مرتضی کرمی

مرتضی کرمی

مدرک تحصیلی: دانشیار گروه علوم تربیتی، دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۱۰۴ مورد.
۱.

تجارب زیسته دانشجو معلمان از کارورزی آنلاین در دوران کرونا: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۷
این پژوهش با هدف تحلیل تجربه های زیسته دانشجومعلمان از کارورزی آنلاین و شناسایی فرصت ها و چالش های این شیوه کارورزی انجام شده است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمانی بود که کارورزی خود را به صورت مجازی در دانشگاه فرهنگیان گذرانده بودند و نمونه شامل ۱۷ دانشجومعلم بود که به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته آنلاین گردآوری شد و هر مصاحبه بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به طول انجامید. گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها طی سه مرحله شامل استخراج مضامین پایه، سازمان دهی مضامین و تولید مضامین فراگیر (ساختاردهی نهایی یافته ها) انجام شد. برای افزایش اعتبار و پایایی پژوهش، یافته های اولیه به مشارکت کنندگان ارائه شد، از یادداشت برداری و بازاندیشی پژوهشگر برای کنترل سوگیری استفاده گردید و کدگذاری ها توسط متخصصان تحلیل کیفی بازبینی و تأیید شد. نتایج نشان داد که کارورزی مجازی از نگاه دانشجومعلمان با فرصت هایی همچون تقویت مهارت های فناوری، کاهش هزینه های اقتصادی، و افزایش خودراهبری همراه بوده است. در مقابل، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت های فناوری، محدودیت تعاملات حضوری، کاهش کیفیت بازخوردها و احساس انزوای روان شناختی را نیز به همراه داشته است. دانشجومعلمان بر لزوم تعاملات حضوری، بهبود زیرساخت های فناوری و ارائه حمایت های روان شناختی تأکید داشتند. یافته ها نشان می دهد ترکیب کارورزی حضوری و مجازی با تأکید بر تعاملات اجتماعی و ارتقای سامانه های فناوری می تواند کیفیت این تجربه را بهبود بخشد.
۲.

ارزشیابی اقدام پژوهی معلمان مبتنی بر الگوی پروواس (مورد: خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
پیشینه و اهداف: اقدام پژوهی و برنامه معلم پژوهنده، موضوعی مورد توجه در نظام های آموزش و پرورش جهان است که در ایران به طور محدودتری به آن پرداخته شده است. این پژوهش با هدف ارزیابی برنامه کشوری معلم پژوهنده انجام شد. روش: روش این مطالعه ارزشیابی بر اساس الگوی پروواس بود که در چهارمرحله از پنج مرحله الگو، به بررسی عملکرد واقعی با معیارهای برنامه و در قالب مقایسه وضع موجود با مطلوب پرداخت. مراحل مورد بررسی شامل طراحی، استقرار، فرایند، و برون داد برنامه بود. وضعیت مطلوب از طریق معیارهای مصرّح در اسناد فرادست نظام آموزش و پرورش، سیاست ها و راهبردهای آموزشی در کشورهای پیشرو، و مرور مقاله ها و کتاب های مرتبط استخراج شد و وضعیت موجود، از طریق استفاده از پرسشنامه، مصاحبه با ذی نفعان، کارگزاران و ارزیابان برنامه تعیین شد. یافته ها: در کلیت مطالعه، در فرایندهای هریک از چهار مرحله، همسویی ها و ناهمسویی هایی میان وضعیت موجود و مطلوب مشاهده شد. نتیجه گیری: در معیارهایی چون دسترسی به منابع علمی، گواهی و تقدیر، ارزشیابی سالانه، حمایت مدیران، و پوشش معلمان تحت برنامه؛ میان دو وضع موجود و مطلوب برنامه همسانی وجود دارد و در مولفه های تخصیص فضای مناسب پژوهشی، هماهنگی درون سازمانی، و انتخاب محتوای مناسب؛ ناهمسویی وجود دارد. تغییر در برنامه آموزشی دانشگاه فرهنگیان، تقویت برنامه های اجرایی برای حمایت حداکثری از معلمان پژوهنده، تهیه امکانات آموزشی لازم، تغییر محتوا و فرایند ارزشیابی کلاسی، و نظارت بر عملکرد مدیران؛ از جمله پیشنهادهای این مطالعه بود.
۳.

سنتز پژوهی شایستگی های معلمان برای کلاس معکوس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
مقاله حاضر با هدف سنتز پژوهی شایستگی های معلمان برای کلاس معکوس شکل گرفت.داده ها بر اساس روش کیفی از نوع سنتز پژوهی جمع آوری شد. انتخاب مقالات بر مبنای واژه های کلیدی بر اساس ساختار روبرتس انجام و تعداد 44 مقاله خارجی بر اساس پایش موضوعی، اشباع نظری و بصورت هدفمند انتخاب و وارد تحلیل شدند. یافته ها نشان داد شایستگی های معلمان در اجرای معکوس شامل 7 بعد و 24مولفه بود.ابعاد شامل بعد اجتماعی( نقش حمایتگری معلم، مهارت های ارتباطی یادگیری مشارکتی و فعال)، فردی(انگیزش درونی، مهارت های فنی،مهارت های آموزشی)، مدیریتی(مدیریت دوره، مدیریت زمان، مدیریت یادگیری)، تعهدات(تعهد حرفه ای، ایجاده انگیزه، راهبردهای یادگیری) شایستگی های فناورانه(ذهنیت و نگرش نسبت به فناوری در آموزش،شناخت و انتخاب رسانه،کاربرد رسانه در آموزش،سواد رسانه ای، تولید منابع و محتوای چند رسانه ای ، ارزیابی و نظارت(خور ارزیابی و نظارت، نحوه ارزشیابی و ساخت ابزار، ارزشیابی از دوره، نظارت بر یادگیری دانش آموزان)، و شایستگی های مرتبط با طراحی در عناصر برنامه درسی( طراحی اهداف، محتوا، راهیردهای یادگیری) شناسایی ودسته بندی شدند. با توجه به نتایج بدست آمده از یافته ها ، پیشنهاد می شود تدابیر عملی مشخصی در راستای توسعه حرفه ای معلمان در خصوص ارتقاء سواد فناورانه ،نظارت و ارزیابی دانش آموزان در محیط های مجازی و چگونگی مدیریت دانش آموزان در کلاسداری معکوس مورد توجه قرار گیرد.
۴.

ترسیم الزامات کلیدی توسعه شایستگی های مدیران: مرور نظام مند و تحلیل محتوای کیفی با تأکید بر کاربردهای عملی در آموزش و توسعه منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۱۵۲
توسعه شایستگی های مدیران از ارکان اساسی دستیابی به موفقیت و حفظ مزیت رقابتی پایدار در سازمان ها به شمار می آید. با این حال، بسیاری از برنامه های آموزش و توسعه مدیران به اثربخشی مورد انتظار نرسیده اند که یکی از دلایل اصلی آن، فقدان درک جامع و نظام مند از الزامات کلیدی این فرایند است. این پژوهش با هدف شناسایی الزامات کلیدی توسعه شایستگی های مدیران، با رویکرد مرور نظام مند اسنادی و تحلیل محتوای کیفی انجام شد. جستجوی نظام مند در پایگاه های گوگل اسکولار [1] ، وب آو ساینس [2] ، اسکوپوس [3] و امرالد [4] از سال ۲۰۱۵ تا ۲۰۲۵ و با تمرکز بر مقالات انگلیسی زبان دارای دسترسی کامل صورت گرفت. از میان ۲۰۲۷ مقاله شناسایی شده، پس از غربالگری و ارزیابی کیفیت، ۱۱۳ منبع مرتبط برای تحلیل نهایی انتخاب شدند. یافته ها نشان می دهد توسعه اثربخش شایستگی های مدیران نیازمند تمرکز بر چندین الزام کلیدی از جمله رهبری استراتژیک و هم راستایی با اهداف کلان سازمان، طراحی و اجرای چرخه مستمر برنامه های یادگیری، بهره گیری از روش های نوین آموزشی مانند شبیه سازی، کوچینگ و منتورینگ، ایجاد فرهنگ یادگیرنده سازمانی، حمایت از توسعه فردی و حرفه ای مدیران، تسهیل مدیریت دانش و انتقال تجارب، تقویت توانایی انطباق با تغییرات محیطی، و تمرکز بر ارتقای شایستگی های کلیدی مدیریتی و رهبری است. این الزامات در کنار هم چارچوبی منسجم، پویا و قابل ارزیابی برای طراحی و اجرای برنامه های توسعه مدیران ارائه می دهند. یافته ها اهمیت نوآوری آموزشی، یادگیری مستمر و مدیریت دانش را برجسته کرده و می توانند راهنمای عملی موثری برای بهبود برنامه های توسعه مدیران باشند. [1] . Google Scholar [2] . Web of Science [3] .Scopus [4] . Emerald
۵.

تجارب زیسته دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی و ضد انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی- یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۵ تعداد دانلود : ۸۰
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته ی دانش آموزان در خصوص اقدامات انگیزشی معلمان در فرآیند یاددهی – یادگیری انجام شده است. با توجه به ماهیت موضوع مورد مطالعه، پژوهش حاضر از حیث هدف در زمره پژوهش های کاربردی و از حیث روش پژوهش، از نوع پدیدار شناسی توصیفی با رویکرد کیفی است. میدان مطالعه این پژوهش، مدرسه دخترانه ی امام رضا (ع)، دوره اول متوسطه واقع در منطقه تبادکان مشهد بوده است و نمونه پژوهش دانش آموزان پایه هفتم، هشتم و نهم دبیرستان بوده که به صورت نمونه ی هدفمند مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری داده ها، از مصاحبه نیمه ساختار یافته فردی تا رسیدن به اشباع نظری استفاده شد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از روش سه مرحله ای کدگذاری اشتراوس و کوربین استفاده شده است. جهت کسب اعتبار پژوهش از روش های بررسی توسط مشارکت کنندگان، کدگذاری ثانویه، تبادل نظر با همتایان و تحلیل موارد منفی استفاده شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که اقدامات انگیزشی معلمان، شامل ۳ مرحله ی ایجاد انگیزه، تداوم انگیزه و ماندگاری انگیزه می باشد؛ و اقدامات ضد انگیزشی آنان شامل ۳ محوراست که عبارتند از: اقداماتی که سبب عدم برقراری ارتباط مناسب می شود، اقداماتی که سبب احساس عدم کفایت و شایستگی دردانش آموزان می شود و اقداماتی که سبب احساس عدم اعتماد در دانش آموزان می شود.
۶.

مطالعه نابرابری های آموزشی: بررسی وضعیت شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی طی برنامه ششم توسعه (1400-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰ تعداد دانلود : ۱۵۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه ششم توسعه در کاهش نابرابری های آموزشی، شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی را طی سالهای (1400-1396) بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی، از داده های مرکز آمار ایران و سالنامه های وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و بر شاخص های دسترسی، درونداد و برونداد آموزشی تمرکز دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که خراسان رضوی طی برنامه ششم در شاخص دسترسی به آموزش با کاهش پوشش تحصیلی و افزایش ترک تحصیل، به ویژه در مناطق روستایی و میان دختران، مواجه است.در شاخص دروندادها، نسبت دانش آموز به معلم افزایش و فضای آموزشی در مناطق محروم کاهش یافت، اما سطح تحصیلات معلمان بهبود داشت. و در شاخص بروندادها، ترک تحصیل و ارتقا در متوسطه اول افزایش و تکرارپایه و افت تحصیلی در ابتدایی کاهش یافت. همچنین در مقایسه با میانگین کشوری، استان در نرخ ثبت نام، ارتقا و کاهش مردودی دارای برتری اما ضعف در فضای آموزشی و بازمانده از تحصیل است. نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش بر لزوم توجه به نابرابری های منطقه ای و جنسیتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران برنامه هایی برای بهبود آموزش در مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر طراحی کنند. نوآوری و اصالت: این مطالعه با ارائه اولین تحلیل جامع و داده محور از تأثیر برنامه ششم بر شاخص های آموزشی خراسان رضوی، رویکردی نوین در بررسی نابرابری های آموزشی با تأکید بر تفاوت های جنسیتی و منطقه ای ارائه می دهد و با تلفیق داده های آماری به روز و تحلیل تطبیقی با کشور، راهکارهای هدفمند برای مناطق محروم پیشنهاد می کند.
۷.

شناسایی مؤلفه های محیط توسعه حرفه ای مبتنی بر رویکرد تکلیف محور: یک مطالعه فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۷۱
پژوهش حاضر با هدف تدوین مؤلفه های محیط توسعه حرفه ای بر اساس رویکرد تکلیف محور و با روش کیفی فراترکیب انجام گرفت. جامعه آماری، شامل همه مطالعات مرتبط با موضوع پژوهش حاضر در پایگاه های اطلاعاتی در بازه زمانی سال های 2000 تا 2022 بود که با روشی نظام مند، انتخاب و دسته بندی شد. در نهایت 48 پژوهش که واجد شرایط و معیارهای مد نظر بودند، به صورت هدفمند و بر مبنای بیشترین ارتباط با موضوع پژوهش انتخاب شدند. سپس با استفاده از روش کدگذاری باز و کدگذاری محوری تجزیه و تحلیل شدند. نتایج پژوهش، ارائه مؤلفه های محیط توسعه حرفه ای مبتنی بر رویکرد تکلیف محور مشتمل بر مؤلفه های 1) عوامل زمینه ای (تحیل اقدامات آموزشی، عوامل محیطی، نقش مربی بالینی، عوامل سازمانی_ فرهنگی)؛ 2) عوامل فرایندی (مهارت های ارتباطی، ارزشیابی آموزشی، طراحی راهبرد آموزشی مناسب، یادگیری مشارکتی)؛ 3) عوامل محتوایی (شایستگی ها شامل دانش، مهارت، نگرش)، و 4) پیامدهای آموزشی (توسعه فردی، ارتقای شایستگی حرفه ای، پیوند دانش نظری و عملی، انتقال یادگیری)، را نشان می دهد. با توجه به نتایج، در میان مؤلفه های شناسایی شده برخی شاخص ها در گذر زمان اهمیت بیشتری پیدا کرده اند و از نگاه پژوهشگران در انتقال یادگیری بسیار مؤثر می باشند؛ لذا مؤلفه های ارائه شده می تواند در طراحی یک محیط یادگیری واقعی، تأثیرگذار باشد.
۸.

عناصر برنامه درسی مطلوب برای توسعه کنشگری اجتماعی زنان از طریق آموزش وپرورش رسمی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱ تعداد دانلود : ۶۷
هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی عناصر برنامه درسی مطلوب در توسعه کنشگری اجتماعی زنان در آموزش وپرورش رسمی ایران است. برای رسیدن به این هدف، از روش تحقیق کیفی پدیدارشناختی و درک تجربه زیسته مدیران آموزش وپرورش و دیدگاه های متخصصان برنامه درسی، استفاده شده است. برای جمع آوری اطلاعات، از مصاحبه نیمه ساختاریافته با مشارکت کنندگان، برای کدگذاری و تحلیل داده ها از روش استراس و کوربین (۱۹۹۸) و جهت ارزیابی قابلیت اعتماد یافته های کیفی از مدل گوبا و لینکلن (۱۹۸۲) استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها، مشتمل بر ۸۵ مفهوم، ۱۳ مؤلفه و چهار مضمون است. مطابق با دیدگاه های مشارکت کنندگان پژوهش، برنامه های درسی شامل چهار عنصر اصلی هدف، محتوا، روش ها و فعالیت های یاددهی _ یادگیری و ارزشیابی آموزشی است. عنصر هدف شامل مؤلفه های اعتباربخشی به جایگاه کنشگری اجتماعی زنان، تربیت زنان به عنوان شهروند مسئول و فعال، رشد توانمندی های عاطفی دانش آموزان است. عنصر محتوا شامل انتخاب محتوای مناسب جهت رشد کنشگری اجتماعی دانش آموزان دختر و توجه به اصول سازماندهی محتوای برنامه درسی، عنصر روش ها و فعالیت ها شامل آموزش مشارکت محور، تناسب فعالیت های یاددهی _ یادگیری با واقعیت های اجتماعی، استفاده از الگوهای آموزش حل مسئله در آموزش و حمایت روانی _ عاطفی معلم از فراگیران و عنصر ارزشیابی شامل ارزیابی بر مبنای کیفیت رشد اجتماعی، مؤلفه سنجش همسالان، استفاده از پوشه کار و خودارزشیابی است. با توجه نتایج تحقیق، جهت ارتقا کنشگری اجتماعی دختران و زنان، انتظار می رود نظام آموزش وپرورش و برنامه ریزان درسی، نسبت به بهسازی و اصلاح برنامه های درسی رسمی در آموزش وپرورش بر اساس عناصر چهارگانه برنامه درسی اقدام نمایند تا زمینه توسعه توانایی های دانش آموزان دختر جهت مشارکت فعال و سازنده در عرصه های اجتماعی و فرهنگی، فراهم گردد.
۹.

نقش هوش مصنوعی در بازتعریف دانش های مدرسان (TPACK): یافته هایی از نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد و مؤلفه های تدریس اثربخش مبتنی بر هوش مصنوعی در چارچوب مدل دانش محتوایی، پداگوژیکی و فناورانه (TPACK) و بر اساس تجارب اساتید و متخصصان آموزشی انجام شد. این مطالعه با رویکرد کیفی و بر اساس روش نظریه داده بنیاد با الگوی اشتراس و کوربین انجام شد. مشارکت کنندگان شامل ۱۹ نفر از اساتید دانشگاه، متخصصان و معلمان باتجربه در حوزه آموزش و یادگیری با فناوری های نوین بودند. نمونه گیری به صورت هدفمند از نوع گلوله برفی انجام گرفت. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و تحلیل داده ها طی مراحل کدگذاری باز، محوری و انتخابی صورت گرفت. نتایج نشان داد که ادغام هوش مصنوعی در تدریس، ابعاد مختلف دانش معلم شامل دانش فناورانه (TK)، دانش پداگوژیکی (PK)، دانش محتوایی (CK) و همچنین تعاملات میان بعدی مانند TPK، PCK و TCK را بازتعریف می کند. مؤلفه هایی چون شخصی سازی یادگیری، تسهیل تعامل آموزشی، بازنمایی مفاهیم دشوار و طراحی فعالیت های خلاقانه با مشارکت انسان و ماشین به عنوان عناصر اصلی تدریس اثربخش شناسایی شدند. علاوه بر این، چالش ها و نگرش های اخلاقی نظیر وابستگی بیش ازحد به فناوری، صحت محتوای تولیدی  و ضرورت حفظ تعامل انسانی نیز برجسته شد. تحلیل داده ها نشان داد که تحقق تدریس اثربخش با بهره گیری از هوش مصنوعی منوط به سه شرط بنیادین است: توانمندسازی حرفه ای معلمان، هم افزایی فناوری با رویکردهای فعال یادگیری  و طراحی چارچوب های اخلاقی و سیاست گذاری شفاف. این پژوهش با توسعه چارچوب TPACK در بافت هوش مصنوعی، ضمن ارائه بینش های نظری، راهبردهای عملی نیز برای ارتقای برنامه های تربیت معلم و سیاست گذاری آموزشی در زیست بوم های هوشمند فراهم می آورد.
۱۰.

بررسی پدیدارشناسانه انتظارات و تجربیات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۱۰۱
پیشینه و هدف: یکی از اهداف سند تحول بنیادین در نظام آموزشی، آماده سازی کارکنان می باشد.در نظام آموزش و پرورش ایران، سند تحول بنیادین در راستا تغییر و تحول این نظام تدوین شده است. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی پدیدارشناسانه انتظارات معلمان از آماده سازی آنان در راستای سند تحول بنیادین است. روش ها: پژوهش حاضر از حیث هدف کاربردی بوده که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی توصیفی انجام شده است. رو ش جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. مشارکت کنندگان این مطالعه از بین تمامی معلمان شرکت کننده در آزمون سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش شهر مشهد بودند که به روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور 15 نفر از آنان انتخاب شدند. روش تجزیه و تحلیل داده ها به روش تحلیل مضمون بود. همچنین به منظور اعتباربخشی یافتهها از معیارهای چهارگانه(باورپذیری، اطمینان پذیری، انتقال پذیری و تاییدپذیری) استفاده شد . یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که انتظارات معلمان را می توان در سه دسته: انتظارات مدرسه ای، سازمانی و اجتماعی دسته بندی کرد. همچنین تجارب درون مدرسه ای، تخصصی، شخصی و پوچ، چهار بعد اصلی تجربیات معلمان را نشان داد. ،عوامل تسهیل کننده در قالب دو عامل شخصی و اجرایی و عوامل بازدارنده در قالب سه عامل سازمانی، اقتصادی و انگیزشی شناسایی شد. نتیجه گیری : با توجه به یافته ها، می توان چنین نتیجه گرفت که مورد مطالعه پذیرش قلبی و درونی نسبت به سند تحول بنیادین نداشتند. بنابراین نیاز است به طور موثرتری به آماده سازی معلمان در راستای اجرای سند تحول بنیادین پرداخته شود.
۱۱.

طراحی چارچوب مفهومی یادگیری غیر رسمی محیط کار مبتنی بر یادگیری تکلیف محور(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۰ تعداد دانلود : ۲۲۸
مطالعات نشان می دهند که 70 تا 90 درصد یادگیری در محیط کار غیر رسمی است. از سوی دیگر، یادگیری غیر رسمی ممکن است به دلیل ماهیت بدون ساختار و محدودیت های آن اثربخش نباشد. استفاده از مدل های یادگیری تکلیف محور که بر یادگیری بر اساس مسائل و تکالیف واقعی تمرکز دارند، می تواند در این زمینه مفید باشد. این مطالعه به منظور ایجاد یک چارچوب مفهومی برای طراحی یادگیری غیر رسمی محیط کار (IWL[1]<!--[endif]-->) مبتنی بر یادگیری تکلیف محور (TCL[2]<!--[endif]-->) انجام شد. بدین منظور دو مطالعه مقدماتی با استفاده از روش فرا ترکیب کیفی انجام و از نتایج آنها استفاده شد. این دو مطالعه برای شناسایی مهم ترین مؤلفه های یادگیری تکلیف محور و یادگیری غیر رسمی محیط کار انجام شد. در هر دو مطالعه، ما از رویکرد فرا ترکیب توصیه شده توسط ساندلوسکی و باروسو[3]<!--[endif]--> (2006) استفاده کردیم. یافته ها نشان داد که اشتراکات فراوان چارچوب های مفهومی یادگیری تکلیف محور و یادگیری غیر رسمی محیط کار، امکان توسعه یک چارچوب مفهومی مشترک را فراهم می کند. چارچوب مفهومی حاصل (TC-IWL) شامل پنج مؤلفه اصلی و 15 مولفه فرعی است: محرّک یادگیری (اصالت محرّک، محرّ ک های زمینه ای، محرّک شایستگی محور، تنوع و توالی محرّک)، کنش در محیط کار (درک تجربه جدید، سازگاری زمینه، تمرین تکمیلی)، حمایت و راهنمایی (مربیگری همتا، بازخورد چند منبعی، داربست مرتبه دوم، نمایش و واضح سازی)، خودراهبری (خود داربست سازی و خود ارزیابی)، و تأمل بر کنش. <!--[endif]--> [1]<!--[endif]--> Informal workplace learning [2]<!--[endif]--> Task centered learning [3]<!--[endif]--> Sandelowski & Barroso
۱۲.

آموزش تکلیف محور، رویکردی اثربخش در پرورش مهارت تدریس (طراحی، اجرا، ارزشیابی)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۶ تعداد دانلود : ۷۲
پژوهش حاضر با هدف کاربرد مدل طراحی آموزشی چهار مؤلفه ای برای آموزش درس کارورزی به منظور پرورش مهارت تدریس(طراحی،اجرا،ارزشیابی) در دانشجو معلمان و مقایسه اثربخشی آن با روش آموزشی رایج درس کارورزی انجام شد . این پژوهش با توجه به اهداف پژوهش جزء پژوهش های کاربردی بوده و به جهت گردآوردی داده ها جزء تحقیقات شبه آزمایشی قرار می گیرد. در پژوهش حاضر از طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه استفاده شده است. جامعه آماری کلیه دانشجومعلمان ترم 8 دانشگاه فرهنگیان در استان مازندران در سال تحصیلی 1401-1400می باشد . برای نمونه گیری از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی استفاده شد. یک دوره آموزشی 16 جلسه ای با رویکرد تکلیف محور و بر اساس مدل چهار مولفه ای، طراحی و برای دانشجو معلمان اجرا گردید. بعد از پایان اجرای دوره آموزشی به منظور سنجش اثربخشی مدل چهار مولفه ای در کسب مهارت تدریس(طراحی، اجرا ، ارزشیابی) در مقایسه با محیط های آموزشی رایج کارورزی در دانشجو معلمان، از یک ابزار محقق ساخته و استاندارد شده استفاده گردید و دو گروه آزمایش و کنترل از نظر میزان اثربخشی فرایند تدریس با یکدیگر مقایسه شدند . نتایج آماری نشان دهنده اختلاف معنی دار میانگین متغیرها بین دو گروه کنترل و آزمایش و حاکی از این بود که کاربرد آموزش تکلیف محور و مدل چهار مولفه ای طراحی آموزشی در کسب مهارت تدریس (طراحی، اجرا، ارزشیابی) توسط دانشجومعلمان موثر است.
۱۳.

شناسایی چالش ها و فرصت های تامین مالی فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳ تعداد دانلود : ۶۲
هدف پژوهش حاضر شناسایی چالش ها و فرصت های تامین مالی فدراسیون ورزش های جانبازان و معلولین می باشد. این پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و از نوع پژوهش های میدانی است که در دسته تحقیقات کیفی قرار می گیرد. جامعه آماری تحقیق حاضر، صاحب نظران آگاه به موضوع تحقیق که در این تحقیق شامل خبرگان آگاه در حوزه ورزش جانبازان و معلولین و اساتید دانشگاه و همچنین فعالین بخش بازاریابی می باشند که بر اساس روش نمونه گیری گلوله برفی و هدفمند تا حد رسیدن به اشباع نظری، تعداد 20 نفر به عنوان نمونه تحقیق مشخص گردیدند. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه های کیفی بود. به منظور گردآوری و تحلیل داده های تحقیق حاضر، فرایند کدگذاری مصاحبه-های انجام گرفته در مجموع تعداد 321 نشان شناسایی گردید که با توجه به نزدیکی موضوعی و مفهومی در 7 مفهوم دسته بندی شدند که شامل شیوه های معمول تامین مالی ، ارتباطات و رسانه ،منابع، مدیریت و برنامه ریزی، ، شهرت و رقابت بین المللی (مدال های دریافت شده)، فرهنگ سازمانی و قشر مخاطبین خاص می باشد. این عوامل در دو بخش چالش ها و فرصت ها طبقه بندی شدند. در نهایت، پیشنهاد می گردد نسبت به ایجاد سازوکار و تدوین آیین نامه ها ومقدمات مربوط به راه اندازی کمیته بازاریابی و بهره گیری از متخصصین بازاریابی با استفاده از نتایج تحقیق در راستای رسیدن به اهداف تامین مالی این فدراسیون گام های موثری برداشته شود.
۱۴.

باورهای معلمان درباره مسؤولیت آنان در قبال انگیزش تحصیلی دانش آموزان (یک مطالعه پدیدارشناسانه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۱۲۵
پژوهش حاضر با هدف باورهای معلمان درباره مسؤولیت آنان در قبال انگیزش تحصیلی دانش آموزان انجام شد. با توجه به لزوم شناخت عمیق باورها و مسؤولیت معلمان، از رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی بهره گرفته شد. قلمرو پژوهش شامل معلمان مقطع ابتدایی مشهد مقدس بوده که از این میان تعداد پانزده نفر به صورت هدفمند انتخاب شدند. مصاحبه ها تا اشباع نظری ادامه یافت و به طور کلی پنج مضمون و پانزده مؤلفه شناسایی شدند. در پاسخدهی به سؤال نخست، سه بعد مسؤولیت وظیفه گرا، حمایت گرا و اقتضائی و در رابطه با سؤال دوم، مواجهه فعالانه مبنی بر تسهیل گری فرایند یاددهی یادگیری و پیوند خانواده و مدرسه و مواجهه منفعلانه مبنی بر پیچیده بودن فرایند یاددهی یادگیری و محدودیت های فرایند یاددهی یادگیری شناسایی شدند. یافته های پژوهش نشان می دهد که دامنه باور های معلمان در ارتباط با مسؤولیت آنان گسترده بوده و نیازمند تأمل و بازنگری است. بنابراین در خصوص سازوکار شایستگی معلمان، مؤلفه باور های آنان بایستی مورد توجه قرار گیرد که این امر استلزام تربیت همه جانبه را تضمین خواهد نمود.
۱۵.

ارزیابی شاخص های برند در برندسازی جاذبه های ملموس گردشگری، مورد مطالعه: شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۴ تعداد دانلود : ۲۸۱
امروزه در شهرها از استراتژی های بازاریابی مقصد به منظور جذب تعداد بیشتر بازدیدکننده استفاده می شود. از مهم ترین این استراتژی ها می توان به برندسازی با استعانت از نشانه ها و نمادهای برجستهٔ یک شهر اشاره کرد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اهمیت جایگاه برندسازی در توسعهٔ گردشگری شهری با روش توصیفی - تحلیلی به شناسایی معیارها و شاخص های اثرگذار به منظور تبدیل شدن نمادی شهری به برند گردشگری پرداخته است. براساس مبانی نظری و مرور ادبیات، شاخص های اصلی تأثیرگذار در برندسازی جاذبه های ملموس شهر تبریز شناسایی و استخراج شدند. سپس، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل شناسایی شده غربالگری شدند. در مرحلهٔ بعد، مقایسه های زوجی تشکیل شد و برای پاسخ گویی به کارشناسان و خبرگان حوزهٔ گردشگری به تعداد 15 نفر ارسال شد. پس از دریافت پاسخ های خبر گان، با تعداد 250 گردشگر در دسترس مصاحبه شد و پرسش نامه های آ ن ها با به کارگیری روش AHP ارزیابی و وزن معیارها تعیین شد. سپس، گزینه ها توسط روش TOPSIS رتبه بندی شدند و عنصر مناسب برای معرفی به منزلهٔ برند گرشگری شهر تبریز انتخاب شد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که، با توجه به معیارهای چندگانه درنظرگرفته شده از نظر کارشناسان، مسجد کبود در رتبهٔ اول، ارگ علیشاه در رتبهٔ دوم، مقبرهالشعرا در رتبهٔ سوم، عمارت شهرداری در رتبهٔ چهارم، عمارت \ائل گلی در رتبهٔ پنجم و درنهایت برج یانقین با کمترین امتیاز در رتبهٔ آخر قرار دارد.
۱۶.

طراحی، ساخت و اعتباریابی ابزار سنجش اثربخشی فرایند تدریس دانشجو معلمان برای اساتید کارورزی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۲ تعداد دانلود : ۲۸۹
هدف از انجام پژوهش حاضر، ساخت و اعتباریابی ابزاری برای سنجش اثربخشی فرایند تدریس دانشجو معلمان در درس کارورزی ۴ بود. پژوهش حاضر، توصیفی و از نوع ابزارسازی است. جهت طراحی ابزار موردنظر، از روش تحلیل محتوا استفاده شد. ابتدا سرفصل ها و درس نامه های موجود کارورزی ۴ در دانشگاه فرهنگیان مورد تحلیل قرار گرفت و کدهای معنایی که دربردارنده ی مفهوم اثربخشی تدریس در حیطه های مختلف آن (طراحی، اجرا، ارزشیابی) بودند انتخاب شدند. ۶۶ واحد معنایی استخراج گردید و بعد از اخذ نظرات متخصصان و اعمال اصلاحات، ۶۶ گویه به ۵۶ گویه تقلیل پیدا کرد. در اجرای مقدماتی، ابزار موردنظر در میان نمونه ای ۴۲ نفری اجرا و سؤال هایی که نیاز به بازنگری داشت اصلاح شد و در نهایت در مرحله بعد ۳۸۴ نفر از دانشجو معلمانی که درس کارورزی ۴ را در سال تحصیلی ۱۴۰۰-۱۴۰۱ به پایان رسانده بودند به تکمیل پرسش نامه پرداختند. روایی محتوایی پژوهش توسط ده تن از اساتید صاحب نظر و روایی سازه ی آن به وسیله ی تحلیل عاملی بررسی گردید. بر اساس تحلیل عاملی اکتشافی با چرخش واریماکس ۵۶ گویه در ۴ عامل قرار گرفتند که این چهار عامل در مجموع ۶۱.۵۷۴ درصد از واریانس کل نمرات را تبیین می کنند. شایان ذکر است که نتایج تحلیل عاملی تأییدی مرتبه اول و دوم و ضرایب آلفای کرونباخ از ساختار ۴ عاملی ۵۶ گویه ای ابزار حمایت کرده و روایی و پایایی آن را تأیید نمودند.
۱۷.

حدود و ثغور مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی: تحلیل دیدگاه صاحبنظران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۶ تعداد دانلود : ۴۸۵
این پژوهش، درصدد پاسخگویی به این پرسش بوده که حدود و ثغور مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی از دیدگاه صاحبنظران چگونه است؟ برای پاسخ دادن به این پرسش نخست دیدگاههای صاحبنظران درباره مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی با به کارگیری روشهای اسنادی، کتابخانه ای و تحلیل مفهومی، توصیف و طبقه بندی شده است. سپس ضمن نقد دیدگاههای مطرح شده، ابعاد مورد وفاق و مغفول مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی از دیدگاه صاحبنظران به تصویر کشیده شده است. آنگاه با بررسی وضع موجود، دیدگاه صاحبنظران در زمینه حد و مرز مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی مشخص شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش، سیزده نفر از صاحبنظران و سیاستگذاران حوزه برنامه درسی بودند که با معیار داشتن دیدگاه در زمینه مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی، به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل دیدگاههای صاحبنظران نشان داد که مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی در همه ابعاد برنامه درسی قابل اجراست. باوجوداین، هنوز سازوکار نظری و عملی مشارکت واقعی دانش آموزان در برنامه درسی فراهم نشده است. سرانجام با بررسی الگوهای گوناگون، «الگوی برنامه درسی مذاکره ای» به عنوان رهیافت بدیل در زمینه مشارکت دانش آموزان در برنامه درسی تعیین شد که بر اساس آن، تغییر اساسی در نگاه به دانش آموز به عنوان "دانش آموز به مثابه فردی موثر و آگاه" که می تواند در بهبود نظام برنامه درسی مشارکت کند، نشان داده شده است.
۱۸.

توسعه رهبری مدیران آموزشی در دنیای ووکا (VUCA)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۲ تعداد دانلود : ۴۳۲
هدف این پژوهش که با رویکرد کیفی و پدیدارشناسانه انجام شد، شناسایی شایستگی های مورد نیاز دانش آموختگان ارشد مدیریت آموزشی برای رهبری آموزشی در شرایط ووکا بوده است و در این راستا ضمن توجه به چالش های مراکز آموزشی در مدیریت و پاسخ به همه گیری بیماری کووید 19 به عنوان یک مورد قابل مطالعه در دنیای ووکا (دنیای ناپایدار، نامشخص، پیچیده و مبهم)، با نمونه گیری هدفمند و مصاحبه های نیمه ساختار یافته از تجربه دانش آموختگان مدیریت آموزشی در مواجهه با بحران کووید 19؛ انتظارات کارفرمایان آنان؛ دیدگاه اعضای هیأت علمی و سیاست گذاران استفاده شد. یافته های پژوهش پس از تحلیل داده ها با تکنیک مفهوم بندی و مقوله بندی، ضمن اشاره به چالش های مدیریت آموزش در شرایط ووکا، 25 شایستگی موردنیاز برای مدیران آموزشی را نشان می دهد که برخی از این شایستگی ها ازجمله خودتنظیمی، خودرهبری، خودکارآمدی، توانایی بهره گیری از ظرفیت های جامعه، شبکه سازی، تطبیق پذیری، جرأت ورزی، تاب آوری، داشتن مهارت در فناوری های نوپدید، مدیریت اضطراب و پریشانی و مدیریت آموزش و یادگیری الکترونیکی با فراوانی بسیار کم در اکثر الگو های شایستگی مدیران آموزشی مغفول مانده است.
۱۹.

شکاف آموزش حسابداری و نیازهای حرفه: بررسی سرفصل های آموزشی با استفاده از روش تئوری داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۰ تعداد دانلود : ۳۵۹
هدف: این پژوهش با هدف بررسی و علل ایجاد شکاف بین آموزش حسابداری در مقطع کارشناسی و نیازهای حرفه در ایران انجام شده است. علاوه بر این، سرفصل های آموزشی لازم برای کاهش این شکاف از دیدگاه خبرگان نیز ارائه شده است. روش: این پژوهش با استفاده از روش تئوری داده بنیاد انجام شده است. بدین منظور با استفاده از روش نمونه گیری نظری و با انجام مصاحبه با ۱۴ نفر از صاحب نظران، مفاهیم و مقوله ها استخراج شد. مراحل طی شده برای انجام پژوهش عبارت اند از: تدوین سؤال های کلی پژوهش؛ مصاحبه با صاحب نظران؛ استخراج مفاهیم و مقوله ها و مشخصات و ابعاد آن ها؛ طبقه بندی مقوله ها با استفاده از سه نوع کدگذاری باز، محوری و انتخابی؛ ارائه مدل نهایی پژوهش. یافته ها: مدل نهایی شکاف بین آموزش حسابداری در مقطع کارشناسی و نیازهای حرفه در ایران، در قالب شرایط علّی، شرایط بستر، شرایط مداخله گر، راهبردها و پیامدها ارائه شد. بر اساس یافته های پژوهش، شرایط علّی و عوامل ایجاد شکاف شناسایی شده عبارت اند از: الزامات قانونی و مقرراتی جدید حاکم بر کشور؛ تغییرات سریع فناوری؛ جهانی شدن حرفه حسابداری؛ عوامل کیفی آموزش، مانند تغییرنیافتن و به روزنشدن سریع سرفصل ها و متون آموزشی با توجه به تغییرات محیط اقتصادی و مالی و همچنین، به روزنبودن برخی اساتید دانشگاه در خصوص نیازهای حرفه. مهم ترین راهبردهایی که در صورت اجرای آن، می توان به کاهش این شکاف کمک کرد، عبارت اند از: وزن دهی و زمان سنجی در برخی از سرفصل های درسی؛ بازنگری در برخی از درس ها و سرفصل های آموزشی؛ ارتقای کتب آموزشی؛ ارتقای سطح دانش عملی دانشجویان؛ به کارگیری شیوه های مختلف در تدریس و نظارت لازم بر تدریس اساتید؛ ایجاد زیرساخت های فناوری اطلاعات برای به کارگیری آن در حوزه آموزش؛ چابکی در تصویب و راهنمای اجرای استانداردها توسط سازمان حسابرسی؛ برگزاری دوره های آموزش مجازی و حضوری؛ حضور اساتید در تشکل های حرفه ای. پیامدهای حاصل از اجرای راهبردها عبارت اند از: وجود دوره های آموزشی برای تمامی دانشجویان سراسر کشور و رعایت عدالت آموزشی؛ آگاهی اساتید دانشگاه از تغییرات به وجود آمده در حرفه با حضور آن ها در تشکل های حرفه ای و در نتیجه، هماهنگی بیشتر بین حرفه و دانشگاه؛ به کارگیری اساتید متخصص و متناسب با هر درس در دانشگاه ها؛ استفاده از شیوه های جدید آموزشی؛ ارتقای سطح دانش عملی دانشجویان؛ بازنگری و تجدیدنظر در سرفصل های آموزشی. گفتنی است که در متن مقاله، همه با جزئیات توضیح داده شده است. نتیجه گیری: با توجه به پیشرفت های مداوم در بازارهای مالی، شکاف بین آموزش حسابداری و نیازهای حرفه از اهمیت زیادی برخوردار است و نیاز است که به صورت دوره ای، این شکاف و علت های آن بررسی شود. با توجه به راهبردهای ارائه شده در این پژوهش، پیشنهادهایی برای برخی نهادهای مرتبط با موضوع پژوهش ارائه شده است. برای مثال، در خصوص کمیته تدوین برنامه ریزی آموزشی، می توان به فرصت ایجاد عرض اندام برای اعضای حرفه به منظور تعیین سرفصل های آموزشی، وزن دهی و اولویت بندی در سرفصل های آموزشی اشاره کرد. در خصوص نقش دانشگاه ها، باید تلاش شود تا از رساله ها و پایان نامه های حوزه آموزش حمایت کافی صورت گیرد و همچنین، تأمین مالی کافی برای به کارگیری اساتید حرفه در تدریس برخی دروس انجام شود تا از این طریق، فرصت انتقال تجربه های آن ها در برخی دروس کاربردی، مانند حسابرسی و مالیات ایجاد شود. ایجاد هم گرایی بیشتر سازمان حسابرسی با سایر نهادهای دولتی، مثل سازمان امور مالیاتی، برای به رسمیت شناختن استانداردهای تدوین شده در تهیه صورت های مالی، ابهام های به کارگیری برخی استانداردها را کاهش می دهد و می تواند عاملی برای رفع این شکاف محسوب شود.
۲۰.

مطلوبیت های نظام راهنمایی و مشاوره نهاد آموزش و پرورش در افق تمدنی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۴ تعداد دانلود : ۳۱۸
بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی از مهم ترین سیاست ها و تدابیر مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در حرکت پیش روی انقلاب اسلامی است که نظام تعلیم و تربیت در تحقق افق ترسیم شده آن، نقش مهم و اساسی دارد؛ از این رو، هدف پژوهش حاضر شناسایی شاخص های مطلوب نظام راهنمایی و مشاوره آموزش و پرورش در افق تمدنی بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بود. پژوهش حاضر با هدف توسعه ای، پژوهشی کیفی و توصیفی از نوع تحلیلی استنباطی است. روش گردآوری داده ها، مطالعات اسنادی و ابزار پژوهش، فیش برداری بود. نمونه مورد مطالعه برای احصاء شاخص ها، تمام خوانی متن سند بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی بود. برای احصاء شاخص های توصیفی تفسیری از دیدگاه 4 متخصص راهنمایی و مشاوره تحصیلی که سابقه فعالیت در آموزش و پرورش داشتند، استفاده شد و در حوزه سیاست های جهت دهنده از بیانات امام خامنه ای(مدظله العالی) مصداق یابی گردید. محققان برای تحلیل داده ها، از روش تحلیل محتوا استفاده کردند. در این پژوهش، بر اساس خوانش دقیق و کامل متن بیانیه گام دوم، احصاء و کدگذاری داده ها انجام شد. در مرحله اول، مؤلفه ها، احصاء و در مرحله دوم، طبقه بندی مؤلفه ها و دستیابی به مقوله های اصلی صورت گرفت. در مرحله اول 33 مؤلفه شناسایی شد که در دو طبقه شاخص های مرتبط با نظام راهنمایی و مشاوره و بایسته ها و سیاست های جهت دهنده نظام راهنمایی و مشاوره قرار گرفتند. در مرحله دوم ، نظام راهنمایی و مشاوره حائز شش مقوله اصلی پرورش دهنده، کمک کننده، شناساگر (آینده سازی)، معنویت محور، تمهیدگر و ارائه دهنده خدمات تخصصی شد و بایسته ها و سیاست های کلان و جهت دهنده به نظام راهنمایی و مشاوره در قالب پنج مقوله اصلی تأمین کننده و تضمین کننده، تعمیق بخش و نهادینه ساز، جامعه پرداز، مروج و گفتمان ساز و تبدیل کننده طبقه بندی شدند. نتایج پژوهش حاضر در حوزه تدوین الگوهای مورد نیاز آموزش و پرورش در جهت پاسخگویی به نیازهای روز کشور و حرکت تمدنی انقلاب اسلامی در حوزه راهنمایی و مشاوره، می تواند مورد استفاده متخصصان و متولیان این بخش از خدمات باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان