«جنگِ روایت ها» برایِ تصاحبِ سنایی؛ کالبدشکافیِ دو پارادایمِ کلاسیک و مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۷
25-42
حوزههای تخصصی:
«مسئله سنایی» و ناهمخوانیِ بنیادین میانِ ساحت هایِ گوناگونِ آثارِ او از مدایحِ درباری و هزلیاتِ بی پروا تا زهدِ متعالی چالشی دیرپا در تاریخِ ادبیاتِ فارسی است که غالباً به معمایی زندگی نامه ای فروکاسته می شود. واکاویِ تاریخِ خوانش هایِ دیوان های این شاعر آشکار می سازد که دو جریانِ مسلطِ سنایی شناسی، یعنی سنتِ تذکره نویسیِ کلاسیک و پژوهش هایِ متن محورِ مدرن، علی رغمِ تفاوت هایِ روش شناختی، در یک پیش فرضِ معرفت شناختی هم داستان بوده اند: «مغالطه کُل نگری» یا اصرار بر کشفِ وحدتی ارگانیک در آرشیوی ذاتاً ناهمگون. این تمایلِ مفرط به یکپارچه سازی، ریشه در فرافکنیِ ناخودآگاهِ مختصاتِ «فرهنگِ چاپ» بر «فرهنگِ نسخه برداری» دارد؛ جایی که مفهومِ مدرنِ «اثر» (به عنوانِ کلیتی منسجم و بازتاب دهنده مؤلفی واحد) جایگزینِ واقعیتِ سیالِ تولیدِ متن در دورانِ پیشامدرن شده است. در حالی که پارادایمِ کلاسیک می کوشید با ابزارِ «گزینش و سانسور»، تصویری قدیس گونه و پیراسته از شاعر برسازد، پژوهشگرانِ مدرن با بهره گیری از ابزارِ «سنتز»، در پیِ حلِ منطقیِ تناقضات و ترسیمِ شخصیت روان شناختیِ منسجم برایِ شاعر بوده اند. گذر از این بن بستِ تفسیری، نیازمندِ پذیرشِ چارچوبِ «کثرتِ کارکردی» است. در این نگرش، سنایی نه به مثابه مؤلفی با دغدغه وحدتِ درونی، بلکه همچون «صنعت گری» ماهر تصویر می شود که متونی کارکردی را به اقتضایِ «موقعیت» و برایِ کارکردهایِ اجتماعیِ متفاوت از دربار و محافلِ خصوصی تا خانقاه و منبر تولید کرده است. بدین سان، تضادهایِ موجود در «دیوان»، نه بازتابِ آشفتگیِ ذهنِ تولیدکننده، بلکه محصولِ ماهیتِ «آرشیوی» آثار و پیامدِ گردآوریِ پسینیِ قطعاتی است که در واقع برایِ خوانشِ یکجا و همزمان طراحی نشده بودند.