مهدیه صالحی

مهدیه صالحی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روانشناسی، دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۵ مورد.
۱.

اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دختر دارای ناتوانی یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی عزت نفس خودانگیزشی اضطراب اختلال یادگیری ویژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۳۳
زمینه: کودکان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه در مقایسه با همسالان عادی خود، در معرض خطر بیشتری برای ابتلا به مشکلات سلامت روان مانند اضطراب و کاهش انگیزه هستند. علی رغم این که بازی درمانی می تواند به کاهش مشکلات روان شناختی این دسته از دانش آموزان کمک کند، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی بسته کاربرد بازی مبتنی بر عزت نفس بر خودانگیزشی و سطح اضطراب دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل مقیاس خودانگیزشی (بارکلی، 2012) و پرسشنامه اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر افزایش خودانگیزشی و کاهش تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، روان شناسان مراکز تخصصی اختلالات یادگیری می توانند از بسته بازی مبتنی بر عزت نفس برای تقویت خودانگیزشی، انگیزه تحصیلی و کاهش اضطراب دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری استفاده کنند.
۲.

مدل یابی سلامت معنوی بر اساس جهت گیری مذهبی و امید به زندگی با میانجیگری تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سلامت معنوی جهت گیری مذهبی امید به زندگی تحمل ناراحتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۱ تعداد دانلود : ۱۰۴
هدف اصلی پژوهش مدل یابی سلامت معنوی بر اساس جهت گیری مذهبی و امید به زندگی با میانجیگری تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در دانشجویان بود. این پژوهش با پارادایم اثبات گرایی، رویکرد استقرایی، استراتژی پیمایشی، و روش توصیفی- همبستگی و از  نوع کاربردی است که داده های آن بصورت میدانی در مقطع زمانی (1403-1404) گردآوری شد. جامعه آماری شامل  4000 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با توجه به جنسیت(مرد و زن)، مقطع تحصیلی(کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) و رشته تحصیلی (علوم انسانی، علوم پایه،  فنی و مهندسی)، حجم نمونه به تناسب جمعیت بر اساس جدول مورگان 352 نفر برآورد و انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه های سلامت معنوی الیسون (1982)، امید به زندگی اشنایدر (۱۹۹۱)، جهت گیری مذهبی آلپورت (1950)، و تحمل ناراحتی سیمونز (۲۰۰۵)، که پایایی آنها بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب 0. 9، 0. 72، 0. 73، 89/0، می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها، شامل آمار توصیفی و در بخش استنباطی از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزارSmart pls4 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مقدارt برای اثر مستقیم و غیر مستقیم کوچکتر از (1.96=t) است. بنابراین فرضیه های پژوهش مبنی بر این که متغیر جنسیت تفاوت معناداری در اثر مستقیم جهت گیری مذهبی و امید به زندگی بر سلامت معنوی دانشجویان ایفا می کند، و متغیر جنسیت تفاوت معناداری در اثر غیرمستقیم جهت گیری مذهبی و امید به زندگی بر سلامت معنوی دانشجویان با میانجیگری تحمل ناراحتی ایفا می کند، با اطمینان95% رد می شود. ارزش عددیSRMR در هر دو گروه کمتر از0.08  و NFI نزدیک به 1 و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بنابراین نتیجه گیری می شود متغیر جنسیت نقش تعدیلگر ندارد و  تفاوت معناداری در خصوص تاثیرگذاری آیتم های روانشناسی فوق وجود ندارد.
۳.

مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد و درمان فعال سازی رفتاری بر تنظیم هیجان و تبعیت از درمان بیماران مبتلا به دیابت نوع 2(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پذیرش و تعهد فعال سازی رفتاری تنظیم هیجان تبعیت از درمان دیابت نوع

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و درمان فعال سازی رفتاری (BAT) بر تنظیم هیجان و تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ بود. روش شناسی: این مطالعه به شیوه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری شامل بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ مراجعه کننده به مراکز بهداشتی شهر تهران بود. از میان داوطلبان، ۶۰ نفر به صورت در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه ۲۰ نفره (دو گروه آزمایشی و یک گروه کنترل) جای گرفتند. گروه های آزمایشی به ترتیب تحت درمان ACT و BAT به مدت ۸ جلسه دو ساعته قرار گرفتند. ابزارهای پژوهش شامل مقیاس تنظیم هیجانی و پرسشنامه تبعیت از درمان بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس مختلط و آزمون های تعقیبی بونفرونی تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که هر دو گروه مداخله در مقایسه با گروه کنترل بهبود معناداری در متغیرهای تنظیم هیجان و تبعیت از درمان داشتند (p<0.001). با این حال، اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در هر دو متغیر به طور معناداری بیشتر از درمان فعال سازی رفتاری بود. این برتری در مرحله پیگیری نیز پایدار باقی ماند. همچنین در گروه کنترل هیچ تغییر معناداری مشاهده نشد. نتیجه گیری: درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد در مقایسه با درمان فعال سازی رفتاری تأثیر بیشتری بر بهبود تنظیم هیجان و افزایش تبعیت از درمان در بیماران مبتلا به دیابت نوع ۲ دارد. استفاده از این درمان می تواند به عنوان یک رویکرد مؤثر در ارتقاء مراقبت روان شناختی بیماران دیابتی توصیه شود.
۴.

مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش آگاهی واج شناختی آموزش نیمانیکس کارکردهای اجرایی حل مسئله اختلال یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۸۸
زمینه: کارکردهای اجرایی و مهارت های حل مسئله در دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص نقش کلیدی در عملکرد تحصیلی آنها ایفا می کنند. پژوهش های گذشته نشان داده است که مداخلات مبتنی بر آگاهی واج شناختی و روش های شناختی-رفتاری مانند نیمانیکس می توانند به بهبود این توانایی ها کمک کنند. با این حال، تاکنون مقایسه سیستماتیک اثربخشی این دو نوع مداخله در بین این گروه خاص از دانش آموزان انجام نشده است. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی مداخله مبتنی برآگاهی واج شناختی و نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری خاص بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دارای اختلال یادگیری خاص شهر تهران در سال 1402 بود که با روش نمونه گیری هدفمند 60 نفر انتخاب و به صورت تصادفی 20 نفر در گروه آزمایش اول (مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی) 20 نفر در گروه آزمایش دوم (مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس) و 20 نفر در گروه گواه قرار گرفتند. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه نقائص کارکردهای اجرایی کودکان و نوجوانان (بارکلی، 2012) و پرسشنامه حل مسئله (کسیدی و لانگ، 1996) بود. به گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی 13 جلسه 60 دقیقه ای و برای گروه آزمایش تحت مداخله مبتنی بر آموزش نیمانیکس نیز 12 جلسه 60 دقیقه ای ارائه شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آماری تحلیل واریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد، بین میزان تأثیرگذاری دو روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی و مداخله نیمانیکس بر کارکردهای اجرایی و راهبرد حل مسئله سازنده، راهبرد حل مسئله غیرانطباقی یا ناسازگارانه تفاوت معناداری وجود داشت (05/0>P) و میزان تأثیرگذاری روش مداخله نیمانیکس بر متغیرهای مذکور بیشتر از روش مداخله مبتنی بر آگاهی واج شناختی بود (05/0>P). نتیجه گیری: استفاده از این روش به عنوان یک استراتژی درمانی می تواند به بهبود عملکرد تحصیلی این دانش آموزان کمک کند. پژوهش های آینده پیشنهاد می شود تا به بررسی طولانی مدت اثرات این مداخلات پرداخته و امکان ترکیب آن ها را بررسی کنند.
۵.

نقش میانجی گر معنا در زندگی در تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی متخصصین روانشناسی و مشاوره(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بهزیستی ‏ذهنی خودمراقبتی بهوشیار ذهن آگاهی روانشناسان و مشاوران معنا در زندگی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۴ تعداد دانلود : ۱۱۱
هدف پژوهش حاضر تبیین روابط علّی بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی در روانشناسان و مشاوران بر اساس نقش میانجی گر معنا در زندگی بود. روش پژوهش توصیفی-همبستگی از نوع مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل تمامی روانشناسان و مشاوران مشغول به کار در مراکز و کلینیک های روانشناسی و مشاوره استان تهران در سال 1402 بود که از بین آنها 253 نفر به صورت در دسترس به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار مورداستفاده در پژوهش شامل مقیاس های ذهن آگاهی (FFMQ، بائر و همکاران، 2006)، خودمراقبتی بهوشیار (MSCS، کوک-کوتون و گایکر، 2018) ، معنا در زندگی (MLQ، استگر و شین، 2010) و بهزیستی ذهنی (SWQ، مولوی و همکاران، 1389) بود. داده ها با استفاده از روش مدل یابی معادلات ساختاری و برآورد بیشینه احتمال مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان دهنده برازش مطلوب داده ها با مدل پیشنهادی پژوهش بود. خودمراقبتی بهوشیار، ذهن آگاهی و معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه مستقیم معنادار داشتند (01/0< P). معنا در زندگی در رابطه بین خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با بهزیستی ذهنی نقش میانجی داشت؛ درنتیجه خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی با میانجی گری معنا در زندگی با بهزیستی ذهنی رابطه غیرمستقیم معنادار داشتند (01/0< P). نتایج نشان داد که معنا در زندگی با توجه به نقش خودمراقبتی بهوشیار و ذهن آگاهی می تواند تبیین کننده بهزیستی ذهنی باشد. بنابراین توجه به متغیرهای پژوهش در برنامه های آموزشی و رشدی برای متخصصان مراقبت از سلامت روان جهت افزایش بهزیستی ذهنی آن ها توصیه می شود.
۶.

تدوین برنامه آموزشی سه سطحی (دانش آموز، خانواده، معلم) و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری فضایی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه با تأکید بر اختلال ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه آموزشی دانش آموز خانواده و معلم پردازش دیداری فضایی ناتوانی یادگیری ویژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: مشکلات مربوط به پردازش دیداری-فضایی از چالش های شناختی شایع در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه است که عملکرد تحصیلی آن ها را به شدت تحت تأثیر قرار می دهد. با این حال، کمتر پژوهشی به طراحی یک مداخله یکپارچه پرداخته است که همزمان سه ضلع اصلی مثلث آموزشی یعنی دانش آموز، خانواده و معلم را توانمند سازد. عدم هماهنگی بین این سه ضلع، اثربخشی مداخلات را محدود می سازد. هدف: هدف پژوهش حاضر تدوین برنامه آموزشی سه سطحی (دانش آموز، خانواده، معلم) و بررسی اثربخشی آن بر پردازش دیداری فضایی در دانش-آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کابردی از نظر روش آمیخته و اکتشافی بود که اولویت با مطالعه کیفی است و مقوله ها از بخش کیفی استخراج سپس برنامه مداخله بر اساس آن تدوین شد. در بخش کیفی، که با هدف استخراج مؤلفه های برنامه مداخله انجام شد، از روش تحلیل مضمون استفاده گردید. جامعه پژوهش شامل اساتید روانشناسی دانشگاه، متخصصین و درمانگران حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود که از میان آن ها ۱۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری داده ها انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. در بخش کمی، از طرح پژوهش شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه (با تاکید بر اختلال ریاضی) در گروه سنی ۸ تا ۱۰ سال شهر تهران در سال تحصیلی 1403-1402 بود. از این جامعه، ۳۰ نفر به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در مراحل سه گانه، آزمون هوش تهران-استانفورد-بینه بود. تجزیه و تحلیل داده ها از طریق آنالیز واریانس بااندازه گیری مکرر و با استفاده از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج بخش کیفی که از طریق تحلیل مضمون مصاحبه ها به دست آمد، منجر به شناسایی چهار مضمون اصلی برای ساختار برنامه آموزشی سه سطحی گردید. این مضامین عبارت بودند از: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال، تقویت استدلال کمی، و تقویت پردازش دیداری-فضایی. در بخش کمی، نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر نشان داد که برنامه آموزشی مبتنی بر این مضامین، تأثیر معنادار و مثبتی بر بهبود نمرات پردازش دیداری-فضایی دانش آموزان در گروه آزمایش داشته است (05/0 >P). این بهبود در مرحله پس آزمون و پیگیری در مقایسه با پیش آزمون مشهود بود. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که یک برنامه آموزشی سه سطحی، که بر اساس مؤلفه های شناختی کلیدی (توجه، حافظه فعال، استدلال کمی و پردازش دیداری-فضایی) طراحی شده، رویکردی مؤثر و کاربردی برای بهبود پردازش دیداری-فضایی در دانش آموزان با ناتوانی یادگیری ویژه است. این یافته بر لزوم فراتر رفتن از مداخلات تک بعدی و متمرکز بر دانش آموز تأکید دارد. بنابراین، به درمانگران، مشاوران مدارس و طراحان برنامه های آموزشی پیشنهاد می شود تا با درگیر کردن همزمان خانواده و معلمان در فرآیند درمان، به پایداری و تعمیم پذیری اثربخشی مداخلات کمک کنند.
۷.

تدوین برنامه آموزشی چند وجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه آموزشی چندوجهی کودک خانواده و مدرسه محور حافظه فعال استدلال کمی ناتوانی ویژه یادگیری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۸
زمینه: ناتوانی ویژه یادگیری نوعی مشکل مزمن با پایه عصب شناختی و تحولی است. با توجه به شیوع قابل توجه ناتوانی ویژه یادگیری در کودکان سنین مدرسه و پیامدهای ناشی از این اختلال در وضعیت تحصیلی و آینده این کودکان، خلا یک برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور برای دانش آموزان با ناتوانی یادگیری و بررسی اثربخشی آن بر تقویت حافظه فعال و استدلال کمی این دسته از دانش آموزان مشهود است. هدف: هدف این پژوهش، تدوین برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور و سنجش اثربخشی آن بر حافظه فعال و استدلال کمی در دانش آموزان با ناتوانی ویژه یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر، آمیخته بود. در بخش کیفی، روش پژوهش تحلیل مضمون و جامعه مورد پژوهش شامل تمامی اساتید روان شناسی دانشگاه آزاد اسلامی و متخصصان حوزه روانشناسی کودکان استثنایی بود و نمونه بر اساس اشباع نظری داده ها 10 نفر با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. روش بخش کمی نیز شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری بخش کمی شامل تمامی دانش آموزان با اختلال ریاضی گروه سنی 8 تا 10 سال در آموزش و پرورش منطقه 11 شهر تهران بود که به روش نمونه گیری هدفمند 30 نفر از آن ها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختار یافته و ابزار بخش کمی نیز آزمون هوش آزمای تهران- استانفورد بینه بود. اعضای گروه آزمایش، برنامه آموزشی محقق ساخته را در 15 جلسه دریافت کردند. در بخش کیفی از روش کدگذاری در سه مرحله کدگذاری مضامین اصلی، مضامین فرعی و کدهای باز استخراج شده و برای تجزیه و تحلیل داده های کمی نیز از روش آماری تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج این پژوهش در بخش کیفی، مضامین اصلی برنامه آموزش چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور را در سه مورد: تقویت توجه و تمرکز، تقویت حافظه فعال و تقویت استدلال کمی نشان داد. هم چنین نتایج بخش کمی نشان داد که برنامه آموزشی محقق ساخته، تأثیر معنادار و پایداری بر حافظه فعال و استدلال کمی دارد (05/0 P<). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر پیشنهاد می شود روانشناسان کودکان استثنایی برای بهبود حافظه فعال و استدلال کمی دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری، از برنامه آموزشی چندوجهی دانش آموز، خانواده و معلم محور محقق ساخته استفاده کنند.
۸.

اثربخشی آموزش بستۀ بازی مبتنی بر عزت نفس (حرمت خود) بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی عزت نفس گوشه گیری اضطراب اختلال یادگیری ویژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه، اختلالات رفتاری از جمله گوشه گیری و اضطراب است که موجب کاهش عزت نفس در آنان می شود. علی رغم این که عزت نفس می تواند به عنوان یک ضربه گیر برای مشکلات تحصیلی و رفتاری کودکان در نظر گرفته شود، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته های آموزشی مبتنی بر عرت نفس بر اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های گوشه گیری (شهیم، 1375) و اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر کاهش گوشه گیری و تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود مشاوران و معلمان مدارس ابتدایی برای کاهش اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری به خصوص گوشه گیری و اضطراب آن ها، از محتوای برنامه آموزش بازی مبتنی بر عزت نفس استفاده کنند.
۹.

فراتحلیل جامع و مرور سیستماتیک اثربخشی مداخلات مبتنی بر نظریه پلی واگال بر اختلالات روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلالات روانشناختی نظریه پلی واگال فراتحلیل مرورسیستماتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۲۸۵
هدف: اختلالات روانشناختی سهم عمده ای در بار جهانی بیماری دارند لذا ضرورت شناسایی و ارزیابی تاثیر مداخلات روان شناختی غیر تهاجمی حائز اهمیت است. بنابرین هدف پژوهش حاضر مرور جامع و سیستماتیک اثربخشی مداخلات مبتنی بر نظریه پلی واگال به عنوان یک نوع مداخله زیستی عصبی غیر تهاجمی بر اختلالات روانشناختی  بود. روش: مطالعات مرتبط از سال 1994 تا 2023 با استفاده از پایگاه های علمی معتبر و کلمات کلیدی مرتبط جستجو و نه (9) مطالعه با کیفیت بالا بر اساس بیانیه پریزما انتخاب شدند. تحلیل داده ها با استفاده از نسخه سوم نرم افزار جامع فراتحلیل انجام شد. اندازه های اثر استخراج شده شامل 26 اندازه اثر بود. یافته ها: نتایج به دست آمده، اندازه اثر ترکیبی به دست آمده26/0 و در سطح معنی داری 001/0 بود؛ که بر اساس معیار تفسیر اندازه اثر کوهن، یک اندازه اثر بزرگ محسوب می شود. به عبارت دیگر، مداخلات مبتنی بر نظریه پلی واگال می تواند نقش بسزایی در کاهش اختلالات روانی داشته باشد. نتایج فراتحلیل اعتبار آماری بالایی را نشان داد و شواهدی مبنی بر سوگیری انتشار وجود نداشت و قابلیت اطمینان نتایج را تقویت کرد. نتیجه گیری: مداخلات مبتنی بر نظریه پلی واگال می تواند در  درمان اختلالات روانشناختی نقش بسزایی داشته باشد و پیشنهاد می گردد درمانگران و متخصصین از آن در درمان اختلالات روانشناختی استفاده نمایند.
۱۰.

الگوی ساختاری خود مراقبتی بر اساس ادراک بیماری، حمایت اجتماعی وتصمیم گیری مشارکتی: نقش واسطه ای خودکارامدی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

کلیدواژه‌ها: ﺧﻮدﻣراقبتی دیﺎﺑﺖ ادراک بیماری حمایت اجتماعی تصمیم‌گیری مشارکتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۵۰
زمینه و هدف: ﻫﺪف ﭘﮋوﻫﺶ ﺣﺎﺿﺮ ﺑﺮرﺳﯽ الگوی ساختاری خود مراقبتی بر اساس ادراک بیماری، حمایت اجتماعی و تصمیمگیری مشارکتی با نقش واسطهای خودکارآمدی در بیماران مبتلا به دیابت نوع دوم ﺑﻮد. مواد و روشها: در یﮏ زمینهیابی ﻣﻘﻄﻌﯽ ﺗﻌﺪاد 800 ﺑﯿﻤﺎر ﻣﺒﺘﻼ ﺑﻪ دیﺎﺑﺖ ﻧﻮع دو (331 مرد و 469 زن) در بیمارستانهای استان قم ﺑﻪ ﺷﯿﻮه نمونهگیری تصادفی اﻧﺘﺨﺎب ﺷﺪﻧﺪ. دادهها ﺑﺎ اﺳﺘﻔﺎده از ﭘﺮﺳﺸﻨﺎﻣﻪ اﻃﻼﻋﺎت ﺟﻤﻌﯿﺖ ﺷﻨﺎﺧﺘﯽ و ادراک بیماری، پرسشنامه حمایت اجتماعی خانواده، خودکارآمدی در بیماران دیابتی، پرسشنامه خود مراقبتی دیابت و پرسشنامه تصمیمگیری مشارکت بیمار در درمان جمعآوری و ﺗﻮﺳﻂ ﻣﺪل یﺎﺑﯽ ﻣﻌﺎدﻟﻪ ﺳﺎﺧﺘﺎری (SEM) ﺑﺎ نرمافزار AMOS24 و SPSS26 ﺗﺤﻠﯿﻞ ﺷﺪﻧﺪ. ﻫﻤﭽﻨﯿﻦ، ﻫﻤﺒﺴﺘﮕﯽ، آزﻣﻮن t و ﺧﯽ دو در ﺳﻄﺢ ﺗﻮﺻﯿﻔﯽ و ﺑﺮای ﻣﻘﺎیﺴﻪ دادهها ﺑﻪ ﮐﺎر رﻓﺖ. ﺑﻌﺪ از ارزیﺎﺑﯽ ﺑﺮازش ﻣﺪل، ﺿﺮایﺐ ﺑﯿﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎ ﺑﺮرﺳﯽ ﺷﺪﻧﺪ. اﻏﻠﺐ ﻣﺴﯿﺮﻫﺎی دارای ﺿﺮایﺐ ﻣﻌﻨﺎدار در ﻣﺪل ﻧﻬﺎیﯽ ﺣﻔﻆ ﺷﺪﻧﺪ و ﻣﺴﯿﺮﻫﺎی دارای ﺿﺮایﺐ ﻏﯿﺮﻣﻌﻨﺎدار و یﺎ ﺑﺮﺧﯽ از ﺿﺮایﺐ ﻣﺴﯿﺮ دارای ﻣﻌﻨﺎداری ﺿﻌﯿﻒ ﺑﻪ دﻻیﻞ ﻧﻈﺮی از ﻣﺪل ﻧﻬﺎیﯽ ﺣﺬف ﺷدند. یافتهها: یافتهها به این شرح بود 1- مدل اندازهگیری متغیرهای پژوهش از برازش مناسبی برخوردار است. 2- ادراک بیماری بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. 3- حمایت اجتماعی بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. 4- تصمیمگیری مشارکتی بر خودمراقبتی بیماران دیابتی نوع دوم اثر مستقیم و غیرمستقیم دارد. نتیجهگیری: اﻏﻠﺐ رواﺑﻂ ﺑﯿﻦ ایﻦ ﻣﺘﻐﯿﺮﻫﺎ در ایﻦ ﭘﮋوﻫﺶ ﻫﻤﺴﻮ ﺑﺎ ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻗﺒﻠﯽ و نظریههای ﻣﻮﺟﻮد ﺑﻮدﻧﺪ
۱۱.

Comparison of the Effectiveness of Emotion-Focused Therapy and Cognitive Behavioral Therapy on Alexithymia and Difficulty in Emotion Regulation(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Emotion-focused therapy Cognitive-Behavioral Therapy Alexithymia Difficulty in emotion regulation pain disorder

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۶ تعداد دانلود : ۸۹
Objective: Psychological factors play a decisive role in the occurrence and experience of pain disorders. This study aimed to compare the effectiveness of emotion-focused therapy and cognitive behavioral therapy on alexithymia and difficulty in emotion regulation in patients with pain disorder. Method : The method of the present study was quasi-experimental with a pretest-posttest design and control group and a two-month follow-up. The statistical population of the study included all women who were referred to Manoushan and Behsa counseling centers in Tehran with psychosomatic problems and pain. Sixty people from this population were selected and randomly divided into three groups (20 people in each group). Research instruments included the Toronto Emotional Dysfunction Scale (Bugby et al., 1994) and the Difficulty in Emotion Regulation Scale (DERS) (Gertz & Roemer, 2004). One group received 12 one-hour sessions of emotion-focused therapy, and another group received 10 one-hour sessions of cognitive behavioral therapy. However, the control group did not receive any intervention during the study. In addition to descriptive statistics, mixed variance analysis and Ben Foroni post hoc test were used to analyze the research data.   Results : The results for alexithymia showed that the emotionally focused therapy group had a significantly lower mean than the cognitive behavioral group (P= 0.02) and the control group (P 0.001), and the cognitive-behavioral group had a significantly higher mean compared to the control group (P = 0.001). Also, the results for the difficulty in emotion regulation showed that the emotionally focused group and the cognitive-behavioral group have significantly lower means compared to the control group (P = 0.001). Conclusions : The results of the present study, in addition to confirming the effectiveness of cognitive-behavioral therapy, indicated that emotion-focused therapy is a more effective treatment for alexithymia. As a result, emotion-focused therapy can be considered an effective treatment that can be used by health professionals to treat pain disorders.
۱۲.

اثربخشی برنامه خودتنظیمی کودک بر خود ادراکی و کیفیت دوستی کودکان با اختلال نارسایی توجه / بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: خودتنظیمی کودک خود ادراکی کیفیت دوستی نارسایی توجه / بیش فعالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۳۹۷
هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه خودتنظیمی کودک بر خود ادراکی و کیفیت دوستی کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی بود. روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دختران 9-12 ساله با نارسایی توجه / بیش فعالی شهر تهران در سال 1400-1401 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر (15 نفر گروه آزمایش و 15 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و در دو گروه گواه و آزمایش جایگماری شدند. برای گروه آزمایشی، برنامه تدوین شده خودتنظیمی کودک اجرا شد درحالی که گروه کنترل در لیست انتظار باقی ماندند. ابزار پژوهش شامل مقیاس خود ادراکی هارتر (2012) و کیفیت دوستی زهره وند و حجازی (1380) بود. نتایج نشان داد که مداخله خودتنظیمی کودک بر بهبود خود ادراکی و کیفیت دوستی در مراحل پس آزمون و پیگیری تأثیر معنی دار داشته است. یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با برنامه خودتنظیمی کودک فراهم می کند و مشاوران و روان شناسان می توانند برای بهبود بر بهبود خود ادراکی و کیفیت دوستی در کودکان با نارسایی توجه / بیش فعالی از این مداخله استفاده نمایند.
۱۳.

اعتبارسنجی و تحلیل عاملی تائیدی نسخه فارسی مقیاس خود ادراکی کودکان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اعتبارسنجی مقیاس خودادراکی کودکان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰۹ تعداد دانلود : ۳۴۳
زمینه و هدف: خودادراکی، قضاوت افراد را در مورد توانایی های خود به منظور دستیابی به یک هدف خاص منعکس می کند؛ بنابراین با توجه به اهمیت این مؤلفه در تقویت تحول کودکان و همچنین کمبود ابزار معتبر و کافی در کشور ایران برای سنجش خودادراکی کودکان، پژوهش حاضر با هدف اعتبار سنجی و تحلیل عاملی تائیدی نسخه فارسی مقیاس خود ادراکی کودکان (هارتر، 2012) در بین گروهی از دانش آموزان ایرانی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر توصیفی از نوع همبستگی است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر سنین 10 تا 12 ساله شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بود که با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 347 دانش آموز انتخاب شدند. برای انجام تحلیل های آماری از نرم افزارهای AMOS و SPSS24 استفاده شد. یافته ها: پس از ترجمه و اخذ نظرات کارشناسان خبره و آزمودنی ها، روایی صوری مقیاس تأیید شد. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نیز نشان داد که در نمونه دانش آموزان ایرانی ساختار شش عاملی مقیاس با داده ها برازش مطلوبی داشت. مقادیر ضرایب همسانی برای خرده مقیاس های صلاحیت تحصیلی، صلاحیت اجتماعی، صلاحیت ورزشی، ظاهر فیزیکی، هدایت رفتاری، و خودارزشی کلی به ترتیب برابر با 76/0، 65/0، 73/0، 81/0، 70/0، و 79/0 به دست آمد. نتیجه گیری: در مجموع نتایج مطالعه حاضر نشان داد که مقیاس خود ادراکی کودکان برای سنجش ادراک کودکان نسبت به قابلیت های خود در دانش آموزان ایرانی ابزاری روا و معتبر است. این ابزار می تواند جهت اندازه گیری خودادراکی در بخش های پژوهشی و درمانی مورد استفاده قرار گیرد.
۱۴.

ارتباط طرح واره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی اختلالات شخصیت مرزی و شخصیت ضد اجتماعی در سربازان: مدل یابی شبکه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرح واره های ناسازگار اولیه نشانگان بالینی اختلالات شخصیت مرزی شخصیت ضداجتماعی سربازان مدل یابی شبکه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۲۶۸
هدف: پژوهش های انجام شده در محیط های نظامی نشان داده که در میان سربازان وظیفه مشکل زاترین اختلالات روانی مربوط به اختلال شخصیت ضداجتماعی و مرزی است؛ لذا با توجه به اهمیت و نقش طرح واره ها در اختلالات شخصیت هدف پژوهش حاضر بررسی ارتباط طرح واره های ناسازگار اولیه با نشانگان بالینی اختلالات شخصیت مرزی و شخصیت ضداجتماعی در سربازان: مدل یابی شبکه ای می باشد.روش: روش کار پژوهش حاضر توصیفی-همبستگی و از نوع مدل یابی شبکه ای بود. جامعه ی هدف در پژوهش حاضر جامعه ی سربازان است. نمونه ی پژوهش حاضر با توجه به روش غیرتصادفی در دسترس 500 نفر انتخاب شدند.یافته ها: یافته ها نشان داد که با توجه به اینکه مجذور ضریب همبستگی پیرسون نشان دهنده میزان واریانس مشترک میان پرسش ها است، درنظرگرفتن حد 0٫5 بدین معنی است که جهت شناسایی رابطه معنی دار میان گره ها، حداقل می بایستی واریانس مشترک گره های موردنظر برابر با 0٫25 باشد.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که در میان مؤلفه های مطرح شده در طرح واره های ناسازگار اولیه مؤلفه های رهاشدگی/بی ثباتی و گرفتار/خویشتن تحول نیافته به طور متوسط دارای بیشترین مجموع میزان شاخص برون مرکزی بوده اند. همچنین در نشانگان اختلالات شخصیت مرزی و ضداجتماعی نیز هر دو مؤلفه ضداجتماعی و مرزی به طور دارای میزان برابری از شاخص برون مرکزی بوده اند.
۱۵.

مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و درمان هیجان مدار بر ابرازگری هیجان افراد با سندرم ضربه عشقی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابرازگری هیجان درمان هیجان مدار سندرم ضربه عشقی هنر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۴ تعداد دانلود : ۳۴۶
زمینه: سندرم ضربه عشقی یکی از سخت ترین و فراگیرترین تجربه ها در زندگی افراد است که ابرازگری هیجان را در افراد دچار مشکل می کند. پژوهش های متعدد نشان می دهد درمان هیجان مدار بر آسیب های هیجانی مؤثر است اما تاکنون پژوهشی مبتنی بر کاربرد هنر در کنار درمان های مبتنی بر هیجان و تجربه گرا انجام نشده است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و درمان هیجان مدار بر ابرازگری هیجان افراد با سندرم ضربه عشقی، انجام شد. روش: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری سه ماهه با گروه کنترل بود. جامعه پژوهش حاضر مراجعه کنندگان 25 تا 45 ساله با سندرم ضربه عشقی به کلینیک های روانشناختی منطقه 2 شهر تهران بود که از بین آن ها 51 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در سه گروه 17 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه کنترل) جایگزین شدند. ابزار سنجش این پژوهش سیاهه ضربه عشق راس (1999) و پرسشنامه ابرازگری هیجانی کینگ و امونز (1990) بود. برای گروه اول درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و گروه دوم درمان هیجان مدار گرینبرگ در 12 جلسه 90 دقیقه ای اجرا شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از روش تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: نتایج حاکی از آن بود که درمان هیجان مدار با کاربرد هنر و درمان هیجان مدار منجر به افزایش ابرازگری هیجانی در مراحل پس آزمون و پیگیری شده است. همچنین نتایج آزمون تعقیبی بن فرونی نشان داد درمان هیجان مدار با کاربرد هنر بر افزایش ابراز هیجان مثبت، صمیمیت و ابراز هیجان منفی مؤثرتر از درمان هیجان مدار است (0/05>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده این نتیجه حاصل می گردد که هنر به عنوان کاتالیزوری در کنار درمان هیجان مدار از طریق باز کردن نیمکره راست، رسیدن به هسته اساسی تروما، ابرازگری سالم هیجان های مثبت و منفی و پذیرش احساسات منجر به اثربخشی بیشتر درمان هیجان مدار شده است. اجرای این درمان در گروه های دیگر و با نمونه های بیشتر پیشنهاد می شود.
۱۶.

بررسی نقش دینداری در گرایش به سیگار نوجوانان پسر شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دین دینداری گرایش به سیگار نوجوانان پسر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۲۸۴
پژوهش با هدف بررسی رابطه دینداری با گرایش به سیگار نوجوانان انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانش آموزان پسر دبیرستان های شهر تهران است که با بهره گیری از روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای تعداد 290 نفر انتخاب شدند. به منظور گرد آوری اطلاعات از پرسشنامه های دینداری گلاک و استارک (1965) و اعتیاد به نیکوتین فیروزآبادی (1395) استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های همبستگی پیرسون و رگرسیون چندگانه بهره گرفته شد. یافته ها نشان می دهند که بین دینداری و اعتیاد به سیگار همبستگی معناداری وجود دارد و همچنین همبستگی بین نمره کلی دینداری با اعتیاد به سیگار، منفی (360/0-) است و بر این اساس می توان گفت افرادی که دینداری بیشتری دارند، میزان اعتیاد به سیگار کمتری دارند. نتایج مربوط به تحلیل رگرسیون چندگانه برای پیش بینی اعتیاد به سیگار از طریق ابعاد دینداری، نشان داد که ابعاد دینداری به جز بعد عاطفی قادر به پیش بینی اعتیاد به سیگار می باشند.
۱۷.

Investigating the Mediating Role of Experiential Avoidance in the Relationship between Stress, Mindfulness, and Binge eating in Obese People(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Binge eating obesity stress Mindfulness Experiential Avoidance

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷
Aim: This study aimed to investigate the relationship between stress, mindfulness, and binge eating in obese people with mediating role of experiential avoidance. Method: The current research was of quantitative type with correlational method. The statistical population included all overweight and obese people in the city of Karaj in 2019, and 414 people were selected as research samples through convenience sampling method. Data were collected by calculating participants' body mass index, Acceptance and Action Questionnaire (Bond et al,2011), Harry's stress questionnaire (2005), five-factor mindfulness questionnaire (Baer et al,2004), and binge eating scale (Gormally et al,1982). Collected data were analyzed using structural equation modeling in Amos software. Results: Stress and mindfulness are known variables in clinical interventions for people with binge eating problems but choosing the strategic and practical variable of experimental avoidance as a mediator between these categories and overeating confirmed these variables' theoretical and practical value. This research highlighted the role of experiential avoidance as a powerful and effective variable in the outcome of individual and social measures in the management and planning to correct overeating behavior in obese people.
۱۸.

بررسی و تحلیل دو کهن الگوی آنیما و آنیموس، در داستان های خسرو و شیرین و لیلی و مجنون نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آنیما و آنیموس نظامی خسرو و شیرین لیلی و مجنون

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۲ تعداد دانلود : ۳۹۴
نقد کهن الگویی متون ادبی، از منظر انسان شناسی و معرفت شناسی از آن رو که عمق و ژرفای اندیشه شاعر یا نویسنده را نشان می دهد، نقدی ارزشمند به شمار می آید. نظامی، شاعر بزرگ ایرانی، جزو معدود داستان پردازانی است که بر ویژگی های روانی شخصیت های داستانش تأمل می کند و ایستایی و پویایی آنان را در پیوند با «آنیما و آنیموس»، توضیح می دهد. در این مقاله شخصیت های اصلی دو داستان، خسرو و شیرین و لیلی و مجنون، با بهره گیری از نظریه کهن الگویی یونگ، که خود بخشی از نظریه فردانیت اوست. برای بازنمود تأثیر طبیعت زنانه مردان و طبیعت مردانه زنان بر روان آنان، بررسی شده است. اطلاعات مربوط به موضوع با استفاده از روش کتاب خانه ای به دست آمده و سپس با بهره گیری از روش تحلیلی توصیف شده است. این دو داستان نشان می دهند که نظامی، بی آن که از نظریه های یونگ آگاهی داشته باشد، همسو با او، بر نقش زنان در ایجاد تحول در شخصیت مردان، تأکید ورزیده است. این پژوهش نشان می دهد که زنان داستان، شیرین و لیلی، البته با تفاوت های چشم گیری که در آن ها دیده می شود، توانسته اند، مردان خود را چنان متحول نمایند که در انتهای داستان، به انسان هایی متفاوت با آن چه در آغاز بوده اند، تبدیل یابند.
۱۹.

اثربخشی روش تراپلی بر اختلال دلبستگی واکنشی کودکان 8 تا 12 سال(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روش تراپلی اختلال دلبستگی واکنشی کودکان

تعداد بازدید : ۳۶۱ تعداد دانلود : ۳۳۴
هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی روش تراپلی بر اختلال دلبستگی واکنشی کودکان 8 تا 12 سال صورت گرفت. روش: روش پژوهش، از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری بود. جامعه آماری شامل کلیه کودکان 8 تا 12 سال شهر تهران که در فراخوان از طریق فضای مجازی ابراز تمایل کرده بودند، بود. از میان جامعه مذکور 32 کودک، انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. مداخله به صورت روش تراپلی به صورت هفتگی ارائه شد. شرکت کنندگان قبل از آغاز و پس از اتمام جلسات پرسشنامه اختلال دلبستگی راندولف، سیاهه رفتاری اخنباخ و آزمون دسته بندی کارت های ویسکانسین را تکمیل و سه ماه بعد پس آزمون تکرار گردید. داده ها از طریق نرم افزار SPSS با استفاده از روش آماری آنوای دو عاملی آمیخته مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج حاصل از تحلیل داده ها اثرگذاری معنادار روش تراپلی را بر علایم اختلال دلبستگی واکنشی (رفتارهای ضد اجتماعی، تکانشگری و زورگویی) تایید کرد (05/0>P). نتیجه گیری: بنابر نتایج به دست آمده در این پژوهش استفاده از رویکرد تراپلی می تواند به عنوان درمان های موثر در کاهش علایم اختلال دلبستگی واکنشی متناسب با شرایط کودک به کار گرفته شود.
۲۰.

Psychological Distress Based on Cognitive, Metacognitive, and Meta-Emotional Components in Cancer Patients(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Cancer Psychological distress emotional schemas metacognitive factors cognitive factors

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۹۲ تعداد دانلود : ۳۶۶
Introduction: the role of cognitive, metacognitive and metaemotional factors in psychological distress has been clearly confirmed. The current research study aims to examine a psychological distress model based on intolerance of uncertainty and emotional schemas of cancer patients with the mediating role of metacognitive beliefs and cognitive avoidance. Method: regarding the methodology, the present study relies on correlation and structural equation modeling. The study sample included 300 cancer patients who visited various hospitals in Tehran and completed the questionnaires of uncertainty intolerance, stress, depression and anxiety, emotional schemas, metacognitive beliefs, and cognitive avoidance. Results: findings demonstrated that the proposed model has appropriate fitness among cancer patients. Also, the relationship between mediating variables and endogenous and exogenous variables is significant. The variables under investigation explained 46 percent of psychological distress variance in the patients. Conclusion: Psychological distress in cancer patients is affected by interaction of excessive emotional states, intolerance of uncertainty, such as metacognitive beliefs and emotional schemas.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان