتشت به دلیل اثرات مخرب این ترکیب، تنها گیاه اِفِدرا به عنوان هوم، معرفی می گردد.
کارکرد وجهی سازی در تذکرة الاولیا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 114
حوزههای تخصصی:
تذکره های عرفانی به رغم تکرار موضوعات، هریک ویژگی هایی دارند که بیانگر نگاه و ایدئولوژی نویسنده تذکره است تا عارفی که سخنانی از او نقل شده است. نویسنده تذکره عرفانی می خواهد روایتی را بازنمایی کند که نتیجه و یا فهمی متفاوت در خواننده و مخاطب به وجودآورد. برای نیل به مقصود خود از ابزارها و شیوه هایی استفاده می کند که بیشترین تأثیر را داشته باشد. در این مقاله، شیوه عطار نیشابوری را در نگارش تذکرهالاولیاء براساس الگوی وجهی سازی پاول سیمپسون بررسی و تحلیل کرده ایم. تذکره الاولیاء یک متن با وجهی سازی های بسیار است که در آن هویت و روابط بین افراد به طور مستمر ساخته و بازسازی می شود. عطار از افعال وجهی به طور مؤثری برای بیان نظر، قضاوت، تعهد، اجازه، توصیه و دیگر انواع بیانات استفاده می کند. از اسم ها، صفات، قیدها و تأثیر آنها برای توصیف و ارزیابی شخصیت ها و حالات استفاده می کند. از انواع جملات و ساختارهای نحوی به صورتِ مؤثری برای سازمان دهی و ساختاربخشی به متن و ارائه استدلال ها و نتایج برای بازنمایی شخصیت ها و تثبیت ایدئولوژی بهره می گیرد. دقت در وجهی سازی های عطار در تذکرهالاولیاء برای توجیه شطح یا کرامت عارفان می تواند قرائت بهتری از داستان های منقول در تذکره الاولیاء به مخاطب امروزی عرضه کند. کاربرد وسیع وجهیت در این کتاب برای ایجاد تأثیر بیشتر برخواننده است بدین منظورِ که مخاطب یا خواننده را به صورت ناخودآگاه به پذیرش سخن یا مطلبی غیرِعادی سوق دهد یا قانع سازد.
بازتاب آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار کمال الدین حسین خوارزمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادبیات تعلیمی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۵
25 - 62
حوزههای تخصصی:
کمال الدین حسین خوارزمی، از شعرا و عرفای توانمند نیمه دوم قرن هشتم و نیمه اوّل قرن نهم هجری است، که در جای جای دیوان اشعارش، به تأسی از پیشینیان عرفانی و همنوا با شعرای هم عصر خویش، به دو شیوه کلّی ایجابی(تشویقی و ترغیبی) و سلبی ( بازدارندگی)، مخاطب را به فراگرفتن آموزه های تعلیمی- عرفانی دعوت می کند. آموزه های تعلیمی- عرفانی در اشعار خوارزمی، به تبعیت از پیشینیان عرفانی و هم اندیشه با شعرای هم عصر شاعر، به 3 صورت: «خطاب مستقیم به انسان»، «خطاب غیر مستقیم شاعر» و «خطاب بدون تعیین مخاطب خاص» انعکاس یافته است. در این پژوهش با روش توصیفی- تحلیلی و بهره گیری از منابع کتابخانه ای، آموزه های عرفانی در کلّ دیوان اشعار خوارزمی استخراج شده و با ذکر شواهد مثالی از متون نظم و نثر پیشین عرفانی و شعرای هم عصر شاعر، بررسی و تحلیل شده است. منبع آموزه های تعلیمی- عرفانی اشعار خوارزمی، آیات قرآنی، احادیث نبوی و اشعار و اندیشه های شعرا و نویسندگان پیشین عرفانی است. در صد آموزه های تعلیمی- عرفانی از نوع ایجابی در دیوان اشعار خوارزمی حدود سه برابر آموزه های تعلیمی عرفانی از نوع سلبی است. نتیجه پژوهش نشان می دهد که در اشعار وی، با تأسی از شعرای پیشین، بخصوص خاقانی، آموزه های عرفانی به دلیل استفاده از عنصر خیال تمثیل از هر دو نوع( تمثیل گسترده و فشرده = اسلوب معادله) از بسامد بسیار بالایی برخوردار است.
گفتگو در لایه های شعر حمید مصدق با تکیه بر منطق مکالمه میخائیل باختین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۲
1 - 43
حوزههای تخصصی:
باختین، نظریّه پرداز برجسته روسی، معتقد است که متن ادبی ماهیّتی چندصدایی دارد و در آن صداها و دیدگاه های مختلف در ارتباطی متقابل و گفت وگومحور قرار می گیرند. این نظریّه به تحلیل چگونگی شکل گیری دیالوگ میان شخصیّت ها، راوی و مخاطب و حتی میان شاعر و جامعه می پردازد. شعر حمید مصدق به عنوان یکی از شاعران برجسته معاصر، سرشار از گفت وگوهای درونی و بیرونی است که اغلب به شکلی پویا با موضوعات اجتماعی، سیاسی، و عاطفی ارتباط می گیرند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی- تحلیلی تلاش می شود با تکیه بر اصول مکالمه گرایی باختین، نحوه تعامل صداها و لایه های مختلف معنایی در اشعار مصدق تحلیل شود. نتایج پژوهش بیانگر آن است که مصدق در اشعارش از دیالوگ به عنوان ابزاری برای بازنمایی تنش ها، هم زیستی صداهای متّضاد و بیان دغدغه های فردی و جمعی بهره برده است. این گفتگوها با بهره گیری از زبان ساده و صمیمی، امکان برقراری ارتباطی نزدیک با مخاطب را فراهم می کنند و بازتاب دهنده فضایی از تکثر و تضارب آرا هستند. پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که گفتگو در شعر مصدق نه تنها ابزاری هنری بلکه رویکردی فلسفی است که به کشف حقیقتی چندبعدی و تأمل برانگیز منجر می شود. ازاین رو، اشعار او نمونه ای شاخص از ادبیّات معاصر ایران به عنوان بستری برای مکالمه و تعامل فرهنگی ارائه می دهند.
تحلیل جهان مطلوب بوستان سعدی بر اساس نظریه انتخاب ویلیام گلاسر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
81 - 103
حوزههای تخصصی:
از دیرباز، جهان مطلوب، به عنوان تصویری از جامعه مورد تأکید فلاسفه و دانشمندان قرار گرفته است. هدف پژوهش حاضر، شناسایی عوامل جهان مطلوب از دیدگاه گلاسر و بررسی تطبیقی آن با جهان مطلوب بوستان سعدی بود. این پژوهش، از نظر هدف، کاربردی؛ از نظر روش گردآوری داده ها، توصیفی؛ و از نظر ماهیت داده ها، کیفی بود. بر این اساس، ابتدا، از طریق روش تحلیل محتوای کیفی جهت دار، آموزه های جهان مطلوب گلاسر استخراج شد. سپس، از طریق کدگذاری استقرائی و قیاسی به تحلیل اطلاعات اقدام شد. نتایج نشان داد، مدیریت و رهبری، مهربانی، اختیار و آموزش و یادگیری، عوامل جهان مطلوب گلاسر هستند. این عوامل، به ترتیب معادل باب های عدل و تدبیر و رای، احسان، رضا و در عالم تربیت بوستان سعدی هستند. بر این اساس، در یک چشم انداز کلی، نتیجه گیری شد، تلفیقی از دیدگاه سعدی و گلاسر برای تربیت در ساحت های شناختی، عاطفی، اخلاقی، جسمانی و اجتماعی به کار بسته شود.
بررسی و تحلیل شخصیت های زن در شاهنامه بر اساس نظریه کهن الگویی شینودا بولن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
123 - 152
حوزههای تخصصی:
زنان در شاهنامه با توجه به شخصیت شان دارای جنبه های مختلف تاریخی، حماسی و اسطوره ای هستند و بسته به توانایی های خود در موقعیت های مختلفی قرار می گیرند. هنر شخصیت پردازی فردوسی این بستر را فراهم می کند تا کنش های زنان با کاربست مبانی نظریه های شخصیتی نیز بررسی شود. از این رو پژوهش حاضر با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی تحلیلی، شخصیت های زنان شاهنامه را بر اساس آراء کهن الگویی بولن بررسی می کند. بولن با رویکردی کهن الگویی و نظرداشت اسطوره های یونانی، ابعاد جدیدی از شخصیت را بازنمایی کرده است. نتیجه پژوهش نشان دهنده این است که در کلیت شاهنامه شاهد نفوذ کهن الگوهای آفرودیت، آتنا، هرا، هستیا و آرتمیس در لایه های درونی و عینیت یافته شخصیت زنان هستیم. تهمینه پیچیده ترین شخصیت زن در شاهنامه به شمار می آید؛ زیرا نمود کهن نمونه های آفرودیت، هستیا و هرا در او دیده می شود. سیندخت نیز، نماد خردمندی، چاره گری و عقل گرایی در سروده فردوسی بوده و آتنایی است. همچنین، کنش های جریره بیان می دارد که او زنی خانواده گراست و هستیایی محسوب می شود. اقدامات گردآفرید و حضور دلیرانه اش در میدان نبرد و نیز، بی رحمی های سودابه در حقّ سیاوش، آن ها را زنانی به ترتیب با صفات مثبت و منفی ایزدبانوی آرتمیس جلوه داده است. فردوسی در لایه های زیرین این شخصیت پردازی ها، گفتمان مردسالاری را به چالش می کشد و الگوپردازی زنانه را آغاز می کند.
شام أهل شام و یمن أهل یمن (درنگ و دریافتی پیشنهادی برترجمه عبارتی ازگفتار امام علی (ع))(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات شیعی سال ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶
151 - 164
حوزههای تخصصی:
در روایات مربوط به بازپسین فتوحات عربیِ اسلامِ آغازین درایران که به فَتح الفُتوح یا نبرد نهاوند شهرت یافته است، بدنبال گریختن یزدگرد ساسانی از تیسفون به صفحات داخلی ایران وگردآمدن و پیوستن لشگریان مناطق مرکزی به او باهدف آراستن سپاه بزرگیدرمَصاف تازیان ودرپیِ نامه ی عمّاریاسر(امیرکوفه) به خلیفه دوم دربسیاریِ سپاهیان عجم، که عزم اورا برای مقابله با عَجَمان برانگیخت، طی مشورتی با امام علی (ع) درجمع برخی صحابه، نظراو را برای نحوه مقابله با لشکریانِ کسری وشرکت خود دراین صف آرایی جویا شده کهامام درپاسخ، ضمن نهی وی ازاین اقدام می فرماید که اگرچنین کنی دراثر این کار " أهل الشأم مِن شأمِهم و أهل الیَمن مِن یمَنهم " مورد حمله و دست اندازی قرار خواهند گرفت. با وجودِ آنکه عمده مترجمان، دو ترکیبِ " مِن شأمهم " و" مِن یَمنهم " را به همان مفهوم آشنا وبیشتر شناخته شده جغرافیاییِ ترجمه نموده اند، اما این نوشته برآنست که برپایه ادبیات بایبلی وداده های زبانشناسی تاریخی، افزون برقرائنِ درون متنی، چنین به نظر می رسد که مقصود از شام و یمن درعبارت علی (ع)، دو جهت جغرافیایی شمال و جنوب می باشد.
ظاهره الجواز فی النحو العربی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الجواز فی الاصطلاح هو أحد الأحکام النحویه و یقصد به: إباحه الحکم النحوی من غیر وجوب أو امتناع و هذا یودی إلی تعدد الأوجه النحویه فی المسأله الواحده، بخلاف الوجوب الذی یقتضی وجهاً واحداً. الجواز فی اللغه ینقسم إلی قسمین : 1- الجواز الذی نشأ فی اللغه بسبب تأثیر اللهجات.2- الجواز الذی یعود إلی طبیعه اللغه الانسانیه: و هو ینقسم إلی قسمین: أ) قسم یختلف فیه الوجه الثانی عن الأول و هو یتمثل فی الأوجه التی لکل منها معنی خاص إذا دخلت فی سیاق ما، بعباره أخری یُعد جوازاً مادام لم یستعمل فی النص و لم یتأثر بالسیاق و إذا استعمل فی النص ینتهی الجواز. لکی نفهم حقیقه هذا الجواز علینا ان ندرسه فی ضوء نظریه السیاق. ب ) قسم لایؤثر فیه السیاق لیختار وجه و یرفض آخر، أو یرجح أحد علی الآخر و یفید التوسیع المعنایی فی اللغه، و فیما یختص بالجواز القرآنی إن القرآن اختار من بین الوجوه المتعدده فی اللغه وجهاً أحسن و اکثر تلاءماً و تلاصقاً بنظم الآیه و سیاقها و غرضها، و فی ضوء نظریه النظم یزول الغموض المکتنف الجواز و یتجلی الإعجاز القرآنی. ظاهره الجواز فی کتب النحو یوهم أن هناک وجوهاً یستطیع المتکلم أو الکاتب أن یختار أیا شاء و کذلک فی القرآن من جهه یقال: لایستبدل کلمه أو حرف بآخر و من جهه أخری مراراً تحدث النحاه و المفسرون عن الجواز فیه. لذلک تتنأول هذه المقاله ظاهره الجواز بالبحث و التحلیل لتبیّن موقعه و أثره فی اللغه. أظهرت نتائج البحث أن الجواز لیس اعتباطیا فی اللغه، و الجواز الذی نشأ فی اللغه متأثراً بللهجات یثری اللغه و یجعل القاعده النحویه مرنه طیعه و الجواز الذی یعود إلی أصل اللغه منه ما لیس بجواز إذا استعمل فی النص فی إطار السیاق و یحمل فی طیه معانٍ لم ینتبه إلیها النحاه .
توظیف الصور الفنیه للقرآن الکریم فی شعر ابن الرومی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
الهدف من هذه الدراسه هو معرفه مدى اهتمام ابن الرومی بالقرآن الکریم وأثره فیه، فبالرغم من أنه لم یکن عربیاً فی الأصل إلا أنه کان یفهم القرآن الکریم جیداً ویتقن اللغه العربیه.تم إجراء هذا البحث باستخدام المنهج الوصفی التحلیلی.أجری هذا البحث فی مجالین: الأول فی مجال القرآن الکریم، والثانی فی مجال شعر ابن الرومی؛ القرآن الکریم کتاباً مقدساً بأسلوبه الرائع ومحتواه المتمیز، وشعر ابن الرومی بالاتجاهات المتعدده التی تناولها الشاعر.تحتوی هذه الدراسه على نتائج، ویمکن أن نذکر هنا بعض النتائج المهمه منها:سعه الثقافه لدى الشاعر، بما فی ذلک إلمامه بالتراث الإسلامی الأصیل وفی مقدمته القرآن الکریم.عبقریه الشاعر وأثره فی الألفاظ والمفاهیم القرآنیه وتوظیفها لأغراض شعریه مختلفه.استخدام الشاعر للقصص القرآنیه فی شعره، وکذلک استخدام النص السردی من حیث الأحداث والبناء الزمانی والمکانی، مما أدى إلى توسیع أفق الشاعر وربطه بالنصوص القرآنیه، وهذا دلیل من قدرته اللغویه وفهمه العمیق لنصوص القرآن الکریم.وفی شرح الصور الشعریه یستخدم الشاعر المعجم القرآنی فی أشکال مختلفه من الاستعاره والتشبیه المستوحاه من القرآن الکریم.إن استخدام الصور الحسیه (السمعیه والبصریه) فی النصوص الشعریه دلیل على أن الشاعر کان متمکناً من اللغه العربیه ومهتماً بها واستطاع الجمع بینها وبین القرآن الکریم.
جلوه های انواع هویّت در پنجاتنتره
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
123 - 147
حوزههای تخصصی:
پنجاتنتره از کتاب های ارزشمند و تأثیرگذار ادبی و منبع اصلی کلیله و دمنه محسوب می شود که حکایات پندآمیز کهنی را دربرمی گیرد. پنجاتنتره اثر حکیم بزرگ هند یعنی پاندیت ویشنو شرمه است که قدمتش به سال های 200 پیش از میلاد می رسد. بررسی این اثر با نگرشی بین رشته ای با موضوع هویت، زمینه را برای تحلیل ابعاد تأثیرگذاری این اثر در متون بعد از آن فراهم می کند. تحلیل محتوای حکایت های پنجاتنتره، هویّت شخصیّت های خلق شده در آن را نشان می دهد؛ زیرا شخصیّت های حکایت غالباً متأثر از جامعه، هویّت خود را نشان می دهند و در روند شکل گیری حوادث تأثیر می گذارند. در این پژوهش با روش تحلیل محتوای کیفی با تکیه بر منابع کتابخانه ای هویّت شخصیّت ها در ابعاد گوناگون در پنجاتنتره، بررسی شده است. انواع هویّت بر اساس شواهد متنی شامل هویّت فردی، اجتماعی، سیاسی، دینی، ملّی، قومی و جنسیتی شرح شده است. یافته ها نشان داده است که هویّت های غیر فردی بیشترین میزان کاربرد را نسبت به هویّت فردی دارند و شواهد هویّتی با اصول اخلاقی و ارزشهای انسانی رایج در زمان مؤلف، هماهنگ بوده است که این امر بر ساختار تعلیمی اثر صحّه می گذارد.
تحلیل کاربردشناختی کنش های کلامی در شعر خواندن محتسب، مست خراب افتاده را به زندان از مولوی و مست و هشیار از پروین اعتصامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
29 - 54
حوزههای تخصصی:
نوع عملکرد افعال زبانی یا گفتاری در شاخه فلسفه زبان و تحلیلی یکی از مباحث مهمی است که جان راجرز سرل به آن پرداخته است. اساس نظریه کنش های گفتاری سرل مبتنی بر فرایند برقراری ارتباط است و بر این نکته تأکید می کند که گوینده با پاره گفت های مطرح شده که واژه ها و ساختارهای دستوری را در برمی گیرد، به صورت دقیق نمی تواند به بیان منظور خود بپردازد. بررسی این اعمال پنج گانه از دید سرل می تواند در تحلیل متون راهگشا باشد. با تحلیل انواع کنش های گفتاری در متون گفت وگومحور می توان معانی ضمنی جملات متن، نحوه توزیع قدرت میان طرفین ارتباط، تأثیرپذیری طرفین از بافت و ساختار اجتماعی را مشخص کرد. در این پژوهش با روش کمی و کیفی، نوع عملکرد انواع کنش های گفتاری از دیدگاه سرل در دو متن از مولوی و پروین اعتصامی بررسی می شود. این دو شاعر در شعر خود به موضوع و محتوای مشابه گفت وگوی فرد مست و محتسب پرداخته اند. با دقت در پاره گفت های این دو شعر می توان دریافت که عملکرد و بسامد متفاوت هر کنش گفتاری در ارتباط با معانی ضمنی متفاوتی قرار گرفته است. در این دو متن، موضع قدرت دو شخصیت مست و محتسب در ارتباط با یکدیگر و دلایل کاربرد کنش های گفتاری آنها بر اساس جایگاه اجتماعی شان تحلیل و مشخص شده است. از جمله نتایج حاصل از پژوهش این است که در هر دو متن کنش های گفتاری اظهاری و ترغیبی با معانی ضمنی منفی مانند تحقیر و تمسخر، تهدید، اجبار و دستور در بسامد بالا به کار رفته اند. عوامل متعددی مانند مقام و جایگاه اجتماعی محتسب و مست، نحوه توزیع قدرت میان آنها در عملکرد کنش های گفتاری تأثیر مستقیم گذاشته است.
آسیب شناسی مقوله ویرایش فنّی در کتاب های فارسی و نگارش پایه اوّل تا ششم ابتدایی
منبع:
نقد، تحلیل و زیبایی شناسی متون سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۶
44 - 68
حوزههای تخصصی:
کتاب های فارسی و نگارش دوره ی ابتدایی، به قصد آموزش زبان و ادبیات رسمی کشور تدوین شده اند؛ این کتاب ها به سبب آموزش همزمان علم و زبان، باید از جنبه ی ویرایش فنی و نگارشی آسیب شناسی شوند. این پژوهش با هدف تبیین مشکلات و کاستی های حوزه ی ویرایش و نیز لزوم کاربرد و ناهمگونی های این نشانه ها در کتاب های فارسی و نگارش پایه های اول تا ششم، به بررسی توصیفی- تحلیلی آن پرداخته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که کتاب های فارسی و نگارش پایه ی ابتدایی از سه لحاظ: لزوم کاربرد نشانه های سجاوندی، کاربرد نادرست نشانه های سجاوندی و ناهمگونی در کاربرد نشانه های نگارشی در موارد مشابه نیاز به بررسی و بازبینی دارند. با وجود اینکه به کارگیری نشانه های سجاوندی برای زبان آموزان پایه ی ابتدایی سبب سهولت مطالعه و در نتیجه انتقال معنا و مفهوم آن می شود؛ در زمینه ی ویرایش این منابع درسی، چهارچوب مشخصی رعایت نشده است. در بخش های مختلف این کتاب ها نشانه های سجاوندی، به اشتباه جانشین یکدیگر شده اند. رسم الخط به کار گرفته شده در کتاب های فارسی و نگارش پایه ی ابتدایی در بیشتر موارد مبتنی بر سلیقه ی مؤلفان است و از دستور خطّ فرهنگستان زبان و ادب فارسی پیروی نمی کند. پیوسته و جدانویسی واژه ها دارای نظم منطقی نیست و اصل یکسان و هماهنگی در درج تشدید دیده نمی شود. علاوه بر اشکالات ویرایشی، بخش بیشتری از این مسائل مربوط به مشکلات تایپی است، از جمله اینکه مبحث فاصله و نیم فاصله ی بین واژه ها و اجزای آن در این کتاب ها رعایت نشده است.
Structural and Reverse Racism in Morrison’s God Help the Child: A Black Feminist and Psychoanalytic Reading
حوزههای تخصصی:
In God Help the Child (2015), the overarching argument of this article is that Sweetness is incapable of conveying a meaningful reflection of her “true self”. Her frailty to love and respect herself makes her vulnerable to exchange the same emotions with Bride. The objective of this paper is to scrutinize the impact of colorism and color-blindness on the lives of African-American women. We try to respond to two fundamental questions, namely how can “looking-glass-self” theory be applied on the maternal bond between Sweetness and Bride? and second, what is the impact of intersectionality or matrix of the social domination on the lives of Sweetness and Bride in God Help the Child (2015)? Drawing upon Collins’s Black Feminist and Winnicott’s Psychoanalytic theories, we try to examine multi-faceted aspects of racism, including reverse racism, structural racism, intersectionality, matrix of the social domination, and common stereotypical images attributed to Black women with a holistic approach. Although socio-cultural White ideology is dominant to Bride’s Blackness, Bride rescues herself from the hatred of her own world by furnishing a kind of domination over other women and companies by her physical beauty and success in expanding cosmetics business. She turns her dark skin color into a marvelous asset in the guise of the White clothing.
Applying Classical Test Theory to Test Critical Period Hypothesis: The Case of Iranian EFL Learners' Grammatical Performance in a Subject-Verb Test on Agreement
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
237 - 269
حوزههای تخصصی:
The current paper pursues two aims: to employ Classical Test Theory (CTT) to develop and refine a test, and to determine the impact of the age factor on L2 grammar among Iranian EFL learners, providing evidence for the claim that CTT best evaluates the consistency of measurements in age-related studies. The study examines the performance of adults or teenagers as pre- and post-puberty learners, in the grammar test devised through CTT, to conclude whether younger learners or older ones perform better on subject-verb agreement. Based on random sampling, twenty-three male participants, including 12 adults and 11 adolescents, upper-intermediate native speakers of Persian, took part in the study. They were tested on a 60-item test of grammar (on subject-verb agreement), which has been developed using the CTT model, as it fits small sample sizes and can be used for understanding complex issues (e.g., age-related issues). Other than devising a test on agreement using CTT as a model, the results revealed that post-puberty learners scored better than their younger counterparts, partly because they are cognitively more mature. However, age is not the one and only factor in second language learning, and other factors like individual differences, contextual factors, and methodological rigor should be taken into account.
Ecriture féminine en France et en Iran: de la définition aux stratégies discursives(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
L’écriture féminine est un moyen pour les femmes de s’exprimer, de se libérer des discours dominants masculin, et de revendiquer leurs places dans les créations littéraires. Théorisée par Hélène Cixous, ce type d’écriture existe depuis l’invention de la langue par l’humain, car elle relève du regard féminins, mais réprimée par le phallocentrisme. Les termes péjoratifs comme « féminisme » par Alexandre Dumas et « bas-bleus » par Barbey Aurevilly montrent les revendications des femmes à la fin du XVIIIe et au XIXe siècle. Elle est classifiée en trois générations en Iran et en France. La première génération commence avec Rabia Balkhi et Marie de France. La deuxième, liée au féminisme du XIXe siècle, apparaît avec des personnages audacieux comme « Lélia » de George Sand et de nouveaux thèmes comme l’identité féminine redéfinie par Parvin Etesami. La troisième génération commence avec la deuxième vague féministe et l’apparition de « Le deuxième sexe » de Simone de Beauvoir, ainsi que le débat sur la dualité de la langue neutralisée/sexualisée et une poétique phallocentrique. Hélène Cixous et Luce Irigaray ont défini les caractéristiques d’une langue féminine. Des exemples incluent « Claudine en ménage » de Colette et « L’île d’errance » de Simine Daneshvar. Julia Kristeva a approfondi ce débat en introduisant la mouvance du sujet dans la chora sémiotique, menant à une transformation perpétuelle. Cette théorie s’applique dans «La femme gelée» d’Annie Ernaux et «On s’y fera» de Zoya Pirzad, montrant des exemples contrastés entre la France et l’Iran.
When the Subaltern Speaks: Violence, Hybridity, and Decolonization in Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
665 - 693
حوزههای تخصصی:
This study examines Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972) as a speculative representation of colonialism and resistance. The novella portrays a brutal encounter between Terran colonizers and the indigenous Athsheans, where colonialist exploitation threatens their identity, culture, and peaceful nature. Although existing scholarship on Le Guin’s work has explored ecological and feminist dimensions, this paper fills a gap in knowledge by examining other aspects, namely, colonial violence, dehumanization, and the process of decolonization. Through thematic and close textual analysis and drawing on the decolonial thought of Aimé Césaire and Frantz Fanon, the postcolonial critique of Gayatri Spivak and Homi Bhabha, and Amílcar Cabral’s modes of resistance, this paper reflects on the traditional colonial dynamics to subvert its claim of progress and expose it as an enduring system of exploitation. It further examines resistance as a multi-layered phenomenon that both challenges and replicates colonial power dynamics. While portraying how hybrid identity enables new forms of agency within the process of decolonization, this paper contends that colonial domination goes beyond physical violence and oppression to encompass epistemic violence, cultural transformation, and deformed identity. Ultimately, it underscores the continuing relevance of Le Guin’s novella in critiquing imperial legacies through its imaginative futuristic context that transcends traditional colonial structures.
بازشناسی مفهوم «کیمیا» در عرفان عملی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
41 - 74
حوزههای تخصصی:
در متون عرفانی بارها به واژه «کیمیا» برمی خوریم. عارفان مسلمان کار خود را به نوعی کیمیاگری و گاهی برتر از آن دانسته، برترین کرامت خویش را عبارت از تغییر فلز آدمی و تبدیل مس وجود او به طلای ناب معرفت خوانده اند. کاربرد مفهوم کیمیا در عرفان عملی موضوعی است که هنوز بازشناسی و ترسیم درستی از آن نشده است. نوشتار حاضر بر این ایده استوار است که «کیمیا» در متون عرفانی صرفاً یک استعاره ادبی نبوده، در پی بیان یک سنت عملی و عرفانی خاص می باشد. این مفهوم در ارتباط با آموزه مرگ اختیاری در عرفان عملی است که آموزه محوری در طریقت کبرویه بود. کیمیای ظاهری دارای مراحلی است که در کیمیای باطنی نیز شبیه به همین مراحل مطرح شده است. تمام این مراحل که حول محور «تبدیل» رخ می دهد، انسان را به مرگ و نوزایی عرفانی سوق می دهد. بیان این مراحل و آموزه های مرتبط با آن، دریچه ای تازه به مفهوم کیمیا از سویی و نیز عرفان عملی از سویی دیگر خواهد گشود.
پیشینه اساطیری سوگواری در قوم کُرد و بازتاب آن در آیین های عاشورا در کرمانشاه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استان کرمانشاه، فرهنگ کهن و دیرینی دارد که به دلیل هم جواری با تمدن بین النهرین، در بسیاری از شئون از جمله در آیین های سوگواری تحت تأثیر باورهای کهن این منطقه قرار گرفته است. به دلیل رسوخ آموزه های اساطیری در باورهای اقوام ایرانی، بخش مهمی از این آموزه ها به مناسک دینی نیز وارد شده و با تغییراتی خود را با شرایط زمانه هم رنگ کرده است. نگارندگان در این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی و میدانی به بررسی مناسک سوگواری در فرهنگ عامه کرمانشاه و بازتاب آن در آیین های عاشوراییِ این شهر پرداخته اند. برایند تحقیق گویای آن است که سوگواری در میان کردهای کرمانشاه هم در مرگ عزیزان و هم در عزای امام حسین (ع) در برخی از مفاهیم ریشه های مشترک اسطوره ای دارند؛ بدین معنی که گریستن های طولانی، روی خراشیدن و موی کندن با باران، حاصلخیزی و باروری مرتبط بوده و مربوط به تمدن های کشاورزی است؛ چمری آیین گذر و عناصر آن نیز دارای ریشه و مفاهیم اسطوره ای است: اسب به دلیل داشتن وجه توتمی، تجسد و تجسم فرد درگذشته، دایره چمری، دایره کمال برای آرامش متوفی و صاحبان عزا و دفع شرور و سرگردانی، مور و مویه بیان دغدغه های اساطیری و حماسی قوم و لباس و اشیای متوفا با باور به جادوی مجاورت در حکم همان فرد متوفی است. همه موارد مذکور دارای پیشینه اساطیری و جزو آیین های گذر متوفا از این جهان به جهان دیگر است.
ناهمسانیِ ادبیات و خوشنویسی در سرعت بازنمود تحولات اجتماعی (بر پایه آثار شعری و خوشنویسی مرتضی قلی سلطان شاملو و درویش عبدالمجید طالقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
207 - 230
حوزههای تخصصی:
ادبیات و خوشنویسی، به عنوان دو نظامِ انتزاعی-خیالیِ متأثر از هم، با همراهی ها و برهم کنش های چندصدساله و اشتراکات ساختاری فراوان در فرم و صورت، هر دو برآمده از کلان روندهای تاریخی-اجتماعیِ منجر به تغییرِ ذوقِ معیارِ جامعه اند. با این حال، تحلیل دقیق آثار برخی از نخبگان خوشنویسی و ادبیات، ما را به این نتیجه شگفت رهنمون می کند که گاهی بیشترین خصلت های مشترکِ ساختاری میان این دو عرصه را در آثار خوشنویسان و شاعرانی می توان جست که هم روزگار نبوده اند. این ناهم روزگاری ها، گاه در مصادیقی مانند حافظ و میرعماد، با فاصله ای بیش از دو سده دیده می شود و گاه در شواهدی چون صائب و درویش با فاصله ای در حدود یک سده. پژوهش بینارشته ای حاضر به شیوه توصیفی-تحلیلی، برای نخستین بار با پرده برداشتن از وجود این ناهمسانیِ زمانی، با تکیه بر عنصر اغراق، در پی پاسخ به چراییِ مسئله و تبیین وجوهِ کمیّتیِ این اختلافِ زمانی است. براساس نتایج این پژوهش، اگرچه تحولاتِ اجتماعیِ هر دوره، خصلت های یکسانی را هم زمان به ادبیات و خوشنویسی می بخشد، اما به نظر می رسد سرعت تأثیر این تحولات در عناصر زبان و خط که مصالح و مواد اولیه ادبیات و خوشنویسی اند، یکسان نیست و بازنماییِ تحولات اجتماعی و تصرفاتِ ذوقیِ اجتماع در قلمروِ آواها و ساخت های لفظ-معنیِ آثار ادبی، سریع تر از جهان شکل ها و ساخت های شاکله-حالتِ آثار خوشنویسی رخ می دهد.
The Benefits of Using Literature in Educational Practices and Boosting Students’ Engagement(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
1 - 10
حوزههای تخصصی:
Literature plays a crucial role in education, a powerful tool for learning and teaching various subjects. It enriches the educational experience by fostering critical thinking, enhancing language skills, and promoting cultural awareness. Literature can enhance critical thinking and empathy by exposing students to various voices, perspectives, and experiences. This article explores the multifaceted role of literature in the learning and teaching process. Incorporating diverse literary texts in instruction is essential for fostering an inclusive and culturally responsive educational environment. In the present qualitative study seven literature and teaching professors, and twenty-six university students at the BA level were interviewed. The data were analyzed to deduce the relevant themes. The results revealed many positive points in using literary texts in language learning and teaching. In addition, some important themes were obtained from the interview data. In general, it was revealed that diverse texts could reflect students' varied backgrounds and challenge dominant narratives, encouraging learners to explore and appreciate different cultures and histories. This approach promotes student engagement and relevance, as the students see themselves represented in the literature they study. Moreover, different literary texts can serve as powerful tools for discussions around social justice, identity, and power dynamics, helping students to navigate complex societal issues. Ultimately, integrating these texts enriches the curriculum, supports the development of a more equitable classroom, and prepares students to thrive in a multicultural world.