فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷٬۲۱۵ مورد.
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
60 - 89
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در شرایط فعلی با شناسایی پیشرانهای توسعه منابع انسانی ملی و ایجاد فرصتهای آموزشی و شغلی برابر با رویکرد شایستهپروری، میتوان شکافهای اجتماعی و اقتصادی را کاهش داد و به اهداف توسعه پایدار دست یافت. از همین رو، هدف از انجام این پژوهش، شناسایی و اولویتبندی پیشرانهای توسعه منابع انسانی ملی با رویکرد شایستهپروری است.
روش: روش اجرای این پژوهش، بر پایه تحلیل ماتریس اثرهای متقابل ساختاری با استفاده از نرمافزار میکمک بوده است. جامعه آماری این پژوهش، از ۱۵ خبره دانشگاهی و مدیر اجرایی حوزه منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل شده است. دادههای این تحقیق، از طریق مصاحبه ساختاریافته و تکمیل پرسشنامه کیفی امتیازدهی، طبق ماتریس اثرهای متقابل ساختاری، جمعآوری و با نرمافزار آماری میکمک تجزیهوتحلیل شده است.
یافتهها: یافتههای این پژوهش نشان داد که پیشرانهای آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی (X3)، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی (X1) و بهکارگیری فناوریهای دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی (X2)، بیشترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارند. همچنین، پیشران بلوغ نوآوری در سیستمهای مدیریت منابع انسانی (X5)، کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) و بیشترین تأثیرپذیری (وابستگی) را دارد. از طرفی، پیشرانهای هماهنگی استراتژیهای توسعه منابع انسانی ملی با استراتژیهای سطح کلان کشور (X7)، توجه به مؤلفههای فرهنگی و اجتماعی در مدیریت منابع انسانی ملی (X6)، اصلاح فرایندها و ساختارها و قوانین خطمشیگذاری منابع انسانی در سطح ملی (X4) دارای کمترین تأثیرگذاری (نفوذ) وکمترین تأثیرپذیری (وابستگی) هستند.
نتیجهگیری: نتایج این پژوهش نشان داد که سیاستگذاران و مدیران حوزه منابع انسانی ملی، در راستای بهبود وضعیت کاهش نابرابریهای اجتماعی و فرهنگی، ارتقای عملکرد اقتصادی دولت و افزایش رضایت عمومی، باید بر سه پیشران کلیدی آموزش و توسعه منابع انسانی ملی متناسب با نیازهای سازمانی، اهمیت رهبری در مدیریت استراتژیک سازمان در توانمندسازی و توسعه منابع انسانی ملی و بهکارگیری فناوریهای دیجیتال در توسعه منابع انسانی ملی، تأکید ویژهای در سطح کلان داشته باشند. در واقع، بر اساس بهکارگیری این پیشرانها، عملکرد منابع انسانی ملی در جهت بهبود پایداری و دستیابی به اهداف مشترک افزایش مییابد و به بهبود فرایندها، تصمیمگیریهای بهینه و رشد اجتماعی و اقتصادی در سطح ملی منجر میشود.
شناسایی و تحلیل شایستگی های مدیران و راهکارهای توسعه آن با روش FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
107 - 133
حوزههای تخصصی:
روش: پژوهش حاضر ازلحاظ روش، آمیخته و برمبنای پژوهش های کیفی و کمی است و همچنین ازنظر فلسفه پژوهش، درزمره پژوهش های قیاسی استقرایی قرار می گیرد. این پژوهش ازحیث هدف، کاربردی و ازحیث شیوه گردآوری اطلاعات، اکتشافی است. جامعه آماری پژوهش، مدیران ارشد سازمان مخابرات استان لرستان می باشند. درخصوص چگونگی انتخاب جامعه آماری باید بیان کرد که باتوجه به اینکه موضوع پژوهش، انواع شایستگی مدیران می باشد، باید از افرادی استفاده می شد که ازحیث نظری و عملی با این مفهوم پژوهش، آشنایی داشته و اشراف اطلاعاتی لازم درجهت پاسخگویی به سؤالات مصاحبه و پرسشنامه را دارا باشند. به همین دلیل، با استفاده از روش نمونه گیری هدف مند و براساس اصل اشباع نظری 20 نفر از مدیران ارشد سازمان مخابرات به عنوان اعضای نمونه انتخاب شدند. ابزارگردآوری اطلاعات در بخش کیفی، مصاحبه است که روایی و پایایی آن با استفاده از روایی محتوایی و روایی نظری و روش پایایی سنجی درون کدگذار و میان کدگذار انجام شد. در این پژوهش برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمی از روش نقشه شناختی فازی بهره گرفته شده است.
یافته ها: در این پژوهش یافته های بخش کیفی مشتمل بر شناسایی انواع شایستگی مدیران و راهکارهای توسعه آن است و یافته های بخش کمی مرتبط با اولویت یابی این عوامل است.
نتایج: براین اساس، مهم ترین انواع شایستگی مدیران: برخورداری مهارت تیم سازی، توانایی مدیریت بحران و شایستگی حل مسئله و مهم ترین پیامدهای راهکارهای آن تقویت خودآگهی، تمرکز بر یادگیری مستمر و تقویت دانش روز مدیریت و سازمان است.
شناخت و فهم رفتار تکانشگرانه منابع انسانی در تأمین اجتماعی: تحلیل عنصر پیشایندی و پسایندی یا روش نقشه شناختی فازی FCM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
145 - 174
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف شناخت و فهم رفتار تکانشگرانه منابع انسانی در تأمین اجتماعی و تحلیل عنصر پیشایندی و پسایندی با روش نقشه شناختی فازی FCM انجام پذیرفت.
روش: این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش گردآوری دادهها از نوع توصیفی و اکتشافی با فلسفه پژوهشی قیاسی استقرایی است. جامعه آماری پژوهش حاضر، کارکنان و مدیران تأمین اجتماعی استان لرستان بود که اعضای نمونه با استفاده از روش نمونهگیری هدفمند و براساس اصل اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در بخش کیفی، مصاحبه نیمهساختاریافته و در بخش کمّی پرسشنامه بود. روایی مصاحبهها از طریق CVR و پایایی آنها از طریق آزمون کاپای کوهن و پایایی درون کدگذار و میانکدگذار سنجیده شد. همچنین، روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از روایی محتوایی و بازآزمون به تأیید رسید. در این پژوهش برای تحلیل دادهها در بخش کیفی، از نرمافزار مکسکیودا و روش تحلیل محتوا و کدگذاری و در بخش کمّی، از روش نقشه شناختی فازی FCM بهره گرفته شد.
یافتهها: بر اساس یافتهها، پیشایندهای رفتارهای تکانشگرانه عبارتاند از: عدم تابآوری، عدم اثربخشی منابع انسانی، محدودیت منابع و امکانات، عدم مسئولیتپذیری، عدم کنترل خود، هوش هیجانی پایین، محیط خشن و ناسازگار، درگیری کاری، ویژگی شخصیتی، تعارضهای میان فردی، فرهنگ سازمانی. پیامدهای رفتار تکانشگرانه کارکنان عبارتاند از: پیامد پرخاشگری و خشونت، رفتار خرابکارانه، کاهش عزت نفس سازمانی، خودآزاری، مصرف مواد مخدر، ناتوانی در کنترل استرس، اختلال عاطفی، تضعیف همکاری تیمی، افزایش ترک کار، کاهش یادگیری.
نتیجهگیری: ضعف در تابآوری کارکنان در مواجهه با فشارهای محیطی سازمان تأمین اجتماعی، نه بهصورت مجزا، بلکه در تعامل با یکدیگر، زمینه بروز رفتارهای تکانشگرانه را فراهم میکند. به عبارت دیگر، عدم توانایی مدیریت استرس، ناکارآمدی منابع انسانی، محدودیت منابع و امکانات و ضعف در پذیرش مسئولیت، به همراه هوش هیجانی پایین و محیط کاری ناسازگار، عامل بروز پیامدهایی همچون پرخاشگری، رفتار خرابکارانه و اختلالهای عاطفی است. رفتار تکانشگرانه میتواند باعث تشدید تعارضهای میان فردی، درگیریهای کاری و کاهش همکاری تیمی شود که نتیجه آن افزایش میزان ترک کار و کاهش یادگیری است.
الگوی معماری فرایندهای مدیریت منابع انسانی با رویکرد چابک سازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، به دو جمع بندی دست یافتیم؛ در وهله نخست: چارچوب چابکی مدیریت منابع انسانی از مولفه های پیشران های چابکی و هوشیاری کارافرینانه به عنوان بسترهای اولیه تاثیرگذار بر قابلیت سازهای چابکی و تواناسازهای چابکی می باشند. اکوسیستم مدیریت منابع انسانی و زیرمولفه های آن به صورت غیرمستقیم با سایر مولفه های مطرح شده بر فرایندهای مدیریت منابع انسانی تاثیر می گذارد. نتایج مرحله دوم که مرتبط و همراستا با نتایج مرحله اول می باشد؛ به شناسایی معماری چابکی مدیریت منابع انسانی دست یافت. بدین ترتیب، منابع انسانی در سازمان های چابک به چهار گروه؛ دانشگران، عملیات گرا، فرایندگرا و خدمت گرا تقسیم می شود. متناسب با انواع معماران چابکی منابع انسانی؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی از نتایج مرحله اول تعریف شد. نتیجه گیری: عملکرد مطلوب واحدها و کل سازمان در گرو این است که اقدامات منابع انسانی به نحو احسن عملیاتی شده و رضایت کارکنان و مشتریان حاصل گردد. بنابراین، فقط مدیران و کارشناسان منابع انسانی در این زمینه مسئولیت ندارند، بلکه تمام مدیران و اعضای سازمان باید در اقدامات منابع انسانی مشارکت داشته باشند. برای رقابت در جهان امروز، صرفاً کیفیت محصولات و فناوری جدید کفایت نمی-کند و منابع انسانی به عنوان مزیت رقابتی پایدار مطرح است. این چارچوب می تواند مبنایی برای برنامه ریزی سازمان ها باشد تا بتوانند متناسب با معماری منابع انسانی خود؛ فرایندهای مدیریت منابع انسانی خود چابک سازی نمایند.
بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک در رابطۀ رهبری توزیع شده و نوآوری مدل کسب وکار، با تأکید بر نقش تعدیل کنندۀ پویایی محیط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
207 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف اصلی این مقاله بررسی نقش میانجی انعطاف پذیری استراتژیک در رابطه رهبری توزیع شده و نوآوری مدل کسب و کار با تأکید بر نقش تعدیل کنندگی پویایی محیط است. بر مبنای رویکرد قابلیت های پویا به دنبال این هستیم که در یک محیط پویا و متلاطم تأثیرات الگوهای رهبری توزیع شده از طریق انعطاف پذیری استراتژیک بر نوآوری مدل کسب وکار را بررسی کنیم. روش: این پژوهش از منظر هدف توصیفی و جهت گیری اصلی آن کاربردی است. استراتژی پژوهش پیمایشی و مبتنی بر پارادایم اثبات گرایی است. رویکرد پژوهش قیاسی و نوع پژوهش کمّی است. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران ارشد شرکت های پذیرفته شده در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران به تعداد 240 نفر بود و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده داده ها از حجم نمونه استاندارد بر اساس جدول مورگان جمع آوری شد. داده های جمع آوری شده با استفاده از روش مدل معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد رهبری توزیع شده تأثیر قابل توجهی بر نوآوری مدل کسب وکار دارد. از سوی دیگر نقش میانجی انعطاف پذیری در تأثیر رهبری توزیع شده بر نوآوری مدل کسب وکار نیز مورد تأیید قرار گرفت. پویایی هایی محیطی به عنوان یک متغیر تعدیل کننده نیز تأثیر مثبتی بر تأثیر رهبری توزیع شده بر انعطاف پذیری استراتژیک دارد. نتیجه: این مقاله تأثیر قابل توجهی در غنی سازی و توسعه مطالعات حوزه نوآوری مدل کسب و کار دارد و به شناسایی پیشایندهای مبتکرانه ای پرداخته است. در محیط پویا و متلاطم امروزی الگوهای رهبری توزیع شده می توانند سبب انعطاف پذیری استراتژیک شرکت های مستقر در پارک علم و فناوری دانشگاه تهران شوند که این امر می تواند محرک نوآوری در مدل کسب و کار این شرکت ها باشد.
استراتژی های جبران خدمات مدیران در صنعت خودروسازی برمبنای مدل نقاط مرجع استراتژیک (مورد مطالعه: صنایع خودروسازی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
184 - 163
حوزههای تخصصی:
طراحی استراتژی های جبران خدمات، از مباحث حساس، پیچیده و چالش برانگیز دهه های اخیر می باشد. بنابراین، جبران خدمات متناسب، تأثیرگذار و ارزش آفرین نیازمند بررسی و تحقیق بوده و در جذب و نگهداری مدیران نقش بسزایی دارد. هدف این پژوهش ارائه استراتژی های جبران خدمات مدیران در صنعت خودروسازی است. این پژوهش با رویکرد ترکیبی انجام شده است. جامعه آماری مرحله کیفی، 14 نفر از مدیران ارشد شرکت های خودروساز هستند که بر اساس اصل کفایت نظری با روش نمونه گیری هدفمند و به قضاوت پژوهشگر به عنوان نمونه پژوهش، مورد بررسی قرار گرفتند. اطلاعات از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته گردآوری و از تحلیل تم برای تحلیل و تفسیر داده ها، استفاده شد. نمونه های آماری مرحله کمی را مدیران با بیش از ده سال تجربه کاری مدیریتی براساس فرمول کوکران تشکیل داده و داده ها از طریق پرسش نامه محقق ساخته گرد آوری و با آزمون تحلیل واریانس یک راهه، آزمون تی همبسته و آزمون فریدمن تحلیل شدند. یافته های این پژوهش در مرحله کیفی شامل 7 نقطه مرجع راهبردی جبران خدمات مدیران بوده و بر اساس آن در مرحله کمی نسبت به ارائه استراتژی های جبران خدمات مدیران برمبنای نقاط مرجع شناسایی شده و در هرکدام از سطوح مدیریتی به شرح زیر اقدام گردید: 1. استراتژی پرداخت مبتنی بر نوع کار یا شغل (شغل محور) 2. استراتژی عملکردمحور جبران خدمات (برمبنای عملکرد جمعی) 3. استراتژی مهارتی یا شاغل محور (مبتنی بر شایستکی) جبران خدمات 4. استراتژی پرداخت معنوی و 5. استراتژی پرداخت های مکمل (رقابتی).
شناسایی پیشران های مؤثر در برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه با رویکرد مدل سازی ساختاری- تفسیری و بررسی آنها در فقه امامیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۷۸)
389 - 409
حوزههای تخصصی:
هدف: انتظارات فرهنگی از دانشگاه و لزوم برنامه ریزی مطلوب فرهنگی در این امر موجب شد تا پژوهش حاضر با هدف تبیین و مدل سازی پیشران های شکل دهنده برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه، برآمده از تحلیل مضمون، با استفاده از مدل سازی ساختاری تفسیری، منطبق بر مبانی فقهی امامیه، انجام شود.
روش پژوهش: این پژوهش از لحاظ هدف اکتشافی و از لحاظ جهت گیری کاربردی است. روش پژوهش نیز از نوع آمیخته اکتشافی است. پس با توجه به روش آمیخته اکتشافی از روش تحلیل مضمون در بخش کیفی و روش مدل سازی ساختاری تفسیری در بخش کمّی استفاده شد. شیوه جمع آوری داده ها در بخش کیفی مطالعات اسناد شاملِ دستورالعمل های سیاستی در حوزه فرهنگی دانشگاه و در بخش کمّی نیز پرسشنامه استاندارد مقایسات زوجی است. قابلیت اعتبار و اطمینان در بخش کیفی از طریق راهبردهایی نظیر ضریب کاپای کوهن، که مقدار آن بالاتر از 70/0 به دست آمد، مورد تأیید است. جامعه نظری پژوهش به منظور تکمیل پرسشنامه مقایسات زوجی خبرگان و صاحب نظران حوزه برنامه ریزی فرهنگی شامل استادان، معاونان، و مدیران فرهنگی دانشگاه های دولتی است که در نهایت بر اساس ویژگی هایی از قبیل سابقه کاری، مدرک تحصیلی، و آشنایی با مفاهیم کلیدی بیست خبره به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. گفتنی است برای تحلیل داده های پژوهش در بخش کیفی از نرم افزار اطلس تی آی و در بخش کمّی از نرم افزار اکسل استفاده شد.
یافته ها: یافته های بخش کیفی نشان می دهد 85 مضمون پایه و 11 مضمونِ سازنده شکل دهنده مضمون فراگیر برنامه ریزی فرهنگی دانشگاه اند. همچنین بر اساس یافته های بخش کمّی پیشران های استعدادپروری، اعتمادآفرینی، هم اندیشی، همبستگی و مشارکت، توسعه فرهنگی دانش محور، پشتیبانی و مانع زدایی، بصیرت افزایی، مدیریت عملکرد، دانشگاه اسلامی، دانشگاه تمدن ساز، سیاست گذاری فرهنگی آینده نگر، و امنیت فرهنگی پایدار در یک سطح قرار دارند و دارای قدرت نفوذ و وابستگی بالایی هستند که تعامل بالای آن ها را در سیستم نشان می دهد.
نتیجه : شناخت و تحلیل این پیشران های کلیدی توسط مسئولان دانشگاه می تواند به طور بالقوه موجب ارتقای بهره وری در برنامه ریزی فرهنگی و آمادگی لازم در مواجهه با آینده شود.
پیشگیری از فساد، پروژه های عمرانی، فساد اداری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۵
95 - 113
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فساد، پدیده ای است که امروزه گریبان گیر اکثر کشورها شده است. به عبارت دیگر، هیچ کشوری، عاری از فساد در جهان وجود ندارد. هدف این تحقیق مدل پیشگیری از فساد در پروژه های عمرانی دستگاه های دولتی می باشد. روش تحقیق: روش این پژوهش تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان شامل اساتید رشته مدیریت و مدیران ارشد و بازرسان دستگاه های دولتی خراسان جنوبی به روش نمونه گیری از نوع هدفمند و گلوله برفی بود. جهت اعتبار داده ها از ضریب توافق دو کدگذار با ضریب کاپا استفاده گردید. یافته ه ا: یافته های تحقیق نشان داد مدل پیشگیری از فساد در طرح های عمرانی در سازمان های دولتی شامل 4 مضمون فراگیر به نام های سلامت تهیه طرح، سلامت اجرای طرح،نظارت بر اجرای طرح و ارزشیابی طرح های عمرانی می باشد. همچنین 14 مضمون سازمان دهنده به نام های سلامت مطالعات بنیادی و تحقیقاتی، سلامت معیارها و استانداردهای فنی، سلامت کیفیت پروژه، سلامت اجرای مناقصات و معاملات، سلامت تفویض اختیار، سلامت مشارکت عمومی، نظارت بر مواد و تجهیزات، نظارت بر عوامل اقتصادی، شفافیت و پاسخگویی، نظارت فنی و تکنیکی، نظارت حسابرسی، ارزشیابی اخلاقی، ارزشیابی منابع انسانی، ارزشیابی پایانی پروژه می باشد. نتیجه گیری: معیارهای بدست آمده به عنوان عوامل موثربر پیشگیری از فساد در پروژه های عمرانی در سازمان های دولتی اهمیت قابل ملاحظه ایی دارد و با در نظر گرفتن آنها می توان از بروز فساد جلوگیری کرد.
نیازسنجی آموزشی پزشکان مراکز درمانی مرتبط با فرآیند انتقال خون(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش و توسعه منابع انسانی سال ۱۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۴
38 - 64
حوزههای تخصصی:
شناسایی نیازهای آموزشی جامعه پزشکی و جلب مشارکت آنان باعث افزایش کارایی و ارتقای سطح کیفی دانش پزشکی خواهد شد. این مطالعه جهت تعیین نیازهای آموزشی پزشکان مرتبط با فرآیند انتقال خون صورت پذیرفت. جامعه آماری در این مطالعه پزشکان خبره شاغل در بیمارستان های سراسر کشور می باشد و نمونه گیری این جامعه آماری بر اساس ترکیب روش طبقه بندی، ملاک مدار و تصادفی می باشد. ابزار کار پژوهش حاضر یک پرسشنامه محقق ساخته که تلفیقی از دو روش استاندارد مهارت و دیکوم می باشد. از بین پزشکان منتخب از سوی بیمارستان ها پس از مصاحبه، یک گروه به صورت هدفمند انتخاب گردید. برای پزشکان منتخب در سازمان انتقال خون جلسات آموزشی جهت تکمیل ابزار کار گذاشته شد. با استفاده از این ابزار کار عنوان وظایف کلی (Duty)، وظایف فرعی (Task) و اولویت بندی وظایف فرعی مشخص گردید. سپس دانش، مهارت و نگرش های مورد نیاز در زمینه شایستگی ها، محتوای آموزشی و اهداف رفتاری مشخص شد. در نهایت دوره های آموزشی مرتبط با وظایف و فعالیت ها مشخص شد. این اطلاعات با سایت o*net مطابقت داده شد. پس از جمع بندی جهت اعتبار یابی توسط گروه های کانونی که شامل پزشکان خبره منتخب و متخصصان انتقال خون، جلسه ای بر گزار گردید. پس از بررسی و بازبینی و اصلاح اطلاعات بدست آمده، در نهایت در کمیته ارزیابی متشکل از افراد کلیدی سازمان نقد و بررسی و تائید نهائی صورت گرفت. نتایج به دست آمده شامل 8 وظیفه اصلی و 52 وظیفه فرعی مشخص گردید، همچنین اولویت بندی وظایف فرعی، سطوح و حیطه شایستگی برای هر وظیفه مشخص گردید و در نهایت 10عنوان دوره آموزشی جهت طراحی دوره های آموزشی استخراج گردید.
آینده منابع انسانی در بانکداری: شناسایی مهارت های دیجیتال برای موفقیت در بانک های استان سمنان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
185 - 205
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل مهارت های ضروری دیجیتال مورد نیاز متخصصان منابع انسانی در بخش بانکداری انجام شده است. در پژوهش حاضر یک رویکرد ترکیبی کمّی کیفی به کار گرفته شده است. در مرحله کیفی، هشت نفر از کارشناسان منابع انسانی دیجیتال از بانک های استان سمنان با استفاده از روش نمونه گیری غیراحتمالی قضاوتی و برای مرحله کمّی نمونه ای متشکل از ده نفر از کارشناسان منابع انسانی همان بانک ها به روش نمونه گیری قضاوتی غیر احتمالی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه جمع آوری و با استفاده از تحلیل مضمون با نرم افزار Maxqda18 مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت. متعاقباً از روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی برای اولویت بندی مضامین شناسایی شده استفاده شد. برای رسیدن به نقش ها و مهارت های مدیریت منابع انسانی دیجیتال هشت مضمون اصلی به شرح ذیل ایجاد شد: تعامل و همکاری کارکنان، استراتژی های بانک ها برای انطباق کارکنان با تغییرات دیجیتال، توسعه کارکنان، ابزارها و فناوری های دیجیتال، مهارت های متخصصان منابع انسانی دیجیتال، چالش ها در انطباق با تغییرات دیجیتال، تحولات دیجیتال بر نقش منابع انسانی، و نقش منابع انسانی در پاسخگویی به تحول دیجیتال. فرایند اولویت بندی نیز در بخش کمّی سه موضوع کلیدی را برجسته کرد: مهارت های متخصصان منابع انسانی دیجیتال، استراتژی های بانک ها برای انطباق کارکنان با تغییرات دیجیتال، و تأثیر تغییرات دیجیتال بر نقش منابع انسانی.
طراحی مدل انتخاب کارکنان نمونه (مورد مطالعه: سازمان های با ساختار ماتریسی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سازمان ها به طور فزاینده ای به برنامه های تقدیر به عنوان یکی از روش های افزایش انگیزه درونی کارکنان و دستیابی به اهداف پی برده اند. لذا از این منظر، برنامه انتخاب کارکنان نمونه در سازمان ها می تواند حائز اهمیت باشد. هدف تحقیق پیش رو ارائه مدل انتخاب کارکنان نمونه در سازمان های با ساختار ماتریسی می باشد. در این تحقیق از روش داده بنیاد استفاده شد و با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با تکنیک گلوله برفی، با 12 تن از خبرگان و مدیران یکی از شرکت های بزرگ مرتبط با صنایع دفاعی ، مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفت و 142 مفهوم احصاء و در نهایت 22 مقوله در قالب 6 مقوله اصلی و فرعی (دلایل، شیوه، شرایط زمینه ای و مداخله گر، راهبرد و پیامدهای برنامه انتخاب و معرفی کارکنان نمونه) شناسایی شدند. انتخاب کارمند نمونه به عنوان مقوله محوری، بر اساس دو محور شایستگی فردی و رفتاری و همچنین شایستگی فنی و تخصصی و متناسب با آن از دو راهبرد روش های عقلایی و روش های شهودی انجام شد. در مرحله کدگذاری انتخابی، مدل نظری برخاسته از یافته های تحقیق، معرفی و تشریح شد. ارزشیابی پژوهش بر اساس معیار مقبولیت انجام شد و در نهایت مدل در شرکت مذکور اجرا شده و کارکنان نمونه مورد تقدیر قرار گرفتند.
رهبری تاب آور: تحلیلی بر مطالعات و پژوهش ها با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رفتار سازمانی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۴)
65 - 105
حوزههای تخصصی:
هدف غایی این پژوهش، ارائه مدلی برای رهبری تاب آور مبتنی بر فراترکیب نتایج و یافته های پژوهش ها و مطالعات انجام شده است. این پژوهش با استفاده از روش کیفی فراترکیب انجام گرفت. اطلاعات پژوهش حاضر، پژوهش های معتبر در بازه زمانی سال های 2000 تا 2024، شامل 32 مقاله بود. پس از شناسایی، تحلیل و بررسی نتایج و یافته های پژوهش های مذکور، 169 تم فرعی در 6 تم اصلی شامل پیش آیندها، چیستی (تعاریف)، ویژگی های رهبر تاب آور (ویژگی های شخصی، ویژگی های مثبت و منفی در نسبت با پیروان)، عوامل و پیش برنده های رهبری تاب آور (ناظر به رهبر، ناظر به بستر و محیط )، موانع و چالش ها (ناظر به رهبر، ناظر به پیروان) و درنهایت، پیامدهای آن (پیامدهای مثبت کوتاه مدت، پیامدهای مثبت بلندمدت، پیامدهای منفی) استخراج شد. ورود پژوهش های داخلی به تحلیل، بررسی و فهم مفهوم رهبری تاب آور در بستر سازمان ها و کسب وکارها، توجه به پیروان به عنوان یکی از ارکان اصلی مفهوم رهبری تاب آور، پرداختن به پژوهش هایی که لبه تاریک رهبری تاب آور و راهکارهای مقتضی را مورد بررسی قرار می دهد.
شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه شایستگی های رفتاری رهبران آینده در هزاره سوم با رویکرد آینده نگاری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه شایستگی های رفتاری رهبران آینده در هزاره سوم با رویکرد آینده نگاری و روش انجام این پژوهش برپایه تحلیل ماتریس اثرات متقابل ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش از 18 نفر از خبرگان دانشگاهی، مدیران عالی و میانی حوزه رهبری، منابع انسانی و رفتار سازمانی تشکیل شده است. داده های این تحقیق ازطریق مصاحبه ساختاریافته و پرسشنامه کیفی امتیاز دهی از ۰ تا ۳ طبق ماتریس اثرات متقابل ساختاری جمع آوری و با نرم افزار آماری میک مک تجزیه وتحلیل شدند. یافته های این پژوهش نشان داد که پیشران های توسعه و پرورش دیدگاه راهبردی و تحولی، پرورش مهارت های ارتباطی، متقاعد سازی و همگام کردن پیروان، توانایی الهام بخشی و انگیزه بخشی به پیروان، تمرکز و تسلط بر قابلیت های پیش بینی پذیری و ریسک پذیری به عنوان پیشران های تأثیرگذار، پیشران های پاسخگویی درمقابل تمام اقدامات، تصمیمات و نتایج، بهره مندی از توانایی تصمیم گیری در شرایط پیچیده، گسترش روحیه کاوشگری و نتیجه گرا در زیردستان، توانایی مقابله با استرس و بحران های اضطراری، ابتکار و استقلال عمل در مواجهه با چالش ها و مسائل به عنوان پیشران های تأثیرپذیر و پیشران پاسداری و محافظت از اطلاعات فردی و سازمانی به عنوان پیشران های مستقل هستند. نتایج این پژوهش نشان داد که شناسایی و اولویت بندی پیشران های توسعه شایستگی های رفتاری رهبران آینده در هزاره سوم می تواند در دستیابی به نتایج مثبت فردی و سازمانی اثربخش باشد.
طراحی مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست با رویکرد توسعه پایدار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۵
68 - 94
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: فرهنگ حفاظت از محیط زیست می تواند به عنوان یک راهنما برای تصمیم گیری های سیاسی و اقتصادی عمل کند. از این رو، هدف این پژوهش، طراحی مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست با رویکرد توسعه پایدار سازمان محیط زیست می باشد. روش تحقیق: این پژوهش با رویکرد کیفی - استقرایی و به روش نظریه زمینه ای استراوس- کوربین انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختارمند بود. با بهره گیری از روش نظریه زمینه ای، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 12 نفر از اساتید دانشگاهی و مدیران حوزه تخصصی محیط زیست کشور طی سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی تجزیه و تحلیل شد. یافته ها : 6 مقوله کلی در قالب مدل پارادایمی شناسایی شدند که این عوامل دربرگیرنده شرایط علّى (ضرورت اکولوژیکی، ضرورت اجتماعی و اقتصادی، ضرورت های اخلاقی و سیاسی)، پدیده محوری (مدل فرهنگی حفاظت محیط زیستی)، شرایط زمینه ساز (فرهنگ پایداری، حکمرانی و رهبری اجتماعی)، شرایط مداخله گر (عوامل شناختی و نگرشی، هنجارها و ارزش های اجتماعی-فرهنگی، عوامل سیاسی و اقتصادی، عوامل زیر ساختی و اطلاعاتی، عوامل فردی و اجتماعی) و راهبردها (تغییرات رادیکال فرهنگی و نوآوری رفتاری، راهبردهای پایدارساز) و پیامدها (پیامدهای زیست محیطی، پیامدهای اجتماعی سیاسی) می باشد. نتیجه گیری: توسعه پایدار به دنبال تأمین نیازهای خود است و تمرکز بر ابعاد مدل فرهنگی حفاظت از محیط زیست می تواند در این راستا کمک کننده باشد.
ابعاد و مولفه های شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تامین اجتماعی نیروهای مسلح، مجموعه ای از مهارت ها، دانش و رفتارهایی است که به مدیران کمک می کند تا با درک عمیق از نیازهای بازنشستگان (وابستگان) و کارکنان ساتا، خدمات مؤثرتری ارائه داده و رضایت حداکثری جامعه هدف را کسب کنند. پژوهش حاضر با هدف ارائه یک مدل جامع برای ارزیابی شایستگی های مدیران اجتماعی سازمان تأمین اجتماعی نیروهای مسلح (ساتا) انجام شده است. با توجه به تغییرات گسترده در محیط های کاری و اهمیت روزافزون شایستگی های مدیریتی، این پژوهش به شناسایی و دسته بندی ابعاد مختلف شایستگی های مدیریتی در ساتا پرداخته است. برای دستیابی به این هدف، ابتدا به بررسی ادبیات و مبانی نظری مرتبط پرداخته شده و سپس از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با مدیران ارشد ساتا داده های کیفی جمع آوری شده است. در مجموع 552 مضمون پایه، 64 مضمون سازمان دهنده و 10 مضمون فراگیر استخراج و دسته بندی شدند. نتایج تحلیل تماتیک داده ها نشان داد که شایستگی های مدیریتی در ساتا شامل ده بُعد اصلی از جمله مدیریت و رهبری، فرهنگ سازمانی و ارتباطات، آموزش و توسعه، و تاب آوری و مسئولیت پذیری است. مدل ارائه شده می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در ارزیابی، توسعه حرفه ای، و برنامه ریزی جانشینی مدیران در این سازمان مورد استفاده قرار گیرد. این پژوهش با ارائه یک چارچوب کاربردی و عملیاتی، به گسترش دانش در حوزه شایستگی های مدیریتی و بهبود فرآیندهای مدیریتی در ساتا کمک می کند.
طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در منابع انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات منابع انسانی دوره ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 28
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با گسترش فناوریهای هوشمند در منابع انسانی، دغدغههایی در خصوص آثار روانشناختی و ادراکی آن بر کارکنان شکل گرفته است. بیشتر مطالعات گذشته با رویکردهای کمی، بر پذیرش فناوری تمرکز داشتهاند؛ اما ابعاد عمیقتری همچون تجربه زیسته و عدالت ادراکشده کمتر بررسی شدهاند. هدف این پژوهش، طراحی مدل مفهومی شکوفایی کارکنان با تمرکز بر بلوغ هوش مصنوعی در مدیریت منابع انسانی است.
روش: این پژوهش با رویکرد کیفی و اکتشافی انجام شده و دادهها از طریق ۲۵ مصاحبه نیمهساختیافته با کارکنان و خبرگان فناوری، در سازمانهایی با سطوح مختلف بلوغ فناوری گردآوری شده است. نمونهگیری بهصورت هدفمند و گلوله برفی انجام شد و تحلیل دادهها با روش تحلیل مضمون صورت گرفت.
یافتهها: نتایج نشان داد که شکوفایی کارکنان تحت تأثیر پنج مؤلفه است: ادراک شناختی ـ عاطفی از هوش مصنوعی، تجربه روانشناختی فناورانه، زیرساختها و حمایت سازمانی، سازوکارهای انطباق فردی و عدالت ادراکشده و اعتماد فناورانه. مدل مفهومی طراحیشده، تعامل چندلایه میان فناوری، ساختار سازمانی و سرمایه روانی فرد را نشان میدهد.
نتیجهگیری: این پژوهش با تلفیق چارچوبهای روانشناسی مثبت، مدل تقاضا ـ منابع شغلی و سرمایه روانی، مدل بومیای را برای شکوفایی کارکنان در بستر هوش مصنوعی ارائه میدهد. این مدل میتواند مبنای تدوین سیاستهای منابع انسانی، آموزشهای دیجیتال و راهکارهای پیادهسازی مسئولانه هوش مصنوعی در سازمانها باشد.
واکاوی تأثیر معنویت در محیط کار بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و مشارکت شغلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت منابع انسانی پایدار سال ۷ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۲
128 - 109
حوزههای تخصصی:
در حال حاضر، اهمیت اخلاق در محیط کار به شدت مورد توجه قرار گرفته است، زیرا افراد بخش زیادی از زمان خود را در محیط کار سپری می کنند. این مقاله به بررسی تأثیر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و مشارکت شغلی بر معنویت کارکنان در محیط کار می پردازد. روش تحقیق از نوع توصیفی و همبستگی بوده و داده ها از طریق پژوهش پیمایشی جمع آوری شده است. جامعه آماری این مطالعه شامل 107 کارکنان سازمان فاوا شهرداری مشهد بوده است که با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. برای سنجش متغیرهای تحقیق، از پرسشنامه های رضایت شغلی، مشارکت شغلی، تعهد سازمانی و معنویت در محیط کار استفاده شده است. پایایی پرسشنامه ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ بررسی شده و نتایج نشان دادند که پرسشنامه ها دارای پایایی مناسبی هستند. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل معادلات ساختاری انجام شده و نتایج نشان دادند که معنویت در محیط کار بر تعهد سازمانی، رضایت شغلی و مشارکت شغلی تأثیرگذار است، ولی بیشترین تأثیر را بر روی تعهد عاطفی کارکنان داشته است
تدوین الگوی ساختاری تفسیری توسعه عملکرد ورزشی و اقتصادی باشگاه های فوتبال کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این تحقیق «طراحی مدل عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشی و اقتصادی باشگاه های فوتبال کشور» بود. روش تحقیق آمیخته بود که در بخش کیفی از مصاحبه و کدگذاری با رویکرد گلیزر و در بخش کمی از تحلیل ساختاری تفسیری استفاده شد. جامعه آماری پژوهش شامل مدیران، مربیان و بازیکنان اسبق و فعلی باشگاه های فوتبال ایران بود. با توجه به روش شناسی تحقیق؛ نمونه گیری از نوع نمونه گیری نظری بود و نمونه های اولیه برای انجام مصاحبه به صورت هدفمند انتخاب شد. برای تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی و استنباطی استفاده شد. توجه به اهداف تحقیق، تجزیه وتحلیل داده ها در دو بخش کیفی و کمی انجام گرفت. در بخش کیفی کدگذاری برای شناسایی مؤلفه ها و گویه ها انجام شد و با استفاده از تحلیل میک مک مدل ساختاری ارائه شد. با توجه به نتایج عوامل مؤثر بر عملکرد ورزشی و اقتصادی باشگاه های فوتبال کشور عبارت اند از: پیاده سازی مدیریت دانش، سرمایه گذاری، توجه به حق پخش و قانون کپی رایت، پیاده سازی مدیریت مالی مؤثر و کارآمد، توسعه منابع درآمدزایی، درآمدزایی از ارتباطات و حامیان مالی، استفاده از ظرفیت رسانه ای، توسعه ی فنی و توسعه ی مدیریتی. مدیران باشگاه ها با توجه به این عوامل، می توانند استراتژی های مناسبی را انتخاب و اجرا کنند تا عملکرد ورزشی و اقتصادی بهبود یابد و باشگاه به موفقیت های بیشتری دست یابد.
شناسایی شایستگی های کلیدی مدیران در عصر انقلاب صنعتی چهارم (موردمطالعه: سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
صنعت چهارم مستلزم آن است که مدیران رویکرد خود را برای پشتیبانی از پذیرش فناوری های دیجیتال، مدیریت نیروی کار متنوع و توانمندسازی کارکنان، مورد بازنگری قرار دهند. مدیران باید بر توسعه اعتبار خود نه بر اساس جایگاه یا دانش حرفه ای خود، بلکه بر اساس توانایی خود در انتقال مهارت های مدیریتی تمرکز کنند. هدف پژوهش حاضر، شناسایی شایستگی های کلیدی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم (موردمطالعه: سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران) می باشد. این پژوهش از حیث نتیجه، کاربردی؛ از نظر هدف، توسعه ای- اکتشافی، از لحاظ نوع داده ها، کیفی است. جامعه موردمطالعه، مدیران سازمان صنعت، معدن و تجارت استان تهران می باشند که 18 نفر از آنان به منظور انجام مصاحبه به روش هدفمند قضاوتی و گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده اند. به منظور حصول اطمینان از روایی ابزار در بخش کیفی پژوهش، از نظرات ارزشمند اساتید آشنا با این حوزه و متخصصان دانشگاهی، استفاده شد. همچنین به طور هم زمان از مشارکت کنندگان در تحلیل و تفسیر داده ها کمک گرفته شد. در پژوهش کنونی از پایایی بین دو کدگذار برای محاسبه پایایی مصاحبه های انجام گرفته، استفاده شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها نیز از روش تحلیل تم شش مرحله ای کلارک و براون استفاده گردید. در مجموع 6 شایستگی اصلی مدیریتی در عصر انقلاب صنعتی چهارم شامل؛ شایستگی های فردی، اجتماعی، روش شناختی، حرفه ای، فنی و مدیریتی، و 119 شایستگی فرعی مدیریتی شناسایی شده است. صنعت چهارم یک پدیده پیچیده است که فناوری های متعددی را دربر می گیرد و به مجموعه گسترده ای از شایستگی های فردی، اجتماعی، روش شناختی، حرفه ای، فنی و مدیریتی نیاز دارد که مدیران و سازمان ها باید در زمینه های عملکردی و تجاری خود توسعه دهند. شایستگی های مدیریتی به سمت در اختیار داشتن ابزارها و فناوری های دیجیتالی مختلف در زمینه های حرفه ای گسترش می یابد که علاوه بر توسعه توانایی های دیجیتال، توانایی کار با افراد در شرایط عدم اطمینان در یک محیط دیجیتال را نیز شامل می شود. از این رو شایستگی های موردنیاز برای صنعت چهارم به طور گسترده ای با شایستگی های انقلاب های صنعتی پیش از آن متفاوت است. بنابراین، توسعه یک مدل شایستگی برای صنعت چهارم به طور قابل توجهی به بحث در حال تحول در مورد مهارت های سرمایه انسانی در این زمینه کمک می کند.
پیش بینی سبک های تصمیم گیری اقتضایی مدیران ورزشی با رویکرد داده محور: کاربست درخت تصمیم و یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سبک های تصمیم گیری اقتضایی مدیران ورزشی نقش حیاتی در موفقیت سازمان های ورزشی ایفا می کنند. با این حال، پیش بینی این سبک ها بر اساس ویژگی های فردی و سازمانی همواره چالشی پیچیده بوده است. این پژوهش با به کارگیری الگوریتم های یادگیری ماشین، به ویژه درخت های تصمیم و جنگل تصادفی، به دنبال ارائه مدلی دقیق برای پیش بینی سبک های تصمیم گیری اقتضایی در مدیران ورزشی است. در این مطالعه کمی-تحلیلی، داده های مربوط به ۱۵۰ مدیر ورزشی از لیگ های حرفه ای کشور گردآوری شد. متغیرهای مستقل شامل ویژگی های دموگرافیک (سن، تجربه)، روان شناختی (برون گرایی، روان رنجوری) و سازمانی (فرهنگ، فشار رقابتی) بودند. سبک تصمیم گیری (عقلایی، شهودی، اجتنابی) به عنوان متغیر وابسته در نظر گرفته شد. از الگوریتم های درخت تصمیم، جنگل تصادفی و رگرسیون لجستیک برای مدل سازی استفاده گردید. دقت مدل ها با معیارهای Accuracy Precision, Recall, و ماتریس آشفتگی ارزیابی شد. مدل جنگل تصادفی با دقت ۸۷% بهترین عملکرد را در پیش بینی سبک های تصمیم گیری نشان داد. متغیرهای «فشار رقابتی» و «تجربه مدیریتی» بیشترین تأثیر را در پیش بینی سبک تصمیم گیری داشتند. مقایسه با روش های سنتی (مانند رگرسیون لجستیک) برتری چشمگیر یادگیری ماشین را تأیید کرد. یافته ها اثبات می کنند که یادگیری ماشین ابزاری کارآمد برای تحلیل رفتار تصمیم گیری مدیران ورزشی است. مدل پیشنهادی می تواند به سازمان های ورزشی در انتخاب و توسعه رهبران اثربخش کمک کند. این پژوهش مسیر جدیدی را برای ادغام هوش مصنوعی و مطالعات رفتار سازمانی در ورزش می گشاید.