۱.
اگر پارادوکس را با همه پیچیدگی ها اوج هنر شاعرانه در انتقال مفاهیم بدانیم شیوه های گوناگون تمثیل راهی برای دستیابی به زوایا و ابعاد ابهام آمیز آن به شمار می رود؛ پیوند آرایه های معنوی تمثیل و پارادوکس افزون بر برجسته نمایی نقش آن ها در عمق بخشی، وسعت بخشی و تاثیرگذاری بیشتر کلام می تواند به وجود آورنده ظرفیت های بسیاری در محتوا، ساختار و تصویرسازی های یک اثر ادبی نیز باشد؛ با این همه تاکنون هیچ پژوهش ادبی در این زمینه پدید نیامده است. هدف از انجام این پژوهش بررسی و واکاوی شیوه های گوناگون تمثیل در پارادوکس های غزل حسین منزوی و محمدعلی بهمنی به عنوان دو شاعر جریان ساز در شعر معاصر و همچنین پرداختن به شفاف سازی نقش گونه های تمثیلی در فهم و درک بهتر انواع پارادوکس خواهد بود که با روش تحلیلی-توصیفی بر پایه مطالعات کتابخانه ای صورت گرفته است. نخست پاردادوکس های غزلیات این دوشاعر استخراج و پس از آن نمونه های مشخص شده طبق دسته بندی تمثیل های محتوایی و ساختاری مورد بحث و ارزیابی قرار گرفته اند. نتایج به دست آمده از این پژوهش نشان می دهد پیوند تمثیل و پارادوکس می تواند کارکردهایی چون برجسته سازی تضادها، عمق بخشی به عواطف مورد نظر شاعر، همذات پنداری، ساده سازی مفاهیم، ایجاد چندلایگی و دسترسی به لایه های معنایی و همچنین نقد مسائل اجتماعی را در پی داشته باشد. کارکردهایی که تا کنون به آن پرداخته نشده و هر کدام در جایگاه خود قادر هستند ارزش و عیار یک اثر ادبی را نشان بدهد.
۲.
خرد یکی از مهمترین عناصر مفهومی و واژگانی در پهنه ادب فارسی و دارای رویکردی آفاقی و انفسی در شعر شاعران حکیم و عارفان است و دارای سیر تحول سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی است. تمثیل نیز زبان حقیقت است و از این طریق عقاید و اندیشه های ناب حکما و عرفا جهت فهم مخاطب عینی می شود. در این پژوهش، به روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی . توصیفی، به تحلیل ساختارتمثیلِ خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. و برای رسیدن به این منظور، دیوان شاعرانِ حکیم و عارف قبل از جامی بررسی شد تا در مرحله اول تفاوت خرد و عقل و سیر تحول این دو مفهوم از نظر سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و زبانی مشخص شود. و در مرحله دوم، چگونگی تبیین، تحلیل و تمایز انواع خرد در قالب تمثیل توسط جامی بیان شد. و در نهایت به تحلیل تمثیل انواع خرد در خردنامه اسکندری پرداخته شده است. خرد، در خردنامه اسکندری جامی، مفهومی چندوجهی است که شامل ابعاد عملی، اخلاقی، نظری، عرفانی و سیاسی می شود که دارای دو سیر حکمی و عرفانی است باکارکرد هدایتگری در جهت برقراری عدالت بیان شده است.
۳.
ادبیات داستانی بوشهر-واقع شده در جنوب غربی ایران و کناره خلیج فارس با نویسندگان نسل(دوره) اول تا چهارم خود در داستان نویسی ایران به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. تمثیل به عنوان یک شگرد ادبی همواره یکی از مهم ترین محمل های بازنمایی درون مایه های مقتضای زمانه بوده است که برخی نویسندگان این دوره از توان روایی سنتی این گونه برای بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی-سیاسی در کنار نماد بهره گرفته اند. هدف و ضرورت این مقاله؛ بیان مزایا و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره اول نویسندگی بوشهر است. از آن جا که تا کنون پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند؛ آثار تمثیلی را در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله سال های۱۳۳۲- ۱۳۰۴شمسی(مقارن حکومت پهلوی اول و دوره ی اول پهلوی دوم) بر پایه موضوع و درون مایه نقد و تحلیل کنند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوه کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ جز«رکن زاده» که سعی کرده است وقایع تاریخی عصر خویش را بی کم و کاست نقل کند، دیگر نویسندگان این دوره از تمثیل مستقل، در حین داستان و نماد برای روشن گری و بیان مضامین اخلاقی، سیاسی- اجتماعی بهره برده اند.
۴.
این تحقیق کیفی به بررسی نقش تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی نویسنده در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم می پردازد. هدف این مطالعه شناسایی و تحلیل تمثیل های طبیعت به عنوان وسیله ای برای تسهیل بهزیستی عاطفی است. در دنیای مدرن، افراد با چالش های عاطفی و روانی متعددی مواجه هستند که ناشی از فشارهای اجتماعی، اقتصادی و فردی هستند و بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی تأثیر می گذارند. بنابراین، نیاز به روش های نوین و مؤثر برای مدیریت این چالش ها احساس می شود. تمثیل های طبیعت به عنوان نمادهایی از زیبایی، آرامش و ارتباط با دنیای طبیعی می توانند به عنوان پل ارتباطی میان فرد و احساساتش عمل کنند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تحلیل تمثیل های طبیعت در دلنوشته های اتوبیوگرافی در کتاب فانوسی به ارتفاع آسمان هفتم و تأثیر آن ها بر بهزیستی عاطفی است. این تحقیق به دنبال پاسخ به این سوال است که چگونه تمثیل های طبیعت می توانند به افراد کمک کنند تا تجربیات خود را بهتر درک و بیان کنند. این مطالعه از روش کیفی تحلیل محتوا بهره می برد و محقق با بررسی متون و شناسایی الگوها، تم ها و معانی نهفته در تمثیل های طبیعت، به تحلیل تأثیر این تمثیل ها بر سلامت روان و بهزیستی عاطفی می پردازد. یافته ها نشان می دهد که بهره گیری از تمثیل های طبیعت می تواند به عنوان یک روش درمانی به افراد کمک کند تا افکار و احساسات پیچیده خود را به آسانی بیان و مدیریت کنند. این مقاله پیشنهاد می کند که در برنامه های درمانی و مشاوره ای، از تمثیل های طبیعت به عنوان ابزاری مؤثر برای بهبود سلامت روان و بهزیستی عاطفی استفاده شود.
۵.
سنایی یکی از شاعران عارف است که با بهره گیری از تمثیل، مضامین سنگین عرفانی را با زبانی ساده و گویا به مخاطبانش ارائه می دهد، در واقع تمثیل یکی از گونه های مهم ادبی است که شاعران عارف بدان رغبت ویژه نشان داده اند. ارزش و قابلیت های تمثیل در بیان یک یا چند مفهوم عرفانی یا اخلافی است، سنایی گاه مباحث تمثیلی را از خلال حکایت ها و تمثیل های گوناگون بیان می کند و این اهمیت و قابلیت تمثیل است که برای بیان یک یا چند مفهوم عالی و عرفانی یا اخلافی گنجایش دارد و به همین علت شاعران آن را در قالب مثنوی درآورده اند، در این راستاتمثیل گبر و مرغ یکی از حکایت هایی است که سنایی در آن علاوه بر قصه و داستان پردازی مفاهیم اخلاقی و تربیتی را نیز مدنظر دارد، در واقع حدیقه سنایی به عنوان اولین منظومه تعلیمی عرفانی شناخته می شود که تمثیل های فراوانی پر از پند و نصیحت دارد و چه بهتر که در دل دوست به هر حیله رهی کنیم از این روست که شاعران عارف ما با بهره گیری هوشمندانه از تمثیل به نوعی خواسته اند در دل مخاطبان خود جای بازکرده و به اهداف تربیتی خود نزدیک شوند، اصولاً، طبع آدمی با تمثیل و قصه پردازی موافقت و سازگاریِ فطری و ذاتی دارد. اما این پژوهش آن است که با روش توصیفی – تحلیلی و گرد اوری کتابخانه ای به تبین تمثیل «گبر و مرغ» سنایی و بیان نقش هدایتگری و ارشادی آن در این حکایت از حدیقه می پردازد.
۶.
تمثیل ها، سخنان موجز و لطیف و با محتوای بسیار عمیق هستند که در بافت آن ها عصاره تجربیات بشری به صورت فشرده نهفته شده است. بنابراین تمثیل ها، نمونه های بارز «خَیْرُ الکلامِ ما قَلَّ وَ دَلَّ»، «لفظِ اندک و معنیِ بسیار» به شمار می آیند. شاعران و نویسندگان از رویکرد تمثیلی برای بیان اهداف خود بهره برده اند. سعدی شیرازی نیز با استفاده از تمثیل سعی در انتقال پیام به مخاطب دارد. هدف پژوهش این است که با دقت تمام به بررسی جلوه های تمثیلی زندگی خوب از دیدگاه مارتین سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی پرداخته شود. این مقاله به شیوه کتاب خانه ای و از طریق فیش برداری به شیوه توصیفی-تحلیلی در بوستان و گلستان سعدی صورت گرفته است و تلاش شده است به این پرسش پاسخ داده شود که جلوه های زندگی خوب از دیدگاه سلیگمن در بوستان و گلستان سعدی چه نقش و جایگاه تمثیلی نمادینی دارد؟ نتایج حاصل نشان می دهد با توجه به نظریه سلیگمن و فضایل او، رویکرد سعدی در اصلاح جامعه مبتنی بر همدلی و یاری رسانی به هم دیگر است که با استفاده از آرایه تمثیل آن ها را بیان کرده است. شخصیت های داستان های او جملگی مثبت نگر، امیدوار به آینده، با روحیه، شاد، مشتاق به زندگی، سعادتمند و خشنود هستند.