ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۵۳٬۷۶۲ مورد.
۳۰۱.

نقد و بررسی زبان تخیل حکیم نظامی گنجوی در ترسیم سیمای زنانه (بر اساس منظومه خسرو و شیرین)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نظامی گنجوی خسرو و شیرین تخیل معشوق ادب غنایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۵
معناهای پنهان و آشکاری که هنرمند در نحوه بیان خود در یک اثر روایی می آفریند، متأثر از تخیل اوست که در درون گفتمان وی نفوذ می کند و صورت آن، اثر هنری را به وجود می آورد. در این کنش و واکنش ذهنی، حس همدلی مخاطب، با پیروی از طبیعت، احساسات درونی و نگرش اجتماعی برانگیخته می شود. استخراج زبان تخیل در ترسیم سیمای زنانه در منظومه خسرو و شیرین حکیم نظامی گنجوی که شاعران هنرمند فراوانی از آن پیروی کرده اند، موضوع پژوهش پیشِ رو است. در این مقاله، نشانه های هنری شاعر، در بستر بیان و بدیع در معرفی ساحت معشوق، صفات و ویژگی ها و همچنین کنش های وی، به عنوان یکی از عناصر وحدت بخش ادب غنایی مورد بررسی قرار گرفته است. حاصل کار نشان می دهد با وجود روایی بودن اثر، شاعر هیچ گاه از تصویرپردازی معشوق در لایه های زبانی جدا نشده و با ارائه ای نمایشی ، مجموعه ای از تصاویر را خلق نموده که در فرم هایی متأثر از طبیعت گرایی، قوانین رمانسی، تصاویر ازپیش تعیین شده قرار داشته و زبان آن، با تزاحم تصویری و ترکیب هنری درآمیخته است. این تصاویر تابلوی بزمی رزمی از صحنه شکار آهو (شیرین) به وسیله شیر (پادشاه) است. در این پرداخت هنری، برخلاف هنجارهای پیشین ادب روایی عاشقانه، معشوق زن، در طبقه معشوقگان آرمانی و قدسی صرف قرار ندارد، بلکه به حوزه زنان واقعی وارد شده است. از این رو، با وجود قدسی بودن تصاویر، شخص محوری، (شاهدخت) واقعی است.
۳۰۲.

نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر با کاربست نظریه ارتباطی یاکوبسن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: منطق الطیر عطار یاکوبسن نظریه ارتباطی صورت معنا هنرسازه های بدیعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۳۰
رومن یاکوبسن تفاوت نقش های زبانی را حاصل برجستگی برخی از عناصر ارتباطی (فرستنده، گیرنده، پیام، موضوع، مجرای ارتباطی و رمزگان) دانسته و معتقد است هر پیام نقش های زبانی متعددی دارد که معمولاً یکی از آنها برجسته تر است. در متون ادبی، به دلیل پیچیدگی متن، تعدد لایه ها و سیّال بودن نشانه ها، هنرسازه ها علاوه بر ایجاد یا تقویت نقش ادبی و ارتقای فرمی متن، با دیگر نقش های زبانی نیز در تعامل اند و درصورت استفاده هوشمندانه، سبب تناسب و تطابق صورت و معنای متن می شوند. در پژوهش حاضر، به روش توصیفی تحلیلی، نقش هنرسازه های بدیعی در تعامل صورت و معنای منطق الطیر عطار تحلیل شده است. یافته ها نشان داد که عطار با آگاهی از کارکردهای گوناگون زبان، بین هنرسازه های بدیعی و محتوای اخلاقی عرفانی منطق الطیر تناسب و تعادل برقرار و هنرسازه ها را براساس جوهره و کارکرد ادبی شان، برای بیان مفاهیم خاصی استفاده کرده است؛ مثلا،ً «حسن تعلیل» را برای تبیین مسائل تعلیمی و عرفانی، «مراعات نظیر» را برای ایجاد وحدت موضوعی و انسجام متنی و «متناقض نمایی» را برای تصویرگری ماهیت متناقض تجربه های عرفانی و کشمکش های درونی و برونی عارف به کار برده است. کاربست هنرسازه ها به فراخور موضوع و محتوای حکایات منطق الطیر، زیبایی، تأثیرگذاری عمیق و تعامل و تطابق صورت و معنا را پدید آورده است.
۳۰۳.

واکاوی مؤلفه های معنایی واژه «مدارا» در کلیله ودمنه بهرام شاهی: یک تحلیل هم زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کلیله ودمنه مدارا مؤلفه های معنایی تحلیل مؤلفه ای معنی شناسی هم زمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۷
واژگان در هر مقطع زمانی معمولاً دارای چند مؤلفه معنایی خاصی هستند که بدان در لغت نامه ها کمتر توجه شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و تحلیل مؤلفه های معنایی واژه "مدارا" در متن کهن کلیله ودمنه بهرام شاهی (ترجمه نصرالله منشی) و با بهره گیری از روش تحلیل مؤلفه ای انجام شده است. در این راستا، پس از بررسی معانی لغوی واژه در فرهنگ های معتبر، کاربرد "مدارا" در زنجیره های همنشینی مختلف درون متن اصلی به دقت تحلیل و مؤلفه های معنایی آن استخراج گردید. یافته ها نشان می دهد که "مدارا" در کلیله ودمنه فراتر از معنای ساده بردباری یا مهربانی به عنوان یک راهبرد پیچیده، هدفمند و چندوجهی برای پیشبرد اهداف، مدیریت تعاملات و تضمین بقا در شرایط گوناگون به تصویر کشیده شده است. مؤلفه های معنایی مشخصی از جمله [+رفتار ظاهری]، [+مهربانانه]، [+ابزاری]، [+مصلحت آمیز]، [+زیرکانه]، [+انعطاف پذیر] و [-صادقانه]، در کاربردهای مختلف این واژه در این اثر تکرار می شوند. این تحلیل لزوم توجه به ظرایف معنایی واژگان در متون کلاسیک و محدودیت های فرهنگ های لغت در بازنمایی کامل این ظرایف را آشکار می سازد.
۳۰۴.

همسنجی مؤلفه های بافت ساز متن از دیدگاه جرجانی و زبان شناسان قدیم عرب با نظرات برخی از زبان شناسان معاصر غربی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: بافت متن جرجانی زبان شناسان غربی جاحظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۲
بافت را می توان مطمئن ترین و مهم ترین ابزار مفسّر برای ورود به تحلیل متون چه دینی و چه غیر دینی دانست. نظرات پراکنده بافت شناسی جاحظ و ابن جنی پایه گذار نظریات جرجانی محسوب می شود و حال آنکه نظریات مدون جرجانی مقدمه ای است بر نظریات دانشمندان غربی متاخر از او مانند «اولمان»، «یاکوبسن»، «فرث» و« چامسکی». جرجانی بافت را در راستای رسیدن به معنا، می بیند و از همین گذر، فعالیت های او نسبتاً منسجم و در چارچوب علم مدرن معناشناسی کاربردی تبیین می گردد.  این مقاله می کوشد تا با شیوه توصیفی – تحلیلی به معرفی و همسنجی برخی از مولفه های بافت ساز در نزد زبان شناسان قدیم عرب و زبان شناسان معاصر غربی با نظرات بافت شناسی جرجانی که اصالتا ایرانی است بپردازد و با تطبیق آنها با هم، رویکرد بافت شناسی هر سه گروه را به متن بازتاب دهد.بافت موقعیت که در نزد جرجانی به «اقتضای حال مخاطب و شنونده» شناخته می شود؛ در نزد همه زبان شناسان غربی و مسلمان مورد بحث، نقطه اشتراک است. در مبحث بافت درون زبانی بحث الفاظ و ارتباطات آن با معنا و همچنین بحث آوا شناسی در نظریات ابن جنی و جاحظ و همچنین فرث مطرح است. نقش های ارتباطی الفاظ میان جمله های متن که ماهیت تقویت ساختار بافت کلام را دارند؛ در نزد یاکوبسن و جرجانی از جمله مواردی است که نقطه اشتراک آن دو در بررسی بافت کلام شناخته می شود. البته نباید قواعد ترکیبی را از نظر دور داشت چرا که در حقیقت بافت کلام محصول حضور الفاظ در ترکیب کلام هستند، این مهم نیز نقطه اشتراکی زبان شناسان غربی و جرجانی می تواند قلمداد شود. ترکیب های نحوی در نزد جرجانی و چامسکی به عنوان مولفه بافت ساز شناخته می شود و نقش تولیدی نحو یا به عبارت دیگر دستور زایشی باعث ایجاد و شکل گیری ساختار بافتی در جمله و نیز کلام در نزد این دو زبان شناس شده است.
۳۰۵.

بررسی اثرگذاری گرایشهای مذهبی بر چگونگی روایتگری داستانهای تفسیری (با تکیه بر شخصیت های زن شاخص در سه تفسیر روض الجنان، جلاءالاذهان و منهج الصادقین)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تفسیر روض الجنان تفسیر جلاء الاذهان تفسیر منهج الصادقین گرایش های مذهبی در تفاسیر فارسی روایتگری و داستان پردازی در تفاسیر فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۶
این مقاله قصد دارد اثرگذاری گرایش های مذهبی بر چگونگی روایتگری داستانهای تفسیری را بررسی کند. در این پژوهش روایتهای داستانی سه تفسیر فارسی و شیعی روض الجنان، جلاءالاذهان و منهج الصادقین پیکره متن را تشکیل می دهد. این مقاله تلاش می کند با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی و از طریق بررسی چگونگی بازنمایی زنان شاخص دو مذهب شیعه و سنی در روایتهای این سه تفسیر، بازتاب گرایش های شیعی را در هر یک از این آثار ترسیم و وجوه افتراق این تصاویر را تبیین، و تأثیر ویژگیهای اجتماعی و مذهبی دوره تألیف اثر را بر این تمایزات آشکار کند. تفاوت در بازنمایی گرایش های شیعی در داستانهای تفسیری موردنظر به سه روش کلی حذف، افزودن یا تغییر در متن روایت به دست آمده است. روض الجنان در مجاورت اهل سنت نگاشته شده و نویسنده به نوعی همزیستی مسالمت آمیز تن داده و در حد امکان از تأکید بر مسائل حساسیت برانگیز خودداری ، و بر وجوه مشترک مذهبی تأکید بیشتری کرده است؛ اما تفسیر گازر و تفسیر منهج الصادقین، که در دوره استیلای مذهب تشیع نوشته شده است با افزودن یا برجسته سازی بعضی شخصیت های مهم شیعی و روایتهای آنان یا با تغییر یا حذف برخی روایتهای مربوط به شخصیت های برجسته زنان اهل سنت یا حذف القاب و اوصاف آنان، گرایشهای مذهبی خود را به نمایش گذارده اند.
۳۰۶.

Mnemonic Heterotopia: Beckettian Mental Space in That Time(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Beckett That Time Heterotopia Mnemonic Heterotopia External Heterotopia

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۲
This article examines heterotopia as a multimodal frontier in Samuel Beckett’s play That Time (1976), defining the concept through a Foucauldian lens. The article investigates the text of the play as a critical site that accommodates internal and external modes of spatial criticism, introducing mnemonic and external heterotopic sites, respectively. The play transforms into a critical locus that enables the artist to reconfigure spatiality and temporal locationality of certain places in Ireland by revisiting them through three fragmented voices. The article argues that the play not only disrupts conventional modes of storytelling set against a backdrop of descriptively relatable places but also challenges the audiences’ relationship with how memorialized times and spaces can reshape the historicity of lived experiences. The reshaped place is neither pure fabrication nor a byproduct of real-time simulation, but a product of conscious re-imagination cast across space-time continuum. As such, time is stretched across spatial continuum as much as one's memory deems necessary. The synchronic entanglement of memory and temporality transforms That Time into a site of epistemic inquiry, and changes the conventions of temporal progression. The play, the article concludes, expands spatial and temporal horizons simultaneously by considering episodic memories as well as visceral experiences.
۳۰۷.

تحلیل طنز در «البخلاء» اثر جاحظ بر اساس نظریه عمومی طنز کلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طنز طنز عمومی کلامی البخلاء جاحظ

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۰
در طنز کلامی، زبان علاوه بر این که وسیله ای برای رساندن معانی طنزآمیز است، به عنوان ابزاری برای طنزآفرینی نیز درنظر گرفته می شود. در نظریه عمومی طنز کلامی علاوه بر تحلیل سطح معنا، سطوح زبانی، شناختی و جامعه شناختی طنز نیز مورد تحلیل قرار می گیرد. «البخلاء» اثر مشهور «جاحظ» است که در آن حالات گوناگون مشاهیر، علماء و ادبای بخیل در قالب داستان هایی کوتاه توصیف می شود. نثر البخلاء به علت ماهیت جذاب و نقادانه، نقشی مؤثر در ایجاد، تثبیت و عادی سازی انگاره های ذهنی جاحظ در قالب طنز دارد. وجود این ویژگی نشان می دهد که این اثر قابلیت انطباق با نظریه عمومی طنز کلامی را دارا است؛ بنابراین در این پژوهش تلاش می شود با تکیه بر روش توصیفی-تحلیلی، متغیرهای شش گانه نظریه عمومی طنز کلامی در داستان های البخلاء بررسی شود. پرسش اصلی این است که عناصر کلامی جاحظ در طنز «البخلاء» چگونه است؟ نتایج نشان می دهد تقابل انگاره در این اثر به صورت واقعی/غیرواقعی، منتظره/غیرمنتظره و ممکن/غیرممکن و با استفاده از سطوح ساختواژی، واژگانی، نحوی و معنایی جلوه یافته است. همچنین طنز داستان زمانی به اوج می رسد که تقابل های فوق از طریق قرارگرفتن دو شخص متضاد و یا دو موضوع مخالف ارائه می گردد.
۳۰۸.

خوانش روایی رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک وزیر» بر اساس نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ بیهقی بردار کردن حسنک روایت روایتمندی دیوید هرمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۰
تاریخ بیهقی، به عنوان یکی از آثار منحصربه فرد ادبی تاریخی، به دلیل ویژگی های خاص روایی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. ابوالفضل بیهقی با به کار بردن شیوه های خاص روایت پردازی، مرز میان تاریخ، داستان و روایت را در اثر خود در هم شکسته و از رویدادهای تاریخی، اثر ادبی متمایزی را پدید آورده است. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی، رویکرد روایت شناسی و با استناد به نظریه دیوید هرمن، زوایای مختلف رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک» را واکاویدیم. هرمن در بنیان نظری خود، برای تحلیل ساختارِ منجر به روایت مندی، چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی و هم بوم پنداری را معرفی می کند. تحلیل روایت بیهقی از این رویداد نشان می دهد که وی در هر سطح، از شیوه های متمایز از سایر مورخان این دوره بهره جسته و توانسته از سطح گزارش فاصله بگیرد و به سطح آفرینش نزدیک شود. در سطح واقع شدگی، بیهقی با چهره های مختلف در ضمن روایت ظاهر می شود و با شگردهای تعاملی و موضع گزینی های متعدد، متن را از تک صداییِ گزارشی خارج می کند. در سطح توالی رویدادها نیز فرایند روایی مشخصی را می بینیم که دارای تعین غایت شناختی است و متن را از حالت گزارشِ صرف فاصله می دهد. بیهقی در سطح سوم روایت با ترکیب عناصر اصلی و فرعی، جهان روایی خود را برساخته است که درنهایت به ایجاد حس هم بوم پنداری در مخاطبان منجر می شود.
۳۰۹.

A Study of the Story Hazrat Khidr and Hazrat Musa and the Story Hazrat Ayyub Based on the Criticism of Structuralism and with an Approach to Roland Barthes' Theory of Five Codes(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Critique of Structuralism Roland Barthes Theory of Codes The Story of Khidr and Moses The Story of Prophet Ayyub (Job)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
One type of literary criticism that has received attention in linguistic studies in the twentieth century is structuralist criticism. Accordingly, in structuralist criticism, we can examine the meaning of each phenomenon as a set of rules and a holistic view. One of the thinkers who developed new approaches in this field with the help of Ferdinand de Saussure's views is Roland Barthes. The result of Barthes' theorizing is the five codes model, which was published in one of his works called S/Z . Barthes’ five codes model is one of the best models that semioticians use to analyze texts and find the meaning of the text. Since the theory of codes can be used to analyze any type of narrative and story, this study attempts to provide information in a library-based manner and with a narratological approach to conduct a descriptive-analytical study of two Quranic stories. In this regard, we use two interpretive works, namely Kashf al-Asrar and Tafsir al-Tabari and several other literary commentaries, to analyze these two stories. This study shows that the general structure of Quranic narratives can be deciphered only by considering the structure of the text itself and without considering external factors, with the help of Roland Barthes' narrative codes. In addition, it was concluded that Quranic interpretation and the five codes both have a common goal. By going through the primary and superficial layers of the text, one can discover the inner meanings and reach the secondary layers of the text.
۳۱۰.

مطلوب دعا در شعر انوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انوری دعا قصیده تحلیل محتوا شریطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۱۹
انوری از شاعران مداح دوره سلجوقی و از قصیده سرایان شاخص ادب فارسی است. قصاید انوری، مانند اکثر قصیده های کهن فارسی از بخش های مختلفی شامل مقدمه، متن و بخش پایانی آن شامل شریطه، تأبید و دعا تشکیل شده است. تحلیل محتوایی این بخش از قصاید انوری بخشی از تاریخ معنویت در دربارهای قدرت را روشن می کند. نگاه درباریان و ازآن جمله شاعران مداح به دعا، به عنوان بخشی از بیانیه های ارباب قدرت، اهمیتی بنیادین دارد. در تحقیق کنونی با انتخاب تصادفی 65 قصیده از مجموع 204 قصیده دیوان انوری، این بخش از قصاید را به صورت آماری و بسامدی بررسی کردیم و درنتیجه به طور آشکاری این دعاها برخلاف کارکرد بنیادینی که دعا در زندگی معنوی بشر دارد، از نگاه اخلاقی و معنوی تهی یافته شد. شعر انوری در موضع دعا که از آن انتظار امری متعالی و اخلاقی می رود، به عنوان یکی از نمونه های اصلی شعر مدحی و درباری، فاقد ارزش محتوایی است و آن را می توان در زمره تعارفات و عادت های زبانی تلقی کرد؛ این در حالی است که شیوه های زیبایی شناختی شعر انوری، حتی در دعای او نیز جلوه دارد.
۳۱۱.

Metamorphic Narratives: A Comparative Study of Transformation in Gholam Hossein Saedi's The Cow and Franz Kafka's The Metamorphosis

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: The Metamorphosis Franz Kafka The Cow Gholam Hossein Saedi influence comparative literature

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۹۴
This study employs the framework of Influence Studies within Comparative Literature to explore the impact of Franz Kafka (1883-1924) on Gholam Hossein Saedi (1936-1985). The primary focus of this comparative study is to assess the quality of influence and elucidation regarding the overarching perspective on loneliness, isolation, identity crisis, and metamorphosis, ultimately aiming to comprehend the similarities and distinctions between Gholam Hossein Saedi's The Cow (1965) and Franz Kafka's The Metamorphosis (1915). The present research, conducted through a descriptive-analytical approach and grounded in the French school of comparative literature, concerned with influence studies, determines that the central theme of Kafka's novel revolves around human destiny, which is altered by societal issues. Both narratives illustrate the transformation of their main characters into non-human forms, emphasizing the alienation and isolation faced by individuals in contemporary society. Kafka examines the absurdity of human existence through Gregor's transformation and his subsequent ostracism by society, while Saedi sheds light on the struggles of marginalized communities through Mashd Hassan's change into a cow. The findings of this study demonstrate that Saedi, influenced by Kafka, has adapted and expanded the notion of metamorphosis in The Cow, thereby enriching the landscape of Persian literature.
۳۱۲.

داستان نویسی از زبان حیوانات در ادبیات عربی و ادبیات فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عربی ادبیات فارسی ادبیات داستانی از زبان حیوانات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۴۱
داستان نویسی از زبان حیوانات – منثور و منظوم – یکی از گونه های ادبی است که از دیرباز در ادبیات ملت های کهن مورد توجه بوده است. داستان های ایسوپ (ازوپ) در غرب و کلیله و دمنه در شرق از کهن ترین این داستان ها به شمار می روند. چگونگی راهیابی کلیله و دمنه از هندوستان به ایران در دوره پیش از اسلام و ترجمه آن به زبان عربی در سده های نخستین اسلامی برای همگان آشناست. در این پژوهش به تأثیر و تأثر زبان عربی و فارسی از یکدیگر در این گونه ادبی پرداخته شده و نمونه های گوناگون آن را در ادبیات هر دو ملت از روزگاران کهن تاکنون بیان شده، شاعران و نویسندگان ایرانی و عرب به گونه ای برجسته از این نوع ادبی برای بیان مضامین تعلیمی و اخلاقی وام گیری کرده اند. از نمونه های این ادیبان در ادبیات عربی می توان از احمد شرقی، محمد عثمان جلال و توفیق حکیم نام برد و از میان ادیبان ایرانی علاوه بر مرزبان بن رستم، سنایی، عطار و مولوی می توان از محمد حسن خان اعتماد السلطنه، پروین اعتصامی و ایرج میرزا نام برد.
۳۱۳.

آیرونی به مثابه گفتمان رمانتیستی و تقابل مقدّس و نامقدّس در شعر بختیارعلی؛ بر اساس رویکرد نشانه شناختی اومبرتو اکو

کلیدواژه‌ها: ادب‍ی‍ات ک‍ردی رمانتیسم عرفان نشانه شناسی آیرونی تقدس بختیار علی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۹
نشانه شناسی آیرونی، رویکردی است که با تمرکز بر تقابل میان مقدّس و نامقدّس، به تحلیل لایه های پنهان معنا در آثار ادبی می پردازد. آیرونی در این چارچوب نه تنها به طنز یا تضاد سطحی اشاره دارد، بلکه به تضادهای عمیق معنایی میان تجربه انسانی و جهان اطراف او توجه می کند و امکان بازنمایی پیچیدگی های درونی شخصیت ها و جهان شعری را فراهم می آورد. هدف این تحقیق، بررسی نحوه بازنمایی تقابل مقدّس و نامقدّس در دو شعر از بختیار علی از منظر نشانه شناسی تأویلی اومبرتو اکو و رمانتیسم عرفانی است. این پژوهش، به دنبال کشف تأثیر رمزگان های عرفانی و رمانتیک در ساختار معنایی شعر است و تلاش دارد، نشان دهد که چگونه شعر، تجربه ای چندلایه و عمیق را به خواننده منتقل می کند. روش تحقیق، به صورت توصیفی-تحلیلی است و داده های تحقیق شامل نمونه ای منتخب از اشعار بختیار علی هستند که با تحلیل نمادها، استعاره ها، تصاویر و رمزگان های شعری مورد بررسی قرار گرفته است. یافته ها حاکی از آن است که شعر بختیار علی با بهره گیری از عناصر نمادین و تصاویر پیچیده، آیرونی را در شعرهای خود به شکلی به کار برده است که در آن، مفاهیم مقدّس و نامقدّس، زشت و زیبا و زمینی و ملکوتی، با هم درآمیخته است و به صورت تجربه ای درونی، تضادها و تعارض های روحی شاعر را بازنمایی می کند. در نهایت، این روش امکان فهم بهتر تجربه های عرفانی و رمانتیک انسان را فراهم می آورد و تأکید دارد زبان شعری نه تنها ابزاری شاعرانه، بلکه واسطه ای برای انتقال تجربه های عمیق انسانی و عرفانی است.
۳۱۴.

کارکرد زاویه دید روایی و یکان های معنایی در شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک کهن متن های الهیاتی ایران بر پایه آرای ادبی راجر فاولر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زاویه دید روایی گفتمان ایﺪئولوژیک ارداویراف نامه راجر فاولر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۳
اهمّیّتِ پیوندِ عناصر زبانی با عناصر ادبی و روایی در بررسی متون مختلف، بیش از هر زمان دیگر مورد توجّه منتقدان ادبی و همین طور زبان شناسان است. در پژوهش حاضر تلاش شده تا به کمک سطوح مختلف زاویهدیدِ روایی و یکان های معناییِ تشکیل دهنده آن ها، چگونگی شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک در «ارداویراف نامه» به عنوان یک اثر کهن و الهیاتی از ایران باستان، با ظرفیّت های ادبی و زبانیِ متعدّد، مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که این اثر چگونه به کمک سه سطح متفاوت زاویه دید (مکانی، روان شناختی و ایدئولوژیک)، گفتمان ایدئولوژیک خود را به عنوان گفتمان غالب، که نشان دهنده مجموعه ای از ارزش ها و باورهای درون متن است، با خواننده مطرح می کند و شکل می دهد. برای بررسی پاسخِ این پرسش ضمن توجّه به حروف نویسی و آوانویسی این متن، ترجمه ژاله آموزگار از متن فرانسوی فیلیپ ژینیو مدّنظر بوده است. هسته اصلی چهارچوب نظری را آراء راجر فاولر شکل داده و در کنار نظرات وی از بحث های هالیدی، آسپنسکی و ژنت برای گسترش تحلیل های بخش نظری استفاده شده است. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی مستقیم یک نمونه مطالعاتی انجام شده نشان می دهد که هرچند «ارداویراف نامه» به عنوان یک متن الهیاتیِ باستانی دارای نویسنده مشخّصی نیست و به قصد ادبیّت نیز خلق نشده؛ امّا به سبب وجودِ عناصر روایی و زبانی مختلف، از ابتدای داستان تا پایان آن در حال شکل دادن گفتمان غالبِ خود است.
۳۱۵.

تحلیل روان شناسانه نیاز به ارتباط (انواع عشق) در 35 داستان برگزیده کودکان و نوجوانان (بر اساس نظریه اریک فروم)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات کودک داستان های تألیفی عشق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۷
یکی از نیازهای اساسی آدمی از منظر تمامی روانشناسان، نیاز به عشق و ارتباط است. انسان برای رسیدن به مرحله خودشکوفایی باید دوست داشتن و دوست داشته شدن را تجربه کند. انسان سالم کسی است که بتواند نیازهایش را بدون آسیب رساندن به دیگران، به خوبی تامین کند و این مهارت باید از کودکی به کودکان آموزش داده شود. داستان یکی از مهم ترین ابزارهای آموزشی خصوصاً در دوران کودکی است. می توان با بررسی ارتباط بین شخصیت های داستانی در داستان های گوناگون کودکان و نوجوانان به بررسی نوع و کیفیت عشق در آنها پرداخت و پیرو آن به میزان تاثیرپذیری کودک از داستان و نوع آموزه و کاربرد تربیتی آن بر کودکان مخاطب دست یافت. روش گردآوری اطلاعات در این پژوهش کتابخانه ای و تجزیه و تحلیل اطلاعات به صورت تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. یافته ها نشان می دهد، همه انواع عشق (براساس تقسیم بندی فروم) در نمونه های آماری مطرح شده است. کودک با خواندن داستان ها به جایگاه افراد و تفاوت میان انواع ارتباط آشنا می شود و می داند در مواجهه با افراد مختلف و در «ارتباط»های متعددی که در طول عمر تجربه می کند، چه رفتارهایی را انتخاب کند.
۳۱۶.

بررسی چینش صرفی قوافی در غزلیات حافظ (با تکیه بر قوافی مختوم به یاء)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: قافیه یاء نکره مصدر نسبت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۸
الگوی چینش قوافی، مستخرج از قوافی غزل های حافظ با یای نکره، نسبت، مصدر و فعل است. این پژوهش سعی دارد به این پرسش پاسخ بگوید که آیا روش یا الگویی برای خوانش قوافی با انواع یاء در شعر حافظ وجود دارد؟ این الگو یا روش چینش قوافی چیست؟ با پاسخ بدین پرسش، هدف پژوهش که رسیدن به خوانش درست تر و دقیق تر قوافی در شعر حافظ است محقق می گردد. بر این اساس ثابت می شود در غزلیات حافظ تنها قوافی نکره (با یای نکره) است که بدون اختلاط با قوافی مصدری و نسبت، و کاملاً یکدست کنار هم به کار رفته است (تعداد 36 غزل). بنابراین صفات نسبی (با یای نسبت) و همین طور مصدر (با یای مصدری)، هیچ کدام در هیچ غزلی به صورت یکدست قافیه پردازی نشده است. دلیل اصلی هم قافیه نشدن یای نکره با یای نسبت و مصدر، تفاوت تلفظ و ساخت آوایی این سه نوع یاء است. حدود 13 غزل ممکن است برای عده ای از خوانندگان و تحصیل کنندگان شعر فارسی، بدخوانی ها یا دشواری هایی در خوانش قوافی در پی داشته باشد اما بدیهی است که دشواری خوانش متوجه همگان نیست بلکه این پژوهش می کوشد الگویی برای خوانش قوافی اشعار به ویژه غزلیات ارائه کند تا در صورت امکان، اصل و قاعده ای گردد برای خوانش شعر همه شاعران. قوافی مهم (با یای نکره) که می تواند مشمول دشوارخوانی و بدخوانی باشد بدین شرح است: فلانی، روانی، جوانی، نیکنامی، تمامی، خوشخرامی، دگری، خودکامی، همایی، خماری و تماشایی.
۳۱۷.

نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه در خوانش نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تقلیل گرایی نظریه ادبی نقدِ نقد ادبی نیما یوشیج شعر نو

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۴۷
علم مدرن فرزند «تقلیل گرایی» است. ریشه این اصطلاح به دوران رنسانس و تلاش انسان برای فهم جهان به مثابه کل واحد ازطریق تجزیه و تحلیل اجزاءِ متکثر برمی گردد. بنابراین به نظر می رسد تقلیل گرایی در جهت مثبت کار می کند. اما خواهیم دید این مفهوم در نقد ادبی چه مشکلاتی را به بار خواهد آورد. این پژوهش به نقد دیدگاه های تقلیل گرایانه منتقدان نظریه ادبی و شعر نیما یوشیج می پردازد. نیما به عنوان اولین و مهم ترین چهره در شعر معاصر ایران، نیازمند خوانش دقیق و عمیق است، اما شش منتقد بررسی شده در این نوشتار -سیروس شمیسا، سعید حمیدیان، تقی پورنامداریان، رضا براهنی، شاپور جورکش، و محمود فلکی- گاه در آراءِ خود با رویکردی تقلیل گرایانه، مفاهیم و مسئله های نیما را به جزئیات ساده تر و آسان یاب تر کاهش می دهند. بدین منظور، پس از معرفی انواع تقلیل گرایی، حوز ه هایی نظیر فرم، سوژه و ابژه، زبان، تفسیر، و سمبول در بازخوانی نیماپژوهان واکاوی خواهد شد. با بررسی هریک از این حوزه ها نشان داده می شود که چگونه رویکردهای تقلیل گرایانه باعث از دست رفتن ارتباط اجزاء با کل می شود. نتیجه آنکه نقد ادبی باید به کلیت شعر نو نیز توجه کند و با رفت وبرگشت های مدام از جزء به کل و بالعکس، از رویکردهای یک سویه و تقلیل گرایانه بپرهیزد.
۳۱۸.

امکان سنجی ساخت عروسک از قصه های عامیانه ایرانی با رویکرد صنایع دستی پایدار(بر اساس قصه حسن کچل)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ عامه قصه های عامه عروسک سازی صنایع دستی پایدار کچه دوزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۱۰۰
قصه های عامه بازتاب فرهنگ هر ملت است که از طریق آن می توان به اطلاعاتی ارزشمند دست یافت. این قصه ها، کودکان را با ارزش های اخلاقی آشنا می کند و باعث ارتقای مهارت های اجتماعی کودکان می شود. بسیاری از قصه های عامه، علاوه بر ایجاد سرگرمی، جنبه های آموزشی و تربیتی دارد و کودکان را با آداب و رسوم و فرهنگ های مختلف آشنا می کند. عروسک، یکی از ابزار های مناسب برای انتقال پیام است و قصه گویی با این ابزار می تواند تأثیر زیادی در ذهن کودک داشته باشد. امروزه با ورود عروسک های پلاستیکی با الگوها و مضامین نامناسب غربی، شاهد آسیب های جدی به سلامت روانی و جسمی کودکان و تخریب محیط زیست هستیم. با ساخت عروسک بر مبنای قصه های عامه ایرانی، با رویکرد صنایع دستی پایدار می توان کودکان را با ادبیات و فرهنگ این مرز و بوم در قالب ساخت عروسک های دوست دار محیط زیست آشنا کرد که موجب جذابیت بیشتر قصه ها می شود. با توجه به ضرورت پرداختن به طراحی عروسک هایی هم سو با فرهنگ ایرانی و سازگار با محیط زیست، محققان در پی پاسخ به این پرسش هستند که چگونه می توان بر مبنای قصه های عامه ایرانی عروسک هایی با رویکرد صنایع دستی پایدار، طراحی کرد؟ بدین منظور با درنظر گرفتن ویژگی های عروسک، براساس شخصیت های قصه عامه حسن کچل، با مواد اولیه و تکنیک های پایدار، طراحی و ساخت عروسک ها انجام شد. روش جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به صورت ترکیبی بوده؛ این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تجربی است. عروسک ها بر مبنای شخصیت های قصه های عامه، با تکنیک های کچه دوزی و نمدمالی، طراحی و ساخته شد. نتایج تحقیق حاکی از آن است که برخی شخصیت های قصه های عامه نظیر حسن کچل قابلیت به روزرسانی برای انتقال مفاهیم امروزی را دارد؛ همچنین تکنیک های کچه دوزی و نمدمالی به دلیل استفاده از الیاف طبیعی از صنایع دستی پایدار به شمار می رود و به دلیل قابلیت های فراوان پشم، برای ساخت حجم های مختلف ازجمله عروسک، مناسب است.
۳۱۹.

کاربست تعلیمی نظریه ژان ژاک روسو در مطالعه رمان «به هادس خوش آمدید» اثر بلقیس سلیمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تربیت اخلاقی نظریه روسو بلقیس سلیمانی به هادس خوش آمدید

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
به هادس خوش آمدید داستانی واقع گرا و در بافت خانواده با محوریت شخصیت زن اثرِ بلقیس سلیمانی است. این رمان در زمان جنگ و با توجه به اجتماع دهه شصت ایران ترسیم شد ه است. روسو ناقد «واقعیات جامعه» از انسان، عدالت و حق به صورت فلسفه سیاسی بحث می کند. او انسان ایده ال / بالغ را حاصل تربیتی بر محوریت قانون و آزادی اخلاقی می داند. پژوهش پیش رو با روش کتاب خانه ای و به شیوه توصیفی- تحلیلی درپیِ بررسی تعلیم و تربیت در بستر خانواده و نشان دادن آسیب های موجود در این بستر و بازتاب آن در آینده فرزندان است. در این رمان، شخصیت اصلی یا قهرمان سرخورده می شود؛ زیرا در خانواده ای رشد کرده که قانون آن را پدری سنتی و مستبد تدوین کرده و با زور و ارعاب حق انتخاب را از اعضای خانواده و فامیل گرفته است. براثر نظام فئودالی، گفتمان غالب با پدر است و بر خاندان و ایل نفوذ دارد. اعضای خانواده تعلیم و تهذیب نشده اند، لذا به آزادی اخلاقی تن نمی دهند. از طرف دیگر قانون بدون در نظر گرفتن منفعت عمومی و بدون رضایت اعضا تدوین شده است. شخصیت های داستان که نسخه ای از افراد جامعه هستند، در گذر زمان استحاله می شوند و این تغییر به سوی سراشیبی و خسران است. خانواده پرآسیب و غیرایمن و اعضا بالغ نیستند. از این رو عقوبت و مجازات در شخصیت های داستان به ویژ قهرمان داستان دیده می شود.
۳۲۰.

بازآفرینی اسطوره ققنوس در شعر معاصر فلسطین با تکیه بر رویکرد میرچا الیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسطوره ققنوس شعر فلسطین میرچا الیاده بازگشت به بنیان رستاخیز سیاسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : ۱
اسطوره، نیرویی فعال با وزنی کلان و منشور عملی جوامع بدوی است. شاعران فلسطینی با پیوند اسطوره انسان بدوی به زندگی انسان امروزی، به دنبال رساندن منظوری خاص از دغدغه های خود هستند. آن ها با کاربست اسطوره های گوناگون، از جمله اسطوره ققنوس، تصویری شاعرانه از آلام و رنج های خود به نمایش می گذارند. پژوهش حاضر به روش تحلیلی تطبیقی و با تکیه بر نظریه اسطوره شناسی میرچا الیاده و رویکردی هرمنوتیکی، خوانش شاعران معاصر فلسطین از اسطوره ققنوس را بررسی می کند. در این راستا، ابتدا نمادها، رمزگشایی و ابعاد زبانی و نحوی اشعار تحلیل می شود و سپس بر اساس نظریه الیاده، لایه های پنهان معنایی این اشعار آشکار می شود. با توجه به آرای الیاده در ارتباط با اسطوره های بازگشت به بنیان، نگارندگان پس از کشف چگونگی بازگشت ققنوس، به این مسأله پاسخ می دهند که شاعران فلسطینی با کاربست این اسطوره به خلق چه مضامینی در سروده های خود پرداخته اند. نتایج پژوهش نشان می دهد که سمیح القاسم با نگاهی مأیوس، تنها از ویژگی های پرنده ققنوس برای تصویرسازی شعری استفاده می کند. فدوی طوقان و معین بسیسو با کاربست این اسطوره، به بیان اهداف سیاسی و اجتماعی می پردازند و در مقابل، کاربست این اسطوره در شعر محمود درویش در خدمت مفاهیم شخصی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان