شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه به منظور ارائه یک الگوی پارادایمی (مورد مطالعه: دانشگاه شهید چمران اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم و فنون مدیریت اطلاعات دوره ۱۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۴۰)
409 - 372
حوزههای تخصصی:
هدف: جهت پیاده سازی و به کارگیری موفق مدیریت دانش در دانشگاه، نیاز به طراحی و به کارگیری مدل بومی منطبق با ساختار، فرهنگ، اهداف و چشم انداز دانشگاه است. لذا، پژوهش حاضر با هدف شناسایی عوامل مؤثر بر استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز به منظور ارائه یک الگوی پارادیمی انجام شده است. روش: پژوهش حاضر از نوع کاربردی و به صورت کیفی و مبتنی بر روش نظریه زمینه ای است. جامعه آماری پژوهش حاضر، شامل تمامی مدیران ستادی دانشگاه شهید چمران اهواز بود که سابقه اجرایی سه سال به بالا را در کارنامه خود داشتند. در این پژوهش از نمونه گیری هدفمند استفاده شد در این نوع نمونه گیری، نمی توان از قبل مشخص کرد که چه تعداد افراد بایستی در مطالعه انتخاب شوند تا پدیده مورد مطالعه به طور کامل شناسایی شود. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا می کنند که احساس شود جواب های ارائه شده با پاسخ های قبلی مشابهت داشته و چیزی به یافته ها اضافه نمی شود و اصطلاحاً یافته های مصاحبه به حد اشباع رسیده باشند. بنابراین، مصاحبه ها تا آنجا ادامه پیدا کرد که پاسخ های تکراری دریافت شد و یافته جدیدی در مصاحبه ها وجود نداشت که اصلاحاً مصاحبه به حد اشباع رسد. یعنی تا موقعی که داده های جدیدی در ارتباط با مقوله ظاهر نمی شد؛ گسترش مقوله به حد کافی منظور شده و روابط بین مقولات برقرار و تأیید شده بودند. تعداد نمونه ها با استفاده از نمونه گیری هدفمند شامل 21 نفر بود. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختارمند بود. ملاک انتخاب مصاحبه شوندگان علاوه بر سابقه اجرایی سه سال به بالا، تخصص و علاقه به مشارکت در پژوهش بود. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری و انتقال پذیری استفاده شد. همچنین برای پایایی داده ها از اطمینان پذیری، تأییدپذیری (در این پژوهش، برای تأمین تأییدپذیری اطلاعات، از همان ابتدای پژوهش تمامی مستندهای مربوط به داده های پژوهش و همچنین استنتاج ها، تفسیرها و یافته ها به روشی نظام مند ثبت و ضبط شدند. مفاهیم و مقوله های استخراج شده به همراه یافته ها دوباره به اطلاع مصاحبه شوندگان رسید و نظرات اصلاحی آنان اعمال گردید و پس از اعمال اصلاحت مجدداً موارد به تأیید نهایی متخصصان رسید) و بررسی همکار (بررسی یافته ها و اظهارنظر درباره مؤلفه های استخراج شده در طی چندین مرحله توسط اساتید راهنما و مشاور)، استفاده شد. مصاحبه ها طی سه مرحله شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری گزینشی با استفاده از نرم افزار MAXQDA کدگذاری شدند. برای اطمینان از روایی داده ها، از مفهوم اعتبارپذیری، انتقال پذیری، اطمینان پذیری و تأییدپذیری استفاده شد.یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد مدل پارادایمی استقرار مدیریت دانش در دانشگاه شهید چمران اهواز در 5 بُعد شرایط علّی، مداخله گر، زمینه ای، راهبردها و پیامدها دارای 20 کد محوری و 68 کد باز است. پدیده ی اصلی، استقرار مدیریت دانش در دانشگاه اشهید چمران اهواز بود. شرایط علّی اثرگذارشامل مدیریت و رهبری، منابع مالی و منابع انسانی است. شرایط مداخله گر شامل تحریم های بین المللی، مقاومت در برابر تغییر، آگاهی اندک از ماهیت دانش و هدف دانشگاه، شرایط سیاسی دانشگاه و شرایط اقلیمی و موقعیتی دانشگاه هستند. شرایط محیطی، ساختار سازمانی، فرهنگ سازمانی و فناوری شرایط زمینه ای هستند. آموزش و توسعه، مالکیت مادی و معنوی، توسعه ارتباط با صنعت و جامعه و توسعه و استفاده از زیرساخت های فناوری و اطلاعات از راهبردهای استقرار مدیریت دانش بودند و در نهایت پیامدهای حاصل از این مدل ارتقاء بهره وری و کارایی، افزایش سطح علمی دانشگاه، توسعه و مشارکت دانشگاه در جامعه و ارتقاء نوآوری و خلاقیت نیروی انسانی می باشد.نتیجه گیری: در مجموع، این مدل نشان می دهد که موفقیت در استقرار مدیریت دانش نیازمند توجه به عوامل مختلف و به کارگیری راهبردهای مؤثر است. با توجه به شرایط علّی، زمینه ای و مداخله گر، و راهبردها دانشگاه می توانند به نتایج مثبت و پایدار دست یابند که بهبود عملکرد و نوآوری را در پی خواهد داشت. به همین ترتیب، توجه به تمامی این ابعاد می تواند به عنوان راهنمایی برای مدیران و سیاست گذاران در جهت بهبود فرآیندهای مدیریت دانش در دانشگاه ها عمل کند.