تحلیل گزارش های تاریخی رویداد فتنه ی غز با رویکرد روایت شناسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
9 - 30
حوزههای تخصصی:
میان تاریخ و روایت پیوندی ناگسستنی ست که فیلسوفان تحلیلی تاریخ بر آن تأکید دارند. روایت باعث متن شدن اثر تاریخی می شود. در این جستار درصددیم با روش تحلیلی توصیفی و رویکرد روایت شناسی، روایت مندی سه متن تاریخی مهم دوره سلجوقی: سلجوق نامه ظهیرالدین نیشابوری، راحه الصدور و آیه السرور راوندی و مسامره الاخبار و مسایرهالاخیار آقسرایی را از رهگذر خوانش گزارش های تاریخی این مورخان از رخداد تاریخی «فتنه ی غز، اسارت و سرانجام سنجر سلجوقی» تبیین کنیم و نشان دهیم کدام نویسنده-مورخ توانسته تاریخ حادثه ای و پُرماجرا را به روایت تاریخی ماندگاری تبدیل کند. برای تبیین میزان روایت مندی روایات سه گانه، از عناصر: 1.توصیف (مکان، زمان و شخصیت ها)، کشمکش و گذار از یک وضعیت به وضعیتی دیگر، تمامیت و دارا بودن ویژگی غایت شناختی در جهت روایات بهره جستیم و نتیجه گرفتیم تاریخ نویسی در این دوره بنا به دلایلی ازجمله عدم تمایل مورخان به ثبت گزارش تاریخی هم زمان، عدم حمایت حاکمان سلجوقی از مورخین و گذار از عصر خرد به عصر عاطفه و حاکمیت ایدئولوژی در دوران افول تاریخ نگاری سلجوقی ضعیف تر از ادوار دیگراست. روایت راوندی به دلیل حضور عنصر تعلیق فراگیر، مفصل تر از بقیه بوده و در عین نگاه دقیق به سلجوق نامه از آن فراتر رفته و با استخدام های فراوان، از رویداد، آفرینش ادبی مفصلی ترتیب داده است. روایت سلجوق نامه در مرتبه بعدی قرار می گیرد و نمایان گر سیالیّت راوی میان دو سویه ی گزارش و آفرینش، با میل بیشتر به آفرینش ادبی، و روایت آقسرایی در کم ترین حد روایت مندی است.