محمدعلی رستمی نژاد

محمدعلی رستمی نژاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۵۶ مورد.
۱.

شناسایی عوامل مؤثر بر ارتباط والدین-معلم باهدف اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۴۲
ارتباط معلم-والدین یکی از انواع ارتباط باهدف اجرای برنامه درسی در نظام تعلیم و تربیت است و عواملی بر این ارتباط مؤثر هستند. این مطالعه باهدف شناسایی عوامل مؤثر بر ارتباط والدین-معلم باهدف اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی از دیدگاه معلمان و والدین انجام شده و با روش تحقیق کیفی از نوع پدیدارشناسی توصیفی به شناسایی این عوامل پرداخته است. مشارکت کنندگان در پژوهش 15 معلم و 10 والدین از دبستا ن های شهر بیرجند بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. نمونه گیری تا اشباع داده ها ادامه داشت. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و والدین در خصوص عوامل مؤثر بر ارتباط والدین- معلم در 7 مضمون اصلی شرایط زمانی و مکانی، سن و جنسیت، وضعیت علمی، اقتصادی و اجتماعی، فقدان روحیه مطالبه گری و انتقادی سازنده، باورها و انگیزه های ارتباطی، محل تحصیل و نوع مدرسه، شایستگی ها و مهارت های ارتباطی طبقه بندی شد. به طورکلی یافته ها که عوامل متعددی مرتبط با معلمان و والدین بر ارتباط بین آن ها تأثیرگذار است که برخی از عوامل مرتبط با ویژ گی های شخصی افراد و همچنین شرایط اقتصادی، اجتماعی و علمی آن ها است.
۲.

فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
هدف این تحقیق، مطالعه نظام مند فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی است. رویکرد پژوهش از نوع کیفی با استفاده از راهبرد شش مرحله ای سنتزپژوهی روبرتس است. برای یافتن فرصت های بهره گیری از هوش مصنوعی در آموزش عالی، پژوهش های اخیر با روشی نظام مند انتخاب شده اند. جامعه موردمطالعه، تحقیقات انجام شده شامل 659 مطالعه است که طی واکاوی محتوایی، دسته بندی و غربالگری انجام گرفته و در حدود 33 پژوهش واجد شرایط و معیارهای مدنظر، به صورت هدفمند انتخاب شده، کدگذاری و طبقه بندی با استفاده از نرم افزار مکس کیودا 2020، صورت گرفته و مقولات و مضامین اصلی استخراج شدند. با استفاده از تحلیل محتوا، 24 مقوله و 5 مضمون استخراج شدند، که عبارت اند از: بهبود فرآیند یادگیری و آموزش؛ بهره وری و کارایی در آموزش؛ جبران منابع و کمبودهای موجود در سیستم آموزشی؛ دستیار استاد؛ همیار دانشجو. با توجه به یافته ها، هوش مصنوعی قادر به بهبود و تسهیل سیستم آموزش عالی بوده و ضمن ایجاد بهره وری و تسهیلگری برای استادان و دانشجویان، درنهایت منجر به نتایج یادگیری مؤثرتر و کیفیت آموزش عالی خواهد گردید.
۳.

تحلیل محتوای سرفصل رشته های مهندسی مکانیک و صنایع، بر اساس رویکرد حل مسئله ابداعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۷
به منظور ارتقای کیفیت آموزش و تربیت مهندسان توانمند، می بایست برنامه های درسی دانشگاه ها شامل روش ها و راه حل های خلاقانه رویارویی با مسائل پیچیده و ناشناخته باشد. این امر ازطریقِ بهره گیری از رویکردهای نوآورانه و نظام مند، همچون رویکرد حل مسئله ابداعی، امکان پذیر است. هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای سرفصل رشته های مهندسی مکانیک و صنایع براساس اصول حل مسئله ابداعی بوده است. برای رسیدن به هدف پژوهش، از روش تحلیل محتوای کیفیِ قیاسی استفاده کردیم. جامعه آماری پژوهش سرفصل های مصوب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری در مقطع کارشناسی رشته مهندسی مکانیک و صنایع بود. همچنین از روش نمونه گیری هدفمند (ملاک محور) بهره بردیم که حجم نمونه در سرفصل دروس مهندسی مکانیک شامل 31 واحد درسی، معادل 11 عنوان درسی، و در دروس مهندسی صنایع درمجموع 63 واحد درسی، معادل 21 عنوان درسی، بود. دروس برگزیده از دروس کلیدی و مهم برنامه درسی هستند که تأثیر بیشتری بر توانمندسازی دانشجویان در حل مسائل دارند. ابزار گردآوری داده ها فهرست وارسی تحلیل محتوا بود که مؤلفه ها و نشانگرهای آن را براساس اصول تریز تعیین کردیم. واحد تحلیل پژوهش اهداف سرفصل واحدهای درسی در برنامه درسی بود. واحد ثبت مضمون اهداف بود. نتایج پژوهش نشان می دهد دروس ارتعاشات مکانیکی (رفع تضادگرایی)، مدیریت و کنترل پروژه (منبع گرایی و ایدئال گرایی)، مقاومت مصالح و دینامیک ماشین (کارکردگرایی) در مهندسی مکانیک و نیز دروس مدیریت کنترل پروژه، برنامه ریزی و کنترل موجودی، مدیریت و برنامه ریزی استراتژیک و طراحی ایجاد صنایع (منبع گرایی) در مهندسی صنایع با اصول تریز هم سویی دارند. در انتهای پژوهش، پیشنهادهایی برای توجه به حل مسئله ابداعی در برنامه های درسی مطرح کرده ایم.
۴.

کاربردهای مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۰
هدف: توجه به تفاوت های فردی در طراحی و رهبری برنامه درسی بسیار حائز اهمیت است. مدل سازی یادگیرنده، با قابلیت کمک به شخصی سازی یادگیری و بهینه سازی منابع، به عنوان یک راه حل در این مسیر می تواند مطرح شود. این مطالعه با تمرکز بر چهار سوال (تعریف مدل سازی یادگیرنده، انواع، کاربردها و روش های پیاده سازی آن) به تحلیل نقش مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی می پردازد.  روش پژوهش: به روش مرور نظام مند براساس دستورالعمل پریزما، ۵1 مقاله از پایگاه های Web of Science و Scopus استخراج شد. پس از غربالگری، 12 مقاله با استفاده از تحلیل استقرایی و کدگذاری کیفی تحلیل شدند.  یافته ها: بر اساس بررسی و تحلیل دقیق مقالات، تعریف مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی در سه چارچوب مختلف مبتنی بر هوش مصنوعی، مبتنی بر هستی شناسی و مبتنی بر اطلاعات شناختی یادگیرنده تعریف و در هفت نوع پوششی، کلیشه ای، اغتشاش، مبتنی بر یادگیری ماشین، ردیابی، هستی شناسی و ترکیبی طبقه بندی شدند. کاربردهای مدل سازی یادگیرنده شامل «تنظیم ساختار یادگیری»، «افزایش کارایی آموزش» و «طراحی برنامه های درسی شخصی سازی» بود. الگویتم پیاده سازی آن به سه دسته کدنویسی، هوش مصنوعی و ترکیبی تقسیم شدند. تفاوت اصلی آن ها در سطح وابستگی به داده و پیچیدگی سیستم است. مدل سازی یادگیرنده امکان تنظیم پویای برنامه درسی، بازخورد بلادرنگ و بهینه سازی عملکرد یادگیرندگان را فراهم می کند. نتیجه گیری: مدل سازی یادگیرنده با پیوند نظریه های آموزشی و فناوری، چالش های نظام های متمرکز را کاهش می دهد. یکپارچه سازی هوش مصنوعی در چارچوب های تربیتی نیازمند همکاری بین رشته ای، مدل های نظری قوی و ملاحظات اخلاقی برای تحول پایدار است.
۵.

شناسایی سبک های ارتباط رسانه ای معلمان و دانش آموزان در جهت اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی: مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۱
هدف: ارتباطات رسانه ای معلمان و دانش آموزان یکی انواع ارتباطات آموزشی است. معلمان و دانش آموزان از سبک های مختلفی در برقراری ارتباط استفاده می کنند که شناسایی آن ها بر کیفیت یادگیری موثر است. روش: در پژوهش حاضر از روش پژوهش کیفی از نوع پدیدارشناسی تفسیری جهت شناسایی سبک های ارتباط رسانه ای معلمان و دانش آموزان استفاده شد. مشارکت کنندگان در این پژوهش 15 معلم و 10 نفر از دانش آموزان از دبستا ن های شهر بیرجند بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته ها:   یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و دانش آموزان در هفت سبک ارتباط رسانه ای 1- اعلانی و هماهنگی 2-تبادلی و اشتراکی 3-مشاوره ای و درمانی 4- مشارکتی و حمایتی 5-نظارتی و ارزیابی 6- مطالبه گر و انتقادی 7- هشداری و شکایتی طبقه بندی شد. به طورکلی می توان نتیجه گرفت سبک های ارتباط رسانه ای معلمان و دانش آموزان در طیف ارتباطی قرار دارند که در شرایط حساس، ضروری و وخیم معلمان و دانش آموزان به سبک هشداری و شکایتی با همدیگر ارتباط می گیرند و در شرایط و موقعیت های طبیعی و عادی به سبک اعلانی و هماهنگی با همدیگر ارتباط برقرار می کنند. در این میان دو سبک هشداری و شکایتی و اعلانی و هماهنگی، سبک های مختلفی قرار دارد که با توجه به شرایط بین معلمان و دانش آموزان شکل می گیرد.
۶.

ارائه الگوی جاری ارتباط معلم-دانش آموز در مقطع ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۵۹
هدف پژوهش حاضر بررسی ارائه الگوی تعامل معلم-دانش آموز در دوره آموزش و پرورش ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. قلمرو پژوهش را معلمان و دانش آموزان دوره آموزش و پرورش ابتدایی شهر بیرجند تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با مصاحبه نیمه ساختاریافته 13 نفر از معلمان و 10نفر از دانش آموزان داده ها اخذ گردید. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین اطمینان پذیری از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. یافته های حاصل از این پژوهش، در قالب مدل پارادایمی اشتراوس و کوربین شامل تعامل معلم-دانش آموز در دوره آموزش و پرورش ابتدایی به عنوان مقوله محوری و شرایط علی (علل آموزشی،علل تربیتی و انگیزشی،علل شناختی-تحلیلی،علل شخصی سازی یادگیری،علل خانوادگی)، عوامل زمینه ای(عوامل خانوادگی، عوامل توسعه شغلی، عوامل شخصیتی و عوامل اجتماعی)، شرایط مداخله ای (اختلاف نسلی، علاقه مندی های مشترک، جنسیت، طرز تفکر و فرهنگ خانواده، جایگاه معلم در بین دانش آموزان، نوع مدرسه و جو کلاس و نقص جسمانی و معلولیت، شیوه بیان و رفتار)، راهبردها(تعامل رسمی و غیررسمی، برقراری تعامل کلامی و غیرکلامی، گرفتن تعامل حضوری و مجازی، بررسی پرونده و اطلاعاتی، طنز و بازی و فعالیت های گروهی) و پیامدها(پیشرفت تحصیلی، افزایش انگیزه، استعدادیابی، تغییر دیدگاه به مدرسه و معلم، کاهش آسیب های اجتماعی و تغییر در فرآیند تدریس و مدیریت کلاس) سازمان یافت. تعامل معلم-دانش آموز ارتباطی پیچیده و هدفمند در راستای رسیدن به اهداف آموزشی و تربیتی شکل می گیرد. ارائه الگو تعاملی معلم-دانش آموز می تواند معلمان و دانش آموزان را در برقراری یک ارتباط مطلوب یاری نماید.
۷.

تجارب معلمان ابتدایی از ارتباط با والدین با هدف اجرای برنامه درسی مقطع ابتدایی: مطالعه پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۰ تعداد دانلود : ۲۰۶
در پژوهش حاضر به بررسی تجارب معلمان ابتدایی از ارتباط با والدین با هدف اجرای برنامه درسی به شیوه کیفی و از نوع پدیدارشناسی پرداخته شده است. قلمرو پژوهش را والدین و معلمان دانش آموزان ابتدایی شهر بیرجند تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که با مصاحبه عمیق 12 نفر از والدین و 13 معلم، داده ها اخذ گردید. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش کلایزی استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته والدین و معلمان در خصوص علل ارتباطات میان فردی معلم-والدین در 7 مضمون اصلی"خبری و آگاه سازی"، "مشارکت جویی و حمایتی"، "آموزشی و تربیتی"، "راهنمایی و مشاوره"، " نظارتی و مراقبتی"، " بحران زدایی" و "انتقادی و انتقام جویی" خلاصه شد. به طورکلی یافته های پژوهش نشان داد علل ارتباطات میان فردی والدین و معلمان به در یک طیف ارتباطی از سطح پایین خبری و آگاه سازی تا مرحله انتقاد و انتقام جویی قرار دارد. در جریان این ارتباط در مراحل نخست باهدف اطلاع رسانی اخبار و آگاه سازی از جریانات آموزشی و تربیتی صورت می گیرد و سپس ارتباطات در سطوح بالاتری همچون مسائل آموزشی و تربیتی و راهنمایی و نظارتی ادامه پیداکرده و درنهایت در صورت مشکلات، نقش ارتباطات به سمت بحرانی زدایی سوق پیدا می کند. در صورت تشدید بحران ها، انتقاد و انتقام جویی محور ارتباط قرار می گیرد. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که والدین و معلمان به دلایل مختلفی با همدیگر ارتباط برقرار کرده اند و هر کدام از این علل ارتباطی بر مدیریت فرآیندیاددهی-یادگیری تاثیرگذار بوده اند و مسیر اجرای برنامه درسی را دچار تغییر و تحول کرده است.
۸.

تأثیر بازی وارسازی دیجیتال بر بار شناختی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارای سبک شناختی وابسته به زمینه: رویکرد ردیاب چشمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۸ تعداد دانلود : ۲۵۵
مطالعه حاضر جهت سنجش تأثیر بازی وارسازی دیجیتال بر کاهش بار شناختی بیرونی و عملکرد تحصیلی دانشجویان دارای سبک شناختی وابسته به زمینه انجام گرفت. روش پژوهش شبه آزمایشی، تک آزمودنی با طرح A-B-A بود. جامعه کلیه دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی دانشگاه بیرجند در سال 1401-1400، نمونه یک نفر و روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند بود. ابزارها: آزمون گروهی اشکال نهفته (GEFT) که توسط اولتمن و همکاران سال 1971، پرسشنامه یک سؤالی بار شناختی بیرونی که توسط پاس و همکاران سال 1994 ساخته شد، آزمون محقق ساخته عملکرد تحصیلی و دستگاه ردیاب چشمی بود. پس از انجام آزمون گروهی اشکال نهفته و شناسایی نمونه، به آزمودنی آموزش گرامر زبان انگلیسی، در مرحله خط پایه با چندرسانه ای فاقد عناصر بازی، مرحله آزمایش با استفاده از بازی وارسازی دیجیتال و در مرحله بازگشت به خط پایه نیز، با چندرسانه ای فاقد عناصر بازی، داده شد. هر مرحله طی 8 جلسه اجرا شد و در هریک داده های ردیابی چشم جمع آوری شده، آزمون بار شناختی و پیش آزمون و پس آزمون از آزمودنی به عمل آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها، از روش های آمار توصیفی و استنباطی و تحلیل نمودار دیداری استفاده شد. یافته ها، نشان داد آموزش زبان انگلیسی با بازی وارسازی دیجیتال، بار شناختی بیرونی و عملکرد تحصیلی را افزایش داد. نتیجه گیری شد بازی وارسازی باعث ایجاد انگیزه و جلب توجه و درگیری فراگیر با محتوا گشته، بار شناختی بیرونی را افزایش داده و یادگیری حاصل شده و عملکرد تحصیلی افزایش یافته است.
۹.

شایستگی طراحی هیجانی آموزش دانش پداگوژیکی مغفول معلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۴
پیشینه و اهداف: نه تنها یادگیری بلکه رشد یادگیرنده وابسته به رشد هیجانی است. معلمان به دلایل مختلف به جنبه های هیجانی در آموزش خود توجه نمی کنند. پژوهش حاضر در صدد شناسایی شایستگی طراحی هیجانی آموزش معلمان و معرفی جایگاه و اهمیت آن است. روش ها : برای رسیدن به هدف پژوهش از میان روش های کیفی، مرور روایی پژوهش ها و چارچوب پریسما (PRISMA ) استفاده شد. یافته ها: مرور منابع منتشر شده نشان داد؛ توجه به هیجانات برای رشد، یادگیری و آموزش مهم است؛ لذا ضروری است، معلمان تدریس خود را با هیجانات دانش آموزان پیوند دهند. طراحی هیجانی آموزش ریشه در پژوهش های حوزه تولیدات صنعتی داشته و در الگوهای طراحی مبتنی بر علوم اعصاب شناختی نیز توجه به هیجان یک اصل بنیادی است. الگوها و چارچوب هایی برای طراحی هیجانی آموزش شناسایی شد که مهم ترین آن ها: 1) مهندسی کانسِی؛ 2) راهبرد FEASP ؛  و 3)  راهبرد ECOLE بود. برای طراحی و تولید محتوای آموزشی مبتنی بر هیجان استفاده از فنون و راهبردهایی چون: 1) استفاده از داستان سرایی؛ 2) توجه به طراحی دیداری؛ 3) بازی وار سازی و 4) فراهم سازی بازخورد به معلمان پیشنهاد شده است. نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد در برنامه درسی تربیت معلم ایران چه در بخش دانش پداگوژیک و چه در بخش محتوایی و چه در بخش فنّاورانه، به طراحی هیجانی آموزش توجه نشده است؛ بنابراین توجه به این مهم در بازنگری برنامه های درسی تربیت معلم ایران ضروری است.
۱۰.

مرور نظام مند ویژگی های برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۱ تعداد دانلود : ۱۴۱
امروزه با پیشرفت فزاینده ی فناوری اطلاعات و ارتباطات و فرصت ها و تهدیدهای ناشی از آن، توجه به برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال از سوی نظام آموزش و پرورش ضرورت پیدا کرده است. در این راستا هدف از پژوهش حاضر استخراج عناصر برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال است. رویکرد پژوهش کیفی و روش آن مرور نظام مند بر اساس مدل رایت و همکاران (2007) است. جامعه پژوهش متشکل از 1213 مقاله پیرامون عناصر برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال است که بین سال های 2013 تا 2022 میلادی در مجلات علمی معتبر به چاپ رسیده است. با درنظر گرفتن معیارهای شمول و عدم شمول و با روش نمونه گیری هدفمند 33 مقاله به عنوان نمونه جهت تحلیل انتخاب شدند. داده های پژوهش از تحلیل کیفی اسناد مورد پژوهش گردآوری شدند. با توجه به یافته های حاصل از پژوهش های مرتبط با هدف مقاله، ابتدا کلیه مؤلفه ها از طریق فرایند کدگذاری باز استخراج و سپس کدها با هم ترکیب شده و کدهای محوری استخراج شدند. بر اساس تجزیه و تحلیل داده ها، عناصر برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال در قالب اهداف (اهداف شناختی، اهداف عاطفی و اهداف مهارتی)، محتوا (الگوی سازماندهی و مفاهیم)، راهبردهای یاددهی یادگیری (روش های ارائه و روش های تدریس)، نیروی انسانی (نقش معلم و نقش دانش آموز) و ارزشیابی استخراج شد. یافته های این پژوهش می تواند تصویری روشن از عناصر برنامه درسی تربیت شهروند دیجیتال و ویژگی های آن ارائه کرده و راهنمایی برای برنامه ریزان جهت تدوین برنامه درسی شهروند دیجیتال برای دانش آموزان باشد.
۱۱.

طراحی الگوی ارتباطات رسانه ای معلم-دانش آموز در مقطع ابتدایی:یک مطالعه پدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۱۶۷
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی ارتباطات رسانه ای معلم-دانش آموز در مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با روش کیفی از نوع پدیدارشناسی انجام شد. قلمرو پژوهش را معلمان و دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر بیرجند، تشکیل دادند. با توجه به ماهیت پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. با مصاحبه نیمه ساختاریافته 13 نفر از معلمان و 10نفر از دانش آموزان داده ها اخذ گردید. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تامین روایی و پایایی از معیارهای لینکلن و گوبا استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و دانش آموزان در قالب 4 مضمون اصلی اهداف و دلایل (خبری و آگاه سازی، آموزشی و اشتراک گذاری فایل، راهنمایی و مشاوره، نظارتی و مراقبتی، بحران زدایی، سرگرمی و مدیریت اوقات فراغت)، فرصت ها و تهدید ها (زیرساخت اینترنت، تجهیزات و وسایل الکترونیکی، طرز تفکر و فرهنگ، عدم تخصص و سواد فناوری، در دسترس بودن و انعطاف پذیری زمان و مکان)، راهکارهای توسعه (توسعه شبکه های اجتماعی بومی، ارتقا شبکه آموزشی دانش آموزی(شاد)، استفاده از رسانه های جمعی، توسعه زیر ساخت های اینترنت و اینترانت، حمایت از خانواده های محروم، توسعه سواد رسانه ای، روی آوردن به بسترهای آنلاین) و دستاوردها و پیامدها (صرفه جویی در زمان آموزش، ارتباط آسان و ساده، رصد و مداخله به هنگام، شکل گیری یادگیری عمیق تر و با انگیزه، حواس پرتی دیجیتال، اعتیاد و مشکلات روانی و افت تحصیلی) سازمان یافت.
۱۲.

مدیریت حواس پرتی دیجیتال یادگیرندگان در آموزش الکترونیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۷
غوطه وری روزمره یادگیرندگان عصر جدید در فناوری های دیجیتال از یک طرف و استفاده از این فناوری ها برای اهداف یاددهی-یادگیری از طرف دیگر زمینه ساز مشکل جدیدی تحت عنوان حواس پرتی دیجیتال شده است. هدف پژوهش حاضر، بررسی پدیده حواس پرتی دیجیتال و ارائه راهکارهایی جهت کاهش و مدیریت آن است. روش پژوهش کیفی از نوع نظریه داده بنیاد است. میدان مطالعه، دانشجویان مقطع کارشناسی دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی دانشگاه بیرجند بودند که تعداد 30 نفر از آنان به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انتخاب شدند. روش نمونه گیری هدفمند و ابزار سنجش مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. پس از مصاحبه سی ام همگرایی حاصل و داده ها به اشباع نظری رسیدند. تجزیه وتحلیل داده ها با به کارگیری سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی منجر به استخراج 32 طبقه فرعی و 6 طبقه محوری شامل: 1) تدریس اثربخش؛ 2) سواد دیجیتال؛ 3) ارزشیابی مداوم؛ 4) مدیریت کلاس؛ 5) مدیریت زمان و 6) محیط یادگیری به عنوان راهبردهای اثربخش مدیریت و کاهش حواس پرتی دیجیتال یادگیرندگان شناسایی شد. این راهکارها بحث و پیشنهاداتی جهت مدیریت حواس پرتی دیجیتال یادگیرندگان ارائه شد. پیشنهاد می گردد تا اساتید محترم دانشگاه ها، تجارب زیسته خودشان از مدیریت حواس پرتی دیجیتال دانشجویان درقالب پژوهش و یا برگزاری کارگاه های آموزشی به اطلاع سایر اساتید نیز برسانند. همچنین، برگزاری همایش هایی با موضوع آسیب شناسی ابزارهای یادگیری دیجیتال با همکاری وزارت آموزش و پرورش توصیه می گردد. برگزاری کارگاه های مهارت زندگی برای آشنایی بیش تر دانشجویان و دانش آموزان با آسیب های ابزارهای دیجیتالی و بهره گیری آگاهانه از آن در بهبود زندگی شخصی و علمی نیز یکی دیگر از موارد لازم توجه است. پیشنهاد می گردد تا طراحان پلتفرم ها و سامانه های برگزاری کلاس های الکترونیکی نسبت به ایجاد فضایی تعاملی با قابلیت امکان برقراری ارتباطات دو طرفه اقدام نمایند.
۱۳.

طراحی و اعتباریابی الگوی سواد دیجیتال برای معلمان استان خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۸ تعداد دانلود : ۲۸۵
هدف از این مطالعه، طراحی و اعتباریابی الگوی سواد دیجیتال برای معلمان استان خراسان جنوبی بود. روش پژوهش، ترکیبی بود و از طرح اکتشافی در دو مرحله کیفی و کمی استفاده شد. در مرحله کیفی با استفاده از روش داده بنیاد و بر مبنای نمونه گیری هدفمند، به مصاحبه با 22 نفر از متخصصان، دبیران و آموزگاران پرداخته شد و ویژگی های مدل در قالب الگوی پارادیمی و بر اساس نظریه داده بنیاد استخراج شد. در مرحله کمّی پرسشنامه استخراجی، بر اساس نمونه گیری خوشه ای و بر مبنای جدول مورگان در بین 375 نفر از دبیران و آموزگاران استان توزیع شد. داده های کمّی در دو بخش 1) آمار توصیفی و 2) آمار استنباطی (تحلیل عاملی تأییدی) تجزیه و تحلیل شدند. تحلیل عاملی تأییدی نشان داد که همه مؤلفه های مدل در سطح 05/0 معنا دار و از برازش کافی نیز برخوردارند. یافته ها نشان داد که نیازهای فردی و جمعی زندگی باعث می شود که معلمان به توسعه سواد دیجیتال خود گرایش پیدا کنند. محور اصلی این گرایش انگیزه های شغلی و سازمانی است. ازجمله عوامل مداخله گر می توان به زمان کم آموزش، محتوای حجیم و سطح سواد معلمان اشاره کرد. تجهیزات مربوط به مدرسه و سازمان می تواند شرایط محیطی لازم برای رشد سواد دیجیتال را فراهم کند. با استفاده از راهبردهای یادگیرنده محور و گروه محور معلمان می توانند به رشد سواد دیجیتال خود کمک کنند، رشد حرفه ای معلمان، رشد همه جانبه شاگردان و ایجاد مدرسه نوآور ازجمله پیامدهای شکل گیری سواد دیجیتال است.
۱۴.

اعتبارسنجی مقیاس سنجش نگرش دانش آموزان نسبت به هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۶ تعداد دانلود : ۱۱۲
فنّاوری هوش مصنوعی به سرعت در حال رشد و در ابعاد مختلف زندگی افراد مؤثر است که زندگی تحصیلی نیز از آن استثناء نیست. در اختیار داشتن ابزار روا و پایا برای سنجش نگرش دانش آموزان نسبت به هوش مصنوعی گامی مهم برای طرح ریزی پژوهش های مرتبط است؛ ازآنجاکه ابزاری برای سنجش نگرش دانش آموزان نسبت به هوش مصنوعی در ایران وجود ندارد، هدف پژوهش حاضر اعتبار یابی نسخه ایرانی پرسشنامه ۲۶ گویه ای نگرش دانش آموزان نسبت به هوش مصنوعی سو و آن (۲۰۲۲) بود. برای رسیدن به هدف پژوهش از روش ارزشیابی استفاده شد. جامعه آماری کلیه دانش آموزان متوسطه دوم شهر بیرجند بود که تعداد ۳۰۳ نفر به عنوان نمونه به صورت چندمرحله ای انتخاب شدند. نتایج تحلیل عاملی تأییدی نشان داد این پرسشنامه دارای ۳ مؤلفه شناختی، عاطفی و رفتاری است که الگوی سه عاملی برازش قابل قبولی با داده ها دارد (02/642- X2، ۸۹/0- CFI، 06/0- RMSEA). همچنین ضرایب آلفای کرونباخ مؤلفه ها بین ۷۹/0 تا 93/0 بود که نشان دهنده این است که پرسشنامه از پایایی و روایی قابل قبولی برخوردار است. بر اساس این نتایج می توان گفت که پرسشنامه سنجش نگرش دانش آموزان به هوش مصنوعی ابزاری مناسب برای پژوهش های ایرانی است.
۱۵.

تحلیل پدیدارشناسانه ادراک معلمان از ادغام چت جی پی تی در آموزش و پرورش مقطع ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۱ تعداد دانلود : ۱۸۶
هدف: با پیشرفت فناوری ، ابزارهای نوینی مانند چت جی پی تی به سرعت جای خود را در حوزه آموزش باز کرده اند. هدف این پژوهش بررسی ادراکات معلمان دوره ابتدایی از ادغام چت جی پی تی در آموزش بود و تجربه زیسته آنان از فرصت ها، چالش ها و کاربردهای چت جی پی تی را بررسی نمود.روش شناسی: طرح پژوهش با رویکرد کیفی و از نوع پدیدارشناسی بود. با توجه به ماهیت پژوهش، از روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار استفاده شد. پس از مصاحبه با 13 معلم، داده های اخذ شده به اشباع رسید. فرایند تحلیل داده ها بر اساس روش کلایزی، و با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020 انجام شد.یافته ها: تحلیل داده ها منجر به شناسایی ۲۱۱ عبارت معنی دار شد که در قالب ۲۵۲ واحد معنایی تدوین گردیدند. در نهایت، واحدهای معنایی مشابه در دسته های کلی تری طبقه بندی شده و یافته های پژوهش را شکل دادند که نشان دهنده ۹ مضمون اصلی و 23 زیرمضمون بود. مضامین اصلی استخراج شده عبارت بودند از: افزایش کارایی، بهبود مهارت های فکری و شناختی، بهینه سازی فرآیند یادگیری، چالش های پاسخ دهی، چالش های اخلاقی و آموزشی معلمان، مسائل حریم خصوصی، تولید محتوا آموزشی، ارزشیابی کلاسی و راهنمایی و مشاوره.نتیجه گیری و پیشنهادها:  چت جی پی تی فرصت ها و کاربردهای زیادی برای آموزش و پرورش مقع ابتدایی به ارمغان آورده است. با این حال، معلمان با چالش هایی در این مسیر روبه رو هستند که ضروریست با ارائه راهنمایی های مناسب و دوره های آموزشی، توانمندی آن ها در بهره گیری از این فناوری افزایش یابد.نوآوری و اصالت:  این پژوهش با رویکردی نو به ظرفیت های چت جی پی تی در برنامه ریزی آموزشی مقطع ابتدایی پرداخته و فرصت ها و کاربردهای این فناوری را که می توانند به بهبود فرایند آموزش کمک کنند، همراه با چالش های موجود در این مسیر بررسی کرده است.
۱۶.

شناسایی ویژگی های عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف از پژوهش حاضر، شناسایی ویژگی‌های عناصر برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجو‌معلمان است. رویکرد پژوهش کیفی، از نوع فراترکیب است. قلمرو پژوهش، کلیه پژوهش‌های انجام شده در زمینه برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال در بازه زمانی 2004 تا 2024 است. با درنظر گرفتن معیارهای ورود و خروج، 31 پژوهش انتخاب و داده‌های آنها استخراج و تحلیل شدند. یافته‌ها نشان داد اهداف برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال دانشجومعلمان دربرگیرنده حیطه‌های مختلف، مشتمل بر جنبه‌های فردی و اجتماعی و همسو با یادگیری مادام‌العمر هستند. محتوا به‌روز، زمینه‌ساز رشد تفکر انتقادی، متناسب با زندگی واقعی دانشجومعلمان و مبتنی بر عناصر نه‌گانه شهروندی دیجیتال هستند. راهبردهای یاددهی یادگیری متنوع، مشارکتی، تعاملی و غنی‌شده با فناوری هستند. منابع آموزشی، به‌روز، قابل اشتراک‌گذاری و مبتنی بر فناوری هستند. دانشجومعلمان در فعالیت‌های یادگیری نقش فعالی دارند و در شبکه‌های اجتماعی، به مثابه کنشگر نقش ایفا می‌کنند. در برنامه درسی تربیت شهروندی دیجیتال زمان و فضا از ویژگی انعطاف‌پذیری برخوردار است یعنی محدود به زمان و فضای رسمی نیست. گروه‌بندی به گونه‌ای است که یادگیری مشارکتی و تفکر انتقادی تقویت و دیدگاه‌های مختلف تشویق شود. ارزشیابی نیز به روش‌های مختلفی از جمله روش‌های کمی و کیفی، ارزشیابی تکوینی، خودارزیابی و ارزشیابی توسط همتایان صورت می‌گیرد.
۱۷.

واکاوی تجارب زیسته ارتباطات رسانه ای والدین-معلم مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 : پژوهش پدیدارشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۰
در پژوهش حاضر به واکاوی تجارب زیسته ارتباطات رسانه ای والدین-معلم مقطع ابتدایی در سال تحصیلی 1402-1403 به شیوه کیفی و از نوع پدیدارشناسی پرداخته شده است. مشارکت کنندگان در این پژوهش 15 معلم و 10 نفر از والدین از دبستا ن های شهر بیرجند بودند که به شیوه هدفمند انتخاب شدند و در مصاحبه های نیمه ساختاریافته شرکت کردند. برای تجزیه وتحلیل داده های جمع آوری شده از روش تحلیل کلایزی استفاده شد. یافته های حاصل از تجارب زیسته معلمان و والدین در ارتباطات رسانه ای در5 مضمون اصلی اهداف و دلایل ارتباط رسانه ای(انتقال و اشتراک گذاری اطلاعات، پاسخ دهی، شفاف سازی، اطلاع رسانی و ثبت رویدادها)، روش های ارتباطی(هم زمان، ناهم زمان)، ابزارهای ارتباطی (سیستم های پیام رسان، ویدئوکنفرانسی و آنلاین، مواد چاپی الکترونیک، نظرسنجی و فرم الکترونیکی، وب سایت، شبکه آموزشی دانش آموز( شاد))، چالش ها و محدودیت ها(اشتغال والدین، سطح سواد و تحصیلات، نبود منابع مادی و اینترنتی، نوع نگرش و طرز تفکر به فناوری، شرایط سنی، نوع سکونت)، مزایا و فرصت ها (آسان و راحت، انعطاف پذیری در زمان و مکان، افزایش سرعت و رصد لحظه به لحظه، ثبت وقایع و آرشیو کردن) طبقه بندی شد. به طورکلی می توان نتیجه گرفت که با ورود بسترهای رسانه ای به حوزه ارتباطات، ارتباط معلم-والدین هم تحت تأثیر قرارگرفته است و بسترهای رسانه ای به عنوان تسهیلگر در حوزه برقراری ارتباط عمل می نمایند.
۱۸.

ارائه الگوی جاری برنامه درسی با نشاط در دوره ابتدایی: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۵ تعداد دانلود : ۳۹۵
هدف پژوهش حاضر  بررسی الگوی جاری نشاط در برنامه های درسی مقطع ابتدایی بود. این پژوهش با رویکرد کیفی و با روش داده بنیاد انجام گرفت. مشارکت کنندگان بالقوه پژوهش شامل کلیه کارگزاران دخیل در نشاط در برنامه های درسی دوره آموزش ابتدایی بودند که از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع ملاک محور انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه  نیمه ساختار یافته چهارده نفر از معلمان، پنج نفر از مدیران مدارس، هشت نفر از اولیا دانش آموزان جمع آوری شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و گزینشی استفاده شد. برای تأمین روایی و پایایی از معیارهای لینکن و گوبا استفاده شد. نتایج پژوهش نشان دهنده ی بیست و یک مفهوم محوری و هشت مقوله منتخب است که در قالب مدل پارادیمی شامل غفلت از نشاط در برنامه های درسی و تربیتی مدارس به عنوان مقوله ی محوری و شرایط علّی (ضعف مدیریتی مدارس، ضعف در فرهنگ آموزشی مدارس، ضعف در روابط اجتماعی دانش آموزان)، عوامل زمینه ای (عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل سازمانی و عوامل آموزشی)، شرایط مداخله ای تسهیل گر(عوامل شخصیتی و فردی، جذابیت محتوایی کتب درسی، توجه به تفاوت های فردی و ارزشیابی کیفی)، شرایط مداخله گر محدودکننده (چالش های فردی، چالش های فرهنگی و چالش های مدرسه ای)، راهبردها (تعاملات و ارتباطات دانش آموزان، صمیمی سازی فضای کلاسی توسط معلمان، توجه به روش های فعال تدریس، پویاسازی فضای فیزیکی) و پیامد (افزایش افسردگی و سرخوردگی تحصیلی) سازمان یافت. بنابراین می توان نتیجه گرفت توجه به زمینه های فرهنگی- اجتماعی، سازمانی و آموزشی در تلفیق نشاط در برنامه های درسی مورد نیاز است.
۱۹.

Effectiveness of blended learning on students' academic motivation in multi-grade classes(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۴۳۹
Multi-grade classes are one of the realities of our educational system. Academic motivation is known as a challenge for educational systems in developing countries. According to the rapid advances in science and technology, the utilization of blended learning seems to solve this challenge. This study aimed to investigate the effectiveness of blended learning on students' academic motivation in multi-grade classes. The study was quasi-experimental with a pre-test-post-test design with the control group. The statistical population was all students of primary multi-grade classes in Ghaen (n=2200 with 160 classes). The statistical sample was 28 multi-grade students selected using the two-stage cluster sampling method. Also, to collect data, Harter's academic motivation questionnaire was used with Cronbach's alpha of 0.92. The SPSS application and covariance test used to analyze the data. The results showed that academic motivation scores in the experimental group were more than the control group (p≤0.05, f (25.1) = 4.23). According to ETA squares, the blended approach explains 37% of the variance of academic motivation post-test scores (p<0.05, ŋ2=37%). According to the findings and the challenges of teaching in multi-grade classes, this method is not just one option but seems to be the best solution for resolving multi-grade problems.
۲۰.

عوامل مؤثر بر کاهش انگیزه شغلی معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان سبزوار در آموزش های مجازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۴ تعداد دانلود : ۲۲۵
پیشینه و اهداف: انگیزه شغلی از مهم ترین معیارهایی است که در جامعه معلمان همواره باید در سطح بالایی قرار داشته باشد زیرا منجر به ارتقای عملکرد حرفه ای و کارایی آنان می گردد. از این رو شناخت عوامل مؤثر بر کاهش انگیزه شغلی معلمان از اهمیت ویژه ای برخوردار است. در آموزش های مجازی به سبب ماهیت این نوع آموزش ها، ضرورت این مسئله دوچندان می شود. پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل مؤثر بر کاهش انگیزه شغلی معلمان دوره دوم ابتدایی در آموزش های مجازی به انجام رسید. روش ها : رویکرد این پژوهش از نوع کیفی و روش آن تحلیل مضمون بود. جامعه آماری شامل کلیه معلمان دوره دوم ابتدایی شهرستان سبزوار بود که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و پس از انجام مصاحبه با 10 نفر اشباع داده ها حاصل شد. یافته ها: در پژوهش حاضر از تحلیل مصاحبه ها شش مضمون اصلی مسائل آموزشی، مسائل اجتماعی و فرهنگی، مسائل شبکه ای و سخت افزاری، مسائل شخصی و خانوادگی، مسائل اداری و سازمانی و مسائل اقتصادی به عنوان مسائل مؤثر بر کاهش انگیزه شغلی معلمان شناسایی شدند. هر کدام از این مضامین دارای مضامین فرعی متعددی نیز بودند که نشان دهنده تفاوت نگرش ها و ادراکات معلمان نسبت به علل موثر بر کاهش انگیزه شغلی آنان است. نتیجه گیری: با توجه به یافته های تحقیق متولیان آموزش و پرورش باید نسبت به عوامل مؤثر بر انگیزه شغلی معلمان حساس بوده و زمینه افزایش انگیزه شغلی آنان را فراهم کنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان