ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۱۸۱ تا ۱٬۲۰۰ مورد از کل ۳۸٬۳۲۴ مورد.
۱۱۸۱.

اثربخشی آموزش بازنشستگی سلامت محور بر نشانگان بازنشستگی و رضایت از زندگی در معلمان در شرف بازنشستگی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش بازنشستگی سلامت محور بر نشانگان بازنشستگی و رضایت از زندگی در معلمان در شرف بازنشستگی انجام شد. این پژوهش کاربردی، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمام معلمان مرد در شرف بازنشستگی شهر اهواز در سال 1402 بودند. در این پژوهش تعداد 32 معلم مرد در شرف بازنشستگی که بیش ترین نمره را در آزمون نشانگان بازنشستگی به دست آورده بودند، انتخاب و به شیوه تصادفی در گروه های آزمایش و گواه جایدهی شدند. گروه آزمایش در هشت جلسه 90 دقیقه ای برنامه بازنشستگی سلامت محور شرکت کردند. اما گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. در این پژوهش از مقیاس رضایت از زندگی دینر (1985) و پرسشنامه نشانگان بازنشستگی بزرگمهری (1386) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره با استفاده از نرم افزار آماری SPSS- 24شد. نتایج نشان داد بین میانگین پس آزمون متغیرهای وابسته (نشانگان بازنشستگی و رضایت از زندگی) با توجه به کنترل پیش آزمون متغیرهای وابسته تفاوت معنی داری وجود دارد (0/001> p). بسته ی آموزشی بازنشستگی سلامت محور با ارائه آموزش هایی در جهت بهبود تغییرات درک شده و مهارت های مدیریت سبک زندگی سالم پس از بازنشستگی زمینه آمادگی افراد برای بازنشستگی را فراهم می کند و می تواند باعث کاهش نشانگان بازنشستگی و افزایش رضایت از زندگی در معلمان مرد در شرف بازنشستگی گردد.
۱۱۸۲.

ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند در نوجوانان: نقش تعدیل گر جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۹
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ارتباط بین والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند در نوجوانان: نقش تعدیل گر جنسیت انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان مقطع نهم، دهم و یازدهم منطقه 2 شهر گرگان در سال 1402 بود که با استفاده از جدول مورگان 320 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های والدین هلیکوپتری پیستلا و همکاران (2020)، نیازهای بنیادین روانشناختی لاگاردیا و همکاران (2000) و رفتارهای جامعه پسند لوئیس پنر (2002) بود. داده های پژوهش با تحلیل رگرسیون چندگانه سلسه مراتبی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.  یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد که والدین هلیکوپتری می تواند، نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند را پیش بینی کند (05/0>p). ضریب تعیین تعدیل شده نشان داد، والدگری هلیکوپتری توانست 23 درصد از واریانس نیازهای بنیادین روانشناختی و 30 درصد رفتارهای جامعه پسند را تبیین کند. همچنین جنسیت در رابطه والدین هلیکوپتری با نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند دختران نقش تعدیل کننده داشت. نتیجه گیری: براساس نتایج حاصل از این پژوهش می توان نتیجه گرفت، عوامل مختلفی از جمله جنسیت و والدگری هلیکوپتری بر نیازهای بنیادین روانشناختی و رفتارهای جامعه پسند دختران اثر می گذارند.
۱۱۸۳.

مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی با توجه به نقش تعدیل گر قراردادهای روانی در مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۷۶
زمینه و هدف: در سال های اخیر، توجه به مؤلفه های مثبت نگر در بهبود عملکرد و سلامت روان کارکنان سازمان ها، به ویژه در حوزه آموزش و مشاوره، رشد چشمگیری داشته است. پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز و آموزش توانمندی های منش بر دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و گرایش به رفتارهای کاری انحرافی انجام شد و نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی نیز در این رابطه مورد بررسی قرار گرفت. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون، پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه مشاوران مدارس متوسطه اول شهر قم در سال تحصیلی 1403-1404 بود. نمونه ای متشکل از ۶۰ نفر از مشاوران به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در سه گروه (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جای گزینی شدند. گروه اول آموزش سرمایه روان شناختی لوتانز (در 10 جلسه) و گروه دوم آموزش توانمندی های منش (در 12 جلسه) دریافت کردند. ابزارهای پژوهش شامل پرسش نامه های استاندارد برای سنجش متغیرهای پژوهش بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری MANOVA، ANCOVA و آزمون اثر تعاملی در نرم افزار SPSS27 انجام شد. این پژوهش دارای کد اخلاق به شماره IR.SCU.REC.1402.091 از کمیته اخلاق پژوهشی می باشد. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو نوع مداخله آموزشی منجر به افزایش معنادار دو سو توانی سازمانی، تجربه غرقگی، توانمندسازی روان شناختی و کاهش معنادار گرایش به رفتارهای کاری انحرافی شدند (p < 0.01). با این حال، آموزش توانمندی های منش نسبت به سرمایه روان شناختی لوتانز اثربخشی بیشتری در کلیه متغیرهای وابسته داشت. همچنین نقش تعدیل گر قرارداد روان شناختی در افزایش اثربخشی هر دو مداخله مورد تأیید قرار گرفت، به گونه ای که در سطوح بالاتر قرارداد روان شناختی، تأثیر مداخلات قوی تر بود. نتیجه گیری: آموزش های مبتنی بر سرمایه های مثبت روان شناختی، به ویژه آموزش توانمندی های منش، ابزار مؤثری برای ارتقاء سرمایه انسانی و کاهش آسیب های رفتاری در محیط های آموزشی هستند. بهره گیری از این مداخلات می تواند زمینه ساز بهبود دوسوتوانی، دلبستگی شغلی و توانمندسازی در میان مشاوران شود. همچنین در نظر گرفتن سطح قراردادهای روان شناختی، به عنوان مؤلفه ای سازمانی، نقش کلیدی در اثربخشی این آموزش ها دارد. پیشنهاد می شود مدیران و برنامه ریزان آموزشی، طراحی دوره های توانمندساز مبتنی بر منش و روان شناسی مثبت را در دستور کار توسعه منابع انسانی قرار دهند.
۱۱۸۴.

نقش اپلیکیشن های موبایلی در ارتقای سلامت روان و بهزیستی روان شناختی در جمعیت عمومی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۹
هدف از مطالعه ی حاضر، مرور نظام مند شواهد تجربی مرتبط با اثربخشی اپلیکیشن های موبایلی در ارتقای سلامت روان و بهزیستی روان شناختی در جمعیت عمومی بزرگسال بود. با جستجوی عبارات مربوطه در پایگاه های پابمد، سایکنت، اسکوپوس و ساینس دیرکت، ۲۹۳۱ مطالعه ی منتشر شده بین سال های ۲۰۲۱ تا ۲۰۲۵ بر اساس معیارهای ورود و ملاک های چک لیست پریسما غربال و در نهایت ۱۶ مقاله وارد مرور شدند. نتایج نشان داد اپلیکیشن های سلامت روان در کاهش علائم افسردگی، اضطراب و استرس و همچنین بهبود تنظیم هیجان، تاب آوری و بهزیستی روانی مؤثرند؛ هرچند این تأثیرات عمدتاً کوچک تا متوسط بودند. مداخلات مبتنی بر درمان شناختی-رفتاری و ذهن آگاهی بیشترین کاربرد را داشتند، درحالی که رویکردهای نوین مانند تصویرسازی ذهنی و مربیگری دیجیتال نیز نتایج امیدوارکننده ای نشان دادند. عوامل مؤثر بر اثربخشی شامل به کارگیری چارچوب های نظری علمی در طراحی اپلیکیشن، داشتن محتوای جامع، انگیزشی و چندرسانه ای و تعامل بالا بین اپلیکیشن و کاربر بودند. با این حال، ناهمگونی در طراحی مطالعات، نرخ بالای ریزش و نبود پیگیری های طولانی مدت تعمیم پذیری نتایج را محدود می کنند. یافته ها بیانگر ظرفیت بالقوه اپلیکیشن های سلامت روان به عنوان ابزارهایی مقرون به صرفه، در دسترس و مقیاس پذیر برای ارتقای سلامت روان در جمعیت عمومی هستند.
۱۱۸۵.

مقایسه آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی: متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۹۱
مقدمه: نارضایتی جنسی، گروهی از اختلالات را تشکیل می دهند که علامت اصلی آن ها ترجیح مداوم ایفای نقش جنس مخالف و داشتن این احساس است که بیمار با جنسیت اشتباهی به دنیا آمده است و همین اشتباه بودن بسیار اضطراب زا و عامل افسردگی برای این افراد می باشد. در اغلب موارد این افراد اقدام به تغییر جنسیت خود می کنند که امری نا پذیرفتنی از سوی جامعه و خانواده می باشد و می تواند مشکلات بسیاری برای فرد به بار آورد. هدف پژوهش حاضر بررسی مقایسه ای آشفتگی روان شناختی و رفتارهای خودکشی در بین افراد دارای ملال جنسیتی متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی بود. روش: روش پژوهش حاضر از نوع علی مقایسه ای بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد متقاضی جراحی، جراحی شده و افراد عادی به تعداد 90 نفر (برای هر گروه 30 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. به منظور جمع آوری داده های پژوهش از مقیاس افسردگی، اضطراب و استرس (لاویبوند و لاویبوند، 1995)، پرسشنامه افکار خودکشی ( بک، 1961) و پرسشنامه تجدیدنظر شده خودکشی (عثمان و همکاران، 2001) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از تحلیل واریانس چند متغیره با کمک نرم افزار SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده بین گروه های متقاضی جراحی و عادی در هر سه متغیر اضطراب، استرس و افسردگی تفاوت معنی داری وجود دارد. همچنین بین افکار و اقدام به خودکشی طی زندگی گروه متقاضی با عادی و بین گروه عادی و جراحی کرده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در فراوانی اقدام به خودکشی در یک سال گذشته تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده درتهدید به خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P)، بین گروه متقاضی و جراحی کرده در مؤلفه احتمال اقدام به خودکشی در آینده تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P) و درنهایت، بین گروه متقاضی و جراحی کرده و بین گروه عادی و جراحی کرده در افکار خودکشی تفاوت معناداری وجود دارد (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که تشخیص درست و تغییر جنسیت در بین ناراضیان جنسیتی می تواند در سلامت روان و کاهش رفتارهای خودکشی تأثیر مثبتی داشته باشد
۱۱۸۶.

تدوین الگوی تکوین هویت دینی در دختران بر اساس سبک های تربیتی والدین: مطالعه کیفی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۲۰۲
زمینه و هدف: یکی از مؤثرترین عوامل در هویت دینی فرزندان، خانواده است. لذا برای تربیت نسلی جوان با هویتی دینی، لزوم توجه به خانواده و سبک تربیتی آن اهمیت پیدا می کند؛ ازاین رو هدف پژوهش حاضر، تدوین الگوی تکوین هویت دینی در دختران بر اساس سبک های تربیتی والدین بود. روش: پژوهش حاضر، کیفی و از نوع نظریه داده بنیاد است. جمعیت موردمطالعه، والدین دارای حداقل یک فرزند دختر دانشجو با هویت دینی بود که بر اساس روش نمونه گیری هدفمند و رعایت سایر معیارهای ورود، برای شرکت در پژوهش انتخاب شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق، گردآوری شد و اشباع نظری در مصاحبه هجدم محقق شد. داده های حاصل از مصاحبه، با بهره گیری از روش تحلیل مقایسه مداوم استراوس و کوربین در سه مرحله (کدگذاری باز، محوری و انتخابی)، تجزیه و تحلیل شدند. یافته ها: در تحلیل یافته ها 201 کد باز، 17کد محوری و 5 کد انتخابی «والدگری مسئولانه دینی؛ تدارک بافت تربیت دینی؛ موانع / تسهیلگرها؛ تربیت تعاملی توحیدمحور و تحقق حیات طیبه» حاصل شد. نتیجه گیری: نتایج این پژوهش ضمن ارتقای بینش نسبت به بسترهای شکل گیری هویت دینی در نوجوانان، به خانواده های دغدغه مندِ تربیت دینی، رهنمودهای کاربردیِ مبتنی بر سبک های والدگری ارائه می دهد. این الگو با تبیین نقش محوریِ سبک تربیتی مسئولانه دینی، چارچوبی عملیاتی برای تربیت نسل جوان فراهم می سازد.
۱۱۸۷.

رابطه صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روانشناختی والدین با امنیت روانی فرزندان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۳
هدف: هدف این پژوهش بررسی نقش صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین در پیش بینی امنیت روانی فرزندان پسر دوره دوم متوسطه بود. روش شناسی: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و روش آن توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری شامل دانش آموزان پسر دوره دوم متوسطه شهر بابل در سال تحصیلی جاری بود که 357 نفر از آن ها با روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه بهزیستی روان شناختی ریف (فرم کوتاه)، مقیاس صمیمیت زناشویی واکر و تامپسون، پرسشنامه خودانسجامی قربانی و همکاران، و پرسشنامه امنیت روانی مازلو (فرم کوتاه) بود. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و آزمون های آماری همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه هم زمان تحلیل شد. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که میان صمیمیت زناشویی، خودانسجامی و بهزیستی روان شناختی والدین با امنیت روانی فرزندان رابطه معناداری وجود دارد. این سه متغیر توانستند به طور مشترک 46 درصد از واریانس امنیت روانی را پیش بینی کنند. در این میان، خودانسجامی قوی ترین پیش بینی کننده امنیت روانی فرزندان بود (β=0.359، p<0.0001)، و پس از آن بهزیستی روان شناختی (β=0.326، p=0.001) و صمیمیت زناشویی (β=0.270، p<0.0001) قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان می دهد که سلامت روانی، انسجام درونی و کیفیت روابط زناشویی والدین نقش مهمی در ارتقاء امنیت روانی نوجوانان ایفا می کنند. این یافته ها ضرورت توجه به آموزش های خانواده محور، مشاوره زناشویی و ارتقاء مهارت های روان شناختی والدین را در برنامه های سلامت روان کودکان برجسته می کند.
۱۱۸۸.

بررسی تأثیر فناوری های دیجیتال بر صمیمیت زناشویی با تأکید بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۰ تعداد دانلود : ۱۹۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی یک مداخله آموزشی مبتنی بر نظریه مثلث عشق استرنبرگ بر صمیمیت زناشویی در بستر استفاده از فناوری های دیجیتال است. روش شناسی: این مطالعه از نوع آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری پنج ماهه با گروه کنترل بود. نمونه شامل ۳۰ زن متأهل ساکن تهران بود که به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (هر کدام ۱۵ نفر) تقسیم شدند. گروه آزمایش در ده جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش روان شناختی شرکت کرد. ابزار اندازه گیری، مقیاس صمیمیت زناشویی بود و داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر و آزمون تعقیبی بونفرونی در نرم افزار SPSS-27 تحلیل شدند. یافته ها: یافته ها نشان داد که بین گروه های آزمایش و کنترل در نمرات صمیمیت زناشویی تفاوت معناداری وجود دارد (p<0.001). میانگین نمرات گروه آزمایش از مرحله پیش آزمون به پس آزمون افزایش چشمگیری یافت و در مرحله پیگیری نیز حفظ شد. نتایج آزمون بونفرونی نیز معناداری تفاوت بین مراحل مختلف را در گروه آزمایش تأیید کرد. نتیجه گیری: مداخله مبتنی بر نظریه استرنبرگ منجر به افزایش معنادار صمیمیت زناشویی و پایداری آن در بلندمدت شد. این نتایج نشان می دهد آموزش های ساختاریافته در حوزه مهارت های ارتباطی دیجیتال و هیجانی می تواند کیفیت روابط زناشویی را در دوران دیجیتال بهبود بخشد.
۱۱۸۹.

Parental Conflict and Adolescent Sleep Problems: The Mediating Role of Anxiety(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۰ تعداد دانلود : ۱۵۰
Objective: This study aimed to investigate the mediating role of anxiety in the relationship between parental conflict and adolescent sleep problems. Methods: A descriptive correlational design was employed using a sample of 404 adolescents from Pakistan, selected based on the Morgan and Krejcie table. Participants completed standardized questionnaires measuring perceived parental conflict, anxiety symptoms, and sleep disturbances. Data analysis was conducted using SPSS-27 for Pearson correlation analysis and AMOS-21 for Structural Equation Modeling (SEM). The assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were confirmed prior to analysis. The SEM approach allowed for testing both direct and indirect pathways within the proposed mediation model. Findings: Results from Pearson correlation indicated significant positive associations between parental conflict and anxiety (r = .51, p < .001), anxiety and sleep problems (r = .55, p < .001), and parental conflict and sleep problems (r = .47, p < .001). The structural model demonstrated good fit indices (χ² = 204.38, df = 84, χ²/df = 2.43, GFI = 0.94, AGFI = 0.91, CFI = 0.96, TLI = 0.95, RMSEA = 0.059). SEM analysis showed that parental conflict significantly predicted anxiety (b = 0.38, p < .001) and sleep problems (b = 0.19, p < .001), while anxiety significantly predicted sleep problems (b = 0.42, p < .001). The indirect effect of parental conflict on sleep problems through anxiety was also significant (b = 0.16, p < .001), confirming the mediating role of anxiety. Conclusion: The findings indicate that anxiety is a significant mediator in the relationship between parental conflict and adolescent sleep disturbances. These results underscore the need for family-based and anxiety-focused interventions to address sleep problems in adolescents exposed to high-conflict home environments.
۱۱۹۰.

Comparison of the Effectiveness of Mindfulness-Based Therapy and Transactional Analysis on Sexual Function and Sexual Satisfaction in Female Patients with Bipolar Disorder(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۷۹
Objective: The aim of this study was to compare the effectiveness of mindfulness-based therapy and transactional analysis on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder. Methods: In this study, 20 women with bipolar disorder who referred to the Gyrus Specialty Neurology and Psychiatry Clinic in Tehran from April to August 2022 were selected through purposive sampling and randomly assigned to three groups: mindfulness-based therapy, transactional analysis therapy, and a control group. All participants completed the Female Sexual Function Index (FSFI) by Rosen et al. (2000) and the Sexual Satisfaction Scale by Larson et al. (1998) before and after the intervention. The mindfulness-based therapy group underwent eight 90-to-120-minute sessions held twice a week, while the transactional analysis group received treatment in nine 60-to-120-minute sessions held twice a week. Data were analyzed using descriptive statistics and repeated measures analysis. Findings: The results indicated that both mindfulness-based therapy and transactional analysis therapy had an effect on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder. Moreover, a comparison of the effectiveness of the two therapeutic approaches across all dimensions showed that mindfulness-based therapy had a greater impact on sexual function and sexual satisfaction in female patients with bipolar disorder compared to transactional analysis. Conclusion: Therefore, the use of mindfulness-based therapy is recommended in psychology clinics.
۱۱۹۱.

Structural Equation Modeling of Marital Conflicts Based on Early Maladaptive Schemas, Gender Stereotypes, and Emotional Needs with the Mediation of Coping Styles(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۴ تعداد دانلود : ۲۰۸
Objective: This study aimed to develop and test a structural equation model for predicting marital conflict based on early maladaptive schemas, gender stereotypes, and emotional needs, with the mediating role of coping styles. Methods and Materials: The research adopted a correlational design using structural equation modeling. The statistical population included 1,760 married men and women with marital conflicts who had sought counseling services in Tehran in 2024. Using purposive sampling, 500 participants were selected who had been married for at least six months and voluntarily completed six standardized questionnaires: the Marital Conflict Questionnaire (MCQ), Young Schema Questionnaire-Short Form, Bem Sex Role Inventory (short form), Emotional Needs Questionnaire, Young-Rigg Schema Avoidance Inventory, and Young’s Overcompensation Inventory. Data were analyzed using SmartPLS software through both descriptive and inferential statistics, including path coefficients and indirect effects. Findings: The results showed that disconnection and rejection schema (β = 0.413, p < 0.001), other-directedness (β = 0.214, p < 0.001), avoidance coping (β = 0.217, p < 0.001), and overcompensation coping (β = 0.122, p = 0.010) were significant direct predictors of marital conflict. Emotional needs significantly predicted both avoidance (β = 0.175, p = 0.014) and overcompensation coping (β = 0.246, p < 0.001). Gender stereotypes also played a role, with neutrality negatively predicting marital conflict (β = –0.229, p < 0.001). Mediation analysis confirmed significant indirect effects of impaired autonomy and emotional needs on marital conflict via avoidance coping, and of impaired limits and over-vigilance via overcompensation coping (p < 0.05). However, several indirect paths through gender stereotypes were not statistically significant. Conclusion: The findings support a comprehensive model where early maladaptive schemas, emotional needs, and gender stereotypes predict marital conflict through maladaptive coping styles. These insights can inform schema-based couple therapy by addressing cognitive-emotional vulnerabilities and promoting healthier coping mechanisms in marital relationships.
۱۱۹۲.

Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Schema Therapy on Attachment Styles and Emotion Regulation in Women Affected by Infidelity(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۹۹
Objective: The present study aimed to examine and compare the effectiveness of emotion-focused therapy and schema therapy on attachment styles and emotion regulation in women affected by infidelity. Methods and Materials: This research employed a quasi-experimental design with a pretest–posttest and control group. The statistical population included all women affected by infidelity who referred to counseling centers in Tehran in 2023. From this population, 45 participants were selected using purposive sampling and randomly assigned to three groups: the first experimental group (emotion-focused therapy, 15 participants), the second experimental group (schema therapy, 15 participants), and the control group (15 participants). The experimental groups received the respective interventions across a set number of sessions, while the control group did not receive any intervention. All three groups were assessed at pretest, posttest, and follow-up stages using the Attachment Styles Questionnaire and the Emotion Regulation Questionnaire. Findings: Data analysis using repeated measures analysis of variance and post hoc tests indicated that both therapeutic approaches led to significant improvements in attachment styles and enhanced emotion regulation abilities in women affected by infidelity (p < .05). Moreover, a comparison of results showed that schema therapy demonstrated greater effectiveness than emotion-focused therapy in certain indices. Conclusion: Based on the findings, emotion-focused therapy and schema therapy can be considered effective approaches for promoting secure attachment styles and improving emotion regulation among women affected by infidelity.
۱۱۹۳.

Modeling the Structural Relationships of Adolescent Self-Control within the Family Environment: The Mediating Role of Rumination and the Influence of Parenting Styles, Family Emotional Support, and Cognitive Flexibility(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰ تعداد دانلود : ۱۶۹
Objective: This study aims to examine the structural model of adolescent self-control within the family context, focusing on the contributions of parenting styles, family emotional support, and cognitive flexibility, with rumination as a mediating factor. Methods and Materials: Using a correlational design, this study targeted a population of adolescents aged 12–18 years attending urban schools in Azarshahr, Iran, in 2023. A sample of 385 adolescents was selected via multi-stage cluster sampling. Data were collected using validated instruments: the Parenting Styles Questionnaire (Darling & Toyokawa, 1997), Family Emotional Support Scale (Pierce, Sarason, & Sarason, 1991), Cognitive Flexibility Scale (Dennis & Vander Wal, 2010), and Rumination Response Scale (Nolen-Hoeksema & Morrow, 1991). Data analysis was conducted using SmartPLS software, applying structural equation modeling (SEM) to test the hypothesized model. Findings: The findings revealed significant direct effects of parenting styles, family emotional support, and cognitive flexibility on adolescent self-control (p < .05, effect size = .2). Rumination significantly mediated the relationships between these factors and self-control, underscoring its role within this dynamic. Conclusion: The results indicate that fostering positive parenting styles, supportive family environments, and flexible cognitive abilities can enhance adolescent self-control, with reduced rumination serving as a beneficial mediator. This model highlights the potential of family-centered approaches in promoting adolescent self-regulation.
۱۱۹۴.

اعتباریابی پرسش نامه استقامت معنوی(مقاله پژوهشی حوزه)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۰ تعداد دانلود : ۹۴
استقامت معنوی یک ساختار نسبتاً جدید در تحقیقات روان شناختی با بینش های امیدوارکننده برای کمک به افراد برای عبور از چالش ها در طول زندگی است که افراد را قادر می سازد تا از طریق ارتباطات مقدس خود با خدا، دیگران و خودشان، مصیبت ها را تحمل کنند و معنای رهایی بخشی از ناملایمات دریابند. هدف اصلی این پژوهش هنجاریابی نسخه ترجمه شده فارسی پرسش نامه استقامت معنوی می باشد. پژوهش حاضر از نوع توصیفی پیمایشی می باشد. جامعه پژوهش شامل دانشجویان دانشگاه اصفهان می باشد. نمونه در این مطالعه 380 نفر از دانشجویان دانشگاه اصفهان می باشد که به صورت در دسترس به پرسش نامه استقامت معنوی (ون تونگرن و دیگران، 2019) پاسخ دادند. برای تجزیه وتحلیل داده ها از میانگین، انحراف معیار، همبستگی پیرسون، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی استفاده شد. ضریب پایایی آلفای کرونباخ عامل ها 82/0 به دست آمد. علاوه بر این، تحلیل عاملی تأییدی و اکتشافی نشان داد این پرسش نامه در این نمونه مورد تأیید است؛ همچنین روایی محتوایی پرسش نامه توسط پنج متخصص تأیید شد. این پژوهش نشان داد پرسش نامه استقامت معنوی ابزاری بسنده و کارآمد است. به نظر می رسد استقامت معنوی ساختار مفیدی برای درک فرایند سازگاری و شکوفایی در میان مصیبت ها، رنج ها و آسیب ها باشد.
۱۱۹۵.

نقش فعالیت های ورزشی در تعدیل ساختارهای روانی، عصبی و هورمونی مرتبط با خشونت: رویکردی مبتنی بر حقوق کیفری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف این مطالعه بررسی تأثیر مداخلات ورزشی بر کاهش رفتارهای پرخاشگرانه و شناخت سازوکارهای زیستی، عصبی و روانی-اجتماعی مرتبط با این فرآیند بود. پژوهش به صورت مرور سیستماتیک و تحلیل مطالعات منتخب انجام شد که عمدتاً به بررسی ورزش های هوازی با شدت متوسط تا بالا و تأثیرات آن ها بر شاخص های هورمونی، تغییرات نوروساختاری و پیامدهای روانی-اجتماعی می پرداخت. یافته ها نشان داد که ورزش منظم موجب کاهش سطح کورتیزول و تعدیل نسبت تستوسترون می شود و در عین حال افزایش ترشح اندورفین و بهبود عملکرد سیستم سروتونرژیک به کاهش تحریک پذیری و تکانشگری کمک می کند. همچنین ورزش منظم موجب افزایش نوروپلاستیسیتی، بالا رفتن سطح فاکتور نوروتروفیک مشتق از مغز (BDNF) و افزایش حجم هیپوکامپ است که بهبود قابل توجهی در عملکرد قشر پیش پیشانی به دنبال دارد و این فرآیندها به تنظیم رفتارهای تکانشی و کنترل بازداری پاسخ کمک می کنند. در بعد روانی-اجتماعی، ورزش های گروهی علاوه بر اثرات زیستی، با تقویت حمایت اجتماعی، افزایش خودکارآمدی و ارتقای مهارت های حل تعارض، زمینه ساز کاهش پایدار رفتارهای پرخاشگرانه می شوند. این یافته ها نشان می دهند که مداخلات ورزشی چندبعدی می توانند نقش مؤثری در کاهش پرخاشگری و ارتقای سلامت روان ایفا کنند و بستر مناسبی برای طراحی برنامه های درمانی و اصلاحی فراهم آورند.
۱۱۹۶.

بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۱۱
زمینه: تحول اخیر در زمینه درمان اختلالات اضطرابی، اصلاح سوگیری توجه را مورد هدف قرار داده است و یافتن درمان مؤثری برای کاهش شدت و عمق نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متاهل دارای اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روان شناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. همه ی شرکت کنندگان توسط پرسشنامه کانون توجه (وودی، چامبلس و گلس، 1997) و سیاهه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش توجه متمرکز بر خود (01/0 p<) و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: با توجه به اینکه توجه متمرکز بر خود نقش بارزی را در اختلال اضطراب فراگیر ایفا می کند، می توان در درمان این اختلال بر این متغیر تمرکز بیشتری داشت. یافته های حاضر برای متخصصان بالینی دست اندرکار در حوزه سلامت روان، تلویحات کاربردی به دنبال دارد.
۱۱۹۷.

مقایسه نیمرخ روانی افراد وابسته به مواد، زندانی و عادی با استفاده از پرسش نامه چندوجهی شخصیتی مینه سوتا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۱۱۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه نیمرخ روانی بر اساس پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا در افراد وابسته به مواد، زندانی و عادی شهر زاهدان انجام شد. روش: پژوهش حاضر توصیفی و از نوع علّی-مقایسه ای بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل افراد وابسته به مواد، افراد زندانی و افراد عادی بود. نمونه آماری پژوهش حاضر 994 نفر بود که از این افراد تعداد 241 نفر افراد وابسته به مواد، 193 نفر افراد زندانی و 560 نفر افراد عادی بودند که به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا فرم ۷۱ سؤالی بود. داده های پژوهش با استفاده از روش های آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و استنباطی (تحلیل واریانس چند متغیره) با استفاده از نرم افزار SPSS-16 تجزیه و تحلیل شد. یافته ها: تفاوت معناداری بین گروه وابسته به مواد، گروه زندانی و گروه عادی در ارتباط با همه ابعاد بالینی پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا وجود داشت. به طور خاص، گروه وابسته به مواد و زندانی نسبت به گروه عادی در همه مقیاس های این پرسش نامه نمرات بالاتری را کسب کردند. خرده مقیاس های هیستری، اسکیزوفرنیا، شخصیت ضداجتماعی و افسردگی در گروه وابسته به مواد و زندانیان نسبت به گروه عادی بالاترین میزان را در نیمرخ روانی به خود اختصاص دادند. بین دو گروه وابسته به مواد و زندانی تفاوت معناداری وجود نداشت، به غیر از میانگین نمرات مربوط به بعد افسردگی که در گروه زندانی بالاتر بود. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان نمود زندانیان و افراد وابسته به مواد نسبت به افراد عادی دارای بدکارکردیهای شخصیتی بیشتری هستند که این پیشنهاد می دهد که عوامل شخصیتی ممکن است در مصرف مواد و جرم نقش داشته باشند. نتایج به دست آمده می تواند به پژوهشگران و علاقه مندان به تحقیق در ارتباط با ویژگی های شخصیتی و مشکلات احتمالی روان شناختی افراد وابسته به مواد و زندانی با استفاده از پرسش نامه شخصیت چندوجهی مینه سوتا کمک نماید.
۱۱۹۸.

مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه- نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۹۷
هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی و درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر بر نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی ﺑﺎ ﻃﺮح ﭘیﺶآزﻣﻮن_ﭘﺲآزﻣﻮن و ﮔ ﺮوه کنترل با دوره پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل نوجوانان پسر مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره در منطقه 3 شهر تهران در سال 1402-1401 بود. حجم نمونه شامل 45 نفر (هر گروه 15 نفر) بود که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه جای گذاری شدند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه نگرانی از تصویر بدنی (BICI) لیتلتون و همکاران (2005) بود. گروه درمان شناختی رفتاری مبتنی بر ذهن آگاهی 8 جلسه 2 ساعته و گروه درمان فراتشخیصی یکپارچه نگر نیز 12 جلسه یک ساعته مداخله دریافت کردند. نتایج تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر نشان داد که تفاوت میانگین پیش آزمون هر دو مولفه نگرانی از تصویر بدن با پس آزمون و پیگیری معنادار است (05/0>P) ولی بین پس آزمون و پیگیری تفاوت معناداری مشاهده نشد (05/0<P). همچنین نتایج نشان داد برای هر دو مولفه تفاوت گروه های آزمایش با گروه گواه معنادار است (05/0>P) ولی بین دو گروه آزمایش تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0<P). نتایج بیانگر این بود که هر دو مداخله پژوهش حاضر احتمالا درمان کارآمدی برای بهبود نگرانی از تصویر بدن نوجوانان مبتلا به اختلال اضطراب اجتماعی است.
۱۱۹۹.

مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۹۷
مطالعه حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی در بیماران تحت همودیالیز انجام شد. پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه کنترل با دوره پیگیری 45 روز بود. جامعه آماری این پژوهش شامل بیمارن کلیوی نیازمند دریافت خدمات همودیالیز شهر ساری در سال 1403 بودند. 45 نفر با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و در سه گروه آزمایش 1 (15 نفر)، آزمایش 2 (15 نفر) و کنترل (15 نفر) به صورت تصادفی جایگزین شدند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه سرسختی روانشناختی اهواز (AHI؛ کیامرثی و همکاران، 1377) استفاده شد. درمان پذیرش و تعهد بر اساس مدل هیز و استروسال و معنادرمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر اساس مدل نوروزی و همکاران طی 8 جلسه برای گروه های مداخله به صورت گروهی اجرا شد. تحلیل داده ها به روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر انجام شد. یافته ها نشان داد که در مقایسه با گروه کنترل دو مداخله درمان پذیرش و تعهد و معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا تا مرحله پیگیری بر افزایش سرسختی روانشناختی موثر بوده است (05/0>P). همچنین یافته ها نشان داد که بین دو مداخله درمانی تفاوت معناداری وجود داشت؛ در واقع اثر معنا درمانی مبتنی بر اندیشه های مولانا بر سرسختی روانشناختی بیشتر بود (05/0>P). در مجموع می توان نتیجه گرفت که معنادرمانی مبتی بر اندیشه های مولانا نسبت به درمان پذیرش و تعهد اثر بیشتر بر سرسختی روانشناختی بیماران تحت همودیالیز داشته است.
۱۲۰۰.

پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی خود در دانشجویان تک فرزند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۲
پژوهش حاضر با هدف پیش بینی مهارت اجتماعی بر اساس شیوه مقابله با استرس باورها و تمایزیافتگی خود در دانشجویان تک فرزند انجام شد. پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانشجویان تک فرزند شهر اصفهان در سال 1403 بود. با روش نمونه گیری در دسترس 370 نفر در پژوهش شرکت کردند. جهت جمع آوری داده ها از پرسشنامه مقابله با شرایط پراسترس (CISS-21، اندلر و همکاران، 1990)، تمایزیافتگی خود (DSI-R، اسکورون و همکاران، 1998) و مهارت های اجتماعی (TISS، ایﻨﺪربیتزن و همکاران، 1992) استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها به روش رگرسیون چندگانه به روش همزمان انجام شد. نتایج حاصل از انجام تحلیل رگرسیون همزمان نشان داد که میان مهارت اجتماعی و مقابله با استرس و تمایزیافتگی رابطه معنادار وجود دارد (05/0>p) و حدود 1/18 درصد از واریانس مهارت اجتماعی توسط شیوه مقابله با استرس و تمایز یافتگی پیش بینی می شود. نتیجه گیری می شود که که شیوه مقابله با استرس و میزان تمایزیافتگی خود می توانند سهم معناداری در پیش بینی مهارت های اجتماعی دانشجویان تک فرزند ایفا کند و بخش قابل توجهی از واریانس این مهارت ها را تبیین نماید.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان