فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۲۴۱ تا ۱٬۲۶۰ مورد از کل ۳۷٬۲۵۷ مورد.
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۸
75 - 87
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس نقش طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی انجام شد. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان 18 تا 30 ساله با تابعیت ایرانی در نیمه نخست سال 1403 بود که از میان آنها 400 نفر نمونه، به شیوه داوطلبانه انتخاب شد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه-فرم کوتاه یانگ (1994)، پرسشنامه حساسیت به طرد داونی و فلدمن (1996) و چک لیست نشانه های افسردگی باقرزنجانی (1395) جمع آوری شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون و مدل سازی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان داد مدل پیش بینی اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک بر اساس طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد با میانجی گری حساسیت به طرد بین فردی برازش مناسبی دارد. همچنین تأثیر مستقیم حساسیت به طرد بین فردی و تأثیر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد از طریق حساسیت به طرد بین فردی بر اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک تأیید شد. منطبق با یافته های این پژوهش، طرحواره های ناسازگار اولیه حوزه بریدگی و طرد و حساسیت به طرد بین فردی، احتمالاً می توانند از عوامل مؤثر در بروز اختلال افسردگی با ویژگی های آتیپیک باشد. لذا، توجه به این عوامل می تواند راهنمایی برای متخصصان، جهت برنامه ریزی های اختصاصی برای درمان این اختلال باشد.
اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
163 - 174
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تعیین اثربخشی روش آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان پیش دبستانی شهر تبریز بود. جامعه آماری شامل نوآموزان 4 و 5 ساله ی شهر تبریز در سال تحصیلی 99-98 بود. نمونه شامل 40 نوآموز بود که 20 نفر به عنوان گروه آزمایشی و 20 نفر به عنوان گروه کنترل به روش نمونه گیری غیرتصادفی در دسترس انتخاب شدند. در قالب طرح نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و اجرای آزمون تورنس فرم ب تصویری و آزمون مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (SSRS) اطلاعات لازم جمع آوری شد. پس از برگزاری دوره آموزشی های اسکوپ طی 3 ماه و تحلیل داده ها با روش کواریانس، نتایج نشان داد که الگوی آموزشی های اسکوپ بر خلاقیت و مهارت های اجتماعی نوآموزان موثر بوده است.
ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره متوسطه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های نوین روانشناختی سال ۲۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۹
192 - 205
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی ارائه مدل اعتیاد به شبکه های اجتماعی بر اساس سبک های دلبستگی با نقش میانجی حمایت اجتماعی ادراک شده در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بود. پژوهش از نوع کاربردی و روش پژوهش همبستگی به شیوه مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول و دوم شهر کرج در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. حجم نمونه بر اساس مدل کلاین و با روش نمونه گیری در دسترس (شیوه آنلاین) 400 نفر انتخاب شد. ابزار گردآوری داده های پژوهش شامل پرسشنامه اعتیاد شبکه های اجتماعی (SNAS)، مقیاس تجدیدنظر شده سبک های دلبستگی بزرگسالان (RAAS) و مقیاس چندبعدی حمایت اجتماعی ادراک شده (MSPSS) بود. تحلیل آماری داده ها با استفاده از نرم افزار AMOS ویرایش 24 انجام گرفت. یافته های پژوهش نشان داد که دلبستگی ایمن (0/62- =β و 0/05>p)، دلبستگی دوسوگرا (0/37=β و 0/05>p)، دلبستگی اجتنابی (0/31=β و 0/05>p) و بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی دارای اثر مستقیم معنادار بود. در نهایت حمایت اجتماعی ادراک شده بر اعتیاد به شبکه های اجتماعی (0/36- =β و 0/05>p) دارای اثر مستقیم و معنادار بود و توانست در رابطه بین سبک های دلبستگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی نقش میانجی معنادار ایفا کند. همچنین مدل نهایی پژوهش از برازش مطلوبی برخوردار بود (0/066=RMSEA و 0/05>p) و 83 درصد اعتیاد به شبکه های اجتماعی تبیین می شود. می توان نتیجه گیری کرد که با توجه به نقش میانجی معنادار حمایت اجتماعی ادراک شده، می توان با به کارگیری مداخلات موثر همانند آموزش حمایت اجتماعی و مداخلات دلبستگی محور از بروز اعتیاد به شبکه های اجتماعی در دانش آموزان دختر دوره متوسطه کاست.
Differences in Emotion Regulation in Students with Oral Test Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Oral exams are a threatening situation for students, and avoidance behaviours such as postponement and expression inhibition, are ways of coping with tests anxiety. Present study aims to classify students into profiles based upon their levels of test anxiety and behavioural avoidance and explore differences in cognitive-regulation strategies and skills across the profiles. Participants (N=155) completed self-reports in an online survey. Latent class analysis identified four profiles of students combining levels of test anxiety, expression inhibition, and postponement. Multivariate analysis of variance indicated differences across groups in emotion regulation strategies with catastrophizing and rumination as the most employed in highly test anxious groups, and positive reappraisal in lowest test anxiety groups. In emotion regulation difficulties, the most distressed groups exhibited more deficits to control interference in goal-oriented behaviours, control impulses and emotion acceptance, compared with the remaining groups. Results support inclusion of emotion-regulation training in treatment of oral test anxiety.
The relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors: the mediating role of positive and negative emotional motivations in college students(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Impulsive and risky behaviors include behavioral choices that may expose people to serious risks of harm. Therefore, the present study was conducted with the aim of the relationship between adverse childhood experiences and impulsive and risky behaviors, the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. In terms of purpose, the research was applied, and in terms of the implementation, the correlation based on structural equations. The statistical population of the research included the students of Islamic Azad University, Babol in 1402-1403, and 200 people were selected as a sample by sampling method. Questionnaires risk tolerance of Zadeh Mohammadi et al. (2003), childhood trauma by Bernstein et al. (2003); Bernstein et al.'s childhood trauma (2003): Positive and negative effect, Watson and Telgen were used to collect data. The collected data were analyzed using structural equations in SPSS and AMOS software. The results showed that adverse childhood experiences and negative emotional motivations have a positive and direct effect on impulsive and risky behaviors, and positive emotional motivations have a direct negative effect on impulsive and risky behaviors. Also, adverse childhood experiences have an indirect effect on impulsive and risky behaviors with the mediating role of positive and negative emotional motivations in students. Therefore, various types of abuse or neglect and ignoring their needs and types of abuse in the context of family or society can have long-term harmful effects and cause risky and impulsive behaviors in the future
نقش خود راهبری در پرورش استعداد کودکان در شرایط قرنطینه
منبع:
سلامت روان در مدرسه دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
141 - 145
حوزههای تخصصی:
همزمان با ظهور و پیدایش اینترنت، آموزش مجازی رشد زیادی داشته است. این شیوه فرصت آموزش در خارج از مرزهای یک کشور یا دولت را برای همگان ایجادکرده است.همچنین در زمان قرنطینه آموزش ها به سوی آموزش در فضای مجازی کشیده شده است.در کنار مزایای بسیاری که دارد نباید از مضرات آن هم غفلت کرد بنابراین پژوهش حاضر با هدف تاثیر خود راهبری در پرورش استعداد کودکان در شرایط قرنطینه انجام شده. این پژوهش به روش مروری با استفاده از پایگاه های معتبراطلاعاتی منابعی با کلید واژه های خود راهبری، پرورش استعداد، مسئولیت پذیری، کودکان برگزیده. یافته ها حاکی از آن است که خودراهبری کودکان با توجه به زمان قرنطینه و استفاده درست از فضای مجازی سبب پرورش استعدادهای شناختی بسیاری شود. اهمیت این پژوهش میتواند جلوگیری از بروز بزهکاری در کودکان و نوجوانان به علت استفاده افراطی از فضای مجازی باشد. همچنین میتوان افزود این پژوهش چشم اندازی در جهت پرورش استعدادهای شناختی و فیزیکی(ورزشی) به معلمان و مدیران مدارس بدهد.
The Effect of Self-Regulatory Education Based on the SRSD Model on Executive Function in Children with Learning Disabilities in Math and Writing Problems(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Backgrounds: Children with learning disabilities are children who are weak in one or more basic psychological processes. Executive function is one of the important cognitive processes that play an important role in academic performance. Objectives: In this regard, the present study aimed to prepare a self-regulatory education program based on SRSD and investigate its effectiveness on executive function, Cognitive-Learning content areas and academic achievement of children with learning disabilities. Methods: The present study is a semi-experimental study with pre-test and post-test .sample of 30 children with learning disabilities in Gorgan, including 15 in the control group, and 15 in the experimental group was selected. The instruments used in this study included LEAF scale (2016) and WISC-IV (2003), which was implemented and scored in two stages, before and after the self-regulation training program based on SRSD. Data analysis was performed using multivariate variance analysis using SPSS software version 26. The P<0.05 were considered for data analysis and as significant levels respectively. Results: The results of multivariate variance analysis showed self-regulatory education has been able to reduce weaknesses in Cognitive-Learning content areas (Comprehension and Conceptual Learning) (p<0.001), executive function components (Factual Memory, Attention, Visual-Spatial Organization, Sustained Sequential Processing, Working Memory, Novel Problem Solving) ) (p<0.001), academic achievement (Mathematics Skills, Basic Reading Skills, Written Expression Skills) (p<0.001) and promote the components in these children. Conclusion: The findings of this study show that educational program can be effective in improving cognitive learning content, executive function components, and academic achievement in children with learning disabilities.
بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خود محوری در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
159 - 177
حوزههای تخصصی:
ارزیابی خود محوری در جنبه های مختلف زندگی، در مسئله تشخیص و درمان در تمامی دوره های سنی اهمیت دارد. با توجه به نبود ابزار مجزا در ایران جهت سنجش این سازه روانشناختی، پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روان سنجی مقیاس خودمحوری در دانشجویان دانشگاه شهید چمران اهواز صورت گرفت. بدین منظور مقیاس خودمحوری به روش ترجمه و ترجمه معکوس آماده سازی شد و از بین کلیه دانشجویان مقطع کارشناسی دانشگاه شهید چمران اهواز در سال تحصیلی 1402-1401 تعداد 300 دانشجوی دختر و پسر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. این افراد مقیاس خودمحوری تاجمیر ریاحی و همکاران (2022)، پرسشنامه شخصیت خودشیفته آمز و همکاران (2006)، سؤالات بعد خودمحوری ماکیاولی پرسشنامه تجدید نظر شده اختلالات شخصیت ضداجتماعی سورمن (2016) و پرسشنامه همدلی داویس (1983) را تکمیل کردند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ، ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی اکتشافی با استفاده از نسخه 26 نرم افزار SPSS انجام شد. آلفای کرونباخ برای مقیاس خودمحوری 884/0 به دست آمد. همچنین ضرایب همبستگی پیرسون نشان دادند که مقیاس خودمحوری از روایی همگرا و واگرای مناسب و قابل قبولی برخوردار است. همچنین نتایج تحلیل اکتشافی شنان داد که تنها عامل استخراج شده درمجموع 70/55 درصد از واریانس را تبیین می کند. از طرف دیگر نتایج نشان داد که بین دانشجویان دختر و پسر ازنظر میزان خودمحوری تفاوت معنی داری وجود ندارد. به طورکلی یافته های پژوهش حاضر نشان داد که نسخه فارسی مقیاس خودمحوری ابزاری مناسب برای ارزیابی خودمحوری دانشجویان است.
رابطه جهت گیری های هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی: نقش واسطه ای ادراکات خودکارآمدی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۷۷
103 - 131
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش واسطه ای ادراکات خودکارآمدی در رابطه جهت گیری های هدف و کانون کنترل درونی با اشتیاق تحصیلی انجام شد. از جامعه دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه شهر تبریز در سال تحصیلی ۱۴۰3-۱۴۰2 تعداد 235 نفر با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه جهت گیری هدف الیوت و مک گریگور (2001)،پرسشنامه کانون کنترل راتر (1966)، پرسشنامه خودکارآمدی عمومی شرر (1982) و پرسشنامه اشتیاق تحصیلی فردریکز و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل مسیر نشان داد که اثر مستقیم جهت گیری های عملکردی- گرایشی، تسلطی- گرایشی، عملکرد ی-اجتنابی، کانون کنترل درونی و ادراکات خود کارآمدی بر اشتیاق تحصیلی مثبت و معنادار است. در مقابل، جهت گیری تسلطی-اجتنابی اثر مستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی نداشت. همچنین، اثر مستقیم جهت گیری های عملکردی- گرایشی، تسلطی- گرایشی، عملکردی- اجتنابی و کانون کنترل درونی بر ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنا دار است؛ در حالی که اثر مستقیم جهت گیری تسلطی-اجتنابی بر ادراکات خودکارآمدی معنادار نبود. بعلاوه اثر غیرمستقیم جهت گیری های عملکرد ی-گرایشی، تسلطی -گرایشی، عملکردی- اجتنابی، کانون کنترل درونی بر اشتیاق تحصیلی بواسطه ادراکات خودکارآمدی مثبت و معنا دار است؛ اما جهت گیری تسلطی-اجتنابی از لحاظ آماری اثر غیرمستقیم معناداری بر اشتیاق تحصیلی از مسیر ادراکات خودکارآمدی نداشت. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تقویت ادراک خودکارآمدی و جهت گیری هدف مثبت می تواند نقش مؤثری در افزایش اشتیاق تحصیلی دانش آموزان ایفا کند. به ویژه، ایجاد حس کنترل و تسلط در امور تحصیلی می تواند انگیزه و تعهد تحصیلی آن ها را ارتقا بخشد و زمینه ساز موفقیت بیشتر شود.
طراحی الگو و اعتباریابی برنامه درسی دوره پیش دبستانی با تأکید بر مهارت های زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
62 - 34
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف طراحی الگو و اعتباریابی برنامه درسی دوره پیش دبستانی با تأکید بر مهارت های زندگی صورت پذیرفته است. پژوهش حاضر به لحاظ هدف پژوهشی کاربردی – توسعه ای و به لحاظ اجرا آمیخته اکتشافی (کیفی-کمی) بود. در این راستا در بخش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون به ارائه الگو پرداخته شده است. جامعه آماری بخش کیفی 15 نفر از خبرگان حوزه برنامه درسی، روانشناسی و مدیران مهدکودک استان فارس با استفاده از نمونه گیری هدفمند تشکیل می دادند. جامعه آماری بخش کمی شامل کلیه مربیان مهد کودک استان فارس به تعدا 5112 نفر تشکیل بود؛ که بر اساس فرمول کوکران و شیوه خوشه ای دومرحله ای تعداد 375 نفر، در پژوهش شرکت داده شدند. به منظور گردآوری داده ها در بخش کیفی از مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی از پرسشنامه 69 سوالی محقق ساخته استفاده گردید. جهت تحلیل اطلاعات بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی، تکنیک تحلیل عاملی تأییدی مورد استفاده قرار گرفت. مدل احصا شده از نتایج بخش کیفی پژوهش دارای 9 مؤلفه اصلی و 69 شاخص شامل: آموزش حقوق شهروندی (ده شاخص)، مدیریت احساسات(پانزده شاخص)، تفکر انتقادی(هفت شاخص)، حل مسأله (یازده شاخص)، تفکر خلاق(هفت شاخص)، مهارت ارتباطی(ده شاخص)، مهارت تصمیم-گیری(شش شاخص)، خودآگاهی(هفت شاخص) و بهداشت جسمی(شش شاخص)" بوده است. در بخش کمی نیز روایی و پایایی مدل تحلیل عاملی تأییدی به ترتیب با استفاده از تکنیک های روایی سازه – همگرا و پایایی مرکب مورد تأیید قرار گرفت.
بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات روانشناسی تربیتی سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۹
266 - 244
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی بود. روش پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و اعتباریابی آزمون بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا همدان در سال تحصیلی 1404-1403 بود. برای تعیین حجم نمونه، با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای، تعداد 413 نفر از دانشجویان انتخاب شدند و پرسشنامه ذهن آگاهی تحصیلی (نادری پور و همکاران، 2024)، مقیاس سازگاری تحصیلی (اندرسون و همکاران، 2016)، و پرسشنامه جهت گیری منفی به مشکل (رابی چاوود، داگاس، 2005) را تکمیل نمودند. داده ها با استفاده از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. بررسی داده ها در تحلیل عاملی اکتشافی نشان داد که هر 20 گویه بار عاملی قابل قبولی دارند و یافته ها بیانگر پنج عامل (شفقت به خود، پذیرش بدون قضاوت، حضور در لحظه، انجام وظایف همراه با آگاهی و گوش دادن با توجه کامل) بودند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که پرسشنامه برازش قابل قبولی دارد. علاوه بر این، نتایج بیانگر آن بود که بین ذهن آگاهی تحصیلی با سازگاری تحصیلی و جهت گیری منفی به مشکل رابطه ای معنادار وجود دارد. همچنین، نتایج نشان داد که ضریب آلفای کرونباخ پرسشنامه از وضعیت قابل قبولی برخوردار است. با توجه به یافته های پژوهش حاضر، می توان نتیجه گرفت که پرسشنامه ی ذهن آگاهی تحصیلی روایی و پایایی مناسبی دارد. بنابراین، این ابزار می تواند اطلاعات علمی مفیدی درباره ی محیط های تحصیلی، فرد و یادگیری در اختیار پژوهشگران قرار دهد و زمینه را برای برنامه ریزی صحیح به منظور کاهش مشکلات در محیط های تحصیلی و یادگیری فراهم کند.
ویژگی های روان سنجی مقیاس سواد هوش مصنوعی(AILS-CCS) در دانشجویان ایرانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندازه گیری تربیتی سال ۱۵ زامستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
129 - 157
حوزههای تخصصی:
هم گام با پیشرفت فناوری و محصولات هوش مصنوعی، آمادگی، شناخت و مهارت در این زمینه به یک مسئله ی مهم برای کاربران این نوع از فناوری در شاخه های مختلف علمی، تجاری، صنعتی و حتی نظامی تبدیل شده است. از این رو پژوهش حاضر با هدف بررسی ویژگی های روانسنجی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی ما و چن (2024) بر روی دانشجویان انجام شد. در این پژوهش 250 دانشجوی کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری از سه دانشگاه قم، لرستان و صنعتی تفرش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. سپس دانشجویان به مقیاس سواد هوش مصنوعی پاسخ دادند. در بخش نخست نتایج تحلیل مؤلفه های اصلی، بر ساختار تک عاملی مقیاس تأکید کرد. در مرحله ی بعد نتایج تحلیل عامل تأییدی، ساختار تک عاملی مقیاس را مورد تأیید قرار داد. یافته ی مربوط به ضریب آلفای کرونباخ نیز نشان داد که این مقیاس از همسانی درونی لازم برخوردار است. در مجموع، مطالعه ی حاضر شواهدی در حمایت از روایی و پایایی نسخه ی فارسی مقیاس سواد هوش مصنوعی در بین نمونه ی دانشجویان ایرانی فراهم آورد. بر اساس نتایج به دست آمده می توان چنین عنوان کرد که این مقیاس به عنوان ابزاری معتبر برای سنجش میزان سواد هوش مصنوعی در بین دانشجویان قابل استفاده است.
مقایسه تاثیر آموزش مهارت های توجه آگاهی و بازی های شناختی رفتاری بر حل مساله در دانش آموزان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه تاثیر آموزش مهارت های توجه آگاهی و بازی های شناختی رفتاری بر حل مساله در دانش آموزان ابتدایی انجام شد. روش شناسی: روش تحقیق حاضر نیمه آزمایشی است و برای جمع آوری داده ها از طرح پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری (سه گروهی) با دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دوره دوم ابتدایی (کلاس 4 تا 6) منطقه 7 شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1402، تشکیل دادند که از بین آنها، 45 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (هر گروه 15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) گمارده شدند. گروه آزمایش توجه آگاهی به مدت 12 جلسه 90 دقیقه ای و گروه آزمایش بازی های شناختی رفتاری نیز 12 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند. ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر شامل پرسشنامه حل مسئله (هپنر و پترسون،1987) بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه از طریق نرم افزار spss-v24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر) انجام گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که هر دو مداخله به کار رفته در این پژوهش می توانند به طور معناداری حل مساله دانش آموزان ابتدایی را بهبود بخشند. با این تفاوت که میزان تغییر در حل مساله در گروه بازی درمانی بازی های شناختی رفتاری بهبود بیشتری نسبت به آموزش مهارت های توجه آگاهی داشته است (0.01 > p). نتیجه گیری: این یافته ها نشان دهنده اهمیت توجه آگاهی در فرآیند یادگیری و حل مسأله در سنین ابتدایی است و می تواند به عنوان مبنای طراحی برنامه های آموزشی مؤثر برای دانش آموزان مورد استفاده قرار گیرد.
پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش، پیش بینی بهزیستی روانشناختی مادران دارای کودک اوتیسم بر اساس خودمهارگری و خودشناسی انسجامی بود. روش شناسی: این پژوهش از نوع توصیفی-پیمایشی و با هدف کاربردی انجام شد. جامعه آماری شامل 100 نفر از مادران کودکان اوتیسم شهر تهران بود که با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه های استاندارد بهزیستی روانشناختی ریف (2002)، خودشناسی انسجامی قربانی و همکاران (2008) و خودمهارگری تانجنی و همکاران (2004) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی و رگرسیون چندگانه انجام گرفت. یافته ها: نتایج نشان داد بین بهزیستی روانشناختی، خودمهارگری و خودشناسی انسجامی در مادران دارای کودک اوتیسم ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. مدل رگرسیونی پژوهش تأیید شد و ضریب تعیین تعدیل شده 0.864 به دست آمد که بیانگر آن است که 86.4 درصد تغییرات بهزیستی روانشناختی توسط این دو متغیر پیش بینی می شود. همچنین، تاثیر خودمهارگری بر بهزیستی روانشناختی نسبت به خودشناسی انسجامی قوی تر بود. نتیجه گیری: یافته های پژوهش اهمیت نقش خودمهارگری و خودشناسی انسجامی را در ارتقای بهزیستی روانشناختی مادران کودکان دارای اوتیسم نشان می دهد. برنامه های مداخله ای با هدف تقویت این ویژگی ها می توانند به بهبود کیفیت زندگی این مادران کمک کنند.
مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف پژوهش حاضر، مقایسه اثربخشی گروه درمانی وجودی و گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد بر احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج بود. روش شناسی: مطالعه حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. ۷۵ نفر از دانشجویان ورودی مهرماه ۱۴۰۲ دانشگاه آزاد اسلامی واحد الهیه مشهد به صورت در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه ۲۵ نفره (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) گمارده شدند. گروه درمانی وجودی در قالب ۱۰ جلسه و گروه درمانی پذیرش و تعهد در قالب ۸ جلسه گروهی برگزار شد. ابزار پژوهش، مقیاس احساس تنهایی UCLA بود. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره تحلیل شدند. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین گروه ها از نظر کاهش احساس تنهایی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.01). هر دو گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل کاهش معناداری در احساس تنهایی نشان دادند و این کاهش در هر دو مرحله پس آزمون و پیگیری حفظ شد. همچنین، مقایسه میانگین ها نشان داد که گروه درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد اثربخشی بیشتری نسبت به گروه درمانی وجودی داشت. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که هر دو رویکرد درمانی می توانند در کاهش احساس تنهایی دانشجویان مجرد در شرف ازدواج مؤثر باشند، اما مداخله مبتنی بر پذیرش و تعهد کارایی بیشتری دارد. بر این اساس، می توان از این روش ها در برنامه های مشاوره و سلامت روان دانشگاهی بهره گرفت.
مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ تابستان (تیر) ۱۴۰۴ شماره ۱۴۸
۱۳۶-۱۱۷
حوزههای تخصصی:
زمینه: تعارض زناشویی با سلامت روانی ضعیف و کاهش بهزیستی روانشناختی مرتبط است و یک عامل خطر برای سلامت روان از جمله اختلال افسردگی و اضطرابی است. عوامل متعددی از جمله ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی بر آن تأثیر می گذارد. همچنین، مطالعات نشان می دهد که ابراز هیجان مثبت و منفی و الگوهای ارتباطی ناکارآمد با رضایت زناشویی مرتبط است. هدف: هدف از این پژوهش، مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور بر ابرازگری هیجانی و الگوهای ارتباطی در زنان دارای تعارض زناشویی بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری یک ماهه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان مراجعه کننده دارای تعارض زناشویی به مرکز مشاوره روان پلاس شهر مشهد در سال ۱۴۰۲ بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند و داوطلبانه، ۴۵ نفر انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و یک گروه گواه (هر گروه ۱۵ نفر) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه تعارض زناشویی (ثنائی و همکاران، ۱۳۸۷)، پرسشنامه ابرازگری هیجانی (کینگ و آمونز، ۱۹۹۰) و پرسشنامه الگوهای ارتباطی (سالاوی و کریستنسن، ۱۹۸۳) بودند. گروه های آزمایش به مدت دو ماه، هرهفته به مدت ۹۰ دقیقه درمان را دریافت کردند. داده های پژوهش با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و از طریق نرم افزار SPSS نسخه ۲۳ مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج بیانگر اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور در مقایسه با گروه گواه بر الگوهای ارتباطی و ابرازگری هیجانی در آزمودنی ها بود (05/0 p<). همچنین، طبق نتایج آزمون تعقیبی، بین دو مدل درمانی در متغیرهای پژوهش تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0 p>). نتیجه گیری: براساس نتایج پژوهش، درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان راه حل محور موجب بهبودی در تعاملات، افزایش کیفیت ارتباط و نحوه ابراز هیجان زنان شده است.
مدل یابی گرایش به عود مصرف مواد براساس ذهن آگاهی با نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در افراد وابسته به مواد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اعتیادپژوهی سال ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۶
219 - 243
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش میانجی خودمهارگری و شفقت به خود در رابطه بین ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد در افراد وابسته به مواد تحت درمان نگهدارنده با متادون انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر افراد وابسته به مواد تحت درمان با متادون مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد شهر شاهرود بود. از این میان، 312 نفر با توجه به ملاک های ورود و خروج به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. در این پژوهش، شرکت کنندگان مقیاس گرایش به عود مصرف مواد، پرسش نامه پنج وجهی ذهن آگاهی، مقیاس خودمهارگری و پرسش نامه شفقت به خود را تکمیل کردند. به منظور تحلیل مدل پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: ذهن آگاهی با گرایش به عود مصرف مواد رابطه منفی مستقیم و معناداری داشت و خودمهارگری و شفقت به خود در این رابطه نقش واسطه ای معنادتری داشتند. در مجموع، نتایج نشان داد که مدل از برازش مطلوبی برخوردار بود. نتیجه گیری: یافته های این مطالعه ظرفیت درمانی مداخلات ذهن آگاهی و خودشفقت ورزی را در پیشگیری از عود مصرف مواد برجسته می کنند. ذهن آگاهی با ارتقای خودمهارگری و خودشفقت ورزی و کاهش تمایل به عود به عنوان یک عامل محافظتی در مدیریت چالش های مرتبط با اختلالات مصرف مواد عمل می کند. گنجاندن مداخلات متمرکز بر ذهن آگاهی در برنامه های توانبخشی اعتیاد می تواند خودمهارگری و شفقت به خود را افزایش داده و گرایش به عود و وسوسه مصرف مواد را کاهش دهد.
نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شاد زیستی زوجین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ تیز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰۹)
191 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش میانجی خودشفقتی در رابطه طرحواره های ناسازگار اولیه و شادزیستی زوجین بود. روش پژوهش توصیفی -همبستگی از نوع مدل یابی ساختاری بود. جامعه آماری شامل والدین دانش آموزان پایه ششم مدارس دخترانه و پسرانه شهر کرج در سال تحصیلی 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای 340 زوج (680 نفر) به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل فرم کوتاه پرسشنامه طرحواره های ناسازگار اولیه یانگ (YSQ) یانگ و براون (1994)، مقیاس شادکامی زناشویی (MHS) توسط آزرین و همکاران (1973) و فرم بلند مقیاس خودشفقت ورزی (SCS-LF) نف (2003) بود. از تحلیل معادلات ساختاری برای تحلیل داده ها استفاده شد. نتایج بیانگر برازش مطلوب مدل پژوهش بود. نتایج بیانگر معناداری اثرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی (001/0=P) و خودشفقتی (001/0=P) و همچنین اثر مستقیم خودشفقتی بر شادزیستی (001/0=P) زوجین بود. همچنین نتایج بیانگر اثر غیرمستقیم طرحواره های ناسازگار اولیه بر شادزیستی با میانجی گری خودشفقتی بود (001/0=P). این نتایج نشان می دهد که خودشفقتی با توجه به نقش طرحواره های ناسازگار اولیه می تواند تبیین کننده شادزیستی زوجین باشد.
رشد اخلاقی از منظر روانکاوی: از نظریه های کلاسیک تا معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویش روان شناسی سال ۱۴ مهر ۱۴۰۴ شماره ۷ (پیاپی ۱۱۲)
1 - 12
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر به بررسی رشد اخلاقی در مکاتب روانکاوی می پردازد و روند شکل گیری مفهومی آن را از نظریه ساختاری فروید تا رویکردهای معاصر عصب- روانکاوی و ارتباطی دنبال می کند. در حالی که روانکاوی کلاسیک بر تعارض درونی و شکل گیری فرامن تأکید داشت، مکاتب بعدی به درک پیچیده تری از رشد اخلاقی دست یافتند و از مفاهیم روابط موضوعی و بین ذهنی، تنظیم هیجان و توانایی ذهنی سازی بهره بردند. این تلفیق میان رشته ای گذاری است از نگاهی به اخلاق به مثابه ساختاری آرمان گرایانه و درونی به سوی فرآیندی پویا که اساس آن همدلی، به رسمیت شناختن و یکپارچگی عصبی- رشدی است. این مقاله به بررسی دیدگاه های روانکاوانی همچون فروید، هارتمن، کلاین، وینیکات، کوهوت، بنجامین، فوناگی، سولمز و دیگران می پردازد و نشان می دهد که چگونه مسیر نظری رشد اخلاقی از تعارض درون روانی به سوی مدل های ارتباطی و عصب شناختی حرکت کرده است.
اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به سوگ طولانی مدت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم روانشناختی دوره ۲۴ زمستان (دی) ۱۴۰۴ شماره ۱۵۴
241 - 259
حوزههای تخصصی:
زمینه: اختلال سوگ می تواند کارکردهای عادی فرد را تا حد زیادی مختل نماید. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی اختلالات بررسی شده ولی در مورد اثربخشی آن بر اختلال سوگ شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (18 تا 60 سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR، در شهر قزوین در سال 1401 بود؛ که از میان آن ها 16 نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه تجربه سوگ (EGQ) (بارت و اسکات، 1989)، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت (SCIP) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه رشد پس از ضربه (PGTI) (تدسچی و کالهون، ۱۹۹۶) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری علائم سوگ طولانی مدت را کاهش داده (332/9 t= و 001/0 =P) و باعث تسهیل معنادار رشد پس از ضربه شده است (203/6- t= و 001/0 =P). لازم به ذکر است مواجهه درمانی روایتی باعث کاهش معنادار در تمامی زیر مقیاس های سوگ طولانی مدت به جز بدنامی شد و تمامی ابعاد رشد پس از ضربه را تسهیل بخشید (01/0 >p). نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، در مراکز روانشناختی برای درمان مبتلایان به اختلال سوگ طولانی مدت، پیشنهاد نمود.