مطالب مرتبط با کلیدواژه
۱.
۲.
۳.
۴.
۵.
۶.
گونه زبانی
حوزههای تخصصی:
دهستان طرود واقع در مرز جنوبی استان سمنان و بلحاظ تقسیم بندی جغرافیایی جدید زیرمجموعه شهرستان شاهرود به شمار می رود. گونه زبانی رایج در این دهستان دورافتاده -که همانندی فراوانی با گویش های خراسانی دارد- به دلایل گوناگون، از جمله دوری از محیط های بزرگ، تا حد زیادی دست ناخورده باقی مانده است. هم از این رو پژوهش علمی پیرامون واژگان، اصطلاحات و تعابیر این گونه زبانی می تواند افزون بر مزایای مردم شناسانه و زبان شناسانه آن، در گشودن برخی ازگره های زبانی و معنایی متون کهن فارسی مفید و راهگشا باشد. پژوهش پیش رو می کوشد با دسته بندی مهم ترین واژگان و اصطلاحات درپیوسته با پیشه شترداری در دهستان طرود، که طی یک پژوهش میدانی گردآوری شده و پس از تکمیل با کمک منابع کتابخانه ای به صورت موضوعی تدوین شده، به نکاتی دیگر از قبیل واژگان همانند در دیگر گویش های ایرانی، وجوه اشتقاق آنها، ریشه یابی برخی واژه های کهن ایرانی و آداب و رسوم ساربانی در این گونه زبانی اشاره شده است.
تحلیل و بررسی تنوع واژگانی در آبادی های شهرستان خرم آباد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داده های این پژوهش از اطلس زبانی استان لرستان اقتباس شده که در قالبِ اصطلاحات خویشاوندی، واژه های مربوط به عینیت های طبیعی، واژه های مرتبط با بدن انسان، نام حیوانات، واژه های مربوط به گیاهان، واژه های مربوط به عینیت های انسان ساز، ضمیرها، قیدهای اشاری- مکانی و ادات پرسشی و عددها دسته بندی شده اند. گونه های زبانیِ آبادی هایی که داده های آنها بررسی و تحلیل شده اند، از زبان های لُری و لکی هستند که داده های هر یک به صورت جداگانه بررسی و تحلیل شده است. پیکره بررسی شده، هم تنوع دَرخورِتوجه زبانی شهرستان خرم آباد را نشان می دهد و هم تنوع واژگانیِ گونه های زبانی آبادی های این شهرستان را. یافته های پژوهش نشان می دهد که در هر دو زبان لری و لکی، مقوله واژگانی «عددها» کمترین ضریب تنوع، و مقوله واژگانیِ «عینیت های انسان ساز» بیشترین ضریب تنوع را در میان مقوله های واژگانی بررسی شده داشته اند. همچنین بررسی داده ها نشان می دهد که واژه هایی همچون «پدر»، «زبان»، «نان» و «خون» کم ترین تنوع را در گونه های زبانی بررسی شده داشته اند، و از این رو آنها را باید از بنیادی ترین واژه های این گونه های زبانی دانست.
شناسایی ویژگی های نحوی زبان ارتباط علمی در آثار علمی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف: هدف از انجام این پژوهش عرضه تصویری کلی از ویژگی های نحوی زبان علم فارسی است. روش: برای پاسخ به پرسش های پژوهش از روش اسنادی استفاده شده که زیرمجموعه رویکرد کیفی است. برای شناسایی ویژگی های نحوی زبان علم، 90 مقاله در نشریه های علمی-پژوهشی در دو حوزه علمی (علوم انسانی و علوم پایه) و سه رشته دانشگاهی (زبان شناسی، زمین شناسی، و شیمی) به روشِ هدف مند نمونه گیری شدند. این مقاله ها به شکل متن وارد نرم افزار «کیودی اِی ماینر لایت» مطالعه و کدگذاری شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان دادند که از ویژگی های نحوی غالب و مشترکِ زبان علم فارسی استفاده از وجه اخباری و زمان حال ساده است. افزون بر این، پدیدآوران فارسی زبان بیشتر ترجیح می دهند که در آثارشان از جملات ساده استفاده کرده و جمله هایشان را در وجه مجهول بیان کنند. وجه اخباری و زمان حال ساده بیشترین فراوانی را در فرایند کدگذاری به خود اختصاص دادند. پدیدآوران فارسی زبان آثار علمی کوشیده اند تا در آثار خود از زبانی بهره برند که محترمانه تر به نظر آید و همچنین به سبک و سیاق نوشتارهای علمی گذشته می نگارند؛ سبکی که با توجه به تأکیدهای امروزی بر ترویج علم شاید چندان کارآمد نباشد. اصالت/ارزش: این مطالعه نخستین کوشش برای شناسایی ویژگی های زبان علم در زبان فارسی به روشِ تجربی و با کمک داده های میدانی است. یافته های این پژوهش می تواند در آموزش زبان علم به کار مدرسان و مؤسسه های آموزشی آید. افزون بر این، نهادهایی همانند فرهنگستان زبان و ادب فارسی در سیاست گذاری هایشان می توانند از این یافته ها بهره برند. یافته های این پژوهش در زبان شناسی رایانشی نیز کاربرد دارد.
کاربرد ضمیر فاعلی در گونه فارسی گفتاری و نوشتاری معیار؛ مقایسه ای پیکره بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فارسی، زبانی ضمیرانداز است و حذف ضمیر در نقش فاعل را مجاز می شمارد. در این پژوهش کاربرد ضمیر فاعلی در دو گونه فارسی گفتاری و نوشتاری معیار با هم مقایسه شده است. داده های گفتار طبیعی فارسی از پیکره گفتاری هم بام، مصاحبه های تاریخ شفاهی (هاروارد و آرته باکس) و مذاکرات مجلس شورای اسلامی (دوره هشتم)، و داده های نوشتاری از پیکره وابستگی نحوی برگرفته شده است. با استفاده از روش های پیکره بنیاد، کاربرد ضمیر فاعلی در گفتار و نوشتار فارسی بررسی شد و نتایج به دست آمده از مقایسه آن ها نشان داد که به طورکلی میزان کاربرد ضمیر در این دو گونه اختلاف درخور توجهی با هم ندارد؛ اما در جمله های فاعل آغازیِ گونه گفتاری بیش از نیمی از ضمایر در نقش فاعل آمده که در گونه نوشتاری این تعداد برابر با یک سوم کل ضمیرها است. این امر نشان دهنده آن است که گویشور هنگام صحبت کردن در اکثر موارد از ضمیر فاعلی برای تأکید استفاده می کند. همچنین ضمیرهای اوّل شخص در هر دو گونه بیشتر از سایر ضمیرها به کار برده شده است که رابطه مستقیم بین میزان ظهور ضمیر فاعلی و مؤکدبودن آن را تأیید می کند.
همزه در زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه فرهنگستان دوره ۲۴ خرداد و تیر ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶) ویژه نامه زبان ها و گویش های ایرانی
13 - 36
حوزههای تخصصی:
همزه تحت تأثیر جایگاه واجی، سیاق و سرعت گفتار تظاهر آوایی مختلف دارد و در مقایسه با همخوان های دهانی بیشتر در معرض حذف و کاهش قرار می گیرد. از نظر آوایی، همزه یک انفجاری بی واک چاکنایی است و در توصیف واجی آن فقط مشخصه چاکنای منقبض تمایزدهنده است. هدف این مقاله توصیف و تبیین یکپارچه ای از واج گونه های همزه در چارچوب نظریه بهینگی است. برای این منظور، با استفاده از یک واژگان، همزه در 5 جایگاه ساختاری شامل اول کلمه، بین دو واکه، پایانه هجا، ابتدای تکواژ غیرفارسی و فارسی در کلمات مرکب، و در گونه های رسمی و غیرتأکیدی، رسمی و تأکیدی، و غیررسمی بررسی شده است. عامل اصلی فرایندهای واجیِ همزه محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» است که از رهگذر فرایندهای حذف، کاهش و جایگزینی در تلفظ کلمات تظاهر آوایی پیدا می کند. سرانجام دستور تلفظ همزه برای گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی و گونه غیررسمی به صورت رتبه بندی محدودیت ها و در چارچوب رویکردهای دستورهای چندگانه و دستورهای مرتب پاره ای به دست داده شده است. در دستور گونه رسمی تأکیدی و غیرتأکیدی که به تلفظ همزه وفاداری بیشتری دارد، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای پایین ترین اولویت در رتبه بندی و در دستور گونه غیررسمی که به تلفظ همزه وفادار نیست، محدودیت «داشتن محل تولید دهانی» دارای بالا ترین اولویت در رتبه بندی محدودیت هاست.
گونه شناسی زبانی نسخه خطی «خُطَب»: مطالعه ای تطبیقی با تکیه بر متون همگون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«گونه شناسی» شاخه ای نوظهور از دانشِ زبان شناسی است که به بررسی، مقایسه و طبقه بندی زبان ها بر اساس ویژگی های ساختاری مشترک آنها می پردازد. نظریه گونه شناسی بر این پیش انگاره بنیادین استوار است، که آیا می توان آثار نویسندگان و سرایندگان مناطق مختلف جغرافیایی ایران را با وجود اختلافات زبانی چشمگیر، از منظرِ سبک و سبک شناسى یکسان انگاشت و همگى را بی توجه به ناهمگونی های واژگانى و ساختارى و آوایىِ موجود در این متون، در قالب یک دوره تاریخى و سبک خاص مورد بررسی قرارداد؟ گونه شناسی با طرح این دو ویژگی، یعنی شناخت کاربرده ای زب ان فارس ی درحوزه های مختلف جغرافیایی و دوره های زمانی معین، سنجه هایی را فراهم می آورد که به کمک آنها می توان گونه زبانی اصیل یک متن، مکان و زمان تقریبی تألیف آثار بی شناسنامه را شناسایی کرد. این پژوهش با رویکردی قیاسی- استقرایی انجام شده است و در آن تلاش می شود تا با شناسایی نظام های آوایی، ساختاری و واژگانی (گونه شناسی) متن و مقایسه این نظام ها با متون همگون، گونه زبانی کتاب و مکان تقریبی تألیف آن مشخص گردد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که روند گرایش گونه ها و گویش ها به سوی شکل گیری زبان فارسی معیار در تمامی مناطق فارسی زبان، به شکلی یکسان و همزمان روی نداده است. گونه زبانی کتاب، گونه فرارودی (ماوراء النهری) است. کاربرد لهجه ها و گویش های محلّی منطقه فرارود و پیوندِ عمیق متن با بافت تاریخی و اجتماعی دوره خود و تأثیر پذیری همزمان از زبان های سغدی و پهلوی در کنار ساختارهای زبان عربی، از عوامل اصلی تشخص بارز زبانی آن به شمار می رود.