کاربردهای مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی: مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه درسی و آموزش یادگیرنده محور سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
97 - 117
حوزههای تخصصی:
هدف: توجه به تفاوت های فردی در طراحی و رهبری برنامه درسی بسیار حائز اهمیت است. مدل سازی یادگیرنده، با قابلیت کمک به شخصی سازی یادگیری و بهینه سازی منابع، به عنوان یک راه حل در این مسیر می تواند مطرح شود. این مطالعه با تمرکز بر چهار سوال (تعریف مدل سازی یادگیرنده، انواع، کاربردها و روش های پیاده سازی آن) به تحلیل نقش مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی می پردازد. روش پژوهش: به روش مرور نظام مند براساس دستورالعمل پریزما، ۵1 مقاله از پایگاه های Web of Science و Scopus استخراج شد. پس از غربالگری، 12 مقاله با استفاده از تحلیل استقرایی و کدگذاری کیفی تحلیل شدند. یافته ها: بر اساس بررسی و تحلیل دقیق مقالات، تعریف مدل سازی یادگیرنده در طراحی برنامه درسی در سه چارچوب مختلف مبتنی بر هوش مصنوعی، مبتنی بر هستی شناسی و مبتنی بر اطلاعات شناختی یادگیرنده تعریف و در هفت نوع پوششی، کلیشه ای، اغتشاش، مبتنی بر یادگیری ماشین، ردیابی، هستی شناسی و ترکیبی طبقه بندی شدند. کاربردهای مدل سازی یادگیرنده شامل «تنظیم ساختار یادگیری»، «افزایش کارایی آموزش» و «طراحی برنامه های درسی شخصی سازی» بود. الگویتم پیاده سازی آن به سه دسته کدنویسی، هوش مصنوعی و ترکیبی تقسیم شدند. تفاوت اصلی آن ها در سطح وابستگی به داده و پیچیدگی سیستم است. مدل سازی یادگیرنده امکان تنظیم پویای برنامه درسی، بازخورد بلادرنگ و بهینه سازی عملکرد یادگیرندگان را فراهم می کند. نتیجه گیری: مدل سازی یادگیرنده با پیوند نظریه های آموزشی و فناوری، چالش های نظام های متمرکز را کاهش می دهد. یکپارچه سازی هوش مصنوعی در چارچوب های تربیتی نیازمند همکاری بین رشته ای، مدل های نظری قوی و ملاحظات اخلاقی برای تحول پایدار است.