مطالب مرتبط با کلیدواژه

روایتمندی


۱.

توالی در روایت؛ بسط مدلِ پل ریکور برای روایت

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: روایت روایتمندی زمانمندی توالی پیوستگی و ارتباط

تعداد بازدید : ۱۱۷۴ تعداد دانلود : ۸۷۵
پل ریکور در میان متفکرانی که به روایت و روایتمندی اندیشیده اند از دو نظر شاخص تر است. یکی اینکه او روشی فلسفی را انتخاب میکند و عمیق تر این موضوع را بررسی میکند و دوم اینکه او در نهایت مدلی برای روایت و میمسیس پیشنهاد می دهد که از جهاتی جدید و روشنگر است. روش فلسفی او پدیدارشناختی و هرمنوتیکی است و شامل دورهای بی پایان حول موضوع اصلی یعنی روایت و رابطه بین روایت و زمانمندی است. مدل او برای میمسیس دارای سه مرحله است شامل پیش درک، درک و برخورد ما با دنیای متن. مدلی هم که برای روایت ارائه می دهد "هماهنگی ناهماهنگ" می تواند تغریبا تمام انواع روایت از تراژدی تا داستانهای مدرن را شامل شود. در این مقاله ما سعی خواهیم کرد ضمن مروری مختصر بر پیشینه مطالعات انجام شده بر روی روایت، آراء ریکور را در این زمینه بررسی کنیم و با روشی آپروتیکال مثل خود ریکور در کنار مرور افکار او به طرح نکاتی جدید بپردازیم. همچنین مسائله ای را طرح خواهیم کرد که خود ریکور کمتر به آن پرداخته است، یعنی بحث توالی در روایت است. به نظر می آید برای نزدیک شدن به مفهوم و معنای روایت، توالی به عنوان اساسی ترین شاخصه روایت می تواند موثر باشد خصوصا اگر توالی را در ارتباط با سه حیطه اصلی تجربه بررسی کنیم یعنی زبان، رابطه علی و معلولی، و زمانمندی.
۲.

خوانش روایی رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک وزیر» بر اساس نظریه دیوید هرمن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ بیهقی بردار کردن حسنک روایت روایتمندی دیوید هرمن

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
تاریخ بیهقی، به عنوان یکی از آثار منحصربه فرد ادبی تاریخی، به دلیل ویژگی های خاص روایی همواره مورد توجه پژوهشگران بوده است. ابوالفضل بیهقی با به کار بردن شیوه های خاص روایت پردازی، مرز میان تاریخ، داستان و روایت را در اثر خود در هم شکسته و از رویدادهای تاریخی، اثر ادبی متمایزی را پدید آورده است. در این جستار، با روش تحلیلی توصیفی، رویکرد روایت شناسی و با استناد به نظریه دیوید هرمن، زوایای مختلف رویداد تاریخی «بردار کردن حسنک» را واکاویدیم. هرمن در بنیان نظری خود، برای تحلیل ساختارِ منجر به روایت مندی، چهار سطح واقع شدگی، توالی رویدادها، جهان پردازی/جهان پریشی و هم بوم پنداری را معرفی می کند. تحلیل روایت بیهقی از این رویداد نشان می دهد که وی در هر سطح، از شیوه های متمایز از سایر مورخان این دوره بهره جسته و توانسته از سطح گزارش فاصله بگیرد و به سطح آفرینش نزدیک شود. در سطح واقع شدگی، بیهقی با چهره های مختلف در ضمن روایت ظاهر می شود و با شگردهای تعاملی و موضع گزینی های متعدد، متن را از تک صداییِ گزارشی خارج می کند. در سطح توالی رویدادها نیز فرایند روایی مشخصی را می بینیم که دارای تعین غایت شناختی است و متن را از حالت گزارشِ صرف فاصله می دهد. بیهقی در سطح سوم روایت با ترکیب عناصر اصلی و فرعی، جهان روایی خود را برساخته است که درنهایت به ایجاد حس هم بوم پنداری در مخاطبان منجر می شود.