فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۱ تا ۲۰۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
حوزههای تخصصی:
مدیحه سرایی از موضوعات غالب شعر فارسی است. در تحقیق حاضر ابتدا مدح در لغت و اصطلاح بررسی شده، سپس ضمن معرفی حسین منزوی و بیان جایگاه برجسته او در شعر معاصر، مدایح دینی وی از حیث محتوا و ساختار بررسی شده است. روش پژوهش کتابخانه ای، نوع پژوهش اسنادی- توصیفی و جامعه آماری اشعار آیینی حسین منزوی بود که نمونه هایی از اشعار وی از جمله تماشای ایزدی، آئینه تاریخ، پیله بهشت، گنج شایگان، باغ نرگس و ... مورد بررسی قرار گرفت. منزوی به عنوان شاعری شناخته می شود که در عرصه غزل به موفقیت های بزرگی دست یافته و شهرت وی بیشتر به خاطر غزل های اوست؛ اما در کنار این غزلیات بخش دیگری از اشعار خود را به مسائل مذهبی نیز اختصاص داده است. وی در مثنوی ها و قصایدی به مدح ذات مقدس باری تعالی، ساحت مقدس پیامبر اکرم (ص) و بیشتر ائمه، پرداخته است. شیفتگی و علاقمندی شاعر در مدح ائمه اطهار (ع) و پیامبران و توجه به مضامین الهی و انسانی، ذیل اومانیسم اسلامی حائز اهمیت است. مضامین نهفته در این مدایح دینی همان مفاهیمی است که در دوره های پیشین مشاهده می شود و جز در برخی موارد اثری از نوآوری در مضمون این قصیده ها دیده نمی شود. شاعر با بهره گیری از عاطفه صادقانه، واژه ها و ترکیب هایی ساده را برای القای این مضامین برگزیده است. از حیث ساختاری نیز مجموعه ای از تناسب ها و توازن های آوایی و واژگانی و نحوی، ساختار نظام مندی به قصیده های دینی منزوی بخشیده است.
نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات ادبیات تطبیقی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۳
172 - 189
حوزههای تخصصی:
نوستالژی همان احساس اندوه هنگام یادآوری گذشته است، و اشعاری که به نوعی حسرت بازگشت به دوران گذشته را نمایان می کند، نوستالژیک محسوب می شود. گروس عبدالملکیان و احمد مطر از شاعران معاصر ایران و عراق هستند که به دلیل شرایط خاص زندگی شخصی و اوضاع زمانه مسلط بر دوره آنان، نوستالژی در اشعارشان انعکاس ویژه ای دارد که با تأمل در آن می توان به شناخت روشن تری از اشعار آنها دست یافت. آنها از نوستالژی به عنوان ابزار هنری خاصی برای بیان عواطف، احساسات، حسرت ها و اندوه های خود استفاده کرده اند. این پژوهش با استفاده از روش توصیفی و تحلیلی، به بررسی و مقایسه نوستالژی فردی در اشعار گروس عبدالملکیان و احمد مطر می پردازد. یافته ها نشان می دهد که اشعار گروس و مطر در حیطه نوستالژی فردی، شامل این مضامین می باشد: نوستالژی برای خاطرات دوران کودکی، نوستالژی برای از دست دادن دوستان، نوستالژی برای نزدیکان، نوستالژی برای معشوق، نوستالژی برای غربت درونی. بررسی نوستالژی فردی در اشعار این دو شاعر، نقش مهمی را در درک ملموس شعر آنها و شناخت روحیات شخصی و اوضاع زمانه شان ایفا می کند.
تحلیل دیدگاه «عشق به مثابه قصه» در رمان نوجوان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، براساس الگوی رابرت استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دوره ی نوجوانی، دوره ی انتقال از کودکی به بزرگ سالی است. در این دوره به دلیل بلوغ، تغییر و تحولات جسمی، روانی، اجتماعی و عاطفی در فرد پدید می آید. هم چنین در این سنین، عشق در اشکال و انواع مختلف جلوه می کند. عشق های اولیه، در حد دلبستگی های عاطفی و دوستی های زودگذر هستند و اگر نوجوان بتواند مراحل رشد و بلوغ جسمانی، عاطفی، اخلاقی و عقلانی را با موفقیت پشت سر بگذارد، آنگاه صمیمیت، دوستی و عشق واقعی پدیدار می شود. پس باید به او فرصت داد که در این دنیای بغرنج، خود را بشناسد و برای احساسات آشفته ی خود به دنبال مفهوم یا راهکار باشد. یکی از این راهکارها، قصه است. قصه باعث رشد «منِ» در حال شکفتنِ نوجوان و هم چنین تقویت قوه ی تخیل او می شود و عامل مهمی در تربیت اجتماعی نوجوان محسوب می شود. جمشید خانیان ازجمله نویسندگان مطرحی است که آثار درخوری برای نسل نوجوان با مضمون عشق، نگاشته است. این پژوهش قصد دارد باتوجه به نقش و اهمیت عشق در سنین نوجوانی، جایگاه قصه های عاشقانه و نحوه ی ارائه ی آن ها را در حل مسائل عاطفی، روانی و تربیتی نوجوانان، باتوجه به الگوی عشق به مثابه قصه ی رابرت استرنبرگ در رمان در یک ظهر داغ تابستان، دختری از بصره آمد، بازشناسی و مشخص کند که آیا نویسنده توانسته است از عهده ی تبیین قصه ی عشق برای نسل نوجوان برآید یا خیر؟
واکاوی ریشه های اساطیری و تحلیل افسانه شگفت مردم دریانشین و بازتاب آن در متون ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن شناسی ادب فارسی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۶۷)
17 - 35
حوزههای تخصصی:
یکی از باورهای شگفت که در اساطیر، عجایب نامه ها و برخی از متون نظم و نثر ادب فارسی بازتاب یافته و زمینه مناسبی برای خلق مضامین و تصاویر غریب ایجاد کرده است، اعتقاد به انسان دریانشین یعنی موجودی مرکب است که نیمه بالای جسمش انسان و نیمه پایین آن ماهی است. مسئله اصلی این پژوهش که به روش توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام شده است، بررسی، نقد و تحلیل افسانه مردم دریانشین در متون ادب فارسی، جستجو در ریشه ها و زمینه های آن در اساطیر و افسانه ها و نیز نشان دادن نمونه های مشابه در اسطوره های دیگر ملت هاست. انسان دریانشین که در مواقعی با پری دریایی همسان است، مطابق تصورات قدیم، در کاخ های افسانه ای و محیطی سرشار از جواهرات گران بها در زیرِ آب زندگی می کند. زندگی انسان دریانشین، نظامی اجتماعی دارد و گاه ازطریق ازدواج صاحب فرزند می شود. اغلب شاد و اهل آواز و طرب است و بااینکه قادر به تکلم نیست، برخی اوقات با انسان مراوده دارد و حتی با او ازدواج می کند. گاهی در نقش نجات بخش و راهنمای کشتی شکستگان ظاهر می شود. انسان دریانشین حاصل تلاش ذهن بشر است برای خلق دنیایی موازی در زیر آب که اجزای آن با جهان محسوس متناظرند و بازگوکننده برخی جوانب گوناگون و ناسازگار جهان و نسبت آن با زندگی و انسان به شمار می آید.
بررسی ادبیات سعدی از دیدگاه توانمندسازی اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
گویش شناسی و فرهنگ عامه سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
267 - 286
حوزههای تخصصی:
توانمندسازی اجتماعی به عنوان یکی از الزامات توسعه پایدار بر شانه ارزشهای فرهنگی-اجتماعی ایستاده است. ادبیات به عنوان پدیده ای زمینه مند و یکی از ستونهای نظام فرهنگی جامعه، بازتابی از شرایط فرهنگی است که مشوق یا مانع توانمندسازی جامعه و حاکمیت می باشد لذا بررسی ادبیات کلاسیک می تواند تصویری از روند تاریخی تحولات فرهنگی مرتبط را منعکس نموده، به شناخت عمیق و علّی وضع موجود یاری رساند. از این منظر ادبیات سعدی به عنوان شاعر و سخنوری برجسته و به شهادت آثارش، یک مصلح اجتماعی و معلم اخلاق، واجد اهمیت است که با استفاده از روش تحلیلی-توصیفی و منابع کتابخانه ای مورد مطالعه قرار گرفت تا نسبت ادبیات او با مفاهیم محوری توانمندسازی بررسی گردد. به نظر می رسد گرچه ارزشهای سطح کلان توانمندساز برای حاکمان همچون برقراری عدالت کماکان مطرح است ولی در سطح فردی با توسعه فرهنگ مصرف گرایی، شاهد کم رنگ شدن مفهومی همچون قناعت هستیم که به عنوان عنصر فرهنگی بومی و منطقه ای موجب افزایش کیفیت زندگی بوده و در نظریه های پساتوسعه مورد توجه قرار گرفته است.
تضادّ در تعدّد منبع، عاملی مؤثّر در پیچیدگی تلمیحات خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۹۵) ویژه نامه خاقانی شناسی ۱
36 - 45
حوزههای تخصصی:
از ویژگی های برجسته سبک ارّانی (آذربایجانی)، استفاده از ابزارهای گوناگون جهتِ دشوار ساختن کلام است. توجّه و تسلّط خاقانی به عنوانِ یکی از برجسته ترین شاعران این سبک، بر اساطیر، اشارات مسیحیّت و توجّه به ظرافت ها و دقایق تلمیحی آن، بی تردید بر پیچیدگی و ابهامِ شعر او مؤثّر بوده است. او در تلمیحات خود، گاه به سراغِ اشاراتی می رود که آبشخوری چندگانه دارد که این موضوع بیانگرِ وسعت اطّلاعات و تتبّع و مداقّه او در منابعِ تفسیری و تاریخی است. خواننده اشعار خاقانی به عنوانِ مخاطب او، ازآنجاکه نمی تواند اطّلاعات خود را با اطّلاعاتِ طرح شده در ابیات همسو کند، با ابهام مواجه می شود. نگارنده در مقاله حاضر با استفاده از روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوا، پس از بررسیِ تلمیحات اسطوره ای- حماسی و نیز اشاراتِ عیسوی دیوان خاقانی، یکی دلایلِ ابهام و پیچیدگیِ تلمیحات او را «تضادّ در تعدّد منبع» در نقلِ اشارات می داند. در این جستار کوتاه شش مورد از اشاراتِ خاقانی بررسی شده است که با استفاده از همین آبشخورِ دوگانه در هاله ای از ابهام قرار گرفته است. نتایج به دست آمده نشان دهنده آن است که خاقانی کوشیده است علاوه بر استفاده از روایاتِ مختلف از یک تلمیح به جهتِ گسترش بیشتر معنا، ابهامی هنری خلق کند. بر این اساس، ابهام و پیچیدگی در تلمیحات خاقانی، بیشتر در دسته «ابهامات عمدی» قرار می گیرد.
تحلیل تطبیقی عالم خیال منفصل در اندیشه مولانا و ملاصدرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
عرفان پژوهی در ادبیات دوره ۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹
11 - 48
حوزههای تخصصی:
بحث عالم خیال منفصل برای عرفا و همچنین فلاسفه بسیار مهم بوده است و هرکدام نظرات متفاوتی در باب این عالم داشته اند. از بین عرفا، مولانا در مثنوی به صورت غیرمستقیم اشاراتی به این عالم کرده است. ملاصدرا هم در اسفار اربعه، بخشی از کتاب را به این بحث اختصاص داده است. این پژوهش با هدف بررسی و تحلیل آراء مولانا و ملاصدرا در خصوص عالم خیال از دو منظر هستی شناسی و معرفت شناسی انجام شده است که در ذیل آن، تفاوت ها و شباهت های نظریات آن ها بیان گردیده است. روش این پژوهش، توصیفی تحلیلی بوده و شواهد و نمونه ها از منابع کتابخانه ای جمع آوری گردیده است. یافته های تحقیق نشان داد که در آراء مولوی و ملاصدرا در خصوص حقیقتِ قوه خیال متصل و وجود عالم خیال منفصل و عملکردشان اختلاف چندانی مشاهده نمی شود. هر دو به وجود عالم خیال منفصل معترفند. ضمن اینکه هر دو عالم خیال را باطن عالم ماده می دانند. ولیکن به دلیل اینکه نگاه مولانا به عالم خیال بیشترعرفانی و نگاه ملاصدرا هم بیشتر فلسفی است، درنتیجه در بازخورد با عالم خیال تفاوت هایی بین این دو اندیشمند وجود دارد.
بررسی بازتاب تخیّلی عنصر باد در منطق الطیر عطّارنیشابوری با رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
41 - 72
حوزههای تخصصی:
عناصر هستی بخش تصاویر تخیّلی گوناگونی در آثار هنرمندان و شاعران دارد. یکی از تجربیات خواننده شعر در مواجهه با تصاویر تخیّلی، کشف رمزهای شعری است و به ارتباط دو سویه با شاعر در تجربه های مختلف او می انجامد. این پژوهش با روش توصیفی - تحلیلی با این فرض که «مرغ زرّین» خود ِعطار است و رویکرد به نظریه تخیّل ژیلبر دوران مبنی بر منظومه تخیّل روزانه (قطب های مثبت و منفی) و شبانه (تعدیل و تلطیف این دو قطب)، به بررسی و تحلیل تصاویر تخیّلی باد در منطق الطیر به عنوان بازتابی از تجربیات درونی و بیرونی شاعر در ارتباط با خود، جهان، شعر و مخاطب، پرداخته است. خویشکاری های عطار با باد، مرغ زرّین، هدهد، سیمرغ و دیگر پرندگان، اسطوره قهرمان را شکل داده است. این نوع بررسی از تصاویر تخیّلی ارتباطی با صورخیال از نظر بلاغی وآرایه های ادبی ندارد؛ بلکه کشف ماهیت عنصری شاعر و هم چنین رمزگشایی لایه های پنهانی تر شعر او است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که عنصر باد در این اثر بیشتر دوگانه و در ریخت مثبت حیوانی با محرکه عروجی سفر است و از نظر ساختار اسرارآمیز و وضعیت های ترکیبی به نظام تخیّلی شبانه ژیلبر دوران نزدیک تر است.
رقص قاسم آبادی از دیدگاه کارکردگرایی آلن مریام با تأکید بر کارکرد هم بستگی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ فروردین و اردیبهشت ۱۴۰۴ شماره ۶۱
93 - 126
حوزههای تخصصی:
پیوند فرهنگی و زیستی مردان و زنان گیلان با فعالیت های شالی کاری باعث شده است تا آیین های آن ها نمایانگر الگوهای کاشت، داشت و برداشت باشد. رقص قاسم آبادی یکی از آن آیین های نمایشی است که فرصتی را برای تبادل محتوای مرتبط با جامعه، هماهنگی اقدامات میان اعضای گروه، قدرت ائتلاف و تثبیت ساختارهای گروهی فراهم می کند. به عبارتی علاوه بر نقش افراد در فرایند رقص، نتیجه و تأثیر اجراها در جامعه حائز اهمیت است. از این رو، هدف از پژوهش حاضر پاسخ به اهمیت اجرای رقص قاسم آبادی و کارکرد آن برای ایجاد وحدت است. بر این مبنا از نظریه کارکردگرایی آلن مریام در بستر موسیقی شناسی قومی با تمرکز بر یکی از ده کارکردهای آن، یعنی کارکردِ هم بستگی از وجه موسیقی استفاده شده است. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، نظری و از لحاظ ماهیت و روش تحقیق، توصیفی تحلیلی است. شیوه گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی با استفاده از روش مردم نگاری در منطقه، مشاهده، مصاحبه، ثبت و ضبط اطلاعات است. یافته های پژوهش نشان می دهند که رقص قاسم آبادی با نمایش مهارت های حرکتی و هنرهای دستی و با استفاده از ابزار در راستای هماهنگی با موسیقی بومی، شرایطی را تولید می کند که یکپارچگی اجتماع به وجود آید تا همه افراد (رقصندگان و تماشاگران) احساسات گوناگون ازجمله حس یک دست بودن اجتماع و موجودیت جامعه را تجربه کنند، زیرا رقص قاسم آبادی چه در فرم رسمی به شکل رویدادها و چه در قالب غیررسمی و خودمانی فرصتی را برای عملکرد تک تک افراد به طور مستقیم در یک جمع فراهم می کند.
Post-9/11 Iraq in Context: Reading American and Anti-American Politics in Inaam Kachachi’s The American Granddaughter
منبع:
Critical Literary Studies, Vol ۷, No ۲, Spring and Summer ۲۰۲۵
151 - 167
حوزههای تخصصی:
This study seeks to delineate the representation of post-9/11 in Iraq through employing a range of ideas and conceptions from Michael Hardt and Antonio Negri’s formulation of Empire to Agamben’s theorization of the state of exception so as to reveal the real cause of the US invasion of Iraq, the real significance of fundamentalism which arose in the wake of the violence resulting from the invasion, and the resistance role that fundamentalism played in Iraq. The study seeks to demonstrate how Islamophobia, terrorism, fundamentalism, and Empire are inextricably intertwined and the way they are represented in Inaam Kachachi’s The American Granddaughter. The findings of the study reveal the fact that the main intentions of the invasion arise out of the Empire’s attempts to spread its supranational sovereignty to the entire world, along the way giving rise to fundamentalism, which stands as the antithesis of the Empire and which does not have anything to do with going back to the roots of Islam but rather serves the losers of the process of globalization as the means through which they can contest its winners. The novel, thus, is an attempt at giving a narrative mode to the events that led to the fundamentalist renaissance in Iraq as a form of postcolonial confrontation and indicating how fundamentalism has been a form of resistance.
موسیقی نوحه های سقایی (بر پایه نوحه های سقایی نوش آباد)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۶۲
108 - 156
حوزههای تخصصی:
سقایی آیینی است کهن در برخی از شهرهای ایران ازجمله نوش آباد که در آن نوحه های مربوط به واقعه عاشورا در قالب موسیقی سنتی ایرانی اجرا می شود. اشعار سقایی که از صنایع ادبی خالی نیست، لبریز از شور و حال دینی است و عمده شاعران سقایی از اواخر دوره قاجار تا دوره معاصر و اهل حرفه و بازار منطقه کاشان هستند. بیشترین اشعار از فراهی، نوایی و خباز سه شاعر کاشانی است. قالب اشعار بیشتر مسمط مربع است و غزل و ترکیب بند پس از آن قرار دارد. در این پژوهش به صورت میدانی و با رجوع به دستک ها و دفترچه های سقایی، 70 شعر پرکاربرد انتخاب و به تفکیک وزن عروضی هرکدام، خوانش و 32 نوحه متمایز، شناسایی و نت نویسی شده است. براساس این پژوهش بیشتر نوحه های سقایی نوش آباد در قالب درآمدِ آواز دشتی خوانده می شود و آوازهای ابوعطا، سلمک شور، ماهور، سه گاه و راست پنجگاه در ردیف بعدی قرار دارند. بسیاری از اوزان عروضی شعر سقایی را دیگر استادان موسیقی دوران قاجاری و پهلوی برای گوشه های آوازی ایرانی پیشنهاد کرده اند. این پژوهش ضمن ثبت بخشی ناشناخته از فرهنگ موسیقایی ایران، نغمه های جدیدی را به علاقه مندان و موسیقی دانان و آیین گزاران معرفی و آن را از فراموشی و آسیب دور می کند.
تحلیل داستان برصیصای عابد و شیخ صنعان بر پایه نظریه میتوس نورتروپ فرای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
207 - 222
حوزههای تخصصی:
نورتروپ فرای، اسطوره شناس برجسته کانادایی، در کتاب «رمز کل»، نگاهی نو به مسائلی چون اسطوره، استعاره و شخصیت شناسی داشته است و با بهره بردن از داستان های کتاب مقدس، نوع متفاوتی از خوانش آثار ادبی را ارائه کرده است. از منظر فرای، شخصیت هایی همچون آدم و ابلیس، اوج و حضیضی دارند که می توان در ادبیات تمثیلی، شخصیت های مشابه فراوانی برای آن ها پیدا کرد. دو داستان برصیصای عابد، برگرفته از روایت سعدی در مجلس پنجم از مجالس پنج گانه و شیخ صنعان از منطق الطیر عطار، در زمره ادبیات تمثیلی هستند که شخصیت اصلی آن، از مسیر رستگاری خارج می شود. هدف از این مقاله، بررسی فرجام و عاقبت شخصیت های دو داستان برصیصای عابد و شیخ صنعان براساس نظریه فرای است. پرسش اصلی پژوهش این است که برمبنای دیدگاه قرائت تمثیلی نورتروپ فرای در کتاب «رمز کل»، شخصیت های برصیصا و شیخ صنعان، دارای چه ویژگی هایی هستند؟ روش این پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و یافته های آن نشان می دهد که شخصیت برصیصا، در بین انگاره های مفاهیمِ متناظرِ مدنظرِ فرای، با هبوط ابلیس تطبیق دارد. همچنین داستان شیخ صنعان بازتاب دهنده سرنوشت آدم است که شیخ صنعان نیز همچون آدم، سه مرحله سفر پرماجرا، مبارزه سرنوشت ساز و تعالی قهرمان را پشت سر گذاشته است.
بازنمایی ابعاد شور و اشتیاق در غزلیّات منزوی؛ بر اساس آرای جان استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۱
152 - 181
حوزههای تخصصی:
با بررسی غزلیات عاشقانه زنده یاد حسین منزوی در می یابیم که عشق، یگانه مولد نیرومند در تمام وجوه درونی و بیرونی این غزل سرای معاصر است که ناخواسته تمام هویت او را نشان می دهد؛ نگاه منزوی به عشق، زمینی و فرودین است که به تبع آن، عنصر شور و اشتیاق و شوریدگی در آن پررنگ و برجسته است. در میان نظریه های معاصر که به مقوله عشق اشاره کرده اند، آرای استرنبرگ درخور توجه است. او عشق را دارای سه ضلع «صمیمیت، شور و هیجان (شهوت)، تعهد» می-داند. این پژوهش بر آن است با تعریف ضلع شور و اشتیاق و مؤلفه های آن، با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی به بسامد این عنصر در غزلیات منزوی بپردازد. برآیند پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بر اساس ضلع شور و اشتیاق در نظریه مثلث عشق از استرنبرگ، منزوی با توجه به موقعیت های مختلف زندگی، توانسته است این ضلع از مثلث عشق را به تمام و کمال درک و توصیف کند. همچنین، مشحص گردید که در این بخش از غزل ها، سه محور «زن بودن معشوق»، «توصیف اندام و بدن معشوق» و «توصیف حالات و رفتارهای او» به عنوان مهم ترین مؤلفه های عنصر شور و اشتیاق مطالعه شده است که اوج دلباختگی و شیدایی او را نسبت به معشوق زمینی اش بیان می کند. افزون بر این، معشوق منزوی از جنس مخالف و نوع رابطه نیز، بر اساس یافته ها و ضلع شور و اشتیاق استرنبرگ از درجه بالایی از برانگیختگی فیزیولوژیک و روانی برخوردار است. انگیزه هایی که به کمال عشق، جذابیت فیزیکی و جنسی منجر می شود.
«نقد فلسفی شعرهای اجتماعی احمد شاملو بر اساس عقلانیت ارتباطی یورگن هابرماس»
منبع:
مطالعات تطبیقی و میان رشته ای ادبیات دوره ۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
285 - 306
حوزههای تخصصی:
یکی از محورهای اصلی مدرنیته، پرداختن به مقوله عقل و عقلانیت است. یورگن هابرماس به عقلانیت ابزاری حاکم بر مدرنیته، نقدهایی داشته و برای بازسازی آن، نظریه عقلانیت ارتباطی را مطرح کرده است. پژوهندگان بر آن بوده اند که این پرسش را پاسخ گویند که میان عقلانیت هابرماس و دغدغه بازسازی مدرنیته و عقلانیت جاری در شعر شاملو، مشابهت و قرابتی می توان یافت؟ در تحلیل عقلانیت موجود در شعرهای اجتماعی شاملو و میزان هماندیشگی وی با عقلانیت مورد نظر هابرماس، آشکار شد که بر برخی از سروده ها، عقلانیت ارتباطی مورد نظر هابرماس و مشابهت در روش حاکم است؛ از آن جهت که شاعر، گفتمانی دو یا چندسویه را درباره موضوعی مشترک مطرح می کند؛ سوهای گفتمان، ادعاهایی را طرح و با ارایه استدلال از آن دفاع می کنند و به نقد استدلال هم می پردازند. تفاهم نهایی همگانی با پذیرفته شدن استدلال برتر، به منظور رفع اختلاف نظرها در مسایل مربوط به ارزش ها و باورها، به دست می آید. بر پاره دیگر از سروده ها، عقلانیت معطوف به هدفی از پیش تعیین شده حاکم است؛ اما این عقلانیت ابزاری در بسیاری موارد از نوعی نیست که هابرماس و وبر بر آن نقد داشته و آن را مانع پیشبرد مدرنیته دانسته اند، بلکه بیشتر معطوف به هدفی مثبت است که شاعر به عنوان یک روشنفکر آن را در معرض پذیرش مخاطبان قرار داده است و در نهایت به پشیبرد اهداف ارزشی و فرهنگی جامعه می انجامد.
اُبژه در قصّه های عامیانه کوتاه ایرانی از دیدگاه نشانه- معناشناسی روایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش که با روش تحلیلی- توصیفی و متأثر از رویکرد نشانه- معناشناسی در روایت های کلاسیک است، کوشش شده است با بررسی 661 سوژه حاضر در مجموعه قصّه های عامیانه ایرانی که شامل 201 قصّه گردآوری شده به کوشش سیدابوالقاسم انجوی شیرازی در مجموعه چهار جلدی است، گونه های احساس نقصانِ سوژه نسبت به ابژه مطالعه شود و همچنین نمود گونه ای ابژه ها در این قصّه ها واکاوی شود؛ یافته های این پژوهش نشان می دهد که سوژه ها که در این قصّه ها دارای پنج طبقه عادی یا رعیت- سوژه، متوسط، خاص یا حاکم- سوژه، افسانه ای و اسطوره ای هستند، نسبت به ابژه ها دو گونه نقصان ایجابی (باید باشد)، سلبی (باید دوباره باشد) و یک احساس خطر نقصان سلبی (نباید از دست برود) را تجربه کرده اند که در این بین نقصان ایجابی بیشترین فراوانی را داشته است و همچنین ابژه ها در این قصّه ها، در چهار دسته ابژه های انتزاعی، ابژه های بی جان، ابژه های صرفاً جاندار، ابژه های جاندار عاقل نمود یافته اند که ابژه های انتزاعی بیشترین بسامد را داشته اند.
نقد و بررسی یادداشت های وحید دستگردی بر خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال ۲۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۴
109 - 150
حوزههای تخصصی:
خسرو و شیرین نظامی یکی از منظومه های بلندآوازه و پرطرفدار ادب فارسی است و با توجه به همین شهرت و محبوبیت، بارها تصحیح و شرح شده است. حسن وحید دستگردی، جزو اولین مصححانی است که این منظومه را به همراه سایر آثار نظامی تصحیح و چاپ کرده است. وی علاوه بر تصحیح متن، یادداشت هایی هم ذیل ابیات دشوار این اثر ارائه کرده است. از آنجا که هنوز هم تصحیح وی و یادداشت هایش به عنوان یکی از منابع اصلی خسرو و شیرین به شمار می روند، در این مقاله، نتایج بررسی انتقادی آن یادداشت ها ارائه شده و به طور خلاصه مشخص شده است که حسن وحید دستگردی در مواردی دچار سهو و خطاهایی شده است؛ خطاهایی که برخی از آن ها نتیجه بدخوانی یا گزینش نادرست نسخه بدل ها بوده است و برخی هم به دلیل کم توجهی به جوانب مختلف ابیات. از این موارد، در این مقاله 73 مورد از این لغزش ها نشان داده شده و توضیح و نکته ای جهت اصلاح آن ها ارائه شده است؛ با این توضیح که به خطاهای ذکر شده در مقالات منتقدان پیشین اشاره ای نشده است.
رابطه جنون و هراس از مرگ در داستان های زنده به گور و سه قطره خون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زندگی در جهان مدرن با اضطراب، بی معنایی و یأسی همراه است که در پایان به تقدیر گریزناپذیر مرگ ختم می شود و این مسئله در هنر و ادبیات مدرن در کانون توجه قرار گرفته است. هدایت به دلیل جهان بینی نومیدانه و میل و اشتیاقی که به مفهوم مرگ نشان می داد، تأثیر اگزیستانسیال مرگ در زندگی آدمی را موضوع بسیاری از داستان هایش قرار داد. در داستان های هدایت، اغلب شخصیت ها دچار نوعی انزوا، بدبینی، پوچی و روان نژندی اند که در بسیاری موارد به مرگ و خودکشی آنها منجر می شود. در این مقاله، با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی، اهمیت اساسی مفاهیم «جنون» و «هراس از مرگ» و کارکرد جنون در مقابله با هراس از مرگ در داستان های زنده به گور و سه قطره خون هدایت تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که در داستان های هدایت، جنون ازطریق بیهوده و بی معناساختن زندگی مدرن و تهی ساختن ذهن افراد، مرگ و هراسِ ناشی از آن را به بازی می گیرد و ذهن شخصیت های داستان را از اضطراب و نگرانی های اگزیستانسیال رهایی می بخشد و با دست کشیدن از زندگی پیش از مرگ و بهره گیری آیرونیک از خودکشی، فرد را از هراس مرگ آزاد می کند.
معناشناسی «خنده» و «تبسّم» در برخی از متون نثر فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
83 - 104
حوزههای تخصصی:
زمینه: واکنش انسان به محیط و موقعیّت، صرفاً بر اساس زبان و نشانه های آن نیست. حرکات بدن، نگاه، گریه، خنده و تبسّم نیز می توانند ما را در ایجاد ارتباط و بیان مفاهیم درونی یاری کنند. در این میان، خنده جایگاه ویژه ای دارد، از سویی احساسات و عواطف، زمینه ساز ایجاد معانی زیادی در متون ادبی شده اند و ادبیات جلوه گاه بسیاری از حالات انسانی است. خنده وتبسّم یکی از آشکارترین این عواطف است که می تواند مانند سخن ادبی، نمودار مفاهیم و معانی گوناگونی گردند. روش: از آن جا که زمینه گفتار و سخن، رابطه تنگاتنگی با نوع معنا و علّت خنده دارد، این جستار بر آن است تا برای نخستین بار، بر پایه برخی از مهم ترین متون نثر فارسی؛ چون قابوس نامه، کلیله و دمنه، گلستان و... که در آن ها خنده به مثابه یک رفتار میان شخصیّت های انسانی و تمثیلی شکل می گیرد، به معنی شناسی خنده بپردازد. یافته ها: بر اساس یافته های نگارندگان، آنچه را که نمی توان بر زبان آورد، با خنده به آسانی می توان بیان کرد؛ از این روی با تحلیل خنده کسی، سخن ناگفته وی قابل دریافت است. تمسخر، تعریض، انتقاد و اعتراض، خوش آمد، ایجاد ارتباط، نمایش شادی و غم، پروراندن حس انتقام و ترغیب، اخطار، خودشیرینی و بسیاری از معانی دیگر را می توان با خنده بیان نمود. از طرفی برخلاف گمان رایج، خنده برای بیان آزادی و رهایی از اسارت جهان درون و بیرون نیست، بلکه گاهی برای پنهان کردن خواست درون، احساسات و عواطف و اجتناب از درگیری و نزاع نیز به کار می رود. این خودسانسوری هنگامی که شخص، خود را در خطر می بیند و جدّی بودن، عواقب ناگواری برای او دارد، جلوه گر می شود.
تجربه زیسته سعدی و موثق نمایی رخداد/خبرهای گلستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه متون ادبی دوره عراقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
151 - 172
حوزههای تخصصی:
آداب نامه های کلاسیک فارسی بنا به کارکرد هدایتی-بازدارنده ای که برای آن ها مفروض است، مشحون از ردّپاهای آشکار و ضمنی مولف-راویان رخداد/خبرها به قصد جهت دهی به فهم/تفسیرِ شنونده/خواننده هاست. گلستان سعدی در مقام متنی آداب نامه ای دربردارنده وجوهی از مداخله های مذکور در برساخت حکایت/واقعیت هاست. یکی از اشکال مداخله در گلستان ، به کارگیری انواع گفتمان وجهی به قصدِ موثق نمایی رخداد/خبرهای موضوع بازنمایی است. در این نوشتار انواع موثق نمایی مولف-راوی گلستان در قالب تجربه زیسته وی با رویکردی پدیدار-روایت شناختی دلالت یابی و تفسیر شده است. نتیجه نشان می دهد که مولف-راوی گلستان سعی کرده است بسیاری از رخداد/خبر های مندرج در حکایت ها را با تکیه بر ضمیر اول شخص در قالب تجربه زیسته خود بازنمایی کند. بدین صورت که در آغاز حکایت های مذکور، گاهی هم در میانه حکایت، با اشاره به برخی از کنش های ادراکی حسّی یا سایر نشانگان نزدیکی؛ حضور باواسطه یا بی واسطه خود با زمان/مکان وقوع رخداد یا منبع تولید آن را در قالب سه منِ بلاغی، ناظر و فردی اعلان کرده است. این نزدیک نمایی ضمنِ موثق نماییِ رخداد/خبر ها درصدد است تا دانایی/باور بازنمایی شده در آن ها را نیز در نظر شنونده/خواننده، قطعی/درست بنمایاند.
تحلیل و بررسی مرثیه مرگ ارزش ها در تاریخ جهانگشای جوینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نثرپژوهی ادب فارسی دوره ۲۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۷
207 - 228
حوزههای تخصصی:
زمینه: تاریخ جهانگشای جوینی اثری ادبی - تاریخی به نثر فنی است که به مناسبت موضوع اصلی با عاطفه اندوه و در نتیجه، پیدایش محتوای سوگ سروده ها در ارتباط است. این مرثیه ها علاوه بر انعکاس تاثّر نویسنده از مرگ انسان ها، بیان کننده عواطف و احساسات او در قبال نابودی بسیاری از ارزش ها است. مؤلفه های ایجاد محتوای مرثیه آمیز، همچنین شناسایی انواع مرثیه ها به همراه ارائه نمونه ها و شواهد گوناگون در اثر، حائز اهمیت و بررسی است. روش: این پژوهش به شیوه تحلیلی-توصیفی و با استفاده از منابع کتابخانه ای تهیه شده. انواع مرثیه های مورد مطالعه، با توجه به کتاب «مرثیه سرایی در ایران» اثر نصرالله امامی، مورد بررسی قرار گرفته و منبع اصلی «تاریخ جهانگشای جوینی» است. یافته ها: محتوای مراثی تاریخ جهانگشای به دلیل دلبستگی جوینی به انعکاس ارزش های اجتماعی و عواطف ناشی از حوادث ناگوار، اغلب از نوع اجتماعی و شامل: مرثیه بر نابودی شهرها، از دست رفتن جان هم وطنان و هتک حرمت نوامیس است. مرثیه های مذهبی شامل: رثا بر نابودی مذهب، نابودی مساجد و کتاب آسمانی و در خطر قرار گرفتن جان ائمه مذهبی است. در مرثیه های اخلاقی سوگ بر از بین رفتن اخلاقیاتی مانند: جوانمردی، صداقت و سایر فضایل اخلاقی و مرگ انسان های فاضل مورد بررسی قرار می گیرد. به کار بردن آرایه هایی مانند: تضاد و تقابل، تشبیه، استعاره و تلمیح همچنین مؤلفه های دیگر مانند روابط بینامتنی با آثار دیگر و سایر موارد، شیوه هایی مناسب ایجاد فضای رثا و انتقال عواطف نویسنده به مخاطب است.