کیوان صالحی

کیوان صالحی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روشها و برنامه های آموزشی دانشگاه تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۰۶ مورد.
۱.

مفهوم پردازی شوق یادگرفتن دانش آموزان: مطالعه مروری نظام دار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : 0
شوق یادگرفتن به عنوان یک مفهوم کلیدی در روان شناسی آموزشی، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف 1) مرور مفهومی پیشینه پژوهشی در باره مفاهیم انگیزش، میل، تمایل، علاقه، شور، شوق، شور و شوق، عشق و مشارکت؛ 2) نشان دادن تمایز و شباهت بین شوق یاد گرفتن با مفاهیم مطرح شده؛ 3) مشخص کردن نشانگرها، ملاک ها و مؤلفه های مرتبط با مفهوم شوق یاد-گرفتن؛ و 4) ارائه تعریف مناسبی از مفهوم شوق یاد گرفتن با جست وجو در پایگاه داده ها Semantic Scholar ,Google Scholar, Springer, SAGE و Science Direct در دوره زمانی 2023-2000 با استفاده از کلید واژه های مرتبط با مفاهیم مذکور به طور جداگانه انجام شده است. جست وجوی اولیه به بازیابی 21609 مقاله منجر شد که بعد از اعمال ملاک های انتخاب و خارج کردن مقالات از جست وجو؛ 125 مقاله در زمینه موضوع مورد بررسی به دست آمد. اسناد منتخب با استفاده از راهبرد تحلیل محتوای کیفی اولزاید، تحلیل شد. در نهایت، می توان شوق را به عنوان یک سازه انگیزشی وابسته به فرهنگ که مترادف با شور و شوق است را به داشتن و نشان دادنِ میل، تمایل یا علاقه شدید کودک نسبت به یادگرفتن چیزی که برایش لذت بخش و بسیار هیجان انگیز یا جالب است، تعریف کرد. افزون بر این، تفاوت ها و شباهت های موجود بین مفاهیم شوق با انگیزه، میل، تمایل، علاقه، شور، شور و شوق، عشق و مشارکت نشان می دهد که از نظر شدت منبع انگیزشی و میزان تجلّی هیجانی با یکدیگر فرق دارند و می-توان آن ها را بر روی یک پیوستار از انگیزش درونی به تجلّی هیجانی و رفتار قابل مشاهده نمایش داد.
۲.

بازشناسی مفهوم استعداد از دیدگاه متخصصان علوم رفتاری در نظام آموزشی ایران: یک مدل مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۷ تعداد دانلود : ۱۸۵
این پژوهش کیفی با هدف تبیین مفهوم استعداد از دیدگاه متخصصان علوم رفتاری در بافت نظام آموزشی ایران انجام شد. با اتخاذ رویکرد سازاگرایانه و بهره گیری از روش نظریه داده بنیاد، داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با متخصصان حوزه استعدادپروری گردآوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که مفهوم استعداد در مرکز این مطالعه، دارای ماهیتی چندبعدی و پویاست که در تعامل میان عوامل ذاتی و محیطی شکل می گیرد. تحلیل داده ها منجر به استخراج چهار مؤلفه کلیدی شد که همگی در خدمت تبیین چیستی استعداد قرار دارند. ماهیت استعداد (هسته مرکزی پژوهش) شامل: ابعاد زیستی (توانمندی های ذاتی و وابسته به هوش) و ابعاد اجتماعی (تأثیرپذیری از محیط و جهت گیری آینده نگر)؛ همچنین ویژگی های افراد بااستعداد به عنوان شاخص های تشخیصی مفهوم، عوامل مرتبط (شناختی، هیجانی، زیستی و بافتی) به عنوان بسترهای شکل دهنده و روش های شناسایی به عنوان ابزارهای عملیاتی سازی مفهوم. مطالعه حاضر با ارائه مدلی یکپارچه نشان می دهد که درک جامع از استعداد، مستلزم توجه همزمان به ابعاد ذاتی (ژنتیک و هوش) و ابعاد اکتسابی (محیط و آموزش) است. این یافته ها می تواند مبنایی برای توسعه چارچوب های نظری و طراحی برنامه های عملی در نظام آموزشی ایران فراهم آورد. 
۳.

شناسایی ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۴ تعداد دانلود : ۱۲۵
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد سنجش و اندازه گیری هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و آموزش حضوری و عوامل مؤثر بر آن انجام شده است. روش پژوهش: این پژوهش به روش مرور نظام مند و با جستجوی منظم پایگاه های داده های علمی انجام شده است. از 670 مطالعه غربال شده، 42 اثر علمی انتخاب و مورد بررسی کامل قرار گرفته اند. کیفیت مقالات انتخاب شده با ابزار CASP ارزیابی گردیده و برای تحلیل محتوای آنها از روش تحلیل مضمون بهره گرفته شده است. یافته ها: در مجموع، ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی آموزش الکترونیکی و حضوری از حیث اثربخشی، در دو بخش شامل مؤلفه های اثربخشی (با 32 نشانگر و 11 ملاک) و عوامل اثربخشی (با 52 نشانگر و 8 ملاک) و از حیث هزینه های آموزشی در دو دسته هزینه های جاری و سرمایه ای(با 65 نشانگر و 9 ملاک) شناسایی شده است. همچنین، پنج روش تحلیل هزینه-اثربخشی مشخص گردیده و عوامل مؤثر بر اثربخشی آموزشی با 86 نشانگر و 11 ملاک، در چهار دسته (فردی، آموزشی، بودجه ای-پشتیبانی و فنی-زیرساختی) قرار گرفته اند. در نهایت، با دستاوردهای مذکور، چارچوب مفهومی-تحلیلی برای سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی ارائه شده که ابعاد سنجش هزینه-اثربخشی روش های آموزشی را به صورت یکپارچه بازنمایی و چیستی (با تمرکز بر ستانده های آموزشی و دستاوردهای یادگیری) و چراییِ اثربخشی (با تمرکز بر عوامل و فرایندهای آموزشی) را تبیین می کند. نتیجه گیری: روند روبه رشد مقالات منتخب، حاکی از اقبال روز افزون به سنجش هزینه-اثربخشی در عرصه های مختلف علمی-آموزشی است که عمدتاً در کشورهای پیشرفته با کاربست روش های کمّی انجام شده است. با این حال، فقدان چارچوب مفهومی-تحلیلی مناسب در این رابطه بعنوان محدودیت اساسی پیشینه شناسایی شده است؛ پیشینه داخلی بیشتر بر سنجش اثربخشی از دیدگاه استادان و دانشجویان تمرکز داشته و به اندازه گیری اثربخشی به صورت کمّی کمتر توجه شده است. از حیث روش های تلفیق نتایجِ اثربخشی با هزینه ها، عمدتاً روش های ساده بکارگرفته شده و این در حالی است که روش تفصیلی هزینه-اثربخشی قابلیت های لازم را برای انجام تحقیقات تجربی تطبیقی مبتنی بر چارچوب مفهومی-تحلیلی پیشنهادی تحقیق حاضر دارد.
۴.

فرا ارزشیابی تأثیر: معرفی یک فهرست وارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
ارزشیابی تأثیر یکی از ضروری ترین گام ها در فرآیند اجرای طرح ها و برنامه ها و راهبردی ترین شیوه قضاوت درباره کیفیت فعالیت های انجام شده به خصوص در عصر اطلاعات است. با توجه به اهمیت و جایگاه این شیوه ارزشیابی، تدوین و معرفی یک فهرست وارسی دقیق برای ارزیابی کیفیت ارزشیابی های تأثیر (فرا ارزشیابی تأثیر) از ضرورت دوچندانی برخوردار است. در پژوهش حاضر تلاش شده است تا با استفاده از رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی و با تلفیق دو روش اَسنادی و مطالعات ارزشیابی، یک فهرست وارسی فرا ارزشیابی تأثیر، طراحی و تدوین شود. در مرحله نخست مطالعه، کدگذاری و تحلیل دقیق 16 سند مبتنی بر راهبرد آلتاید، منجر به شناسایی 35 گویه شد. در مرحله دوم با استفاده از فهرست وارسی تدوین شده، به ارزشیابی 18 پژوهش واجد شرایط اولیه پرداخته شد. در این مرحله، یافته ها نشان دهنده عدم دستیابی پژوهش ها به سطح تسلط در 28/94 درصد از نشانگرها معادل 33 نشانگر از 35 نشانگر (به طور دقیق عدم دستیابی 100 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/65 درصد از نشانگرها، عدم دستیابی بیش از 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 57/28 درصد از نشانگرها، و عدم دستیابی 50 درصد پژوهش های ارزیابی شده به حد تسلط در 71/5 درصد از نشانگرها) است. بنابراین تحلیل نتایج حاکی از ضعف مفرط مطالعات ارزشیابی تأثیر در رعایت اصول زیربنایی این نوع ارزشیابی از جمله ارائه یک نظریه تغییر، تهیه طرح ارزشیابی، تهیه فهرست وارسی ارزشیابی، تشکیل تیم ارزیابی آموزش دیده و موارد دیگر است که این مسأله کیفیت این مطالعات را با تردید جدی همراه می سازد. همچنین کم توجهی به اصول ارزشیابی تأثیر به عنوان مهم ترین بخش در اجرای برنامه ها، مداخلات و تغییرات، به غفلت از تأثیرات واقعی، بلندمدت و پایدار برنامه ها و توجه به نتایج سطحی، فوری و کوتاه مدت می انجامد، لذا توجه مدیران، ارزشیابان و پژوهشگران در حوزه ارزشیابی تأثیر به اصول اساسی ارزشیابی تأثیر و گویه های مهم ارائه شده در فهرست وارسی پژوهش حاضر و ارزشیابی بر اساس آن ها ضروری است.
۵.

آسیب شناسی اثربخشی کیفیت فرایند تدریس و یادگیری در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضر با هدف شناسایی آسیب های فرایندهای یاددهی-یادگیری در دانشگاه ها انجام شد. برای این منظور، از مرور نظام-مند، برای شناسایی آسیب ها و واکاوی فرایند یاددهی ویادگیری در دانشگاه ها وارائه راهکارهایی پرداخته است. با جستجو در پایگاه های داخلی شامل:«, Civilica, SID, Ensani Portal IranDoc Noormags, »، بین سال های 1395 تا 1401 تعداد 165سند بازیابی سپس با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما(PRISMA)، 30مقاله برای مطالعه و تحلیل انتخاب شدند. همچنین با جستجو در پایگاه داده های بین المللی همچون «ERIC ،Google Scholar،Springer، ELSEVIER،science Direct ,Scopus » در بازده زمانی 2015 تا 2022 تعداد 85 سند بازیابی و مجددا با استفاده از نشانگرهای فهرست وارسی ارزیابی پریزما(PRISMA)، 6 مقاله برای مطالعه و تحلیل انتخاب شدند.در نهایت پنج عامل شامل: ویژگی های شناختی–رفتاری اساتید،آمادگی و توانمندسازی دانشجویان، اثربخشی تدریس شامل:(کیفیت طراحی تدریس،کیفیت اجرای تدریس)، محیط آموزشی و فناوری و پژوهش از عمده ترین موضوعات هستند که در دانشگاه ها آسیب هایی به دنبال دارند. از یافته های بدست آمده می توان در خلق موقعیت های یادگیری-یاددهی کارآمد و پویا ، ارتقای کیفیت خدمات آموزشی و تدریس،اصلاح یا تغییر و نوآوری در نظام آموزش عالی، چابکسازی دانشگاه،توسعه تعاملات و مشارکت دانشگاه ها در سطح ملی استفاده کرد.
۶.

مهارت های نرم در حرفه آموزگاری: کاربست رویکرد آمیخته در رتبه بندی مولفه های غیرشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مهارت های نرم ضروری در حرفه معلمی، با اتخاذ رویکرد آمیخته از نوع اکتشافی انجام شده است. بخش کیفی با روش پدیدارشناسی توصیفی اجرا شد؛ مشارکت کنندگان با راهبرد ملاکی، از میان معلمان باتجربه و متخصصان موضوعی انتخاب شده و پس از 14 مصاحبه اشباع داده ها حاصل شد. داده ها با استفاده از فن مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و با روش کلایزی تحلیل شد. پس از دسته بندی یافته های مرحله قبل با مراجعه به کارشناسان در قالب مراحل فن دیمتل میزان تأثیرگذاری و تأثیرپذیری هریک از ملاک ها محاسبه شد. در نهایت 19 زیرمضمون شناسایی و در قالب هفت مضمون اصلی شامل مسئولیت پذیری، بهسازی، برون گرایی، تطبیق پذیری، عاملیت فردی، کاراندیشی و عاملیت تربیتی طبقه بندی شد. 5 ملاک اول به ترتیب میزان تأثیرگذاری شامل حساسیت اخلاقی، پاسخگویی، مربیگری، تعهد و وظیفه شناسی است. نتایج بیانگر گستره وسیع مهارت های نرم ضروری برای حرفه معلمی است و ضرورت تدوین سازوکاری علمی، شواهدمحور برای سنجش دقیق آنها پیش از ورود به حرفه معلمی آشکار است.
۷.

کاربست رویکرد تصمیم گیری چندملاکی دیمتل در شناسایی و رتبه بندی روابط علّی و معلولی ملاک های ارزشیابی عملکرد مربیان در محیط یادگیری الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
هدف: درک ناکافی از پویایی های علّی و شبکه ای میان ملاک های ارزیابی، به ویژه در حوزه عملکرد معلمان در بستر یادگیری الکترونیکی، چالشی بنیادی و مانعی جدی در دستیابی به ارزیابی های روا، عادلانه، دقیق و توسعه ای است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل روابط علّی میان ملاک های ارزیابی عملکرد معلمان در محیط های یادگیری الکترونیکی و همچنین زمینه سازی برای ارتقای دقت ارزیابی و توسعه چارچوب تصمیم گیری مبتنی بر روابط میان ملاک ها انجام شد. روش پژوهش: این پژوهش با طرح روش های آمیخته (کیفی و کمّی) اجرا گردید. در بخش کیفی، با بهره گیری از روش نظریه داده ها، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با کارشناسان آکادمی برنامه نویسی یاسان انجام شد. تحلیل داده ها در سطح نظم دهی مفهومی به شناسایی ۱۱۶ نشانگر و دسته بندی آنها در قالب ۱۹ ملاک و ۵ عامل منجر گردید. در بخش کمّی، مبتنی بر روش همبستگی ، داده های پرسشنامه مقایسات زوجی از پنج کارشناس با روش چندملاکی دیمتل تحلیل شد تا روابط میان ملاک ها بررسی گردد. یافته ها: تحلیل دیمتل نشان می دهد ملاک های «دیدگاه متعهدانه به آموزش»، «اشتیاق به تدریس-یادگیری» و «کشف و ارتقای قابلیت های یادگیرندگان» تأثیرگذارترین و ملاک های «روش تدریس»، «مدیریت کلاس» و «تعامل» بیشترین تأثیرپذیری و بالاترین سطح تعامل با سایر ملاک ها را داشتند. نتیجه گیری: تمرکز بر ملاک های تأثیرگذار و دارای تعامل بالا با سایر عوامل، امکان طراحی نظام های ارزیابی دقیق، پویا و مؤثر عملکرد معلمان در یادگیری الکترونیکی را فراهم می کند. این رویکرد، مبنایی ساختاریافته برای تصمیم گیری به موقع و مبتنی بر شواهد در اختیار مدیران آموزشی قرار می دهد.
۸.

عوامل مؤثر بر پذیرش فناوری هوش مصنوعی در بین اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱ تعداد دانلود : ۲۳۴
با پیشرفت سریع هوش مصنوعی، آموزش عالی دستخوش تحولاتی اساسی شده است. این فناوری با ارائه ابزارهای نوآورانه و تسهیل شخصی سازی فرآیند یادگیری، امکان دسترسی گسترده تر به منابع آموزشی و بهبود کیفیت تدریس را فراهم کرده است. پژوهش حاضر با هدف بررسی پذیرش و استفاده از فناوری هوش مصنوعی در میان اعضای هیئت علمی، بر اساس مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری (UTAUT)، انجام شد. جامعه آماری شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه تهران در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ است که از بین آن ها ۱۱۸ نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. داده ها از طریق پرسش نامه استاندارد و متناسب سازی شده گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای SPSS-27  و AMOS-24  تحلیل شد. یافته ها نشان دادند که عملکرد مورد انتظار، تلاش مورد انتظار و تأثیر اجتماعی تأثیر مثبت و معناداری(p<0.01) بر قصد رفتاری، و همچنین بر رفتار استفاده از هوش مصنوعی از طریق قصد رفتار دارند. در مقابل، شرایط تسهیلگر و ریسک ادراک شده تأثیر معناداری بر پذیرش این فناوری نداشتند. تحلیل متغیرهای تعدیلگر نشان داد که جنسیت، رابطه بین ریسک ادراک شده و قصد استفاده را تعدیل می کند، به طوری که در میان استادان زن، ریسک ادراک شده تأثیر منفی و معناداری بر قصد استفاده دارد. این نتایج بر اهمیت بهبود زیرساخت ها، افزایش آگاهی از مزایای هوش مصنوعی، تسهیل دسترسی و کاهش نگرانی های مرتبط با این فناوری تأکید دارد و می تواند راهنمایی برای سیاست گذاران و مدیران آموزشی در تسهیل پذیرش و ارتقای کیفیت کاربری مبتنی بر این فناوری در آموزش عالی باشد.
۹.

مدل سازی عوامل کلیدی پرورش تفکر نقادانه در دانشجویان مهندسی: یک پژوهش روش های آمیخته اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۶
هدف : تفکر نقادانه، کلید حل مسائل پیچیده مهندسی است. برخورداری از این شایستگی ، دانشجویان را به تحلیلگرانی توانمند تبدیل می کند. در فضای چندبعدی مهندسی، شناسایی و تقویت عوامل مؤثر بر این تفکر، موتور محرک ارتقای کیفیت آموزش و خلق راه حل های نوآورانه است. هدف این پژوهش، شناسایی و مدلسازی عوامل تأثیرگذار بر تفکر نقادانه در میان دانشجویان مهندسی است. روش پژوهش : پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته و طرح اکتشافی انجام شد. در بخش کیفی، یک بررسی نظام مند بر اساس دستورالعمل PRISMA صورت گرفت و مقالات نمایه شده در پایگاه های اسکوپوس و ساینس دایرکت تحلیل شدند. با بهره گیری از تحلیل اسناد، تحلیل محتوای مقایسه ای پژوهش های مرتبط و مصاحبه با خبرگان، عوامل مؤثر بر تفکر نقادانه استخراج شد. در بخش کمّی، روابط میان عوامل شناسایی شده با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری تفسیری (ISM) بررسی و سطح بندی گردید. سپس با به کارگیری تحلیل تاثیرات متقابل مستقیم و غیرمستقیم (MICMAC)، میزان اثرگذاری و اثرپذیری متقابل عوامل مشخص و یافته های کیفی تأیید شد. یافته ها : از میان ۱۱ عامل استخراج شده، هشت عامل کلیدی شامل روش های تدریس تعاملی، کیفیت محتوای آموزشی، توانایی تحلیل و حل مسئله، نظام پشتیبانی و بازخورد، پرورش خلاقیت، عوامل محیطی فرهنگی، کاربرد فناوری در آموزش و عوامل فردی–انگیزشی، تأثیر معناداری بر تقویت تفکر نقادانه دانشجویان مهندسی دارند. نتیجه گیری : نتایج نشان می دهد که تقویت تفکر نقادانه در آموزش مهندسی مستلزم نگاهی سیستماتیک و تمرکز بر عوامل مستقل و ارتباطی است. بازطراحی برنامه های درسی، توسعه روش های تدریس تعاملی و بازنگری نظام های ارزیابی می تواند زمینه ساز تربیت مهندسانی توانمند و آماده برای مواجهه با چالش های نوین باشد.
۱۰.

شناسایی مضامین اثرگذار بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ابتدایی با رویکرد مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۸۹
پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل، ملاک ها و نشانگرهای شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی انجام شد. با توجه به هدف پژوهش از طرح  پژوهش کیفی،  از نوع  مرور نظام مند استفاده گردید. داده های پژوهش براساس دستورالعمل پریزما، مقالات نمایه شده در پایگاه های داده های داخلی در بازه ی زمانی ۱۴۰۳-۱۳۹۹ و پایگاه های داده های خارجی در بازه زمانی ۲۰۲۰ تا ۲۰۲۴ جستجو شدند. پس از جستجو در بانک های اطلاعاتی داخلی و خارجی ۵۲۰ منبع مرتبط با پژوهش حاضر یافت شد که پس از پالایش در سه مرحله، ۲۴ مقاله برای تحلیل انتخاب شدند. برای ارزیابی مقالات از برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP) استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای مضمون استفاده شد. برای بررسی قابلیت اعتماد و اعتبار یافته ها از معیارهای خودبازبینی محقق و روش مرور همتا استفاده گردید. در نهایت تحلیل عمیق پژوهش های صورت گرفته منجر به شناسایی ۱۰ عامل، ۳۹ ملاک و ۱۱۶ نشانگر شد. براساس یافته های پژوهش حاضر عوامل مؤثر بر شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی عبارت است از: عوامل آموزشی، دانشی، مدیریتی، ارزشی، ارزیابی، روانی-عاطفی، فرهنگی، اجتماعی، غیرکلامی و فناوری می باشد. نتایج یافته ها نشان داد که کیفیت شایستگی ارتباطی معلمان دوره ی ابتدایی نقش تعیین کننده ای در کیفیت سایر شایستگی های آن ها دارد. پژوهش های صورت گرفته به عوامل اجتماعی، روانی-عاطفی، ارزشی و مدیریتی شایستگی ارتباطی معلمان دور ه ی ابتدایی بیشترین توجه را داشته اند که این امر بیانگر آن است که غالباً به شایستگی ارتباطی جهت ایجاد محیط یادگیری مثبت و فراگیر توجه شده است. همچنین به عوامل فناوری و غیرکلامی کمتر پرداخته شده است. لذا ضروری است که پژوهش های آینده عوامل نامبرده بیشتر بپردازند.
۱۱.

Analyzing the Phenomenon of Divorce from the Perspective of Expert Family Therapists: A Grounded Theory Sample(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۶ تعداد دانلود : ۲۱۴
Objective: This study was conducted with the aim of analyzing the phenomenon of divorce from the perspective of expert family therapists. Method: The research method was qualitative, based on grounded theory (Charmaz, 2014). The research setting included all family therapists in the city of Isfahan in the year 2024, and the participants consisted of ten of the most prominent therapists who were purposefully selected. The research tool was interviews conducted in the form of focus groups. The collected data were analyzed using Charmaz’s (2014) method: first, coding was carried out, followed by conceptualization. Then, during the process of integration, categories were extracted, and finally, the core categories were identified and the theory was formed. Results: The results indicated that the phenomenon of divorce includes three main categories: (1) the reasons behind the occurrence of divorce: the activators of divorce causes, with categories such as changes in cultural and social structures and the prioritization of individuality over couplehood; (2) the nature of divorce causes: causes of divorce categorized as changes in family roles and authority, poor spouse selection, inappropriate communication, and individual problems; and (3) the process through which the causes interconnect: integrators of divorce causes (disturbance-power, disturbance-intimacy, and boundary disturbances). Conclusion: Based on the findings, this study suggests that in order to reduce divorce, the activators of divorce cannot be ignored, as they render society more prone to facilitating the grounds for divorce rather than preserving family stability. Additionally, the identified causes of divorce indicate that many revolve around the philosophy of individualism. Therefore, society and societal discourse must reinforce the value of collectivism so that this value can function as a socio-psychological superstructure acting as a barrier to divorce.
۱۲.

توسعه و رواسازی پرسش نامه پذیرش هوش مصنوعی در آموزش عالی مبتنی بر مدل یکپارچه پذیرش و استفاده از فناوری: یک طرح روش های پژوهش آمیخته توسعه ابزار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
با گسترش روزافزون فناوری هوش مصنوعی در آموزش عالی، شناسایی و ارزیابی عوامل مؤثر بر پذیرش و به کارگیری این فناوری به یکی از دغدغه های اصلی پژوهشگران، طراحان آموزشی، سیاست گذاران و مدیران آموزشی تبدیل شده است. اگرچه ابزارهایی برای سنجش پذیرش فناوری در دسترس هستند، تاکنون ابزار بومی و جامعی که به طور خاص مؤلفه های مؤثر بر پذیرش هوش مصنوعی در آموزش عالی را ارزیابی کند، طراحی نشده است. هدف پژوهش حاضر، توسعه و رواسازی پرسشنامه ای برای اندازه گیری عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از فناوری هوش مصنوعی در آموزش عالی بر پایه مدل UTAUT است. این مطالعه با رویکرد پژوهش آمیخته مدل توسعه ابزار در دو بخش کیفی و کمّی (اسنادی و همبستگی) انجام شد. در بخش کیفی، نشانگان سازه ریسک ادراک شده شناسایی شده و ضمن متناسب سازی سایر گویه ها به شکلی دقیق و بومی سازی شده، نسخه توسعه یافته آماده شد. در بخش کمّی، نمونه ای ۲۳۰ نفر انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل ۲۹ گویه در قالب هفت سازه اصلی شامل عملکرد مورد انتظار، تلاش مورد انتظار، تأثیر اجتماعی، شرایط تسهیل گر، ریسک ادراک شده، قصد رفتاری و رفتار استفاده بود. روایی صوری و محتوایی ابزار با استفاده از نظر خبرگان و شاخص های CVR و CVI تأیید شد. همچنین ثبات و همسانی درونی ابزار از طریق آزمون بازآزمایی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب اُمگا برای هر سازه بررسی و تأیید گردید. یافته ها نشان می دهند که این ابزار از ویژگی های روان سنجی مناسبی برخوردار است و می تواند به طور مؤثری برای سنجش و تحلیل عوامل مؤثر بر پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در آموزش عالی به کار رود.
۱۳.

عوامل مرتبط با شکل گیری احساس تنهایی در زنان: یک مرور نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
زمینه: سلامت روان زنان، سنگبنای اساسی برای جامعه ای پویا و پایدار است. زنان، نه تنها قلب تپنده خانواده ها، بلکه معماران آینده از طریق تربیت نسل های نو هستند. کم توجهی به سلامت روان آنها، زنگ خطری برای پویایی و بقای کل جامعه است. هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان انجام شد. روش: مرور نظام مند اسناد، در بازه زمانی فروردین ۱۳۹۳ تا مردادماه ۱۴۰۳ در چهار پایگاه داده های داخلی و بین المللی Magiran ,SID , PubMed و Scopus انجام شد. از بین ۵۵۹ مقاله اولیه بازیابی شده، در نهایت ۱۹ پژوهش، وارد مطالعه گردید. یافته ها: عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان در سه طبقه فردی (شامل نشانه های جسمانی، هیجانی، معنایی اعتقادی)، عامل خانوادگی(شامل موارد ارتباطی،عاطفی، جنسی) و عامل محیطی اجتماعی (شامل مسائل فرهنگی، حمایتی، شغلی و تحصیلی) دسته بندی کرد. دربخش نشانه های جسمانیِ عامل فردی مواردی نظیر بروز و تشدید نشانه های بیمارهای جسمانی، خستگی مفرط، بی اشتهایی، خواب ناکافی، در بخش علائم هیجانی (مواردی نظیر پرخاشگری، زودرنج بودن، اضطراب، نشخوار ذهنی) و در بخش علائم معنایی اعتقادی (مواردی نظیر بی هدفی، بی معنایی در زندگی؛ فقدان احساس خودارزشمندی؛ نداشتن اعتقاد به ارزش های الهی؛ نبود معنویت و باورهای دینی در زندگی)، بودند که نبود معنویت و بی معنایی در زندگی در این بین، برجسته تر بود و در اکثر کشور های جهان مثل ایران، هند، ژاپن، چین، کانادا و کشور های اروپایی، بررسی ها نتایج مشترکی را نمایان می ساخت. در بخش علائم خانوادگی، مسائل ارتباطی تأثیر عمیق تری دارد و این مؤلفه، در کشور های درحال توسعه مانند ایران و شیلی بیشتر دیده می شود. در بخش علائم اجتماعی، مسائل شغلی در کشور های توسعه یافته همچون: نروژ، کانادا، ایتالیا و اسپانیا، نقش پررنگ تری در احساس تنهایی ایفا می کردند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که عوامل مرتبط با احساس تنهایی زنان اولاً بر حسب شرایط فرهنگی و اجتماعی و جغرافیایی متفاوت است؛ثانیاً زنان برحسب شرایط و نقش هایی که دارند می توانند احساس تنهایی را از زوایای متفاوتی تجربه کنند. به نظر می رسد درسطح کلان، شکل گیری و تشدید احساس تنهایی بیمارگونه، و به تبع آن انزوای اجتماعی، به عنوان یکی از بحران های پردامنه بشر امروز، قابل ارزیابی است؛ این امر را می توان برهم کنشِ علل و عوامل متعددی نظیر گرایش به فردگرایی افراطی، رواج اندیشه های مادّی گرایانه و به ویژه غفلت از ارتباط معنادار با خداوند و رویکردهای ایمانی و الهیاتی دانست.
۱۴.

تحلیل درون مایه و برون مایه تجربه عشق در دوران نوجوانی: مروری نظام مند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۹
زمینه: عشق پدیده ای است که برخی نوجوانان آن را تجربه می کنند؛ این سازه پیچیده از اهمیت انکارناپذیری در زندگی انسان برخوردار است و طی دهه های اخیر توجه بسیاری از پژوهشگران به خود جلب کرده است. هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور نظام مند تحلیل درون مایه و برون مایه تجربه عشق در دوران نوجوانی بود. روش: این پژوهش با استفاده از روش مرور نظام مند انجام شد، مقالات چاپ شده در زمینه عشق در دوران نوجوانی، در مجلات داخلی و خارجی که در بازه زمانی سال 2000 به بعد در پایگاه های Science Direct, Ensani ,Magiran, SID و موتور جستجو Scholar Google جست وجو گردید، کلید واژه هایی نظیر عشق دوران نوجوانی، روابط رمانتیک در دوران نوجوانی ، Adolescent love، Adolescent romantic relationships مورد استفاده قرار گرفت و نهایتاً 14 مقاله مرتبط و غیرتکراری شناسایی و وارد پژوهش شدند. فرآیند انتخاب و ارزیابی مقالات مطابق بیانیه PRISMA انجام شد. و تحلیل اسناد منتخب براساس راهبرد تحلیل محتوای اولزاید صورت گرفت. یافته ها: مرور نظام مند نشان داد که پدیده عشق در نوجوانی در دو دسته کلی قابل تبیین است: درون مایه شامل تأثیرات درون فردی، تجربه تغییرات پی درپی، ترجیحات نوجوانان در روابط عاشقانه و تفاوت ها در نگرش به عشق؛ برون مایه شامل تأثیر افسانه های عشق، احتمال تجربه عشق موفق، تأثیر خانواده، مسیرهای رشد روابط والد- فرزندی، تأثیر ارتباط با محیط و اثرگذاری بر روابط آینده دسته بندی شدند. نتایج حاکی از آن است که درون مایه مانند تغییرات هورمونی، میزان تکانشگری، تغییرات پی در پی نوجوانان، می تواند زمینه ساز بروز روابط عاشقانه در نوجوانان باشد، اما احساس کنترل شخصی بر رفتارها، عاملی قوی در خودمدیریتی نوجوانان است. میزان عشق دو سویه در نوجوانان پسر بیشتر از دختران است. نوجوانان درگیر در عشق پراگما که به مرور به تکامل می رسد، نسبت به بقیه انواع عشق، شادکامی بیشتری را تجربه می کنند. داستان های عاشقانه، محیط اجتماعی از جمله خانواده، شکل روابط والدگری بر پدیده عشق در دوران نوجوانی موثرند. مرور سیستماتیک نشان داد، در روابط عاشقانه نوجوانان، ارتباطات جنسی در اولویت قرار ندارد. نتیجه گیری: فرهنگ سازی درباره توجه به پدیده عشق در دوره نوجوانی و آگاه سازی والدین، مربیان و نوجوانان، از طریق سیاست گذاری های کلان در کتاب های درسی نوجوانان و آموزش نحوه مواجهه با این پدیده، از پیشنهادهای پایانی پژوهش حاضر است.
۱۵.

سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان پایه ششم ابتدایی: ارائه نظام نشانگرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پرورش خلاقیت نگارشی به مثابه فعالیتی با انگیزه زیبایی شناختی، که از طریق درک متقابل و برقراری تجارب مشترک بین نویسنده و خواننده برقرار می شود، به آموزشی متناسب و بدون ساختارهای قالبی نیاز دارد تا زمینه بروز استعدادها و قابلیت های مرتبط را فراهم کند. بررسی های پژوهشگران نشان می دهد که تاکنون ملاک ها و نشانگرهای مناسب برای سنجش کیفیت خلاقیت نگارشی ارائه نشده است. پژوهش حاضر با هدف ارائه نظام نشانگرهای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان انجام شده است. بدین منظور از طرح سازاگرای روش نظریه برخاسته از داده ها در سطح نظم دهی مفهومی استفاده شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختارمند با 18 نفر از معلمان موفق در آموزش انشا، که مبتنی بر نمونه گیری ملاکی انتخاب شدند، گردآوری شد. تحلیل داده ها با استفاده از شیوه کُدگذاری آغازین و متمرکز به شناسایی 80 نشانگر انجامید و در قالب 11 ملاک دسته بندی شد که عبارت اند از: خیال پردازی، فضاسازی، شخصیت پردازی، سیالیت، انعطاف پذیری، بسط، اصالت نوشتاری، به کارگیری آرایه ادبی، طرح نوشتاری، سازمان نوشتاری و جذابیت نگارشی. برای رواسازی داده ها ضمن استفاده از راهبرد مرور اعضا از نظرات سه کارشناس حوزه خلاقیت و نویسندگی استفاده شد. با توجه به جامعیت نظام نشانگرهای تدوین شده می توان از آن ها برای سنجش خلاقیت نگارشی دانش آموزان استفاده کرد.
۱۶.

پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : 0 تعداد دانلود : 0
پژوهش حاضر با هدف پدیدارشناسی نشانه های برنامه درسی متراکم در دوره ابتدایی ایران انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و روش، پدیدارشناسی توصیفی بود. شرکت کنندگان شامل ۶۱ نفر از معلمان، دانش آموزان، والدین و متخصصان آموزش و پرورش دوره ابتدایی در سال ۱۴۰۲-۱۴۰۳ بودند که با روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی انتخاب شدند. به منظور گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری تا مرحله اشباع داده ها ادامه یافت. جهت تحلیل، روش کدگذاری و مقوله بندی به کار گرفته شد. تحلیل یافته ها به شناسایی ۵ مضمون و ۱۳ مقوله منجر گردید. نتایج پژوهش حاکی از این بود که متراکم شدن محتوا از لحاظ حجم، چگالی، دشواری و ابهام، کمبود زمان ناشی از توزیع نامتوازن و کم بودن روزهای آموزش، قربانی شدن برخی دروس به بهای توجه به درس های دیگر، نتایج ضعیف پیشرفت تحصیلی و نارضایتی ذی نفعان در اثر فشار کاری، دلزدگی و تحمیل هزینه های آموزش بر والدین، نشانه هایی از وجود تراکم در برنامه درسی دوره ابتدایی ایران است.
۱۷.

Loneliness in Emerging Adults: A Meta-synthesis(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۶ تعداد دانلود : ۷۲
Introduction and Objective: Emerging adulthood is a critical developmental period where individuals are particularly vulnerable to loneliness, a condition with significant mental health risks. While quantitative research has documented its prevalence, a synthesized understanding of the lived experience remains fragmented. This study aimed to address this gap by conducting the first meta-synthesis of qualitative research to develop a comprehensive, multi-layered model of the loneliness experience in emerging adults. Research Methodology: Following PRISMA guidelines, a systematic search of international and Iranian databases was conducted. From an initial pool of documents, nine primary qualitative studies met the inclusion criteria. The findings of these studies were analyzed and integrated using Thomas and Harden's thematic synthesis approach. Findings: The analysis yielded 11 descriptive themes and four higher-order analytical themes, revealing that the experience of loneliness is: (1) complex and ambiguous, (2) a fluctuating phenomenon, (3) characterized by diverse pathways, and (4) deeply intertwined with sociocultural pressures. Conclusion: Loneliness in emerging adults is a dynamic experience shaped by both intrapsychic factors and formidable social norms. This finding underscores the need for holistic interventions that move beyond social skills training to address relationship quality and the capacity to cope with normative pressures.
۱۸.

معنا و مفهوم فرهنگ کیفیت از منظر ذی نفعان در دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۳۴
هدف: این پژوهش با هدف واکاوی ادراک معنا و مفهوم فرهنگ کیفیت بر اساس اشتراک و افتراق موجود از نظر هیئت علمی، مدیران، کارکنان، و دانشجوهای دانشگاه تهران شکل گرفت. روش پژوهش: رویکرد این مطالعه کیفی و به روش پدیدارشناسی تفسیری بود. شرکت کنندگان تحقیق دربرگیرنده چهار دسته از ذی نفعان شامل اعضای هیئت علمی، کارکنان، مدیران، دانشجویان دانشگاه تهران بودند که به شیوه نمونه گیری ملاکی انتخاب شدند و اشباع پس از 61 مصاحبه حاصل شد. یافته ها: یافته ها به شناسایی 66 نشانگر و دسته بندی آن ها در قالب 19 زیرمضمون و 3 مضمون اصلی منتج شد. در بررسی افتراق، دانشجویان فرهنگ پاسخگومحور، اعضای هیئت علمی فرهنگ مبتنی بر پیشرفت، مدیران فرهنگ کمی محور، و کارکنان فرهنگ عدالت محور را فرهنگ غالب مورد نظر خویش به سمت کیفیت می دانند. مقایسه مفهومی فرهنگ کیفیت در گروه های آموزشی مختلف نشان داد نگاه و ادراک غالب در دانشکده های مختلف با یک دیگر متفاوت است. نتیجه : بر اساس یافته های به دست آمده فرهنگ کیفیت مسئله ای چند بُعدی است که فراتر از اشتراک مفهومی بر حسب سمت دانشگاهی و گروه های آموزشی از تنوع حداکثری و تکثرگرایانه برخوردار بوده است.
۱۹.

Assessing the Effectiveness of Single-Session Therapy (SST) on Couples' Mental Health: An Explanatory Mixed-Method Study(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۷ تعداد دانلود : ۱۷۰
Objective: This study employed an aims to evaluate the effectiveness of SST in enhancing the mental health of couples. Methods: In the quantitative section of this explanatory mixed-method design, a quasi-experimental pretest-posttest design with a control group was utilized. The Mental Health Inventory-28 (MHI-28) by Basharat (2009) was employed to assess couples' mental health before and after the intervention. Data analysis was performed using SPSS22 software, and the findings indicated that SST significantly improved couples' mental health. In the qualitative section, semi-structured interviews were conducted with couples to examine their experiences with this type of therapy through descriptive phenomenology. Findings: According to the eta coefficient, SST accounted for 34% of the variance in the psychological well-being subscale and 17% in the psychological distress subscale, indicating large and medium effect sizes, respectively. The qualitative findings supported the quantitative results, highlighting positive changes such as improved emotional state, increased interest in life, a sense of calmness, feeling loved, hope for the future, and reduced stress and distress one month after the session. These changes aligned with the subscales and questions of the mental health questionnaire, serving as confirmation of the quantitative outcomes. Conclusion: Ultimately, this study emphasizes the importance of SST as an effective therapeutic tool for couples. The findings may be valuable for therapists and future researchers while encouraging clients to seek therapy.
۲۰.

واکاوی عوامل مرتبط بین شایستگی دیجیتال معلمان و کیفیت تدریس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۵ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف این پژوهش بررسی نقش شایستگی های دیجیتال معلمان در کیفیت تدریس آنان و ارائه راهکارهایی برای بهبود آموزش در عصر دیجیتال است. این پژوهش به صورت کیفی و با مرور نظام مند براساس 33 منبع علمی معتبر از سال های 2012 تا 2023 انجام شد و داده ها با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش تحلیل مضمون، تحلیل گردید. نتایج نشان داد که شش عامل اصلی شامل 14 مؤلفه، عوامل مرتبط بین شایستگی های دیجیتال معلمان و کیفیت تدریس آنان را شکل می دهند. این عوامل عبارت اند از: مدیریت مؤثر کلاس (با مؤلفه های حمایت و رشد فردی و توانمندسازی یادگیرندگان)، یادگیری عمیق (با مولفه های تسهیل یادگیری، آموزش اثربخش و توسعه دانش و مهارت)، سطوح بالای تفکر (با مولفه های توسعه فرایندهای تفکر و فعال سازی شناختی)، فراگیرمحوری (با مولفه های تحول در نگرش و انگیزه و سازگاری با نیازها)، توانمندی های علمی (با مولفه های سواد محتوایی، سواد آموزشی و سواد فناوری) و ارزیابی مؤثر (با مولفه های سازمان دهی بازخوردها و خودارزیابی). یافته ها نشان دادند که شایستگی های دیجیتال معلمان تأثیری پیچیده و چندبُعدی بر کیفیت تدریس دارند و ازطریق عوامل متعددی در بهبود فرایند تدریس و یادگیری نقش مهمی ایفا می کنند. این نتایج می تواند راهنمایی مؤثر برای سیاست گذاران آموزشی و معلمان برای ارتقای آموزش در عصر دیجیتال باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان