کارکرد زاویه دید روایی و یکان های معنایی در شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک کهن متن های الهیاتی ایران بر پایه آرای ادبی راجر فاولر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۰۴
98 - 123
حوزههای تخصصی:
اهمّیّتِ پیوندِ عناصر زبانی با عناصر ادبی و روایی در بررسی متون مختلف، بیش از هر زمان دیگر مورد توجّه منتقدان ادبی و همین طور زبان شناسان است. در پژوهش حاضر تلاش شده تا به کمک سطوح مختلف زاویهدیدِ روایی و یکان های معناییِ تشکیل دهنده آن ها، چگونگی شکل گیری گفتمان ایدئولوژیک در «ارداویراف نامه» به عنوان یک اثر کهن و الهیاتی از ایران باستان، با ظرفیّت های ادبی و زبانیِ متعدّد، مورد بررسی قرار گیرد. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این پرسش است که این اثر چگونه به کمک سه سطح متفاوت زاویه دید (مکانی، روان شناختی و ایدئولوژیک)، گفتمان ایدئولوژیک خود را به عنوان گفتمان غالب، که نشان دهنده مجموعه ای از ارزش ها و باورهای درون متن است، با خواننده مطرح می کند و شکل می دهد. برای بررسی پاسخِ این پرسش ضمن توجّه به حروف نویسی و آوانویسی این متن، ترجمه ژاله آموزگار از متن فرانسوی فیلیپ ژینیو مدّنظر بوده است. هسته اصلی چهارچوب نظری را آراء راجر فاولر شکل داده و در کنار نظرات وی از بحث های هالیدی، آسپنسکی و ژنت برای گسترش تحلیل های بخش نظری استفاده شده است. یافته های پژوهش که به روش توصیفی- تحلیلی و با بررسی مستقیم یک نمونه مطالعاتی انجام شده نشان می دهد که هرچند «ارداویراف نامه» به عنوان یک متن الهیاتیِ باستانی دارای نویسنده مشخّصی نیست و به قصد ادبیّت نیز خلق نشده؛ امّا به سبب وجودِ عناصر روایی و زبانی مختلف، از ابتدای داستان تا پایان آن در حال شکل دادن گفتمان غالبِ خود است.