ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۶۱ تا ۲۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۲۶۱.

تحلیل گفتمان داستان شیخ صنعان از کتاب منطق الطیر اثر عطار نیشابوری بر مبنای الگوی ون لیوون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۶ تعداد دانلود : ۱۴۶
منطق الطیر اثری عرفانی است که در آن داستان شیخ صنعان به دلیل استفاده از کارگزاران اجتماعی و شیوه های مختلف بازنمایی کارگزاران اجتماعی، جایگاهی خاص دارد. هدف این پژوهش تحلیل گفتمان داستان «شیخ صنعان» بر مبنای الگوی ون لیوون است. این پژوهش به روش ترکیبی کیفی و کمی انجام شده و ازطریق تحلیل ساختاری و زبانی، به بررسی شیوه های بازنمایی کارگزاران اجتماعی در متن پرداخته است. نتایج این تحقیق نشان می دهد که در این داستان، شیخ صنعان ازطریق فعال سازی نیرویی پویا و اثرگذار معرفی شده است که در انتهای داستان موفق می شود از موانع ارتقای معنوی خویش بگذرد و نیروی مخالفی چون دختر ترسا را از گروه مخالف به گروه خویش پیوند دهد. در این داستان، بیشترین بسامد عنوان دهی به شیخ صنعان اختصاص دارد و پس از آن، بیشترین بسامد عنوان دهی مربوط به دختر ترسا است که به دلیل گرایش نهایی او به شیخ، تأثیر شگرفی بر وجهه و مشروعیت معنوی طریقت عطار گذاشته است. در داستان، بیشترین بسامد پیوند مربوط به گروه طریقت محور است که نمایانگر ایدئولوژی عرفانی عطار است. در بخش نامشخص سازی آشکار شد که در این داستان، کارگزاران ناشناس در تبلیغ گفتمان طریقت محور از حیث هویت به حاشیه رانده می شوند و بر عملی که در راستای خدمت رسانی به گفتمان عرفانی انجام می دهند، تأکید می شود؛ همچنین، در مؤلفه حذف ثابت شد که علاوه بر بخش هایی که به طور کامل از روایت حذف شدند، استفاده از افعال با فاعل های ناشناخته ازطریق کم رنگ سازی در راستای تقویت جنبه های معنوی متن است.
۲۶۲.

When the Subaltern Speaks: Violence, Hybridity, and Decolonization in Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۶۶
This study examines Ursula K. Le Guin’s The Word for World is Forest (1972) as a speculative representation of colonialism and resistance. The novella portrays a brutal encounter between Terran colonizers and the indigenous Athsheans, where colonialist exploitation threatens their identity, culture, and peaceful nature. Although existing scholarship on Le Guin’s work has explored ecological and feminist dimensions, this paper fills a gap in knowledge by examining other aspects, namely, colonial violence, dehumanization, and the process of decolonization. Through thematic and close textual analysis and drawing on the decolonial thought of Aimé Césaire and Frantz Fanon, the postcolonial critique of Gayatri Spivak and Homi Bhabha, and Amílcar Cabral’s modes of resistance, this paper reflects on the traditional colonial dynamics to subvert its claim of progress and expose it as an enduring system of exploitation. It further examines resistance as a multi-layered phenomenon that both challenges and replicates colonial power dynamics. While portraying how hybrid identity enables new forms of agency within the process of decolonization, this paper contends that colonial domination goes beyond physical violence and oppression to encompass epistemic violence, cultural transformation, and deformed identity. Ultimately, it underscores the continuing relevance of Le Guin’s novella in critiquing imperial legacies through its imaginative futuristic context that transcends traditional colonial structures.
۲۶۳.

بررسی و تحلیل جلوه های مکتب رمانتیسم فردی در اشعار «بهزاد» و «پرتو کرمانشاهی»(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۷ تعداد دانلود : ۱۴۲
جنبش رمانتیک، سرآغاز دوره ای تازه در تاریخ تجدّد فکری است. این نهضت که مقدّمات آن از قرن هجدهم میلادی فراهم شد، راه و مسیر تازه ای را گشود تا جویندگان این راه، برای رسیدن به حق و خواسته های خود به دنبال دگرگونی و انقلاب باشند. از سوی دیگر، جنبش رمانتیسم در برابر خردگرایی مکتب کلاسیسیسم، زمینه را برای مکتب های جدید ادبی هموار ساخت. این مکتب، بیشتر متکّی به هیجان، شهود، ذوق و احساسات درونی بود. رمانتیسم در شعر معاصر ایران به عنوان جریان ادبی به بیان احساسات و عواطف فردی در مقابل تحولات سیاسی اجتماعی به کار رفت. «یدالله بهزاد کرمانشاهی» و «علی اشرف نوبتی» (متخلّص به پرتو کرمانشاهی) -دو تن از شاعران کرمانشاه- از جمله شاعران معاصری هستند که مؤلفه ها و اصول مکتب رمانتیسم در اشعار آنان نمود و جلوه قابل توجهی دارد. پژوهش پیشِ رو با روش توصیفی- تحلیلی نشان می دهد که جلوه های رمانتیسم فردی از جمله توجه به طبیعت و عناصر آن، عشق، فردگرایی، نوستالژی ایام کودکی و نوجوانی و روزگار جوانی و پیری، نگاه انتقادی در اشعار این دو شاعر به شیوه هنری و ماهرانه، بازتاب یافته است. شکوه از فقر و تنگدستی و حسرت از دست دادن دوستان در شعر بهزاد و مرگ ستایی در اشعار پرتو از جمله مؤلفه های پربسامد رمانتیسم فردی است.
۲۶۴.

نگاشت های استعاری عشق در مثنوی غنایی همای و همایون خواجوی کرمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۲۰۰
استعاره مفهومی از نظریّه های زبان شناسی شناختی است و زبان شناسانی مانند جورج لیکاف و مارک جانسون استعاره را پدیده ای فقط زبانی نمی دانند، بلکه برای آن ماهیّتی ادراکی و مفهومی قائل هستند. عشق و ملزومات آن از مفاهیمی است که در مطالعات ادبی همواره از جنبه های گوناگون بررسی شده است. خواجوی کرمانی (689 تا 750) از شاعران ادب فارسی در سده هشتم هجری- قمری است که مثنوی عاشقانه همای و همایون را با ساختاری روایی به نظم درآورده است. جستار حاضر با رویکردی توصیفی- تحلیلی نگاشت های استعاری عشق را در مثنوی همای و همایون بررسی کرده است. دستاورد پژوهش نشان می دهد، ادبیات غنایی به عنوان بخشی از افکار و اعمال انسان ها رویکرد استعاری دارد. عشق نیز به عنوان بخشی از ادبیات غنایی در قالب نگاشت های مختلفی از جمله استعاره های هستومند، ملموس و محسوس شده است که آتش، می، گلستان، دریا و گیاه نمودهای شاخص نگاشت های استعاری هستومند در مثنوی همای و همایون خواجوی کرمانی هستند. افزون براین، نوع نگاشت های استعاری در این مثنوی، بیانگر آن است که شیوه بیانی خواجو در مجسم ساختن اندیشه های غنایی، تکراری است و تا حدود فراوانی بازگویی افکار و اندیشه های پیشینیان است.
۲۶۵.

دو روایت از دو تدوین خدای نامه در منابع حمزه اصفهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۸ تعداد دانلود : ۱۴۹
کتاب خدای نامه ( خودای نامگ ) یکی از منابع تاریخی ایران باستان به شمار می رود که در اوایل دوره اسلامی بارها از پهلوی به عربی ترجمه شده است. تاریخ نگاران دوره اسلامی از ترجمه های عربی این کتاب برای نگارش تاریخ پادشاهان ایران استفاده کرده اند. از خدای نامه مطالب متفاوتی در متن های تاریخی دیده می شود که دو دیدگاه متفاوت را درباره این کتاب به وجود آورده است: دیدگاه نخست، خدای نامه را اثری مفصّل با تحریرهای گوناگون (شاهی، دینی و پهلوانی) می داند؛ درحالی که دیدگاه دوم، آن را کتابی مختصر و محدود به فهرست شاهان و روایت های کوتاه تاریخی به شمار می آورد که نسخه های خطی بسیاری داشته است. با در نظر گرفتن این دو دیدگاه، در این پژوهش به روش تحلیل اسناد، سال شمار شاهان ساسانی در متن های تاریخی چهار قرن نخست اسلامی مقایسه شده و با تمرکز بر روایت حمزه اصفهانی در کتاب تاریخ سنی ملوک الأرض و الأنبیاء کوشش شده است تا به پرسش های زیر پاسخ داده شود: آیا سال شمار شاهان ساسانی در کتاب های دوره اسلامی برگرفته از خدای نامه پهلوی بوده است؟ تفاوت سال شمار شاهان ساسانی ناشی از تحریرهای مختلف خدای نامه بوده یا ناشی از تفاوت در نسخه های خطی این کتاب بوده است؟ مقایسه سال شمارهای شاهان ساسانی در متن های تاریخی نشان می دهد که این سال شمارها به چهار گروه و سه روایت مختلف تقسیم می شود. روایت نخست، به خدای نامه ای مربوط می شود که در زمان خسرو انوشیروان تدوین شده و تا دوره اسلامی با افزودن بخش های تازه ای نسخه برداری شده است. روایت دوم به تحریر دیگری از خدای نامه مربوط می شود که احتمالاً نزدیک به دوره اسلامی یا در قرن اول اسلامی تدوین شده است. منابع حمزه اصفهانی ترکیبی از این دو روایت را نشان می دهد، هرچند تأثیر تدوین دوم خدای نامه در آن بیشتر بوده است.
۲۶۶.

روابط فرهنگی و برهم کنش های تمدن های هیرمند و سند در هزاره سوم ق.م. با تأکید بر سفال و مُهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۵ تعداد دانلود : ۲۸۰
مطالعات باستان شناسی ای که درطی قرن بیستم در دو حوزه تمدن هیرمند و سند انجام شده، مواد همگون و همسانی را آشکار ساخته که حکایت از روابط فرهنگی میان شرق فلات ایران و شبه قاره هند در عصر مفرغ دارد. جستار حاضر به بررسی برهم کنش های میان این دو حوزه فرهنگی، از دیدگاه باستان شناسی می پردازد و تلاش دارد با نشان دادن این مشابهت ها، برخی از زوایای تاریک مناسبات فرهنگی و اقتصادی میان سیستان و دشت سند در روزگار باستان را واکاوی کند. برای دستیابی به این هدف، موادی همچون سفال و مُهر- که از کاوش محوطه هایی نظیر شهرِسوخته در دشت سیستان و محوطه های هاراپایی در حوزه سند کشف شده- با همدیگر مقایسه شده و در اثنای انجام این کار نیز کوشش شده تا دیدگاه های جدیدی که برخی از آن ها حاصل کنکاش های ذهنی نگارنده در این باب است، به آن ها اضافه شود. نتایج این پژوهش بیانگر آن است که سیستان به دلیل قرارگرفتن در موقعیت جغرافیایی ویژه و در امتداد راه های مبادلاتیِ سنگ های نیمه قیمتی همچون لاجورد، به عنوان یک لولای فرهنگی، نقش فعالی را در پیونددادن سرزمین های هم جوار همچون شبه قاره هند، آسیای مرکزی، بخش های جنوب شرق و غربی فلات ایران، سواحل جنوبی دریای مکران و خلیج فارس و میان رودان ایفا می کرده است. 
۲۶۷.

استعاره مفهومی آزادی در سروده های واصف باختری(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۲۳۴
هدف از نگارش این جستار تحلیل زبان شناسانه استعاره مفهومی آزادی در سروده های واصف باختری است. استعاره مفهومی از گرایش های جدید در زبان شناسی شناختی ست که مفهوم یک حوزه به حوزه دیگر نگاشت شده و مفهوم حوزه دوم از طریق حوزه نخست درک می شود. پژوهش حاضر با استفاده از این رویکرد، مفاهیم انتزاعی آزادی را برای خوانندگان به صورت ساده و ملموس بیان می کند؛ زیرا از دیدگاه لیکاف، استعاره روشی است که یک قلمرو مفهومی انتزاعی و ذهنی براساس قلمرو مفهومی حسی و شناخته شده بر مبنای تجربه های فرهنگی-اجتماعی بشر فهمیده می شود. یافته های پژوهش روشن می کند واصف باختری شاعر نامدار معاصر فارسی دری بلخ- افغانستان، حوزه های مبدأ را به عنوان ساختارهای شناختی، به ویژه از تجربه های خود برای توضیح بیش تر مفاهیم غیرملموس و حوزه مقصد نگاشت کرده و به طور مؤثری مفهوم آزادی را به زبان آورده که در بیش تر موارد واژه آزادی را به کار نبرده است. ازاین که انسان ها به هر اندازه از یک چیز محروم گردند، به همان اندازه برای به دست آوردن آن شیفته و دل گرم می شوند. با تحولاتی که در سده-های پسین در زند گی بشر رخ داده، نقش آزادی در زندگی اجتماعی بشر بارزتر و به موضوع پیچیدگی فرهنگی، ادبی و اجتماعی بدل شده است. روش پژوهش کیفی بوده و داده ها از سروده های باختری جمع آوری و استعاره مفهومی آزادی در آن ها شناسایی و تحلیل شده اند. این استعاره های مفهومی در شعر باختری با حوزه های هم چون پرواز پرنده، نور، خورشید، زندگی و موجود زنده، باد، دریا و گیاه نگاشت شده و به کمک این حوزه ها، مفاهیم انتزاعی آزادی را حسی و قابل درک کرده است.
۲۶۸.

نقش زنان در برون رفت از اضطراب موقعیت در رمان آتش بدون دود(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۱۳۴
رمان آتش بدون دود اثر نادر ابراهیمی، از جمله آثاری است که با نگاهی روان شناختی و جامعه شناختی، وضعیت درونی و بیرونی شخصیت ها را در مواجهه با بحران ها و نابرابری ها به تصویر می کشد .این مقاله با هدف بررسی نقش زنان در کاهش یا مدیریت وضعیت های اضطراب آفرین نگاشته شده است. پرسش اصلی مقاله این است که چگونه زنان در این رمان توانسته اند از طریق کنش های آگاهانه، جسورانه و معناگرایانه، بر اضطراب موقعیتی خود یا دیگر شخصیت ها غلبه کنند. این پژوهش با روش توصیفی-تحلیلی و با اتکا بر تحلیل محتوای کیفی متن اصلی رمان انجام شده و کنش ها و گفتارهای شخصیت های زن مورد واکاوی قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد؛ زنانی همچون سولماز اوچی، مارال، کبتر، آیناز، کعبه و ملان، با اتکا بر ویژگی هایی چون شجاعت، تدبیر، خودآگاهی، معنویت و عقلانیت، نقش تعیین کننده ای در خروج شخصیت های اصلی از موقعیت های بحرانی ایفا می کنند. گاه با زبان تند، گاه با بی توجهی و گاه با همراهی فعال و هدفمند، مسیر تصمیم گیری و تعادل روانی دیگران را هموار می سازند. می توان گفت که زنان در آتش بدون دود نه تنها در مسیر تحولات اجتماعی و سیاسی کنش گر هستند، بلکه در عرصه های روانی و فردی نیز به عنوان عناصر نجات بخش و آرامش بخش عمل می کنند و از این منظر شایسته توجه خاص در تحلیل های روان شناختی و جامعه شناختی ادبیات معاصرند.
۲۶۹.

ارتباط آموزش ادبیات فارسی و فناوری و «واقعیت افزوده»(AR)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۳
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط تکنولوژی آموزشی در آموزش ادبیات پارسی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. در این مطالعه، نقش تکنولوژی و «واقعیت افزوده» (AR) در ف هم درس ادبیات، مخصوصاً نظم و نثر کهن است. پژوهش های موجود با نشان دادن ارتباط درست میان فناوری و فهم متون کهن، راه را بر بسیاری از فرصت ها و خوانش های درست بازمی کند. افزایش مهارت های زبانی، درک معنا، گسترش دادن فهم دانش آموزان و تسلط بر برخی از جنبه های مبهم معانیِ موجود، تفکّر خلاق، ایجاد محیط های جذاب و بالابردن میزان مشارکت دانش آموزان در یادگیری و افزایش انگیزه آموزگاران در یاددهی، ارتباط دوسویه خوبی را ایجاد می کند. امروزه به سبب سلطه فناوری بر زندگی انسان ها، به نظر می رسد دانش آموزان علاقه فراوانی به حضور تکنولوژی در آموزش دارند و در اختیار نهادن راه های درست و مطمئن، می تواند بسیاری از کاستی را از بین برده، فرصت های یادگیری فعالی را به وجود آورد. رویکرد پژوهش، تحلیلی توصیفی و میزان نقش واقعیت افزوده درمدیریت و دگرگونی آموزشی معلمان در درس ه ای ادبیات است که در کتاب های دوره های مختلف مدرسه استفاده می شود.
۲۷۰.

تأثیر نظام آموزشی کالج علیگره بر جامعه مسلمان هند در قرن نوزدهم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۷۸
مسلمانان شبه قاره هند از سده هجدهم میلادی و آغاز دوره استعمار و بروز شرایط جدید اجتماعی، فرهنگی و سیاسی، ابتدا به مبارزات سیاسی روی آوردند؛ اما در ادامه بر فعالیت های فرهنگی متمرکز شدند. در میان پایوران مسلمان، سِر سید احمد خان که شهرتش برپایه رویکرد اصلاح فرهنگی و تأسیس کالج شرقی در آن سرزمین بود، با شناخت عمیقی که از جامعه هند و نیز خطر انحطاط اسلام در هند داشت، در سال ۱۸۷۵ میلادی راه حل توقف انحطاط مسلمانان در هند را ترویج دانش و توسعه علم به مثابه ابزاری کارآمد در رفع سلطه استعمار انگلیس دانست. او راه برون رفت از بحران انحطاط را در تأسیس نهاد آموزشی علیگره و فراهم آوردن بسترهای علمی در هند، جست وجو می کرد. حال، هدف اصلی پژوهش حاضر این است که بتوان دریافت که رویکرد علمی-فرهنگی کالج علیگره چگونه بود و اینکه ساختار آموزشی آن چه تأثیری بر پویایی فرهنگی این نهاد علمی گذاشت و آیا این کالج از مقبولیت عمومی نزد مسلمانان هند برخوردار شد؟ بنیان گذار کالج علیگره در طراحی نظام آموزشی، برنامه ریزی درسی، شیوه های تدریس و آموزش به زبان انگلیسی و اردو، توجه به مدارس انگلیسی را در اهداف اصلاحی خود گنجانده بود. او علاوه بر آموزش کتاب های درسیِ برگرفته از علوم جدید در غرب، تأکید بر متون فقهی داشت. گرچه این کالج به دلیل ناهمخوانی با فرهنگ دینی عامه مردم، نتواست مقبولیتی در میان عامه مسلمانان هند کسب کند، توانست به عنوان مدرسه ای نوگرا در هند، طی سالیان متمادی فعالیت داشته باشد. 
۲۷۱.

فهم جامعه شناختی ردپای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۱۱۰
مفهوم «اکسیداسیون اجتماعی» به عنوان مقوله اصلی این پژوهش، نمایانگر فرسایش سرمایه اجتماعی و بحران های ساختاری جامعه ایران در دوران زیست سیمین بهبهانی است. هدف پژوهش، تحلیل نمودهای اکسیداسیون اجتماعی در شعر سیمین بهبهانی با تمرکز بر غزل «چشم لعلی رنگ خرگوشان» است. پژوهش با رویکرد هرمنوتیکی، پس از مرور پنجاه غزل اجتماعی از آثار بهبهانی، این شعر را به عنوان نمونه مطالعاتی برگزیده و روابط مفهومی آن را بر پایه نظریات دورکیم (آنومی)، مارکس (بیگانگی)، فوکویاما و پاتنام (سرمایه اجتماعی)، گیدنز، سیمن، لارسن و گافمن و با اتکا به نظریه مولف محوری بررسی نموده است. برای سنجش اعتبار یافته ها نیز از اعتبار تفاسیر موجود و تطابق مفروضات پارادایمی بهره گرفته شده است. نتایج حاکی از آن است که مفاهیمی چون فرسایش سرمایه اجتماعی، سراب اجتماعی، افول آفتاب اجتماعی، احساس بی قدرتی و غمنامه نمایش اجتماعی، با استفاده از آرایه های ادبی در شعر بهبهانی تجلی یافته و با به حاشیه راندن توسعه اجتماعی، قرابت نزدیکی با بحران های اجتماعی دهه های ۱۳۲۰‑ ۱۳۴۰، همچون اشغال ایران توسط متفقین، کودتای ۲۸ مرداد، انزوای سیاسی روشنفکران و … دارد. تحلیل جامعه شناختی شعر چشم لعلی رنگ خرگوشان، بیانگر روح کنشگری سیاسی اجتماعی و دغدغه مندی شاعر و هشدار او نسبت به افول سرمایه اجتماعی، کاهش مشارکت مدنی و لزوم ایجاد بیداری اجتماعی در سطح جامعه است.
۲۷۲.

شگردهای مشترک در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور در ایجاد مفاهیم طنزگونه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۲
کاریکلماتور یکی از جریان های نوظهور ادبیات معاصر است که از زیرمجموعه های طنز و مطایبه به شمار می رود. پیروان این جریان برای ایجاد فضاهای طنزآمیز، از بازی های زبانی به مثابه شگردی ویژه بهره می برند. عده ای پیشینه کاریکلماتور را به ادبیات غرب ارتباط داده اند و رواج جملات کوتاه طنزآمیز در روزنامه ها و مجلات عصر پهلوی دوم، این استدلال را تقویت کرد. اگر ویژگی ها و شگردهای ساخت کاریکلماتور را تحلیل کنیم، می توان این احتمال را مطرح کرد که ریشه آن را شاید بتوان در متون تعلیمی و عرفانی و اشعار سبک هندی جست. ما در این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی شگردهای مشترک ساخت طنز را در اشعار سبک هندی و کاریکلماتور یافتیم و نشان دادیم که این شاعران و نویسندگان چگونه از این شگردها برای فضاسازی طنزآمیز بهره برده اند. پس از تحلیل نمونه ها به این نتیجه دست یافتیم که از صنایعی چون ایهام، کنایه، حسن تعلیل، اغراق و متناقض نما برای رسیدن به این هدف استفاده کرده اند.
۲۷۳.

جست وجویی در منابع تأثیرپذیری شاعران دوره مشروطه در موضوعات صوفیانه و زهدآمیز از شاعران سبک عراقی(با تأکید بر شعر خاقانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۹ تعداد دانلود : ۴۲۲
تصوّف در دوره مشروطه، نظام اجتماعی فعّالی نیست. از آنجایی که دوره مشروطه، دوره شور انقلاب و آزادی خواهی است؛ جامعه ایستای ایرانی در این دوره به سبب آشنایی با فرهنگ غرب، تکانی به خود داده و در مسیر مدرنیته گام برداشته است. شعر فارسی نیز چون جامعه ایرانی در تلاش است کسوتی نو پوشد و نوگرایی در مفاهیم را محور حرکت به سمت مدرنیسم قرار دهد و در همگامی با حرکت انقلابی مردم از آنچه متعلّق به سنّت است تبرّی جوید. درواقع، عرفان در این دوره در کشاکش انقلاب های مردمی، رنگ باخته است. اگر نوری کم رنگ از آموزه های عرفانی در این دوره دیده می شود ریشه در سنّت و تأثیرپذیری شاعران این دوره از گذشتگان و بالاخص شاعران سبک عراقی دارد. در این میان، شاعران سنّت گرای اواخر قاجار و عصر مشروطه بیش از همه از خاقانی که مضامین عرفانی از عناوین اصلی مضامین شعری او و زمینه های سخن اویند متأثّر شده اند. بر این اساس این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی، عرفان گرایی را با تأکید بر تأثیر از خاقانی مورد مطالعه قرار داده و جلوه های عرفانی اشعار ادیب پیشاوری، ادیب الممالک فراهانی، قآانی شیرازی و محمدتقی بهار را در موضوعاتی چون «زهد و دنیاگریزی»، «فقر»، «عزلت»، «استغناء»، «اهمیت جان (روح)» و «فلسفه ستیزی» بازکاویده است. نتایج پژوهش حاضر نشان از تأثیرپذیری شاعران موضوع پژوهش در بازتاب مفاهیم عرفانی از خاقانی دارد.
۲۷۴.

بررسی تطبیقی رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی و رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد از منظر زنانه نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۲۹
مقاله حاضر با هدف کشف ارتباط میان متغیّر اجتماعی جنس و ویژگی های زبانی داستان نویسان زن، تلاش دارد با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی و مولفه های مختلف زنانه نگاری را در دو رمان ذاکره الجسد احلام مستغانمی با رمان عادت می کنیم زویا پیرزاد بررسی کند. از آن جا که در هر دو رمان نویسنده، زن است و در هر دو رمان قهرمان اصلی نیز زن است، مسائل و دغدغه های زنان نیز موضوع محوری هر دو رمان است. نتایج اولیه حاکی از آن است که هر دو رمان از لحاظ زنانه نگاری شباهت های زیادی دارند. مولّفه های مشترک هر دو اثر در زمینه زنانه نگاری عبارت است از: توجه به ویژگی های جسمانی و ظاهر زنان و دغدغه های مرتبط با جسم برای زنان در هر دو رمان، انعکاس طرز سخن گفتن زنان و کلمات تکراری مخصوص زنان در هنگام صحبت کردن در هر دو اثر، توجه به نیازهای روانی و عواطف زنانه و مسائل فرهنگی مربوط به زنان در هر دو کتاب و توجه به مشکلات مربوط به نگاه فرودستانه به زن در جامعه مربوط به هر دو رمان. در مجموع می توان گفت با توجه به شباهت های فوق هر دو اثر از مولفه های زنانه نگاری به خوبی بهره برده اند و بخش زیادی از این شباهت ها حاصل مراودات فرهنگی و اجتماعی جوامع فارسی زبان و عربی زبان است.
۲۷۵.

سنت شفاهی و زبان؛ پژوهشی موردی بر روی گات ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۰۲
سنت شفاهی یکی از موضوعات مهمی است که از چند جنبه نیازمند بازنگری است. در این پژوهش با تکیه بر برخی منابع مهم انگلیسی عربی و فارسی، ابتدا نگاهی به سنت شفاهی در سایر فرهنگ ها داشته ایم؛ سپس به مقایسه آن با سنت شفاهی در ایران باستان پرداخته ایم. یکی از مهم ترین مبانی سنت شفاهی ارتباط مستقیم آن با تقدس کلام است که در این مقاله نمونه هایی از آن در میان اعراب قدیم و ایرانیان باستان تشریح شده است. از مهم ترین نتایج این پژوهش این است که؛ با نگاه به سنت شفاهی از منظر زبانی و کارکردِ ذهنِ انسانِ بدوی و با کندوکاو در سازوکار آن، می توان به رازورمزِ جهانِ بدوی راه یافت. به عنوان مثال یکی از مهمترین اسرار در بخش های کهن اوستا، ارتباط فرهنگ و سنت شفاهی با قالب سرودهای دینی و آئینی و به ویژه ستایش و پرستش خدایان است؛ به نحوی که می توان ادعا کرد ستایش خدایانِ باستان، ویژگیِ ذاتیِ سنت شفاهی در این دوره است. در نهایت با اینکه انسان امروزی از مرحله شفاهی به دنیای کتابت راه یافته است، همچنان جلوه هایی از این جهان بینی را می توان در آثاری چون گات ها مشاهده کرد.
۲۷۶.

پاستورال ایرانی و ظرفیت های مغفول آن در ادب فارسی: تحلیل مصداقی حکایت موسی و شبان مولوی و پی دارو چوپان نیمایوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۳۶
ادب شبانی (پاستورال) یکی از کهن ترین ژانرهای ادبی در سنت غربی است که از یونان و روم باستان تا قرائت های معاصر اکوکریتیکی، همواره بستر بازاندیشی در نسبت انسان و طبیعت و نیز تقابل میان شهر و روستا بوده است. با وجود اهمیت این ژانر در مطالعات جهانی، در بوطیقای فارسی تاکنون به عنوان گونه ای مستقل شناخته نشده و اغلب ذیل «ادب روستایی» یا «ادب اقلیمی» تقلیل یافته است. این غیبت نظری سبب شده بخش قابل توجهی از متون فارسی با مختصات شبانی، از چشم انداز گونه شناختی مغفول بمانند. این پژوهش با هدف پرکردن این خلأ، ضمن مرور مبانی نظری پاستورال در سنت غربی، به تحلیل دو نمونه از متون فارسی پرداخته است: نخست، حکایت کلاسیک «موسی و شبان» در مثنوی مولوی که می توان آن را تجلی «پاستورال عرفانی» دانست، دوم، روایت بلند «پی دارو چوپان» نیما یوشیج به عنوان نمونه ای معاصر که با بهره گیری از عناصر سنتی پاستورال (چوپان، عشق چوپان، طبیعت و شکار) اما با دگرگونی در کارکرد نمادین، نوعی «پاستورال ایرانی» خلق می کند که در آن طبیعت به عنوان کنشگری فعال در سرنوشت انسانی عمل می نماید. یافته ها نشان می دهد که ادب فارسی ظرفیت بازتعریف ژانر شبانی را دارد؛ نتیجه پژوهش آن است که توجه به پاستورال در ادبیات فارسی می تواند هم خلأ گونه شناختی بومی را پر کند و هم امکان پیوندزدن این ادبیات با گفتمان های تطبیقی و محیط زیستی معاصر را فراهم سازد.
۲۷۷.

بررسی و مقایسه دو نسخه خطی گنجینه راز رستمداری از یک کاتب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۴۱
زمینه: گنجینه راز کتابی است از مولفی ناشناس به نام اویس بن غیاث الدین رستمداری با هدف شرح ابیاتی از خمسه نظامی که پنج نسخه از آن موجود است. کهن ترین نسخه را کاتبی به نام احمدبن محمد گیرویی در سال 1056ق. کتابت کرده و همین کاتب سال بعد نسخه دیگری از این کتاب استنساخ می کند که با نسخه پیشین تفاوت هایی چشمگیر دارد. روش: روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای، سندکاوی و مقایسه تفصیلی نسخه های خطی صورت گرفته است. یافته ها: هدف از این تحقیق نظری اثبات این فرضیه است که نسخهدوم در واقع ویرایشی جدید از کتاب است که با نظارت مولف انجام گرفته؛ هر چند کاتب در ترقیمه اشاره ای نکرده که چرا و چه گونه این نسخه دوم را کتابت کرده، اما گذشته از وجود نوشته ای در صفحه آغازین نسخه دوم که بیانگر آن است که این نسخه در مالکیت مؤلف بوده، اختلاف دو نسخه در حد تصحیف و تحریف و بدخوانی و سهل انگاری کاتب نیست، بلکه اصلاح نکات دستوری و نگارشی و حتی تصحیح ابیات منقول از شاعران دیگر است که در مواردی منجر به توضیحی متفاوت از اشعار نظامی نسبت به نسخه قبل شده که می رساند مولف با تأمل در این بیت ها به برداشتی جدید رسیده و چنان که نشان داده خواهد شد، به جز مواردی اندک ضبط نسخهدوم ارجح است. یادآوری می نماید که سه نسخهدیگر عمدتاً مطابق نسخهدوم هستند. نتیجه گیری: یافته های تحقیق نشان می دهد که بخشی از اختلافات موجود میان نسخه ها ناشی از خطاهای رایج کاتبان نیست، بلکه حاصل نوعی بازبینی آگاهانه است. شواهد متعددی در متن، فرضیه بازنگری مؤلف را تقویت می کند. نخست، شرح اویس رستمداری بر ابیاتی از خمسه نظامی، به صراحت به وجود اختلافاتی در نسخ اشاره دارد که نشانگر اطلاع مؤلف یا شارح از تغییرات متنی است. دوم، مقایسه دقیق نسخه ها بیانگر آن است که نسخه دوم، علیرغم شباهت ساختاری به نسخه اول، دارای بهبودها و اصلاحاتی است که نواقص نسخه اول را برطرف کرده است.
۲۷۸.

تحلیل تطبیقی بازنمایی طبیعت و نمادپردازی های مرتبط در شعر فرخی سیستانی و دو فو(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۷۰
شعر، به دلیل ایجاز زبانی و قابلیت های بازنمایی تصاویر با نمادپردازی و بهره مندی از عناصر خیال، بستر مناسبی برای تحلیل تطبیقی نظام های زیباشناختی و فرهنگی به شمار می رود. از آنجا که در بسیاری از سنت های شعری، به ویژه در حوزه های کلاسیک، طبیعت به عنوان عنصری زیباشناختی و نمادین نقش برجسته ای دارد، مطالعه تطبیقی تصویرپردازی طبیعت در سنت های شعری مختلف می تواند به شناخت مؤلفه های فرهنگی و زیباشناختی آن ها یاری رساند. پژوهش حاضر به بررسی نحوه بازنمایی عناصر طبیعی در اشعار دو شاعر شاخص از دو نظام ادبی و فرهنگی متفاوت—فرخی سیستانی از ایران و دو فو از چین—می پردازد. انتخاب این دو شاعر به دلیل جایگاه ممتاز آن ها در ادبیات کلاسیک و همچنین حضور پررنگ عناصر طبیعت در شعر ایشان صورت گرفته است. با وجود تفاوت ها در زمینه های تاریخی، اجتماعی، فرهنگی و... هر دو شاعر از عناصر طبیعی بسیار بهره برده اند که برخی از آنها چون «خورشید»، «ماه» و «گل» و مانند آن از نظر بسامد شاخص تر است، و می تواند برای این پژوهش تطبیقی از زاویه بلاغت ادبی و عناصر زیبایی شناسی در شعر مورد مطالعه قرار گیرد. دو فو از طبیعت به عنوان ابزاری برای بازتاب اندوه، ناپایداری و تجربه های فردی–اجتماعی بهره می گیرد؛ در حالی که فرخی طبیعت را در خدمت ساخت تصویری باشکوه از نظام سلطنتی و به عنوان ابزاری برای پربار کردن مضمون مدح  به کار می برد. این مقاله تلاش دارد با تکیه بر خوانش دقیق و تحلیل تطبیقی، نشان دهد که بازنمایی طبیعت چگونه می تواند بازتابی از نگرش فرهنگی، جهان بینی و ساختار عاطفی در دو سنت شعری متمایز باشد.  
۲۷۹.

بررسی تطبیقی رنج کودکان در اشعار ویلیام بلیک و نازک الملائکه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۸۲
رولان بارت نظریه ای تحت عنوان رمزگان پنج گانه برای تحلیل متون ادبی ارائه کرده است که دو مورد از آنها، یعنی رمزگان کنشی و هرمنوتیک، با جنبه روایی اثر ادبی و نویسنده، و سه رمزگان دیگر، یعنی معنابُنی، نمادین و فرهنگی، با جنبه معنایی متن، سایر ابعاد آن و همچنین خواننده اثر ادبی مرتبط است. شعر «دودکش پاک کن ها» از ویلیام بلیک و «مأساه الأطفال» از نازک الملائکه در موضوع رنج کودکان، دارای شباهت هایی در ابعاد روایی و معنایی هستند و براساس نظریه بارت قابل خوانش و تحلیل اند. در این پژوهش تلاش شده است موضوع «رنج کودکان» با هدف کشف لایه های روایی و معنایی این دو قصیده و تبیین شباهت ها و تفاوت های آنها، براساس روش تحلیلی توصیفی و با تکیه بر سه رمزگان کنشی، هرمنوتیک و معنابُنی و در چارچوب مکتب آمریکایی ادبیات تطبیقی بررسی شود تا روشن گردد رنج کودکان چگونه در شعر این دو شاعر از دو فرهنگ متفاوت بازنمایی شده و چه شباهت ها و تفاوت هایی میان آنها وجود دارد. نتایج تحقیق نشان می دهد که محوریت اشعار هر دو شاعر بازتاب دهنده حقیقتی تلخ است؛ بدین معنا که دوران کودکی به جای آنکه زمانی برای بازی و شادی باشد، آغازی برای رنج های ناتمام زندگی است و این رنج ها در هر دو شعر از طریق زنجیره ای از کنش ها، معماها و دلالت های معنایی تصویر می شود، با این تفاوت که روایت بلیک ماهیتی اجتماعی و امیدوار به رهایی دارد، در حالی که الملائکه با نگاهی فلسفی و تراژیک به سرنوشت محتوم انسان می پردازد و امیدی به رهایی باقی نمی گذارد.
۲۸۰.

بررسی مضامین مقاومت در رمان «قناع بلون السماء» بر اساس نظریه پسااستعماری «ادوارد سعید»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۱۵۷
رمان «قناع بلون السماء» نگاشته نویسنده فلسطینی «باسم خندقجی» (1983) نمونه ای برجسته از ادبیات مقاومت سرزمین فلسطین، به موضوعاتی همچون استعمار، هویت و مبارزه با اشغالگری می پردازد. پژوهش حاضر به روش تصیفی- تحلیلی مضامین پایداری این رمان را بر اساس نظریه اندیشمند و نظریه پرداز فلسطینی «ادوارد سعید» (1935- 2003 ) به ویژه مفاهیم گفتمان قدرت، شرق شناسی و مقاومت فرهنگی، واکاوی کند، نتایج پژوهش نشان می دهد نویسنده با بهره گیری از تکنیک های روایی نوین همچون شخصیت پردازی، گفت وگوهای درونی، ساختارهای چندلایه داستانی و پایانی باز، توانسته مفاهیمی همچون مقاومت در برابر استعمار، امیدبخشی به جامعه و بازپس گیری هویت تحریف شده را در قالبی هنری و تأثیرگزار ارائه دهد. خندقجی با به کارگیری تکنیک های ادبی و استفاده از نمادها و استعاره های عمیق، به شکلی هنرمندانه روایتی خلق می کند که فراتر از یک اثر ادبی معمولی، به عنوان یک بیانیه فرهنگی و سیاسی در برابر گفتمان استعماری عمل می کند. این رمان نه تنها بازتاب دهنده تاریخ پرفراز و نشیب فلسطین بوده، بلکه پاسخی کوبنده و دقیق به تلاش های اشغالگران برای تحریف تاریخ و هویت این ملت است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان