ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۸۳۸ مورد.
۱.

شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان و میزان توجه به آنها(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
پژوهش با هدف شناسایی شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی و میزان توجه به آنها انجام شد. طرح ترکیبی از نوع اکتشافی متوالی بود. در بخش کیفی از روش پدیدارشناسی و در بخش کمی از روش توصیفی – پیمایشی استفاده شد. جامعه آماری در بخش کیفی اساتید و متخصصان حوزه فعالیت های یادگیری مبتنی بر فناوری و در بخش کمی دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی است. در بخش کیفی با نمونه گیری هدفمند ۱۵ نفر و در بخش کمی با روش تصادفی طبقه ای نسبی ۲۲۷ نفر انتخاب شد. داده های پژوهش از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته و پرسشنامه محقق ساخته جمع آوری شد. برای تعیین روایی سؤال های مصاحبه و پرسشنامه از روایی صوری و محتوایی و برآورد پایایی پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. برای تحلیل داده های بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از آمار توصیفی و استنباطی بهره گرفته شد. یافته های پژوهش در بخش کیفی نشان داد شاخص های فعالیت های یادگیری در برنامه درسی دانش فناوری رشته آموزش ابتدایی شامل مضامین یادگیری مستقل، انجام تکالیف، مشارکت فعال در فرایند آموزش، تعامل با اساتید، دسترسی به محتوای مختلف درسی، اشتراک گذاری و مهارت و توانایی دانشجومعلمان در تدریس با استفاده از فناوری های نوین آموزشی می باشد. نتایج بخش کمی نیز نشان داد میزان توجه به شاخص های فعالیت های یادگیری دانشجومعلمان در برنامه درسی دانش فناوری در سطح پایینی است. بنابراین توجه به دانش فناوری به صورت تلفیقی در انجام فعالیت های یادگیری ضروری می باشد.
۲.

بررسی اثر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله ،تفکر انتقادی ،خلاقیت و هویت در کودکان ۷ الی ۱۲ سال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
در این تحقیق، به بررسی تأثیر یادگیری هوش مصنوعی بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی، خلاقیت و هویت در کودکان ۷ تا ۱۲ سال پرداخته شده است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق تجربی و طراحی شبه تجربی انجام شد. جامعه آماری شامل کودکان ۷ تا ۱۲ سال در مدارس ابتدایی منطقه ای خاص بود. برای جمع آوری داده ها از ابزارهای مختلف از جمله پرسشنامه های استاندارد، آزمون های تحلیلی و مصاحبه های نیمه ساختاریافته استفاده شد. همچنین، یک برنامه آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی برای گروه آزمایش اجرا شد و گروه کنترل برنامه آموزشی سنتی را دریافت کرد. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی به طور معناداری بر مهارت های حل مسئله، تفکر انتقادی و خلاقیت کودکان تأثیر مثبت داشته است. همچنین، کودکان در گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل از هویت قوی تری برخوردار بودند. این یافته ها نشان می دهد که یادگیری هوش مصنوعی می تواند بهبود قابل توجهی در این مهارت ها و جنبه های هویتی کودکان ایجاد کند. بر اساس نتایج تحقیق، پیشنهاد می شود که برنامه های آموزشی مبتنی بر هوش مصنوعی به طور گسترده تری در مدارس و محیط های آموزشی مورد استفاده قرار گیرد تا از مزایای آن بهره مند شوند.
۳.

تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۵
این تحقیق با هدف تعیین «تأثیر الگوی بسته یادگیری مبتنی بر رویکرد تلفیقی بر میزان یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی در درس علوم تجربی» انجام شد. برای سنجش میزان اثربخشی این الگو از طرح شبه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون و با دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل همه دانش آموزان با آسیب بینایی دوره اول ابتدایی بود. تعداد 19 نفر از دانش آموزان با آسیب بینایی از پایه سوم دوره اول ابتدایی در سال تحصیلی 1403-1402 از مدارس استثنایی شهر و شهرستان های تهران به صورت هدفمند و در دسترس انتخاب شدند. در این تحقیق رویکرد تلفیقی(حضوری و مجازی) به کار گرفته شد. در اجرای پژوهش، در ابتدا بسته یادگیری با رویکرد تلفیقی و متناسب با ویژگی های مخاطبان برای درس «اندازه گیری مواد» پایه سوم ابتدایی، طراحی و آماده شد، سپس از آن در فرایند تدریس- یادگیری دانش آموزان با آسیب بینایی گروه آزمایش به دو روش حضوری و مجازی استفاده شد. سنجش میزان یادگیری دانش آموزان با آزمون محقق ساخته انجام شد. در سطح آمار توصیفی از میانگین و انحراف معیار و در آمار استنباطی از تحلیل کواریانس استفاده شد. نتایج به دست آمده از تحلیل داده های فرضیه پژوهش نشان داد که پس از حذف پیش آزمون (میانگین تعدیل شده)، بین میانگین نمره های یادگیری در مرحله پس آزمون تفاوت معنی داری وجود دارد(001/0 P<) و فرضیه پژوهش مورد تأیید قرار گرفت. با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت که الگوی بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی موثر است. بنابراین پیشنهاد می شود از این الگو به منظور تهیه، تولید و به کارگیری بسته یادگیری برای دانش آموزان با آسیب بینایی استفاده شود.
۴.

شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار برکیفیت آموزش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
صنعت 4.0 به عنوان انقلاب صنعتی چهارم، تحولی عمیق در روش های تولید و مدیریت فرآیندها ایجاد کرده است. صنعت 4.0 به برقراری ارتباط میان دنیای فیزیکی و دیجیتال، تمرکززدایی فرآیندهای کسب و کار، هوشمند سازی و بهینه سازی فرآیندهای تولید محصول و ارائه خدمات، با استفاده از فناوری های پیشرفته ای از جمله اینترنت اشیاء، بلاک چین وسیستم های سایبر- فیزیکی اشاره دارد. هدف از انجام این پژوهش شناسایی و اولویت بندی فناوری های صنعت 4.0 اثرگذار بر کیفیت آموزش است. در پژوهش حاضر ابتدا 8 معیار انتخاب فناوری های صنعت 4.0 شامل مقرون به صرفه بودن، تناسب با نیازهای آموزشی، سهولت استفاده و یادگیری، سازگاری، امنیت، تعهد به کیفیت، تناسب با فرهنگ سازمانی و پایداری و قابلیت ارتقاء بر اساس مرور ادبیات شناسایی شدند. در ادامه از رویکرد دلفی فازی به منظور تأیید یا رد هشت معیار شناسایی شده، استفاده گردید. علاوه بر تأیید هشت معیار نام برده شده، دو معیار مصرف انرژی و انتشار کربن و انطباق با ملاحظات اخلاقی و قانونی به هشت معیار شناسایی شده توسط خبرگان اضافه شد. خبرگان این پژوهش معلمان و اساتید دانشگاهی اصفهان بوده که با استفاده از روش نمونه گیری گلوله برفی تعداد 27 نفر انتخاب شدند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که فناوری محاسبات ابری، اینترنت اشیاء و هوش مصنوعی و یادگیری ماشین به عنوان سه فناوری برتر در میان فناوری های صنعت 4.0 بر کیفیت آموزش اثرگذار هستند.
۵.

کشف ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سؤالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از یادگیری ماشین بدون نظارت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
این مطالعه به بررسی ساختار عوامل نهفته واژگانی و نحوی در پاسخ به سوالات درک مطلب انگلیسی با استفاده از تکنیک های یادگیری ماشین بدون نظارت می پردازد. طرح تحقیق مدلسازی کمی در قالب طرح علی- مقایسه ای است. داده ها از 360 زبان آموز که انگلیسی زبان دوم آن ها به شمار می رود و از طریق پاسخ های کتبی و شفاهی آن ها به سؤالات درک مطلب جمع آوری شد. در مجموع 260 ویژگی واژگانی و نحوی از داده ها استخراج شد. چهار عامل برای داده های شفاهی و چهار عامل برای داده های کتبی شناسایی شد که بیش از 50 درصد از واریانس نمرات درک مطلب را توضیح می دهند. عوامل به شرح زیر نامگذاری و تفسیر شدند. برای داده های مربوط به پاسخ های شفاهی: عامل اول  پیچیدگی دستوری، عامل دوم، پیچیدگی واژگانی، عامل سوم ویژگی و تشابه کلمات و عامل چهارم تنوع واژگانی. چهار عامل داده های مربوط به پاسخ های کتبی عبارتند از: عامل 1، پیچیدگی دستوری، عامل 2 تنوع واژگان، عامل 3 پیچیدگی بند، و عامل 4 اختصاصی بودن کلمه. تحلیل رگرسیون چندگانه در پیش بینی درک مطلب بر اساس عوامل کشف شده نشان داد که عامل سوم (ویژگی و تشابه کلمات) تنها پیش بینی کننده معنادار درک مطلب در داده های شفاهی بود، در حالی که عوامل 1 (پیچیدگی دستوری)، 3 (پیچیدگی بند) و 4 (اختصاصی بودن کلمه) به طور معناداری درک مطلب را در داده های نوشتاری پیش بینی کردند. این یافته ها نشان داد که استفاده از کلمات خاص و مشابه با درک خواندن بالاتر در پاسخ های شفاهی و نوشتاری همراه است، در حالی که پیچیدگی دستوری و تنوع واژگان بسته به نحوه پاسخ، روابط متفاوتی با درک مطلب دارند. این مطالعه بینش های ارزشمندی را در مورد عوامل زمینه ای که به درک مطلب در زبان آموزان که انگلیسی زبان دوم آن ها است، کمک می کند و دستاوردهایی در توسعه روش های آموزش خواندن و ارزیابی مؤثرتر دارد.
۶.

یادگیری تصادفی واژگان از طریق خواندن درک مطلب محور داستان های کوتاه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش به بررسی میزان یادگیری واژگان از طریق خواندن درک مطلب محور داستان های کوتاه و آموزش مستقیم پرداخته است. به این منظور، 30 فارسی آموز مرد و زن با نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی به دو گروه 15 نفره تقسیم شدند. به هر دو گروه یک داستان کوتاه داده شد که دارای 10 واژه جدید بود. در یک گروه فارسی آموزان داستان را با هدف درک مطلب خواندند و از سنجش پس از آن آگاه نبودند، اما در گروه کنترل به فارسی آموزان گفته شد که پس از تدریس این واژه ها قرار است از آنها امتحان گرفته شود و دانش آنها از واژگان سنجیده خواهد شد. نتایج نشان داد فارسی آموزان در گروه آزمایش مدت طولانی تری واژگان را به خاطر سپردند. در مقابل، در یادگیری هدفمند فارسی آموزان تعداد واژگان بیشتری را در بازه زمانی کوتاه در حافظه نگه داشتند. لذا اگر هدف از یادگیری زبان کوتاه مدت است، یادگیری هدفمند بهتر عمل می کند. اما اگر هدف بلند مدت و درک عمیق تر واژگان است، یادگیری تصادفی به مراتب بهتر عمل می کند.  
۷.

تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
هدف از این پژوهش تاثیر گمیفیکیشن بر حافظه، سرزندگی تحصیلی و فرایند یاددهی یادگیری در دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش کلیه دانشجویان ارشد دختر دانشگاه علامه طباطبایی تهران بود (رشته های مدیریت)، که تعداد 305 نفر به عنوان حجم نمونه و به روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گرداوری اطلاعات پرسشنامه استاندارد بوده است. روایی محتوایی پرسشنامه به تایید جمعی از صاحب نظران رسید. هم چنین جهت بررسی روایی سازه از سه شاخص پایایی مرکب، متوسط واریانس استخراج شده و بار عاملی استفاده گردید و جهت سنجش پایایی و قابل اعتماد از ضریب آلفای کرونباخ با استفاده از نرم افزار SPSS26، که بیش تر از 0.7 محاسبه گردید، استفاده شد. نتایج حاصل از پژوهش با نرم افزار PLS نشان می دهد که استفاده از متدهای گیمیفیکیشن می تواند بهبود حافظه و سرزندگی تحصیلی دانشجویان را افزایش دهد و همچنین فرایند یاددهی و یادگیری آن ها را بهبود بخشد. این یافته ها نشان می دهد که گیمیفیکیشن می تواند به عنوان یک ابزار موثر برای ارتقاء عملکرد تحصیلی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد.
۸.

مدل یابی سلامت معنوی بر اساس جهت گیری مذهبی و امید به زندگی با میانجیگری تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۸۸
هدف اصلی پژوهش مدل یابی سلامت معنوی بر اساس جهت گیری مذهبی و امید به زندگی با میانجیگری تحمل ناراحتی و نقش تعدیلگر جنسیت در دانشجویان بود. این پژوهش با پارادایم اثبات گرایی، رویکرد استقرایی، استراتژی پیمایشی، و روش توصیفی- همبستگی و از  نوع کاربردی است که داده های آن بصورت میدانی در مقطع زمانی (1403-1404) گردآوری شد. جامعه آماری شامل  4000 نفر از دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکزی بود که به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای با توجه به جنسیت(مرد و زن)، مقطع تحصیلی(کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری) و رشته تحصیلی (علوم انسانی، علوم پایه،  فنی و مهندسی)، حجم نمونه به تناسب جمعیت بر اساس جدول مورگان 352 نفر برآورد و انتخاب شد. ابزار پژوهش پرسشنامه های سلامت معنوی الیسون (1982)، امید به زندگی اشنایدر (۱۹۹۱)، جهت گیری مذهبی آلپورت (1950)، و تحمل ناراحتی سیمونز (۲۰۰۵)، که پایایی آنها بر اساس آلفای کرونباخ به ترتیب 0. 9، 0. 72، 0. 73، 89/0، می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها، شامل آمار توصیفی و در بخش استنباطی از مدلسازی معادلات ساختاری و نرم افزارSmart pls4 استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد مقدارt برای اثر مستقیم و غیر مستقیم کوچکتر از (1.96=t) است. بنابراین فرضیه های پژوهش مبنی بر این که متغیر جنسیت تفاوت معناداری در اثر مستقیم جهت گیری مذهبی و امید به زندگی بر سلامت معنوی دانشجویان ایفا می کند، و متغیر جنسیت تفاوت معناداری در اثر غیرمستقیم جهت گیری مذهبی و امید به زندگی بر سلامت معنوی دانشجویان با میانجیگری تحمل ناراحتی ایفا می کند، با اطمینان95% رد می شود. ارزش عددیSRMR در هر دو گروه کمتر از0.08  و NFI نزدیک به 1 و مدل از برازش مناسبی برخوردار است. بنابراین نتیجه گیری می شود متغیر جنسیت نقش تعدیلگر ندارد و  تفاوت معناداری در خصوص تاثیرگذاری آیتم های روانشناسی فوق وجود ندارد.
۹.

طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۵ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف از پژوهش حاضر طراحی و تولید اپلیکیشن سبک های یادگیری و اعتبارسنجی آن از دیدگاه کاربران بود. روش اجرای پژوهش دارای دو بخش بود؛ در بخش اول از روش تحقیق توصیفی به شیوه تحقیق و توسعه استفاده گردید، بدین شکل که بر اساس اصول تولید اپلیکیشن های آموزشی، اپلیکیشن سبک های یادگیری تولید و اعتبار و روایی این ابزار توسط متخصصین موردبررسی قرار گرفت. در بخش دوم از روش تحقیق ارزشیابی استفاده شد. جامعه آماری مطالعه در بخش دوم پژوهش شامل کلیه معلمان ابتدایی استان مرکزی در سال تحصیلی 1400-1399 بود که تعداد 30 نفر از آن ها به صورت روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات، اپلیکیشن سبک های یادگیری هانی و مامفورد (1992) و پرسشنامه محقق ساخته اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری بود. جهت تحلیل داده های پرسشنامه از آزمون تی تک نمونه ای استفاده شد. نتایج به دست آمده حاکی از آن بود که میانگین در تمامی ابعاد اعتبارسنجی اپلیکیشن سبک های یادگیری به طور معنی داری بالاتر از عدد معیار بود (P<0/01)، به عبارت دیگر اعتبارسنجی معلمان نسبت به اپلیکیشن مثبت و رضایت بخش بود. این اپلیکیشن آموزشی به عنوان یک ابزار مفید می تواند توسط معلمان جهت تشخیص سبک های یادگیری دانش آموزان و به کارگیری روش های آموزش و یادگیری متناسب با آن ها مورداستفاده قرار گیرد.
۱۰.

پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار ذهنی در دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۰۶
هدف پژوهش پیش بینی پرخاشگری سایبری بر اساس نشخوار فکری در دانشجویان بود. پژوهش حاضر مطالعه ای توصیفی از نوع همبستگی و با اهداف کاربردی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل کلیه دانشجویان دانشگاه آزاد اسلامی واحد اراک در تابستان سال 1403 بودند که به صورت روش نمونه گیری تصادفی تعداد 150 انتخاب شدند و به صورت آنلاین به پرسشنامه های پرخاشگری سایبری آلوارز گارسیا و همکاران (2015) و پرسشنامه نشخوار فکری باقرنژاد و همکاران (1388) پاسخ دادند. جهت تجزیه وتحلیل داده ها نیز از روش تحلیل ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون استفاده شد که با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 انجام پذیرفت. نتایج نشان داد که بین پرخاشگری سایبری با نشخوار فکری (51/0 r-)، تنهایی (25/0 r-)، عجز (27/0 r-)، یاس (27/0 r-) و کاهش تحمل اجتماعی (21/0 r-) رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد که تنها متغیرهای نشخوار فکری و تنهایی، متغیر پرخاشگری سایبری را به طور معناداری پیش بینی می کند (05/0p<). با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت که با آموزش و افزایش توانمندی روان شناختی در افراد و همچنین کاهش نشخوار فکری در افراد می توان از پرخاشگری سایبری پیشگیری کرد.
۱۱.

تبیین نقش سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجو معلمان با میانجیگری درگیری رفتاری و تعامل همتایان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۹ تعداد دانلود : ۴۷۹
پیشرفت سریع و گسترده فناوری هوش مصنوعی در قرن 21، باعث ظهور مفهوم سواد هوش مصنوعی شده است. مطالعه حاضر با هدف تبیین نقش سواد هوش مصنوعی در تقویت مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجومعلمان با میانجیگری درگیری رفتاری و تعامل همتایان و با روش توصیفی از نوع همبستگی انجام شد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجومعلمان دختر و پسر دانشگاه فرهنگیان استان چهارمحال و بختیاری به تعداد 2003 نفر بودند که از میان آنها بر اساس جدول کرجسی و مورگان 322 نفر به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از چهار پرسشنامه سواد هوش مصنوعی (وانگ و همکاران، 2023)، درگیری رفتاری (لو و همکاران، 2024)، تعامل همتایان (هوانگ و همکاران، 2018) و مهارت های تفکر مرتبه بالاتر (هوانگ و همکاران، 2018) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه ها با استفاده از  نسبت روایی محتوا (CVR) و شاخص روایی محتوا (CVI) و روایی همگرا و واگرای پرسشنامه ها به ترتیب با استفاده از میانگین واریانس استخراج شده (AVE) و آزمون فورنل و لارکر بررسی و تأیید شد. پایایی پرسشنامه ها نیز با آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی بررسی و همه مقادیر بالای 70/0 به دست آمد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزارهای  SPSSو Amos انجام شدتجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Amos انجام شد. یافته های پژوهش نشان داد سواد هوش مصنوعی هم به صورت مستقیم و هم به صورت غیرمستقیم (از طریق درگیری رفتاری و تعامل همتایان) بر مهارت های تفکر مرتبه بالاتر دانشجومعلمان تأثیر مثبت و معنادار دارد. بر این اساس، برنامه ریزی جدی و سرمایه گذاری مناسب به منظور توسعه سواد هوش مصنوعی در همه دانشجومعلمان امری مهم و ضروری به نظر می رسد. 
۱۲.

طراحی و اعتبار بخشی الگوی تدوین کتب درسی الکترونیکی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۲۰۴
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتباربخشی الگوی تدوین کتب درسی الکترونیکی در آموزش عالی انجام شد. پژوهش حاضر به لحاظ هدف، هم کاربردی و هم توسعه ای است. ازلحاظ نحوه گردآوری داده ها آمیخته اکتشافی (کیفی و کمی)، ازنظر ماهیت و نوع مطالعه در بخش کیفی داده بنیاد و در بخش کمی پیمایش مقطعی است. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل صاحب نظران و خبرگان حوزه برنامه درسی اعم از اساتید دانشگاه ها می باشند که با روش نمونه گیری هدفمند 20 نفر انتخاب شدند. انتخاب افراد تا مرحله اشباع ادامه داشت. ابزار گردآوری داده ها بررسی اسناد ملی و بین المللی مرتبط و همچنین مصاحبه اکتشافی نیمه ساختاریافته بود. درنهایت از روش داده بنیاد و کدگذاری برای طبقه بندی داده ها استفاده شد. در مورد اعتبار مطالعه علاوه بر مطالعه مبانی نظری از شیوه بررسی به وسیله اعضای پژوهش استفاده گردید. یافته ها بیانگر آن بود که مؤلفه های زیربنایی مناسب برنامه درسی کتب الکترونیکی شامل 19 مؤلفه روابط متوازن، ساختار رشد یافته، اثرات مخرب فراسیستم، مبانی پایه ای مؤثر، تعیین منابع موردنیاز، نیازسنجی مفهوم، عمقی نگری و همه جانبه نگری، تعیین نتایج معتبر، اجرای مؤثر، تنوع در روش، روش های اثربخش، ارزیابی صلاحیت طراح و مجری، هدفمند بودن، از بین بردن فاصله بخش های برنامه، ایجاد انگیزه مضاعف در نیروها، تصمیمات مدیریتی کارآمد و نگاه تخصصی مدیریت بودند؛ بنابراین کتب درسی الکترونیکی به عنوان یک مفهوم جدید در حوزه برنامه درسی می تواند نه به عنوان یک نظریه بلکه در حوزه آسیب شناسی نظریات و الگوهای به کار برده شده و نظریات و الگوهای که ازاین پس در حوزه برنامه درسی ارائه و اجرا می گردند مورداستفاده قرار گیرد. این مفهوم می تواند چارچوبی را برای اعتبارسنجی دیگر نظریات و الگوهای به کار برده شده در حوزه برنامه درسی (اعم از برنامه درسی به عنوان محتوا؛ با بهره مندی از یک یا دو بعد از ابعاد شناسایی شده در این پژوهش؛ و یا برنامه درسی به عنوان یک طرح کلی) ارائه دهد.
۱۳.

طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۹ تعداد دانلود : ۲۴۵
این مطالعه با هدف طراحی برنامه یادگیری مبتنی بر هوش مصنوعی و بررسی اثربخشی آن بر مهارت حل مسئله دانش آموزان با اختلال یادگیری ریاضی صورت گرفت. ازنظر هدف، پژوهش حاضر ازجمله ی پژوهش های توسعه ای با ماهیت اکتشافی است و انجام آن به شیوه ی نیمه آزمایشی با گروه کنترل انجام گرفت. جامعه ی آماری مطالعه، شامل کلیه دانش آموزان مشکوک به اختلال یادگیری ریاضی پایه های چهارم تا ششم ابتدایی شهرستان ماهیدشت استان کرمانشاه در سال تحصیلی 1403-1402 بود؛ که پس از غربالگری با استفاده از مقیاس برایانت و هامیل (2000) تعداد 20 نفر که امکان دسترسی به آموزش آنلاین را داشتند، انتخاب و در دو گروه 10 نفری (10 نفر گروه آزمایش و 10 نفر گروه کنترل) قرار داده شدند. قبل از اجرای برنامه، آزمون مهارت حل مسئله برای دانش آموزان به شکل پیش آزمون اجرا و سپس برنامه ی طراحی شده به مدت 6 هفته ی آموزشی اجرا گردید. در پایان پس آزمون برای هر دو گروه اجرا و نتایج بر اساس مقیاس استاندارد مهارت حل مسئله احدیانتو و همکاران (2020) مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که با به کارگیری هوش مصنوعی به شکل تلفیقی در برنامه ی آموزشی ریاضی، مهارت حل مسئله و خرده مهارت های مربوط به آن در دانش آموزان افزایش معناداری دارد.
۱۴.

فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
۱۵.

واکاوی تأثیرگذاری نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
هدف این پژوهش بررسی تأثیر نظریه یکپارچه پذیرش و بکارگیری فناوری (UTAUT) بر استفاده از ابزارهای نوین فناورانه در میان معلمان رشته تربیت بدنی بود. این تحقیق از رویکرد کمی و تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار SmartPLS بهره گرفت. نمونه ای متشکل از 100 معلم تربیت بدنی به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد سازه های UTAUT جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که چهار عامل اصلی انتظار عملکرد، انتظار تلاش، تأثیر اجتماعی و شرایط تسهیل کننده، تأثیر مثبت و معناداری بر قصد رفتاری معلمان برای استفاده از فناوری دارند. به طور خاص، انتظار تلاش ضعیف ترین پیش بینی کننده قصد استفاده بود، در حالی که شرایط تسهیل کننده بیشترین تأثیر را داشت. این نتایج ضرورت اتخاذ رویکردی چندجانبه را تأیید می کند که شامل ارائه شواهد مزایای فناوری، طراحی رابط کاربری ساده، ایجاد فرهنگ حمایتی و تأمین زیرساخت ها برای افزایش پذیرش این ابزارها در میان معلمان تربیت بدنی است. این یافته ها می تواند به تصمیم گیرندگان آموزش و پرورش در طراحی استراتژی های مؤثر برای پیاده سازی فناوری های جدید در محیط های آموزشی کمک کند.
۱۶.

طراحی الگوی ارزشیابی برای یادگیری در آموزش مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۸ تعداد دانلود : ۱۴۱
با تغییر زیست بوم آموزش ها از حضوری به مجازی و آموزش های ترکیبی لازم است؛ نوع ارزشیابی متناسب با این شرایط مورد بازاندیشی قرار گیرد. یکی از مولفه های مهم در آموزش های دانشگاهی توجه به یادگیری های سطح بالا است که نیازمند گذر از آموزش های حافظه محور است و این نگاه نیازمند بازبینی در نوع ارزشیابی خصوصا برای آموزش های مجازی می باشد. هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری می باشد. پژوهش با رویکرد ترکیبی و با شیوه تحلیل محتوا استقرایی انجام گرفت. داده ها از منابع معتبر علمی، مصاحبه با متخصصین و با کدگذاری باز، زیرمولفه و مولفه با واحد تحلیل مضمون بدست آمده و با استخراج کدهای باز، زیرمقوله و مقوله اصلی الگو طراحی شد. خروجی این مرحله، تدوین الگوی ارزشیابی از دانشجویان در آموزش های مجازی با رویکرد ارزشیابی برای یادگیری بود. در گام بعد برای اعتبار یابی محتوایی الگو، نسبت اعتبار محتوایی CVR و همچنین شاخص اعتبار محتوایی CVI از لاوشه بررسی شد. مولفه های اصلی الگو عبارتند از: تعیین نوع ارزشیابی براساس هدف آن، تعیین رویکرد، تعیین اهداف برنامه درسی، تحلیل یادگیرندگان، تعیین روش ارزشیابی با توجه به شرایط، تعیین ابزار ارزشیابی، انجام ارزشیابی و تحلیل نتایج، بازخورد و بازنگری و اصلاح.
۱۷.

کارکرد هنرهای تجسمی در بستر عکاسی جهت تقویت تفکر انتقادی دانش آموزان متوسطه با تأکید بر رویکرد آموزشیSTEAM(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۵ تعداد دانلود : ۱۲۲
پژوهش حاضر به تحلیل و بررسی کارکرد هنرهای تجسمی، در بستر عکاسی، در تقویت مهارت های تفکر انتقادی دانش آموزان مقطع متوسطه با تأکید بر علوم و فناوری در چارچوب STEAM می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، تحلیل آثار عکاسی دانش آموزان به عنوان بازتاب دهنده فرآیندهای تفکر انتقادی و بررسی چگونگی استفاده از ابزارهای فناورانه و اصول علمی در ایجاد این آثار بود. پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است. جامعه آماری شامل دانش آموزان مقطع متوسطه استان مازندران بوده و نمونه پژوهش با روش نمونه گیری هدفمند از میان دانش آموزانی که در فعالیت های هنری و عکاسی مشارکت داشته اند، انتخاب شده است. عناصر و کیفیات بصری مانند رنگ، نور، ترکیب بندی و زاویه دید، همراه با تأثیر فناوری (نرم افزارهای ویرایش عکس) و علوم (اصول نور و رنگ) در آثار هنری دانش آموزان تحلیل شد. یافته ها نشان داد که مضامینی مانند تضادهای ارزشی، آشفتگی محیطی، امید و مقاومت در برابر موانع، بیشترین تأثیر را در بازتاب تفکر انتقادی دارند. نتایج پژوهش نشان داد که بهره گیری از رویکرد آموزشی STEAM، در هنرهای تجسمی، بستر مناسبی برای طراحی فعالیت های آموزشی هدفمند و تقویت تفکر انتقادی ایجاد می کند. برای نمونه، ابزارهای هوش مصنوعی به دانش آموزان کمک می کنند تا تصاویر خود را به طرز عمیقی به سمت ایجاد معنا و مفهوم بهبود بخشند و مفاهیم انتقادی را با دقت بیشتری بازتاب دهند. از این رو، پیشنهاد می شود فعالیت های آموزشی با تأکید بر علوم و فناوری طراحی شوند، ابزارهای هوش مصنوعی به صورت هدفمند به کار گرفته شوند، و نمایشگاه های تعاملی برای تبادل نظر و تحلیل آثار برگزار گردد.
۱۸.

تأثیر بازی رایانه ای آموزشی بر توجه پایدار دانش آموزان با ناتوانی یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۶ تعداد دانلود : ۱۷۲
ناتوانی های یادگیری در هر سنی می تواند موفقیت و پیشرفت تحصیلی را به طور قابل توجهی تحت تاثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر بازی رایانه ای آموزشی بر توجه پایدار دانش آموزان با ناتوانی یادگیری انجام شد. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات شبه آزمایشی است. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری شهرتهران در سال 1402تشکیل دادند که از بین آنها به صورت در دسترس 30 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه آزمون عملکرد پیوسته بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل کووارایانس که با استفاده از آن تاثیر متغیر بازی رایانه ای بر توجه پایدار دانش آموزان با ناتوانی یادگیری تحلیل شد. نتایج نشان داد که بین میانگین نمرات پس آزمون گروه آزمایش با پس آزمون گروه کنترل، پس از کنترل تفاوت های اولیه در پیش آزمون در توجه پایدار کودکان تفاوت معنادار (01/0p<) مشاهده شد. از طرفی، در آماره های توصیفی، میانگین نمرات توجه پایدار کودکان در پیش آزمون (47/144) در پس آزمون گروه آزمایش افزایش یافته بود (20/148). از لحاظ کاربردی با توجه به اثر بخش بودن بازی های رایانه ای بر توجه پایدار به عنوان یک راهبرد اساسی برای کلیه دانش آموزان به ویژه دانش آموزان دارای ناتوانی یادگیری توصیه می شود.
۱۹.

تاثیر بازی های آموزشی بر دقت و تمرکز دانش آموزان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۰ تعداد دانلود : ۱۳۱
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر بازی های رایانه ای آموزشی بر دقت و تمرکز دانش آموزان دختر پایه هشتم شهر کرمان انجام گرفت. روش پژوهش نیمه آزمایشی و از طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری پژوهش کلیه دانش آموزان دختر پایه هشتم متوسطه شهر کرمان در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که یک نمونه 40  نفری در قالب دو کلاس 20 نفری از جامعه به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شد. از دو پرسشنامه دقت تولوز-پیرون (1911) و پرسشنامه تمرکز سواری و اورکی (1395) برای جمع آوری اطلاعات پیش آزمون-پس آزمون و از نرم افزارهای بازی های رایانه ای بعنوان عمل آزمایشی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها نیز با روش آماری تحلیل کوواریانس و با استفاده از نرم افزار SPSS19  انجام شد. نتایج نشان داد بازی های آموزشی رایانه ای بر بهبود دقت و تمرکز دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه موثر بوده است. بنابراین بواسطه انعطاف پذیری ساختار بازی های آموزشی رایانه ای و سازمان دهی غیرخطی آنها و ویژگی های انگیزشی بازی های رایانه ای و بهره مندی از قوانین و اصول یادگیری نظیر تقویت فوری می توانند در افزایش تمرکز و دقت ایفای سهم کنند.
۲۰.

عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری هوش مصنوعی در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۴
با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، آموزش عالی دستخوش تحولاتی اساسی شده است. این فناوری با ارائه ابزارهای نوآورانه و تسهیل شخصی سازی فرآیند یادگیری، امکان دسترسی گسترده تر به منابع آموزشی و بهبود کیفیت تدریس را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و استفاده از فناوری هوش مصنوعی در میان اعضای هیئت علمی، بر اساس مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT)، انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که از بین آن ها ۱۱۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد و متناسب سازی شده گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27  و AMOS-24  تحلیل شد. یافته ها نشان دادند که عملکرد مورد انتظار، تلاش مورد انتظار و تأثیر اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری(p<0.01) بر قصد رفتاری، و همچنین بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی از طریق قصد رفتار دارند. در مقابل، شرایط تسهیلگر و ریسک ادراک شده تأثیر معناداری بر پذیرش این فناوری نداشتند. تحلیل متغیرهای تعدیلگر نشان داد که جنسیت، رابطه بین ریسک ادراک شده و قصد استفاده را تعدیل می کند، به طوری که در میان استادان زن، ریسک ادراک شده تأثیر منفی و معناداری بر قصد استفاده دارد. این نتایج بر اهمیت بهبود زیرساخت ها، افزایش آگاهی از مزایای هوش مصنوعی، تسهیل دسترسی و کاهش نگرانی های مرتبط با این فناوری تأکید دارد و می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران آموزشی در تسهیل پذیرش و ارتقای کیفیت کاربری مبتنی بر این فناوری در آموزش عالی باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان